موسیقی درمانی برای بیماران اسکیزوفرنی

بنابر تحقیقات جدید، موسیقی درمانی میتواند بعضی از علایم اسکیزوفرنی را تخفیف داده و بهبود دهد. این پژوهش که در مجله روانپزشکی British Journal of Psychiatry منتشر شده است، اولین موردی است که در آن موسیقی درمانی برای افرادی که دچار اسکیزوفرنی حاد هستند به کار گرفته شده است و توسط محققینی از کالج سلطنتی لندن و درمانگرانی از مرکز سلامت روانی North West London رهبری و اداره میشود.

در این تحقیق کوچک، ۸۱ بیمار مقیم در چهار بیمارستان لندن به طور تصادفی انتخاب شده اند تا از موسیقی درمانی یا درمان عادی بهره مند شوند. این افراد بین ۸ تا ۱۲ جلسه به صورت یک بار در هفته و به مدت ۴۵ دقیقه از موسیقی درمانی بهره مند شده اند. در طی جلسات، بیماران به سازهای مختلف دسترسی داشته و از طرف درمانگران به ابراز درونیات خود با موسیقی، تشویق میشوند.

در ابتدا درمانگر با دقت به موسیقی بیمار گوش فرا میدهد و از نزدیک با او همراهی میکند و در پی یافتن چگونگی وضعیت احساسی او که به شکل موسیقی ابراز میشود، است.

سپس درمانگر روشها و فرصتهایی برای بسط یا تغییر ماهیت این فعل و انفعال موسیقایی پیشنهاد میکند. محققین علایم اسکیزوفرنیک را محاسبه کرده و متوجه شدند که در میان بیمارانی که از موسیقی درمانی بهره مند شده بودند، پیشرفتهای بسیار بیشتری از بیمارانی که تنها به روش معمول معالجه میشدند صورت گرفته است. از جمله موارد و علایم عمومی که تحت تاثیر موسیقی درمانی شدت خود را از دست داده بودند میتوان به اضطراب، افسردگی و علایم منفی اسکیزوفرنی مانند انزوای احساسی، اشاره نمود.

با این حال محققین هشدار دادند، از آنجایی که این تحقیق در اندازه کوچک و محدود انجام گرفته است، این امکان وجود دارد که عوامل دیگری چون شدت بیماری، بر میزان کاربرد این روش تاثیر داشته باشند.

سرپرست تحقیقات، دکتر مایک کرافورد Mike Crawfordاز کالج سلطنتی لندن گفته است:” ما مدتهاست میدانیم که بعضی از درمانهای وابسته به روانشناسی میتواند به افراد مبتلا به اسکیزوفرنی کمک کندف اما تا کنون این روشها تنها در مواردی که بیمار کاملا از شرایطی پایدار برخوردار باشد، به کار رفته بود.

“این تحقیق نشان میدهد که موسیقی درمانی راهی برای کار کردن با افرادی که به شدت بدحال هستند، فراهم کرده است.”

” در چنین مواقعی بیماران یافتن کلماتی که بتواند موقعیت درونی او را توصیف کند با مشکل مواجه میشوند، اما با اتکا به مهارت درمانگر این امکان برایشان فراهم میشود که از طریق تاثیرات موسیقی، شیوه بیان تازه، سودمند، خلاقانه و نشاط آوری را تجربه کنند”

اسکیزوفرنی یک بیماری مغزی مزمن، شدید و ناتوان کننده است و بنابر مطلب مندرج در وب سایت Schizophrenia.com، ۱ درصد از جمعیت بریتانیا و آمریکا به این بیماری دچارند.

۹۹۹today.com

53 دیدگاه

  • باران
    ارسال شده در آذر ۱۲, ۱۳۸۵ در ۹:۳۳ ق.ظ

    salam man ketabe veronika tasmim migirad bemirade paulo choelho ro khoondam
    dar oon ketab ye bimare skizoferen naghsh dash bename edvard
    ke mano be doonestan dar bareye schysoferney kheili akaghe mand kard man manabe khasi dar ekhtiar nadaram va daneshjooye ravanshenasi ham hastam va kheili doost daram dar bareye in bimari chizayee bedoonam age kasi mitoone komakam kone mamnoon misham

  • سارینا
    ارسال شده در مرداد ۱۵, ۱۳۸۶ در ۱۱:۰۹ ق.ظ

    salam mamnon az matalebe jameetoon

  • dani
    ارسال شده در آبان ۲۶, ۱۳۸۶ در ۶:۰۳ ب.ظ

    آفرین متشکرم

  • ارسال شده در دی ۹, ۱۳۸۶ در ۲:۲۵ ب.ظ

    salam saeet mosighi darmani

  • ارسال شده در بهمن ۵, ۱۳۸۶ در ۴:۰۳ ب.ظ

    ممنون…
    شما سایتی میشناسید که از زبون خود بیماران اسکیزوفرنی باشه؟؟

  • matin
    ارسال شده در بهمن ۲۳, ۱۳۸۶ در ۱۰:۴۲ ب.ظ

    man ye soal dashtam
    aya kasayi ke eskizoferni daran mtonan ezdevaj konan

  • maryam
    ارسال شده در فروردین ۱۰, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۱ ب.ظ

    salam.mer30 az site jalebetom.moafagh bashid.

  • Alireza
    ارسال شده در فروردین ۱۲, ۱۳۸۷ در ۸:۱۹ ب.ظ

    بیمارانی که بهشون میگن اسکیزوفرن یا شیزوفرن آدمائی هستن گوشه گیر و خود شیفته.اما در حین حال خیلی باهوش و منطقی و با ایمان.هر مسئله ای را به راحتی نمیپذیرن, تا خودشون به باور اون مسئله برسن.بسیار عاطفی ودر عین حال عمیق و منطقی.برای درک بهتر از محیطی که دراون قرار دارن خیلی فکر میکنن و عمیق میشن تا اون جوری که خودشون میخوان به درک واقعی برسن… به طور ناخوداگاه خودشون به موسیقی بسیار علاقه دارن و براحتی میتونن تمام متن موسیقیرو به خاطر بسپارن,در کمترین زمان…

  • Alireza
    ارسال شده در فروردین ۱۲, ۱۳۸۷ در ۸:۳۵ ب.ظ

    اسکیزوفرنها از ترکیب نا متعادل شیمیائی در مغز و مخچه رنج میبرن.یکی از عناصری که در ترکیب شیمیائی مغز این افراد به طور چشمگیری تاثیر گذاره لیتیم که به درک محیط و ارتباط با دیگران خیلی نقش داره…امیدوارم بتونم به سوالاتی که براتون پیش میاد جواب بدم.

  • elina
    ارسال شده در فروردین ۲۸, ۱۳۸۷ در ۹:۰۰ ب.ظ

    man eskizofereni hastam ama AGHEGHAM
    afsoos ke mashoogh mariziro nemifahme

  • hotsun
    ارسال شده در اردیبهشت ۷, ۱۳۸۷ در ۵:۴۴ ب.ظ

    سلام ممنون از نظر خواهی تون یه سوال :ما برای این بیماران چه کنیم (بیماری حاد با علائم مثبت.)
    ازدواجشون چی؟ به بچشون منتقل میشه؟

  • ناشناس
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۲, ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۷ ق.ظ

    ممنونم ان شاءا… در پناه حق موفق باشید

  • نوید
    ارسال شده در تیر ۲۶, ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۴ ق.ظ

    اگه شما خودتون چند تا از این جور موسیقی ها رو تو سایت تون بزنید خیلی خوب میشه

  • tiamo
    ارسال شده در مرداد ۲, ۱۳۸۷ در ۶:۱۵ ب.ظ

    سلام. من چند وقت پیش یه فیلم دیدم درباره اسکیزوفرنی. که منو به این فکر فرو برد که شاید منم به این بیماری مبتلام.
    من با علیرضا موافقم، چیزهایی که اون در مورد هوش و توانایی موسیقی این افراد میگه در مورد من صدق میکنه.
    ولی چیزی که منو وادار به تحقیق کرد مادرم بود که علائم این بیماری در اون بیشتر هستش.
    نمیدونم باید چیکار کنم. کمک فکری بکنید ممنون میشم.

  • سارا
    ارسال شده در مرداد ۱۸, ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۷ ب.ظ

    با سلام و احترام مطالبتان ارزشمند بود. پایان نامه من نیز در رابطه با موسیقی درمانی است که در صورت تمایل بخش هایی از آن را برایتان ارسال مینمایم.لطفا برایمe_mailبفرستید.

  • ارسال شده در مرداد ۲۵, ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۸ ق.ظ

    matalebe jalebi darin man dadasham skizoferni dare doktar mige be khatere tarse shadid be voojood oomade man kheyli narahatam bekhatere in moozoo

  • حمید رضا
    ارسال شده در مرداد ۳۱, ۱۳۸۷ در ۷:۰۸ ب.ظ

    سلام
    اسکیزوفرنی جز بیماریهایی که هنوز جای تحقیق داره اما باید بدونیم که خود فرد از وجود اون در خودش یا اطلاع نداره یا اینکه منکر وجود این بیماری در خودش می شه !علائم بسیاری در بیماریهای روانی با هم مشابه هستند و با چند تا نشانه کوچک و مشترک نمی شه گفت که فرد اسکیزو فرن هست در مورد تشخیص این بیماری بهترین افراد روانپزشکها هستند و بعد روانشناسان.از مقاله بسیار قشنگتون نهایت سپاس را دارم و موفق باشین .

  • حامد
    ارسال شده در شهریور ۱۶, ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۹ ق.ظ

    من هم مدتی است در گیر این بیماری هستم واز این که هر ۳ ماه پیش دکتر برم کلافه شدم.راستی دوستان ایا سایتی وجود دارد برای مبتلایان به این مریضی

  • سالار
    ارسال شده در شهریور ۲۶, ۱۳۸۷ در ۸:۱۱ ب.ظ

    ایا این افراد در جامعه به اسانه شناخته میشوند. با تشکر از سایت جالبتون

  • افروز
    ارسال شده در شهریور ۲۷, ۱۳۸۷ در ۸:۵۲ ب.ظ

    فوق العاده بود، درباره اینکه این آدمها چراکندرفتار می شن و چرا داروهاشون به جای اینکه انها را بهتر کنه ، بیشتر خسته و افسرده ترشون میکنه، بگین.

  • ناشناس
    ارسال شده در مهر ۱۵, ۱۳۸۷ در ۹:۰۳ ب.ظ

    salam man chand vaght pish ba ye kasi ba in moshakhasat namzad kardam alan hodoode 2mahe ke oon ro nadidam bad az vaghti ke fahmidam oon bimare vali hamash narahatam ke in jodai baes nashe bimarish badtar beshe mishe mano rahnamai konid
    aye

  • ناشناس
    ارسال شده در آبان ۲۰, ۱۳۸۷ در ۳:۰۲ ب.ظ

    ممنون عالی بود

  • maria
    ارسال شده در آبان ۲۲, ۱۳۸۷ در ۸:۵۳ ق.ظ

    سلام برادرشوهرم مبتلا به این بیماری است آیا امکان ابتلای بچه های من به این بیماری وجود دارد؟

  • ناشناس
    ارسال شده در آذر ۲۷, ۱۳۸۷ در ۳:۵۱ ب.ظ

    behtare bache dar nashin

  • ناشناس
    ارسال شده در دی ۵, ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۹ ب.ظ

    baradare man 6 sale rafte amrika va az vaghty pash onja gozashte en bimare ra gerefte va fekr mikone dolate iran pool dade be hame ta ono bokoshand az hame far mikone mitarse ghaza bokhore mabada toosh sam bashe polic chand bar ono tavile bimarestan dade ama aslan khob nashode va bad az modaty az bimarestan fara mikone har kas mikhad be on komak kone azash fara mikone hichkas nemitone bere onja viza nemidan khodesh ham mitarse, ma nemidonim chikaresh konim albate hamonja bemone be nafeshe cho enja kasy nemitone entory tahamolesh kone va onja majany mire 1 sal bymarestan khob nashode enja ke dige batar .ma mondymo en hame moshkel

  • كيوان
    ارسال شده در دی ۶, ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۵ ق.ظ

    من معلم کودکان استثناییم با این افراد صرو کار دارم استفاده کردم عالی بود

  • ارسال شده در دی ۱۶, ۱۳۸۷ در ۱:۵۲ ق.ظ

    man az 12 salegi badbakhtam ta akhare omr 3 bar bastari ghorsam o nemikhoram daram mimiram halam bade ta akhare ma badbakht vali kheyli khooobe bazi mogheha bishtar na nemikham khaste shodam khoshbehale oona ke nadaran

  • مسعود
    ارسال شده در فروردین ۱۶, ۱۳۸۸ در ۱:۵۲ ب.ظ

    برای دارودرمانی راهی رانمی شناسم ولی رفتاردرمانی که می توان گفت ۵۰درصداین بیماری رارفع میکندبانزدیکی به خدا حل می شود همانطورکه بیماردوست دارد باتزکیه نفس چون این بیماران گناهان رنجشان می دهد همانطورکه مرارنج می داد.مسعود هستم دارای اسکیزوفرنی ودچارترک واقعیت ودر دنیایی دیگربودن.این بیماری ازوسوسه های شیطان است تاانسان بیمار راازخدادورکندو اخرانرامجبوربه بزرگترین گناه یعنی خودکشی بکند

  • پريسا
    ارسال شده در اردیبهشت ۲, ۱۳۸۸ در ۶:۰۶ ب.ظ

    سلام مرسی عالی بود . خسته نباشید

  • مهدیه
    ارسال شده در خرداد ۱, ۱۳۸۸ در ۷:۲۱ ب.ظ

    سلام مطالبتون خیلی به دردم خورد دوست منم همین مشکلو داره اگه میشه راهنماییم کنین کمکش کنم ما خیلی به هم نزدیک بودیم ولی دانشگاه ما رو از هم جدا کرد داغونش کرد………

  • ناشناس
    ارسال شده در مرداد ۲۴, ۱۳۸۸ در ۹:۰۸ ق.ظ

    سلام ممنون

  • زهرا
    ارسال شده در شهریور ۱۱, ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۲ ب.ظ

    چطوری مطمین بشم کسی مبتلاست

  • كامليا
    ارسال شده در آذر ۲۲, ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۶ ق.ظ

    man ye seri matlab mikham dar morede darmane shenakhty va raftarie schizophernia,age kasi betooone komak kone mamnoon misham

  • کبوتر سفید
    ارسال شده در آذر ۲۵, ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۳ ب.ظ

    سلام اگه بشه داروهای شیمیایی که براش استفاده میشه رو بگین خیلی خوبه

  • لیلا
    ارسال شده در اسفند ۲, ۱۳۸۸ در ۹:۳۵ ق.ظ

    سلام می خواستم بدونم احتمال بهبود یافتن این بیماران چقدره؟

  • محسن
    ارسال شده در اردیبهشت ۸, ۱۳۸۹ در ۱۰:۱۹ ق.ظ

    کافی نیست

  • reza
    ارسال شده در اردیبهشت ۳۰, ۱۳۸۹ در ۹:۲۷ ب.ظ

    متشکرم آیا عوامل ژنتیکی هم اثرگذارند

  • رضا
    ارسال شده در خرداد ۲۱, ۱۳۸۹ در ۵:۳۴ ق.ظ

    سلام همسر من مبتلا به این بیماری هست آیا سر درد مزمن هم یکی از عوامل این بیماریه؟

  • reza
    ارسال شده در خرداد ۲۳, ۱۳۸۹ در ۲:۰۰ ب.ظ

    besyar aali,motshakeram az shoma

  • shima
    ارسال شده در خرداد ۲۷, ۱۳۸۹ در ۸:۱۸ ق.ظ

    سلام من برادرم اسکیزوفرنه,هیج درمان قطعی واسه این بیماری وجود نداره,و اینه که مهمه,همیشه بعد از یه مدت داروهاشو ول میکنه و دیکه نمیخوره وشروع میکنه به ازارو اذیت ما,داره هم خودشو نابود میکنه هم ما رو

  • امیر
    ارسال شده در تیر ۲۶, ۱۳۸۹ در ۵:۲۴ ب.ظ

    اسکیزوفرنی مخصوص افراد درون گرا هست
    و یک ارتباط قوی با متا فیزیک هست که بشر سعی داره از طریق فیزیک و شیمی ذرمانش کنه و بفهمتش کخ نمیشه موجوداتی از مبا فیزیک برای کمک به بشر و ترک عادات بذش با هاش صحبت میکنند

  • nahid
    ارسال شده در آبان ۲۳, ۱۳۸۹ در ۱:۴۲ ق.ظ

    خوب بود

  • هستی
    ارسال شده در آذر ۱۵, ۱۳۸۹ در ۱۰:۵۳ ب.ظ

    سلام من یه مقاله در مورد درمان بیماریها با موسیقی ذارم وشدیدا نیازمند مطالب جدید وخوبم لطفا کمک کنید

  • بهمن
    ارسال شده در مهر ۴, ۱۳۹۰ در ۱۲:۲۴ ب.ظ

    پسرم ۱۷ ساله به بیماری اسکیزوفرنی دچاره و من و مادرش روحیه خودمان را از دست دادیم نمیدونم چکار کنم غم تمام وجودم را گرفته

  • روانشناس
    ارسال شده در مهر ۷, ۱۳۹۰ در ۲:۴۷ ب.ظ

    سلام
    از برخی دوستان تقاضا دارم در مورد چیزی که اطلاع دقیقی ندارید اطلاعات غلط به دیگران ندید…تعریفی که در نظر یکی از دوستان از اسکیزوفرنی شده کاملا نادرست و غبر حرفه ای هست…اسکیزوفرنی یک بیماری روانی هست که فرد در اون بینشش رو از دست می ده و مرز بین واقعبت و خیال رو گم میکنه و بنابراین توهم و هذیان داره..یعنی چیزهایی میبینه و میشنوه که وجود خارجی ندارند یا حرف هایی میزنه که با منطق سازگار نیستند..این بیماری تحت تاثیر وراثت هست و در صورت وجود شرایط محیطی نامناسب مثل فشارهای روانی بروز میکنه..اشکال در لوب پیشانی و نروترانسمیتور ها دیده شده..در حال حاضر درمان های قطعی برای این بیماری وجود نداره اما دارو درمانی،رفتار درمانی و خانواده درمانی می تونند در کاهش علایم نقش داشته باشند..این بیماری انواع مختلفی داره..فراموش نکنید که سن بروز بیماری و شدت علایم از تعیین کننده های مهم برای بهبود بیماری هستند..در آخر این که همه بیماران روانی نیاز به حمایت روحی و اجتماعی دارن.موفق باشید

  • مهتاب
    ارسال شده در آذر ۱۹, ۱۳۹۰ در ۱۰:۱۹ ق.ظ

    خوب بود باید بهتر می شد

  • ارسال شده در بهمن ۲۶, ۱۳۹۱ در ۶:۵۶ ب.ظ

    با سلام و احترام.
    من متولد ۱۳۷۰ هستم .و در سن ۱۷ سالگی دچار بیماری اسکزوفرنی شدم و هم اکنون نیز با این بیماری بقول معروف دست و پنجه نرم میکنم.قرص هام رو مرتب استفاده نمیکنم متاسفانه.
    خواستم برای کمک به خودم چیز بیشتری بدونم چون تعریف های کلی کمک خاصی به من نکرده است.
    سوالم اینه چرا وقتی به هر چیزی در مورد خودم و ذهنم فکر میکنم برای بدنم اتفاق می افتد؟
    اگر کمی راه بروم پا درد شدید میگیرم ؟
    ایا رهایی ازین بیماری وجود دارد؟
    کتاب های روانشناسی زیاد می خوانم ایا می توانم با استفاده از روانکاوی و مراقبه خودم را از دست این بیماری نجات دهم؟
    ایا یک بیمار اسکزوفرنی میتواند استفاده از هوش هیجانی را یاد بگیرد؟
    ایا می توانم با این بیماری ام شخصیت بالغ در خود داشته باشم ؟
    این دو عامل (هوش هیجانی و شخصیت بالغ) تا چه حد تحت تاثیر بیماری ام هستند؟
    و در نهایت… من خسته شده ام…..
    لطفا یاری ام کنید.

  • ارسال شده در بهمن ۲۶, ۱۳۹۱ در ۸:۲۲ ب.ظ

    دوست گرامی شما در این زمینه باید به پزشک متخصص مراجعه فرمایید. نویسنده این مطلب، تنها از منبعی موثق مقاله را ترجمه کرده است و کسی برای پاسخ گویی به مشکل شما در این سایت وجود ندارد.

  • مهسا
    ارسال شده در بهمن ۲۶, ۱۳۹۱ در ۷:۰۲ ب.ظ

    سلام میشه لطفا بنک این موسیقی رو در سایتتون بزارین؟ممنون

  • ناشناس
    ارسال شده در آبان ۳۰, ۱۳۹۲ در ۱:۳۳ ق.ظ

    سلام عمر این بیماری چند سال ایا تمام شدنی هست ایا انجمنی برای شیزوفرنی هاوجود داره به طور قطعی از کجا میتونم بفهمم بیماریم ۱۰۰%

    ایا این برنامه موسیقی درمانی تو ایران هست

  • nazi
    ارسال شده در فروردین ۹, ۱۳۹۳ در ۵:۰۸ ب.ظ

    salam. namzade man ham dochare in bimari hast va nemidonam bayad che konam.mishe ketabi ya maghaalei moarefi konid ke behtar in bimari ro beshnasam?

  • ارسال شده در اردیبهشت ۱۲, ۱۳۹۳ در ۷:۱۸ ب.ظ

    برادرم در انگلیس زندگی میکنه دو ساله موقعی که ایران بود فقط پرخاشگر بود ولی بعد از دو سال که از ایران رفت دچار بیماری شیزوفرنی شد حالا خانواده در کنارش نیست چه باید کرد ایا برگرده ایران بهتر نیست

  • ارسال شده در مرداد ۲, ۱۳۹۵ در ۱۱:۰۶ ق.ظ

    برادر ۱۹ ساله ای دارم که ۳ ساله مبتلا به این بیماریه از وقتی بیمار شد دیگه مدرسه نرفت خانوادم داغون شد باورش برامون سخت بود هممون افسرده ایم اما افسردگی ما کمکی به برادرم نکرد خوشبختانه علائم مربوط به توهم دیداری و شنیداری برطرف شد اما بدبینی شدید و پرخاش همچنان پابرجاست به خدا سخته و استخوان سوزه سرو کله زدن با رفتارایی که هر روز عجیب تر از قبله خیلی سخته ولی در کنار درمان دارویی و حمایت خانواده بزرگترین درمان توکل به خداست تنها امیدمون هم خداست با وجود سختی های بیماری و حرفا و زخم زبون های دیگران که به جای کمک دنبال مقصر میگردن و سرزنش میکنن تنها روزنه امید خداست تو رو خدا شما هم براش دعا کنین پدرم پیتر از قبل شده و مادرم شکسته تر از همیشه امیدوارم روزی برسه که همه بیماران شیزوفرنی به طور ۱۰۰ درصد درمان بشن

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

روی دانوب زیبای آبی (II)

یوهان اشتراوس این والس را کـه اصـلا بـرای آواز جمعی‌ و ارکستر‌ نوشته بود و به «انجمن خـوانندگان ویـن‌» تقدیم‌ کرد و آنها‌ در‌ ۱۵‌ فوریه ۱۸۶۷ در تالار‌ دیانا (محل امروز دیاناباد) {این اثر را} به‌ اجرا در آوردند. مـتن اشـعار آن را افسر پلیس یوزف وایل‌‌ سـاخته‌ و بـا این مـطلب شـروع مـی‌شد:

عمومی: مردم با نظریه های جدید در ابتدا مخالفت می کنند

من در سال ۱۳۴۲ وارد دانشگاه شدم و سال دوم دانشکده بودم که در اردوها شرکت کردم و همان موقع بود که با اساتید آشنا شدم و به دنبال آن به هنرستان رفتم و به کلاس‌های استاد محمود کریمی برای فراگیری ردیف رفتم و تئوری و سلفژ را با استاد فرهاد فخرالدینی کار کردم؛ در همان موقع بود که من به گروه آقای فرامرز پایور رفتم یعنی من حدود ۵۰ سال پیش، سال ۴۵ یا ۴۶ به گروه سازهای ملی آقای پایور که تأسیس شده بود پیوستم. ایشان کنسرت من را در پایان سال تحصیلی یا هنرستان دیده بودند و از استاد کریمی خواسته بودند که من را دعوت کنند تا به گروه ایشان بپیوندم.

از روزهای گذشته…

بیژن کامکار: از تدریس متنفرم!

بیژن کامکار: از تدریس متنفرم!

توضیح این مسأله خیلی سخت است. همه‌ی بچه ها تک تک سلول‌هاشان پر از فانتزی و ایده است. منتها این ویژگی در مورد هر کدام از ما کاربرد متفاوتی پیدا کرده است. مثلن ارسلان بیست سال است که مایستر ارکستر سمفونیک است و با وجود اینکه به لحاظ تئوری به علم موسیقی اشراف دارد ولی چیزی که به او جرأت خلق می‌دهد حضورش در ارکستر است. ارسلان بیست سال است که هارمونی می شنود. آهنگی که مثلن من چند هفته باید کار کنم تا برایش هارمونی بنویسم و ارکستراسیون اش را تنظیم کنم، ارسلان یک شبه می نویسد.
گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

نقد فمینیستی (و البته بعضی گرایش‌های دیگر در نقد نیز) هراسی از آن ندارد که به جای جهانشمول دیدن معیارهای ارزیابی هنرهای زیبا و آثار مرجعی که مصداق‌های ارزیابی و بسترهای عینی آن را شکل می‌دهند، آنها را آفریده‌ی گرایش‌های «مرد سفیدپوست اروپایی» بداند و به جست‌وجوی علل حذف گرایش بخش‌های بزرگی از جمعیت جهان (به‌ویژه غیبت زنان و زنانگی در تعیین آثار مرجع) در آن بپردازد.
Richard William Wright II

Richard William Wright II

یک سال بعد پینک فلوید آلبوم More و Ummagumma را تهیه کرد. گروه تصمیم گرفت که در آلبوم دوم بسیار آزاد و بصورت زنده کار کند، آلبوم چهار قسمت داشت و هر قسمت توسط یک نفر ضبط شد. سهم ریچارد رایت از این آلبوم چهار قسمت بود که Sysyphus نام یکی از مشاهیر افسانه ای یونان نام گرفت.
گذر از مرز ستایشِ محض (IV)

گذر از مرز ستایشِ محض (IV)

از اواخر دهه‌ی ۱۹۵۰ توجه اشتوکهاوزن به موضوع فرهنگ‌های شرق آسیا جلب شد. چنان که در روند تغییرات اندیشه‌های آهنگسازانه و فرهنگی وی مشخص است او از این دوره به تفکر عرفانی شرقی بسیار علاقه‌مند شده بود. این گرایش کلی وی به‌ویژه در دهه‌ی ۱۹۷۰ بر بخشی از جهان روشنفکری وقت سایه افکنده بود و چیزی منحصر به وی نیست (۱۰). از سوی دیگر او نوعی تفکر «گیهانی» نیز تحت تاثیر همین زمینه‌ها پیدا کرد که آن را با نوعی ماجراجویی‌ علمی-تخیلی (۱۱) در هم آمیخت و برخی از آثار هنری‌اش را بر پایه‌ی چنین تخیلات و توهماتی خلق کرد. قطعات این دوره‌اش باز هم مورد نقد هر دو جبهه‌ی نقادان گذشته قرار گرفت.
دشواریهای تجزیه و تحلیل موسیقی ما (II)

دشواریهای تجزیه و تحلیل موسیقی ما (II)

کتاب و ده قطعه‌ای که در آن تجزیه و تحلیل شده، فارغ از ارزشی که هر گونه فعالیت تجزیه و تحلیلی درباره‌ی آثار آهنگسازان ایرانی می‌تواند داشته باشد و جدای از درستی یک تجزیه و تحلیل -که همیشه ممکن است به نحوی موثر به چالش کشیده شود- پیش از هر چیز دشواری‌های به‌کارگیری روش‌های تجزیه و تحلیل در گونه‌های مختلف موسیقی ایرانی (۴)، شکستگی‌ها و پراکندگی‌ها در بهره‌گیری از مفاهیم تئوریک و مانند آن را آشکار می‌کند. در حقیقت این کتاب با یک کنش مثبت، گسل‌های شناختی ما را در این حوزه به وضوح به نمایش می‌گذارد. پرسش‌هایی چون؛ چگونه باید با چنین آثاری رویارو شد؟ کدام مولفه‌هایشان بیش از بقیه واجد اهمیت است؟
بارکارول

بارکارول

بارکارول که در زبان ایتالیایی به آن Barcarola یا Barcarole هم گفته می شود نوعی از موسیقی – معمولآ با کلام – است که توسط ملوانان و قایقرانان زمزمه یا خوانده می شود. این نوع موسیقی معمولآ کوتاه است و علاوه بر مردم عادی آهنگسازان دوره های مختلف – باروک تا رمانتیک و مدرن – از این فرم برای ساخت موسیقی استفاده کرده اند. بسیاری معتقد هستند که ریشه این فرم موسیقی به ایتالیا و شهر ونیز باز می گردد. قایقرانان هنگامی که مردم را برای بردن از جایی به جایی دیگر سوار قایق خود می کردند اینگونه ترانه ها را زمزمه می کردند.
تکنیک نوازندگی بی مانند

تکنیک نوازندگی بی مانند

در ادامه مطلب قبل راجع به Wes Montgomery امروز به بررسی سبک کاری او در گیتار می پردازیم. از آنجایی که وس گیتار را بدون معلم و با استعداد خود شروع کرد نوازندگی او نحوه ای کاملا” خاص و یگانه داشت بگونه ای که همواره رقیبان خود در گیتار را شگفت زده میکرد.
بابی مک فرین، خواننده ای سنت شکن

بابی مک فرین، خواننده ای سنت شکن

بابی مک فرین از عجایب عرصه موسیقی است، خواننده ای خلاق و بدعت گذار، رهبر ارکستری صاحب نام و خالق یکی از معروف ترین آهنگ های قرن بیستم “Don’t Worry, Be Happy”، که ده جایزه Grammy را در کارنامه خود به ثبت رسانده است. بیش از بیست میلیون نسخه از آلبوم هایش به فروش رسیده و همکاری اش با نوازندگانی چون Yo-Yo Ma، Chick Corea، Herbie Hancock و ارکستر فیلارمونیک وین جایگاه ویژه ای چه در عرصه موسیقی جز و چه موسیقی کلاسیک به او اختصاص داده است.
رسول صادقی: نی برنجی امکانات خوبی دارد

رسول صادقی: نی برنجی امکانات خوبی دارد

سری تلق پلاستیکی صدای نرم ولی کم حجمی را تولید می کند و کوک نی را کمتر از ربع پرده پایین می آورد، اکثر نوازنده ها مجبورند از سری تلقی استفاده کنند، سری برنجی، صدای نسبتا تیز و پر حجمی تولید می کند یعنی شفافیت و حجم صدا را همزمان دارد، جدای از این، تنوع سری ها؛ خود جنس سری در نی باعث اختلاف کوک است مثلا شما یک نی را با سری برنجی و تلق با هم مقایسه کنید، نزدیک به ربع پرده اختلاف کوک دارند و برنجی زیرتر صدا می دهد، در کنار همین مسئله نکته جالب دیگری هم هست که عمق کام نوازنده نی، به نوعی جزئی از طول ساز محسوب می شود و اختلاف کوک دمش نوازنده ها در یک نی ثابت، گاهی اوقات به بیشتر از نیم پرده هم می رسد!
مصاحبه با هنری باتلر پیانیست (III)

مصاحبه با هنری باتلر پیانیست (III)

من فکر می کنم من و تماشاگران، هر دو ساز هستیم. ما هر دو یکدیگر را می نوازیم. در یک کنسرت واقعی، من تمرکز می کنم و آنها هم همچنین تمرکز می کنند. اما من اول روی آنچه می خواهم به آنها بدهم تمرکز می کنم و موسیقی این است و سپس آن را برای آنها می فرستم. الحان و آهنگ ها به سمت آنها می رود، آنها آن را دریافت می کنند و هوشیاری خود را به سوی من می فرستند. این یک جزر و مد است. به سمت جلو و عقب حرکت می کند. آن چه آنها به من می دهند، در حقیقت نوعی از انرژی است که من می توانم آن را به سطوحی دیگر تبدیل کنم. تمام اینها نسبی است و همگی بستگی به این دارد که چطور هر شخصیت جداگانه ای درک کند یا چطور کسی درباره اینکه چه انجام می دهد احساس می کند. فاکتورهای بسیاری وجود دارد.