لئونارد کوهن و باب دیلان ، شعر و ترانه – ۴

در ترانه ”The Gates Of Eden” دیلان نوعی دوگانگی میان آنچه در زمین ممکن است و آنچه در ابدیت امکان دارد را تصویر میکند همانطور که سنگینی و سختی صخر ها را در برابر رهایی و سبکی ابر ها و دریا قرار داده و خود را در میان آ ن دو توصیف کرده.

صداهای بی معنا، مالکیت و استثمار، پادشاهی، زمان، متا فیزیک، دادگاه، دانش و رویای بهشتی زمینی و همه عناصر و اجزای تصویر های دیلان، تنها در بیرون دروازه های بهشت وجود دارند.

تعداد ترانه های لئونارد کوهن به فراوانی ترانه های باب دیلان نیست و تمام ترانه های منتشر شده از او تا به امروز به بیست ترانه نمیرسد. تعدادی که اگر سطحی به آن نگاه کنیم با اهمیت و استقبالی که پیدا کرده اند بی تناسب می نماید. این ترانه ها بر خلاف دیلان اغلب مضامینی عاشقانه دارند، و همچنین اغلب آنها به اهمیت معنایی معنایی قابل توجه، صداقت شاعرانه بی نظیر و بینش هوشمندانه ای بی همتا دست یافته اند.

With a time rusted compass blade زمانی میان تیغه های زنگ زده پر گار
Aladdin and his lamp علا الدین و چراغش
Sits with Utopian hermit monks همراه با موبدان گوشه نشین آرمانشهر
Sidesaddle on the Golden Calf بر روی زین زنانه گوساله طلایی نشسته بودند
And on their promises of paradise و هیچکس به وعده بهشت آنها نمی خندید
You will not hear a laugh هیچکی در بیرون دروازه های بهشت
All except inside The Gates of Eden. و در روز موعود،پس از باران سخت، شاید پس از باران رادیو اکتیو بعد از جنگی اتمی، همه چیز تمام خواهد شد،همه چیز در بیرون دروازه های بهشت
O the time will come آه، آن زمان خواهد رسید
When the winds will stop زمانی که باد ها خواهند ایستاد
And the breeze will cease to be breathin’ و نسیم از نفس کشیدن میایستد
Like the stillness in the wind مانند مکثی در باد
When the hurricane begins وقتی که طوفان آغاز میشود
The hour when the ship comes in. زمانی که کشتی نجات می آید
O the sea will split آه،دریا خواهد شکافت
And the ship will hit و کشتی برخورد خواهد کرد
And the shoreline sands will be shaking و ساحل و ماسه ها خواهند لرزید
Then the tide will sound و جزر و مد به صدا خواهد آمد
and the wind will pound و باد فرو خواهد کوفت
And the morning will be breaking و صبحگاه فرو خواهد شکست


با این وجود، رستاخیز و پایان جهان در ترانه و اندیشه کوهن مانند دیلان جایی ندارند.کوهن جهانی ترسناک و مهلک را تصویر می کند که انسان در آن نا امیدانه می کوشد سرنوشت محتومش را به تا خیر بیندازد. تنها دو ترانه کوهن “Stories Of The Streets” و”The Old Revolution” مضمونی مستقیما اجتماعی دارند ولی انتقاد تلویحی و ضمنی او به وضعیت اجتماع در تمام ترانه های او حضور دارند. شاید سیاسی ترین ترانه کوهن تا این زمان “Stories Of The Streets” باشد که اینگونه آغاز می شود.

The stories of the street are mine داستان خیابانها از آن من است
The Spanish voices laugh صدای خنده اسپانیایی ها می آید
The cadillacs go creeping down کادیلاک ها روی زمین
Through the night and the poison gas میان شب و گاز سمی می خزند
I lean from my window sill و من از آستانه پنجره
In this old hotel I chose هتل قدیمی که بر گزیده ام خم شده ام
Yes, one hand on my suicide آری،یک دستم به سوی خود کشی ام می رود
And one hand on the rose و دست دیگرم به سوی گل سرخ


در ادامه ترانه، جامعه ای رو به فرو پاشی تصویر می کند. جامعه ای رو به انحطاط و نابودی با مردمی طمع کار و شهوتران که ریشه جامعه را می درند.

I know you’ve heard it’s over now می دانم که شنیده اید همه چیز تمام شده
And war must surely come, و جنگ ناگزیر خواهد آمد
The cities they are broke in half شهر ها نیمه خرابند و
And the middle men are gone. مردان میانه حال همه گریخته اند
But let me ask you one more time ولی بگذارید یکبار دیگر از شما سوالی بپرسم
O children of the dust ای فرزندان غبار
All these hunters who are shrieking now آیا تمام این شکارچیان که فریاد میکشند
Do they speak for us? به دنبال مایند؟
And where do all these highways go و این بزرگراهها به کجا میروند
Now that we are free? که آنجا آزاد و رها باشیم؟
Why are the armies marching still برای چه ارتش هاهنوز سرود می خوانند
That were coming home to me? که به خانه به دنبال من می آیند؟
O lady with your legs so fine آه.خانوم ساقهای شما بسیار ظریف است
O stranger at your wheel اوه!غریبه ای همراه شماست
You are locked into your suffering شما در رنج خود زندانی شده اید
And your pleasures are the seal و شادی،مهر و کلید آن است
The age of lust is giving birth زمان شهوترانی به باروری نشست
And both the parents ask the nurse و پدر و مادر از دو طرف شیشه
On both sides of the glass از پرستار سوال میکنند
Now the infant with his cord و نوزاد با بند نافش
Is hauled in like a kite مانند کایتی در آسمان می چرخد
And one eye filled with blueprints با یک چشم پر از سرمشق
One eye filled with night و یک چشم پر از شب

ترجمه و اقتباس از فرشاد ملک زاده

امیرآهنگ: برای تردد با ساز در خیابان، نیاز به کارتِ مجوزِ حملِ ساز بود!

در آن زمان با خواندن این مطلب در مورد مرتضی حنانه در کتاب تاریخ موسیقی نوشته: سعدی حسنی، برایم این سوال پیش آمد: این آهنگ‌ساز که اعتقاد به هارمونی موسیقی کلاسیک غرب ندارد، چگونه اثرش را هارمونیزه می کند؟ کُنترپوان و ارکستراسیون او چگونه است؟ فرم موسیقی او چگونه است؟ و مهم تر اینکه صدا دهندگی موسیقی و خصوصا هارمونی و پولیفونی او چگونه است؟! توضیح آنکه من در آن زمان با وجود سنِ کم آثار فراوانی از موسیقی دانان دوره های مختلف موسیقی کلاسیک غرب (از دوره رُنسانس و باروک تا قرن بیستم) شنیده بودم؛ چون پدرم و مادرم هر دو از شنوندگان خوب موسیقی کلاسیک و موسیقی اصیل ایرانی بودند و آرشیو بزرگی (شامل بیش از هزار صفحه گرامافون و نوار ریل و کاست) در منزلمان داشتیم.

درباره مجموعۀ دوجلدیِ «رضا محجوبی: افسونگر نغمه‌پرداز»

مجموعۀ دوجلدیِ «رضا محجوبی: افسونگر نغمه‌پرداز»، پژوهش و نگارش محمدرضا شرایلی و شهاب مِنا، در دو مجلد و به‌همراه دو حلقه لوح فشرده توسط نشر خنیاگر منتشر شد.

از روزهای گذشته…

کشته از بس که فزون است کفن نتوان کرد (III)

کشته از بس که فزون است کفن نتوان کرد (III)

ترکیبات و افعال نامناسب در خصوص جنبه‌های مختلف موسیقایی. اگرچه نام شخصی به عنوان مصحح متن (سعید موغانلی) در شناسنامۀ کتاب آمده است و در مقدمۀ مترجم نیز از احمد پوری تشکر شده «که با توصیه‌هایی به روانی متن این اثر یاری رساندند» ولی ویرایش متن به شدت لازم و ضروری بوده است. برای نمونه در متن کتاب این نمونه‌ها را می‌خوانیم: «پس از مدتی زدن تار را آغاز کرد. او کمانچه را رها کرد و به زدن تار آغاز نمود.» (ص ۸۳، ۸۴)، «با حافظه‌ای کم‌نظیر مثالی جاندار است.» (ص ۱۶۲)، «کدر و اندوه افاده شده در صدای خوانندگان» (ص ۲۲۸)، «از تار قربان پریموف سهولت، بداهت، سربستی، غنا، تکنیک و لیریزم عمیق و نجیبانه به گوش می‌رسید.» (ص ۳۲۲)، «خمیرۀ این آدم با موسیقی‌ور آمده بود.» (ص ۳۴۹)، «او در پی نوآوری و ارتقاء به بالاترین قله‌های موسیقی علمی می‌زیست» (ص ۵۰۱).
حرکتهای کروماتیک در ملودی

حرکتهای کروماتیک در ملودی

در جواب یکی از دوستان بسیار خوب سایت می خواهیم بطور مختصر راجع به حرکت های کروماتیک در ملودی صحبت کنیم، اینکه آیا این حرکتها می توانند باعث شوند تا از محوریت تونالیته موسیقی کاسته شود یا خیر و … برای شروع بحث به میزان اول از این شکل توجه کنید که یک ملودی ساده را نمایش می دهد، ساده ترین آکوردی را که می توان برای آن انتخاب کرد CMaj7 می باشد.
اختتامیه سومین جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی برگزار می شود

اختتامیه سومین جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی برگزار می شود

مراسم اختتامیه سومین جشنواره سایت ها و وبلاگهای موسیقی روز پنجشنبه، بیست و دوم اسفند ماه ۱۳۹۲ ساعت ۱۹ در فرهنگسرای ارسباران برگزار می شود. در این نشست برگزیدگان شاخه های مختلف سومین دوره جشنواره معرفی می گردند و جوایزی نیز به رسم یادبود به آنها اهدا می گردد. از دیگر برنامه های اختتامیه جشنواره می توان به اجرای آثاری توسط دو گروه موسیقی نیز اشاره نمود.
نگاهی به آثار و توانی های حسین خواجه امیری (V)

نگاهی به آثار و توانی های حسین خواجه امیری (V)

یکی از زیباترین آثار ایرج در سه گاه که متفاوت از آوازهای سه گاه دیگر اوست به همراه نوای تار مرحوم استاد جلیل شهناز در برنامه گلهای تازه ۱۶۳ است که از آخرین شماره های برنامه گلها و همچنین آخرین اثر ایرج در برنامه گلها می باشد. البته آوازهای ایرج در همه دستگاهها و آوازها، اکثرا متفاوت از یکدیگر است و علیرغم اینکه گوشه ها اغلب یکسان هستند ولی بیان آنها در اجراهای مختلف اکثرا با تفاوتهایی شنیده می شود و این نکته را نیز باید خاطر نشان کرد که او تغییراتی را نیز در برخی گوشه ها ایجاد و یا از خود ابداع می کند که مختص خود او و سبک اوست.
طبقه بندی تکنیک های تنبک (I)

طبقه بندی تکنیک های تنبک (I)

به جرات می توان گفت تنبک از جنبه تنوع تکنیک نوازندگی (در این جا منظور از تکنیک نوازندگی همان شیوه های انگشت گذاری ساز است) از کاملترین سازهای کوبه ای ممبرانوفون (پوست آوا) می باشد. بررسی این تنوع بدون نگاهی سیستماتیک (اصولی و قاعده مند) که در برگیرنده صفات مشترک و غیر مشترک تکنیکهای نوازندگی باشد غیر ممکن به نظر می رسد. از جمله نتایج این دیدگاه اصولی که در واقع هنر مرتب نمودن تکنیکها است قرار گرفتن هر تکنیک در جایگاه خود و مشخص شدن رابطه ساختاری – تکاملی تکنیکها با هم دیگر و یافتن تکنیکهای جدید می باشد. در این نوشتار سعی بر این است تا بانگاهی مختصر به مفاهیم اولیه تفکر سیستماتیک و اصول طبقه بندی از این آگاهی در جهت رده بندی تکنیکهای تنبک بهره گیریم.
تأملّی پیرامونِ موقعیتِ عقلانیِ موسیقی از طریقِ تبارشناسیِ دو مفهومِ بنیادین

تأملّی پیرامونِ موقعیتِ عقلانیِ موسیقی از طریقِ تبارشناسیِ دو مفهومِ بنیادین

این نوشته شأن تحلیلی و تفسیری خاصی ندارد و فعلاً فقط از یک تشابه بحث می‌کند. این تشابه بعداً دست‌مایه‌ی یک تحلیل عمیق قرار خواهد گرفت و به شکل مقاله عرضه خواهد شد.
درگذشت روجیرو ریچی

درگذشت روجیرو ریچی

روجیرو ریچی، ویولنیست ویرتوز، روز یکشنبه در نود و چهار سالگی در منزلش در پام اسپیرینگ در کالیفرنیا درگذشت. ریچی نخستین مخاطبانش را در ده سالگی و با نواختن بی عیب و نقص مندلسون بدست آورد. او بعدها به موزیسینی کارکشته تبدیل شد که گستره کارهایش از بندبازی های قرن نوزدهی کاپریس های پاگانینی تا نخستین اجراهای آثار معاصر را در بر می گرفت.
سلطانی: انسان نمیتواند از حدود “ذاتیت” خود پیش رود

سلطانی: انسان نمیتواند از حدود “ذاتیت” خود پیش رود

پیمان سلطانی، آهنگ ساز، رهبر ارکستر، نوازنده، منتقد و نویسنده؛ از معدود موسیقی دانانی است که توانسته پیوند مناسبی بین موسیقی و هستی شناسی ایجاد کند. گفته ها و نوشته های فلسفی- موسیقایی او همیشه بحث برانگیز بوده و نگاه او به مدرنیته و نوآوری در موسیقی نیز پرسش های فراوانی را در پی داشته است. وی سال هاست که به تدریس فلسفه ی موسیقی معاصر، مبانی آهنگ سازی قرن بیستم و شناخت مکتب ها، جنبش ها و جریان های موسیقی قرن بیستم مشغول است و از دهه ی هفتاد تا کنون فعالیت و حضوری جدی در معرفی جنبه های ایدئولوژیک و هستی شناسانه ی موسیقی قرن بیستم داشته است.
روی اوربیسن، صدایی با نفوذ (III)

روی اوربیسن، صدایی با نفوذ (III)

اوربیسن به همراه کمپانی ضبط سان موفقیتهای نسبی به دست آورد و توانست وارد حلقه الویس پریسلی شود. تنها امتیازی که ضبط سان برای او داشت آن بود که برای خرید دوباره کالیداک بنفش خود پول کافی داشته باشد، اما به تدریج دست از همکاری با آنان کشید و ضبط آثارش را متوقف کرد. وی به سرتاسر تکزاس سفر کرد و برای ۷ ماه هیچ اجرایی نداشت. او اغلب در بحران شدید مالی بود و به خانواده و دوستان خود وابسته بود.
کتابی درباره رضا ورزنده (IV)

کتابی درباره رضا ورزنده (IV)

سنتور رضا ورزنده سنتوری ده‌خرک بوده که او براساس نیازهای خود تغییراتی پس از ساخت در آن داده است. این تغییرات بدین‌شرح‌اند: