افشاری: خطای کوک سازهای ما کمتر از دو سنت است

بلز سوپرانو - دیاتونیک
بلز سوپرانو - دیاتونیک
در اواسط دهه ۶۰ و در اوج سالهایی که موسیقی بنا به شرایط آن روزگار در ایران وضعیت مناسبی نداشت، به واسطه ی پیشنهاد برخی موسیقیدانها آموزش موسیقی کودک به این دلیل که حساسیت آنچنانی نسبت به این نوع موسیقی وجود نداشت، بر مبنای الگوی آموزشی کارل ارف پایه گذاری شد.

کارل ارف موسیقیدان معروف آلمانی سازهایی برای کودکان از سنین خرد سالی تا نوجوانی ابداع کردکه به نام خود او به سازهای ارف شهرت یافت. این سازها ساختمان بسیار ساده ای دارند و کوک آنها ثابت است و با زدن ضربات مختلف مضراب در کوک شان تغییری پدید نمی آید.

سازهای ارف در هم نوازی نیز از قابلیت ترکیب بالایی بر خوردارند و نوازندگی با آنها بسیار ساده است.هر کودکی حتی کودکان نارسا می توانند آنها را بنوازند و از همان اول نوازندگی دسته جمعی با آنها امکان پذیر است.

گروهی از سازهای ارف ملودیک هستند. این سازها دارای تیغه های فلزی یا چوبی اند.مانند: سیلوفون ها متالفون ها و بلزها و… . گروهی از آنها ریتمیک اند.مانند: طبل ، قاشقک ، سنج ، دایره زنگی و… . بعضی از سازها این دو گروه را همراهی می کنند؛ از جمله: ملودیکا و فلوت. امروزه در اکثر کشورها معلمان موسیقی کودک بر مبنای اصول آموزشی ارف به تدریس موسیقی می پردازند.

در ایران نیز در کنار شروع فعالیت آموزشی با این متد ازهمان ابتدا نیاز به ساخت سازهایی که لازمه موسیقی ارف بود احساس شد. و به دلیل هزینه های بالا برای وارد کردن این وسایل از خارج صنعتگران داخلی با کمک و مشورت پایه گذاران ارف در ایران به فکر ساخت انواع بلزها و متالوفون ها و سیلوفون ها(که از سازهای اصلی ارف هستند) افتادند.

کمال افشاری متولد سال ۱۳۳۹ و متخصص ماشین ابزار، اوّلین کسی است که این فکر را عملی ساخت و با توجه به رشته ی تخصصی و علاقه ی شخصی خود به موسیقی و آشنایی با دوستانی که فعالیت جدّی موسیقی میکردند شروع به ساخت سازهای فوق نمود.

وی با استفاده از تجهیزات مدرن قالب سازی، تراشکاری و پرس کاری که در کارگاه شخصی اش وجود دارد توانست از همان اواسط دهه ۶۰ تا امروز هزاران عدد بلز در مدلهای مختلف و نیز متالوفون و سیلوفون با کیفیت بالا( به نسبت استانداردهای جهانی) را به دست هنرجویان برساند.متن زیر حاصل گفتگوییست که با اولین تولید کننده ی این سازها در ایران ترتیب دادیم:

علت اینکه وارد این مقوله شدید چه بود با توجه به اینکه رشته ی تخصصی شما ارتباطی با موسیقی ندارد؟
درست است با موسیقی ندارد ولی با ساخت و ساز دارد. اصولا هر وسیله ای که به مرحله ی تولید می رسد مراحل طراحی ، نقشه کشی و قالب سازی را طی می کند ، تا به تولید کلاسیک و کارخانه ای برسد. صنایع دستی در واقع تک سازی است ولی تولید کارخانه ای و به شکل انبوه باید سیکل بالا را طی کند.
شروع آشنایی شما با دوستداران موسیقی به چه صورت بود؟
در آن دوره که فکر میکنم سالهای ۶۵-۶۶ بود، یکی از معدود آموزشگاهها به نام کانون چنگ فعالیت موسیقی میکرد و اساتیدی چون آقای شکارچی درآنجا تدریس میکردند. دوستانی داشتم که درآن آموزشگاه تعلیم ساز میدیدند. زمانی که در واقع وضعیت موسیقی در پرده ای از ابهام بود، عملا فعالیت موسیقی برای بزرگسالان بسیار محدود شده بود بسیاری از کسانی که امروزه از مشهورترین مربیان موسیقی کودک هستند، حضور داشتند.

مگرشما فعالیت جدّی موسیقی هم داشتید؟
من به خاطردوستان هنرمندی که داشتم و همچنین علاقه ی شخصی به موسیقی مایل شدم در این بخش که درحوزه ی تخصصی من هم هست یعنی ساخت ساز وارد شوم ولی اینکه فعالیت جدّی موسیقی به آن مفهوم که شما مد نظر دارید، خیر.

پیشنهادی که به شما در این زمینه شد چه بود؟
به دلیل فراهم بودن ابزارآلات ساخت و تولید در مجموعه شخصی به من پیشنهاد تولید و ساخت وسایل موسیقی کودک شد.

بر اساس چه الگویی شروع به کار کردید؟
بر اساس یک نمونه آلمانی که آقای شکارچی از اتریش آورده بودند. تولیدات آزمایشی با کمک و مشورت بی دریغ کامران امید ساخته شدو به دنبال آن به تولید انبوه رسید.

مشخصات این نمونه چگونه بود؟
این نمونه یک بلز دیاتونیک ۱٫۵اکتاو مدل جی ۱۰بود. با تیغه های عرض ۲۰میلیمتر در ۲ میلیمتر ضخامت و با طولهای مختلف که توسط شرکت “sonor” آلمان ساخته شده بود.

میزان تولید شما در اوایل کار چقدر بود؟
در سالهای اول تعداد سازهای تولیدی ما با توجه به هزینه های سنگین قالب سازی، حداکثر به ۵۰عدد میرسید. ولی اکنون تعداد سازهای تولیدی ما سالانه بالغ بر هزاران عدد میباشد. البته امروزه کارگاهها و اشخاص دیگری هم در این زمینه فعالیت میکنند که به دلیل نداشتن تخصص در زمینه ساخت، تولید آنها همواره با مشکلات فنی همراه است.

اولین نمونه ای که ساختید چقدر زمان برد؟
اولین نمونه ای که از روی الگوی شرکت “sonor”آلمان ساختیم در سال ۶۶ بود و حدود یک سال مراحل ساخت آن به طول انجامید.

این ساز ها را چگونه کوک میکنید؟
ابتدا تیغه ها به شکل ورق ۱ متر در ۲ متر به ضخامت ۲ میلیمتر خریداری می شود. ما این تیغه ها را در طول ۲ متر و عرض ۲۰ میلیمتر برش می دهیم. سپس تیغه ها توسط قالب، با ۲۰ سنت اختلاف پرس کاری می شوند. بعد از رنگ کاری مرحله ی کوک نهایی فرا میرسد.

من به همراه همسرم که بیشتر زحمت ساخت و توزیع سازها به عهده ی ایشان است، یک سیستم آکوستیک ایجادکردیم که کوک نهایی با ایجاد سورا خهائی که پشت تیغه ها و معمولاً در قسمت مرکزی به وسیله ی دریل ایجاد میشودپایان میپذیرد. اگر کوک تیغه بالاتر از حد نرمال باشد سوراخها در قسمت مرکزی ، و اگر کوک پایین تر باشد سوراخها در دو سر تیغه ایجاد می شود.

حد اکثرمیزان خطا در کوک سازهای شما چقدر است؟
حداکثر ۲سنت است که گوش طبیعی قادر به تشخیص این میزان اختلاف نیست.

4 دیدگاه

  • هوشنگ فراهانی
    ارسال شده در تیر ۲۴, ۱۳۸۶ در ۵:۰۵ ق.ظ

    با آرزوی موفقیت.

  • ارسال شده در تیر ۳۰, ۱۳۸۶ در ۷:۴۰ ق.ظ

    مطا لب واخبار شما برای علاقمندان بسیار جالب وخواندنی است.حتی برای آنانی که تفننی پیگیر هستند.
    سربلند باشید

  • یحیی الماسی
    ارسال شده در فروردین ۴, ۱۳۸۸ در ۱:۳۳ ق.ظ

    با سلام یحیی الماسی
    مدیر آموزشگاه باربد هستم
    لطفاآدرس و شماره تلفن دفتر آقای افشاری (برای تهییه ساز) را برایم بفرستید.

  • fatemeh payandeh
    ارسال شده در شهریور ۲۶, ۱۳۸۸ در ۲:۵۰ ق.ظ

    kheili lheili sait khobi darid

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

طرّاحی دیتیل برای نی و تنبک (IV)

در مورد من امّا، تجربیاتی که در معماری داشته‌ام، در موسیقی بیشتر به کمکم آمده است. موسیقی خیلی انتزاعی است و دست‌و‌بالِ آدم برای خلّاقیّت خیلی باز است؛ یعنی محدودیت‌هایی که در معماری هست، از جمله اقتصاد، مسائل سیاسی و اجتماعی و مصالح، نظریات کارفرما و «من می‌خواهم»‌هایش، دست تو را خیلی می‌بندند، امّا در موسیقی تو خود می‌گویی «من می‌خواهم». من تغییراتی روی سازها داده‌ام، مثلاً دامنۀ صوتی نی را گسترش داده‌ام و به شش اکتاو رسانده‌ام.

سعیدی: همیشه با ساز همسرم می نوازم

همیشه یادشان می‌کنم، همیشه… در حقیقت می‌توانم بگویم که یکی از اساتیدی بودند که در زندگی هنری من خیلی مؤثر بودند هم ایشان هم استاد دکتر صفوت و البته استاد مفتاح هم که جای خودشان را دارند چون سبک مضراب زدن را در حقیقت ایشان به من یاد دادند و اگر ایشان نبودند، خب من نمی‌توانستم به اینجا برسم. هرچند تکنیک‌های ایشان با چیزی که امروز من اجرا می کنم فرق دارد چون من دیدم کارم یک جور دیگر است، تکنیک را عوض کردم و فرم کار را عوض کردم. حالا ان‌شاءالله این سی دی هزار گیسو که به بازار بیاید تمام این تغییرها و تمام این تفاوت‌ها را شما می‌توانید حس بکنید.

از روزهای گذشته…

موسیقی در فلسفه شوپنهاوئر (I)

موسیقی در فلسفه شوپنهاوئر (I)

واگنرگوید: شوپنهاوئر نخستین کسی است که با روشن بینی فلسفی وضع موسیقی را درمیان هنرهای زیبای دیگر شناخت و تعیین کرد. آرتور شوپنهاوئر، فیلسوف بزرگ آلمانی، به سال ۱۷۸۸ در دانتزیگ متولد شد و در سال ۱۸۶۰ در فرانکفورت را در سال درگذشت. پس از پایان تحصیلات در رشته فلسفه، شاهکار خود کتاب۱۸۱۸ نوشت و آن را انتشار داد. ولی کتاب وی مورد استقبال قرار نگرفت و پس از سالها فقط چند نسخه آن به فروش رفت. تنها پس از حدود سی سال از انتشار کتاب مزبور در حدود سال ۱۸۴۸ بود که فلسفه او مورد استقبال قرار گرفت و ناگهان به اوج شهرت رسید.
وان موریسون، نوری در تاریکی (VII)

وان موریسون، نوری در تاریکی (VII)

در مصاحبه ای با آنتونی دنسلو، موریسون گفته است: “سخنان نادرست بسیاری درباره این آلبوم بیان شد. من هیچ گاه وابسته به گروهی نبودم و چنین قصدی نیز ندارم. برای کسانی که نمی دانند راهبر و هدایتگر چه کسی است باید بگویم حتی معلمی نیز نداشتم.” سال ۱۹۸۷ آلبوم “ترکیب قهرمانان شاعرانه” وی با تمی عاشقانه و رومانتیک، شامل آهنگهایی همچون: “کسی مثل تو” و “بوسه فرانسوی” (مربوط به سال ۱۹۹۵) که در این آلبوم اجرا شد.
دیلان‌ به‌ روایت‌ هندریکس‌ – ۲

دیلان‌ به‌ روایت‌ هندریکس‌ – ۲

تونالیته‌ آهنگ‌ و آکوردهای‌ نواخته‌ شده‌ در آن‌ همانهایی‌ است‌ که‌ دیلان‌ نوشته‌ بود و هندریکس‌توالی‌ آکوردها را به‌ همان صورت‌ که بود حفظ‌ کرد. تنها در یک‌ جا (همراه‌ کلمه‌ joke) به‌ جای‌ آکورد A ازآکورد #F مینور نسبی‌ استفاده‌ کرد.
تجزیه و تحلیل مجموعه‌ی ایرانی‌ها (II)

تجزیه و تحلیل مجموعه‌ی ایرانی‌ها (II)

با طرحی هفت ضربی آغاز می‌شود در این جا هم مانند ایرانی ۱، تنبک آغازگر قطعه است. عامل ریتم که در قطعات پیش نیز به عنوان تنها عنصری که به سوی فضای برآشفته نمی‌رود، نقش داشت، از طریق صدای ساز تمبک حضور خود را اعلام می‌کند.
رساله ای از خواجه نصیر الدین طوسی در علم موسیقی (I)

رساله ای از خواجه نصیر الدین طوسی در علم موسیقی (I)

مطلبی که می خوانید، تحقیقی است از داوود اصفهانیان و ساسان سپنتا که در بهار و تابستان سال ۱۳۷۰ در مجله “دانشکده ادبیات و علوم انسانی تبریز” به انتشار رسیده است.
پگی لی

پگی لی

تمام خوانندگان باید از توانایی شگفت انگیز او درس بیاموزند، حضور او سرشار از ظرافت و جذابیتی خالص و با عظمت است. (فرانک سیناترا ۱۹۹۴)
روش سوزوکی (قسمت سی چهارم)

روش سوزوکی (قسمت سی چهارم)

دانشمندان طراز اول، هنرمندان، بازرگانان و سیاستمداران تنها زمانی در کارشان موفق می‌شوند که انسان هایی ممتاز، عالی و طراز اول باشند. برای بدست آوردن موفقیت باید در وهله‌ی اول انسانی عالی مرتبه بود، باید شخصیتی داشت. در چهار سال تحصیلی یعنی از سال اول تا سال آخر، من سخنگوی کلاس بودم، باید بگویم که من خیلی هم با هوش نبودم و نمره‌ هایم به ندرت خوب می شدند اما تک تک شاگردان کلاسمان را دوست داشتم و برایشان احترام قائل بودم و آنها هم مرا دوست داشتند و چون شخصیتی مددکار و یاری دهنده داشتم، همواره مورد تایید و انتخاب آنها بودم.
درویش خان در گذار تمدن (III)

درویش خان در گذار تمدن (III)

درویش خان با زخمه های دل انگیز تارش، چهره های بسیاری از جمله روح الله خالقی را شیفته ی موسیقی و نوای تار می کند و اغلب شاگردان خود را که دوره های عالی را نزد ایشان طی کرده بودند را با نشانی به شکل تبرزین (طلا، نقره و برنز) مورد تقدیر قرار می داد و آنان را با لقبِ دوستانه ی “یا پیر جان” مورد خطاب قرار می دهد.
ضرابی: تنظیم نباید زیاد شلوغ باشد

ضرابی: تنظیم نباید زیاد شلوغ باشد

چند سال پیش، چند نفر در رشته های تار و سه تار مانند آقای علی صمد پور و فریبرز عزیزی، قطعاتی را منتشر کردند که در سنتور هم به تازگی این اتفاق افتاده و من چند کتاب سنتور که در سالهای اخیر منتشر شده دیدم و البته ضعفهایی هم در آنها وجود داشت البته کتاب درویش خان بنده هم حتما ضعفهایی دارد و به مرور مشخص میشود ولی کتابهایی را که دیدم اکثرا به صورتی بود که هنرجو نمیتوانست ارتباطی که باید را با قطعه برقرار کند، یا به خاطر نت نویسی بود یا به خاطر تنظیم نامناسب برای سنتور بود، بصورتی که تقریبا ۱۰ درصد تنظیم وجود داشت و بیشتر انتقال بود.
گفتگو با مائوریزو پُلینی (I)

گفتگو با مائوریزو پُلینی (I)

باعث افتخار من (بورووس دُفی) است که نوازنده پیانو مائوریزو پلینی (Maurizio Pollini) را در مجموعه گفتگوی خود معرفی کنم. این پیانیست ایتالیایی از طریق تمرینات فراوان، آثار ضبط شده غیر قابل شمارش و کنسرتهای زنده ای که با دقت آنها را انتخاب کرده، خود را از دیگران متمایز داشته. او در سال ۱۹۴۲ در ایتالیا متولد شد. بعد از دریافت جایزه اول در مسابقات Warsaw Chopin در سال ۱۹۶۰، تصمیم گرفت به جای اجراهای بیشتر بپردازد و تحصیلات خود را ادامه دهد البته قبل از اینکه هنوز حرفه بین المللی خود را برنامه ریزی کند!