در گذشت رابرت مک فرین، خواننده اپرا

Robert McFerrin 1921-2006
Robert McFerrin 1921-2006
روز جمعه گذشته رابرت مک فرین پدر (Robert McFerrin Sr) اولین مرد سیاهپوستی که در اپرای متروپولیتن نیویورک به اجرای سولو پرداخت، بر اثر حمله قلبی درگذشت. او همچنین پدر رهبر ارکستر و خواننده موفق و برنده جایزه گرمی Grammy بابی مک فرین (Bobby McFerrin) است.

در سال ۱۹۵۳، مک فرین برنده یک فراخوان ملی در اپرای متروپولیتن شد و اولین حضورش در صحنه این اپرا، اجرای نقش اموناسرو (Amonasro) در اپرای آیدا (Aida) اثر جیوزپه وردی (Giuseppe Verdi)، حضور اولین بازیگر سیاهپوست در این گروه را در تاریخ رقم زد. مک فرین در طی سه فصل در ۱۰ اپرا به ایفای نقش پرداخت.

ماریان اندرسون (Marian Anderson) خواننده توانای سیاهپوست آمریکایی، متولد ۱۸۹۷، اولین خواننده سیاهپوستی است که در اپرای متروپولیتن به اجرای برنامه پرداخت.

وی در این زمان ۵۸ ساله بود و تا قبل از این زمان، علی رغم اینکه از سال ۱۹۲۴ وارد دنیای موسیقی شده و موفقیت فراوانی کسب کرده بود، اما به دلیل تعصبات نژادی نتوانست در اپرا به ایفای نقش بپردازد. جالب اینکه حضور رابرت مک فرین تنها سه هفته پس از اولین حضور این بانوی خواننده کنترآلتو (بم ترین صدای زنانه) در یک نقش مهم اپرایی، انجام گرفت.

مک فارن در فیلم موزیکال “پورگی و بس” (Porgy and Bess) محصول سال ۱۹۵۹ نیز، به جای سیدنی پواتیه Sidney Poitier بازیگر سیاهپوست محبوب این فیلم، خوانده است.

فرزند او، بابی مک فرین پسر، بیش از هرچیز برای ترانه بسیار موفق خود در دهه ۸۰ به نام Don’t Worry, Be Happy شهرت دارد.

در سال ۱۹۹۳، پدر و پسر همراه با ارکستر سمفونیک سنت لوییس به اجرای برنامه پرداختند که در آن مک فرین پدر به تک خوانی پرداخت و پسر به عنوان رهبر مهمان حضور یافته بود.

بابی مک فرین در مصاحبه ای با اسوشیتدپرس در سال ۲۰۰۳ چنین گفته است:” تمام کارهای من در زمینه موسیقی ملهم از آثار اوست. هنگامی که من به رهبری گروه کر میپردازم، به دنبال صدای او هستم. تاثیر موسیقیایی او بسیار عمیق است و من نمیتوانم هیچ کاری را بدون شنیدن صدای او انجام دهم”

مک فرین متولد آرکانزاس (Arkansas) و یکی از ۸ فرزند یک کشیش باپتیست متعصب بود که خواندن هر آوازی غیر از گاسپل (موسیقی کلیسایی) را برای تمام فرزندان خود نهی کرده بود. اما این سختگیری با رفتن رابرت جوان به سنت لوییس در سال ۱۹۳۶، جایی که یک معلم موسیقی وی را “کشف” کرد و به تشویق او پرداخت، به پایان رسید.

audio file بشنوید قسمتی از Rigolettoساخته وردی با صدای رابرت مک فرین

مک فرین در اواخر دهه ۴۰ و اوایل دهه ۵۰ در برادوی (Broadway) به خواندن پرداخت و در با گروه ملی اپرای سیاهان (National Negro Opera Company) و گروه اپرای سیاهان نیویورک (the New York City Opera Company) به کار پرداخت.

وی در سال ۱۹۷۳ به سنت لوییس بازگشت و در سال ۱۹۸۹ دچار حمله قلبی شد. با این حال صدای زیبای آوازی او آسیبی ندید و مک فرین تا سالها پس از آن همچنان به اجرای برنامه می پرداخت. در سال ۲۰۰۳، زمانی که از طرف اپرای آمریکا از او تجلیل به عمل آمد، پزشکان آغاز بیماری آلزایمر را در وی تشخیص داده بودند.

چالز مک کی (Charles MacKay)، کارگردان ارشد اپرای تئاتر سنت لوییس صدای باریتون (صدایی بین بم و زیر مردانه یعنی بین باس و تنور) مک فرین را “زیبا، مردانه، قدرتمند و پر احساس توصیف کرده است. مک کی در سال ۲۰۰۳ چنین گفت:” او با چنان شوق و تعهدی میخواند که همواره برای من لذت عمیق شنیدن صدایی زیبا و تعلیم یافته را زنده میکرد”

modbee.com

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آلبوم «انگاره‌ها»؛ به‌آهنگ‌سازی و نوازندگیِ مهران بدخشان منتشر شد

این اثر که نخستین آلبوم مهران بدخشان به‌عنوان آهنگ‌ساز و نوازنده است؛ شامل مجموعه‌ای از قطعات پیانوییِ آهنگ‌ساز است که تحتِ عناوین پرلود در می‌بمل مینور، واریاسیون‌ بر روی تمی عاشقانه، شش‌قطعه کوتاه برای پیانو، دو قطعه تغزلی، امپرومتو و سونات پیانو شماره ۱ (در دو موومان) عرضه شده‌است.

تاریخ مختصر موسیقی ایران، پیش از اسلام تا صفویه (IV)

در این دوره وضعیت موسیقیدانان بسیار بهتر شد. خسرو پرویز بزم ها و مجالس بسیاری داشت. در حجاری طاق بستان در کرمانشاه یک شکار به تصویر کشیده شده که تعداد زیادی چنگ، موسیقار، دف های چهارگوش، شیپور، نی، سازهای کوبه ای و یک نفر در حال دست زدن را نشان می دهد. چنگ های مثلث و افقی در این دوره بسیار رایج بوده است.

از روزهای گذشته…

امینی: وفادار آثارش را پارت نویسی می کرده است

امینی: وفادار آثارش را پارت نویسی می کرده است

صفحاتی که در لیبل دیسکو گراف‌های مثل آقای امیر منصور و آقای شرایلی انجام شده در حوزه موسیقی وجود دارد، مهمترین‌های آن را داریم ولی یکی از مهمترین‌های آن را که نتوانسیم پیدا کنیم، صفحه‌ایی است که در سال ۱۳۰۶ یعنی در سن ۱۷ سالگی در کمپانی پولیفون ریکوردز با تار علی اکبر شهنازی ضبط کرده اند؛ دو صفحه هست که اصلا مجید وفادار تصنیف خوانده با تار شهنازی که متاسفانه آن لیبل صفحه وجود دارد ولی خود صفحه را نداریم و نتوانسیم اثر صوتی آن را پیدا کنیم و در این برنامه رونمایی کنیم ولی بقیه تصنیف‌ها وجود دارد.
بحرانی با افق نامعلوم (I)

بحرانی با افق نامعلوم (I)

اگر قرار باشد در یک فهرصت کوتاه، فشرده و سریع موقعیت نشر و ناشر در موسیقی را ترسیم کنیم، حاصل جز یادداشتی کوتاه و فشرده و سریع نخواهد بود و آن هم محدود به یک اظهار نظر صرفا شخصی که نه بر داده های آماری استوار است و نه بر پژوهشی متکی به روش و سئوالات معین. این هم که بگویم وضعیت نشر موسیقی در ایران، خراب است و باید مسئولین و دولت به کمک بیایند نه حرف تازه ای است و نه سخن به درد بخوری.
ریچارد واگنر، خداوندگار اپرا (V)

ریچارد واگنر، خداوندگار اپرا (V)

ترکیب بندی واگنر به ویژه در اپرای “تریستان و ایزولده”، ایده هایی تازه را در موسیقی به وجود آورد. برای سالهای بسیاری پس از آن، آهنگسازان خود را ناچار به تطبیق با واگنر دیدند و خود را مدیون وی نیز می دانستند، به ویژه؛ آنتون بروکنر (Anton Bruckner)، هوگو ولف (Hugo Wolf)، سزار فرانک (César Franck)، هنری داپارک (Henri Duparc)، ارنست شاسون (Ernest Chausson)، جولس ماسنت (Jules Massenet)، الکساندر فُن زمنلینسکی (Alexander von Zemlinsky)، هانس فیزنر (Hans Pfitzner) و بسیاری دیگر.
نت خوانی و اجرا

نت خوانی و اجرا

از نکاتی که در اجرای صحیح ترقطعات یاریگر نوازندگان است، نت خوانی آنهاست. در اغلب اوقات نوازندگان تمایلی به نت خوانی موسیقی مورداجرا دردوره ای که سرگرم تمرین آن هستند، ندارند.
شریفیان: موسیقی آوانگارد ناقص به ایران رسید

شریفیان: موسیقی آوانگارد ناقص به ایران رسید

اشتوکهاوزن نگاهش به موسیقی بیشتر از جهت فیزیک صوت بود و کمتر موسیقایی نگاه می کرد، جذابیت کارهایش هم به همین خاطر بود. البته کارهایی هم در زمینه موسیقی کرده است ولی اصل کار او در زمینه های جالبی بود مثل اینکه میگفت اگر صوت از بلندگوهایی که به دور سر شنونده با سرعت زیاد می چرخند پخش شود، دریافت ما از آن چگونه است؟
بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (XIII)

بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (XIII)

ساختار و سیر حرکت دانگی گوشه‌های راک هندی، راک کشمیر، راک عبدالله و صفیر راک را می‌توان با یکدیگر مقایسه کرد.
سلطانی: تفکر مینی مالیستی بیشتر در پی مطیع ساختن و فریفتن است تا متقاعد کردن

سلطانی: تفکر مینی مالیستی بیشتر در پی مطیع ساختن و فریفتن است تا متقاعد کردن

پیمان سلطانی، آهنگ ساز، رهبر ارکستر، نوازنده، منتقد و نویسنده؛ از معدود موسیقی دانانی است که توانسته پیوند مناسبی بین موسیقی و هستی شناسی ایجاد کند. گفته ها و نوشته های فلسفی- موسیقایی او همیشه بحث برانگیز بوده و نگاه او به مدرنیته و نوآوری در موسیقی نیز پرسش های فراوانی را در پی داشته است.
تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (IV)

تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (IV)

آکورد های مرکب حاصل ترکیب دو آکورد متفاوت هستند و می توان شماره هر کدام از آکورد های ترکیب شده را بر روی آکورد مرکب نوشت. مانند ترکیب آکورد I و VI (میزان اول). یک مورد ویژه از این نوع ترکیب را می توان از ترکیب دو آکورد پایه گی بدست آورد به طوری که یکی از آنها در گام ماژور و دیگری در گام مینور باشد. در این نوع از ترکیب که فواصل سوم بزرگ و کوچک همزمان شنیده می شوند معمولا یک فاصله اکتاو دو آکورد را از هم مجزا میکند (میزان دوم و سوم).
تفضلی: در من انگیزه کرال نویسی ایجاد شد

تفضلی: در من انگیزه کرال نویسی ایجاد شد

اولین اثر کرالی که نوشته شده است، اثر آقای گریگوریان در سال ۱۳۱۳ است و قبل از آن یک سری سرود به صورت تک صدای داریم از موسیو لومر و امثال آن. خود ارامنه هم به خاطر آشنایی با فرهنگ مسیحی در این چند ساله پیشقدم شده اند و طبیعی است که سطح آثار کر کشور های اروپایی پیشرفته تر باشد ولی به هر صورت آهنگسازهای ما هم در حال تلاش هستند. در واقع، کمیت آثار ازشمند فرهنگ موسیقی کرال غربی خیلی بیشتر از ماست و ما هم در حال تلاش هستیم که این رپرتوار را گسترش دهیم مثل تاریخ موسیقی کلاسیک است. آهنگ ساز های ما واقعا تلاش کرده اند و آثار ارزشمند از خودشان به جا گذاشته اند ولی نمی توان پیشینه محدودی که ما در ساخت آثار کلاسیک داریم را با پیشینه ای که در اروپا از قرن نهم میلادی وجود داشته است، مقایسه کرد.
کج بشینیم، راستشو بگیم  (II)

کج بشینیم، راستشو بگیم (II)

زادگاه من (محله‌ی قره‌آغاج شهر تبریز) نیز یکی دو تا مجنون خیلی جالب و با مزه داشت. یکی‌شان «دلی جاواد» یا همان جواد دیوونه بود؛ خیلی بعید است هنوز زنده باشد. این آدم، عجیب دوست داشتنی بود؛ تپل بود و قد بلند. غالبن سنگریزه جمع می‌کرد. عاشق نان سنگک بود و ویژگی منحصربفردش این بود که بیشتر اوقات زار زار گریه می‌کرد. در حدی که جگر شمر کباب می‌شد! یا مورد دیگری که در دوره‌ی دانشجویی از دوستان سبزواری‌ام شنیدم؛ مجنونی موسوم به «هَنتال»، در روستای بِیزَخ سبزوار که سال ۸۷ از دنیا رفت. هنتال را «کِله شِفتله» (کله شفتالو) هم صدا می‌کردند. ریش سفید بلندی داشت و سرش طاس بود. بیشتر اوقات مشغول هیزم جمع کردن بود. می‌گویند روی تشت و این قبیل چیزها ضرب می‌گرفت و یکی از دوستان اهل موسیقی که هم‌روستایی هنتال نیز بود می‌گفت درک ریتم شگفت‌انگیزی داشت. هنتال گاه ساعتها در سکوت به صدای پرندگان گوش می‌داد و اگر کسی در آن حوالی سر و صدایی می‌کرد در ساکت کردن او با جدیت تمام، فرمان «هیس!» می‌داد.