مهدی قاسمی: کر آماتور به معنی کر ضعیف نیست

مهدی قاسمی در حال تمرین با گروه کر شهر تهران
مهدی قاسمی در حال تمرین با گروه کر شهر تهران
لطفا خودتان را معرفی کنید و بفرمایید موسیقی را چگونه آغاز کردید.
با سلام، ممنونم که این وقت را در اختیار من قرار دادید… مهدی قاسمی هستم، از ۱۳ ۱۴ سالگی موسیقی را با سه تار پیش آقای ذولفنون آغاز کردم و مدتی بعد ویولون کلاسیک را پیش مرحوم حشمت سنجری آغاز کردم و در اولین سری دانشجویان موسیقی در سال ۱۳۶۸ وارد دانشگاه شدم و ورودی اول بودم.

بعد از فارغ التحصیلی در ارمنستان یکسال دوره آزاد آهنگسازی و رهبری را پیش پروفسور ادوارد میرزویان و پروفسور یوری داویتیان کار کردم. همزمان با تحصیلاتم در ایران، مجموعا” ۵ سال در ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر سمفونیک فرهنگسرای بهمن کار کردم، با بسیاری از رهبران مثل آقای توماس کریستین داووید، منوچهر و ایرج صهبایی، شریف لطفی…

قطعاتی از خود من در همان زمان و دو قطعه کوچک هم برای کر زمانی که آقای دکتر مهدی شمس نیکنام رهبری میکردند اجرا شد به نامهای لم لوا و یکی هم یک ترانه محلی دزفولی بود که تنظیم کرده بودم و یکی هم سه نیایش کوتاه برای گروه کر که شماره یک را هم آقای موسسیان در تالار وحدت اجرا کرد و هم آقای شمس نیک نام شماره ۲ را تالار اجرا کرد و باید اینجا بگویم که پارسال داشتم از جلوی تالار رد میشدم که دیدم (مثل اینکه همایش موسیقی آینی یا مذهبی بود) بین قطعات نام این اثر هم نوشته شده که اصلا خودم خبر نداشتم!

در مورد سه تار کار را به کجا رساندید و تا چه سطحی پیش رفتید؟
من سه تار را با کتاب آقای ذوالفنون کار کردم و زمانی هم که تدریس میکردم هم با همین کتاب کار میکردم، من به این کتاب اعتقاد زیادی دارم و نسبت به کتابهای هنرستان این کتاب را بسیار به روزتر میدانم؛ به عقیده من کتابهای هنرستان تقلیدی است از اتود های غربی و الزامات سازهای ایرانی در آنها مورد توجه قرار نگرفته است.

فکر نمیکنید کتاب آقای ذوالفنون یک مقدار ساده است؟
خوب باید بعضی چیزها را چاشنی اش کرد… من زمانی که تدریس میکردم اتودهایی از خودم لابه لای این کتابها درس میدادم(من سالها تدریس ویولون و سه تار میکردم) مخصوصا” از کتاب ده قطعه برای تار آقای علیزاده، قطعاتی را بصورت اتود با تمپوی پائین درس میدادم و می خواستم که شاگرد کم کم سرعت آنها را زیاد کند. شاگردانی داشتم که با سه تار وارد دانشگاه و هنرستان شدند. به نظر من این روش بهتر جواب میدهد تا روش کتابهای هنرستان؛ کتابهای هنرستان نگاه غربی ای به موسیقی ایرانی دارد، واقعیت اینطور نیست که شما مثلا فا دیز ماژور و فادیز مینور با تار بنوازید، تار و سه تار اصولا برای این کار ساخته نشده و باید گامهای خودش را بنوازد.

فایل صوتی از مصاحبه :

Audio File قسمت اول
کتابهای آقای علیزاده را خودتان از روی نت زدید؟
بله، خودم زدم. با آقای ذوالفنون کتاب خودشان را زدم و تاثیر زیادی که از ایشان گرفتم، دید بسیار آزاد ایشان به بداهه نوازی بود، خود ایشان در این زمینه بسیار توانا هستند و فکر میکنم روی من هم تاثیر گذار بوده اند، که مثلا بتوانم یک تم را به خوبی بسط و گسترش دهم.

چه شد که به فکر تاسیس گروه کر افتادید؟
از دوره دانشگاه که کر داشتیم و من کر های آماتوری که تشکیل میشد میدیدم. بسیاری از هم دانشگاهی ها بارها کرهایی تشکیل میدادند. وقتی که سال ۷۸ من از ارمنستان آمدم به ایران و خواستم کر فرهنگسرای بهمن را احیا کنم، ایده تاسیس کردن یک کر آماتور ایده جدیدی اصلا نبود و خیلی ها این کار را کرده بودند.

به جرات میتوانم به شما بگویم که عمر گروه کر آماتور بین ۶ ماه تا یک سال است! این کر ها تشکیل میشدند یا چند کنسرت میدادند و یا اصلا کنسرتی هم نمیدادند و متلاشی میشدند. من دلایلی را پیدا کردم {برای این اتفاق} و سعی کردم این مشکلات را خنثی کنم که این سرنوشت گریبانگیر کر ما نشود.

حالا اینجا باید ماجرای کر فرهنگسرای بهمن را بگویم. فرهنگسرای بهمن ارکستر و کری داشت که من در آن ارکستر ویولون میزدم؛ قبلا گفتم که آقای شمس نیکنام قطعات من را با این گروه اجرا کرده بودند. سال ۷۶ که من در ارمنستان بودم این کر و ارکستر به دلیل کمبود بودجه فرهنگسرا تعطیل شد و امکان این هم نبود که یک کر حرفه ای استخدام کنند.

همینجا من یک پرانتز باز کنم و تعریف خودم را از آماتور و حرفه ای بگویم: ما در اینجا وقتی میگوییم، کری آماتور است، این تصور بوجود می آید که کارش بد است و کر حرفه ای کارش خوب است! در صورتی که کر حرفه ای یعنی گروهی که شغلش خواندن کر است و بسیار کرهای آماتوری هستند که از کرهای حرفه ای بهتر میخوانند.

2 دیدگاه

  • سعید
    ارسال شده در تیر ۸, ۱۳۸۹ در ۲:۱۲ ب.ظ

    با سلام.من کتاب های ده قطعه استاد علیزاده رو دارم اما نمیدونم اجرای قطعات رو از کاست ها پیدا کنم اگه لطف کنید و راهنمایی بفرمایید کودوم قطعه در کدام کتابه یا اجرای مدون قطعات رو بتونم پیدا کنم ممنون میشم

  • گفتگوی هارمونیک
    ارسال شده در آبان ۲۳, ۱۳۸۹ در ۴:۳۲ ق.ظ

    دوست عزیز لطفا در زیر مقالات مرتبط به این موضوع سئوال خود را مطرح بفرمایید یا بوسیله ایمیل با نویسندگان سایت تماس بگیرید

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (V)

فیاض ادامه داد: من به روشنی به خاطر دارم که اگر ۳۰ سال پیش می‌گفتیم که فلانی نقد می‌کند، معنی‌اش این بود که فلانی با چیزی مخالفت می‌کند ولی در ذهن حداقل بنده و فکر می‌کنم شمار بسیار زیادی از دوستانی که در آذر ۱۳۹۷ زندگی می‌کنند منتقد کسی نیست که ایراد بگیرد. این جا یک رویداد همزمانی را شاهد هستیم. یعنی ما همزمان دوستانی را داریم که در زمانی زندگی کرده‌اند که نقد عبارت بوده است از موضع‌گیری مخالف با یک موضوع و بعد به مرور با کنش‌های نسل‌های دیگری معانی دیگری پیدا کرده است و این از جمله جاهایی است که من شکاف نسلی را می‌بینم. اگر به خیلی از عزیزانی که مثلا ممکن است ۲۰ سال از من بزرگ‌تر باشند بگوییم قرار است نقد شوید با نوعی جبهه‌گیری آن‌ها مواجه می‌شویم، چون فکر می‌کنند منتقد به معنی مخالف است.

یادداشتی بر مجموعه کنسرت‌های «چندشب عود»

شاید اگر با چند جابه‌جایی یا اضافه‌کردن شب چهارم، اجرای نوازندگانی همچون حمید خوانساری، شهرام غلامی، مریم خدابخش، سیاوش روشن و امیرفرهنگ اسکندری و… را در چنین برنامه‌ای می‌شنیدیم، می‌شد سنجه‌های دقیق‌تری از عیار عودنوازیِ امروز ایران بدست داد. با اینحال آنچه در این سه شب رخ داد چنین بود:

از روزهای گذشته…

عصیان ِ کلیدر (V)

عصیان ِ کلیدر (V)

اما روزبه تابنده در نگاهی متعادل در نگاه به کلیدر بیان میکند:« قضاوت در مورد آثار خاص موسیقی کمی مشکل است چون همیشه ممکن است نظر ما با سلیقه و دیدگاه آهنگساز در تضاد قرار بگیرد. اظهار نظر در مورد کلیدر هم به همین دلیل ساده نیست. چون آهنگ ساز این اثر یک آهنگساز عادی نیست. کسی است که موسیقی ایران را به خوبی میشناسد و دانش آهنگ سازی وسیعی هم دارد اما هرگز به دنبال جذب مخاطب نبوده. شاید به همین دلیل هم امروز هیچ فرد عامی نام درویشی را نشنیده. اثری که در این کنسرت اجرا شد چندان قابل نقد به لحاظ آهنگسازی نیست. چون نظر ما تحت تاثیر اجرای بد ارکستر قرار می گیرد. برای تحلیل یک اثر موسیقی حتما لازم است که چندین اجرای خوب از آن با هم مقایسه بشوند تا از خلال آنها بتوان راجع به روح اثر قضاوت کرد. بنابراین چون من یک بار بیشتر این کار را نشنیدم و اون بار هم از قضا اجرای خوبی نبود اجازه بدهید که راجع به این قطعه اظهار نظر نکنم تا زمانی که یکی دو اجرای خوب از آن را بشنوم»
خدایی: مرکز حفظ و اشاعه منحل شده!

خدایی: مرکز حفظ و اشاعه منحل شده!

آواز را به صورت حرفه ای از سال ۱۳۶۷ شروع کردم در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی با استاد شاپور رحیمی که ردیف استاد کریمی را به روایت ایشان کار کردم. دقیقا به خاطر دارم زمانی که من به مرکز حفظ و اشاعه رفتم آنقدر هنرجو وجود داشت که من خودم در راه پله نشسته بودم و در اتاق جای نشستن نبود در کلاس استاد رحیمی!
درباره حسینعلی ملاح (I)

درباره حسینعلی ملاح (I)

در خانواده ای تحصیل کرده بدنیا آمد پدرش دیپلمات وزارت امور خارجه بود و مادرش خواهر کلنل وزیری بانو خدیجه افضل که از اولین زنانی بود که قبل از روی کار آمدن سلسله پهلوی با سواد بود و در آزادی تحصیل زنان پیشگام بود و بعدها چند مدرسه دخترانه ساخت این بانوی بزرگ در روزنامه شفق سرخ مقالاتی را درمورد زنان به چاپ می رساند حسینعلی ملاح ابتدا ویلن را نزد حسین خان یاحقی سپس ابوالحسن صبا و احمد فروتن راد فرا گرفت اما خودش همیشه می گفت که چشم مرا به موسیقی کلنل وزیری باز کرد و باعث شد که در پژوهش موسیقی گام بردارم.
ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت برگزار شد

ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت برگزار شد

سوم اسفند ماه ساعت ۲۰ مراسم اختتامیه ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت با معرفی برگزیدگان در رشته های مختلف در فرهنگسرای ارسباران تهران برگزار شد. این جشنواره با حمایت موسسه فرهنگی و هنری رادنواندیش و فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.
صفحه های علی اکبر شهنازی؛ سیمرغ قله تارنوازی (II)

صفحه های علی اکبر شهنازی؛ سیمرغ قله تارنوازی (II)

در این سری ضبط دو اثر تک نوازی دیگر به شماره کاتولک ۳ و ۱۲۹۲- ۷ می باشد که روی آن نوشته ترکیبات شهنازی. از صفحات بســیار جالب در این سری ضبط ۲ روی صفحه با صدای مجید وفادار و تار علی اکبر خان شهنازی است که تنها اثر از صدای آواز و تصنیف مجید وفادار نوازنده ویلن و آهنگســاز برجسته می باشد.
کنسرت گروه مقام

کنسرت گروه مقام

گروه مُقام از ابتدای سال ١٣٨٩، با هدف احیاء نغمه های ناب و اصیل موسیقی آذری تشکیل شد. سرپرست گروه خانم “مریم سروش نسب” به واسطه آشنائی با زبان و موسیقی آذری، سعی بر معرفی نغمه های گنجینه غنی موسیقی آذری به دوستداران این نوع موسیقی را دارد. از آنجا که در ایران جمعیت زیادی از ایرانیان را آذری زبانان تشکیل می دهند و علاقه غالب این گروه از مردم، فرهنگ و هنر و موسیقی آذری می باشد، گروه موسیقی مُقام نیز با هدف بازسازی تصانیف و آواهای موسیقی آذری در راه معرفی و ارتقاء این موسیقی و فرهنگ موسیقائی گام برداشته و تلاش دارد تا این آواها و نغمه ها را با روایتی از سازهای ایرانی به گوش علاقمندان برساند، چراکه به اعتقاد اعضاء این گروه:
صداسازی در آواز (VII)

صداسازی در آواز (VII)

تمام تلاش صورت گرفته در صداسازی برای رسیدن به این قوس به عنوان نقطه اوج کار می باشد و در واقع قوس درخشش صدا، مانند پلی دو خط صدا و خط ویبره را به هم پیوند میزند و دربرگیرنده تمامی خصوصیات مربوط به هر دو خط فوق می باشد؛ ایجاد این پل باعث استحکام، شفافیت و شیشه ای شدن صدا و همین طور توزیع مناسب نیروی بازدم بر روی تمام قوس می شود.
راک اند رول در بریتانیا (I)

راک اند رول در بریتانیا (I)

British rock and roll یا Brit rock با تاثیر پذیری از سبک راک اند رول (rock and roll) و ریتم اند بلوز (rhythm and blues) آمریکایی به وجود آمد اما انرژی و ضرورتهای تازه ای را به آن افزود، الهام از موسیقی گذشته و کسب محبوبیتی فراگیر برای موسیقی ریتم اند بلوز سیاهان آمریکا و همچنین جهانی کردن موسیقی مذهبی (gospel music) از مهمترین شاخصه های این موسیقی است. بیشترین عاملی که موسیقی راک را ناب کرده است، توانایی آن در هماهنگ کردن تماشاگران و پذیرش تاثیرات تازه می باشد.
پرکار در جزییات، سردرگم در کلیّت (I)

پرکار در جزییات، سردرگم در کلیّت (I)

در سالهای اخیر و در فضای موسیقایی کشور، خبر از اجرای آثاری می رسد که در تلاش و تقلا برای خلق دنیایی نو و جهانی تجربه نشده توسط موسیقی دستگاهی ایرانی می باشند. در این میان، موسیقی کلاسیک غربی، به عنوان گونه ای از موسیقی که از بدو تولدش مدام در حال پیشرفت و پیشروی در طی زمان و متناسب با آن بوده است، به دلیل تجربه آزمایی های هزاران آهنگساز و متفکر در طی حیات چند سده ای خویش، الگویی تمام عیار در مقابل آهنگسازان ماست. از این رو، چندان مایه ی شگفتی نیست که تلاش برای پوییدن اکثر راه های تازه در موسیقی ما، سابقه و الگویی پیشینی در موسیقی کلاسیک غربی داشته باشد.
درباره‌ی آلبوم «نه فرشته‌ام نه شیطان» (III)

درباره‌ی آلبوم «نه فرشته‌ام نه شیطان» (III)

آواز اما، به اعتبار حضور یک خواننده‌ی چیره‌دست وضعیتی دیگر دارد. گاه به استقبال پیچیدگی‌هایی می‌رود که خواندنش از عهده‌ی خوانندگان اندکی برمی‌آید و گاه نیز اگر چه ساده طراحی‌ شده با چیره‌دستی خوانده می شود. موسیقی با کلام و هوای بازگشت به سوی مخاطب بلافاصله پای فرم ترانه (یا اگر ترجیح می‌دهید تصنیف) را به میان می‌کشد چنان که در بسیاری تولیدات صوتی این روزها با حذف میان-بخش های سازی و غیرسازی ممکن، به چشم می‌خورد؛ ترانه‌هایی که در این مجموعه‌ی به‌خصوص گرد آمده از دیدگاه پیوندهای زیباشناختی تفاوتی با تصنیف در موسیقی دستگاهی متاخر ندارند.