گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

نگاهی به نقش ارکستر سمفونیک تهران در جشنواره بیست و دوم فجر (II)

نگاهی به کیفیت اجرایی ارکستر سمفونیک و مسائل حاشیه ای آن نمونه خوبی است برای محک زدن مسئولان جدید موسیقی و تیمی که به تازگی عهده دار این غول موسیقی پایتخت شده اند.

ارکستر سمفونیک به تازگی بسیاری از نوازندگان خود را بازنشسته کرده است (البته بعضی هنوز در ارکسترهای دیگر، مینوازند) این اقدام برای به کار گیری جوانترها بسیار مفید بوده است و میتواند این پوست اندازی برای ارکستر در آینده، مفید باشد. البته قرار بود ارکستری در کنار ارکستر سمفونیک تهران به نام ارکستر سمفونیک جوانان تشکیل شود که این ارکستر بعد ها ارکستر سمفونیک را تغذیه کند، ولی این اتفاق نیافتاد و نوازندگان جوانی سریعا جایگزین شدند و کم تجربگی این نوازنگان در این اجرای کم تمرین نمود بیشتری داشت.

نادر مشایخی موسیقیدانی بود که پس از کوچ غم انگیز علی رهبری از ایران و نامه او (که مثل اینکه حتی ارزش جواب دادن هم از طرف وزیر نداشت! ) رهبری ارکستر سمفونیک را به عهده گرفت. ولی تا مدتها بی انگیزگی به خاطر بی احترامی مسئولین موسیقی به علی رهبری در روحیه نوازندگان ارکستر سمفونیک دیده میشد.

نادر مشایخی مانند سالها پیش که به ایران آمده بود و قول رهبری دائم ارکستر را از ارشاد گرفته بود، حرفهای سابق را زد و دست همکاری به روی آهنگسازان ایرانی دراز کرد. نادر مشایخی رهبر جوانیست (البته در قیاس با رهبران قبلی این ارکستر!) و می تواند با برنامه ریزی و تمرین مداوم با ارکستر، برنامه های خوبی ارائه دهد که حتی قابل انتشار (اقلا در سطح ایران) باشد.

همین ارکستر در سه برنامه خود به هیج وجه نتوانست اجرای خوبی ارائه دهد و اینبار دیگر نه مقصر سازها بودند نه نوازندگان، بلکه تمرین های کم و نگاه بزن درو به کنسرت ها بود. همین ارکستر بدون نوازندگانی که ارکستر را به تازگی ترک کردند، کنسرتهای دیگری هم داده بود ولی به هیچ وجه در این سطح نبود. اگر تا امروز عادت کرده بودیم که زهی های خوب، بادی چوبی های متوسط و بادی برنجی های ضعیف هستند، در این کنسرتها دیدم که زهی ها متوسط و ضعیف و بادی ها …! در حالی که با تمرین مناسب همین نوازندگان می توانستند به طرز مطلوبی این قطعات را اجرا کنند.

در این کنسرت ها اشکالات به جایی رسیده بود که در قسمت هایی از سمفونی فلک الافلاک، گویی نوازنده و رهبر نمی دانستند که یک ساز در این قسمت سولیست است و باید بالانس ارکستر طوری باشد که ساز تکنواز خودی نشان دهد! در واقع رهبر و نوازندگان فقط سعی میکردند که قطعه ای که تمرین کافی نشده بود را به طور هماهنگ با هم شروع و تمام کنند حالا توجه به نوانس ها و موزیکالیته بماند!؛ فقط با سه روز تمرین جدی شاید این رهبر و نوازندگان شاهکار هم کردند! تیتر “تمرین صحنه” که برای بررسی کنسرت ارکستر سمفونیک تهران در بولتن جشنواره آورده شده بود به همین دلیل بود؛ نوازندگان قطعه را روی سن تمرین کردند!

آیا ارکستر سمفونیک تهران با وجود بودجه، امکانات، تبلیغات و رهبر جوانی که دارد باید اینگونه در مهمترین رویداد موسیقی کشور ظاهر شود؟ با فرض اینکه وقت تنگ بوده (که به هیچ وجه نمیتوان چنین ادعایی را قبول کرد) چرا ارکستر در طول این سال باید این تعداد کنسرت را به اجرا گذارد که حاصلی جز سرخوردگی و بی انگیزگی بیشتر برای نوازنگان آن نداشته باشد؟

رهبر کنونی ارکستر سمفونیک تهران با اینکه از نظر اصول رهبری یک رهبر بسیار معمولی است ولی به مراتب از رهبر فعلی ارکستر ملی مهارت بیشتری دارد، با این حال صدای ارکستر ملی به طرز مشهودی بهتر از ارکستر سمفونیک تهران است. هرچند هیچ گاه ارکستر ملی قطعه ای به سختی سمفونی فلک الافلاک اجرا نکرده است ولی بسیار بهتر از ارکستر سمفونیک از پس قطعات و تصنیفهای ایرانی برآمده است. ارکستر سمفونیک در اجرای مومان دوم فلک الافلاک هم که بسیار آرام بود هم مشکل نوانس داشت. نوازندگان و اعضای ارکستر ملی انگیزه بهتری نسبت به ارکستر سمفونیک تهران دارند؛ ارکستری هم که با تمرین زیادتر و انگیزه بهتر به میدان آید (مانند داستان مسابقه لاک پشت و خرگوش ) در نتیجه پیروز میشود.

رهبر ارکستر سمفونیک تهران، نادر مشایخی بارها در گفتگوهایش گفته است که ارکستر سمفونیک تهران ارکستر وین نیست و من کارایان نیستم و … خوب این به خودی خود هیچ اشکالی ندارد، برنشتاین، کارایان و سولتی و … هرکدام شخصیت منحصر به فردی بودند، چه از نظر شخصیت اجتماعی چه شخصیت هنری؛ ولی آیا ارکستر سمفونیک تهران هم شخصیتی منحصر به فرد است؟

در این کنسرتها شاهد بودیم، ارکستر سمفونیک تهران وقتی می خواهد یوهان برامس بزند ایرانی میشود و وقتی می خواهد هوشنگ کامکار بزند غربی! این هم ماجرای همان شتر مرغ است!

ارکستری که نه توانایی اجرای قطعه ای با ربع پرده و ادیت ایرانی دارد و نه از پس اجرای قطعات غربی به خوبی بر می آید، این ارکستر به چه کار می آید؟ البته فراموش نکنید که در کنسرت ها، نوازندگان غربی می شوند و فواصل ایرانی نمی زنند، بسیاری از همین نوازندگان در آلبوم های بنیامین و محمد اصفهانی چنان سبک های عربی و ترکی استانبولی را می نوازند که گویی به جای هنرستان عالی در کافه های استانبول دوره دیده اند!

سئوال اینجاست که این نوازندگان و این ارکستر با سابقه چرا به روزی افتادند که نوازندگان آن برای شخصیت هنری خود ارزشی قائل نیستند و هر اثری را فقط برای دریافت پول می نوازند؟ آیا این بخاطر زیر سئوال رفتن کل سیستم ارکستر سمفونیک و پائین آمدن ارزش و اعتبار آن بین اهالی فرهنگ و هنر نیست؟

سجاد پورقناد

سجاد پورقناد

سجاد پورقناد متولد ۱۳۶۰ تهران
نوازنده تار و سه تار، خواننده آواز اپراتیک و سردبیر مجله گفتگوی هارمونیک
لیسانس تار از کنسرواتوار تهران و فوق لیسانس اتنوموزیکولوژی از دانشکده فارابی دانشگاه هنر تهران

دیدگاه ها ۴

بیشتر بحث شده است