Posts by محمدرضا مقدم
پیرگلو: سبک اردوان کامکار را دوست دارم
در رابطه با قباد ظفر بایستی عملکرد و فعال بودن ایشان در نظر گرفته شود. ملاک بنده به طور کلی اکتیو بودن موسیقی دان ها و نوازندگان است و نه فقط اسم آن ها. من تا به حال هیچ اجرا یا کتابی از استاد قباد ظفر ندیده ام. ما وقتی از پایور، وزیری، صبا، خالقی، ورزنده، بدیعی، کیانی، شهناز، کسایی و… نام میبریم، متوجه میشویم که این بزرگان چه از نظر اجرایی و چه از نظر مکتوب کردن آثارشان چه قدر فعال بوده و عمری را برای اعتلای موسیقی صرف کرده اند.
پیرگلو: سبک نوازندگی مجید کیانی گسترش پیدا نکرد
گروه منفردها سبک، سیاق و برداشت خود را از ردیف داشتند که با دیگران متفاوت بود و با خود آن ها از میان رفت و یا فراگیر نشد. البته اشاره کنم در دنیای غرب و در بین نوازندگان پیانو هم کسی مانند گلن گولد کانادایی سبک، سیاق و برداشت خود را از باخ، بتهوون، موتزارت و… داشت که سبک او با خودش در سال ۱۹۸۲ م به پایان رسید. نه شاگردی داشت که راه او را ادامه دهد و نه کس دیگری علاقه نشان داد که به روش او نوازندگی کند.
پیرگلو: قدر حبیب سماعی دانسته نشد
من حبیب سماعی را از نظر بسط و گسترش گوشه ها و به وجود آوردن جملات و آرتیکولاسیون های مستحکم چه در قطعات ضربی که ساخته خود او بودند که بسیار از نظر فرم محکم و گویا و زیباست و چه از نظر تکنیکی، برتر از نوازندگان ماقبل او می دانم. حبیب اگر در شرایط بهتری بود که قدر او را بیشتر میدانستند و از نظر مالی در رفاه بود نه تنها عمر طولانی تری می کرد بلکه به علت نبوغی که داشت میتوانست باعث پیشرفت بیشتر در موسیقی و ارتقاع آن شود چرا که نوازندگی او نه تنها جامعه پیرامون خود، بلکه حتی خارجی ها را نیز تحت تاثیر قرار می داد. حبیب یک نابغه بود. مرغی بود در قفس که جامعه هرگز شخصیت و نبوغ او را نشناخت حتی موزیسین های زمان خودش.
پیرگلو: موسیقی دستگاهی تحت تاثیر موسیقی مغربزمین متنوعتر شد
همان طور که اشاره شد در مکتب قدیم، ردیف را خالص تر اما با سلیقه شخصی خود اجرا میکردند و نمیتوان گفت صحیح تر یا ناصحیح بود. البته آن قدر کیفیت صفحاتی که ضبط می شد پایین بود که به درستی نمیتوان تمام مضراب ها و ریزه کاری ها را شنید. اما می توانم اشاره کنم از یک طرف به علت محدودیتهای مذهبی و موانعی که باعث میشد موزیسین ها بسیار محدود در خلوتِ خانه خود موسیقی را سینه به سینه تمرین و به شاگردان محدود خود منتقل کنند و هیچنوع تبادل نظری یا کنسرت عمومی هم تا سال ۱۹۰۶م صورت نگرفته بود که آن ها بتوانند نسبت به بداهه نوازی یکدیگر نظری بدهند و از طرف دیگر به علت محدود بودن موزیسین ها از جهان موسیقایی غرب و نداشتن ارتباط با آن ها، نمی توانستند فرم های مختلف موسیقی را بیاموزند و از آن در راه اعتلای موسیقی ملی الهام بگیرند.
پیرگلو: در مورد بداهه نوازی دیدگاههای متفاوتی وجود دارد
در هر صورت تمام جوانب آنالیز رضوی در خود کتاب آمده و تبحر ایشان را در ایجاد ملودی های ناب و بسط و گسترش یک تم را تنها در یک نمونه نشان دادم و از این نمونه ها صدها در آثار ایشان میشود مشاهده و آنالیز کرد. من استاد پایور را همیشه با باخ و بتهوون و موتزارت مقایسه می کنم چه از نظر کمیت و چه از نظر کیفیت آثار. همان طور که بتهوون از یک تم بسیار ساده در سمفونی پنج استفاده و یکی از شاهکارهای موسیقی را به وجود آورد؛ استاد پایور نیز این تبحر را داشتند که یک تم ساده را تبدیل به یک اثر زیبا کنند. استاد پایور و آثار ایشان را بایستی دوباره نگری و بررسی کرد.
پیرگلو: در زمان قاجار، سیم هایی از جنس روده استفاده میشد
بیشتر به انواع تزئینات در آثار این بزرگانپرداخته شده و نوع استفاده و پیچیدگی این تزئینات ربط آنچنانی به سبک قدیم پیدا نمی کند. بعد از مرحوم حسین صبا هر چقدر به سمت جلو حرکت می کنیم پیچیدگی تزئینات در آثار نوازندگان مطرح که نام بردم بسیار بیشتر و از نظر تکنیکی اجرای آن ها مشکل تر می شود.
پیرگلو: سنتور کروماتیک از صحنه موسیقی ارکستری ناپدید شد
امروز نیز در یونان نوازندگان با ریسمانی سنتور را به گردن آویزان و در حال راه رفتن مینوازند. همچنین آرتور کریستنسن ایراشناسِ بزرگ دانمارکی اشاره ای به ساز «کُنار» یا «کینور» دارد که نسبت پیدا می کند به خانواده سنتور امروزی ما.
پیرگلو: سابقه سنتور به دوره ساسانی برمیگردد
کتاب «مکاتب سنتورنوازی در ایران از قاجاریه تا کنون» حاصل رسالۀ دکترای کیومرث پیرَگلو در رشتۀ اتنوموزیکولوژی است که در سال ۱۳۸۹ ( ۲۰۱۰ م) به دانشگاه موناش استرالیا ارائه شده است. این کتاب به تازگی با ترجمه فاطمه نکونام و ویراستاری شهاب منا توسط نشر خُنیاگر منتشر شده است.

