موسیقی درمانی برای بیماران اسکیزوفرنی

بنابر تحقیقات جدید، موسیقی درمانی میتواند بعضی از علایم اسکیزوفرنی را تخفیف داده و بهبود دهد. این پژوهش که در مجله روانپزشکی British Journal of Psychiatry منتشر شده است، اولین موردی است که در آن موسیقی درمانی برای افرادی که دچار اسکیزوفرنی حاد هستند به کار گرفته شده است و توسط محققینی از کالج سلطنتی لندن و درمانگرانی از مرکز سلامت روانی North West London رهبری و اداره میشود.

در این تحقیق کوچک، ۸۱ بیمار مقیم در چهار بیمارستان لندن به طور تصادفی انتخاب شده اند تا از موسیقی درمانی یا درمان عادی بهره مند شوند. این افراد بین ۸ تا ۱۲ جلسه به صورت یک بار در هفته و به مدت ۴۵ دقیقه از موسیقی درمانی بهره مند شده اند. در طی جلسات، بیماران به سازهای مختلف دسترسی داشته و از طرف درمانگران به ابراز درونیات خود با موسیقی، تشویق میشوند.

در ابتدا درمانگر با دقت به موسیقی بیمار گوش فرا میدهد و از نزدیک با او همراهی میکند و در پی یافتن چگونگی وضعیت احساسی او که به شکل موسیقی ابراز میشود، است.

سپس درمانگر روشها و فرصتهایی برای بسط یا تغییر ماهیت این فعل و انفعال موسیقایی پیشنهاد میکند. محققین علایم اسکیزوفرنیک را محاسبه کرده و متوجه شدند که در میان بیمارانی که از موسیقی درمانی بهره مند شده بودند، پیشرفتهای بسیار بیشتری از بیمارانی که تنها به روش معمول معالجه میشدند صورت گرفته است. از جمله موارد و علایم عمومی که تحت تاثیر موسیقی درمانی شدت خود را از دست داده بودند میتوان به اضطراب، افسردگی و علایم منفی اسکیزوفرنی مانند انزوای احساسی، اشاره نمود.

با این حال محققین هشدار دادند، از آنجایی که این تحقیق در اندازه کوچک و محدود انجام گرفته است، این امکان وجود دارد که عوامل دیگری چون شدت بیماری، بر میزان کاربرد این روش تاثیر داشته باشند.

سرپرست تحقیقات، دکتر مایک کرافورد Mike Crawfordاز کالج سلطنتی لندن گفته است:” ما مدتهاست میدانیم که بعضی از درمانهای وابسته به روانشناسی میتواند به افراد مبتلا به اسکیزوفرنی کمک کندف اما تا کنون این روشها تنها در مواردی که بیمار کاملا از شرایطی پایدار برخوردار باشد، به کار رفته بود.

“این تحقیق نشان میدهد که موسیقی درمانی راهی برای کار کردن با افرادی که به شدت بدحال هستند، فراهم کرده است.”

” در چنین مواقعی بیماران یافتن کلماتی که بتواند موقعیت درونی او را توصیف کند با مشکل مواجه میشوند، اما با اتکا به مهارت درمانگر این امکان برایشان فراهم میشود که از طریق تاثیرات موسیقی، شیوه بیان تازه، سودمند، خلاقانه و نشاط آوری را تجربه کنند”

اسکیزوفرنی یک بیماری مغزی مزمن، شدید و ناتوان کننده است و بنابر مطلب مندرج در وب سایت Schizophrenia.com، ۱ درصد از جمعیت بریتانیا و آمریکا به این بیماری دچارند.

۹۹۹today.com

53 دیدگاه

  • باران
    ارسال شده در آذر ۱۲, ۱۳۸۵ در ۹:۳۳ ق.ظ

    salam man ketabe veronika tasmim migirad bemirade paulo choelho ro khoondam
    dar oon ketab ye bimare skizoferen naghsh dash bename edvard
    ke mano be doonestan dar bareye schysoferney kheili akaghe mand kard man manabe khasi dar ekhtiar nadaram va daneshjooye ravanshenasi ham hastam va kheili doost daram dar bareye in bimari chizayee bedoonam age kasi mitoone komakam kone mamnoon misham

  • سارینا
    ارسال شده در مرداد ۱۵, ۱۳۸۶ در ۱۱:۰۹ ق.ظ

    salam mamnon az matalebe jameetoon

  • dani
    ارسال شده در آبان ۲۶, ۱۳۸۶ در ۶:۰۳ ب.ظ

    آفرین متشکرم

  • ارسال شده در دی ۹, ۱۳۸۶ در ۲:۲۵ ب.ظ

    salam saeet mosighi darmani

  • ارسال شده در بهمن ۵, ۱۳۸۶ در ۴:۰۳ ب.ظ

    ممنون…
    شما سایتی میشناسید که از زبون خود بیماران اسکیزوفرنی باشه؟؟

  • matin
    ارسال شده در بهمن ۲۳, ۱۳۸۶ در ۱۰:۴۲ ب.ظ

    man ye soal dashtam
    aya kasayi ke eskizoferni daran mtonan ezdevaj konan

  • maryam
    ارسال شده در فروردین ۱۰, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۱ ب.ظ

    salam.mer30 az site jalebetom.moafagh bashid.

  • Alireza
    ارسال شده در فروردین ۱۲, ۱۳۸۷ در ۸:۱۹ ب.ظ

    بیمارانی که بهشون میگن اسکیزوفرن یا شیزوفرن آدمائی هستن گوشه گیر و خود شیفته.اما در حین حال خیلی باهوش و منطقی و با ایمان.هر مسئله ای را به راحتی نمیپذیرن, تا خودشون به باور اون مسئله برسن.بسیار عاطفی ودر عین حال عمیق و منطقی.برای درک بهتر از محیطی که دراون قرار دارن خیلی فکر میکنن و عمیق میشن تا اون جوری که خودشون میخوان به درک واقعی برسن… به طور ناخوداگاه خودشون به موسیقی بسیار علاقه دارن و براحتی میتونن تمام متن موسیقیرو به خاطر بسپارن,در کمترین زمان…

  • Alireza
    ارسال شده در فروردین ۱۲, ۱۳۸۷ در ۸:۳۵ ب.ظ

    اسکیزوفرنها از ترکیب نا متعادل شیمیائی در مغز و مخچه رنج میبرن.یکی از عناصری که در ترکیب شیمیائی مغز این افراد به طور چشمگیری تاثیر گذاره لیتیم که به درک محیط و ارتباط با دیگران خیلی نقش داره…امیدوارم بتونم به سوالاتی که براتون پیش میاد جواب بدم.

  • elina
    ارسال شده در فروردین ۲۸, ۱۳۸۷ در ۹:۰۰ ب.ظ

    man eskizofereni hastam ama AGHEGHAM
    afsoos ke mashoogh mariziro nemifahme

  • hotsun
    ارسال شده در اردیبهشت ۷, ۱۳۸۷ در ۵:۴۴ ب.ظ

    سلام ممنون از نظر خواهی تون یه سوال :ما برای این بیماران چه کنیم (بیماری حاد با علائم مثبت.)
    ازدواجشون چی؟ به بچشون منتقل میشه؟

  • ناشناس
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۲, ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۷ ق.ظ

    ممنونم ان شاءا… در پناه حق موفق باشید

  • نوید
    ارسال شده در تیر ۲۶, ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۴ ق.ظ

    اگه شما خودتون چند تا از این جور موسیقی ها رو تو سایت تون بزنید خیلی خوب میشه

  • tiamo
    ارسال شده در مرداد ۲, ۱۳۸۷ در ۶:۱۵ ب.ظ

    سلام. من چند وقت پیش یه فیلم دیدم درباره اسکیزوفرنی. که منو به این فکر فرو برد که شاید منم به این بیماری مبتلام.
    من با علیرضا موافقم، چیزهایی که اون در مورد هوش و توانایی موسیقی این افراد میگه در مورد من صدق میکنه.
    ولی چیزی که منو وادار به تحقیق کرد مادرم بود که علائم این بیماری در اون بیشتر هستش.
    نمیدونم باید چیکار کنم. کمک فکری بکنید ممنون میشم.

  • سارا
    ارسال شده در مرداد ۱۸, ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۷ ب.ظ

    با سلام و احترام مطالبتان ارزشمند بود. پایان نامه من نیز در رابطه با موسیقی درمانی است که در صورت تمایل بخش هایی از آن را برایتان ارسال مینمایم.لطفا برایمe_mailبفرستید.

  • ارسال شده در مرداد ۲۵, ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۸ ق.ظ

    matalebe jalebi darin man dadasham skizoferni dare doktar mige be khatere tarse shadid be voojood oomade man kheyli narahatam bekhatere in moozoo

  • حمید رضا
    ارسال شده در مرداد ۳۱, ۱۳۸۷ در ۷:۰۸ ب.ظ

    سلام
    اسکیزوفرنی جز بیماریهایی که هنوز جای تحقیق داره اما باید بدونیم که خود فرد از وجود اون در خودش یا اطلاع نداره یا اینکه منکر وجود این بیماری در خودش می شه !علائم بسیاری در بیماریهای روانی با هم مشابه هستند و با چند تا نشانه کوچک و مشترک نمی شه گفت که فرد اسکیزو فرن هست در مورد تشخیص این بیماری بهترین افراد روانپزشکها هستند و بعد روانشناسان.از مقاله بسیار قشنگتون نهایت سپاس را دارم و موفق باشین .

  • حامد
    ارسال شده در شهریور ۱۶, ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۹ ق.ظ

    من هم مدتی است در گیر این بیماری هستم واز این که هر ۳ ماه پیش دکتر برم کلافه شدم.راستی دوستان ایا سایتی وجود دارد برای مبتلایان به این مریضی

  • سالار
    ارسال شده در شهریور ۲۶, ۱۳۸۷ در ۸:۱۱ ب.ظ

    ایا این افراد در جامعه به اسانه شناخته میشوند. با تشکر از سایت جالبتون

  • افروز
    ارسال شده در شهریور ۲۷, ۱۳۸۷ در ۸:۵۲ ب.ظ

    فوق العاده بود، درباره اینکه این آدمها چراکندرفتار می شن و چرا داروهاشون به جای اینکه انها را بهتر کنه ، بیشتر خسته و افسرده ترشون میکنه، بگین.

  • ناشناس
    ارسال شده در مهر ۱۵, ۱۳۸۷ در ۹:۰۳ ب.ظ

    salam man chand vaght pish ba ye kasi ba in moshakhasat namzad kardam alan hodoode 2mahe ke oon ro nadidam bad az vaghti ke fahmidam oon bimare vali hamash narahatam ke in jodai baes nashe bimarish badtar beshe mishe mano rahnamai konid
    aye

  • ناشناس
    ارسال شده در آبان ۲۰, ۱۳۸۷ در ۳:۰۲ ب.ظ

    ممنون عالی بود

  • maria
    ارسال شده در آبان ۲۲, ۱۳۸۷ در ۸:۵۳ ق.ظ

    سلام برادرشوهرم مبتلا به این بیماری است آیا امکان ابتلای بچه های من به این بیماری وجود دارد؟

  • ناشناس
    ارسال شده در آذر ۲۷, ۱۳۸۷ در ۳:۵۱ ب.ظ

    behtare bache dar nashin

  • ناشناس
    ارسال شده در دی ۵, ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۹ ب.ظ

    baradare man 6 sale rafte amrika va az vaghty pash onja gozashte en bimare ra gerefte va fekr mikone dolate iran pool dade be hame ta ono bokoshand az hame far mikone mitarse ghaza bokhore mabada toosh sam bashe polic chand bar ono tavile bimarestan dade ama aslan khob nashode va bad az modaty az bimarestan fara mikone har kas mikhad be on komak kone azash fara mikone hichkas nemitone bere onja viza nemidan khodesh ham mitarse, ma nemidonim chikaresh konim albate hamonja bemone be nafeshe cho enja kasy nemitone entory tahamolesh kone va onja majany mire 1 sal bymarestan khob nashode enja ke dige batar .ma mondymo en hame moshkel

  • كيوان
    ارسال شده در دی ۶, ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۵ ق.ظ

    من معلم کودکان استثناییم با این افراد صرو کار دارم استفاده کردم عالی بود

  • ارسال شده در دی ۱۶, ۱۳۸۷ در ۱:۵۲ ق.ظ

    man az 12 salegi badbakhtam ta akhare omr 3 bar bastari ghorsam o nemikhoram daram mimiram halam bade ta akhare ma badbakht vali kheyli khooobe bazi mogheha bishtar na nemikham khaste shodam khoshbehale oona ke nadaran

  • مسعود
    ارسال شده در فروردین ۱۶, ۱۳۸۸ در ۱:۵۲ ب.ظ

    برای دارودرمانی راهی رانمی شناسم ولی رفتاردرمانی که می توان گفت ۵۰درصداین بیماری رارفع میکندبانزدیکی به خدا حل می شود همانطورکه بیماردوست دارد باتزکیه نفس چون این بیماران گناهان رنجشان می دهد همانطورکه مرارنج می داد.مسعود هستم دارای اسکیزوفرنی ودچارترک واقعیت ودر دنیایی دیگربودن.این بیماری ازوسوسه های شیطان است تاانسان بیمار راازخدادورکندو اخرانرامجبوربه بزرگترین گناه یعنی خودکشی بکند

  • پريسا
    ارسال شده در اردیبهشت ۲, ۱۳۸۸ در ۶:۰۶ ب.ظ

    سلام مرسی عالی بود . خسته نباشید

  • مهدیه
    ارسال شده در خرداد ۱, ۱۳۸۸ در ۷:۲۱ ب.ظ

    سلام مطالبتون خیلی به دردم خورد دوست منم همین مشکلو داره اگه میشه راهنماییم کنین کمکش کنم ما خیلی به هم نزدیک بودیم ولی دانشگاه ما رو از هم جدا کرد داغونش کرد………

  • ناشناس
    ارسال شده در مرداد ۲۴, ۱۳۸۸ در ۹:۰۸ ق.ظ

    سلام ممنون

  • زهرا
    ارسال شده در شهریور ۱۱, ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۲ ب.ظ

    چطوری مطمین بشم کسی مبتلاست

  • كامليا
    ارسال شده در آذر ۲۲, ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۶ ق.ظ

    man ye seri matlab mikham dar morede darmane shenakhty va raftarie schizophernia,age kasi betooone komak kone mamnoon misham

  • کبوتر سفید
    ارسال شده در آذر ۲۵, ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۳ ب.ظ

    سلام اگه بشه داروهای شیمیایی که براش استفاده میشه رو بگین خیلی خوبه

  • لیلا
    ارسال شده در اسفند ۲, ۱۳۸۸ در ۹:۳۵ ق.ظ

    سلام می خواستم بدونم احتمال بهبود یافتن این بیماران چقدره؟

  • محسن
    ارسال شده در اردیبهشت ۸, ۱۳۸۹ در ۱۰:۱۹ ق.ظ

    کافی نیست

  • reza
    ارسال شده در اردیبهشت ۳۰, ۱۳۸۹ در ۹:۲۷ ب.ظ

    متشکرم آیا عوامل ژنتیکی هم اثرگذارند

  • رضا
    ارسال شده در خرداد ۲۱, ۱۳۸۹ در ۵:۳۴ ق.ظ

    سلام همسر من مبتلا به این بیماری هست آیا سر درد مزمن هم یکی از عوامل این بیماریه؟

  • reza
    ارسال شده در خرداد ۲۳, ۱۳۸۹ در ۲:۰۰ ب.ظ

    besyar aali,motshakeram az shoma

  • shima
    ارسال شده در خرداد ۲۷, ۱۳۸۹ در ۸:۱۸ ق.ظ

    سلام من برادرم اسکیزوفرنه,هیج درمان قطعی واسه این بیماری وجود نداره,و اینه که مهمه,همیشه بعد از یه مدت داروهاشو ول میکنه و دیکه نمیخوره وشروع میکنه به ازارو اذیت ما,داره هم خودشو نابود میکنه هم ما رو

  • امیر
    ارسال شده در تیر ۲۶, ۱۳۸۹ در ۵:۲۴ ب.ظ

    اسکیزوفرنی مخصوص افراد درون گرا هست
    و یک ارتباط قوی با متا فیزیک هست که بشر سعی داره از طریق فیزیک و شیمی ذرمانش کنه و بفهمتش کخ نمیشه موجوداتی از مبا فیزیک برای کمک به بشر و ترک عادات بذش با هاش صحبت میکنند

  • nahid
    ارسال شده در آبان ۲۳, ۱۳۸۹ در ۱:۴۲ ق.ظ

    خوب بود

  • هستی
    ارسال شده در آذر ۱۵, ۱۳۸۹ در ۱۰:۵۳ ب.ظ

    سلام من یه مقاله در مورد درمان بیماریها با موسیقی ذارم وشدیدا نیازمند مطالب جدید وخوبم لطفا کمک کنید

  • بهمن
    ارسال شده در مهر ۴, ۱۳۹۰ در ۱۲:۲۴ ب.ظ

    پسرم ۱۷ ساله به بیماری اسکیزوفرنی دچاره و من و مادرش روحیه خودمان را از دست دادیم نمیدونم چکار کنم غم تمام وجودم را گرفته

  • روانشناس
    ارسال شده در مهر ۷, ۱۳۹۰ در ۲:۴۷ ب.ظ

    سلام
    از برخی دوستان تقاضا دارم در مورد چیزی که اطلاع دقیقی ندارید اطلاعات غلط به دیگران ندید…تعریفی که در نظر یکی از دوستان از اسکیزوفرنی شده کاملا نادرست و غبر حرفه ای هست…اسکیزوفرنی یک بیماری روانی هست که فرد در اون بینشش رو از دست می ده و مرز بین واقعبت و خیال رو گم میکنه و بنابراین توهم و هذیان داره..یعنی چیزهایی میبینه و میشنوه که وجود خارجی ندارند یا حرف هایی میزنه که با منطق سازگار نیستند..این بیماری تحت تاثیر وراثت هست و در صورت وجود شرایط محیطی نامناسب مثل فشارهای روانی بروز میکنه..اشکال در لوب پیشانی و نروترانسمیتور ها دیده شده..در حال حاضر درمان های قطعی برای این بیماری وجود نداره اما دارو درمانی،رفتار درمانی و خانواده درمانی می تونند در کاهش علایم نقش داشته باشند..این بیماری انواع مختلفی داره..فراموش نکنید که سن بروز بیماری و شدت علایم از تعیین کننده های مهم برای بهبود بیماری هستند..در آخر این که همه بیماران روانی نیاز به حمایت روحی و اجتماعی دارن.موفق باشید

  • مهتاب
    ارسال شده در آذر ۱۹, ۱۳۹۰ در ۱۰:۱۹ ق.ظ

    خوب بود باید بهتر می شد

  • ارسال شده در بهمن ۲۶, ۱۳۹۱ در ۶:۵۶ ب.ظ

    با سلام و احترام.
    من متولد ۱۳۷۰ هستم .و در سن ۱۷ سالگی دچار بیماری اسکزوفرنی شدم و هم اکنون نیز با این بیماری بقول معروف دست و پنجه نرم میکنم.قرص هام رو مرتب استفاده نمیکنم متاسفانه.
    خواستم برای کمک به خودم چیز بیشتری بدونم چون تعریف های کلی کمک خاصی به من نکرده است.
    سوالم اینه چرا وقتی به هر چیزی در مورد خودم و ذهنم فکر میکنم برای بدنم اتفاق می افتد؟
    اگر کمی راه بروم پا درد شدید میگیرم ؟
    ایا رهایی ازین بیماری وجود دارد؟
    کتاب های روانشناسی زیاد می خوانم ایا می توانم با استفاده از روانکاوی و مراقبه خودم را از دست این بیماری نجات دهم؟
    ایا یک بیمار اسکزوفرنی میتواند استفاده از هوش هیجانی را یاد بگیرد؟
    ایا می توانم با این بیماری ام شخصیت بالغ در خود داشته باشم ؟
    این دو عامل (هوش هیجانی و شخصیت بالغ) تا چه حد تحت تاثیر بیماری ام هستند؟
    و در نهایت… من خسته شده ام…..
    لطفا یاری ام کنید.

  • ارسال شده در بهمن ۲۶, ۱۳۹۱ در ۸:۲۲ ب.ظ

    دوست گرامی شما در این زمینه باید به پزشک متخصص مراجعه فرمایید. نویسنده این مطلب، تنها از منبعی موثق مقاله را ترجمه کرده است و کسی برای پاسخ گویی به مشکل شما در این سایت وجود ندارد.

  • مهسا
    ارسال شده در بهمن ۲۶, ۱۳۹۱ در ۷:۰۲ ب.ظ

    سلام میشه لطفا بنک این موسیقی رو در سایتتون بزارین؟ممنون

  • ناشناس
    ارسال شده در آبان ۳۰, ۱۳۹۲ در ۱:۳۳ ق.ظ

    سلام عمر این بیماری چند سال ایا تمام شدنی هست ایا انجمنی برای شیزوفرنی هاوجود داره به طور قطعی از کجا میتونم بفهمم بیماریم ۱۰۰%

    ایا این برنامه موسیقی درمانی تو ایران هست

  • nazi
    ارسال شده در فروردین ۹, ۱۳۹۳ در ۵:۰۸ ب.ظ

    salam. namzade man ham dochare in bimari hast va nemidonam bayad che konam.mishe ketabi ya maghaalei moarefi konid ke behtar in bimari ro beshnasam?

  • ارسال شده در اردیبهشت ۱۲, ۱۳۹۳ در ۷:۱۸ ب.ظ

    برادرم در انگلیس زندگی میکنه دو ساله موقعی که ایران بود فقط پرخاشگر بود ولی بعد از دو سال که از ایران رفت دچار بیماری شیزوفرنی شد حالا خانواده در کنارش نیست چه باید کرد ایا برگرده ایران بهتر نیست

  • ارسال شده در مرداد ۲, ۱۳۹۵ در ۱۱:۰۶ ق.ظ

    برادر ۱۹ ساله ای دارم که ۳ ساله مبتلا به این بیماریه از وقتی بیمار شد دیگه مدرسه نرفت خانوادم داغون شد باورش برامون سخت بود هممون افسرده ایم اما افسردگی ما کمکی به برادرم نکرد خوشبختانه علائم مربوط به توهم دیداری و شنیداری برطرف شد اما بدبینی شدید و پرخاش همچنان پابرجاست به خدا سخته و استخوان سوزه سرو کله زدن با رفتارایی که هر روز عجیب تر از قبله خیلی سخته ولی در کنار درمان دارویی و حمایت خانواده بزرگترین درمان توکل به خداست تنها امیدمون هم خداست با وجود سختی های بیماری و حرفا و زخم زبون های دیگران که به جای کمک دنبال مقصر میگردن و سرزنش میکنن تنها روزنه امید خداست تو رو خدا شما هم براش دعا کنین پدرم پیتر از قبل شده و مادرم شکسته تر از همیشه امیدوارم روزی برسه که همه بیماران شیزوفرنی به طور ۱۰۰ درصد درمان بشن

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره‌ی پتریس وسکس (VI)

در آغاز این قرن در سال ۲۰۰۵ وسکس قطعه‌ی دیگری با عنوان کانتو دی فورتزه برای دوازده ویولنسل و فیلارمونیک برلین نوشت. او می‌گوید «این قطعه با قسمتی ساکن و خاموش شروع می‌شود. قلب کار شامل دو موج گسترشی است. ابتدا قطعه به آرامی فرود می‌کند و دور می‌شود تا با موفقیت به اوج برسد. سپس منجر به یک نقطه‌ی عطف می‌شود. در مقایسه، بیشتر قطعات و ترکیبات من در سکوت حل می‌شوند. نقطه‌ی اوج کانتو در فورتزه در یک فورتیسیمو بسیار پر قدرت وجود دارد. من متوجه شده‌ام که با موسیقی می‌توان جهان را متعادل نگه داشت.»

چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (II)

ایستگاه میدان انقلاب: در ایستگاه متروی میدان انقلاب، دو نقطه بیش از هر مکان دیگری محلّ تجمع نوازنده‌ها بوده است. اوّلی همکف ایستگاه دقیقاً پس از عبور از ورودی تنگ ایستگاه و پشت به سوپرمارکتی است که در یکی دوسال اخیر باز شده است. تنها دفعاتی که دیده‌ام نوازندگانی در این نقطه به اجرای موسیقی بپردازند دو نوازندهٔ دف و سه‌تار بوده است. این دو نوازنده یک زن و مرد حدوداً سی و چند ساله بودند. مرد سه‌تار می‌نواخت و زن هم دف. بعد از چند بار متوالی که آن‌ها را دیدم، دیگر هیچ‌گاه آن‌ها را ندیدم. ازدحام و سروصدای آن نقطه آن‌قدر زیاد است که نوازندهٔ سه‌تار همواره با میکروفون می‌نواخت و نوازندهٔ همراهش هم به‌جای آنکه مثلاً تنبک‌نواز باشد دف‌نواز بود؛ احتمالاً‌ هم برای آنکه صدای سازش راحت‌تر شنیده شود و هم اینکه ظرائف تنبک در آن فضا قابل شنیدن و درک کردن نبود.

از روزهای گذشته…

موسیقی کریسمس (III)

موسیقی کریسمس (III)

این سرودها از قرن ها پیش شنیده میشدند و قدیمی ترین آن ها نیز سرود وکسفورد (Wexford Carol) است که متعلق به قرن ۱۲ است. جدیدترین آن ها نیز از اواسط تا اواخر قرن نوزدهم به این صورت درآمده است. زادگاه بسیاری از این سرودها کشورهای غیر انگلیسی زبان است، سرودهایی که اغلب موضوعات غیر مسیحی هم دارند اما بعدها با شعرهایی که به آن ها افزوده شد به سرودهای انگلیسی تبدیل شدند. البته این سرودها جدید همیشه هم از متن اصلی ترجمه نمی شدند و برخی نیز از نو نوشته شده اند که تاریخ برخی از آنها به اوایل قرن بیستم باز می گردد.
موسیقی سمفونیک ایرانی (قسمت ششم)

موسیقی سمفونیک ایرانی (قسمت ششم)

در هر حال وزیری قطعات بسیاری از جمله سمفونی نفت، بندباز، تصنیف هایی برای آواز و پیانو و … را به شیوه ی دوصدایی (diaphonic) و چندصدایی ساخته بود که در بسیاری از آن ها تأکید بسیاری بر تعدیل و تامپره کردن موسیقی ایرانی رفته بود. وزیری در موسیقی خود گامی با بیست و چهار ربع پرده به وجود آورد و با خارج کردن فواصل از حالت طبیعی خود، آن ربع پرده ها را مساوی فرض می نمود. با وجود این که بر اساس اصول و متدولوژی علمی موسیقی شناسی، انطباق فواصل تیِرس در هارمونی غربی با موسیقی ایرانی به همان صورتی که با اصول آکوستیکی حاکم بر موسیقی غربی سازگار بود، به دلیل نسبت ها، فواصل خاص و فونکسیون های اصوات تشکیل دهنده ی موسیقی ایرانی، منتفی می گردد.
گاه های گمشده (VIII)

گاه های گمشده (VIII)

مرتضی حنانه در تحقیقات خود، وجود یک گام به عنوان واسط و ارتباط دهنده بین گام ها و مقام های موسیقی ایرانی را ضروری می داند. از این رو با بیان اینکه «نت برجسته پایه به شاهد گام دیگری اشاره دارد»، گام راست را معرفی و با این توضیح عنوان می کند که «گام راست بم ترین گام یا مقام موسیقی ایران است» (صفحه ۹۱)
آموزش گیتار به کودکان (III)

آموزش گیتار به کودکان (III)

در تئاتر اصطلاحی فرانسوی به نام “میزانسن” وجود دارد که به عناصری همچون طراحی صحنه، نور، دکور و … اطلاق می‌شود. در واقع مناسب‌ترین بستری که بازیگران برای ایفای نقش بر أساس نمایشنامه در آن قرار می‌گیرند تا بهترین بازی و نمایش را از خود ارائه دهند. این موضوع در تمامی أمور حرفه‌ای قابلیت تعمیم دارد. هر چیزی وقتی در جای مناسب قرار بگیرد رشد و شکوفا می‌شود. بنابراین ایجاد یک محیط مناسب برای تمرین موسیقی شاید مهمترین کاری باشد که می‌بایست والدین انجام دهند. قسمتی از اتاق را برای تمرین موسیقی آماده کنید. حتا می‌توانید گوشه‌ای از دیوار را با طرح‌ها و گیتاریست‌های مطرح مزُین کنید. از اشکال فانتزی ِموسیقایی استفاده کنید. در نهایت یک میزانسن “موسیقایی” را ایجاد کرده‌اید.
دارالفنون، مسیو لومر و اولین سرود ملی ایران (II)

دارالفنون، مسیو لومر و اولین سرود ملی ایران (II)

اما «منوچهر صهبایی» در مورد تاریخ فوت لومر، در شهریور ۱۳۸۳ در گفت وگویی با مجله “گفتگوی هارمونیک”، بیان داشته است: «مطالبی هست که در هیج جا وجود ندارد مثلاً چیزی که من خیلی زحمت کشیده ام و پیدا کرده ام که از لحاظ تحقیقاتی خیلی مهم هست تاریخ تولد و فوت لومر که موزیکانباشی ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه بوده است که در کتاب ها تنها جایی که اشاره شده در یک کتاب از روح الله خالقی هست که در آن جا نوشته شده حدود ۴۰ سال پیش لومر فوت کرد! حالا هی شما کتاب را ورق بزنید نه تاریخ دارد … یعنی اصلاً تاریخ نوشته شدن این کتاب و انتشاراش معلوم نیست مال کی هست! الان شما کتاب را می خوانید مال ۴۰ سال پیش هست! صد سال بعد هم مال ۴۰ سال پیش هست! من با تحقیقاتم برای اولین بار در تاریخ موسیقی ایران، تاریخ دقیق تولد و فوت را پیدا کردم که لازمش این بود که تمام کشورهای اروپایی تا آراژانتین را بگردم تا نوادگان لومر (۱۸۴۲ تا ۱۹۰۷ م) را پیدا کنم که بتوانم یک چیز دقیق و مرتب بنویسم و این را پیدا کردم و الان در کتاب ها می نویسند بدون این که معلوم باشد که این راکی پیدا کرده و تا یک – دو سال پیش کسی نمی دانست که این شخص که نقش مهمی در ورود موسیقی سمفونیک در ایران داشته و به طور غیر مستقیم چندصدایی را به ایران وارد کرد، اصلاً نمی دانستند کی بود، کی به دنیا آمده و کی فوت کرده …»
صبای آموزگار (II)

صبای آموزگار (II)

ابوالحسن صبا نیز بعدها نام خانوادگی خود را از تخلص جدش عاریه گرفت. میهمانان منزل کمال السلطنه بیشتر شاعران، موسیقیدانان و اهالی فرهنگ بودند و همین امر سبب می شد که صبا دوران کودکی خود را در محیطی رشد کند که به علایق و استعدادهای او سمت و سو دهد. تابستانها که هوای تهران گرم و طاقت فرسا می شد کمال السلطنه چند هفته ای را به همراه خانواده اش در ییلاق های اطراف تهران میگذراند. در طول یکی از همین سفر های کوتاه مدت تابستانی بود که ابوالحسنِ پنج، شش ساله با اجازه ی پدرش برای اولین بار ساز او را به دست گرفت تا عطش کنجکاوی کودکانه اش را پاسخ گوید. در همان چند دقیقه ی اول که با سه تارِ پدرش بازی میکرد سعی می کرد که آنچه از نواختن سه تار به چشم دیده و به گوش شنیده بود تقلید کند.
آکوستیک اتاق – ۴

آکوستیک اتاق – ۴

کنترل میزان انعکاس صدا و مقدار خروج صدا در یک اتاق از اولین و مهمترین اهدافی است که یک مهندس صدا (Sound Engineer) باید به آن دست پیدا کند. با وجود آنکه انعکاس صدا در بسیاری موارد باعث زیبایی صوت می شود ، در عین حال می تواند از کیفیت صدا بکاهد بنابراین معمول بر این است که به هنگام ضبط صدا آنرا بطور خالص و بدون هیچ افکتی ضبط می کنند و پس از آن افکت های لازم را به هر میزان که بخواهند اضافه می کنند.
“گفتگو” اثری از پایور

“گفتگو” اثری از پایور

اصلاح سنتور نوازی معاصر چند سال پیش با اجرای دو اثر از اردوان کامکار به نامهای “دریا” و پس از آن “برفراز باد” دوباره سرزبانها افتاد. این دو اثر اردوان کامکار به همراه کنسرتو سنتور او که بهمراه برادرش هوشنگ کامکار، ساخته شده بود، در جامعه موسیقی مورد استقبال قرار گرفت و جایگاهی هم تراز با آثار برجسته قبلی در این سبک بدست آورد. اینجا نگاهی می اندازیم به اولین آثاری که در این زمینه تصنیف شد. اولین آثاری که(با تکنیک سنتور نوازی) در این زمینه تصنیف شد ساخته هنرمند بلند پایه موسیقی ایرانی و پدر سنتور نوازی کلاسیک ایران، فرامرز پایور بود .
اکول در سنتور نوازی (I)

اکول در سنتور نوازی (I)

در این مقاله سعی شده تا با توجه به تحول شیوه های سنتور نوازی و تمایل نوازندگان به استفاده از تکنیک های متنوع تر بر روی این ساز و میل به مانور، انعطاف و سرعت بیشتر، علاوه بر آسیب شناسی شیوه های نامناسبی که می تواند مانعی در این راه باشد و منجر به تبعات فنی، جسمی و… نامناسب و ناخواسته بر روی نوازنده شود، شیوه آزموده و مناسبی پیشنهاد گردد.
جادوی نام زیبا  (I)

جادوی نام زیبا (I)

پشت چهره‌ی این آلبوم مسئله‌ی نام نهفته است و رابطه‌ای سبک‌شناسانه، و زیباشناسی این هر دو و نسبت‌اش با فرم. نام کلی آلبوم را آهنگساز به فارسی منظومه‌های سمفونیک نهاده، عنوانی که بیشتر با ترجمه‌ی (Poematic Symphony) (1) نزدیک است (۲). اما آن‌چه در مورد نام این اثر اهمیت دارد عنوان فارسی آن نیست -چرا که می‌توان آن را با اغماض اطلاقی شاعرانه دانست که آهنگسازی علاقه‌مند به ادبیات برگزیده تا موسیقی‌اش را شعرگونه‌ای با ابزار سمفونیک بنمایاند- بلکه ترجمه‌ی انگلیسی آن است که روی جلد حک شده است؛ Poem Symphonies به معنای پوئم سمفونی‌(ک)ها (۳) و از همین جا است که مسئله‌ای که من آن را «جادوی نام زیبا» نهاده‌ام آغاز می‌شود. برای این که بتوانیم راهی به شرح دقیق این اصطلاح بپوییم بهتر است کمی در سه قطعه‌ای که در این آلبوم جمع آمده‌ است تعمق و خصوصیاتشان را بررسی کنیم.