Posts by آروین صداقت کیش
گزارش جلسه شانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۶)
«تریپ ما» با توجه به کمبودهای آشکار فنی و تجربی که در تنظیم آن شنیده میشود، اما بیتردید یکی از معدود آهنگهای رپ فارسی با بیان واقعگرایانه از زندگی خشن و شرایط غیر انسانی جوانان مقیم تهران است که از زبان «سروش لشگری» معروف به «هیچکس» به همراهی «مهرک» معروف به «Reveal» و تنظیم و آهنگسازی «شاهین پژوم» ابراز میشود.» (از متن نقدی با عنوان «تریپ «هیچکس» تریپ مردمی رپ فارس»)
ژرفاندیشی درباره موسیقی مردمپسند (۱)
حدود سه دهه ی پیش اولین نوشتهی جدی دربارهی موسیقی مردمپسند در ایران پدیدار شد و سپس همراه با ناپدید شدن این گونه موسیقی از حیات رسمی موسیقایی، آن بارقهی زودگذر آغازین هم ناپدید گشت. این اولین تلاش در زبان فارسی، مقالهی «مسعود یزدی» (۱)، طرحی جامعهشناسانه و وامدار «تئودور آدورنو» و عمیقا تحت تاثیر شرایط زمانهی نگارش است. پس از آن سکوت با فاصلهی نزدیک به دو دهه دوباره نوشتارهای تحقیقی دربارهی موسیقی مردمپسند به صحنه بازگشتند (و اغلب در حوزههایی جز موسیقیشناسی) (۲).
ساز به ساز (۱)
احتمالاً پیش آمده که بشنوید یک قطعهی موسیقی کلاسیک غربی را با یکی از سازهای ایرانی بنوازند؛ مثلاً اجراهای «کیوان ساکت» از برخی آثار مشهور یا بخشی از اجرای «اردوان کامکار» در فیلم «سنتوری». اگر به ماهیت بحثهای درگرفته (به خصوص پس از مورد اول) توجه کرده باشید ته رنگی از شک یا بدبینی را نسبت به این اجراها (دست کم دربرخی از آنها) درمی یابید. نکتهی اصلی همهی این گفتگوها این پرسش است که آنچه از چنین اجرایی به دست میآید تا چه پایه ارزشمند است؟ همهی بحثهایی هم که در مورد «درست بودن»، «به جا بودن» یا امثال آن، طرح میشود در نهایت از آن رو است که بتوان از نتیجهی آنها به عنوان ابزار ارزشگذاری بهره برد.
گزارش جلسه شانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۵)
بسیاری از نقدهای سیاسی- ایدئولوژیک، انسانشناسانه و جامعهشناسانهی موسیقی مردمپسند بر این جنبهها تکیه دارند (حتی نقد آدورنو با عنوان «دربارهی موسیقی عامهپسند» که جنبههای موسیقایی را نیز از نظر دور نمیدارد). برای کسانی که از این دیدگاه مینگرند موسیقی (بهویژه مردمپسند) بهعنوان یک عنصر فرهنگی که در شکلدهی روابط اجتماعی و فرهنگی نقشی تعیین کننده دارد، مورد توجه است و نه یک فرآوردهی کاملاً مستقل هنری.
گزارش جلسه شانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۴)
بخش بزرگی از توجهی که موسیقی مردمپسند به خود جلب میکند مربوط به متن ترانههای آن است. بسیاری از نوشتهها و گفتارهای ارایه شده در مورد آن هم تکیهی بسیار بر تحلیل متن دارند. این نوع مطالعات اغلب با شکلهای مختلف تحلیل محتوای ادبی (متنِ بدون موسیقی) چندان متفاوت نیستند.
موسیقی متن در یک نگاه (۳)
حضور موسیقی متن و یافتن نقشی فرمی، جنبههای گوناگونی به خود میگیرد که قدمتشان به هنرهای نمایشی قرن نوزدهم میرسد. موسیقی متن گهگاه کاملا شریک تدوین میشود و در فرم هندسی فیلم دخالت میکند؛ به عنوان عنصری تدوینی از روی بریدگیها و ناپیوستگیها پل میزند و عامل به هم پیوستنشان میشود و پارهای اوقات نیز با ساختار درونی فیلم ارتباط مییابد. برای مثال در فیلم “وقتی همه خوابیم” آهنگساز تصمیم گرفته حالا که فیلمی در فیلم قرار گرفته و اینها دربارهی سینماست موسیقی فیلمهای دیگر را در موسیقی متن خودش جا بدهد.<
موسیقی متن در یک نگاه (۲)
هنگامی که موسیقی بیکلام را میشنویم بسیار دشوار است تا بفهمیم “چه میگوید” (یا به بیانی فنیتر؛ معنایش چیست؟) اما به هر حال از لحاظ عاطفی تحت تاثیرش قرار میگیریم. به همین ترتیب وقتی که چنین موسیقیای با یک رویداد دیگر همراه میشود (که در ساحت امر دراماتیک است) منتظریم تاثیر عاطفیای که موسیقی میگذارد معادل همان عاطفهای باشد که در تصاویر جریان دارد یا قرار است از تصاویر به مخاطب سرایت کند.
موسیقی متن در یک نگاه (۱)
موسیقی هنگامی همنشین سینما شد که فیلمها (و در کل سینماتوگرافی)-به رغم آنکه، دست کم پس از تلاش آزمایشگاههای ادیسون در ۱۸۹۴ برای اختراع دستگاه صوتی-تصویری همزمان و ساخته شدن یکی از اولین تصاویر متحرک صدادار توسط دیکسون با آن، از لحاظ فنی میتوانستند صدادار باشند- سکوت کرده بودند. در نتیجه در سینمای صامت بخش بزرگی از بار انتقال معنا بر دوش موسیقی قرار گرفت. شاید همین رابطه است که باعث شده آیندهی موسیقی فیلم نیز زیر نفوذ یافتن معنا یا معنادار کردن قرار گیرد.
روایت یک سده پیانو
بعضی کنسرتها مهماند. حتا با نگاه کردن به فهرست برنامهشان، نشنیده هم میتوان گفت که مهماند. از آن دست کنسرتها که بروی و چند لحظه به موسیقی سازی خالص گوش بسپاری؛ کنسرتی که نه کلام دل و هوش از شنونده برباید نه صدای دلکش خوانندهای، فقط موسیقی باشد و خودش…
گزارش جلسه شانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۴)
به این ترتیب برخی چشماندازهای نقد در مواجهه با متن موسیقی را میتوان چنین برشمرد: تحلیل محتوا، تفسیر محتوا بهویژه در شرایطی که صراحتی در متن نیست، لحنها و خوانشها، یافتن پیام متن (به این معنی که گاه صحبت از چیزی به میان میآید که منتقد میپندارد پیام سازنده است)، توافق عمومی یا درک مشابه (ادعای این که در درک آن پیام توافقی وجود دارد)، و همزمانی با موسیقی.

