چکناوریان از عروج تا افول (II)

یکی از صفحه های چکناوریان با کمپانی RCA
یکی از صفحه های چکناوریان با کمپانی RCA
یکی دیگر از آثاری که در آن سالها توسط چکناوریان خلق شد، باله «سیمرغ» بود که با همکاری گروه فرامرز پایور به اجرا رسید. موسیقی این باله با اینکه مانند موسیقی دستگاهی ایرانی نیست ولی فضایی اسطوره ای و افسانه ای دارد، چکناوریان در این اثر به خوبی توانسته با سازهای ایرانی به خلق این فضا بپردازد.

فرامرز پایور به غیر از این باله، در اثری دیگر هم با چکناوریان همکاری داشته که در مجموعه ای برای موسیقی فیلم بوده است.

audio file قسمتی از باله سیمرغ با اجرای گروه پایور

لازم به ذکر است که چکناوریان برای بیش از ۴۵ فیلم موسیقی ساخته است. سال ۱۹۸۵ تا ۱۹۹۸ چکناوریان به آمریکا میرود و در نیویورک ساکن میشود.

او در این سالها به خلق سه سمفونی شماره ۳ و ۴و ۵ خود میپردازد و غیر از این یک کنسرتو برای بی پا (ساز ژاپنی) و یک کنسرتو ویلنسل و یک کنسرتو گیتار مینویسد که تم های کنسرتو ویولونسل او و کنسرتو گیتار او یکی است.

جالب اینجاست که با اینکه (برخلاف کنسرتو ویولنسل او) این تمها چندان روی گیتار جالب و چشمگیر در نیامده است، اولین اجرای آن توسط په په رومرو نوازندگی شده که باز نشاندهنده اعتبار و شهرت این چهره موسیقی است!

audio file قسمتی از کنسرتو ویولونسل چکناواریان که از آن با نام “راپسودی ارمنی برای ویلنسل” نیز یاد میشود

۱۹۸۹ تا ۲۰۰۰ دوره مدیر هنری و رهبری ارکستر فیلارمونیک ارمنستان توسط چکناوریان است که اگر شنونده آثارش باشید حتما شاهد توانایی های این ارکستر مخصوصا در ضبط های زنده بوده اید.

audio file به قسمتی از اجرای زنده این ارکستر به آهنگسازی و رهبری چکناواریان توجه کنید؛ در این اثر تاثیر موسیقی خاچاتوریان بر این آهنگساز را میتوان حس کرد

چکناوریان در این سالها کنسرت های زیادی در سراسر دنیا به اجرا می گذارد که موفقیت و شهرت روز افزون او را به همراه دارد؛ چکناوریان موفق به کسب هدیه ای از ساز و لوازم ضبط موسیقی به مبلغ پانصد هزار دلار از دولت ژاپن میشود!

Loris Tjeknavorian
یکی از CD های چکناوریان با کمپانی RCA
ضبط صفحات رسمی دویستمین سالمرگ موتزارت و صدمین سالمرگ اشتراوس به سفارش شبکه تلویزیونی ORF اتریش و نیز ساخت فیلم مستندی از زندگی و فعالیت های هنری-اجتماعی او، توسط همین شبکه از موفقیت های وی در این سالهاست.

چکناوریان در سال ۲۰۰۰ به ایران آمد…
روزنامه ها و مجلات از او و سابقه فعالیتش گفتند…
نوشتند که موسیقیدانی ایرانی به جز او نبوده که این تنوع را در چاپ آثارش توسط کمپانی های معتبر جهانی مانند RCA,EMI,Philips,ORF و … داشته باشد؛ بهترین ارکسترهای جهان بارها به رهبری او به روی صحنه رفته اند، اولین سازنده موسیقی فیلم (به شکل مدرن آن) چکناوریان است و …

Loris Tjeknavorian
یکی از صفحه های چکناوریان با کمپانی EMI
چکناوریان به ایران آمد با کنسرت های چند شبه و تبلیغات وسیع به صورتی که در پیش از انقلاب شاهد آن بودیم؛ سالن های بزرگی مانند میلاد و تالار وحدت، شبهای زیادی شاهد کنسرت های چکناوریان بود.

audio file یکی از والس های چکناواریان که بارها در ایران به اجرا درآمد

اولین کنسرت ایران چکناوریان، پس از سالها دوری، اجرای اپرای «رستم و سهراب» بود که با وجود اینکه اصلا موسیقی ایرانی پسندی نبود ( حتی سولیست های آواز آن هم به جز دریا دادور- سوپرانوی خوب ایرانی مقیم فرانسه- هیچ کدام ایرانی نبودند) با انبوه تماشاگرانی که در انتظار دیدن این کنسرت پر هزینه بودند مواجه شد!

یکی از نکته هایی که توجه نگارنده را همیشه معطوف خود داشته است، انتخاب این اثر از چکناوریان، برای معرفی خود است؛ چراکه چکناوریان همیشه قصد جلب رضایت بینندگان-مخصوصا بینندگان عامی- را داشته است.

Loris Tjeknavorian
یکی از CDهای انتشارات NAXOS که در
آن از موسیقی چکناوریان استفاده شده
چکناوریان این کنسرت را با ارکستر فیلارمونیک ارمنستان و گروه کر آن، به همراه نوازندگان بادی ارکستر سمفونیک وین (آنطور که جراید اعلام کردند) چندین شب به اجرا گذاشت و اجرای این اثر، که به گفته چکناوریان ۲۵ سال خلق آن طول کشیده بود، بارها در ایران به روی صحنه رفت.

از همین سال بود که ارتباط چکناوریان با مسٔولین وزارت ارشاد قوی شد و باعث شد که تقریبا هر وقت اراده کند پروژه ای را با همکاری آنها به اجرا گذارد. یکی از این پروژه ها فستیوال های مختلفی بود که به مدت چند شب با ارکستر زهی رودکی (که تشکیل شده بود از مایستر و چندین نوازنده زهی ارکستر فیلارمونیک ارمنستان) به اجرا گذاشته میشد.

در این کنسرت ها چکناوریان، گاهی آثاری از آهنگسازان ایرانی همدوره خودش به اجرا می گذاشت ولی این فستیوال ها کم کم جدیت خود را میان اهالی موسیقی از دست داد، تکرار شوخی های چکنواریان در ارکستر، از حالت تنوعی در اجرا های کلاسیک، به جایی انجامید که اهل موسیقی کم کم حاضر نبودند در این کنسرت ها حاضر شوند چراکه سالن های موسیقی به محلی برای خوش گذرانی و خنده تبدیل شده بود.

دیگر از گلزانوف و سیبلیوس و … آثاری که از چکناوریان و RCA شنیده بودیم هم خبری نبود، موسیقی ها از والس های اشتراوس شروع و به موسیقی فیلم های اکشن با سوت و کف و خنده حضار ختم میشد!

23 دیدگاه

  • سهيل
    ارسال شده در فروردین ۱۸, ۱۳۸۶ در ۱۱:۵۰ ق.ظ

    بعد از مرگ موسیقی راک دهه ۷۰ و کم رنگ شدن نقش “تفکر” و “اندیشه” در خلق موسیقی تا جائی که امروز موسیقی عامه پسند به درجه ای از ابتذال کشیده شده که حتی نمیتوان نام “موسیقی” را بر آن گذاشت، حالا باید از تلاشهای چکناواریان نیز ممنون باشیم که سعی میکند موسیقی کلاسیک را هم به ابتذال بکشد.

  • piaz
    ارسال شده در فروردین ۱۸, ۱۳۸۶ در ۴:۵۴ ب.ظ

    har honarmandi be har hal ye dore oft mikone va ye dore oj migire,hamin john william ye zamani rafte bud guitare electric mizad ,har chi bashe aghaye cheknovarian yeki az bozorgtarin honarmadaye iran hast hame ham in mozu ro khub midunan

  • Hooman Khalatbari
    ارسال شده در فروردین ۱۹, ۱۳۸۶ در ۳:۱۲ ب.ظ

    baa salaam be shomaa: maqaale ye besiaar jaalebi bud. harf va goftani besiaar hast vali mixaastam yaad-aavari konam ke avvalin konsert aaqaa ye Tscheknavarian dar Iran bad az saal-haa , baa opera ye Rostam Sohrab nabud ! balke saalhaa qabl az in ejraa ( baa xaanum e Daadvar) ishun baa be Orchester Armanestaan be Iran aamadand ke hamzamaan bud baa avalin Saalgard marge aaqaa ye Heshmate Sanjari .ishun dar in ejraa Symphoni e 2 Khachaturian , Rhapsody baraa ye Piano va Orch bar ruye Themi az Paganini , asare Rachmaninov Suite Rangarange xode aaqaa ye Sanjari va besiaari kaar haaye dige bud.ke in konsert avalin ejraaye yek orkestre xaareji , bad az enqelaab dar taalaar e Rudaki ye Tehran bud.ham zamaan baa hamin ejraahaa. aaqaaye Fereydune Naseri ham baa in Orchestre qataaii az musiqidaan haaye Irani va Sym 9 Dvorak raa dar Taalaar va Farhang saraa ye Bahman Ejraa kardand baa tashaakkor.

  • babak
    ارسال شده در فروردین ۱۹, ۱۳۸۶ در ۴:۴۸ ب.ظ

    salam
    [email protected] qaziye in ast ke chaknavarian yek armanist ta yek irani
    qat an barnamaeye khod dar iran ra ba [email protected] 2mbal nemikonad!!!!!

  • Arash motreb
    ارسال شده در فروردین ۱۹, ۱۳۸۶ در ۶:۳۵ ب.ظ

    agha dashoma dard nakone

  • ارسال شده در فروردین ۲۴, ۱۳۸۶ در ۱۲:۰۸ ق.ظ

    آقای سهیل بسیار متاسفم که شما موسیقی کلاسیک را نمیشناسید و در این رابطه و درباره این استاد سرشناس به راحتی و بدون معلومات نظرات موسیقیاقی خود را ابراز میکنید در ضمن موسیقی عامه پسند همش مبتذل است و اشخاصی مثل شما رسوبات سبک کلاسیک هستند

  • ارسال شده در فروردین ۲۴, ۱۳۸۶ در ۱۲:۳۴ ق.ظ

    ma ta be ki bayad shaheed adamhay mesle agay sohil bashim .ke gadr hich chizz ro nemidonan……………….bisavad

  • ارسال شده در فروردین ۲۴, ۱۳۸۶ در ۱۲:۳۹ ق.ظ

    agay sohil khiliiiii nazaratetoon killi eshtabehe .be shoma toosye mikonam bishtar music beshnavid. va musicianhay keshvaremono beshnasid

  • ارسال شده در فروردین ۲۴, ۱۳۸۶ در ۱۲:۴۷ ق.ظ

    mr soheil besiyar motasefam ke clasical music ra ndaneste va nashnakhteed va be in rahati dar bareye mr tjkenavarian nazar midahid.shoma rosobatr music classic hastid.

  • سهيل
    ارسال شده در فروردین ۲۴, ۱۳۸۶ در ۱۰:۵۹ ب.ظ

    خانم یا آقای عزیز، من بر اساس شناختی که از چکناواریان دارم نظر شخصی خودم رو راجع به “استاد سرشناس” شما نوشتم. شما هم آزاد هستید بر اساس شناختی که از ایشون دارید نظر خودتون رو بنویسین، اما با توهین کردن به من فقط شخصیت خودتون رو زیر سوال میبرید، اظهار نظر شما در مورد من صرفاً از روی تعصب و احساسات بود، اما اظهار نظر من در مورد چکناواریان بر اساس شناختی بود که من از ایشان دارم.
    این استاد سرشناس شما حاضر است برای شاد کردن و خنداندن عامه مردم در جشنواره موسیقی فجر، شأن و جایگاه رهبری ارکستر را در حد یک دلقک پائین بیاورد و به تمسخر بگیرد، حتی در حین اجرای اثر بزرگی مثل سمفونی ۹ بتهوون!
    به هر حال وقت من با ارزشتر از این است که بیشتر از این در مورد چکناواریان با کسی بحث کنم. از اظهار نظر و توصیه شما هم در مورد خودم ممنونم، سعی میکنم فرصت بیشتری را برای گوش کردن موسیقی اختصاص دهم چون ارزش موسیقی را خوب میدانم.

  • ارسال شده در فروردین ۲۴, ۱۳۸۶ در ۱۱:۴۳ ب.ظ

    ehtemalan in khanoome “maryam” khode “loris tjeknavorian” hastand ke ba esme mosta’ar hameja az khodesh defa’ mikone. tooye maghaleye ghabli ham hamin khanoom hame ro be bisavad boodan va goosh nakardane be music va nadashtane shenakht az music motaham karde!

  • ارسال شده در فروردین ۲۵, ۱۳۸۶ در ۱:۲۱ ق.ظ

    nokteye jalebi ham hast ke shayad shoma deghat nakardin:
    ham aghaye “erfan” va ham khanoome “maryam” hardo linke marboot be esmeshoon ro eshtebahan “harmonictalk” vared kardand bejaye “harmonytalk” man ke fekr mikonam hardoye in esmha marboot be yek nafar bashan, heyfe in website ke hamchin adamhai toosh comment midan va taze be baghiye ham bi ehterami mikonan.

  • Hunter
    ارسال شده در فروردین ۲۵, ۱۳۸۶ در ۶:۰۶ ب.ظ

    با سلام
    از همه شما خواهش میکنم که بجای بحثهای معتصبانه، دفاع از شخصیتهای مورد علاقه خود و همچنین تهاجم به کسانی که کار آنها را دوست ندارید، فقط کارهای خود را عرضه کنید. حتی لازم نیست راجع به کارهای خود هم توضیح بدهید. هرآنچه که خوب باشد، حتما میماند. ما هیچکدام در جایگاهی نیستیم که بتوانیم یکدیگر و دیگران را قضاوت کنیم. ما فقط میتوانیم نظرات و علایق خود را برای خود نگه داریم و ابراز آنها فقط خوشایند خودمان است، مطمئنا بسیاری افراد از اطهارنظرهای ما خواهند رنجید. در ضمن لطفا بیشتر رعایت ادب و احترام یکدیگر را بکنیم. ما باید پاسدار هنر موسیقی باشیم، نه مخرب آن.

  • يه نفر
    ارسال شده در فروردین ۲۹, ۱۳۸۶ در ۱۰:۴۵ ق.ظ

    آقای منتقد،در هر زمینه ای نقد لازمه رشد و پیشرفته،ولی متلک نه!مسلماآقای چکناواریان هم ضعفهائی در کار خود داشته و حتی عنوان مقاله فوق هم همین موضوع رو میرسونه(ازعروج تا افول)اما،بهتره آدمهائی که به نقد میپردازن،حداقل در اون زمینه کار قابل قبولی ارائه کرده باشند،(خوشحال میشم با آثار شما آشنا بشم)
    با کوچک کردن دیگران هرگز بزرگ نمیشیم

  • ارسال شده در فروردین ۲۹, ۱۳۸۶ در ۴:۵۹ ب.ظ

    سلام دوست من فکر میکنم در مورد تعریف نقد و منتقد دچار اشتباه شدید! یک مثال میزنم که کوتاه و مختصر منظور بنده را متوجه شوید؛ شما در فیلمی می بینید که قرار است یک هنرپیشه در حالت خشمگین وارد صحنه شود ولی آن هنرپیشه توانایی نشان دادن این حالت را در صورتش ندارد، شما میگویید چهره این هنرپیشه اصلا عصبانی نیست! خیلی دور از منطق است که کسی به شما بگوید”تو چون هنرپیشه نیستی نمیتوانی در این مورد اظهار نظر کنی!” اولا آزادی اظهار نظر برای همه وجود دارد، چه متخصص چه غیر متخصص (چراکه غیر متخصص ها هم گاهی نکته هایی میبینند که سالها متخصص ها نمیدیدند) ثانیا” شما توانایی هنرپیشه شدن ندارید (یا شاید هم داشته باشید) دلیلی ندارد که زندگی هم نکرده باشید و یک رفتار ساده را تشخیص ندهید! یا مثلا شما یک تلویزیون می خرید که کار نمیکند، وقتی به صاحب مغازه اعتراض میکنید بگوید شما مهندس الکترونیک هستید که از این دستگاه اشکال میگیرید؟! البته غیر از این نقد میتواند مثبت هم باشد، در واقع وقتی اثری را مورد نقد قرار میدهیم از زوایای مختلف به آنالیز آن میپردازیم…

  • ارسال شده در فروردین ۲۹, ۱۳۸۶ در ۱۱:۲۰ ب.ظ

    mr sohil .man dar tozihati ke dadam hich goonae ..tohini nakardam.mitonid dobare motalee

    konid.ama dar mored mr tjonevarian ke motaham be dalgaki shodand.mitavanam toose konam ke assari az herbert von karajan ra bebinid.va motvajeh shavid ke nabayad chennin lagabi ra be in oostad bozorg dad.dar morde shkhsi ham ke fkr mikonan man mr tjonovarian hastam bayad begoyam sakht dar eshtebahand man az shagerdan ishan hastam.va hoonar ishan ra misetayam.dar zemn magar shahkar music mozart ensani ba energi va khandan va….naboodeh?.omidvaram manzore hagig man ra motvage shavid.

  • ارسال شده در فروردین ۲۹, ۱۳۸۶ در ۱۱:۲۲ ب.ظ

    mr. alireza nazaeatetoon engadr kodakanast ke niazi be toozih nembinam.

  • ارسال شده در فروردین ۳۰, ۱۳۸۶ در ۱۲:۰۳ ق.ظ

    dar morede symphony n 9 az beethoven ba ejray agay rahbari va tjkonavarian lazem midam arz konam.ke agar kami degat konim motvajeh mishavim inan musigi ra faray note&partitoor mishenavand inan eshg ra musigi ra az omge goshhay hamishe shenava tar beethoven migirand.va ma shenavandegan baste be darke khod faryad ode to freedom .ludwing van beethoven ra mishenavim.

  • یک آشنا...
    ارسال شده در اردیبهشت ۱, ۱۳۸۶ در ۵:۳۹ ب.ظ

    با تایید نظر “یه نفر”:
    آقای سجاد در مقوله هنر ، نظر دادن و تخصص کافی در اون زمینه خاص مورد نقد رو نداشتن چه ربطی به مثالهای ساده و واضحی که شما در قسمت نظرات ،بی ربط زده اید دارد؟؟!!!
    همیشه در دنیای هنرمندان طراز اول عروج و افول وجود دارد اما هیچوقت مطلق نیست!
    یه هنرمند ممکنست چندین کار عالی در طی چندین سال کرده باشد و کاملا در بین اهل هنر واقعی ،شناس باشد و به عنوان یه هنرمند سطح بالا شناخته شده باشد…حالا در کنار همه اینها ممکنست چند کار خیلی خوب هم نداشته باشد …شما آینده را پیشگویی می کنید که چکناواریان را در مسیر افول می بینید؟!
    اصلا این عنوان نقد شما :چکناواریان از عروج تا افول به نظرم کاملا برای نقد غلط و نابجا ست!شما نمی توانید دوران عروج و افول را برای هنرمندی در نظر بگیرید که هنوز زنده ست و ممکن است در آینده کارهای بسیار درخشانی را ارائه دهد!
    اگر هم به رحمت خدا رفته بود باز هم می توانستید همه کارهاش را نادیده گرفته و در پایان به افولش برسید!!!این بر میگردد به همان چندین کار درخشان در کنار چند کار معدود نه چندان درخشان و نمی توان به اینصورت تقسیم بندی گردد!
    در ضمن کنسرت ایشان با جناب ناظری هم آنطور که شما نوشته اید جزء کارهای نامطلوب ایشان نیست!
    در پایان :چه بهتر اینکه منصف تر و آگاهانه تر (با سنجش تمام جوانب) نقد کنیم…

  • ارسال شده در اردیبهشت ۲, ۱۳۸۶ در ۳:۳۱ ب.ظ

    دوست عزیز آشنا! دقیقا همان اندازه که شما کار با تلویزیون را میدانید و از شرکت تلوزیون ساز انتظار دستگاه سالم و خوب را دارید در موسیقی هم میتوانید از صاحب اثر انتظار اثر خوب و جذاب را داشته باشید. البته در این نوشته من، صحبتی از آنالیز آثار ایشان نبود که جای این بحث شما باشد بیشتر صحبت حول و حوش فشفه دست گرفتن و عوام فریبی و … میگشت! پس یا شما مطلب را نخواندید یا به قدری دوست دار آقای چکناوریان هستید که میخواهید بدون هیچ منظقی از ایشان دفاع کنید و برای افرادی که در نقد در مکان ضعف هستند، اکثرا اولین حربه برای ضربه زدن به منتقد، پاک کردن صورت مسئله و بحث بر روی شخص منتقد است که باید خدمت شما عرض کنم که دیگر این حقه قدیمی شده، اگر شما دلیلی برای رد اداعا هایی که در این مقاله آورده شده دارید بفرمایید تا جوابگو باشیم.
    فرمایش شما در مورد اینکه میتواند یک شخص زنده بارها عروج و افول داشته باشد صحیح است ولی بنده در چند سال اخیر فقط افول دیدم در کار این هنرمند! اگر عروجی هم دیده شد، مایه خرسندی است، باز مینویسم!
    ضمنا علاقه من به این استاد موسیقی اگر بیشتر از شما نباشد مطمئن باشید که کمتر نیست، فکر میکنم اطلاعات، تصاویر و موسیقی هایی که در این مقاله ها دیدید این علاقه و پیگیری به کار این هنرمند را نشان میداد، فقط برای پیدا کردن همین تصویر صفحه اتلو، من ۱۲ ساعت در اینترنت گشتم و سالهاست که پی گیر آثار و فعالیت های ایشان هستم ولی این برای من دردناک است که هنرمندی مانند ایشان در راه اعتلای موسیقی این کشور از توان خود استفاده نمیکند.

  • jeffery
    ارسال شده در بهمن ۲۳, ۱۳۸۸ در ۱۰:۱۷ ق.ظ

    واقعاً تعجّب می کنم از اینکه این قدر راجع به خوبی یا بدی یک فرد (آن هم در حوزه موسیقی)و نه آثارش ،حساسیت به خرج می دهید . به چکناواریان خرده می گیرید که چرا سعی در جذب مخاطب عام دارد ؟ میشه بفرمایید چکار کند؟ حتماً باید سمفونی شماره۴و۵ بتهوون را اجرا کند که او را هنرمند بزرگ بدانید؟ اصلاً مگر در ایران چند نفر در حدّ و اندازه او هستند؟ منتظریم تا کارهای فاخر و تکان دهنده حضرات را ببینیم؟!!!!!!

  • علیرضا امینی
    ارسال شده در مرداد ۲۳, ۱۳۸۹ در ۳:۳۵ ب.ظ

    دوستان خوب
    آخر مگر در این کشور چند نفر مانند چکناواریان داریم که اینقدر در انتقاد و ایرادهای بنی اسرائیلی از او گوی رقابت را از هم می ربائیم؟
    قدری تامل کنیم…
    آیا شوخی او در اجرای برنامه اش چیزی از فخامت و بزرگی آثارش کم می کند؟

  • sahar.p
    ارسال شده در مهر ۱۳, ۱۳۹۰ در ۹:۱۶ ب.ظ

    az in ke ba in hame etelaat va elm va goshe khob to mosighi darmorede shakhsiyate afrad sohbat mikonid aslan khoshayand nist

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مغالطات ایرانی – اجرای جهانی

یکی از مهمترین معیارهای سنجش کیفیت یک اثر موسیقایی در فضای موسیقی کلاسیک، اجرای چندین باره یک اثر توسط گروه ها و ارکستر های مختلف در اعصار مختلف است. این اعتقاد در بعضی از جوامع مثل کشور ما چنان همه گیر و جا افتاده شده است که به عنوان تنها معیار سنجش کیفیت یک اثر موسیقی کلاسیک به حساب می آید.

تور اروپایی کر فلوت تهران منتشر می شود

کر فلوت تهران (TCF) به سرپرستی فیروزه نوائی و رهبری سعید تقدسی مجموعه کنسرت هایی را در شهرهای زوریخ، فلدکیرش، گراتس و وین در روزهای ۲۳ تا ۲۸ مارچ به روی صحنه بردند و همچنین قرار است سی دی این کنسرت به زودی به انتشار برسد. فیروزه نوایی سرپرست کر فلوت تهران درباره این برنامه می گوید: فراهم کردن مقدمات برگزاری تور اروپاییِ کر فلوت تهران شش ماه طول کشید و ما در ماه مارچ وارد اروپا شدیم و ۱۲ روز در اروپا بودیم و در شهرهای زوریخ، فیلدکیرش، گراتس و وین به روی صحنه رفتیم. گرفتن ویزا و دعوت نامه ها هر کدام مشکلات زیادی داشت ولی به نتیجه رسید و اعضای کر در ۲۹ اسفند به اروپا آمدند و عید را اینجا جشن گرفتیم و تمرینات را شروع کردیم. در این کنسرت ها پیام تقدسی و کیان سلطانی با ویولنسل و نینا کلینار با ساکسوفن همگی یک کنسرتو از ویوالدی را در هر کنسرت اجرا کردند. در شب آخر نیز رضا ناژفر به عنوان سولیست کر فلوت را همراهی کرد. در یکی از شب ها نصیر حیدریان راستی رهبر ایران و استاد دانشگاه گراتس اتریش به صورت افتخاری بخشی از کنسرت را رهبری کرد.

از روزهای گذشته…

جیمز لوین، احیا کننده متروپولیتن (II)

جیمز لوین، احیا کننده متروپولیتن (II)

اولین رهبری جیمز لوین در ارکستر سمفونیک بوستون در آوریل ۱۹۷۲ بود. او در سال ۲۰۰۱ به عنوان مدیر موسیقی آنجا منصوب شد و قراردادی پنج ساله با وی بستند. بدین ترتیب اولین رهبر با اصلیت آمریکایی بود که مدیریت این ارکستر را عهده دار شد. در حال حاضر، لوین زمانش را بین دو شهر بوستون و نیویورک تقسیم می کند.
مصائب اجرای دوباره (II)

مصائب اجرای دوباره (II)

متاسفانه هنوز هم تنها اجرای در دسترس عموم همان اجرای استودیویی قدیمی است. هر چند در سال‌های گذشته ارکستر استراسبورگ به رهبری «ایرج صهبایی» و تکنوازی «شهاب فیاض» (در فرانسه)، ارکستر زهی پارسیان با تکنوازی «پاشا هنجنی»، کوارتتی از پروژه‌ی «راه ابریشم»(؟) با تکنوازی «سیامک جهانگیری»، ارکستری لهستانی با تکنوازی «رسولی» و اخیرا هم بخش زهی ارکستر ناسیونال اوکراین به رهبری «ولادیمیر سیرنکو» و تکنوازی پاشا هنجنی؛ این اثر مجددا اجرا کرده‌اند اما حاصل کار آن‌ها تاکنون منتشر نشده است.
شاکن باخ

شاکن باخ

سرآغازی با شکوه ، پدیدآورنده اثری است جاودانه. در لحظات نخستین شروع موسیقی با به تحریر درآمدن آکوردهای اوج گیرنده، وارستگی روح آهنگسازی را شاهدیم که در قالب مفهوم موسیقی و با بهره گیری از سازی تنها و مسحورکننده به نام ویولن بدیع ترین زیبایی ها را می آفریند.
گزارش جلسه دوازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه دوازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گذشته از پیوند دادن نتایج پژوهش‌های تجربی روان‌شناسی مدرن با نقد هنری آنچه بیشتر به‌عنوان نقد روان‌شناسانه (به‌ویژه در ادبیات) شهرت دارد برآمده از به‌کارگیری روان‌کاوی و روش‌ها و دست‌آوردهای آن در نقد ادبی سده‌ی گذشته است. اما پیش از پرداختن به نقد روان‌کاوانه‌ی موسیقی ناگزیر باید ببینیم رابطه‌ی روان‌کاوی و موسیقی چگونه است یا می‌تواند باشد. امروزه روان‌کاوی موسیقی حوزه‌های مطالعات مختص خود دارد و دیگر لازم نیست با مشابهت‌یابی زمینه‌هایی در ادبیات، آن را تاسیس کنیم:
ظهور موفقیت آمیز

ظهور موفقیت آمیز

کوهن قراردادی با کمپانی کلمبیا رکوردز (Columbia Records) قراردادی امضا کرد و اولین آلبوم خود را در اوایل سال ۱۹۶۸، به نام “The Songs of Leonard Cohen” منتشر کرد. این آلبوم علی رغم کیفیت تولید نه چندان عالی و اشعار غمگینانه اش، یا شاید درست به همین دلیل، یک موفقیت آنی بود و به سرعت جای این شاعر/ خواننده نوظهور را در موسیقی فولک مستحکم کرد.
موسیقی مفهومی را بهتر بشناسیم

موسیقی مفهومی را بهتر بشناسیم

موسیقی مفهومی (Concrete Music) همراه با تلاش‌های پی‌گیر آهنگ‌سازان موسیقی الکترونیک در طول دهه۵۰ میلادی به‌وجود آمد. این موسیقی به‌واسطه ابتکارات پیر شافر (Pierre Schaeffer) در ادامه فعالیت‌های روسولو (Russolo) تکمیل و به‌نام شافر ثبت شده است.
مارک مینکووسکی رهبر فرانسوی اپرا (II)

مارک مینکووسکی رهبر فرانسوی اپرا (II)

مارک مینکووسکی در پائیز ۲۰۰۶ به همراه گروه موسیقیدانان لوور به اروپا سفر کرد، در آنجا دوازده سمفونی لندن از هایدن را اجرا کرد، همچنین با اجرای دو سمفونی آخر موزار (شماره ۴۰ و ۴۱) سفری به آمریکای جنوبی کرد. علاوه بر آثار بتهوون، شوبرت و فلیکس مندلسون و برامس، او خود را وقف آثار آهنگسازان بزرگ فرانسوی نیز کرد همچون؛ برلیوز (Berlioz)، بیزه (Georges Bizet)، شوسن (Chausson)، فرانک (Franck)، دبوسی (Debussy)، فوره (Fauré)، روسل (Roussel)، فرانسیس پولنک (Francis Poulenc)، ژریف (Greif) و لیلی بولانگر (Lili Boulanger).
گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

«محمود توسلیان» نظر مدرس را درباره‌ی «سرگذشت موسیقی ایران» نوشته‌ی «روح‌الله خالقی» جویا شد. وی گفت موضوع این کتاب بیشتر موسیقی‌دانان هستند تا خود موسیقی و چنان که خود خالقی نیز به آن اشاره می‌کند به گونه‌ای داستان مانند نوشته شده تا مردم را جلب خود کند. بنابراین ضمن ارزش بسیار زیاد آن از جهت مکتوب کردن بخشی از تاریخ ما که می‌توانست به سادگی از دست برود، با تاریخ موسیقی به مفهومی که اینجا گفته شد، تفاوت‌هایی دارد.
دیزی گیلیسپی و جز مدرن (II)

دیزی گیلیسپی و جز مدرن (II)

در سال ۱۹۴۵ دیزی گروه بزرگ اکستین را به منظور نواختن در گروههای کوچکتر ترک نمود. این نوع گروهها که معمولا بیش از پنج نوازنده نیستند؛ ترومپت، پیانو، ساکسیفون، باس و درام. بی‌باپ به عنوان اولین سبک مدرن موسیقی جاز شناخته شده، اگرچه این نوع موسیقی در ابتدا محبوب نبوده و به اندازه سبک سوئینگ (swing) در موسیقی جاز مورد توجه قرار نگرفت.
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XIV)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XIV)

این نکات، صرف نظر از مشکلاتی نظیر استاندارد نبودن سازهای ایرانی برای اجراهای اینچنینی است وگرنه سازهای ایرانی برای اجرا به شیوه اصیل خود دچار نواقص فراوان نیستند؛ گرچه می بایست نهادی متولی این امر، در کنار فرهنگستان موسیقی، با سرمایه و بودجه اساسی برای تحقیق و تکمیل سازهای ایرانی به وجود بیاید(منظور ما از تکمیل سازهای ایرانی نه صرفاً برای استانداردسازی به شیوه غربی برای ایجاد ارکسترهای بزگ، بلکه به منظور بهبود کیفیت ساختمان و مواد به کار رفته در این سازها و قیمت گذاری اصولی و… .