قاسمی: در زمان ۶ ماه ۱۷ قطعه در آوردیم!

مهدی قاسمی در حال رهبری کر و ارکستر
مهدی قاسمی در حال رهبری کر و ارکستر
ما تست گروهی نگرفتیم و گفتیم همه بیایند! نزدیک ۱۰۰ نفر بودند، بعد از ۶ ماه در دو مرحله آموزش و دو سری امتحان، (سه روز در هفته می آمند) حدود ۴۵ نفر را انتخاب کردیم برای اعضای گروه.

این اولین کر شماست؟
بله، چون کر فرهنگسرای بهمن بود با نام فرهنگسرای بهمن شروع کار کردیم. در زمان ۶ ماه ما ۱۷ قطعه در آوردیم که این رکورد برای خودم هم رکورد جدیدی است! یعنی خودمان هم این رکورد را نتوانستیم دیگر بشکنیم؛ البته همینجا بگویم که، هر دفعه من کاست آن کار را میشنوم خنده ام میگیرد که ما خیلی جرات داشتیم که آن قطعات را روی صحنه بردیم ولی چون گروه تازه کار بود از ما توقعی هم نداشتند و نسبط به استاندارد آن زمان بد نبود. خیلی از موسیقیدانان در آن کنسرت آمده بودند، آقای خاچیک بابائیان، مصطفی پورتراب و … بودند و گفتند خوب است ولی خودم میگویم اصلا خوب نیست، چون توقع خودمان از چیزی که داریم بالاتر رفته است.

قطعاتی که اجرا کردیم، نصفش قطعات محلی بود که آقای روبن گریگوریان تنظیم کردند “لالایی”، “دمکل”، “مستم مستم” و … قطعاتی که متداول کرهای ایرانی است، یک سری هم قطعات کوچک موسیقی کلاسیک از گریگ، گونو و چایکوفسکی بود که یکی از بچه های کر تالار وحدت که کنسرت را دید گفت، تا به حال کری از چایکوفسکی در ایران اجرا نشده بود! قطعات سنگینی بود و اینطور نبود که فقط قطعات ساده انتخاب شده باشد، گریگ که خیلی سخت بود.

آ کاپلا بود یا با پیانو؟
با پیانو بود و اگر اشتباه نکنم یک قطعه را آ کاپلا اجرا کردیم که “آوا ماریا” بود که نشان بدهیم این کر میتواند آ کاپلا هم اجرا کند. خیلی از قطعات پارت پیانو داشت و شش بخشی بود. این اولین کنسرت بود و از آن به بعد تقریبا شش ماه یک بار این گروه کنسرت داشته است. در بعضی از کنسرت ها کوارتت زهی داشتیم که بعد، ارکستر زهی بوجود آمد و در بعضی از کنسرتها حضور داشت که به موقع ماجرای ارکستر زهی را هم خواهیم گفت…

در سال ۸۱ مسئولین وقت سازمان فرهنگی هنری، افراد بسیار فهیمی بودند و در راس آنها، آقای حمیدرضا اردلان که به نظر من بسیار خدمت کردند به هنر در سازمان فرهنگی … ایشان به من پیشنهاد کردند که “بیا و کر را توسعه بده و کر بزرگی درست کن و یک ارکستر زهی هم تشکیل بدهیم” ما ارکستر زهی را در فرهنگسرای ارسباران تشکیل دادیم. اعضای ارکستر زهی مثل کر ما نبودند که توسط ما تربیت شده باشند، همه نوازنده های حرفه ای بودند که صبح ها در ارکستر سمفونیک میزدند و بعضی عصرها در ارکستر تلویزیون میزدند و یک وقتی هم برای ما میگذاشتند.

فایل صوتی از مصاحبه :

Audio File قسمت سوم
این گروه متکی به بودجه بود، این نوع گروه ها بر خلاف گروهی که من و بچه ها زحمت کشیده بودیم و درست کردیم (که معتقدم به بودجه هم هیچ ربطی نداشت، چون سالهاست که به ما پولی نمیدهند و ما فعالیت میکنیم.) اما آن گروه فقط میتوانست بر مبنای بودجه کار کند. تا زمانی که آقای اردلان در راس سازمان بودند و از ما حمایت میکردند، خوب بودجه ای بود و ما در طول یک سال آمار بسیار خوبی به جا گذاشتیم؛ در طول یک سال ما چهار کنسرت دادیم یعنی هر فصل یک کنسرت.

در این برنامه ها از سولیست های خارجی -البته ارمنستان که من میشناختم- استفاده کردیم… دبوسی اجرا کردیم، گریگ، کنسرتو پیانوی باخ اجرا کردیم، “گلوریا” را با کر اجرا کردیم… کارهای خوبی اجرا شد ولی چون مبنی بر بودجه بود، وقتی بودجه قطع شد همه دوستان گفتند خداحافظ! خوب حق هم داشتند، موزیسین انند و باید درآمدشان را از این راه درآورند.

حالا بودجه چقدر بود؟ کم بود یا زیاد؟
نسبت به آن زمان بودجه خیلی کمی هم بود! یعنی با ماهی ۷۰۰ هزار تومان آغاز شد و اواخر به یک میلیون و دویست هزار تومان رسید، برای کل گروه! اوایل ۱۰ تا ۱۲ نفر بودیم و در آخر به ۲۲ نفر رسیده بودیم.

وقتی چهار فصل را زدید؟
آن زمان حدود ۹۰۰ تومان در ماه بودجه داشتیم. حالا این آمارها به درد یوزر های شما میخورد؟!

نه! فقط می خواستم بدانند که وقتی میگوییم بودجه ای در کار بوده، فکر نکنند پول آنچنانی بوده!
دقیقا”، پولهای امروز هست …. بودجه های بسیار بسیار بالایی در نظر میگیرند ولی اساسا” کنسرت نمیدهند! اصلا کنسرت نمیدهند! فقط برای مراسم آقایان می روند و “رقص دایره” آقای سنجری و “رقص اسلاو” دورژاک را میزنند، همین! بودجه هم چنیدن برابر این است ولی ما واقعا کنسرت میدادیم؛ بلیط فروخته میشد و مردم سه شب می آمدند. به نظر من اساسا فلسفه وجودی یک گروه کنسرت است! و توهین است به یک گروه که به آنها پول بدهیم و بگوییم بیایید برای ما {در جشن} بزنید.

4 دیدگاه

  • ارسال شده در اردیبهشت ۹, ۱۳۸۶ در ۱۱:۳۶ ب.ظ

    عالی بود

  • لیلا
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۰, ۱۳۸۶ در ۹:۰۷ ق.ظ

    جالب بود، مثل همیشه!
    برقرار باشیD:

  • گفتگوی هارمونیک
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۳, ۱۳۸۶ در ۱:۵۴ ق.ظ

    ba tahsakor az aghaye sajjad pourghannad baraye een mosahebeh

  • ي.مرادي
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۴, ۱۳۸۶ در ۴:۰۳ ب.ظ

    باتشکر از اقای مهدی قاسمی برشی زحمات ایشان در فرهنگسرای بهمن

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

محمدرضا امیرقاسمی «شبی برای پیانوی ایرانی» را به روی صحنه می برد

کنسرت گروه موسیقی برف با عنوان «شبی برای پیانوی ایرانی» در تاریخ جمعه ۱۰ اسفند ساعت ۲۰ در سالن خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران روی صحنه خواهد رفت. سرپرست و تکنواز پیانوی گروه برف محمدرضا امیرقاسمی و خواننده این کنسرت علی امیرقاسمی و اجرای تمبک با سحاب تربتی می باشد. در این برنامه علاوه بر اجرای آثار اساتید بزرگ پیانوی ایرانی نظیر جواد معروفی و مرتضی محجوبی، از چند نوازنده پیانوی دوره قاجار مانند اساتید محمود مفخم (مفخم الممالک) و مشیرهمایون شهردار هم قطعاتی اجرا خواهد شد. اجرای آثاری کمیاب و خاص از پیانو نوازیِ دوره ی قاجار و عصر مشروطه اولین بار است که در یک کنسرت اتفاق می افتد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XIX)

تنها درویش خان تا حدودی با وزیری تفاهم داشت و برای شنیدن کنسرت ها و خطابه های او به مدرسه خصوصی اش می رفت. اما قبل از این که این رابطه و تفاهم ثمری به بار آورد – و قبل از ریاست اول وزیری در مدرسه موزیک (۱۳۰۷)، درویش خان فوت شد (۱۳۰۵). بعد از فوت او تجدد طلبی به کشمکش بین وزیری و مین باشیان ها یا «موسیقی نوین و علمی ایرانی» با «موسیقی بین المللی و علمی» محدود ماند.

از روزهای گذشته…

موسیقی بلوز (II)

موسیقی بلوز (II)

بلوز از شاخص ترین فرمهای هنری موسیقی غرب به شمار می رود که بر سایر سبکهای موسیقی و به خصوص موسیقی راک تاثیرات عمیقی داشته است. به همین جهت شناخت دقیق تر بلوز و تامل در ریشه های تاریخی آن امری ضروری به نظر می رسد.
اولین موسیقی واگنر

اولین موسیقی واگنر

در میان کلیه مصنفان بزرگ، به استثنای چایکوفسکی، واگنر دیرتر از همه به تحصیل موسیقی پرداخت. صحیح است که در ایام کودکی نت خوانی را آموخت و کوبیدن روی کلیدهای پیانو را تاحد فرا گرفت اما هیچیک از آلات موسیقی را با مهارت نمی نواخت.
کارایان و سمفونی های موتسارت (I)

کارایان و سمفونی های موتسارت (I)

اولین کار ضبط شده هربرت فون کارایان متعلق به موتسارت بود: اورتور فلوت سحرآمیز که با شرکت اشتاتسکاپل برلین (Staatskapelle Berlin) در سال ۱۹۳۸ ضبط شد (و اخیرا نیز دویچه گرامافون دوباره آن را منتشر نموده است). کارایان سپس سمفونی های سل مینور هافنر و ژوپیتر را در سال ۱۹۴۲ با ارکستر رادیویی تورین ضبط کرد. یکی از اولین اثر های ضبط شده او پس از جنگ جهانی اول یکی دیگر از سمفونی های موتسارت یعنی سمفونی شماره ۳۳ k 319 در سی بمل بود که با ارکستر فیلارمونیک وین و در سال ۱۹۴۶ ضبط شد.
فقط تصور کن! (I)

فقط تصور کن! (I)

گلوله ای درست مغز او را نشانه گرفت؛ گلوله ای که پیش از آن هم انتظارش را داشت. زمانی که جان لنون گفته بود شاید مثل کندی و گاندی به ضرب گلوله کشته شود، شاید بسیاری از مردم در دل به او پوزخند زدند، اما حقیقت آن بود که خود به درستی فهمیده بود تحت کنترل شدید سازمان سی. آی. ای و اف. بی. آی است. سال ها از این ماجرا می گذرد و هنوز ماهیت این ترور به درستی روشن نشد و هنوز بحث بر سر آن است که آیا این گلوله را مارک چاپمن به اراده خود شلیک کرده یا آلت دستی بیش نبوده است؟
فراخوان نخستین جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی

فراخوان نخستین جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی

نخستین جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی در تاریخ ۱۵ خرداد ماه در تهران برگزار میشود. این جشنواره پیش از این به صورت رقابتی نبود و تنها قرار بود هر سال گردهمایی مدیران پایگاه های اینترنتی موسیقی در مکانی بوجود آید. لازم به ذکر است این جشنواره در سال گذشته به دلیل پاره ای از مشکلات به تاخیر افتاد و امسال قرار است در ۸ بخش رقابتی برگزار شود.
دوسکو گویکویچ به زبان خودش (IV)

دوسکو گویکویچ به زبان خودش (IV)

در اروپا نکته مثبت اینجاست که شما مجبور نیستید خیلی تجاری باشید. همیشه الزامی ندارید تا آنچه را نمی پسندید انجام دهید، با اینحال همچنان از پس مخارجتان نیز بر خواهید آمد. من همیشه از زندگی در اروپا لذت برده ام و با موسیقیدانان و نوازندگان خوبی همکاری داشته ام، احساس می کنم در محیطی پر از جاز حضور دارم.
روش سوزوکی (قسمت چهل و هفتم)

روش سوزوکی (قسمت چهل و هفتم)

موتسارت را همیشه تحسین خواهم کرد. لطافت و عشقی را که فقط روح و جانی متعالی می‌تواند درک کند و این عشق می‌تواند عمق درد انسان را دریابد، می‌تواند تولد، مرگ، ناپایداری، فنا، تنهایی و انزوای زندگی را و عشق را با تمام عظمتش نه تنها در آثار مینورش بلکه در آثار ماژورش با غمی نافذ بیان کند.
بیژن کامکار: موسیقی کردستان با کامکارها شناخته شد

بیژن کامکار: موسیقی کردستان با کامکارها شناخته شد

… بله؛ البته نمی‌خواهم خدای ناکرده در حق پهلوان‌هایی مثل مظهر خالقی یا حسن زیرک یا برادران یوسف‌زمانی که همه‌شان خیلی خدمت کرده اند کم لطفی کنم ولی باور کنید چند دهه‌ی پیش خیلی‌ها مثلن در سیستان و بلوچستان خودمان نمی‌دانستند کردستان کجاست. موسیقی کردستان با کامکارها شناخته شد. نه تنها در ایران بلکه در جهان. در دنیای ارتباطات امروز، فستیوال‌ها نقش خیلی مهمی دارند و خیلی چیزها از طریق فستیوال‌ها در همه‌ی دنیا پخش می‌شوند. فستیوال‌رو ها همه امروز کردستان و موسیقی کردستان را می‌شناسند.
انتشار «سمفونی دماوند» از شاهین فرهت

انتشار «سمفونی دماوند» از شاهین فرهت

شاهین فرهت، آهنگساز ایرانی، همواره از «سمفونی دماوند» به عنوان بهترین اثر خود نام می بُرد و چند سالی می شد که سخت در پی فراهم آوردن امکان اجرای آن بود. به ارکستر سمفونیک تهران متوسل شد ولی راه به جایی نبرد. بارها در گفت و گو با رسانه ها از نبودن امکانات برای اجرای سمفونی اش سخن گفت تا در نهایت، اجرا و ضبط آن به وسیله ارکستر جشنواره ارمنستان به رهبری سورن خانگالدیان ممکن شد.
گفتگو با پولینی (III)

گفتگو با پولینی (III)

سال ۲۰۱۱ فرصتی است تا بخش بزرگی از فعالیت های پلینی مورد ارزیابی قرار گیرد. زیرا در این سال پلینی ۵ کنسرت را در ۵ ماه در فصل سالن جشنواره سلطنتی بر روی صحنه برد که هم فرصتی بود برای به نمایش گذاشتن تاریخ موسیقی پیانو و هم بیانگر رابطه اش بود با این موسیقی. او با کنسرت آثار باخ در ماه ژانویه برنامه خود را آغاز نمود. سپس آخرین سونات های بتهوون و شوبرت را اجرا میکند. پس از آن نیز در برنامه ای فرانسوی به اجرای شوپن، دبوسی و بولز می پردازد و در پایان نیز در ماه می اجرایی از آثار شومان، لیست و اشتوکهاوزن خواهد داشت.