کمپانی آر سی ای (III)

در سپتامبر ۱۹۶۵ RCA و Lear Jet Corpبه منظور انتشار نوارها کارتریج ( پیکاپ گرامافون) Track 8 که در ابتدا در سال ۱۹۶۶ در اتومبیل فورد استفاده شد و در ده های ۶۰ و ۷۰ بکلی مشهور شد، تشکیل یک گروه را دادند.

در اواخر سال ۱۹۶۸ RCA لوگو خود را به نوع جدید لوگو به روز رسانی کرد و هر دو لگوی قدیمی خود VictorوNipper را به واقع بازنشسته کرد. RCA لوگوی Nipper را برای بسیاری از رکوردهای که در کشور های طرف قرارداد RCA از سال ۱۹۷۶ضبط شده بود تثبیت کرد؛RCA تعداد بسیار زیادی از آلبوم های قابل توجه را تولید کرد.

آثار بدیعی چون : Brigadoon, Paint Your Wagon, Mary Martin, Peter Pan, Damn Yankees, Hello Dolly!, Oliver!, Fiddler On The Roof و همچنین موسیقی های تولید شده در Lincoln Center , اجرای دوباره Show Boat در سال ۱۹۶۶ و Anything Goes در سال ۱۹۸۷٫

همچنین این شرکت عهده دار تولید موسیقی متن فیلم (Film Sound Track) و آلبوم های South Pacific, The Sound of Music بود. آلبوم ها برای فیلم پر طرفدار Julie Andrews ساخته شده بود که یکی از پرفروش ترین موسیقی های متن در آن زمان بود. در سال ۱۹۶۹ RCA Vinyl LP، بسیار نازک و سبک به اسم Dynaflex را معرفی کرد. این نوع از دیسک های فشاری، مدعی غلبه بر انحنای دیسک و دیگر اشکالات مرسوم دیسکت های فشاری ضخیم بود، لیکن این محصول شهرتی بحث انگیز در صنعت داشت.

در سپتامبر ۱۹۷۰ RCA اولین Q8( نوار کارتریج ۸-Track دارای ۴ کانال ) خود را توزیع کرد. RCA بعدا شروع به توزیع Q8هایی که مقدمتا برای ضبط موسیقی کلاسیک در CD-4 (چهار دیسکه) که محتاج کارتریج ویژه و تقویت کننده (amplifier) چهار کاناله و ۴ بلندگوی جداگانه بود کرد.

از آنجایی که شرکت Columbia سیستم دیگری از Q8با نام SQ را با کدگذاری الکترونیکی که فقط به تقویت کننده (amplifier) و ۴ بلندگوی احتیاج داشت را تولید کرد؛ این سیستم در رقابت با انواع دیگر بود در حالی که سازگاری زیادی نداشت.

شرکت Warner Record این نوع را پذیرفت در حالی که RCA و Columbia این نوع دیسکت را پس از چند سال منسوخ کردند. RCA بعدها Dolby encoding ( شبیه به SQ شرکت Columbia ) را بر روی CD منتشر کرد. این کار شامل بود از سری آلبوم های Charles Gerhardt که وقف فیلم ها کلاسیکی از Erich Wolfgang Korngold Alfred Newman, Dmitri Tiomkin, Max Steiner, Franz Waxman و دیگر آثاری که به وسیله National Philharmonic Orchestra که در Kingsway Hall لندن اجرا شده بود.

در سال ۱۹۸۳ Bertelsmann مالک Arista Records پنجاه درصد Arista را به RCA فروخت؛ در سال ۱۹۸۵ هم Bertelsmann و RCA مشارکت خود را با نام RCA/Ariola International ایجاد کردند.

وقتی شرکت General Electric در سال ۱۹۸۶ مالک RCA شد و ۵۰ درصد سهام RCA/Ariola International را به شریکش Bertelsmann فروخت و نام شرکت به BMG Music تغییر یافت.

BMG دوباره لگوی توپ صاعقه (lightning bolt) را انتخاب کرد تا این موضوع را روشن کند که شراکت RCA Records با دیگر نهاد های آن خیلی مدت دار نبوده زیرا بیشتر آنها فروخته یا تعطیل شده بودند. تنها بخش باقیمانده از RCA National Broadcasting Company بود. BMG دوباره شرکت RCA Victor را به منظور ضبط انواع موسیقی های خارج از Pop و Rock ایجاد کرد.

در سال ۲۰۰۴ BMG و Sony موجودی موسیقی خود را ادغام کردند و این شراکت را Sony BMG نامیدند. چون Sony Music قائم مقام بخش فروش CBS music بود این ادغام به این معنی بود که RCA Records که با NBC شریک بود باید به زیر چتر رقیب CBS های NBC Record Columbia بروند!

en.wikipedia.org

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (IV)

شکل و هیئت معماری مدرن، بیادآوردنده هیچ فرمی از گذشته و تاریخ یا خاطره ای قومی یا ملی نیست، بلکه نشان دهنده دیدگاه و تفکر «مدرن» ی است که با واقعیت گرایی در پی شناخت حقیقتِ فرم و مصالح است. جمله معروف «کمتر، بیشتر است» معرف برنامه معماری مدرن شد.

پیرگلو: برای انتخاب اجباری سنتور خوشحالم

من ۲۶ آبان هزار و سیصد و سی نه در تهران بدنیا آمده ام و موسیقی را از کتاب خانه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در واقع در پارک نیاوران (گمان می کنم سال ۱۳۴۸ یا ۴۹) شروع کرده ام. در آن مقطع مربیان زیادی می آمدند و می رفتند از جمله خانم ابراهیمی، آقای راسخ ولی تنها کسی که روی من تاثیر به سزابی گذاشتند و راهم را در زندگی عوض کردند، آقای محمد رضا درویشی بوده اند و اولین قطعه ای هم که راه من را مشخص کرده است، سونات اول بتهوون، سونات پاتیتیک بوده است که آن آکورد اول راه بنده را در زندگی عوض کرده و تا امروز هم ادامه دارد.

از روزهای گذشته…

پارادوکس موسیقی ایرانی

پارادوکس موسیقی ایرانی

بحثی را که در این جا آغاز خواهیم کرد، معطوف به دو محور اساسی خواهد بود. نخست، موسیقی در ایران و دوم موسیقی ایرانی. به عقیده نگارنده، پارادوکس اساسی موسیقی ما از رویارویی و تمایز میان دو محور نامبرده و فقدان بازخورد مناسب از متن جامعه ایرانی نشأت می گیرد. مقاله حاضر، نگاهی تحلیلی به ساختارها و بنیان های موسیقی ایران دارد و لذا از پرداختن به جنبه های شکلی و تفسیرهای ساختارگرایانه (structuralism) اجتناب شده است.
بوشو ای شو …

بوشو ای شو …

تیتراژ سریال ” کوچک جنگلی” تنظیمی بود از یکی از لالایی های گیلانی که توسط سید محمد میرزمانی به شکل زیبایی با ارکستر و با آواز نمناک ناصر مسعوی همراه شده بود. استفاده بجا از فلوت، ارکستر زهی، تیمپانی و کر که در تنظیم این قطعه بکار رفته بود، نشان ازجو قوی و بیان محکم میرزمانی می داد.
برخی از مشکلات پزشکیِ نوازندگانِ سازهای بادی‌برنجی (II)

برخی از مشکلات پزشکیِ نوازندگانِ سازهای بادی‌برنجی (II)

آسیب‌های لب اغلب (اما نه همیشه) در نوازندگان جوان‌تر با تکنیک ضعیف ایجاد می‌شوند. اینکه فرد چند وقت است که می‌نوازد اهمیت ندارد، بلکه اینکه چگونه می‌نوازد و تمرین می‌کند مهم است. نواختن پرفشار و طولانی‌مدت یا نواختن نت‌های بسیار بالا بدون درگیر شدن عضلات مناسب، منجربه نازک شدن لب نوازنده می‌شود. هنگام تلاش برای نواختن نت‌های بالا، وقتی نوازنده به‌جای انقباض لب‌ها به کشیدن آن‌ها ادامه می‌دهد باعث می‌شود که عضلۀ لب دچار بیرون‌زدگی (۶) شود و بدین ترتیب فرد دیگر قادر نخواهد بود از فرارِ هوا از گوشه‌های دهانش –که باید فقط وارد سر ساز شود-جلوگیری کند و بنابراین قادر به کنترل صدا و نواختن صحیح نت‌ها نخواهد بود. یکی از دلایل تغییرِ اِکول نوازندگیِ سازهای بادی‌برنجی در دهه‌های اخیر بروز چنین مشکلاتی نیز بوده است. برای نمونه در دهه‌های قبل در نوازندگی ترومپت رایج بود که برای رسیدن به نت‌های بالاتر باید لب‌ها به‌صورت افقی کشیده‌تر شوند که امروزه این روش، منسوخ شده است. برای پیشگیری از اختلالات لب‌ها، باید در هنگام نواختن، کاملاً راحت و بی‌انقباض بود و نباید فشاری وارد کرد. این موضوعی است که اغلب نوازندگان جوان و تازه‌کار با آن مواجه‌اند. آن‌ها با تنش و فشار زیاد می‌نوازند و لب ‌آنها خیلی زود خسته می‌شود درحالی‌که یک نوازندۀ حرفه‌ای باید قادر باشد با به‌کارگیری شیوه‌های علمی و استاندارد، زمان‌های طولانی به اجرا ادامه دهد بدون آنکه لب‌هایش خسته و بی‌رمق شده باشند.
آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (V)

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (V)

در این مدتی که در دانشگاه این تغییرات را به وجود آوردید و به مدت ۸ سال بود ریس دانشکده موسیقی بودید فکر می‌کنم زمان کافی برای فارغ‌التحصیلی دانشجویان برای حداقل پنج دوره فراهم بود. چه کسانی در آن دوره به‌عنوان موسیقی‌شناس فارغ‌التحصیل شدند. لطفاً نام ببرید. به‌یقین بیش از چند اسم به خاطر نخواهم آورد. موضوع مربوط به چهل‌ و چند سال پیش است. به‌طور مثال آقای لطفی.
کنسرت زمستان؛ اثری فروتر از انتظار (II)

کنسرت زمستان؛ اثری فروتر از انتظار (II)

آنچه که از شهروز شعاعی در این دو نوازی شنیده می شد دو ویژگی مهم داشت. اول اینکه با فرض حذف ایشان از صحنه ی اجرا، برای کلیّتِ اثر هیچ اتفاقی نمی افتاد. به این معنا که در این دو نوازی، ساز کوبه ای صاحب شخصیت مستقلی نبود و حتی در ارائه ی انگاره های ریتمیک، وابسته و تحت سلطه ی سه تار عمل می کرد. و دوم اینکه اجرای شعاعی توجیهی عقل پذیر برای حضور سازی سه قسمتی را به مخاطب ارائه نمی کرد. زیاد شنیده ایم که نوازندگان سازهای کوبه ای از مناطق مختلف پوست یک ساز صداهای به مراتب متنوع تری را تولید می کنند.
رنگین چون هزار دستان (III)

رنگین چون هزار دستان (III)

بر حسب پاره‌ای شرایط موسیقایی و غیر موسیقایی یکی از این قطعات که بر تیتراژ این سریال پخش می‌شد در خاطر شنونده‌ی ایرانی مانده است. پرسش این است؛ آیا موسیقی هزاردستان نسبت به دیگر آثار حنانه ویژگی خاصی داشت؟ نسبت به دیگر آثار هم‌دوره‌اش چطور؟ خود قطعه‌ی همراه تیتراژ از یک دیدگاه مهم با آثار موسیقایی و سینمایی او متفاوت بود؛ یک ملودی کاملا شناخته شده داشت که البته از ملودی‌های موسیقی محلی نبود.
روش سوزوکی (قسمت پنجاه و دوم)

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و دوم)

چرا بیشتر انسان ها به این می‌اندیشند که کاری را انجام دهند اما در پایان آن را انجام نمی‌دهند؟ چرا آنها قدرت آن را ندارند که آن کاری را که در مغزشان می‌خواهند به آن عمل کنند عمل نمی‌کنند اگر آدم به انجام آن کار فکر کند باید به اجرای آن کار عمل کند.
گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

«چرا نقد دانشگاهی دست رد به سنیۀ تحلیل ذاتی و درونی می‌زند؟ (البته اصل تحلیل ذاتی غالبا چندان درک نمی‌شود). پاسخهایی که فعلا می‌توان داد، پاسخهای ممکن است: شاید علتش اطاعت بی‌چون و چرا از مرام جبر علمی است که به موجب آن اثر حتما «معلول» علتی است و علل بیرونی بیشتر از علل دیگر «علت» پنداشته می‌شوند. شاید نیز به این جهت است که رد نقد علی و قبول نقد کارکردها و دلالتها مستلزم تغییر عمیق ضوابط دانش، یعنی تغییر شیوه است و این کار تغییر شغل فرد دانشگاهی محسوب می‌شود.» (ص ۳۶)
جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (II)

جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (II)

ردیف های مکتب خانواده ی فراهانی با روایت های گوناگون کمتر از ۴۰۰ گوشه دارند مانند ردیف سازی میرزا عبدلله (نزدیک به ۲۵۰ گوشه به روایت برومند و نزدیک به ۳۹۰ گوشه به روایت منتظم لحکما) و ردیف آوازی عبدلله دوامی ( ۱۸۸ گوشه) و محمود کریمی (نزدیک به ۲۲۳ گوشه). واژه ی ”نزدیک” برای آن است که در نام گذاری بعضی گوشه ها اختلاف نظرهایی وجود دارد مثلن گوشه ی رضوی دستگاه شور در ردیف محمود کریمی به روایت ارفع اطرائی دارای بخش های نغمه، تحریر جواد خوانی و فرود است (اطرائی، ،۱۳۶۹ ۸-۱۰) اما در روایت مسعودیه با دو نام و دو گوشه ی متفاوت مشخص شده اند:‌ یکی «رضوی» و دیگری «رضوی با تحریر جوادخانی» (مسعودیه،‌ ۶،۲۵۳۶-۸) یا اینکه در روایت ارفع اطرائی گوشه هایی وجود دارند (مانند درآمد نوع دیگر در ماهور صفحه ی ۱۵۸ ) که در کتاب محمد تقی مسعودیه وجود ندارند.
فراخوان «ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت»

فراخوان «ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت»

«ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت» روز سه شنبه سوم اسفند ماه سال جاری در فرهنگسرای ارسباران برگزار می شود. علاقه مندان به شرکت در این جشنواره که با حمایت موسسه فرهنگی و هنری راداندیش نو و فرهنگسرای ارسباران برگزار می گردد، می توانند آثار خود را تا ۲۵ بهمن ماه به دبیرخانه جشنواره ارسال کنند.