انتخاب موسیقی برای کودکان

دنیای کودکان پر از صدا و موسیقی است و در همه جای جهان کودکان دارای این قابلیت هستند که نسبت به موسیقی واکنش نشان دهند. آنها علاقه فراوانی به جستجو در امکانات صوتی هرچیز دارند و از ایجاد صدا از اشیا لذت میبرند و اگر این صدا دارای ریتم باشد، میتواند کاملا آنها را مجذوب کرده و انگیزه موسیقایی آنان را تقویت کند.

کودکان از لحظه تولد و حتا قبل از آن با اصوات موجود در محیط اطراف خود خو میگیرند و بنابر میزان توانایی خود در تولید و جستجو در آواها و اصوات مختلف، با این پدیده ارتباط برقرار میکنند. از آنجایی که واکنش نشان دادن به صدا پیشرفته ترین توانایی در نوزادان است، کودک از همان ابتدای تولد باید از نظر موسیقی تغذیه شود.

خواندن ترانه های ریتمیک ملایم، حس آرامش و امنیت را در نوزاد حساس تقویت میکند. قرنهاست که لالایی های آهنگسازان بزرگ و ملودیهای جذاب خودانگیخته که به آهستگی زمزمه شود، کودکان را به خوابی آرام فروبرده است. در چنین حالتی، کیفیت صدای خواننده اهمیتی ندارد بلکه مهم ارتباطی است که از این طریق با کودک برقرار میشود.

کودکان در حدود سه سالگی علاقه ای واقعی به هر نوع فعالیت موسیقی نشان میدهند و این زمان بسیار مناسبی برای والدین و مربیان است تا در شناخت و درک ساختار موسیقی به کودک کمک کنند. هنگامی که موسیقی به شیوه ای آگاهانه و متناسب با درجه ادراک کودک به وی ارایه شود، بدون شک به شناخت و آگاهی او منجر خواهد شد.

در این سن، کودکان تقریبا در تمام زمان بیداری خود در حال جنب و جوش و فعالیت هستند از راه رفتن و دویدن گرفته تا بالا و پایین پریدن، سر خوردن، جهیدن، تاب خوردن و دست زدن. در بسیاری از موارد این حرکات میتوانند در سمت نمایشی کردن ترانه ها، داستانهای کوچک و ساده و قطعات کوچک موزیکال به کار روند. بازیهایی که همراه با موسیقی اجرا میشوند برای داشتن اوقاتی خوش که همراه موسیقی، فعالیت و سرخوشی است برای کودک و بزرگسال به یک اندازه مفید و نشاط آور است.

میتوان گفت که کودکان در سنین ۴ و ۵ سالگی، در زمینه به وجود آوردن موسیقی بسیار مصر و علاقمند هستند. آنها از هر گروه سنی دیگری به خلق موسیقی میپردازند، با دقت تمام در گوشه و کنار آن به کشف و جستجو میپردازند و موسیقی محرکی اساسی برای فعالیتهای آنان به شمار میرود. هنگامی که کودکان ۴ و ۵ ساله اند، برای تجربیات برنامه ریزی شده آمادگی بیشتری دارند و توجه کنید که باید تعادل در این برنامه ریزی رعایت شده باشد. به این ترتیب که زمانی برای شنیدن و شناخت ارزش موسیقی، خواندن، نواختن ساز و ایجاد صدا، ساختن شعر و موسیقی و خلاصه انواع فعالیتهایی که در این صحنه گسترده قابل اجرا هستند، اختصاص داده شود.

شنیدن موسیقی کاریست که میتواند در تمام مراحل فعالیتهای روزانه انجام شود. در واقع عادت به شنیدن موسیقی، پایه و اساس تمام تجربیات موسیقایی است. البته در این سن، کودک به مرحله ای رسیده است که میتواند مدت کوتاهی بنشیند و با دقت به یک اجرای کوتاه یا یک قطعه کوچک موسیقی ضبط شده گوش فرا دهد. قطعات داستانی مانند “پیتر و گرگ” اثر سرگئی پروکوفیف Sergei Prokofiev میتواند در چنین اوقاتی استفاده شود. این داستان به خصوص برای آشنایی با بعضی از سازهای ارکستر مناسب است.

یک فعالیت جذاب دیگر برای این کودکان، شنیدن یک قطعه موسیقی و ساختن داستانی برای آن است. همچنین داستانهایی که با موسیقی پرورانده شده باشند و دارای ریتم و ملودی باشند (در داستانهای زیبای فارسی، از گفتگوهای ریتمیک بسیار استفاده شده است و لزوما نباید به دنبال نمونه خارجی آن بود. از جمله کدوی قلقله زن، کک به تنور، عروسک ناز قندی، نمکی و…) چنین بازیهایی میتواند علاقه کودک به موسیقی را بسیار افزایش دهد.

خواندن ترانه شور و شوق فراوانی برای کودکان به همراه دارد. اکثر کودکان عاشق آواز خواندن و شنیدن آوازی که برای آنها خوانده شود، هستند. صدای کوچک این موسیقیدانان ۴ و ۵ ساله شاید برای تعقیب بالا و پایینهای موسیقی یک ترانه چندان قوی نباشد، والدین و مربیان باید توجه کنند که نباید بیش از حد توان کودک از او توقع کاری بینقص و خواندن بدون ایراد داشته باشند.



توجه کنید که در این سن ترانه هایی برای خواندن کودک مناسبند که بین نتهای “دو” وسط تا “لا” بعد از آن باشند. برای تشویق کودک به خواندن، باید از ترانه هایی استفاده کنیم که خواندن آن برایش ساده باشد، تعداد اوج و فرودهای آن اندک باشد و برای نواختن آن به تمام کلیدهای پیانو نیاز نباشد. ترانه هایی که از کلمات تکراری، عبارات موزون و الگوهای ریتمیک تکرار شونده برخوردار باشند بسیار مناسبند. از طرفی این اشعار برای پروش قدرت بیان و توسعه گنجینه لغت کودک نیز بسیار مناسب هستند.

اشعار مهدکودکی و ترانه هایی که از طریق شرکت دادن کودک در نوعی بازی و فعالیت مانند دست زدن، پای کوبی و ضرب گرفتن روی میز، شناخت موسیقی وی را تقویت میکنند نیز انتخابهای مناسبی هستند. هنگامی که کلمات شعر در ذهن کودک باقی ماند، میتوان برای افزودن به جذابیت آن و شمردن ضرب از یک ساز ساده کوبه ای استفاده کرد که در این میان میتوان به طبل، دایره زنگی، تکه های چوب و سنج اشاره نمود.

audio.gif “روز برف بازیه” ساخته ثمین باغچه بان از آلبوم “رنگین کمون”

بازیهایی که در طی آن انگشتان، دستها و اعضای دیگر بدن حرکت میکنند موجب آگاهی از تواناییهای جنبشی و همچنین هماهنگ سازی عضلات میشوند. آهنگها و حرکات ساده و ریتمیک متغیر کودک را با لایه های زیرین ریتم در موسیقی و همچنین با تاکیدها و کشیدگیهای صوتی آشنا میکنند. توجه کنید که هر قصه ای، حتا داستان ساکت و ساکن “موطلایی و سه خرس” هم میتواند با افزودن صدا، ریتم قدمهای خرسها وبه شعر تبدیل کردن گفتگوها به موضوعی برای ترانه خوانی و موسیقی تبدیل شود.

آنچه از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است، انتخاب موسیقی مناسب با سن کودک است. ترانه هایی انتخاب کنید که موضوع آن و کلمات اشعارش برای کودک جذاب باشد. کودکان کم سن به خصوص با ترانه های همراه با حرکت (مانند قطار بازی)، بازیهایی که با شعر خوانی انجام میشود (عمو زنجیر باف، گرگم و گله میبرم) ، ترانه هایی از برنامه های محبوبشان و اشعاری که دربر دارنده موضوعات زیر باشد لذت میبرند:
نام خودشان
کلمات بی معنی، خنده دار و موزون
خانواده و دوستانشان
احساسات
طبیعت و فصلها
تعطیلات
فعالیتهای مدرسه
بدن انسان
حیوانات

فراموش نکنید که هرچند ترانه های کوتاه برای کودکان جذاب تر است، اما اشعار پرسش و پاسخ یا داستانهای موزون طولانی تر هم برایشان جذاب است. سوال و جواب در ترانه خوانی، جنبه منطقی ذهن کودک را نیز تقویت میکند.

audio.gif “جای آهو” ساخته ثمین باغچه بان از آلبوم “رنگین کمون”

یک عنصر کلیدی دیگر که هنگام انتخاب موسیقی برای کودکان، توجه داشتن به تناسب میان کلمات و ملودی ترانه است. معنی کلمات باید در سبک موسیقی منعکس شده باشد. جمله بندی اشعار و ملودی نیز باید همزمان و منطبق بر یکدیگر باشد. در واقع کلمات و ملودی باید مانند آستر و رویه، یکدیگر را کامل کنند.

به یاد داشته باشید که یکی از اساسی ترین اهداف موسیقی، غنی کردن زندگی کودک از طریق تجربیات موسیقایی او و کمک به پرورش حس زیبایی شناسی اوست. وجود یک برنامه متعادل در کنار سایر فعالیتهای زندگی کودک میتواند بسیار رضایت بخش باشد و پرداختن به موسیقی نباید به شکل یک وظیفه اجباری و زجر آور به او تحمیل شود.

falcon.jmu.edu

27 دیدگاه

  • ارسال شده در آذر ۱۴, ۱۳۸۵ در ۲:۰۲ ق.ظ

    به نظر شما بهتر نیست که (در صورت تمایل والدین) کودکان از سنین حدود ۳ سالگی با موسیقی کلاسیک و سازهایی نظیر ارف و یا پیانو آشنا شوند؟!
    فکر می کنم این روشهای فوق الذکر قبلا” هم انجام می شده و به نظرم یه کمی قدیمی می یاد. ممنون میشم نظر شما رو در این باره بشنوم.

  • ابیضی
    ارسال شده در آذر ۱۴, ۱۳۸۵ در ۲:۱۵ ب.ظ

    بهتر است به جای آن که خود را اسیر متدهای آموزشی قدیمی ـ که البته در موقعیت زمانی خود، بسیار مناسب بودند، و حالا مایه ی کاسبی آموزشگاه های موسیقی کودکان(؟) ـ بکنیم، به روش های جدیدتر و جدی تر بپردازیم. کودک باید قبل از هر چیز، گوش دادن ـ و نه شنیدن ـ موسیقی را بیاموزد، و بعد …

  • نصرت
    ارسال شده در آذر ۱۵, ۱۳۸۵ در ۷:۰۸ ب.ظ

    به نظر من آلبوم EQUINOXE ژان میشل ژار یکی از معدود آثارموسیقیایی جهان هست که جوابگوی ضمیر ناخوداگاه کودکی انسان در طول مسیر زندگی که پیش رو دارد(امتحان کنید)این اثر به قدری ساده اما پر از احساسی که شروع زندگی را با اتمام زندگی اشنا میکند.آلبومی به نرمی لالایی نسیم پائیزی و به لطافت باد بهاری . بالاخص قسمتهای۳و۴و۶و۷ . در ضمن از سایت جالبتون تشکر میکنم
    واقعاخسته نباشید…….. خدا قوت

  • سحر شهاب
    ارسال شده در آذر ۱۶, ۱۳۸۵ در ۱۲:۰۵ ب.ظ

    “در صورت تمایل والدین”؟ به هیچ وجه، به نظر من والدین نباید در این باره به کودک خود سخت گرفته و او را از پرداختن یا نپرداختن به هنر مورد علاقه اش منع کنند. چون در نهایت حتا اگر بچه به اجبار هم به کلاس برود یا به جای نقاشی، مجبور به نواختن ریکوردر شود،در آخر چیز خاصی از آب در نمی آید.
    من شخصا با توجه به تجربه خودم در کودکی و همچنین بررسی کودکانی که چه در کلاسهای هنر و یا در خانواده با آنها آشنا شده ام، اگر موسیقی یا هر کار ذوقی دیگر در سنین خردسالی به شکل “کلاس” دربیاید و کودک موظف به انجام تکالیف باشد، تنها موجب دلزدگی و گریز کودک از موضوع مورد نظر خواهد شد، راستش را بخواهید تا کنون هیچ بچه معمولی(نه نابغه) را ندیده ام که از کلاس موسیقی دل خوشی داشته باشد! و این را هم بگویم که تعداد این بچه ها کم نبوده است. البته یک دلیل مهم این عدم علاقه، برخورد نادرست والدین هم هست، که به قول شما، خودشان تمایل دارند بچه شان موسیقیدان شود و کسی از بچه بیچاره چیزی نپرسیده است،از طرفی آنهااز بچه سه ساله توقع اجرای کامل و بدون نقص هم دارند.
    حالا، اگر توجه کرده باشید، این مطلب درباره روشهای آشنا ساختن کودک با موسیقی و جاری شدن موسیقی در زندگی اوست، نه آموزش موسیقی و به نظر من، روشهای ارایه شده در آن، برای علاقه مند کردن کودک به موسیقی بسیار مفید است و به او کمک میکند تا در آینده فرق میان موسیقی و “سر و صدا” را تشخیص دهد و احتمالا،اگر بخواهد، به طور حرفه ای وارد جهان موسیقی شود.

  • mahdi
    ارسال شده در آذر ۲۳, ۱۳۸۵ در ۶:۳۶ ب.ظ

    یک سوال:
    چرا تازگی ها اکثرا واژه “حتی” را به صورت “حتا” می نویسند؟
    دقت ها کم شده یا فرهنگ نگارش ما تغییر کرده!
    (قصد جسارت نداشتم و از نویسنده این مقاله هم واقعا عذر خواهی می کنم)
    مطلب مناسب و جالبی بود … متشکر از وقت با ارزشی که از گوشه عمر خودتون هدیه کردید، متشکر!

  • ارسال شده در دی ۲۶, ۱۳۸۵ در ۱۲:۳۳ ب.ظ

    بسمه تعالی

    با عرض سلام و خسته نباشید
    سایت شما سایت خوبی است واز مطالب آن استفاده کردم .
    اما یک گلایه هم دارم وآن این است که چرا تاثیر موسیقی از لحاظ ادبی را نیاورده اید.

    باتشکر

    محمدی

  • آلاله
    ارسال شده در اسفند ۲۴, ۱۳۸۵ در ۱:۳۷ ق.ظ

    من تا بعد ۱۳ فروردین مهلت دارم یک سایت در مورد کودک (موضوع اونو) به استادم تحویل بدهم منتظر نظر سنجی شما عزیزان به ایمیلم هستم

  • ارسال شده در شهریور ۱۰, ۱۳۸۶ در ۱۱:۵۴ ق.ظ

    سلام

  • eulenbaum
    ارسال شده در شهریور ۲۴, ۱۳۸۶ در ۳:۱۶ ق.ظ

    bebakhshid,amma man savade dorosto hesabi nadaram.dar morede coment e aghaye foad,mage orf saze?ya museghieh kudakan!

  • eulenbaum
    ارسال شده در شهریور ۲۴, ۱۳۸۶ در ۳:۲۰ ق.ظ

    rasti aghaye mehdi lotfan bejaye darje loghate arabi dar ebtedaye kalam ,az loghate farsi estefade konid.arabi(besmeie taala) rah nadare ,dar zemn mage dari ensh minevisi baradar?

  • مينا
    ارسال شده در مهر ۶, ۱۳۸۶ در ۱۰:۰۷ ب.ظ

    khanom parvin etesami:bahre az kodaki an tefl che bord ke na khandido na jast o na david?! movafagh bashid

  • mina
    ارسال شده در مهر ۶, ۱۳۸۶ در ۱۰:۱۱ ب.ظ

    bahre az kodaki an tefl che bord ke na khandid o na jast o na david?! khanom etesami

  • ارسال شده در مهر ۱۵, ۱۳۸۶ در ۱۰:۵۷ ب.ظ

    با درود به شما دوستان خوب. اگه امکان داره رهجع به مربیگری موسیقی کودک در ایران صحبت کنید و چند مربی خوب که بشه ازشون کمک گرفت.

  • ارسال شده در مهر ۲۴, ۱۳۸۶ در ۵:۵۷ ب.ظ

    mannon az shoma va khososan khanome shahab.
    matalebe khobi bod va karamad. mikhastam az khanome shahab khahesh konam raje be mosigye kodak bazham be ma etelaat bedan. ba tashakor

  • جلال و جمال
    ارسال شده در آبان ۱, ۱۳۸۶ در ۷:۵۳ ب.ظ

    بهتر است به معرفی کتب و آثاری که می تواند در یادگیری موسیقی مورد علاقه کودکان موثر باشد نیز پپردازید.
    با تشکر

  • arman
    ارسال شده در آذر ۱۶, ۱۳۸۶ در ۶:۲۶ ب.ظ

    salam va dorood,az hame doostan nahayate tashakoro daram matalebeton jaleb bood,age momkene ketab dar morede moosighie koodak ham moarefi kpnid,mamnoon

  • فاروق ازادیان
    ارسال شده در دی ۲۶, ۱۳۸۶ در ۸:۴۷ ق.ظ

    سلام خسته نباشید از مقالات سایت بسیار ممنون من سوالی داشتم . بنده نوازنده و مدرس موسیقی هستم( تار وسه تار ) و حال میخواهم به تدریس موسیقی کودک بپردازم از شما خواهش میکنم مرا راهنمایی کنید و اگر امکان دارد روش اموزش به بچه های مهد کودکی را که با چه روشی باید اموزش داده شود را برایم ارسال کنید با سپاس از تطف شما

  • نگار
    ارسال شده در اسفند ۸, ۱۳۸۶ در ۶:۰۵ ب.ظ

    به نظر من باید کودکان را از سنین کم با موسیقی سنتی آشنا ساخت و این موضوع حزین بودن موسیقی سنتی عقیده ای کاملا پوچ و بی معناست چرا که دستگاه ماهور یکی از دستگاههایی است که می توان تمامی اشعار کودکانه را با آن ساخت و بسیار متناسب با روحیه کودک است

  • کتایون
    ارسال شده در مرداد ۲۱, ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۲ ب.ظ

    سلام: از متینی که نوشته بودید خیلی لذت بردم و به آن اعتقاد دارم .بچه ۵ ساله من در مهد دو ماه موسیقی یاد میگیره و علاقه ای درش ایجا د نیست که تو خانه بخواهد چند دقیقه ای خودش تنها به سراغ بلز برود و بزند. پیش خودم میگویم که نکند علاقهای ندارد و به جبر من یاد میگیره یا مهد جای مناسب آموزش موسیقی نیست چون امکانات و انگیزه را مربی دراو بوجود نمآورد / من چه باید بکنم.البته می خواهم آموزشگاهی ببرم که مربی از شاگردان آقای نظر آنجا است که موسیقی را با بازی ادغام کرده و من کارش را یک بار دیدم .این انتخاب من جبری در یادکیری موسیقی در پسرم نمی شود. ممنونم

  • ياسمن
    ارسال شده در دی ۳, ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۵ ق.ظ

    سلام واقعا خسته نباشید مطالب واقعا خوب ومفید بودمن ۱ سوال داشتم دخترم ۶ سالشه و ۶ ماهه که بلز یاد میگیره اما اولش که تابستون بود خیلی با علاقه بود ولی حالا که امادگی میره به زور کلاس موسیقی میره و مدام بهانه میگیره و نسبت به قبل کمتر با بلزش کار میکنه و خلوت میکنه نمیدونم فقط به خاطر خستگی درسشه که از ۷ صبح تا ۳ عصر تو امادگیه یا زده شده و دیگه نباید کلاس بفرستمش تو رو خدا راهنماییم کنین دوستان باز هم تشکر در ضمن من سایتهای زیادی رو دیدم اما این یه چیز دیگه هس

  • ارسال شده در دی ۳, ۱۳۸۷ در ۷:۰۰ ب.ظ

    اگر می خواهید فرزندتان باز به سراغ موسیقی رود در رفتن به کلاسش هیچ اصراری نکنید. هیچ وقت به زور کسی نمی تواند موسیقی را یاد بگیرد.
    فقط باید در راه علاقمند کردن او به موسیقی بکوشید. با فیلمهای کنسرت و موسیقی هایی که فکر میکنید میتواند توجه او را به موسیقی جلب کند او را دوباره به موسیقی علاقمند کنید.
    البته فراموش نکنید که هر کسی هم لزوما علاقه به موسیقیدان شدن یا یادگیری جدی آن را ندارد، پس هیچ وقت اصرار زیاد نکنید، بگذارید خودش با رفتارش علاقه به موسیقی را نشان بدهد.

  • tara
    ارسال شده در بهمن ۵, ۱۳۸۷ در ۱:۱۹ ب.ظ

    با عرض سلام وخسته نباشید.من یک دختر بچه ۳ساله دارم که ظاهرا از موسیقی و زدن ساز خوشش میاد و توی آنتن که برنامه کودکانی که با ساز کار میکنند رو میبینه دوست داره و با علاقه نگاه میکنه …میخواستم بپرسم از کی میتونم کلاس موسیقی براش شروع کنم….ممنون میشم اگه راهنماییم کنید و جوابم رو به آدرس میلم بفرستید……

  • bfarid55@yahoo.com
    ارسال شده در فروردین ۲۸, ۱۳۸۹ در ۹:۰۵ ب.ظ

    مطلب خوبی بود و اگر تقسیم بندی موسیقی های با کلام و بی کلام برای کودکان متفاوت میشد خوب بود مثلا برای یک کودک هیجانی چه موسیقی خوب است و برای کودک کم تحرک چه موسیقی با عنوان نام ممنون

  • ارسال شده در تیر ۲۹, ۱۳۹۰ در ۱۲:۰۹ ب.ظ

    |خوب بود

  • ابيضي
    ارسال شده در اردیبهشت ۳۰, ۱۳۹۱ در ۱:۱۱ ب.ظ

    به نظر من موسیقی برای همه لازم هست بخصوص در این برهه هز زمان که همه احتیاج به آرامش دارند

  • تکتم
    ارسال شده در آذر ۱۹, ۱۳۹۲ در ۹:۴۱ ق.ظ

    یه سوال دخترم ۶ سالم برای رفتن به کلاس موسیقی علاقه زیادی نشون میداد در کلاس مربی اصرار زیادی به حفظ شعر و از حفظ زدن داره بعضی وقتا ۲ تا شعر الان دخترم مدرسه میره با توجه به تکالیف زیاد نمیرسه علاقه اش خیلی کم شده الان ۶ ماهه مرتب میره من گاهی مجبورش میکنم به حفظ شعر که گاهی میگه مامان از بلز متنفرم نمیدونم الان چی کار کنم میخاستم دیگه ادامه نده اما مربیش میگه حیفه نمیدونن چی کار کنم لطفا راهنمایی کنید.؟

  • ناشناس
    ارسال شده در فروردین ۱, ۱۳۹۳ در ۱۱:۳۹ ب.ظ

    با عرض سلام
    به نظر من یاد دادن مو سیقی به کودکان خوب نیست . به خاطر تاثیرات منفی که برخی مو سیقی های امروزی دارند،و کودکان اگر آموزش ببینند چون قدرت تشخیص موسیقی خوب و بد را ندارند دربزرگسالی دچار مشکل می شوند و چون این مشکل ریشه در دوران کودکی آنها دارد به سختی قابل حل است. موسیقی فقط در بزرگسالی باد آموزش داده شود با شرایط خاص خودش .
    در کودکی فقط شعر های کودکانه که هارمونیک هم باشند مناسب است. موسیقی انسان را وارد دنیای خیالی میکند و کودکان به اندازه کافی خیال پردازی می کنند و نیاز به موسیقی ندارند .
    باتشکر از مطالبتون

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی از یک ضبط میدانی (III)

به محض رسیدن به شهر کارص با رابطم، آقای سینان اُپاک، که قرار ملاقات با «عاشیق یِل‏دیز» را برای من هماهنگ کرده بود، تماس گرفته و به دیدارش رفتم. پس از تماس تلفنی قرار بر ملاقات در صبح روز بعد گذاشته شد. روز بعد پس از ملاقاتی یک ساعته با عاشیق یِل‏دیز قرار برای ظهر روز بعد جهت ضبط و مصاحبه گذاشتم. نکته‏ی جالب توجه اینکه عاشیق یِل‏دیز که بسیار با تجربه، حرفه‏ای و در کار خود مسلط است تا زمانی که رابطم من را به عنوان یک نوازنده معرفی نکرده بود برخوردی جدی با من نداشت اما پس از آنکه او متوجه شد من شخصاً نوازنده هستم برخوردش تغییر کرد و بسیار جدی‏تر با من صحبت کرد. به طور مثال در ابتدا پاسخ‏هایش کوتاه بود ولی پس از معرفی با تفصیل بیشتر سوالات را پاسخ می‏داد. باری ظهر روز بعد قبل از ساعت مقرر، جمعه دوازده ظهر، به محل قرار که «مرکز فرهنگی عاشیق شَنلیک» است رفتم و منتظر آمدنِ عاشیق یِل‏دیز شدم. «مرکز فرهنگی عاشیق شَنلیک» که به نوعی نیمه دولتی است بازمانده‏ی «خانه‏های فرهنگِ مردمی» است که پس از تأسیس جمهوری در ترکیه ایجاد شدند (Atlı ۲۰۱۳).

رسول صادقی: نی جدید هم جای کار زیادی دارد

محدودیت اصلی و آزار دهنده نی، در ادامه سوراخ لا خلاصه شده، نغمه سی روی بدنه اصلی نی است و می شود آنرا در صدای بم قوی ایجاد کرد، جناب دکتر عمومی صدای سی را با افزایش طول نی (که حالا این افزایش زیاد مهم نیست، ایراد هم نیست) از پایین ایجاد کرده اند، به نوعی صدای سی بم که در قبل از دو اوج قرار گرفته، صدای سی بم نرم خواهد داد، چون نوع دمش ما در رجیستر دوم نی متفاوت است و آن حالت بم قوی را ندارد و هم اینکه همزمان صداهای سی بمل و سی در این طرح با محدودیت مواجه است ولی در عوض از همین سی می شود به عنوان سی بم یعنی بم ترین نت استفاده کرد که مطمئنا کارساز است ولی در کل باید همه این کلیدهای بالا و پایین را در حد توانمان برای تکمیل محدودیتهای نی بکار ببریم و همه اینها باید باشند، چون تا جایی که آزمایشات امروز من نشان داده است، الگوی سوراخ ها در نی هفت بند، یک الگوی کامل و بی نقصی است، بنابراین سوراخها و گره های نی را نمی شود تغییر داد یا بهتر بگویم، تجربه اینطور نشان داده که دستکاری داشته های اصلی نی، نه تنها بهترش نمی کند بلکه کار را خرابتر هم می کند!

از روزهای گذشته…

نوآوری و تفکر انتزاعی در موسیقی ایران (III)

نوآوری و تفکر انتزاعی در موسیقی ایران (III)

اما در بعد هنری، مدرن در موسیقی همان مکتبی است که پس از اکسپرسیونیسم توسط شوئنبرگ پایه گذاری شده. بنابراین مدرن در چنین موقعیتی مکتب و رویکرد فلسفی تلقی میشود. در عین حال باید سیری وجود داشته باشد تا جریانی از مرحله کهن به مرحله “نو” تداوم پیدا کند.
شرایط خلق یک ایده (I)

شرایط خلق یک ایده (I)

آگاهی از کجا آغاز می شود و چطور شکل می گیرد، و درک بهتر، پیرامون وقایع محیطی از سرچشمه کدام تجربه حقیقی می چوشد؟ نشانه های رشد و کمال در شرایط حیاتی چه موجودی می تواند ظهور کند؟
سپنتا و سه پاره تفردش

سپنتا و سه پاره تفردش

یکی از واپسین‏ها بود. بازمانده نسلی که یکی یکی یا گاه چند چند دارند از میان ما به لابه‏لای صفحه‌های تاریخ موسیقی کوچ می‏کنند. ساسان سپنتا از تبار تجددخواهان نیمه اول سده حاضر بود و از آخرین نمایندگان نظرپرداز این مکتب که تا پایان عمر، با وجود همه تغییراتی که در فضای فکری و پژوهشی و گفتمان نظری موسیقی ایرانی رخ داده است، همچنان دست از قلم برنداشته و به کار می‏ پرداخت.
صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (III)

صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (III)

مطالعه‌ی آثار و منش موسیقایی صبا نشان می‌دهد تا آنجا که مسائلی بنیادی‌ مانند لزوم تحول و دنیاپسند شدن موسیقی مطرح باشد او تحت تاثیر وزیری بوده و تنها در شدت گرایش با او متفاوت است. اما اگر از این سطح -که بعید است کسی را یارای مخالفت با آن در سال‌های اول سده‌ی حاضر بوده باشد- بگذریم چند ویژگی در آثار و روش او ظاهر می‌شود که آشکارا نکاتی زیباشناسانه‌اند و گاه به خوبی نیز شرح‌شان داده است.
دکا (II)

دکا (II)

در سال ۱۹۶۲ دکای انگلیسی با مدیریت دیک رو (Dick Rowe) با ضبط آثار بیتلز، اشتباهی دیگر را رغم زد. سخنی معروف از وی خطاب به برنامه ریز بیتلز بریان اپستین (Brian Epstein): “ما موسیقی آنان را دوست نداریم” این ضبط یک اشتباه تاریخی بود. آنان ضبط آثاری برای کارگاههای رادیو BBC رادیوفونیک را رد کردند…
گفتگو با پندرسکی در مورد موسیقی آوانگارد (III)

گفتگو با پندرسکی در مورد موسیقی آوانگارد (III)

یکی از قطعاتی که من اواسط دهه ۷۰ برای اپرا لیریک شیکاگو نوشتم، «بهشت گمشده» بود. همچنین سمفونی شماره ۲ و کنسرتو ویلن. تمام این قطعات با فاصله کمی از یکدیگر خلق شده اند، بین ۷۴، ۷۵ و فکر کنم ۸۲ و کاملا مشخص شد که من میخواستم این سنت را دنبال کنم، سنت رمانتیک.
رابطه ضربان و مطبوع بودن فاصله

رابطه ضربان و مطبوع بودن فاصله

مطلب قبل با عنوان “مقدمه ای بر فیزیک فاصله ها” به بررسی تجارب برخی از محققان راجع به مطبوع بودن یا نبودن فواصل موسیقی پرداختیم و بطور مختصر راجع به پدید ضربان که ناشی از نزدیکی فرکانس دو منبع صوتی می باشد صحبت کردیم. در این قسمت می خواهیم کمی بیشتر از دید فیزیکی راجع به پدیده خوش صدایی و بد صدایی فواصل موسیقی بپردازیم. به شکل نگاه کنید :
جایگاه رهبر (I)

جایگاه رهبر (I)

دو سال پیش، وقتی ارکستر سمفونیک تهران هنوز از داشتن رهبر دائم محروم بود و در حالتی مشوش و سردرگم به سر میبرد، مطلبی با عنوان”ارکستر بی رهبر” چاپ شد که این مقاله در مورد ارکستری صحبت میکرد که بدون رهبر کار میکند و در سطح مطلوبی به فعالیت میپردازد.
انتشار دو اثر از محمدرضا تفضلی

انتشار دو اثر از محمدرضا تفضلی

دو اثر از محمدرضا تفضلی توسط انتشارات ماهور به انتشار رسید. تفضلی هم اکنون در دانشکده موسیقی دانشگاه هنر، دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد و دانشگاه تهران به تدریس مشغول است. همچنین وی عضو هیئت علمی دانشگاه هنر تهران و مدیر گروه بخش آهنگسازی این دانشگاه می باشد. در ماه گذشته یک دئوی ویولون و ویولا از محمدرضا تفضلی با اجرای پانیذ فریوسفی و ستاره بهشتی به روی صحنه رفت.
صبای آموزگار (II)

صبای آموزگار (II)

ابوالحسن صبا نیز بعدها نام خانوادگی خود را از تخلص جدش عاریه گرفت. میهمانان منزل کمال السلطنه بیشتر شاعران، موسیقیدانان و اهالی فرهنگ بودند و همین امر سبب می شد که صبا دوران کودکی خود را در محیطی رشد کند که به علایق و استعدادهای او سمت و سو دهد. تابستانها که هوای تهران گرم و طاقت فرسا می شد کمال السلطنه چند هفته ای را به همراه خانواده اش در ییلاق های اطراف تهران میگذراند. در طول یکی از همین سفر های کوتاه مدت تابستانی بود که ابوالحسنِ پنج، شش ساله با اجازه ی پدرش برای اولین بار ساز او را به دست گرفت تا عطش کنجکاوی کودکانه اش را پاسخ گوید. در همان چند دقیقه ی اول که با سه تارِ پدرش بازی میکرد سعی می کرد که آنچه از نواختن سه تار به چشم دیده و به گوش شنیده بود تقلید کند.