| I know you've heard it's over now |
می دانم که شنیده اید همه چیز تمام شده |
| And war must surely come, |
و جنگ ناگزیر خواهد آمد |
| The cities they are broke in half |
شهر ها نیمه خرابند و |
| And the middle men are gone. |
مردان میانه حال همه گریخته اند |
| But let me ask you one more time |
ولی بگذارید یکبار دیگر از شما سوالی بپرسم |
| O children of the dust |
ای فرزندان غبار |
| All these hunters who are shrieking now |
آیا تمام این شکارچیان که فریاد میکشند |
| Do they speak for us? |
به دنبال مایند؟ |
| And where do all these highways go |
و این بزرگراهها به کجا میروند |
| Now that we are free? |
که آنجا آزاد و رها باشیم؟ |
| Why are the armies marching still |
برای چه ارتش هاهنوز سرود می خوانند |
| That were coming home to me? |
که به خانه به دنبال من می آیند؟ |
| O lady with your legs so fine |
آه.خانوم ساقهای شما بسیار ظریف است |
| O stranger at your wheel |
اوه!غریبه ای همراه شماست |
| You are locked into your suffering |
شما در رنج خود زندانی شده اید |
| And your pleasures are the seal |
و شادی،مهر و کلید آن است |
| The age of lust is giving birth |
زمان شهوترانی به باروری نشست |
| And both the parents ask the nurse |
و پدر و مادر از دو طرف شیشه |
| On both sides of the glass |
از پرستار سوال میکنند |
| Now the infant with his cord |
و نوزاد با بند نافش |
| Is hauled in like a kite |
مانند کایتی در آسمان می چرخد |
| And one eye filled with blueprints |
با یک چشم پر از سرمشق |
| One eye filled with night |
و یک چشم پر از شب |
|