Posts by آروین صداقت کیش
گزارش جلسه نهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۱)
پس از آشنایی با برخی مسایل و تکنیکهای عمومی که نقدگران با آن دست به گریبانند پای آگاهی میانرشتهای و مرزبندی شیوههای نقد به میان میآید. نقدگری موسیقی، اغلب کاری ذوقی، گونهای ادبی و خلاصه بینقشه و مرزبندی مشخص سبکی (جز آنچه به ویژگیهای فرد و مقلدان احتمالی ربط دارد) شمرده میشود. این توصیفها ممکن است در مورد خیلی از نقدها درست باشد اما نمیتوان چشم پوشید از اینکه نقد موسیقی هم گونههایی دارد و اگر چه در جهان واقعی نقدها ممکن است دقیقاً درون این مرزها نگنجند، مشخصات کلیشان را میتوان آموخت و بهکار گرفت.
گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۹)
«تمرکز بر دگرگونی» یکی دیگر از پیشنهادهاست. نقد ما توان تحلیلی اندکی برای تشخیص دگرگونیها دارد همانطور که در جلسات پیش هم نشان داده شد نقدگران ما به سختی میتوانند نشان دهند که دو چیز شبیه هم هستند به همین قرینه دگرگونی را نیز به سادگی نمیتوانند مستدل کنند. «سبکشناسی» هم یکی از چشماندازهاست که به مورد قبل مرتبط است. یعنی اگر توان تشخیص تحلیلی نقد ما افزایش یابد میتوان چشمانتظار نوشتارهایی بود که صورتبندی سبکشناسانه میکنند، آن هم به شکلی آگاهانه. نقد معطوف به صورتبندی بهویژه از آن جهت اهمیت دارد که اطلاعات سبکشناختی به اجرای مجدد آثار و ارزیابی آنها بسیار یاری میرساند.
گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۸)
ارایهی طرحوارهای برای تشریح احتمال تفاوت موقعیت نقد در موسیقی ایرانی که تا آنجا پیش میرود که صحبت از امکان تطابق اظهار نظر شفاهی یا موقعیتهای مشابه با فضای موسیقی ایرانی به میان میآید. (۱۳۸۸)
گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۷)
مدرس اشاره کرد: «حتی نام بردن از آنان که به هر روی جامعهی موسیقی ما آنها را نقدگر (با تعریف محدود) میشناسد (برای تمام یا بخشی از زندگی حرفهایشان)، نیز نشان میدهد کمیت نقد ما قابل چشمپوشی نیست. سیاههی زیر خود گویای این سخن است.
گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۶)
همانطور که نشان داده شد در مورد نقد به مفهوم گسترده این «میزان» بسیار زیاد است به طوری که دستکم نیمی از گفتمانهای مورد اشاره بخش بزرگی از حیات موسیقایی را در دوران اوجشان تحت تاثیر قرار دادهاند و به چیره شدن نوعی «جریان اصلی» انجامیدهاند. اما دربارهی نقد به مفهوم محدود، باید اعتراف کرد که در اکثر نمونهها آن «میزان» اندک است.
علینقی وزیری؛ ناسیونالیسم دولتی و روشنفکر موسیقی (۵)
این مقایسهٔ ـ از دید امروزی – آشکارا تحقیرآمیز،(۱۸) که به نظر نمیرسد در آن روزگار نزد ترقیخواهان زیاد ناپسند و آزارنده بوده باشد بخش بزرگی از سیستم ارزشگذارانهٔ هنری (یا شالودههای حمایتی آن) را فراهم میکرد و حقانیتی به دگرگونیهای هنری میداد که برآمده از نیاز به نظم و … در زندگی روزمره بود.
علینقی وزیری؛ ناسیونالیسم دولتی و روشنفکر موسیقی (۴)
در مورد وزیری این امر نه تنها یک ضرورت اخلاقی و تعهد روشنفکرانه برای برپا داشتن چارچوب ترقی بود، بلکه در شالودهٔ اندیشهٔ زیباشناسیاش هم نفوذ کرده و آن را به تسخیر خود آورده بود: «بالجمله شرط اعظم و اساس و بنیان هر صنعتی تربیت و تعالی هیئت اجتماع است.»(۱۲)
گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۵)
«حقیقت اینست که روزی روزگاری نسل بدبختی، غم جانش را، در مادر چاه قناتی گریسته است و شما در طول قنات تاریخ این زنجموره ننه من غریبم را چاه به چاه در اعصاب ملتی فرو کردید که برای قیام بر جهل و ظلم و سیاهی نیازمند شادی و نور و جرات است. چقدر دلم میخواست فرصتی باشد تا بتوانم روی کلمهی شادی تکیه کنم و با همهی وجود به مدح آن بپردازم! افسوس که این موسیقی موذی از درون جونده، مویهگر پایین تنههای محروم و به انحراف کشانندهی مفاهیم عمیق انسانی عشق و شادی و زندگی است! افسوس که این موسیقی جرثومهی فساد و تباهی جان است.» (شاملو ۱۳۶۹)
علینقی وزیری؛ ناسیونالیسم دولتی و روشنفکر موسیقی (۳)
معلوم میشود ژنی ایرانی در اختراع و ایجاد آثار صنعتی در قدیم خیلی بیشتر به کار میافتاده […] یک روح سستی و تنبلی در ما حکمفرماست. چه خود را قادر به تهیۀ وسائل زندگی نمیدانیم و همه را واگذار به بخت تقدیر میکنیم. […] باید […] تکان سختی به خود بدهیم. این غبار بدبختی را از روی خود برطرف کنیم و با انسان امروز همدوش و برابر راه برویم.»
گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (۴)
«دستگاههای موسیقی ایران موسیقی مردهای است و باید دور انداخت. چون روح ندارد. این موسیقی در کنار منقل و وافور و در کنار بساط عرق خورها زندگی میکند. آنها که دودستی این موسیقی مرده را چسبیدهاند متوجه باشند؛ هر موقع که نعشهای مومیایی جان بگیرند، این موسیقی هم زنده خواهد شد.» (فرزانه ۱۳۳۵)

