Posts by آروین صداقت کیش
بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده حاضر (۵)
اما در مورد آوانگاری تقریبا بیشترشان معتقدند که روش مناسبی نیست (بخصوص برای آموزش) و فقط گاهی برای مقاصد پژوهشی و تحلیلی و گاهی نیز برای جلوگیری از فراموشی توصیه شده است (البته با پیشرفت امکانات ضبط صدا، این مورد به غیر از مصارف پژوهشی کمتر مورد استفاده است). بنابراین نظام عقیدتی و نحوهی عمل جنبش احیا در ایران تطابق نسبتا خوبی با یکدیگر دارند.
بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده حاضر (۴)
گروه دیگری از موسیقیدانان را نیز که شاگردان هستهی اصلی گروه محوری بودند، باید جزء گروه محوری به حساب آورد چرا که فعالیتهای بعدی این عده بود که جریان احیا را در سطح جامعه هنری مطرح و آنرا کامل کرد. به نظر میرسد در این مورد، گروهِ محوری دستکم به دو بخش تقسیم میشود: هسته اصلی و شاگردان۱۰. در حقیقت بدلیل نزدیکیِ زمانی و تاثیری که این شاگردان بر جریان موسیقی ایرانی نهادند، بسیار مشکل بتوان این دو بخش را از یکدیگر جدا کرد، در عین حال نباید از نظر دور داشت که زمانی که این شاگردان وارد جریان احیا شدند، خطر اصلی از موسیقی سنتی ایرانی دور شده و مرحله اصلی احیا (حداقل از دید خود احیاگرایان۱۱) تمام شده بود.
بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده حاضر (۳)
از نظر اوضاع سیاسی نیز این سالها مقارن با زمانی بود، که شرایط مناسبی برای احیا موجود بود؛ به این صورت که ترتیب قرار گرفتن نیروها در حکومت پهلوی به گونهای بود که ایجاد پایگاه و بدست آوردن حمایتهای لازم برای تحقق احیا را امکانپذیر میکرد. حتا برخی محققان تا آنجا این موضوع را سیاسی و مهم میدانند که به رقابتهای داخلی خانوادهی پهلوی۷ یا رقابتهای وزارت فرهنگ و هنر و سازمان رادیو تلویزیون و اثر آن بر جریان احیای موسیقی سنتی، به ویژه تشکیل و نحوهی کار «مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایرانی» از سال ۱۳۴۷ به بعد اشاره میکنند (فرهادپور ۱/۱۳۸۴).
بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده حاضر (۲)
با بهکار بردن واژهی منحط یا واژگانی از این دست برای اجراهای موسیقی رادیویی در آن وقت، و سعی در اثبات این موضوع که موسیقی دستگاهی نمونهی موسیقی هنری و اندیشمندانه (گاه در گرایشهای سختگیرانهتر، تنها شکل هنری موسیقی ایران) است، عملا جنبش میخواست وضعیت موسیقی را بهبود بخشد و الگوی موسیقایی بهتری را دستکم برای قشر فرهنگی جامعهی آنوقت ارائه کند. نگاهی اجمالی به گفتههای اعضای جنبش در آن سالها، میزان تطابق وضعیت جنبش احیای موسیقی را با تعریف لیوینگستُن نمایش میدهد:
کتابشناسی: کتابی دربارهی کتابها (۴)
از بین این ۵ کتابشناسی [۳] و [۵] حاوی توصیفهایی است، از محتویات مقاله یا کتاب معرفی شده. در [۳] اشاره شده که توصیفها از روی «منابعی که توسط ناشر یا مولف در مقدمهی کتاب آورده شده و یا در کتابنامههای وزارت ارشاد وجود داشته» نوشته شده. با وجود این گاه در این توصیفها اشاراتی وجود دارد دال بر آن که، نویسنده آن را افزوده است. این نوشتهها بیشتر در تایید منابع است؛ برای مثال: در [۳] ص۱۷۶، در توصیف «شعر و موسیقی و ساز و ادبیات فارسی» آمده «این کتاب از مهمترین منابع تحقیقی در مورد موسیقی ایرانی است» این گفته که معلوم نیست بر چه پایهای قرار دارد حتا اگر هم درست باشد اعتبار و بیطرفی یک کتابشناسی را مخدوش میکند.
بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده حاضر (۱)
جنبش احیا یا بازگشت به موسیقی سنتی (دستگاهی) ایران که در سالهای دههی ۴۰ شمسی آغاز شد، به نوعی تابعی از انواع بازگشت به هنرهای سنتی و فرهنگ قدیم بود، که در آن زمان به عنوان یک جریان روشنفکری و در تقابل نسبی با سلیقهی هنر رسمی قرار داشت (هر چند، گاهی نیروهای درون حاکمیت وقت نیز، به دلایل مختلف از آن حمایت میکردند). این پدیده پس از آن که در دههی ۵۰ به اوج قدرت خود رسید و به بار نشست، تقریبا تمامی فعالیتهای موسیقی را در ایران تحت تاثیر قرار داد و آن چنان فراگیر شد که حتا حوزههایی را هم که به طور مستقیم با موسیقی دستگاهی رابطه نداشتند، در برگرفت. درست به همین دلایل پژوهش دربارهی این برهه از تاریخ موسیقی ایران و جریانهای مربوط به آن یکی از حوزههای مهم پژوهش در موسیقی را تشکیل میدهد.
کتابشناسی: کتابی دربارهی کتابها (۳)
تا کنون ۵ عنوان کتاب کتابشناسی موسیقی به زبان فارسی چاپ شده، که به ترتیب سال انتشار عبارت است از: [۱] «کتابشناسی موسیقی» تالیف ویدا مشایخی ۱۳۵۵ «مرکز اسناد فرهنگی آسیا»، [۲] «کتابشناسی موسیقی» تالیف «محمدحسین درافشان»۱۳۸۲ «مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما»، [۳] «کتابشناسی موسیقی (۱۳۸۱-۱۲۸۱)» تالیف «مهتاب خرمشاهی» ۱۳۸۳ «سرود»، [۴] «کتابشناسی موسیقی در ایران» تالیف «سیمین حلالی» ۱۳۸۴ «ماهور» و [۵] «کتابشناسی و مقالهشناسی موسیقی ایران به طریق توصیفی» تالیف «سید علیرضا میرعلینقی» ۱۳۸۶ «مرکز موسیقی حوزه هنری» (۷). شاید اولین نکتهای که در همان نظر اول توجه را جلب میکند فاصلهی تقریبا سی ساله میان اولی و بقیهی کتابشناسیهای موجود است.
کتابشناسی: کتابی دربارهی کتابها (۲)
پژوهندگان معمولا با اطلاعات اولیه به دنبال مراجع میگردند. به اصطلاح گفته میشود جستجویشان جستجوی کور نیست؛ به همین علت لازم است که فهرستهای دیگری هم جدا از فهرست اصلی تشکیل شود که از زوایای دیگر اطلاعات را نگاه کرده باشد. برای مثال گاه پژوهشگری به دنبال نام خاصی است و هر چه دربارهی او یا نوشتهی او باشد ممکن است هدف تحقیقاش قرار گیرد. برای چنین فردی فهرست راهنمای نامها از فهرست اصلی مهمتر میشود. در صورتی که فهرست دوم (نامها) موجود نباشد، او باید بگردد و تمامی مراجع مرتبط با نام مورد نظرش را خود بیابد (عملا آن فهرست را برای دستکم یک مدخل تشکیل دهد).
کتابشناسی: کتابی دربارهی کتابها (۱)
کتابشناسی یا معادل انگلیسیاش (Bibliography) ترکیبی است که در آن واژهی Bible به معنای انجیل و مطلق کتاب مورد استفاده قرار میگیرد. استفادهای شبیه آنچه در زبان فارسی در ترکیب «اهلِ کتاب» از واژهی کتاب میشود که در اینجا مراد از آن «نوشتنی» و اثر مکتوب است. بنابراین کتابشناسیها به ثبت و دستهبندی آثار مکتوب دربارهی یک موضوع خاص میپردازند. در زبان فارسی برای انواع اختصاصیتر کتابشناسی (برای مثال فهرست و دستهبندی مقالات مربوط به یک موضوع) اصطلاح مقالهشناسی یا گاهی مرجعشناسی یا منبعشناسی نیز به کار رفته است که همگی بر کلی یا جزئیتر شدن دایرهی شمول موضوع دلالت دارند نه تغییر ماهوی در کارکرد.
بازگشت ایرانی (۲)
رادیو و تلویزیون هم، که سالها (به عدد سالهای رنج فردوسی) است با موسیقی قهراند. برنامهی کودک و نوجوان که یک لحظهاش بدون آهنگ نیست، چیزی بر شناخت بچهها از موسیقی سرزمین مادریشان نمیافزاید (راستش را بخواهید از موسیقی سرزمینهای دیگر هم در آن چیزی نیست) و تقریبا همان روش کودکستانی را دنبال میکند، با این تفاوت که در این جا گاهی علاوه بر «خاله»، «عمو» هم داریم و حرکات موزون هم اکیدا ممنوع است. آن یار دلنواز هم اگر هست در پس گلدانی یا شمایل زنبوری یا … رخ در نقاب کشیده.

