درباره ما

وب سایت «گفتگوی هارمونیک» در ۱۸ فرودین ۱۳۸۲ توسط کامران وطن آبادی به صورت یک وبلاگ فعالیت خود را آغاز کرد. پس از گذشت حدود ۱۰۰ روز از شروع فعالیت این وبلاگ، نویسندگان دیگری نیز به همکاری دعوت شدند که باعث شد، این وبلاگ به یک مجله روزانه موسیقی تغییر کاربری دهد. کامران وطن آبادی تا سال ۱۳۸۵ سردبیری این ژورنال را به عهده داشت و پس از آن سردبیری این سایت به سجاد پورقناد رسید. وب سایت «گفتگوی هارمونیک» امروز قدیمی ترین مجله آن لاین موسیقی فارسی محسوب می شود که هر روز به روزرسانی می شود.
برای ارتباط با سایت می توانید از طریق این ایمیل با ما در تماس باشید: [email protected]

دنبال ساز دست دوم می‌گردید؟

گاه از زبانِ آنها که تصمیم گرفته‌اند به دنیای موسیقی گام بگذارند می‌شنویم که دنبال یک «ساز دست دوم» هستند؛ احتمالاً با این ذهنیت که قیمت‌اش ارزانتر باشد یا اینکه اگر از ادامه‌ی راه منصرف شدند، زیاد متضرر نشوند.

افق‌های مبهم گفت‌وگو (IV)

از چنین راستایی می‌توانیم گفت‌وگو با دیگری فرهنگی را در موسیقی شدنی‌تر بیابیم زیرا آغاز راهش سهل‌تر می‌نماید ( و تنها می‌نماید وگرنه دلیلی نداریم که حقیقتاً باشد). احساس اولیه از دریافت دیگریِ فرهنگ موسیقایی اگر به خودبزرگ‌بینی منجر نشود، همچون طعمه‌ای فریبنده پنجره‌ی گفت‌وگو را می‌گشاید. نخست به این معنا که بدانیم دیگری موسیقایی نیز وجود دارد. بر وجود او آگاه شویم. و سپس خواست فهمیدن او پدید آید. و این خواست مفاهمه چیزی افزون بر آن دارد که پیش‌تر میان دریافت‌کننده و دیگری مؤلف برشمرده شد. اینجا پای «خود» به مفهوم هویت جمعی نیز در میان است.

از روزهای گذشته…

اُرفِ ایرانی؟ (II)

اُرفِ ایرانی؟ (II)

برخورد با وزن در این قسمت بیشتر با فرهنگ فارسی زبان نزدیک است. بچه‌ها بدون تلاش زیاد برای به کار بردن ترکیبات مصنوعی، تنها با استفاده از اسم همدیگر و جواب‌هایی مانند «اومدم» که در گفت‌وگوی روزمره مورد استفاده است، با الگوهای ریتمیک مختلف آشنا می‌شوند. این همان روشی است که در گذشته در بازی‌های آهنگین ایرانی هم موجود بود. نمونه‌ی معروف آن که شاید هنوز بچه‌ها انجام‌ش می‌دهند «عمو زنجیرباف» و آن «بَعله»ی مشهورش است. در اینجا یکی از خصوصیات اصلی روش آموزشی ارف که تاکید بیشتر، بر آموزش از طریق ریتم است با نوعی آموزش شفاهی قدیمی ایرانی وجه مشترکی یافته. مولف از این همسایگی سود برده و اینها را در هم ادغام کرده است.
اپرای لیلی و مجنون (I)

اپرای لیلی و مجنون (I)

اپرای لیلی و مجنون اثر اوزیر حاجی بیف (Uzeyir Hajibeyov) در دوازدهم ژانویه ۱۹۰۸ میلادی برای نخستین بار در باکو اجرا شد. آذربایجانی ها افتخار می کنند که این اپرا، اولین اپرایی است که نه در کشور آذربایجان بلکه در کل جهان اسلام بر روی صحنه رفته است. علاوه بر این، این اپرا اولین اثری است که در آن بداهه نوازی های مقام (mugam) سنتی آذربایجان در قالب اپرای اروپایی گنجانده شده است.
جرج سل، رهبر با استعداد مجار (II)

جرج سل، رهبر با استعداد مجار (II)

سل، اشترائوس را اثر گذار اصلی بر شیوه رهبری خود می داند. بیشتر تکنیک چوب رهبری سل که صدای شفاف از اجرای ارکستر کلاولند را تولید می نمود و خواست سل مبنی بر سازنده یک ارکستر بودن، از شیوه اشترائوس می آید. این دو رهبر بزرگ پس از ترک سل در سال ۱۹۱۹ از اپرای رویال همچنان دوست باقی ماندند. حتی پس از جنگ جهانی دوم زمانی که سل در آمریکا مستقر شد، اشترائوس مشتاق بود بداند رفیق وی چگونه پیش می رود.
شناخت کالبد گوشه‌ها (VIII)

شناخت کالبد گوشه‌ها (VIII)

نوازنده‌ی ردیف‌دان مدرسی‌ای مثل طلایی نوعی دستور زایشی را برای آن می‌خواهد که بر انجماد ردیف غلبه کند. هدف اصلی تحلیل، بالاتر و اولی‌تر از یک کنش موسیقی‌شناسانه، رهایی ردیف از قید تصلبی است که امروزه کم و بیش همه به روی دادن آن معترف‌اند. او می‌خواهد انجماد را از طریق به بیان درآوردن اجزای امر منجمد در هم بشکند. و ناخواسته وضعیتی را طرح میکند که در پس یک پرسش نخستین پدید می‌آید. پرسش این است که آیا ما می‌توانیم صرفا با دانستن نوع گسترش یا کالبدشناسی گوشه‌ها از مرز عینیت‌یافتگی منجمد آنها عبور کنیم و مثلا برای فلان گوشه یک مقدمه‌ی دیگر طراحی کنیم؟ اگر چنین کنیم یکی از ویژگی‌های مد را در نگاه‌های محافظه‌کارتر سلب کرده‌ایم.
بررسی اجمالی آثار شادروان <br>روح الله خالقی (قسمت بیست و هشتم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت بیست و هشتم)

خالقی طالبِ فکری بکر و نو بود که زنجیرهای عادت را بگسلد و موسیقی ایران را از انقیاد در حصار یکنواخت ردیف برهاند و این دقیقاً آن چیزی بود که وزیری و تنها وزیری توانسته بود ارائه دهد، بطوری که لطمه ای به موسیقی ملی وارد نشود. به عبارتی دیگر آنچه که خالقی ۱۷ سالله تشنهِ آن بود در آثار وزیری عرضه می شد.
هایفتز، ویلونیست قرن

هایفتز، ویلونیست قرن

یاشا هایفتز (Jascha Heifetz) در دوم فوریه ۱۹۰۱ در “ویلنا”ی روسیه به دنیا آمد و در۸۳ سال از ۸۶ سال عمر خود به نوازندگی ویولن پرداخت. او درآغازدر سه سالگی نخستین آموزشهای خود را از پدرش و درپنج سالگی ازایلیا مالکین فرا گرفت.
نظر من، نظر شما، نظر او

نظر من، نظر شما، نظر او

خیلی پیش می‌آید که در واکنش به یک نقد بشنویم؛ «این نظر نویسنده است». آیا تا به‌حال دقیقاً فکر کرده‌ایم که چنین جمله‌ای یعنی چه؟ کسی که این جمله را می‌گوید درواقع دارد اعتبار حکم‌های درون نقد را زیر سؤال می‌برد. می‌گوید آنها از جنس «نظر شخصی» هستند. اولین مفهومی که از نظر شخصی به ذهنمان می‌آید چیزی است مثل این جمله «قورمه‌سبزی خیلی خوب است». این «نظر» گوینده است درباره‌ی یک غذا. آنجا «شخصی» بودنش معلوم می‌شود که یک نفر دیگر پیدا می‌شود و درست برعکسش را می‌گوید و ما هم راهی پیدا نمی‌کنیم که بگوییم کدام درست گفته. فقط می‌توانیم بگوییم با اولی موافقیم یا با دومی. یعنی وابسته به «شخص» گوینده یا شنونده است.
در باب متافیزیک موسیقی (VI)

در باب متافیزیک موسیقی (VI)

عامل ریتمیک اصلی ترین عامل است، چون به تنهایی و بدون عامل دیگر می تواند یک نوع ملودی را به وجود آورد، یعنی همان چیزی که به عنوان نمونه، در طبل انجام می گیرد؛ اما ملودی کامل به هر دو عامل نیاز دارد. بنابراین، همان طور که در ادامه نشان خواهم داد، ملودی کامل عبارت است از نوع تنازع و توافق متناوب این دو عامل؛ اما چون عامل هارمونیک در آنچه تا اینجا گفته ایم مورد بحث قرار گرفته، عامل ریتمیک را به نحو دقیق تری مورد بررسی قرار خواهیم داد.
موسیقی معاصر با کرانگله

موسیقی معاصر با کرانگله

کارلین هو (Carolyn Hove) نوازنده ابوا و کرانگله (Oboe & English horn) از سال ۱۹۸۸ همراه با ارکستر فیلارمونیک لس آنجلس توانسته است، توانایی های خود را در امر نوازندگی نشان دهد و امروز یکی از برجسته ترین نوازندگان این رشته است. او تحصیلات خود را در زمینه موسیقی در کنسرواتوار موسیقی Oberlin به پایان رسانده و در سال ۱۹۸۶ توانسته جایگاه مناسبی را بعنوان نوازنده در ارکستر سمفونیک San Antonio بدست آورد.
علینقی وزیری؛ ناسیونالیسم دولتی و روشنفکر موسیقی (I)

علینقی وزیری؛ ناسیونالیسم دولتی و روشنفکر موسیقی (I)

در دنیای موسیقی ایرانی بسیار از وزیری علینقی گفته شده است. او در پندارهای تاریخی متفاوتی قهرمان و ضد قهرمان بوده است؛ به گمان برخی نوآور و رهایی‌بخش و به گمان برخی دیگر تحریف‌کننده و گمراه؛ و به هر حال، نقشی تعیین‌کننده و منحصربه‌فرد در جریان‌های موسیقایی سدهٔ حاضر داشته است، چنان که بازیگر اصلی در بوجود آوردن دگرگونی‌های آغازین آن و شاخص‌ترین نمود نظم مستقری که معترضان در میانهٔ قرن در برابرش صف آراسته بودند، به شمار می‌آید.(۱)