گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XVII)

علی اسدی:

هموطن گرامی
نکته اول اینکه نجار بودن افتخار است نه عار.
مسیح هم نجار بود.
هر ساز سازی (استثنای آنان که ساز های بادی-فلزی می سازند) نجار زبردستی است ولی هر نجار زبر دستی لزوما ساز ساز نیست.
این یک گزاره منطقی درست است.

نکته دوم:
منتقدی که شجریان یا هر نوآور دگر را در حوزه ساز سازی نجار ناپخته بداند باید یا با اصول نجاری ناپختگی را توصیف کند؛ دقیق یا با اصول علم فیزیک آکوستیک بگوید این صدا گوشخراش است یا بد است.

نکته نهایی اینکه: شما به نظر می آید یک بار هم زحمت شنیدن این اثر زیبا را به خود نداده اید و با پیشداوری و دیدن نام محمد رضا شجریان شمشیر از رو بسته اید، به شیوه مرسوم افکار عمومی احساسی ایرانی، به حضرت عالی پیشنهاد می کنم در آرامش و سکوت و با فرض اینکه سازنده این ساز از روستایی گمنام و نجاری ناپخته است! یکبار به اثر دوست عزیزم آقای ثابتیان گوش فرا دهید.

شجریان را فراموش کنید، یک بار گوش بسپارید ضرری به همراه ندارد.
چه می شنوید.
مشکل ما عدم تسلط به علم آکوستیک و فیزیک نظری نیست! مشکل ما پیشداوری، بد خواندن و بد شنیدن و فقدان فرهنگ گفتمان آرام و حکیمانه است.

نقد تنها بدگویی نیست.
نقد در معنای فلسفی و کلامی سنجیدن خوبی ها و بدی های در کنار هم است.
افراط در منفی بینی نقد را فاقد اعتبار میکند.
پیشنهاد میکنم یک بار به این آوا گوش فرا دهید.

محمدجواد کرم یافتی:

آقای اسدی
بنده فایل تصویری را دیده ام که اگر هم ندیده بودم ایرادی برای اظهار نظرم نمی بود؛ چون صحبت من در مورد نیاز به پاسخ گویی به ایرادهای کاملاً منطقی منتقدان به سازهای ابداعی استاد شجریان بود نه قطعه ی نواخته شده.

دوست گرامی شما متوجه نقل قول بنده نشدید عرض کردم استاد شجریان عنوان کرده اند که اغلب سازگران تنها نجارند به این معنا که از آکوستیک بی اطلاع اند (و بالطبع ایشان مطلع) و گر نه بنده با صنف نجاری مشکلی ندارم. نیاز به توضیح نیست که اگر مثلاً بگوییم که فلانی بناست نه معمار! این توهین به بنا و کارگر جماعت نیست.

فرمودید اصول ناپختگی را توصیف کنم… فکر نمی کنم دوستان چیزی از قلم انداخته باشند؛ فعلاً ما منتظر جواب همین ایرادها خواهیم ماند. بجز آقای پورقناد، کسان دیگری هم هستند که بسیار بهتر از بنده در این زمینه توضیح خواهند داد؛ مثلاً آقای سینا جهان آبادی.

خیر بنده برای استاد شجریان شمشیر نبسته ام اتفاقاً از علاقمندان آواز و موسیقی ایشان هستم و سطور زیادی در دفاع از ایشان نوشته ام. می توانید به ایرادهای بنده به مقاله ی خواننده سالاری آقای جواهری در ژورنال گفتگوی هارمونیک مراجعه فرمایید.

موافقم “مشکل ما پیشداوری و بد خواندن و بد شنیدن و فقدان فرهنگ گفتمان آرام و حکیمانه است” و اتفاقاً به همین اعتراض داشتم که نقد درست فحش نیست که ناراحت کننده باشد و تآسف آور. بلکه باید بدرستی و بدقت به آن پاسخ داده شود.
با سپاس

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (XIX)

آن ها باید نوعی از مرتبه ی (نسبتاً) سطح بالایی را بر رویکرد واقع نما تحمیل کنند به گونه ای که قابل فهم باشد. از این رو فهرست متغیرهای (۱)–(۱۰) در بالا می تواند به عنوان تلاشی برای دادنِ امکانِ کنترل مستقیم متغیرهای معین سطح بالا به آهنگ ساز در نظر گرفته شود. این عوامل اولیه کاملاً متفاوت از ایده ی استاندارد «نت» موسیقایی، با زیرایی، حجم صدا و شیوش اَش هستند، اما بدست آوردن یک احساس بصری برای متغیرهایی مانند چگالی، کِدِری، و شفافیت سخت نیست.

اختلالات صدای خوانندگان (V)

از میان مواردی که بررسی شده اند، به نظر می رسد تدریس جزء مواردی باشد که بالاترین خطر ابتلا به اختلالات صدا را داراست. اینکه اختلالات صدا چگونه بر کیفیت زندگی فرد تأثیر می گذارد، به همت اسمیت و دیگران بررسی شده است. آنها ۱۷۴ معلم مبتلا به اختلالات صدا را با ۱۷۳ فرد بزرگسال سالم مقایسه کردند و به این نتیجه رسیدند که، ۷۵ درصد معلمها و ۱۱ درصد غیرمعلم ها بر این باورند که بر اثر مشکلات در صدا، تعاملات اجتماعی شان به طور نامطلوبی دستخوش اختلال شده است. نتایج در پژوهش دیگر منفی بود. در این پژوهش، ۲۳۷ آموزگار زنی که از آنها پرسش شده بود، اغلب گزارش کردند که مشکلات صدایشان تأثیر تدریس آنها را محدود کرده و منشأ دائمی فشار روانی یا ناکامی آنها بوده است (ساپیر، کیدر و ماترز – اشمیت، ۱۹۹۳، ص ۱۷۷).

از روزهای گذشته…

روش سوزوکی (قسمت سیزدهم)

روش سوزوکی (قسمت سیزدهم)

سه سالی که کوجی می بایستی در شرابخانه به عمویش کمک می کرد مسیر تربیتی ای را که در توکیو طی کرده بود، به راه دیگری انداخت. به طور اساسی راه تربیتش را دگرگون شده بود. با تاسف ما متوجه شدیم که رفتارش با اطراف و محیط زیستش ناپسند است، به این دلیل ابتدا شروع کردیم به سرزنش و توبیخ، کار دیگری می توانستیم بکنیم؟ اما توبیخ و سرزنش کار خوبی نیست و باید از این رفتار خودداری می کردیم. یکی از روزها که کوجی در مدرسه بود، همگی ما به یک قول و قراری رسیدیم. در آن سه سال کوجی محیط زیست سخت و آداب و معاشرت ناشایست و بدی را تجربه کرده بود.
تعزیه خوانی (I)

تعزیه خوانی (I)

“تعزیه گردانی”، “شبیه خوانی” یا “تعزیه” ریشه در مراسم “سوگ سیاوش” دارد. این نمایش در اصل مربوط به مصیبت هایی است که بر خاندان پیغمبر و خاص امام حسین (ع) در عاشورا رفته است. ولی به زودی گسترش می یابد. به طوری که در دوره قاجار تعزیه های کمیک و شاد هم اجرا می شد.
خاطراتی در مورد حسین تهرانی

خاطراتی در مورد حسین تهرانی

حسین تهرانی از نوادر موسیقی ایرانی و زنده کننده تنبک، قلب تپنده موسیقی ایرانیست. تهرانی جزو انگشت شمار موسیقیدانان ایرانیست که مردم عامی هم با نامش سازش را به یاد می آورند.
دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (XV)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (XV)

این به بحث ما مربوط نیست که آیا مترهایی با سطوح هم طول پایین وجود دارند یا نه. آنچه من سعی داشته ام در اینجا نشان دهم این است که، مدارکی از برخی اجراهای موسیقی وجود دارد که با همچین مدلی مطابقت ندارد و این که امکان دارد مدل دیگری این مشاهدات را بهتر توضیح دهد. من قصد ندارم اظهار کنم که مدل CSP از مدل CFP جامع تر است، اما می خواهم اعلام کنم که گونه شناسی های بهتری برای مترها نسبت به آنچه در نت نویسی غربی موجود است، احتیاج داریم.
گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (II)

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (II)

مهدیقلی هدایت، که خود از رجال دورۀ قاجار است و هفت سال نخست‌وزیر ایران بوده و وزیر فرهنگ نیز بوده، مردی دانشمند بوده و هفده جلد کتاب در زمینه‌های مختلف نگاشته و منتشر کرده است و کتاب مجمع‌الادوار از آثار او در موسیقی است. هدایت نیز از جمله شاگردان مهدی صلحی بوده است. چنان‌که مهدیقلی هدایت نگاشته است او به‌همراهی مهدی‌ صلحی از سال ۱۲۹۴ تا سال ۱۳۰۱ به مدت هفت سال، هفته‌ای دو شب ردیف میرزاعبدالله را می‌نگاشته‌اند. هدایت نسخه‌ای از این ردیف را به هنرستان موسیقی ملی هدیه داده است که بنا بر نوشتۀ روح‌الله خالقی در تنظیم ردیف موسیقی ایرانی توسط موسی معروفی مورد استفاده قرار گرفته است.
سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (II)

سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (II)

“مسعودی روایت بسیار جالب‌توجهی دارد، می‌گوید: اردشیر اول که تمام جزییات تشکیلات اداری را به او نسبت می‌دادند، رجال دولت را بر هفت دسته تقسیم کرده بود و خوانندگان و نوازندگان را در ردیف عالی‌ترین مأموران دولت قرار داده بود.” (راهگانی، ۱۳۷۷: ۸۵)
خداوندگار سنتور (I)

خداوندگار سنتور (I)

مرگ حبیب سماعی (استاد بزرگ سنتور) در سال ۱۳۲۵، ضربه جبران ناپذیری بر پیکره موسیقی ایرانی و همینطور ساز سنتور وارد ساخت و از آن به بعد بود که دوران رکود این ساز آغاز شد.
جلیل شهناز و چهارمضراب (IV)

جلیل شهناز و چهارمضراب (IV)

این چهارمضراب ۲۰۵ میزانی که اجرای آن در [شهناز ث] موجود است، در دشتی سی نواخته و با متر نغمه‌نگاری شده است. پایه‌ی این چهار مضراب الگویی ملودیک دارد (شکل ۱) و از یک موتیف دو میزانی ساخته شده:
طبقه بندی تکنیک های تنبک (II)

طبقه بندی تکنیک های تنبک (II)

این مشخصه مربوط به نحوه اجرای تکنیک و تولید صدا می باشد. به طور کلی در تنبک نوازی می توان چندین نوع مختلف از شکل اجرا را تشخیص داد:
ستایشگری نیچه ای و شوپنهاوری در موسیقی (I)

ستایشگری نیچه ای و شوپنهاوری در موسیقی (I)

“زندگی بدون موسیقی اشتباهی بزرگ بوده است”. آری این همان کلام آشنای فردریش نیچه، در باب ستایش موسیقی است. البته همه ما می دانیم که شروع تفکرات نیچه به شدت تحت تاثیر افکار دیگر فیلسوف هم وطن خود شوپنهاور بوده است. اما سئوالی که اینجا برای من مطرح می باشد این است که آیا نیچه نیز چون او موسیقی را نه تنها از سایر جلوه های زندگی که از سایر هنرها نیز جدا می سازد یا خیر؟