Posts by آروین صداقت کیش
سرگشته در تودرتوی زمان (۲)
اندیشیدن و مهار طیفهای صوتی در جهت بیان هنری توانایی دیگری است که او از آهنگسازان فرانسوی اواخر قرن بیستم وام گرفته است، اما آن را هم به شکلی شخصی و بهویژه مرتبط با تکنیک بسط و گسترشی که پیش از این در مورد آن صحبت کردیم به کار میگیرد.
سرگشته در تودرتوی زمان (۱)
از «لالایی زیر آوار» تا «زرمان» راهی است از سبکبال رفتن جوانی تا هیمنه و شکوه بلوغ، آکنده از آن لحظههای ناپیدا که به چشم نمیآیند و هستند. همان لحظه لحظههای ریختن قهوهی صبحگاهی یا می شامگاهان که چون پروانههای رنگی میان تارعنکبوت زمان از پریدن باز ایستادهاند. منجمد یا غیر از آن، این لحظهها اکنون سپری شده و اینجاییم، مقابل آثاری امروزی از آهنگسازی که پیشتر از این هم اعلام کرده بود سر در پی نوجویی دارد.
به دنبال نگاه (۴)
نگاه ایدئولوژیک جای گفتمان هویت مینشست. جهان دو قطبی شدهی انقلاب به «با ما» و «بر ما» تبدیل میشد. تقسیم جهان به فقیر و غنی (یا بنا به لفظ آن روز مستضعف و مستکبر) دنیای موسیقی را نیز دو پاره کرد. موسیقی غیر شهری یا کلاسیک در ایران پتانسیل خوبی برای تبدیل شدن به نوعی موسیقی مستضعفین داشت. نگاهی به عناوین جشنوارههایی که در این دوره برگزار شد نشان میدهد که چگونه موسیقی نواحی کارکردی سیاسی یافته بود.
به دنبال نگاه (۳)
اما توجه واقعی به موسیقیهای غیر دستگاهی در ایران تقریبا از دههی ۴۰ شمسی آغاز شده است. زمانی که تحت تاثیر جریان قومموسیقیشناسی در غرب (۱۱) نگاهها معطوف نواحی مختلف ایران شد. ذخیرهای عظیم از مادهی موسیقایی کاوش نشده که در اختیار پژوهشگران قرار داشت. اکنون دیگر خطر احساس میشد . تغییرات سریع در جامعهی سنتی ایران (تحت تاثیر اصلاحات ارضی و …) باعث ترک گستردهی روستاها شده بود. همهگیر شدن وسایل ارتباط جمعی نیز اثر خویش را باقی میگذاشت. هر چند که در دورهی مورد بحث بیشترین نگرانی از مرگ یک سنت موسیقایی، معطوف به موسیقی دستگاهی بود اما جامعهی دانشگاهی و روشنفکری وقت تا حدودی نسبت به این موضوع عکسالعمل نشان داد.
به دنبال نگاه (۱)
«هر یک از این آهنگهای مردم ما نمونهی واقعی تکامل هنری است. من آنها را شاهکارهای مینیاتور میدانم. همسطح فرمهای وسیعتری که فوگ باخ و سونات موتزارت نمونهی آن باشند. این آهنگها از لحاظ کیفیت و پرمایگی در دنیای فکر موسیقی خود را بدون جزئیات بیان میکنند.» (۲) اینها کلمات یکی از آهنگسازان نامدار قرن گذشته است کسی که نامش پیوندی ناگسستنی با پژوهش جدی موسیقیهای غیر کلاسیک دارد. ارزشی که او به این ساختههای فرهنگی میدهد یکی از کلیدهای اصلی نگاه انسان مدرن به پدیدههای فرهنگی است.
شاید چنین باشد، شاید (۳)
سوگواری دیگر و این بار سوگ سرو، سمبل آزادگی. کمانچهها روایتگر این مویه شدهاند. قطعه با جملهای دردآلود و کشیده آغاز میشود و فضایی مویهمانند را تداعی میکند؛ ملودیای که با تکیهها ساخته شده و از نیمه با صدایی که بخشی از ملودی بعدی را مینوازد همراهی میشود. ایدهی اول با بخشی از ایدهی دوم همراهی میگردد.
شاید چنین باشد، شاید (۲)
رنگآمیزی دور از ذهن اولین مشخصهی سوگواری «چکناواریان» است. دور کردن تکنوازان تالار رودکی («فرامرز پایور» و …) از صدادهی (۵) خاصی که در حافظهی شنوندگان موسیقی ایرانی به خوبی ثبت شده کاری دشوار است که چکناواریان به درستی از عهدهی آن برآمده. آشنازدایی از موسیقی نوازندگانی که در دورهی اجرای این اثر از مشهورترینها بودهاند تا حدودی بر اثر غرابت مادهی موسیقایی و تا حدودی نیز بر اثر تکنیکها و رجیستر اجرایی نامانوس (نسبت به موسیقی دستگاهی که این گروه اجرا میکرد) به وجود آمده (بهخصوص در مورد قیچک).
شاید چنین باشد، شاید (۱)
چهارمین شماره از مجموعهی «گوش» با جلدی پر از عینکهای آفتابی متولد شد. طراحی جلد این شماره از مجلهی شنیداری گوش بسیار متحول شده است. عینکهای آفتابی به مثابه وسیلهای حفاظتی یا چیزی که تابش آفتاب را به شکل انتخابی از خود عبور میدهد، شاید دایر بر حفاظت گوشها است و شاید هم بر انتخابی که ناخواسته در پدید آوردن چنین مجموعهای دخالت دارد.
مرثیه ای فنی برای یک سنتورنواز (۳)
پی آمدن چپ و راست، بی شک توان وی را در پیاده کردن ریتم ها و الگوهای ضربی متفاوت تری می افزاید. توان را فزون می سازد اما این قدرت چون هر قدرتی باید مهار شود. وقتی با کشش های مطول کار می کنید و ضرباهنگ موسیقی را زیر آن کپه ریزها می سازید، حساسیت ها کمتر است، دقت بر تک ضربه ها نیست. نه اینکه تک ضربه بی اهمیت باشد، نه، اما چون به دور هر گام ریتم، گوشتی تنیده شده از گستره زمان که با ضربات پر شده است، اگر کمی از این گوشت نیز ساییده شود، به استخوان نخواهد رسید و ریتم سلیس خواهد ماند.
مرثیه ای فنی برای یک سنتورنواز (۲)
نخست خلاقیت وی در دگرگونه شیوش صدای ساز رخ نمود. صدایی که پلی شد میان صداهایی از خاطره سنتور و آینده هنوز آفریده نشده اش. او این همه را بر بنیاد راست، استوار نشستن در پشت سنتور، یکی شدن دست و مضراب و بهره بردن از تمامی جان دست برای به فریاد آوردن آن همه سیم به دست می آورد. به حرکت های دست، جز از گردش از سر مچ یا بازی حلقه مضراب به دور انگشتان باز، تازش مچ، هم گیری و فشردن انگشتان انتهایی و نرمی ته دست را افزود، بنابراین ظرافت نواختن مضراب با صلابت همنشین شد.

