Posts by آروین صداقت کیش
گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۲)
نقد فمینیستی (و البته بعضی گرایشهای دیگر در نقد نیز) هراسی از آن ندارد که به جای جهانشمول دیدن معیارهای ارزیابی هنرهای زیبا و آثار مرجعی که مصداقهای ارزیابی و بسترهای عینی آن را شکل میدهند، آنها را آفریدهی گرایشهای «مرد سفیدپوست اروپایی» بداند و به جستوجوی علل حذف گرایش بخشهای بزرگی از جمعیت جهان (بهویژه غیبت زنان و زنانگی در تعیین آثار مرجع) در آن بپردازد.
گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۱)
عصر روز چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۲، پانزدهمین جلسه از کارگاه آشنایی با نقد موسیقی در خانهی موسیقی برگزار شد. عنوان این جلسه «نقد فمینیستیِ موسیقی» بود و به بررسی جریانهایی در موسیقیشناسی و نقد موسیقی میپرداخت که متاثر از مطالعات زنان و نظریههای فمینیستی هستند.
گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۵)
در این مرحله از کارگاه چند نقد بهعنوان نمونههایی از نقد سیاسی بازخوانی شد. نخست بخشی از نوشتار انتقادی «ژاک آتالی» موسیقیشناس انتقادی و مارکسیست سرشناس از مجموعهی «مارکس و موسیقی» (به ویراستاری رگولا بورکهارت قریشی) ترجمهی «شهریار خواجیان» بهعنوان یک نمونهی تاثیرگذار خوانده شد:
گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۴)
-در مورد نخست، موسیقیدان کارگر (اگر چه احتمالاً یقه سفید) محسوب شده و همان از خود بیگانگی که برای کارگران تحت سلطهی سرمایهداری روی میدهد برای آنان نیز متصور است. مناسبات تولیدی موسیقی میتواند در پرتو چنین سازوکارهایی توصیف، یا تحلیل شود. در این هنگام «قاسم آفرین» پرسید این چه ارتباطی با مسالهی از خودبیگانگی روانشناختی دارد؟ مدرس پاسخ داد به نظر نمیرسد از دیدگاه مارکسیستها این دو ارتباطی داشته باشند. «سعید یعقوبیان» هم اشاره کرد که علاوه بر مارکسیستها لیبرالها هم مفهوم از خودبیگانگی (البته به معنایی دیگر) را در کارهای نظری خود لحاظ میکنند و به نظر میرسد همه به نوعی با از خودبیگانگی دست به گریباناند.
گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۳)
در این میان و با فرآیندی مشابه جلسهی گذشته (تلقی سطحی از راه دادن دغدغهی اجتماعی به نقد و یکسان دانستن آن با نقد جامعهشناسانه) میتوان گفت مارکسیسم عوامانه پیوندی ناگسستنی با نقد ژورنالیستی دارد. با این حال آن نقد مارکسیستی که اینجا مورد نظر است در عمیقترین جنبههای خود دو سو دارد:
گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۲)
گونهی دیگری از رابطهی میان نقد و سیاست، نقد بر پایهی ایدئولوژی حزبی است. این نوع نقد معمولاً بیش از هر چیزی در نظر غیرمتخصصها نقد سیاسی به حساب میآید و بهویژه در حکومتهای ایدئولوژیک که مایلند برای تمامی جنبههای زندگی مردمشان- از جمله موسیقیای که میشنوند- نسخهای بپیچند، بسیار رواج دارد. هر چند که گاه ممکن است چنین نوشتارهایی شکل نقد موسیقی به معنای مورد نظر در این کلاس را نیز به خود بگیرد اما بیشتر شبیه بخشنامههای حزبی است و اگر هم بر نقدِ اثر، مجموعهی آثار یا سبکی متمرکز میشود، هدفی مربوط به خارج از دنیای موسیقی را دنبال میکند؛ «مهار گوش شنوندگان».
گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۱)
چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ماه ۱۳۹۲، چهاردهمین جلسه از «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» با عنوان «نقد سیاسی، ایدئولوژیک» در خانهی موسیقی برگزار شد. در این جلسه ابتدا مدرس توجه شرکتکنندگان را به این موضوع جلب کرد که در جلسات اخیر (و بهویژه پس از درس «نقد تفسیری») هر یک از روشهای نقد دستهبندی شده، ارتباطی تنگاتنگ با جلسهی پیش از خود داشتهاند و به قولی میتوان گفت عملاً پایان یک جلسه به جلسهی بعدی پیوند خورده است.
گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۵)
پس از آن خلاصهای از یک مقالهی دیگر که در کتاب «ویکتوریا الکساندر» آمده، خوانده شد. پیش از خواندن بخشهایی از این خلاصه اشاره شد که آن مقاله یک نقد موسیقایی به معنای مرسوم نیست بلکه یک مطالعهی موردیِ جامعهشناختی است با این حال مطالعهی آن ازجهت روندها و رویکردها و نتایج به دست آمده برای کارگاه مفید است:
گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۴)
بنابر گفتاری که گذشت، بزرگترین چالش یا دشواری جامعهشناسی برای وارد شدن به دنیای نقد این پرسش است که: آیا دو نوع ارزش [هنری]- ارزش درونذاتی یا زیباشناختی، و ارزش برونذاتی یا سیاسی [اجتماعی]- وجود دارد؟ اگر وجود دارد رابطهی اینها چیست؟ و نقدی که بر شالودهی جامعهشناسی ساخته میشود چگونه بر چالش میان این دو پیروز خواهد شد. نحوهی پاسخ به این پرسش(ها) چگونگی ورود جامعهشناسی را مشخص خواهد کرد.
گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۳)
فرآیند دیگری نیز هست تحت عنوان «انسانشناختی» که اگر چه به سختی میتوان آن را جزیی از بحث حاضر به حساب آورد اما گاهی با آن اشتباه گرفته میشود. در این فرآیند قصد، توصیف انسانشناسانهی هنر است و نقد به مفهوم داوری و ارزیابی در آن جایی ندارد.

