Posts by آروین صداقت کیش
مرثیه ای فنی برای یک سنتورنواز (۱)
در سپیده دم قرن حاضر، پس از دوره قاجار، آن هنگام که سنتورنوازان بزرگ سر بر بالین نهادند بیم آن بود که صدای شیشه گون سنتور برای مدتی مدید خاموش شود. اما چنین نشد، بلکه در سه برهه زمانی سنتور بر تارک سازهای موسیقی ایرانی درخشیدن گرفت. شگفت آنکه هر سه بار عصر، عصر نوازندگانی دیگر بود و ایام به کام سازی دیگر.
جادوی نام زیبا (۳)
پوئم سمفونی مولانا بر شعرهایی از شاعر بزرگ پارسیگوی بنا شده است. به غیر از کنار هم نشستن اشعار-موسیقی و تا حدود زیادی روند قطعه که تحت تاثیر کامل وزن شعر قرار گرفته است، کمتر رابطهای میان شعر و موسیقی دیده میشود. این گونه تبعیت موسیقی از وزن شعری در موسیقی ایرانی بسیار مرسوم است به همین دلیل است که در نگاه اول تنها تفاوت اصلی چنین قطعهای با یک اثر معمول با کلام حتا در حوزهی موسیقی کلاسیک ایران، احتمالا تنها در استفاده از ابزار سمفونیک به عنوان بخش سازی است.
جادوی نام زیبا (۲)
در حقیقت ادعای این که موسیقی سازی بدون کمک هرگونه عنصر همزمان فراموسیقایی بتواند رابطهای با امر غیر موسیقایی برقرار کند در قلب آفرینش پوئم سمفونی و همهی همخانوادههایش قرار دارد. درست به همین علت است که وقتی تاریخ زیباشناسی غرب به گسست از وظیفهی بیانگرانهی موسیقی (و البته هنرها) میرسد و توجهاش معطوف تواناییها و افقهای دیگری در موسیقی میشود این فرم نیز به پایان عمر نسبتا کوتاه خود رسیده است.
جادوی نام زیبا (۱)
پشت چهرهی این آلبوم مسئلهی نام نهفته است و رابطهای سبکشناسانه، و زیباشناسی این هر دو و نسبتاش با فرم. نام کلی آلبوم را آهنگساز به فارسی منظومههای سمفونیک نهاده، عنوانی که بیشتر با ترجمهی (Poematic Symphony) (1) نزدیک است (۲). اما آنچه در مورد نام این اثر اهمیت دارد عنوان فارسی آن نیست -چرا که میتوان آن را با اغماض اطلاقی شاعرانه دانست که آهنگسازی علاقهمند به ادبیات برگزیده تا موسیقیاش را شعرگونهای با ابزار سمفونیک بنمایاند- بلکه ترجمهی انگلیسی آن است که روی جلد حک شده است؛ Poem Symphonies به معنای پوئم سمفونی(ک)ها (۳) و از همین جا است که مسئلهای که من آن را «جادوی نام زیبا» نهادهام آغاز میشود. برای این که بتوانیم راهی به شرح دقیق این اصطلاح بپوییم بهتر است کمی در سه قطعهای که در این آلبوم جمع آمده است تعمق و خصوصیاتشان را بررسی کنیم.
نور، دوربین (۳)
قطعات این اجرا (و البته اجراهای قبلی) تا حدودی خصوصیات شبیه به یکدیگر دارد. اولین ویژگی که در بخش قبل هم به آن پرداخته شد تنک شدن تزینات است. مهمترین چیزی که در قطعات به چشم میخورد استقلال کم بخشهای مختلف گروه نسبت به یکدیگر است؛ در میان قطعات کمتر قطعهای را میتوان یافت که حضور ۵ سنتور را توجیه کند.
سرک کشیدن به کمی دوردست تر (۴)
تنها قطعهای که از این تضاد برکنار مانده «ترقه» است. یک بخش از آلبوم شب، سکوت، کویر که تنظیم مجددی از آن ارائه شده است. قطعهای که در آن کوئینتت به عنوان سهتار به کار گرفته شده است به طوری که حتا صدای سیمهای همراه در سه تار نیز میتوان در لحظاتی از حرکت بافت و رنگ کوئینتت شنید.
نور، دوربین (۲)
تشکیل آنسامبل همگن (۴) یکی از هدفهای گروه سنتورنوازان بوده است. اینگونه گروهها و ترکیبها در اخیرا زیادتر از قبل شدهاند. بعضی از گروههایی که با ترکیب همگن تشکیل میشوند از لحاظ تعداد نوازندگان بسیار بزرگاند و این پدیدهای است که در چند سال گذشته در حال رشد بوده (۵). در گروه سنتور نوازان ترکیببندی گروه از یک سو حاصل تجربهی نسبتا طولانی گروه و از سوی دیگر نیم نگاهی به آنسامبلهای مشابه در موسیقی غرب است (جایی که تجربهی همنوازی قدمتی طولانی دارد).
نور، دوربین (۱)
کمبود تصویر موسیقی، کمبودی است که رسانههای تصویری مانند تلویزیون در سی سال گذشته آن را پدید آوردهاند. برخی از تغییرات دنیای عرضهی موسیقی در سالهای گذشته کمتر به ایران رسیده. یکی از مهمترین این تغییرات که بر اثر رشد فناوری امکانپذیر شد ضبط و عرضهی تصویر اجراهای موسیقی بود. نخستین رسانهای که محمل چنین محصولی گردید تلویزیون بود. رادیو موسیقی پخش میکرد و اگر تلویزیون میخواست نوعی رادیوی مصور نباشد یکی از کارهایی که در زمینهی پخش موسیقی میتوانست انجام دهد نمایش تصویر اجرای زنده یا غیر زنده بود.
سرک کشیدن به کمی دوردست تر (۳)
شکلگیری تدریجی و این بازی محو شدن وبرگشتن پارههای تم مشخصهی اصلی شهر خاموش و بخشهای دیگری از دو قطعهی پرواز و در انتظار باران را تشکیل میدهد، در همین بین رابطهی تغییرات شدتوری و رنگ با تغییر تدریجی جملات نیز تا حدودی برقرار است. این رابطه را در پایان فراز اول قطعه زمانی که شدت به اوج خود میرسد و سپس به یک سکوت منتهی میشود به وضوح میتوان دید. این روش برخورد در ابتدای قطعهی «در انتظار باران» هم به شکلی مشابه به چشم میخورد.
سرک کشیدن به کمی دوردست تر (۲)
شهر خاموش آغاز بسیار کندی دارد و در فراز آغازین به آهستگی فرایندی ظاهر میشود که سراسر این مجموعه از کارهای وی را (به غیر از یکی) در بر میگیرد. همه چیز از یک صدای کشیده سر زده و به ترتیب تکمیل میشود. طرحی که در ابتدا تنها یک چند-صدای کشیده است که تغییرات کندی را در شدتوری و رنگ میپذیرد، به تدریج با یک الگوی دو نغمهای و سپس چهار نغمهای ادامه پیدا کرده و همینطور به سمت جلو فیگور کوتاه کم کم بلندتر میشود. در این میان چند-صدای آغازین همچنان شنیده شده و بیش از هر عامل دیگری با تغییرات رنگ به پیش میرود. شبه موتیفهای کوتاه ظاهر میشوند و پس از مدت کوتاهی خود را در تغییرات رنگی محو میکنند.

