چکناوریان از عروج تا افول (III)

آرام خاچاطوریان و لوریس چکناوریان
آرام خاچاطوریان و لوریس چکناوریان
این کنسرتها روزها تکرار شد و گاهی که چکناوریان میخواست تنوعی به این کارها ببخشد، بخاطر حجم بالای کنسرت ها و کارهای متفرقه، به نتیجه جالبی نمیرسید و کارها کم کیفیت و عجولانه به انجام میرسید. نمونه این برنامه ها کنسرت شهرام ناظری با ارکستر چکناوریان بود که با تنظیمی نه چندان کافی، چند قطعه کردی و قطعاتی از خود شهرام ناظری (با تنظیم یک به موسیقیدان ارمنی) به اجرا رسید؛ نمونه دیگر آن هم همان کنسرت ارکستر سمفونیک تهران در جشنواره فجر بود.

این برنامه ها تا به امروز هم کم و بیش ادامه دارد؛ چکناوریان دیگر مانند سابق حاضر به مصاحبه نیست و مخصوصا با روزنامه نگاران منتقد هم که به هیچ وجه صحبت نمیکند! چکناوریان هنوز موسیقیدان مورد علاقه دولت است و همانند گذشته در ایران فعال است.

چکناوریان همان است که در حضور وزیر و مقامات دولتی، کنسرتی با تکخوان زن را به اجرا گذاشت و شبهای متوالی «رستم و سهراب» را با چند خواننده سولیست زن و مرد در حضور مقامات دولتی به صحنه برد و از دست وزیر هم نشان درجه یک هنری را دریافت کرد در حالی که اپرای «مانا و مانی» حسین دهلوی ۳۰ سال است که به دلیل داشتن خواننده زن از اجرای صحنه باز مانده است!

چکناوریان دیگر مخاطبان خود را دارد و تا حد نیاز سالن ها پر میشود؛ روزنامه نگار های موسیقی هم گاهی با بی انصافی و نادیده گرفتن سوابق و توانایی های این موسیقیدان گاه و بی گاه به او می تازند که چرا باید هنرمندانی در این سطح در ایران صاحب سالن های بزرگ باشند ولی دیگران چنین امکاناتی نداشته باشند…!


لوریس چکناوریان و محمدرضا شجریان
چکناوریان در واقع هنرمندی در سطح بالاست، فهرست فعالیت ها، جوایز و شنیدن آثارش بهترین گواه است. چکناوایان آهنگسازی ماهر و کار کشته است (اصولا کسی که بیش از ۵۰ سال از عمر خود را با دیدن پارتیتور های آهنگسازان مختلف و ارزیابی زیر و بم آن برای رهبری طی کرده، درس هایی از آهنگسازان میگیرد که هیچ آهنگسازی در آکادمی ها نمیتواند بیاموزد) در میان آثارش چندین سبک آهنگسازی دیده میشودـ مخصوصا شیوه آهنگسازی خاچاطوریان بیشتر در آثارش مشهود است- او از audio file والس های رمانتیک تا audio file موسیقی آتونال را تجربه کرده و در بین آثارش همیشه نقاط چشمگیری از مهارت او در استفاده از سبکهای مختلف آهنگسازی را میبینیم.

اینجا لازم است به یکی از انتقادهایی که به چکناوریان میشود اشاره شود که آن استفاده از تمها قدیمی و محلی بدون ذکر سابقه این تمها در آثارش است، آهنگهای چکناوریان مملو از این تمهاست و عجیب اینکه در مورد آثار خودش هم این سهل انگاری را انجام میدهد!

مثلا کنسرتی که به نام «شیرین و فرهاد» در تهران اجرا شد و با دکلمه همراهی شد، پیشتر در مجموعه سوییت های عاشقانه او ( آن هم با دو نوع تنظیم!) اجرا شده بود که اینبار برای سومین بار با ارکستر زهی و همراهی پیانو به نامی دیگر به اجرا در آمد!

audio file قسمتی از “سوئیت های عاشقانه” رهبری و آهنگسازی از لوریس چکناوریان

رهبری چکناوریان هم مطابق با آن نسل رهبران مطلوب است، هرچند مانند افرادی مثل فرهاد مشکات، علاقه ای به اجراهای آوانگارد در آن دیده نمیشود ولی باز نسبت به رهبرانی مثل حشمت سنجری رپرتوار گسترده تری دارد که قابل توجه و کارآمد است.


لوریس چکناوریان و شهرام ناظری
اگر امروز دیگر روزنامه نگاران برای چکناوریان تیتر های آنچنانی و تمجید های آنچنانی نمی نویسند، مقصر چکناوریان نیست! بلکه کم اطلاعی و سهل انگاری دولتیان و خود مطبوعاتیان است. روزهایی که چکناوریان اولین برنامه هایش را در تالار وحدت اجرا کرد، چنان نوشتند که گویی ایران هیچ موسیقیدانی به جز چکناوریان ندارد و او این نوازندگان سطح پائین ایرانی را قابل دانسته و چند کنسرت با آنها میدهد؛ به یاد دارم وقتی سمفونی شماره ۷ بتهوون (اگر اشتباه نکرده باشم) با این ارکستر به رهبری چکناوریان به اجرا در آمد، همه نوشتند که ارکستر سمفونیک تهران در خاورمیانه و حتی آسیا رقیب ندارد! البته آن اجرا قوی و قابل توجه بود ولی صدایی که از ارکستر درمی آمد هنوز مانده بود تا به ارکسترهای کشورهای همسایه ما (مخصوصا” کشورهای تجزیه شده از شوروی) برسد.

سونوریته نوازندگان و تکنیکشان، همان بود که قبلا بود، ولی بخاطر تمرین زیاد و دقت چکناوریان اجرا، روان تر و زیباتر شده بود، اما جو ورود چکناوریان به ایران کار خودش را کرده بود و روزنامه نگاران در حال انعکاس اخبار غلط بودند (همین اتفاق زمانی که علی رهبری سمفونی نهم بتهوون را به اجرا گذاشت اتفاق افتاد و در خبرها آمده بود، سخت ترین سمفونی جهان بوسیله ارکستر سمفونیک اجرا شد!)

وقتی چکناوریان، کنسرتو ویولون مندلسون را اجرا میکرد و زمانی که یک والس ساده را به اجرا میگذاشت یا قطعات قدیمی اش را دوباره تنظیم میکرد و با نام جدید به اجرا میگذاشت، هیچ تغییری در نوشته های موسیقی و جریان نقد موسیقی اتفاق نمی افتاد؛ پله پله چکناوریان از اوج به پائین آمد و آب از آب تکان نخورد تا اینکه چکناوریان به جای چوب رهبری با فشفشه روی سن آمد که تازه فهمیدیم مثل اینکه تالار وحدت کارناول شده است! بعد نقدهای منفی شروع شد تا جایی که رسید به بی هنر خواندن این چهره بین المللی موسیقی…

اگر چکناوریان ۱۰۰ کنسرتو پیانو و کوارتت زیبا بنویسد، در ایران برای دولتیان اثر فاخر به حساب نمی آید، پس همین به که این هنرمند از این جماعت درآمد کسب کند و هنر را نزد هنرشناس برد!

9 دیدگاه

  • hami
    ارسال شده در اردیبهشت ۱, ۱۳۸۶ در ۷:۱۸ ب.ظ

    من یک سوالی داشتم . آیا تابحال خود ایشان جواب انتقادات موجود بر کارشان را داده اند؟ آیا بعید نیست شخصی مانند ایشان با این سوابق هنری که ذکر شد چرا به این وضعیت قانع شده است ؟ آیا دلایل ایشان نیز شنیده شده ؟ . اینکه بالاخر متوجه نشدیم این افول از نظر دید هنری کار ایشان بود یا افول ناخواسته محیط کاری ایشان ! بهتر نبود تا واضح تر در این مورد صصحبت میشد ؟ افول یک هنرمند با این سابقه و پشتوانه هنری یعنی چه ؟!

  • سهيل
    ارسال شده در اردیبهشت ۲, ۱۳۸۶ در ۳:۳۵ ق.ظ

    پس چون اگر ۱۰۰ اثر زیبا هم بنویسد برای دولتیان ارزشی ندارد، باید فشفشه دست بگیرد، پانتومیم اجرا کند، شنوندگان را رهبری کند و در جشن پیروزی انقلاب (جشنواره فجر) مردم عامی و دعوت شدگان دولتی را شاد کند و بخنداند که برای دولتیان ارزش داشته باشد؟! اصلاً مگر دوستداران موسیقی و آنهایی که برای شنیدن موسیقی به سالن آمده اند هم اهمیتی دارند؟! و این شد رسالت اصلی یک هنرمند طراز اول ما… “کسب درآمد” به هر روش و طریق ممکن…
    بنده در مورد سوابق، تخصیلات و معلومات چکناوریان تردیدی ندارم اما روشی که ایشان در برخورد با مقامات دولتی در پیش گرفته اند متأسفانه شرف و شخصیت ایشان را برای بنده (حداقل) زیر سوأل اساسی برده است.
    اگر قصد نقد علمی بود بنده هم از اصول و مبانی نقد به اندازه سایر دوستان اطلاع دارم و بدون درنظر گرفتن همه جنبه ها و بدون مطالعه کافی دست به قلم نمیبردم، اما به یاد داشته باشید این ستون جای بیان نظریات خوانندگان وبسایت است، نه جای نقد و بررسی علمی.

  • ارسال شده در تیر ۹, ۱۳۸۶ در ۱۲:۴۰ ب.ظ

    وقتی در جشنواره موسیقی فجر پارسال، چکناواریان آن اثر مسخره و سر هم بنده شده «رسول عشق و امید» را اجرا کرد، با خودم فکر کردم برای اجرای این سیرک مضحک چه نیازی بود که ارکستر ارمنستان به تهران بیاید. چکناواریان و شاهین فرهت را باید به عنوان دو خائن به موسیقی شناخت که از اعتماد مردمان علاقه مند یه موسیقی و حماقت و بوالهوسی ارشاد نهایت استفاده را بردند. چکناواریان هر کار مهمّی هم که قبلاً انجام داده‌باشد، در حال حاضر در مسیر ناموجّهی حرکت می کند. گذشته افراد را نباید پس اندازی به شمار آورد که برای جبران خطاهای حاضرشان خرج کنند، امّا حتّی اگر هم این طور فرض کنیم، پس انداز چکناواریان تمام شده و در این دوران کهولت خودش را به یک دلقک دربار تبدیل کرده.

  • فقط یک دوستدارموسیقی
    ارسال شده در آذر ۲۰, ۱۳۸۶ در ۱:۵۹ ب.ظ

    خب ، تاریخ پر است از این جور هنرمندان فرمایشی که چه بسا حتا دانش و موقعیت اجتماعی شان بسی بیش تر و بالاتر از هنرمندان راستین بوده است . کافیست به زندگی بزرگان تاریخ موسیقی نگاه کنید که دور و بر هر یک را انبوهی از این قبیل آهنگسازان فرمایشی فرا گرفته بودند که اتفاقا به بزرگ ترین و معتبر ترین محافل موسیقی زمان نیز وابسته می شدند ، در حالی که امروز از آنان حتا نامی هم در اذهان دوستداران موسیقی بر جای نمانده ، چون راز جاوادنگی هنر تنها در گرو شرف و صداقت انسان است و بس … من فقط دلم می خواهد گفته یی از لئوش یاناچک آهنگساز بزرگ چک را که در کتاب تاریخ جامع موسیقی جلد چهارم نوشته ی ویلیام آستین ترجمه ی بهزاد باشی انتشارات آگاه خوانده ام ، نقل کنم :

    “از ژرف ترین اندرون خویشتن هاتان برآیید .
    هرگز باورهاتان را دور نریزید .
    برای شهرت ، به خود رنج ندهید ،
    اما پیوسته و تا آن جا که از دستتان بر می آید ،
    بکوشید تا مزرعه یی که به شما اختصاص داده شده ،
    به رونق بروید .”

    ————————–

  • اشکان
    ارسال شده در اسفند ۲۴, ۱۳۸۶ در ۳:۴۷ ب.ظ

    سلام دوست عزیز
    ضمن تقدیر از نقد منصفانه ای که داشته اید , من قسمتی از کار مشترک لوریس چکنواریان و شهرام ناظری را یکبار شنیده ام ولی امکان دریافت کل کار مهیا نشد.اگر ادرسی یا مکانی برای دانلود کردن یا خرید آنرا سراغ دارید لطف کرده به من اطلاع دهید.

  • ارسال شده در فروردین ۳, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۸ ب.ظ

    اینقدر بی غیر منصفانه حمله کردن به یه هنر مند بزرگ از دوستانی که خودشون رو اهل موسیقی می دونن عجیبه.
    کاش دوستانی که نظر میدن مثل نویسنده متن متین و منصفانه نقدر می کردند یا شاهد مثال می آوردند تا مردو به نقد بشینن

  • علیرضا امینی
    ارسال شده در مرداد ۲۳, ۱۳۸۹ در ۳:۴۳ ب.ظ

    خردک شرری از موسیقی فاخر در این کشور ویران به نفس مردی روشن است که کارنامه عمرش گویای راز عظمت اوست.
    چه بی پروا و چه بی محابا سنگ در کف گرفته ایم تا بزنیمش؟
    شرممان باد که هنر را با به ترازوی جهل خویش می سنجیم و برای سنگین شدن کفه جهالتمان نه از هنر که از صور وزنه می نهیم.

  • دل
    ارسال شده در فروردین ۲۲, ۱۳۹۲ در ۶:۰۵ ب.ظ

    جناب چکناواریان در مصاحبه تلویزیونی که از شبکه جام جم پخش شد در مورد ضعیف بودن اثر مشترک با جناب ناظری که مصاحبه شونده از جانب آقای کامکار نقل قول گفتند که شخص ایشان به سطح هنری رسیده اند که می توانند انتقاد صیح را از غیرصحیح تشخیص دهند و حتی در مورد تنظیم آهنگ آب حیات گفتند که تنظیم و اجرا هیچ مشکلی نداشته و برخوردها کاملا سلیقه ای است. ایشان ختی بیان نمودند که انتقادها از این اثر سلیقه ای بوده و همانند این است که خیلی ها می گویند فلان اثر بتهون را نمی پسندند و هیچ مشکلی در سلیقه مخاطب نیست ولی این ذلیل نمی شود که اثر ضعیف باشد.

  • mm2
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۱, ۱۳۹۳ در ۱۲:۰۸ ق.ظ

    چکناواریان یک موسیقی دان بزرگ است ولی در محیط کوچکی که قرار دارد، انتظار ایجاد کارهای فاخر را از او گرفته است.
    ضمن اینکه اگر رابطه خوبی با دولتیها دارد نشان گر ضعف کار یا شخصیتشان نیست، بلکه توانایی همسازگاریش را نشان می دهد.
    کدام یک از اهالی حاضر موسیقی توانسته آثاری همپای آثار او خلق کند؟
    قطعه نور و صدای ایشان بازتابی است از تاریخچه افتخار آمیز این سرزمین.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (IV)

صداقت‌کیش ادامه داد: در امر دراماتیک اما این گونه نیست و درون و بیرون با هم یکی می‌شوند. اگر اجازه دهید مثالی در مورد امر هنری بزنم. کسانی که تئاتر بازی می‌کنند رابطه‌شان با متن نمایشی درونی است. یعنی نمی‌توانیم این رابطه را به درونی و بیرونی تقسیم کنیم و بگوییم این شخصیت واقعا وجود دارد و آن شخصیت فقط روی صحنه وجود دارد، همه‌شان وجود دارند. بنابراین این نظام باید با یکدیگر یکی و ادغام شده باشد. اگر به موضوع دادن پول به فروشنده به عنوان یک کنش برگردم، نمی‌توانیم بگوییم الان بیرون این نظام ارتباطی هستیم و نظام داخلی آن با نظام بیرونی‌اش متفاوت است. اگر کسی هم از بیرون به این رویداد نگاه کند فقط در حال نگاه کردن به یک کنش است و مانند موضوع داستان نیست که نتواند داخل آن شود، او هم می‌تواند وارد این کنش شود و مرزی ندارد.

شهرام صارمی از مدیریت اجرایی جشنواره موسیقی فجر استعفا کرد

در پی استعفای اعتراض آمیز علی ترابی، شهرام صارمی مدیر اجرایی سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر، یک روز پس انتصاب مدیر جدید دفتر موسیقی وزارت ارشاد با انتشار نامه‌ای سرگشاده از سمت خود استعفا کرد.

از روزهای گذشته…

چکناوریان از عروج تا افول (I)

چکناوریان از عروج تا افول (I)

پس از یک سال از نوشته شدن مقاله قبلی که در مورد لوریس چکناوریان و ارکستر سمفونیک تهران نوشته شد، امروز می خواهیم نگاهی بیاندازیم به کارنامه هنری این موسیقیدان بین المللی و با هم سیر صعود ها و فرود های این هنرمند را ببینیم.
about violin design – طرح و مدل (I)

about violin design – طرح و مدل (I)

در این قسمت از مباحث ساخت ویلن، به مرحله ای می رسیم که از دقت و توجه خاصی برخوردار است. این موضوع مشخصا در تمام متد های آموزشی ساخت ساز، بخشی مهم و قابل پردازش است. در طول تاریخ سازگری نظرات متفاوتی در راستای چگونگی عملکرد برای ورود به عرصه ظهور ماهیت فیزیکی ساز مطرح بوده است.
درباره‌ی پتریس وسکس (III)

درباره‌ی پتریس وسکس (III)

سبک وی ترکیبی از تم‌های قدیمی، مردمی و محلی لتونی با دینامیک‌ها و زبان جدید موسیقی معاصر است. او در بیشتر قطعات خود به تقلید از موسیقی محلی لتونی پرداخته که بیشتر در قطعات سمفونیک او یافت می‌شوند مانند قطعه‌ی لودا، کنسرتو برای انگلیش هورن، کنسرتو برای ویولنسل، دیستنت لایت، کنسرتو برای ویولن و ارکستر زهی و سمفونی دومش. موسیقی لتونی در موسیقی او بسیار قوی و پرافتخار معرفی می‌شود مانند قطعه‌ی کانتوس. در قطعات او تم‌ها بیانی رمانتیک و اندیشمندانه دارند. او در قطعه‌ی موسیقی برای پرندگان زودگذر، از موسیقی محلی لتونی استفاده کرده است که برای اولین بار تم این قطعه به عنوان سنبلی از آزادی و وجدان شناخته شد و به همین دلیل از اهمیتی مهم برخوردار است. صدای پرندگان در قطعات او سنبلی است که به وفور یافت می‌شود مانند چشم‌انداز (Landscape)، سمفونی شماره‌ی یک (Symphony No.1 Voices 1991)، موسیقی بهار (Spring Piano Music 1995) و غیره. به گفته‌ی خود او «صدای پرندگان نگرشی است از گرمایی که جهان را احاطه می‌کند، طبیعت، وطن و مردم.»
چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (II)

چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (II)

ایستگاه میدان انقلاب: در ایستگاه متروی میدان انقلاب، دو نقطه بیش از هر مکان دیگری محلّ تجمع نوازنده‌ها بوده است. اوّلی همکف ایستگاه دقیقاً پس از عبور از ورودی تنگ ایستگاه و پشت به سوپرمارکتی است که در یکی دوسال اخیر باز شده است. تنها دفعاتی که دیده‌ام نوازندگانی در این نقطه به اجرای موسیقی بپردازند دو نوازندهٔ دف و سه‌تار بوده است. این دو نوازنده یک زن و مرد حدوداً سی و چند ساله بودند. مرد سه‌تار می‌نواخت و زن هم دف. بعد از چند بار متوالی که آن‌ها را دیدم، دیگر هیچ‌گاه آن‌ها را ندیدم. ازدحام و سروصدای آن نقطه آن‌قدر زیاد است که نوازندهٔ سه‌تار همواره با میکروفون می‌نواخت و نوازندهٔ همراهش هم به‌جای آنکه مثلاً تنبک‌نواز باشد دف‌نواز بود؛ احتمالاً‌ هم برای آنکه صدای سازش راحت‌تر شنیده شود و هم اینکه ظرائف تنبک در آن فضا قابل شنیدن و درک کردن نبود.
همگون و ناهمگون (II)

همگون و ناهمگون (II)

امروزه بسیاری از قالیبافان خبره و نقش‌خوانان توانمند که بخش قابل توجهی از آنان زن هستند، از کار قالی کناره گرفته‌اند و بر این باورند که به لحاظ روانی دیگر طاقت زور و ستم «یاسایی»ها را ندارند. قالیبافی برخلاف گذشته که کار بسیار پستی بوده، امروزه به یک کار لوکس بدل شده است.
آثار پیانویی محمد سعید شریفیان منتشر شد

آثار پیانویی محمد سعید شریفیان منتشر شد

آثار آثار پیانویی محمد سعید شریفیان توسط انتشارات پارت به تازگی منتشر شده است. این آثار گردآوری یکسری از قطعات پیانویی در طول سالیان متمادی است که هم اکنون برای استفاده عموم به چاپ رسیده است.
جسور و ایرانی (II)

جسور و ایرانی (II)

همراهی تنبک افقه حساب شده است، برای مثال در پیش در آمد، در بعضی قسمت ها، بدون این که وزن قطعه تغییر کند، سکوت هایی بین جمله ها و نیم جمله ها وجود دارد (مثلا در یک میزان بعد از ضرب اول، سه ضرب سکوت است) و تنبک در این فضاهای خالی الگوهای ریتمیکی را می نوازد که کاملا با وزن قطعه متفاوتند (مثلا یک الگوی شش ضربی در آن سه ضرب نواخته می شود.)
کاری ماری آندروود، بت کانتری

کاری ماری آندروود، بت کانتری

خانم کاری ماری آندروود (Carrie Marie Underwood) متولد ۱۰ مارس ۱۹۸۳، خواننده و سراینده اشعار موسیقی کانتری و هنرپیشه، کسی است که چهار مرتبه برنده “بت آمریکایی”-آیدل آمریکایی، شده است. آندروود برنده جایزه گرمی، سه بار برنده آکادمی موسیقی کانتری و برنده برترین خواننده زن موسیقی کانتری می باشد.
لیر یا چنگ ارجان؟ (III)

لیر یا چنگ ارجان؟ (III)

محسن شهرنازدار در مقاله “سازشناسی و سازهای اقوام ایرانی” مطالبی را در مورد باستانشناسی و اهمیت آن در شناخت موسیقی قدیم ایران مطرح کرده است. او اعتقاد دارد مهمترین اسناد حضور موسیقی در دوران باستانی ایران، یافته های باستان شناسی است. تاریخ تمدن موسیقی در فلات ایران، صرفا بر اساس اشاراتی که در متون کهن تاریخی در این باره وجود داشته است، از دوره هخامنشی عقب تر نمی رفته است اما امروزه یافته های باستان شناسی گواهی می دهند که تاریخ حضور موسیقی و ساز در تمدن ایرانی به هزاره های قبل تر از تاریخ هخامنشیان و به دوران تمدن عیلامی و حوزه های تمدنی کوچک تر در فلات ایران باز می گردد.
نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی <br>متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت اول

نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی
متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت اول

مجموعه‌ی فنون هارمونی سال‌ها در ایران شناخته شده است. تقریبا از زمان حضور«ژنرال لومر» و کار مدرسه‌ی موزیک نظام این فن هم به شکل رسمی در ایران تدریس شده است، بعدها با تاسیس مدرسه‌های موسیقی (وزیری، هنرستان عالی و ملی و…) همیشه هارمونی یکی از مواد اصلی درس‌ها بود. در سال‌های دور دو کتاب به عنوان منبع درسی مورد استفاده‌ی دانش‌جویان و هنرجویان قرار می‌گرفت: کتاب «ریشارد اشتور» و «تئودور دوبوا». در نیمه‌ی دوم دهه‌ی هفتاد یعنی از سال‌ ۱۳۷۵ تا ۱۳۷۸ تعدادی کتاب هارمونی ترجمه یا تالیف و روانه‌ی بازار شد: کتاب مشهور «والتر پیستون»، «هارمونی مدرن»ِ «ایگل فیلدهال»، «هارمونی قرن بیستم» نوشته‌ی «سِر پِرسی کِتی» و «هارمونی کلاسیک»ِ «سی. اچ. کیتسون». «هارمونی تحلیلی» نوشته‌ی «پرویز منصوری» هم در این میان به عنوان تنها اثر تالیفی (۱) به زبان فارسی باید نام برده شود.