اقیانوسی بنام باخ (I)

تصویر نقاشی شده از باخ در سال 1748
تصویر نقاشی شده از باخ در سال 1748
آیا باخ بزرگترین آهنگساز جهان است؟
برای اغلب هنرجویان موسیقی اثبات این موضوع که یوهان سباستین باخ بزرگترین آهنگساز تاریخ موسیقی است، همواره جذاب بوده و هرگز خالی از لطف نخواهد بود. با این وجود حتی اگر نخواهیم به مباحث تاریخی و مقایسه آثار و فعالیت آهنگسازان و موسیقی دانان به دقت بپردازیم، باید اذعان کنیم که اگر یوهان سباستین باخ بزرگترین آهنگساز تاریخ موسیقی نباشد، در زمره بهترین هاست و اگر توجه داشته باشیم که معیار ارزیابی یک هنرمند از دیدگاههای متفاوت، از جمله میزان تاثیرگذاری او بر دیگر شخصیت های موسیقی ملاک مقایسه باشد دیگر هیچ شکی باقی نمی ماند که او بزرگترین آهنگساز جهان است.

تاثیر گذاری بر دیگران
بهتر است بحث را با موضوع تاثیر باخ بر آهنگسازان و آثار آنان آغاز نماییم، اگر بخواهیم توانایی باخ را با تعداد آثارش بسنجیم، بدون شک او در زمره پرکارترین آهنگسازان جهان نیست و آهنگسازان هم عصر او هچون جورج فیلیپ تلمن (Georg Philipp Telemann آهنگساز باروک و معاصر باخ) و آنتونیو ویوالدی، آثارشان در مجموع پنج برابر آثار باخ است.

هر چند در بسیاری از موارد ویوالدی را مورد انتقاد قرار داده اند که او بیش از ۴۵۰ کنسرتو نداشته و آنها را با ترکیب بندی های مختلف در دیگر کنسرتوهایش تکرار نموده است. با این تفاسیر زمانی که بحث تاثیر مطرح می شود، هیچ آهنگساز دیگری نتوانسته نقش پرقدرت باخ را در این عرصه ایفا نماید.

اگر اشخاصی این نکته را تکذیب کنند، به احتمال زیاد آنها هرگز تکنیک های باخ را مورد بررسی دقیق قرار نداده و یا پیروی از این تکنیک ها را امری دشوار تلقی نموده اند. به هر ترتیب یوهان سباستین باخ رد پایی طویل و پررنگ در تاریخ آهنگسازی از خود به جای گذارده که تاثیرات مثبت و منفی بسیاری را به همراه داشته است.

هایدن (Haydn) در سنین پیری به منظور دستیابی یک نسخه خطی مس در سی مینور (Mass in B Minor) دچار مشکل شده بود. تقریبا در همان زمان موتسارت جوان، روزی در بازدید از کلیسای سنت توماس (St. Thomas) در شهر لایپزیگ برای اولین بار یکی از موتت های (motet نوعی موسیقی کرال) باخ را شنید و با تعجب بانگ برآورد که “این موسیقی است که می توان از آن چیزی آموخت”.

یوهان سباستین باخ (سمت چپ و پسرانش)
پس از آن موتسارت با شور و اشتیاق فراوان به بررسی و انتشار آثار نوشته شده توسط باخ پرداخت. به همین ترتیب جای هیچ تعجبی وجود ندارد که بتهوون اصطلاح “اقیانوس” را در مورد او به کار برده است.

کلمه Bach در زبان آلمانی به معنای “جوی کوچک” است، بتهوون در مورد این آهنگساز بزرگ کلمه Meer را به کار برده که Meer در زبان آلمانی به معنای اقیانوس است.

فلیکس مندلسون (Mendelssohn) در قرن نوزدهم به احیای مجدد آثار باخ پرداخت و یوهان برامس (Brahms) نیز همواره مشتاقانه در انتظار کارهای جدید از Schumann’s Bach Gesellschaft (انجمن باخ شومان) بود.

تحت تاثیر قرار گرفتن
از آنجائیکه باخ در مقایسه با آهنگسازان هم عصر خود میل شدیدتری به موسیقی داشت و پیروی از سبک او نگرش عمیق تری از حد معمول را طلب می کرد، همگان قادر به بهره جویی از اقیانوس بیکران هنرش نبودند. شاید یکی از دلایلی که او را از دیگر آهنگسازان متمایز نموده این نکته است که هیچ یک از آثارش سطحی نیستند.

در سال ۱۸۰۲ یوهان نیکولاس فورکل (Johann Nikolaus Forkel موسیقی دان آلمانی) در مورد باخ نوشت:

“باخ به کارهای Couperin (خانواده ای که قرنها دست اندر کار موسیقی – بخصوص فرانسه – بودند) اشراف کامل دارد و آثار آنها را همچون دیگر آهنگسازان هارپسیکورد فرانسوی هم عصرش ارزش می نهد؛ زیرا نکات بسیاری در رابطه با تکنیک های کیبورد از آنان آموخته است. ”

آثار باخ مجموعه ای از سبک های مختلفی است که عموما در آثار هم عصرانش به چشم می خورد، در حقیقت موسیقی او ارتباط نامحدودی با مخاطبان، سنت ها و چهارچوب های زمان خودش برقرار نموده بود؛ باخ تصمیم نداشت از گذشته یا حال بگریزد.

18 دیدگاه

  • reza
    ارسال شده در بهمن ۲۹, ۱۳۸۵ در ۸:۵۸ ب.ظ

    ali booooooooooooooooooooooood, mamnooooooon

  • سولماز
    ارسال شده در بهمن ۲۹, ۱۳۸۵ در ۹:۳۰ ب.ظ

    کسی از دوستان می دونه که چرا باخ اپرا ننوشته؟

  • ارسال شده در بهمن ۲۹, ۱۳۸۵ در ۹:۵۰ ب.ظ

    در این آدرسی که گذاشتم نتها و موزیک های خوب باخ وجد داره برید استفاده کنید. (علی)

  • ناشناس
    ارسال شده در بهمن ۳۰, ۱۳۸۵ در ۹:۱۱ ق.ظ

    سلام
    در جواب سولماز جان باید بگم که در زمان باخ هنوز اپرا وجود نیومده بود.

  • اشكان
    ارسال شده در بهمن ۳۰, ۱۳۸۵ در ۹:۱۳ ق.ظ

    سلام
    در جواب سولماز جان باید بگم که در زمان باخ هنوز اپرا وجود نیومده بود.

  • سامان
    ارسال شده در بهمن ۳۰, ۱۳۸۵ در ۱۰:۵۴ ق.ظ

    در جواب دوستان عزیز : اپرا در اوایل قرن هفدهم پا به عرصه موسیقی گذاشته اولین اپرا را در سال ۱۵۹۷ ژاکوپو پری نوشت و از اون معروف تر مونتوردی هست که در سال ۱۶۰۷ اپرای معروف اورفئو رو در سال ۱۶۰۷ نوشت. اینها در حالی هستند که باخ تازه در سال ۱۶۸۵ بدنیا آمد!

  • کاوه
    ارسال شده در بهمن ۳۰, ۱۳۸۵ در ۲:۳۲ ب.ظ

    باوجود اینکه باخ در پرونده کاری خودش هیچ اپرایی رو برجای نگذاشته، اما از تکنیکهای نوشتن اپرا در کارهایش بخصوص کارهای مذهبی استفاده کرده بطوری که برخی این قسم کارهای او را شبه اپرا یا psedo opera می نامند (به مجموعه های cantatas و passions دقت کنید). همینطور باید اشاره کرد که معدود اپراهای زمان باروک موفق بودند و تکنیک های جدی موسیقی دراماتیک در زمان کلاسیک به اوج خودش رسید. عده ای از تاریخ نویسان موسیقی نیز معتقدند که اعتقادات مذهبی از جمله عواملی بوده که مانع از این شده تا باخ اپرا تهیه کنه و در نهایت نکته بسیار مهم این بوده باخ در زمان زندگی شهرت و پول چندانی نداشته که بتونه هزینه های سنگین اجرای اپرا رو تقبل کنه این را هم در نظر بگیرید که موسیقی او بسیار سنگین بوده و سخت می تونسته دیگران را متقاعد به هزینه کردن برای اجرای اپراهای احتمالی را بکنه. در هرصورت راجع به این موضوع میشه زیاد مطلب نوشت که حتما به زودی در سایت آورده خواهد شد.

  • Babak
    ارسال شده در اسفند ۲, ۱۳۸۵ در ۹:۰۱ ق.ظ

    kheili mamnoon, bad az moddat ha yek hamchin maghalei ro inja mibinim

  • بابک
    ارسال شده در اسفند ۳, ۱۳۸۵ در ۱۰:۳۴ ب.ظ

    من شنیدم باخ اولین کسی بوده که سیستم کوک کردن پیانو به روش Equal Tuning را متداول کرده و قبل از او پیانوها به روش Just Tuning کوک می شدند. این مطلب حقیقت داره؟

  • rahi
    ارسال شده در اسفند ۶, ۱۳۸۵ در ۲:۱۲ ب.ظ

    khob bod

  • ارسال شده در اسفند ۶, ۱۳۸۵ در ۱۱:۲۵ ب.ظ

    اولا در زمان باخ هنوز پیانو معول نبود ، که باخ بخواد کوکش بکنه. شاید منظورت ارگ باشه .بعدش هم باخ نه تنها نحوه کوک کردن ارگ رو تغییر داد، بلکه ساخت ارگ و نحوه اجرا رو هم تغییر داد.
    نکتهای هم در مورد اپرا ننوشتنش:
    باخ هر کی که بود، به هر حال یک خدمتکار محسوب میشد، و تنها مجبور بود کار هایی که به او سفارش داده می شد بنویسه، این سفارشات آنقدر زاد بود که دیگه وقتی برای نوشتن اپرا باقی نمی ذاشت.البته باید گفت که باخ به هر حال از نوشتن همچین اثر سترگ و پر کار و نو می ترسید.

  • کاوه
    ارسال شده در اسفند ۸, ۱۳۸۵ در ۲:۲۱ ق.ظ

    با سلام و ضمن تشکر از مطلبتون که مثل همیشه مفید و جذاب بود. سوالی از دوستان داشتم و اون اینکه آیا باخ احتمالا اثری به اسم شوالیه داره؟ احتمالا یک کنسرتو به این اسم؟ خوشحال میشم راهنماییم کنید.

    ممنون از لطف و توجهتون

  • علی
    ارسال شده در اسفند ۸, ۱۳۸۵ در ۹:۵۲ ق.ظ

    لطفا بقیه مطلب رو بگذارید. چرا اینقدر طول می دهید :(

  • ساناز
    ارسال شده در بهمن ۲۶, ۱۳۸۶ در ۷:۰۸ ب.ظ

    خیلی خوب هست ولی اگر نقاشی زیادداشت خیلی خوب بود

  • amin
    ارسال شده در مهر ۲, ۱۳۸۷ در ۱:۳۵ ب.ظ

    واقعا محشر بود. باخ ریاضیدان موسیقی هم بود. شما در این مورد چیزی ننوشته بودید. او اعداد گنگ را به موسیقی آورد و پرده بندی های زیادی ایجاد کرد که متاسفانه نام او محجور مانده. ای کاش الان باخ بود و می توانست برای این مردم شهر نشین گوشه ای خدا را به صورت اصوات موسیقی به مردم الهام کند. به راستی که او پیامبر موسیقی بود

  • ارسال شده در آذر ۴, ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۹ ب.ظ

    باخ….باخ…
    من تقریبا فقط موسقی کلاسیک گوش می دم و طبیعتا خیلی از آثار موسیقی دانهایی چون بتهوون , موزارت , شوپن , چایکوسکی , برهامس و …. رو واقعا بی نظیر می دونم.
    ولی نمی دونم چرا وقتی به باخ گوش میدم انگار همه چیز کامله, به هیچ وجه قابل مقایسه نیست.
    من میگم باخ نه اقیانوسه و نه پیامبر ,
    باخ خوده بهشته, یه دنیای دیگست.

  • ناشناس
    ارسال شده در مرداد ۱۱, ۱۳۹۰ در ۱:۰۲ ب.ظ

    باخ محشرهه.وقتی به آهنگ هاش گوش میدم یه احساس جالبی بهم دست میده.واقعا آهنگ هاش تاثیر گذاره.

  • آریا
    ارسال شده در آذر ۱۵, ۱۳۹۰ در ۹:۳۳ ب.ظ

    :o
    امین جان لطفا در مورد حرفی که راجع به «اعداد گنگ توی موسیقی» زدی توضیح بده.
    باید خیلی جالب باشه!!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VII)

نخچیرگان به مجموع الحان سی گانه ی باربد شامل می شد. باربد آفریننده ترانه های نوروزی نیز به شمار می رود. از این ترانه ها می توان به فرخ روز، سروستان، ارغنون، لبینا اشاره کرد. آثار باربد را موسیقیدانان قرون بعدی چون شعبه، جنس، آوازه، و شاخه های مهم مقام ها توضیح و توصیف کرده اند، عبدالقادر مراغه ای در مقاصد الالحان ماهیت تاریخی و موسیقی لحن و آثار باربد را خاطرنشان نموده و آن را زمینه دوره اول تشکیل مقام ها شمرده است.

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (IV)

صداقت‌کیش ادامه داد: در امر دراماتیک اما این گونه نیست و درون و بیرون با هم یکی می‌شوند. اگر اجازه دهید مثالی در مورد امر هنری بزنم. کسانی که تئاتر بازی می‌کنند رابطه‌شان با متن نمایشی درونی است. یعنی نمی‌توانیم این رابطه را به درونی و بیرونی تقسیم کنیم و بگوییم این شخصیت واقعا وجود دارد و آن شخصیت فقط روی صحنه وجود دارد، همه‌شان وجود دارند. بنابراین این نظام باید با یکدیگر یکی و ادغام شده باشد. اگر به موضوع دادن پول به فروشنده به عنوان یک کنش برگردم، نمی‌توانیم بگوییم الان بیرون این نظام ارتباطی هستیم و نظام داخلی آن با نظام بیرونی‌اش متفاوت است. اگر کسی هم از بیرون به این رویداد نگاه کند فقط در حال نگاه کردن به یک کنش است و مانند موضوع داستان نیست که نتواند داخل آن شود، او هم می‌تواند وارد این کنش شود و مرزی ندارد.

از روزهای گذشته…

ابوحمزه آثار معروفی را ویرایش می کند

ابوحمزه آثار معروفی را ویرایش می کند

به تازگی کار نت نویسی و ویرایش آثار جواد معروفی توسط عباس ابوحمزه (آهنگساز و پیانیست) به پایان رسیده است و به زودی این کتاب به انتشار می رسد. عباس ابوحمزه که در کنار ساخت تولید آلبوم «پایان پریشانی»، ساخت و تنظیم آثار زیادی را برای پیانو، در کارنامه خود دارد، در این باره این کتاب، توضیحاتی برای خوانندگان گفتگوی هارمونیک نوشته است که می خوانیم:
درامر ترانه سرا!

درامر ترانه سرا!

نیل پرت (Neil Ellwood Peart) بعنوان یکی از بهترین نوازندگان دنیای درام و همچنین ترانه سرایی قوی در زمینه موسیقی راک شناخته شده است. او در۱۲ سپتامبر سال ۱۹۵۳ و در اونتاریو کانادا متولد شد. در سن ۱۳ سالگی بود که وی علاقمند به نواختن درام شد و با اصرار توانست خانواده اش را راضی نماید تا چوب های مخصوص درام نوازی -drumsticks – و یک پد پلاستیکی برای تمرینش تهیه کنند، در مقابل وی متعهد شد که اگر در یک سال بصورت متمادی تمریناتش را ادامه دهد، برایش یک ست کامل از درام تهیه نمایند و چنین هم شد و در ۱۴ سالگی با بدست آوردن ساز مورد علاقه اش تمرینات شدید و بسیاری را انجام داد.
مرور آلبوم «شب پیانوی ایرانی»

مرور آلبوم «شب پیانوی ایرانی»

«پیانوی ایرانی» چیست؟ اجرای محتوای دستگاه‌ها و چهارمضراب و رنگ و … با پیانو، همان که مشهورترین نمایندگانش مرتضی محجوبی و جواد معروفی‌اند یا همان که اگر قدری بیشتر با تاریخ موسیقی آشنا باشیم نام‌هایی چون مشیرهمایون شهردار، حسین استوار، سیروس شهردار و حتا اردشیر روحانی را نیز دربر می‌گیرد. این شبه تعریف تا زمان افول این شکل از پیانونوازی در میانه‌ی قرن حاضر کافی می‌نمود. هویت اصطلاح در برابر «پیانوی کلاسیک» قرار می‌گرفت و جز موارد مرزی بسیار خاص برای بیشتر شنوندگان معلوم بود که چه چیزی پیانوی ایرانی است و چه چیزی نه.
گردهمایی ۱۵۰۰ جوان در جشنواره خرم (II)

گردهمایی ۱۵۰۰ جوان در جشنواره خرم (II)

سیاست این جشنواره برای جذب حداکثری جوانان به خوبی در فراخوان این جشنواره دیده می شود. جشنواره نوای خرم چندان در پی مشکل شدن رقابت بین جوانان علاقمند نبوده و بیشتر سعی در عمومی شدن فرهنگ موسیقی کلاسیک ایرانی را دارد. صدنوری در این باره می گوید: «ما خیلی تمایل نداریم که این جشنواره فقط حالت رقابت‌گونه پیدا کند ولی از آنجا که این موضوع سبب افزایش انگیزه بچه‌ها می‌شود، این حس رقابتی هم در آن وجود دارد. از سوی دیگر امتیاز هنرمندان شرکت کننده خیلی به هم نزدیک بود که همین موضوع قضاوت را بیش از پیش برای ما سخت کرده است.»
گفتگو با سارا چانگ (IV)

گفتگو با سارا چانگ (IV)

در باره سیبلیوس بسیار مطالعه کرده ام، بعضی ها می گویند که او همیشه چهره تاریک و تلخی داشته است، چون هیچ گاه لبخند نمی زده. من این تجربه بسیار جالب را زمانی که ۱۳ ساله بوده ام داشتم، من به فنلاند رفتم، در اوج زمستان و هوا به شدت سرد بود، برف فراوانی بود، به آنولا رفتم جایی که خانه سیبلیوس در آنجا بود. جایی کاملا دورافتاده بود، فقط جنگل و برف، درخت و دریاچه، بسیار زیبا اما ساکت و خلوت و بسیار در آرامش. من فکر کردم خب اینجا همانجایی است که او آهنگهایش را می سازد، سمفونیهای فوق العاده اش و کنسرتو ویولون … اینجا جایی است که شاهکارهای او متولد می شوند.
نی و قابلیت های آن (XII)

نی و قابلیت های آن (XII)

در قسمت دهم به بررسی محدوده های صوتی نی و حالات متفاوت انگشت گذاری روی ساز پرداختیم. همانطور که ذکر شد از هر وضعیت انگشت گذاری اصلی در نی می توانیم ۴ صدا در محدوده های مختلف نی تولید کنیم، همچنین با وضعیت (نیم انگشت) می توانیم فواصل فرعی و برخی نیم پرده ها و ربع پرده ها را اجرا نماییم.
کلاف سردرگم (II)

کلاف سردرگم (II)

پس از انقلاب تمامی بنیادهای اجتماعی رژیم قبل در هم کوبیده شد، پس ادامه‌ی هیچ‌یک از فعالیت‌های گفته شده ممکن نبود (۴). «عالمی دیگر لازم بود و البته از نو آدمی» برای همین شاید یکی از اولین جشنواره‌هایی که نامش پس از انقلاب به گوش می‌خورد (یا اولین فعالیت‌هایی که می‌توان آن را جشنواره نامید)، عنوان «موسیقی خلق‌های جهان» (۵)(۶) یا چیزی شبیه به این را بر خود دارد. طبیعی است که در دوره‌ی تحولات سریع سیاسی و ایئولوژیک حتا نام یک فعالیت موسیقایی نیز نشانی از فضای اجتماعی اطراف خود داشته باشد.
ویلنسل (X)

ویلنسل (X)

بسیاری از ویولنسل نوازان ریزاندام نواخن با ویولنسل هفت هشتم را ترجیح می دهند، چون با این ساز کشیدگی پنجه در پوزیسون های بالای دسته دشواری کمتری برایشان می آفریند. به ندرت ویولنسل هایی بزرگتر از چهار چهارم هم وجود دارد. نوازنده هایی که دستهایی با بزرگی نامعمول دارند، ممکن است ویولنسلی را بنوازند که کمی از full-size بزرگتر باشد.
آیا در آفریقا به اتنوموزیکولوژی نیازمندیم؟ (II)

آیا در آفریقا به اتنوموزیکولوژی نیازمندیم؟ (II)

تردید دارم که آن دسته از آفریقایی ها که خود را اتنوموزیکولوژیست می نامند عمیقاً با عواقب چنین امری آشنایی داشته باشند. در ادامه دلایل نامناسب بودن اتنوموزیکولوژی را برای مطالعات موسیقی در آفریقا بیان می کنم.
گیدیون بروک، فاگوت نواز بزرگ انگلیس (I)

گیدیون بروک، فاگوت نواز بزرگ انگلیس (I)

گیدیون بروک (Gwydion Brooke) باسونیست برجسته و نوازنده ارکستر فیلارمونیک سلطنتی و ارکستر فیلارمونیک بود. گیدیون بروک در طول عمر حرفه ای ۵۰ ساله خود به عنوان تکنواز و نوازنده مجلسی مقاضیان فراوانی داشت. او یکی از اعضای «خانواده سلطنتی» ارکستر فیلارمونیای سلطنتی سر توماس بیچام بود و پس از آن نیز باسون نواز اصلی ارکستر فیلارمونیک شد.