Posts by آروین صداقت کیش
گزارش جلسه یازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۱)
یازدهمین جلسه از «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» عصر چهارشنبه، ۲۸ فروردین ۱۳۹۲ در خانهی موسیقی برگزار شد. جلسهی یازدهم که به «نقد نشانهشناسانهی موسیقی» اختصاص داشت آغاز مباحث میانرشتهای این کارگاه به شمار میآید. در این گونه مباحث نقد موسیقی ابزارهای یک رشته یا زیررشتهی دیگر را بهکار میگیرد تا به دنیای درون اثر هنری پا بگذارد یا پیرامونش را بکاود.
گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۶)
حداقل کارکرد چنین جست و جویی آن خواهد بود که مخاطب اثر، چنانچه اهل اندیشه و تعمق باشد، به جای صدور یک حکم «خوب» یا «بد» کلی و غالبا ناکارآمد، جوانب متعدد را با احتیاط بسنجد و عرصههای مختلف یک اثر را از هم تفکیک کند. اما این حداقل، به یقین حداکثر فایدهی تلاش منتقد نیست. چنین جستجویی میتواند با کند و کاو در نکات مختلف اثر، پارهای پرسشهای عام فضای موسیقی را مشخص کند و با کاوش در فنون و شیوههای به کار گرفته شده در یک اثر خاص، محدودیتها و امکانات این روشها را بازنماید و در نهایت یک طرح عام و البته نسبی از موسیقی جامعه ارائه کند.» (ص ۱۴۵ و ۱۴۶)
گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۵)
شاید به دلیل همین دشواریهاست که نقدهای موسیقیای که در منابع تحت عنوان «تفسیری» نامیده شدهاند، اندک است. از میان آنها که «نیوکامب» در مقالهاش (Newcomb 1984) با شرح ویژگیهای زیر برشمرده است:
گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۴)
«[…] هر دو نقد به وظیفه ازلی خود که همان قضاوت کردن است واقفاند، با این تفاوت که قضاوت در نقد سنتی در مورد محتوای اثر و از طریق شم و سلیقه منتقد انجام میگیرد، حال آنکه منتقد جدید به این ابزارها بدبین است و مسئولیت خود را به اظهار نظر در مورد «اعتبار» یک اثر محدود میکند، چرا که او دستیابی به حقیقت اثر را نه تنها از توان خود، بلکه از توان هر منتقد دیگر نیز خارج میداند.» (اسداللهی و آسیب پور ۱۳۸۸)
گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۳)
«چرا نقد دانشگاهی دست رد به سنیۀ تحلیل ذاتی و درونی میزند؟ (البته اصل تحلیل ذاتی غالبا چندان درک نمیشود). پاسخهایی که فعلا میتوان داد، پاسخهای ممکن است: شاید علتش اطاعت بیچون و چرا از مرام جبر علمی است که به موجب آن اثر حتما «معلول» علتی است و علل بیرونی بیشتر از علل دیگر «علت» پنداشته میشوند. شاید نیز به این جهت است که رد نقد علی و قبول نقد کارکردها و دلالتها مستلزم تغییر عمیق ضوابط دانش، یعنی تغییر شیوه است و این کار تغییر شغل فرد دانشگاهی محسوب میشود.» (ص ۳۶)
گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۲)
[ساختارگرایی] بر نظریههای زبانشناسانهی فردینان دو سوسور بنا شده، که میگوید زبان یک سامانهی خودبسنده از نشانههاست و نظریههای فرهنگی کلود لوی استروس، که میگوید فرهنگها، مانند زبانها میتوانند همچون سامانههایی از نشانهها دیده شده و برحسب رابطههای ساختاری میان عناصرشان تجزیه و تحلیل شوند. این مفهوم مرکزی در ساختارگرایی آن است که تضادهای دوگانه (برای مثال نرینه/ مادینه، عمومی/ خصوصی، پخته/ خام) منطق ناخودآگاه یا «دستور زبان» یک سامانه را معلوم میکنند.
گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۱)
عصر روز چهارشنبه ۲۰ فروردین ماه ۱۳۹۲، کارگاه «آشنایی با نقد موسیقی» پس از وقفهای چند هفتهای به مناسبت تعطیلات نوروزی، با برگزاری دهمین جلسه، کار خود را پیگرفت. این جلسه که همچون جلسهی پیش از آن (نهم)، از دورهی دوم کارگاه (متمرکز بر «سبکها و مکتبهای نقد موسیقی») محسوب میشد، عنوان «نقد تفسیری» را بر خود داشت.
گزارش جلسه نهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۴)
اگر برنامهی اصلی نقد تکوینی را بررسی پیشامتنهای یک اثر بدانیم اینگونه نقد همانطورکه اشاره شد با نقد اثر آهنگساز یا به بیان دقیقتر نقد خلاقیت آهنگساز مشکلی ندارد زیرا پیشامتنهای آهنگسازی، مانند دستنویسها، طرحهای اولیه و… معمولاً به خوبی نگهداری میشوند و حتی قبل از بهوجود آمدن نقد تکوینی نیز در موسیقیشناسی تاریخی و ویرایش آثار برای انتشار، بسیار مورد توجه بودهاند (نباید از نظر دور داشت که در اولی هدف یافتن ارتباطات تاریخی و در دومی یافتن صحیحترین نسخه برای انتشار است و این همان نکته است که نقد تکوینی را از آن کاربردها متمایز میسازد).
گزارش جلسه نهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۳)
از سوی دیگر پدیدآورندگان این روش نقد تاکید بسیار زیادی بر «علم» بودن آن داشتند و ادامه دهندگان راه آنان نیز همین روش و منش را دنبال کردند. بنابراین در نقد تکوینی بهویژه هنرهایی که برساختههایشان (اعم از پیشنویس یا نهایی) ماهیت مادی دارد (نقاشی، مجسمهسازی، ادبیات) از یک سو ردپای روشهای باستانشناسانه مانند تعیین قدمت، ارتباط دادن اشیاء و… از سوی دیگر ردپای یافتههای علوم شناختی و روانشناسی خلاقیت به چشم میخورد، به شکلی که آن را بدل به ترکیبی از زندگینامه، تاریخ، نسخهشناسی، روانشناسی و جامعهشناسی میکند.
گزارش جلسه نهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۲)
پس از گفتن این نکات اولیه، «نقد تکوینی» بهعنوان اولین شیوهی مورد اشاره، معرفی شد. نقد تکوینی که یکی از اصلیترین منابع آن در فارسی کتابی با همین نام (نامی است که مترجم فارسی به گزیدهی مقالات گلدمن- گلچین شده از چند منبع مختلف- داده است)، نوشتهی «لوسین گلدمن» و برگردان «محمدتقی غیاثی» (۱۳۶۹) است، شیوهای است که در جریان اعتراض فضای اندیشهورانهی اروپایی (به ویژه فرانسوی) به ساختارگرایی بسیار افراطی و همزمان با افول آن پدیدار شد.

