آرشه خمیده، بدعتی از تلمانی (II)

به تفاوت آرشه نوع تورت و آرشه تلمانی در دست او توجه کنید
به تفاوت آرشه نوع تورت و آرشه تلمانی در دست او توجه کنید
با این موهای شل می توان سه یا چهار سیم را همزمان نواخت. شاید برای کسانی که آشنایی به نحوه اجراهای آکورد های چهار صدایی با ویولون ندارند این سئوال پیش آید که تا پیش از این مگر ویولن چطور این آکوردها را اجرا می کرده؟ جواب خیلی ساده است، به طور جدا! در واقع آرشه های معمول ویولن در حالت کشیده نمی توانند روی بیشتر از دو سیم قرار بگیرند و چاره ای جز این نیست که آکوردهای چهار صدایی را دو به دو ولی با سرعت اجرا کنیم تا حداقل تا حدی همزمان به گوش برسد.

audio file بشنوید قسمتی اجرای شاکن باخ توسط هایفتز را و مقایسه کنید با audio file اجرای تلمانی

هرچند آرشه تلمانی، از توان خوبی برای اجرای آکوردها برخوردار است ولی به خوبی آرشه های امروزی قادر به اجرای اسپیکاتو نیست (هرچند در اجرای آثار دوره باروک بویژه قطعات باخ به ندرت با اسپیکاتو ها برخورد می کنیم ولی بعضی از نوازندگان مثل هایفتز، در همین آثار هم قسمتهایی را بصورت استکاتو اجرا می کنند)

در اجراهای تلمانی هم گاه استکاتوهایی را می شنویم که نشان از زیرکی و چیره دستی او در استفاده از این آرشه دارد ولی فراغ بالی که آرشه های استاندارد امروزی در اجرای استکاتوها دارند، در این اجراها دیده نمی شود.

audio file بشنوید اجرای استکاتو در شاکن باخ توسط هایفتز را و مقایسه کنید با audio file اجرای تلمانی

در اینجا می توان فهمید که چرا امروزه از آرشه های تلمانی تقریبا” هیچ خبری نیست! مهمترین دلیل این است که وظیفه اجرای اسپیکاتو ها و اجرای پاساژهای سرعتی بیشتر به عهده ویولن گذاشته می شود تا آکوردهای چند صدایی! البته تلمانی برای بهبود این مشکل تلاش فراوان کرد که در پائین شرح آن را می خوانید ولی باز می بینیم که امروز حتی در اجرای قطعات باخ هم این آرشه استفاده نمی شود.

تلمانی در هنگام اجرای سولو باخ در سال ۱۹۵۰ از این آرشه استفاده کرد و “Glasgow Herald” درباره او نوشت: «یک تجربه، برای شنیدن ملودی هایی که در آن آرشه ها مقطع نیست.» ولی مشکلی که تلمانی داشت، دقیقا” مسئله نتهای مقطع بود! –مانند پایان هر سه سونات- در جایی که نت های تک، آرشه هایی با موهای سفت لازم داشت، تا سال ۱۹۵۳ این مشکل، کشش غیر قابل تحملی را بر روی شست دست راست نوازنده وارد می کرد.

در این زمان بود که آرشه سازی دیگر به نام “Knud Vestergaard” با یک مکانیسم زیرکانه، قدم جلو گذاشت که در این مدل پاشنه (Frog) آرشه در ضمن اجرا، با ترفندی مکانیکی بکار گرفته می شد؛ سوراخی در “Frog” جدید بود که نوازنده با شصت موها را سفت می کرد و گودی زیری هم وضعیت شل به آنها می داد.

تلمانی با تمرین فوق العاده در نواختن با آرشه جدید، مهارت پیدا کرد. برای جای گرفتن شست، کار انگشت کوچک برای ایجاد موازنه مهم بود، البته نه در جای قبلی و با این صورت، عملکرد شست اساسا با آرشه های استاندارد متفاوت بود.

حروف اول اسم و فامیل مبتکر این آرشه “VEster GAard” این آرشه باعث شد که این مدل آرشه را با نام “vega” بشناسند. عکسهای تلمانی در حال نواختن با “vega”، یک کمان بزرگ و یک طناب پهن از موهای زیاد برای قرار گرفتن روی چهار سیم را نشان می دهد.


امیل تلمانی
اولین مدل درست در زمان ضبط BWV1001-2 در نوامبر ۱۹۵۳ آماده شد. تا آوریل ۵۴، وقتی بقیه آرشه ها ساخته شد، تلمانی مطمئن تر و مصمم تر بود. نوئل گودوین (Noel Goodwin) در روزنامه ای درباره آرشه جدید نوشته بود، تکنیکهای قرار دادی در موسیقی باروک کاملا از مد افتاده است و خواستار تغییر فوری در متدهای تدریس شد!

در واقع آهنگهای باخ که با “vega” نواخته می شود، هیچ ربطی به موسیقی زمان باخ ندارد، این بدعت گذاری مربوط به قرن بیستم است، هرچند در آن دوره این تغییر ایده آل بود ولی نیم قرن بعد این ایده آل سئوال برانگیز شد!

هرچند می توان تصور کرد، با اینکه زمان باخ چنین آرشه ای وجود نداشته ولی باخ با آکوردهایی که در این دست آثارش خلق کرده در ذهن خود چنین موسیقی ای را تصور می کرده است.

صدایی که تلمانی با این آرشه از ویولن می گیرد چیزی بین ارگ کلیسا و ویولن است. اجرای آکوردهای چهار سیمه با خیالی آسوده شاید برای بسیاری از ویولنیست های امروزی به رویا می ماند؛ رویایی که در اثر گرانسگ تلمانی شنیده شد.

با استفاده از نوشته : Graham Silcock از Testament

5 دیدگاه

  • مطلبی
    ارسال شده در آبان ۵, ۱۳۸۶ در ۸:۴۱ ب.ظ

    باید توجه داشت که اولا، تاخیر صدایی یا دو فازه شدن آکوردهای چهارتایی از لحاظ زمانی بسیار کوچک و ناچیز است و در واقع اینگونه نیست که :اجرای آکوردهای چهار سیمه با خیالی آسوده شاید برای بسیاری از ویولنیست های امروزی به رویا ماند. ثانیا، همین دو فازه شدن کوچک اجرای آکورد چهار سیمه اجازه می دهد تا نوازنده در صورت نیاز بتواند دو انگشت در گیر در سیم های سوم و چهارم را بلافاصله پس از عبور آرشه به سیمهای اول و دوم بردارد و انگشتان را با راحتی بیشتر و درگیری کمتری بر دو سیم پایینتر گذارد.
    ثالثا، هرچند که تاخیر در اجرای یک آکورد چهار سیمه در آرشه وگا وجود ندارد اما از طرف دیگر تاخیر بسیار بزرگ تری میان اجرای کامل هر آکورد و آکورد بعدی آن وجود دارد که این نقیصه به مراتب بزرگتر از اجرای همزمان نت های یک آکورد است و باعث بوجود آمدن کندی در اجرا و جویده ،جویده شدن جملات و از تمپو افنادن کل قطعه می گردد.

  • ارسال شده در آبان ۶, ۱۳۸۶ در ۱:۰۲ ق.ظ

    سلام خسته نباشید
    لطفا راجع به سازهای بادی هم بنویسید. شاد باشید

  • kyoomars
    ارسال شده در آبان ۱۱, ۱۳۸۶ در ۹:۳۲ ق.ظ

    darbareye saze mandolin va navazandegane oon ham benvisid man be in saz kheyli alaghe daram lotfan man ra rahnamayi konid

  • ارسال شده در بهمن ۱۴, ۱۳۸۷ در ۲:۲۸ ب.ظ

    سلام.خدا قوت!

    خواهش می کنم مشکل فایلهای صوتی که نمی توان شنید را حل کنید.

    با سپاس

  • ارسال شده در بهمن ۱۴, ۱۳۸۷ در ۴:۳۲ ب.ظ

    لطفا بفرمایید کدام فایل خراب است، در این مقاله همه موسیقی ها قابل دانلود است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نماد‌شناسی عود (VII)

ابن سینا در کتاب خود «شفا» (کتاب ریاضیات) (۲۲) بخش زیادی از فصل مربوط به آلات موسیقی را به بحث کوک و فواصل و فیزیک صدا اختصاص داده و در آن بیان کرده‌است که عود بهترینِ سازها و محبوب‌ترینِ آنها نزد مردم است. (۲۳) مضاف بر این در ادامه‌ راجع به تعداد سیم‌های عود می‌گوید که ما پیش‌تر آن را در یکی از افسانه‌هایی با نگاهی تن-نمایانه برای عود یافتیم: او می‌گوید که عود گاهی دارای ۵ جفت سیم است اما بیشتر ۴ جفت سیم دارد(۲۴) و در هر دو صورت سیم‌های این ساز معمولاً با یک فاصله‌ی چهارم نسبت به هم کوک می‌شوند.(۲۵)

مغالطات ایرانی – اجرای جهانی

یکی از مهمترین معیارهای سنجش کیفیت یک اثر موسیقایی در فضای موسیقی کلاسیک، اجرای چندین باره یک اثر توسط گروه ها و ارکستر های مختلف در اعصار مختلف است. این اعتقاد در بعضی از جوامع مثل کشور ما چنان همه گیر و جا افتاده شده است که به عنوان تنها معیار سنجش کیفیت یک اثر موسیقی کلاسیک به حساب می آید.

از روزهای گذشته…

پاور بالاد Power ballad

پاور بالاد Power ballad

پاور بالاد Power ballad، نوعی ترانه است که معمولا در آلبومهای هارد راک hard rock، ارینا راک arena rock و هوی متال heavy metal در سالهای ۷۰، ۸۰ و ۹۰ وجود دارد و پس از آن در دهه اخیر به شیوه ای مدرنتر اجرا میشود.
کتاب‌شناسی: کتابی درباره‌ی کتاب‌ها (IV)

کتاب‌شناسی: کتابی درباره‌ی کتاب‌ها (IV)

از بین این ۵ کتاب‌شناسی [۳] و [۵] حاوی توصیف‌هایی است، از محتویات مقاله یا کتاب معرفی شده. در [۳] اشاره شده که توصیف‌ها از روی «منابعی که توسط ناشر یا مولف در مقدمه‌‌ی کتاب آورده شده و یا در کتاب‌نامه‌های وزارت ارشاد وجود داشته» نوشته شده. با وجود این گاه در این توصیف‌ها اشاراتی وجود دارد دال بر آن که، نویسنده آن را افزوده است. این نوشته‌ها بیشتر در تایید منابع است؛ برای مثال: در [۳] ص۱۷۶، در توصیف «شعر و موسیقی و ساز و ادبیات فارسی» آمده «این کتاب از مهمترین منابع تحقیقی در مورد موسیقی ایرانی است» این گفته که معلوم نیست بر چه پایه‌ای قرار دارد حتا اگر هم درست باشد اعتبار و بی‌طرفی یک کتاب‌شناسی را مخدوش می‌کند.
از کافه تا رودکی (II)

از کافه تا رودکی (II)

مهمترین عنصر گروه موسیقی در سفره خانه از نظر مراجعین، تماشاچیان و مدیر سفره خانه خواننده گروه است. با توجه به مشاهدات عینی در سه سفره خانه ی متفاوت در پایین شهر وسط شهر و بالای شهر تهران آشکارا می توان به محبوبیت بالای خواننده در میان شنوندگان، صاحبان سفره خانه ها و همچنین عوامل پذیرایی و کارکنان پی برد. بر خلاف گروه نوازندگان که در اکثر سفره خانه ها پوششی بصورت لباس فرم با نقوش سنتی خاص دارند و هنگام اجرا روی صندلی های خودشان می نشینند، خواننده ی گروه با پوششی دلخواه که غالبا کت وشلواری است با رنگ های متفاوت برای هر شب، به هنگام اجرا روی صحنه راه می رود و مستقیما با تماشاچیان در حین اجرا گفتگوی مختصری دارد.
ماریا آندرسون، صدای نژاد سیاه (IV)

ماریا آندرسون، صدای نژاد سیاه (IV)

در آن زمان، واشنگتون شهر نژاد پرستی بود و اجرای یک هنرمند سیاه پوست در این تالار مشهور در حالی که تماشاگران هم رنگ او مجبور به نشستن در صندلیهای ردیف آخر بودند، برای آنان مشکل ساز می شد. “انجمن زنان آمریکا” هیچ گاه سازمانی سیاسی نبود و برای اجتناب از این درگیری، برنامه اجرای او را لغو کرد. در پی این اتفاق، ماریان خود به طور مستقل برای شش بار در محوطه خارجی تالار، کنسرتهایی ترتیب داد.
مشاهدات موسیقی شناس آلمانی از موسیقی ایران (I)

مشاهدات موسیقی شناس آلمانی از موسیقی ایران (I)

این مقاله توسط سعدی حسنی، مورخ و موسیقی شناس ایرانی پیش از انقلاب ترجمه شد و پس از سالها، نخستین بار در شماره سوم مجله موسیقایی مقام در سال هفتاد و هفت انتشار یافته و امروز در این سایت بازنشر می شود.
امینی: وفادار حدود ۴۰۰ اثر دارد

امینی: وفادار حدود ۴۰۰ اثر دارد

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با علیرضا امینی، نوازنده، ترانه سرا و مدیر ارکستر نیایش که قرار است در کنسرت «بگو کجایی» که قرار است ۹ شهریور ماه سال جاری در برج میلاد به روی صحنه برود؛ این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است.
دو نمود از یک تفکر (I)

دو نمود از یک تفکر (I)

موسیقی و معماری سنتی ایرانی، دو هنر پرسابقه و ارزشمند در تاریخ ایران هستند. در این نوشتار، ابتدا خصوصیات کلی این دو هنر ذکر می شود و سپس به صورت موردی مفاهیم تقارن، مدول و تکرار، تزیین و ریتم با ذکر نمونه هایی مورد بررسی قرار می گیرد. هم چنین به ذکر برخی خصوصیات مانند عوامل تنوع بخش و چگونگی ادراک این دو هنر پرداخته می شود.
عارف ساق خنیاگری از شرق ترکیه (I)

عارف ساق خنیاگری از شرق ترکیه (I)

در سال ۱۹۴۵ میلادی در شهر آشکاله (Aşkale) از توابع استان ارضروم (muruzrE) که در میان کوه ها واقع شده، به دنیا آمد. از حدود ۳-۴ سالگی که با پدرآسیابانش به آسیاب می رفت، با صداهای موزون آشنا شد. خود عارف ساق (ARIF SAĞ) در این باره چنین می گوید : ” صدای آب، آبی که به پره های آسیاب برخورد می کرد، صدای گردش پره ها و ساییده شدن دو سنگ آسیاب و مخلوطی از این صداها به گوش می رسید و این صدای موزون را یک عنصر دیگر بر هم می زد؛ آن هم چوب کار کرده ای بود که نعل روی آن کوبیده بودند و صدای شق شق می داد. به این ترتیب صداهای موزون با یک ریتم منظم به گوش می رسید. شنیدن مدام این اصوات، انسان را به خیال و رؤیا می برد. درک موسیقی و ریتم از همان سالها شروع شد و من از آنجا سرم را به موسیقی مشغول کردم.”
بوگی ووگی (I)

بوگی ووگی (I)

بوگی ووگی (Boogie Woogie)، موسیقی ای پرتحرک و رنگارنگ با تاریخی به همان اندازه پر نقش و نگار است. مبدا پیدایش این موسیقی که در ابتدا به عنوان موسیقی رقص سیاهپوستان فقیر جنوب آمریکا شناخته شده، چندان مشخص نیست.
“ذوق ما را خشکانده اند ” (II)

“ذوق ما را خشکانده اند ” (II)

خیر، به یاد ندارم ایشان را از نزدیک هم دیده باشم ولی قطعاتی از ایشان شنیده ام؛ در تالار مدرسه البرز «سوئیت های محلی» او اجرا شد. از این موضوع همیشه متاسف بودم که چرا آقای پرویز محمود علاقه ای به موسیقی ایرانی نشان نمی داد حتی استاد خودم آقای ناصحی هم از ساخته شدن قطعه «سبکبال» به سبک ایرانی و با فواصل ایرانی ابراز نارضایتی کرد.