گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

اقیانوسی بنام باخ (I)

از آنجائیکه باخ در مقایسه با آهنگسازان هم عصر خود میل شدیدتری به موسیقی داشت و پیروی از سبک او نگرش عمیق تری از حد معمول را طلب می کرد، همگان قادر به بهره جویی از اقیانوس بیکران هنرش نبودند. شاید یکی از دلایلی که او را از دیگر آهنگسازان متمایز نموده این نکته است که هیچ یک از آثارش سطحی نیستند.

آیا باخ بزرگترین آهنگساز جهان است؟
برای اغلب هنرجویان موسیقی اثبات این موضوع که یوهان سباستین باخ بزرگترین آهنگساز تاریخ موسیقی است، همواره جذاب بوده و هرگز خالی از لطف نخواهد بود. با این وجود حتی اگر نخواهیم به مباحث تاریخی و مقایسه آثار و فعالیت آهنگسازان و موسیقی دانان به دقت بپردازیم، باید اذعان کنیم که اگر یوهان سباستین باخ بزرگترین آهنگساز تاریخ موسیقی نباشد، در زمره بهترین هاست و اگر توجه داشته باشیم که معیار ارزیابی یک هنرمند از دیدگاههای متفاوت، از جمله میزان تاثیرگذاری او بر دیگر شخصیت های موسیقی ملاک مقایسه باشد دیگر هیچ شکی باقی نمی ماند که او بزرگترین آهنگساز جهان است.

تاثیر گذاری بر دیگران
بهتر است بحث را با موضوع تاثیر باخ بر آهنگسازان و آثار آنان آغاز نماییم، اگر بخواهیم توانایی باخ را با تعداد آثارش بسنجیم، بدون شک او در زمره پرکارترین آهنگسازان جهان نیست و آهنگسازان هم عصر او هچون جورج فیلیپ تلمن (Georg Philipp Telemann آهنگساز باروک و معاصر باخ) و آنتونیو ویوالدی، آثارشان در مجموع پنج برابر آثار باخ است.

هر چند در بسیاری از موارد ویوالدی را مورد انتقاد قرار داده اند که او بیش از ۴۵۰ کنسرتو نداشته و آنها را با ترکیب بندی های مختلف در دیگر کنسرتوهایش تکرار نموده است. با این تفاسیر زمانی که بحث تاثیر مطرح می شود، هیچ آهنگساز دیگری نتوانسته نقش پرقدرت باخ را در این عرصه ایفا نماید.

اگر اشخاصی این نکته را تکذیب کنند، به احتمال زیاد آنها هرگز تکنیک های باخ را مورد بررسی دقیق قرار نداده و یا پیروی از این تکنیک ها را امری دشوار تلقی نموده اند. به هر ترتیب یوهان سباستین باخ رد پایی طویل و پررنگ در تاریخ آهنگسازی از خود به جای گذارده که تاثیرات مثبت و منفی بسیاری را به همراه داشته است.

هایدن (Haydn) در سنین پیری به منظور دستیابی یک نسخه خطی مس در سی مینور (Mass in B Minor) دچار مشکل شده بود. تقریبا در همان زمان موتسارت جوان، روزی در بازدید از کلیسای سنت توماس (St. Thomas) در شهر لایپزیگ برای اولین بار یکی از موتت های (motet نوعی موسیقی کرال) باخ را شنید و با تعجب بانگ برآورد که “این موسیقی است که می توان از آن چیزی آموخت”.

یوهان سباستین باخ (سمت چپ و پسرانش)
پس از آن موتسارت با شور و اشتیاق فراوان به بررسی و انتشار آثار نوشته شده توسط باخ پرداخت. به همین ترتیب جای هیچ تعجبی وجود ندارد که بتهوون اصطلاح “اقیانوس” را در مورد او به کار برده است.

کلمه Bach در زبان آلمانی به معنای “جوی کوچک” است، بتهوون در مورد این آهنگساز بزرگ کلمه Meer را به کار برده که Meer در زبان آلمانی به معنای اقیانوس است.

فلیکس مندلسون (Mendelssohn) در قرن نوزدهم به احیای مجدد آثار باخ پرداخت و یوهان برامس (Brahms) نیز همواره مشتاقانه در انتظار کارهای جدید از Schumann’s Bach Gesellschaft (انجمن باخ شومان) بود.

تحت تاثیر قرار گرفتن
از آنجائیکه باخ در مقایسه با آهنگسازان هم عصر خود میل شدیدتری به موسیقی داشت و پیروی از سبک او نگرش عمیق تری از حد معمول را طلب می کرد، همگان قادر به بهره جویی از اقیانوس بیکران هنرش نبودند. شاید یکی از دلایلی که او را از دیگر آهنگسازان متمایز نموده این نکته است که هیچ یک از آثارش سطحی نیستند.

در سال ۱۸۰۲ یوهان نیکولاس فورکل (Johann Nikolaus Forkel موسیقی دان آلمانی) در مورد باخ نوشت:

“باخ به کارهای Couperin (خانواده ای که قرنها دست اندر کار موسیقی – بخصوص فرانسه – بودند) اشراف کامل دارد و آثار آنها را همچون دیگر آهنگسازان هارپسیکورد فرانسوی هم عصرش ارزش می نهد؛ زیرا نکات بسیاری در رابطه با تکنیک های کیبورد از آنان آموخته است. ”

آثار باخ مجموعه ای از سبک های مختلفی است که عموما در آثار هم عصرانش به چشم می خورد، در حقیقت موسیقی او ارتباط نامحدودی با مخاطبان، سنت ها و چهارچوب های زمان خودش برقرار نموده بود؛ باخ تصمیم نداشت از گذشته یا حال بگریزد.

کامیار عباسی

دیدگاه ها ۱۸

  • در جواب دوستان عزیز : اپرا در اوایل قرن هفدهم پا به عرصه موسیقی گذاشته اولین اپرا را در سال ۱۵۹۷ ژاکوپو پری نوشت و از اون معروف تر مونتوردی هست که در سال ۱۶۰۷ اپرای معروف اورفئو رو در سال ۱۶۰۷ نوشت. اینها در حالی هستند که باخ تازه در سال ۱۶۸۵ بدنیا آمد!

  • باوجود اینکه باخ در پرونده کاری خودش هیچ اپرایی رو برجای نگذاشته، اما از تکنیکهای نوشتن اپرا در کارهایش بخصوص کارهای مذهبی استفاده کرده بطوری که برخی این قسم کارهای او را شبه اپرا یا psedo opera می نامند (به مجموعه های cantatas و passions دقت کنید). همینطور باید اشاره کرد که معدود اپراهای زمان باروک موفق بودند و تکنیک های جدی موسیقی دراماتیک در زمان کلاسیک به اوج خودش رسید. عده ای از تاریخ نویسان موسیقی نیز معتقدند که اعتقادات مذهبی از جمله عواملی بوده که مانع از این شده تا باخ اپرا تهیه کنه و در نهایت نکته بسیار مهم این بوده باخ در زمان زندگی شهرت و پول چندانی نداشته که بتونه هزینه های سنگین اجرای اپرا رو تقبل کنه این را هم در نظر بگیرید که موسیقی او بسیار سنگین بوده و سخت می تونسته دیگران را متقاعد به هزینه کردن برای اجرای اپراهای احتمالی را بکنه. در هرصورت راجع به این موضوع میشه زیاد مطلب نوشت که حتما به زودی در سایت آورده خواهد شد.

  • من شنیدم باخ اولین کسی بوده که سیستم کوک کردن پیانو به روش Equal Tuning را متداول کرده و قبل از او پیانوها به روش Just Tuning کوک می شدند. این مطلب حقیقت داره؟

  • اولا در زمان باخ هنوز پیانو معول نبود ، که باخ بخواد کوکش بکنه. شاید منظورت ارگ باشه .بعدش هم باخ نه تنها نحوه کوک کردن ارگ رو تغییر داد، بلکه ساخت ارگ و نحوه اجرا رو هم تغییر داد.
    نکتهای هم در مورد اپرا ننوشتنش:
    باخ هر کی که بود، به هر حال یک خدمتکار محسوب میشد، و تنها مجبور بود کار هایی که به او سفارش داده می شد بنویسه، این سفارشات آنقدر زاد بود که دیگه وقتی برای نوشتن اپرا باقی نمی ذاشت.البته باید گفت که باخ به هر حال از نوشتن همچین اثر سترگ و پر کار و نو می ترسید.

  • با سلام و ضمن تشکر از مطلبتون که مثل همیشه مفید و جذاب بود. سوالی از دوستان داشتم و اون اینکه آیا باخ احتمالا اثری به اسم شوالیه داره؟ احتمالا یک کنسرتو به این اسم؟ خوشحال میشم راهنماییم کنید.

    ممنون از لطف و توجهتون

  • واقعا محشر بود. باخ ریاضیدان موسیقی هم بود. شما در این مورد چیزی ننوشته بودید. او اعداد گنگ را به موسیقی آورد و پرده بندی های زیادی ایجاد کرد که متاسفانه نام او محجور مانده. ای کاش الان باخ بود و می توانست برای این مردم شهر نشین گوشه ای خدا را به صورت اصوات موسیقی به مردم الهام کند. به راستی که او پیامبر موسیقی بود

  • باخ….باخ…
    من تقریبا فقط موسقی کلاسیک گوش می دم و طبیعتا خیلی از آثار موسیقی دانهایی چون بتهوون , موزارت , شوپن , چایکوسکی , برهامس و …. رو واقعا بی نظیر می دونم.
    ولی نمی دونم چرا وقتی به باخ گوش میدم انگار همه چیز کامله, به هیچ وجه قابل مقایسه نیست.
    من میگم باخ نه اقیانوسه و نه پیامبر ,
    باخ خوده بهشته, یه دنیای دیگست.

بیشتر بحث شده است