Posts by کامیار صلواتی
نگاهی به کتابِ «عجملر»؛ آرشِ محافظ
«عجملر»، دنباله ی تفکر و جریانی ست که شکل گیری اش را مدیونِ سوال ِ بزرگِ دو دهه ی اخیرِ حوزه ی موسیقیِ کلاسیک ایرانی می داند: اگر پی گیری و اصرار بر موسیقی دستگاهی، به مثابه نمادِ سنّت، راه به جمود و پِرتِ محتوایِ هنری می برد، و از سوی دیگر، «نگاه به غرب»، ناچار به پذیرشِ فرضِ برتری و کاراییِ موسیقی کلاسیکِ غربی ست و نهایتاً به سانتی مالیسمِ گلهایی و فاصله گیریِ آن با مولفه-های موسیقیِ هنری منتهی شده ، چاره کجاست؟
تقلای یافتن راهی نو (۴)
حس تعلیق به وجود آمده با تاکید بر روی محسوس اصفهان در آخرین هجای هر جمله از شعر (استفاده از اصطلاح غربی “محسوس” برای درک بهتر درجهٔ مورد نظر است)، ضمن آنکه با مضمون مرتبط با از خود بیگانگی، عدم تعلق و سرگردانی ذاتی موجود در شعر در تناسب است، شنونده را در انتظار جملههای بعدی نگاه میدارد.
تقلای یافتن راهی نو (۳)
در آلبوم “سخنی نیست” همگاه با این مساله طرفیم. برای مثال، در خود قطعهٔ “سخنی نیست”، بر روی “پشت درهای فرو بسته، شب از دشنه و دشمن پر”، این اتفاق رخ میدهد که البته به دلیل خصوصیات فضاسازانهاش در تناسب با تصویر شعری و هم چنین حل شدناش در ریتم روانی که پیش از آن جریان داشته، نمیتوان آن را نقطهٔ ضعف دانست؛ با این حال، این مساله در دیگر قطعات این آلبوم به چشم میخورد، به خصوص در قطعهٔ “آنکه مست…” (یا در خارج از این آلبوم، قطعهٔ “بزم تو” و بر روی مصرع “غمِ شبهای جدایی”) که بر روی غزلی با ابیات هم وزن و قرینه، ایجاد تنوع در شکل ریتمیک جملات با کلام دشوارتر است و در نتیجه خطر ایجاد این تنوعهای تحمیلی بیشتر.
تقلای یافتن راهی نو (۲)
“چه”، که متشکل است از یک مصوت کوتاه و یک صامت، برخلاف خوانش درست وزنی شعر (با توجه به اینکه “سخنی نیست” از اشعار موزون شاملوست)، بیش از “بِ” (که مشابه هجای اول است) و “گو” (که کشیدهتر از دو هجای پیشین است) کشیده میشود و عملاً تناسبات وزنی شعر به هم میریزد. به عبارت دیگر، اگر فرض کنیم که این شعر، با نگاه ریتمیک علی قمصری، بدون هر گونه ملودی خوانده شود، شعر از روانی و وزن خود به حالتی معوج تغییر میکند. این بیدقتیها باز هم به چشم میخورند: خواننده (هاله سیفیزاده)، بیجهت بر روی کلمهٔ “دراند” در مصرع “جز ز موشی که دراند کفنی نیست”، تشدیدی میگذارد که وزن شعر را به هم میریزد. در قطعاتی چون “آنکه مست…” نیز این مساله در اجرای مصرعی چون “دل تنگش سر گل چیدن از این باغ نداشت” ا (با کشش غیر عادی “دلِ”) مشاهده میشود.
تقلای یافتن راهی نو (۱)
علی قمصری آهنگسازی است که در بیست و یک سالگی با آهنگسازی آلبوم ˝نقش خیال˝ به خوانندگی همایون شجریان، نظرها را به خود جلب کرد. از آن پس و در حدود ده سال، آثاری گوناگون از قمصری به همراهی هنرمندان و خوانندگان مختلف منتشر شده است، و “سخنی نیست”، یکی از آخرین این آثار است.
آن هنگام که گریه میدهد ساز
˝باده تویی˝، از جهاتی، در مقایسه با آن دسته از آثار علیزاده که در سالهای اخیر با آنسامبل و به صورت آهنگسازی شده ضبط شده، یک نقطهی عطف به شمار می رود. از جهاتی دیگر امّا، چیزی جز تکرار ایدههای پیشین آهنگساز به صورت بستهای منسجم و پرداخت شدهتر نیست. به همین دلیل است که همانقدر که میتوان سخن تکراری ˝آن روزهای خوب˝ علیزاده را در نقد این کار بازگو کرد، میتوان بر ارزشهای فراوانِ این اثر، به عنوان یک ˝آلبومِ خوب˝ نیز تاکید کرد.
عشقبازی میکنم با ˝نام˝ او (۲)
آیا عنوان “مثنوی در موسیقی دستگاهی” به معنای معرفی و سپس بسط این گوشه در موسیقی دستگاهی نیست؟ و اگر پاسخ سوال پیشین مثبت است، این اتفاق چگونه رخ داده؟
عشقبازی میکنم با ˝نام˝ او (۲)
آیا عنوان “مثنوی در موسیقی دستگاهی” به معنای معرفی و سپس بسط این گوشه در موسیقی دستگاهی نیست؟ و اگر پاسخ سوال پیشین مثبت است، این اتفاق چگونه رخ داده؟
متعهد بر انگاره ردیف
آلبوم “نقش بندان” ، آنگونه که در دفترچهی سی دی نیز نوشته شده است، مشتمل بر دو بخش است: بخش اوّل، دستگاه ماهور و بخش دوم، دستگاه (آواز) اصفهان. برای ارزیابی بهتر این اثر، رجوع به اظهارات نوازنده حیاتیست. مریم تژده در مورد آلبوم چنین مینویسد: “اجرای آن [بخش اوّل] برخاسته از برداشت شخصی نوازنده از دستگاه ماهور است… بخش دوم بر اساس اجرای ایشان [علیاکبر شهنازی] … ادامه مییابد و به تدریج تا پایان بخش دوم به برداشت شخصی نوازنده نزدیکتر میشود.”
عشقبازی میکنم با ˝نام˝ او (۱)
پیش از آنکه به بررسی این اثر بپردازیم، لازم است مروری کوتاه بر “مثنوی” و “مثنویخوانی” در موسیقی کلاسیک و ردیفی ایران داشته باشیم. “مثنوی”ها، نام گوشههایی هستند که در برخی دستگاهها اجرا میشوند و همانطور که از نام آن بر میآید، بر روی شعری در قالب مثنوی خوانده میشوند. مثنوی اصفهان، مثنوی افشاری (مثنوی پیج) و مثنوی بیات ترک از این دستهاند.

