Posts by آروین صداقت کیش
سرک کشیدن به کمی دوردست تر (۱)
یک گام بلندتر برای سرک کشیدن به کمی دوردستتر. کیهان کلهر را با گامهای دوستانهاش به سوی همسایگان جغرافیایی میشناسیم. او میگوید: «فاصلهی ما با شبه قارهی هند و فلات آناتولی تنها یک گام به راست و یک گام به چپ است.» (نقل به مضمون) و در نتیجه به دنبال همنشینی و تجربهی موسیقایی با آنها میرود. او با این جملات در حقیقت بخشی از ایدهی موسیقی تلفیقی امروز دنیا را بازگو میکند و نیز برخی بیتوجهیهای پیشین به فرهنگهایی که شاید همسایگیشان با ما بیش از آن باشد که میپنداریم.
کلاف سردرگم (۴)
جشنوارههای متعدد استانی با موضوعات مختلف و گسترههای گوناگون را نیز نباید از نظر دور داشت هر چند که به دلیل جریان مرکزگرای موجود در جامعهی ایران، آنها هم مانند همتایان تهرانیشان بودند با همان سردرگمی و گرفتاریهایی که شرح داده شد. از جملهی این جشنوارهها به برگزاری جشنواره موسیقی استانی و شبهای موسیقی ایران در شیراز، جشنوارهی موسیقی نواحی در کرمان اشاره کرد.
کلاف سردرگم (۳)
سالهای بعد نیز وضع به همین منوال بوده است. دستکم هر دو یا سه سال یک بار چرخشی اساسی در دیدگاهها و نحوهی برگزاری این جشنواره رخ داده است. این موضوع که در آغاز در جهت تازگی و کمال به نظر میرسد از آن جهت که تداوم و انسجام این جشنواره را بر هم میزد نکتهی منفیای به حساب میآید که تا امروز نیز به عنوان اصلیترین پدیدهی آسیبشناختی جشنوارهی فجر به حساب میآید.
کلاف سردرگم (۲)
پس از انقلاب تمامی بنیادهای اجتماعی رژیم قبل در هم کوبیده شد، پس ادامهی هیچیک از فعالیتهای گفته شده ممکن نبود (۴). «عالمی دیگر لازم بود و البته از نو آدمی» برای همین شاید یکی از اولین جشنوارههایی که نامش پس از انقلاب به گوش میخورد (یا اولین فعالیتهایی که میتوان آن را جشنواره نامید)، عنوان «موسیقی خلقهای جهان» (۵)(۶) یا چیزی شبیه به این را بر خود دارد. طبیعی است که در دورهی تحولات سریع سیاسی و ایئولوژیک حتا نام یک فعالیت موسیقایی نیز نشانی از فضای اجتماعی اطراف خود داشته باشد.
شکافتن یک بافته (۲)
در اینجا هیچ برهم نهیِ آشکاری بهجز کرسی شروع جمله، میان صدای نی و بقیهی گروه نیست بلکه حرکت وارونهی جملهها هر بار به یک فاصله (چهارم، پنجم یا سوم) در پایان منجر میشود تا از دو سوی مختلف هر دو آهنگ به یک کرسی جدید مشترک برسند.
کلاف سردرگم (۱)
جشنوارهها به عنوان فعالیت جمعی مرتبط با مسائل فرهنگی و هنری، بخشی از چرخهی تولید و مصرف را در جامعهی امروز تشکیل میدهند. بخشی که بیشتر مربوط به فرآیند معرفی تولیدات یا تولیدکنندگان است. اما جشنوارههای موسیقی در ایران از ابتدا با مشکل بنیادی مواجه بودهاند درست به این دلیل که چنین هدفی نداشتهاند یا اگر هم در نظر و بر روی کاغذ چنین هدفی در میان بوده به دلایلی هرگز عملی نشده است.
بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده حاضر (۸)
برای جنبش احیای موسیقی سنتی ایران نمیتوان دقیقا طول عمری مشخص کرد، اما اگر آغاز آنرا در نیمهی دههی ۱۳۴۰ و همزمان با تاسیس گروه موسیقی دانشگاه تهران بدانیم عمر شاخهی اصلی آنرا باید حدود دو تا سه دهه به حساب آوریم.
شکافتن یک بافته (۱)
دیرگاهی است، مسالهی چندصدایی(۱) از پرسشهای چالشبرانگیز موسیقی ایرانی است. راهکارهایی چند، برای این چالش از پیش موجود بوده؛ هر چند که هیچکدام برساختهی فرهنگی موسیقی ایرانی نیست اما از آن استفاده میشود. تلاش برای آفریدن «هارمونی» وابسته به موسیقی ایرانی در ابتدای سدهی کنونی از جریانهای آشنا در تاریخ موسیقی ایران است.
بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده حاضر (۷)
از آنجا که تقریبا تمامی مراکز و شوراهای تصمیمگیری موسیقی در اختیار احیاگرایان بود، جنبش احیا -دستکم در آن سالها- ماهیتی رسمی یافت. با توجه به تعریف لیوینگستُن از احیا، میتوان گفت در ایران یک جنبش ذاتا مخالف خوان بر اثر اتفاقی که اصلا موسیقایی نبود و ربطی هم به خود جنبش نداشت، تبدیل به نگاه رسمی شد، در نتیجه برای این جنبش نیز احتمالا همان اتفاقی افتاد که برای دیگر جنبشهای مخالف فرهنگی که در موضع رسمی قرار میگیرند، رخ می دهد۱۸؛ یعنی احتمال گم شدن هدف احیا، چرا که دیگر هیچ نیروی معارضی باقی نمیماند که سنت در مقابل آن نیاز به حفاظت داشته باشد.
بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده حاضر (۶)
از آنجا که تقریبا تمامی مراکز و شوراهای تصمیمگیری موسیقی در اختیار احیاگرایان بود، جنبش احیا -دستکم در آن سالها- ماهیتی رسمی یافت. با توجه به تعریف لیوینگستُن از احیا، میتوان گفت در ایران یک جنبش ذاتا مخالف خوان بر اثر اتفاقی که اصلا موسیقایی نبود و ربطی هم به خود جنبش نداشت، تبدیل به نگاه رسمی شد، در نتیجه برای این جنبش نیز احتمالا همان اتفاقی افتاد که برای دیگر جنبشهای مخالف فرهنگی که در موضع رسمی قرار میگیرند، رخ می دهد۱۸؛ یعنی احتمال گم شدن هدف احیا، چرا که دیگر هیچ نیروی معارضی باقی نمیماند که سنت در مقابل آن نیاز به حفاظت داشته باشد.

