سیمون راتل، رهبر فعلی ارکستر فیلارمونیک برلین (II)

در سال ۲۰۰۶ در جراید آلمان مجادله ای در مورد کیفت کنسرتهای راتل در ارکستر فیلارمونیک برلین آغاز شد و یکی از منتقدین آلمانی وی با نام Manuel Brug انتقادات آتشینی از او کرد؛ دامنه این انتقادات تا جراید انگلستان نیز کشیده شد.

در سال ۱۹۹۷ راتل اولین هدایت خود را در آمریکای شمالی با Los Angeles Philharmonic یا LAP آغاز کرد، از سال ۱۹۸۱ تا ۱۹۹۴ رهبر ارکستر مهمان Cleveland Orchestra، Chicago Symphony Orchestra، San Francisco Symphony، Toronto Symphony Orchestra و Boston Symphony Orchestra بود.

در سال ۱۹۹۳ با Philadelphia Orchestra شروع به همکاری کرد. در سالهای ۱۹۹۹، ۲۰۰۰ و ۲۰۰۵ به عنوان رهبر مهمان مشغول بود، در سال ۲۰۰۷ رهبری قطعه Das Paradies und die Peri از شومان را به عهده گرفت.

او با سازمان معروف Toronto Children’s Chorus نیز همکاری میکرد.

رابطه هنری راتل و Philadelphia Orchestra ادامه داشت تا وقتی که ارکستر خواستار استخدام راتل به عنوان کارگردان هنری بعد از Wolfgang Sawallisch شد ولی راتل این پیشنهاد را رد کرد و به عنوان رهبر مهمان به کار خود ادامه داد.

راتل اجرای بسیاری از انواع سبکهای موسیقی را در کارنامه خود دارد ولی با این حال او به عنوان مفسر آثار آهنگسازان ابتدا قرن ۲۰ همچون مالر شهرت دارد و او با ضبط دومین سمفونی مالر جوایز متعددی را از آن خود کرده است.

او همچنین برای پشتیبانی از موسیقی معاصر، برنامه تلویزیونی Leaving Home که شامل ۷ قسمت بود و به بررسی سبک های موسیقی و آثار رهبران و همچنین گلچینی از رکوردهای Birmingham Symphony میپرداخت، را اجرا کرد.

مجله Gramophone Magazine آثار او را با عنوان “magnificent disc” ستایش کرد و مقایسه مطلوبی بین تفسیر راتل از قطعات با اجراهای آبادو (Claudio Abbado) و کارایان (Herbert von Karajan) به عمل آورد.

راتل در سال ۱۹۸۹ قطعه opera Porgy and Bess اثر گرشیون (George Gershwin) را کامل کرد و به عنوان موسیقی متن در یک برنامه تلویزیونی در سال ۱۹۹۳ پخش شد. مجله موسیقی BBC این دیسک را به عنوان ” دیسک ماه ” (آپریل ۲۰۰۷) معرفی کرد.

اولین ازدواج او با Elise Ross خواننده سوپرانو آمریکای پس از ۱۵ سال و با داشتن دو پسر به جدای کشید. همسر دوم او Candace Allen نویسنده انگلیسی بود که این ازدواج هم با آغاز رابطه راتل باMagdalena Kožená سوپرانوی چکسلواکیایی پایان یافت! در حال حاضر راتل و کوزنا پسری با نام یوناس دارند.

2 دیدگاه

  • rahim
    ارسال شده در مرداد ۲۰, ۱۳۸۶ در ۹:۴۷ ب.ظ

    matalebe harmonytalk akhiran vaghean malal avar va (…)shode and.shayad age site dige matlabi nanevise behtar bashe
    shahedesh ham ine ke dige kasi chandan commnet ersal nemikone berid zire matalebo bebinid mifahmid
    dige in sitam dare be (…)mishe

  • ershad
    ارسال شده در مرداد ۲۱, ۱۳۸۶ در ۱:۱۶ ب.ظ

    az matlabe jalebetun Mamnun,kheyli delam mikhast darbareye Rattle Bedunam

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «بوم خیال»

اگر اجرای موسیقی آوازیِ مو به مو مبتنی بر بلوک‌بندی و جمله‌بندی و ساختار خرد و کلان ردیف‌ها را یک سرِ طیف، و موسیقی آوازیِ آهنگسازی‌شده را، که شاید از ماحضر موسیقی کلاسیک ایرانی تنها اشل‌هایِ صوتیِ مدها را در خود داشته باشد و تمام دیگر عناصرش (از الگوهای ملودیک و ریتمیک گرفته تا نحوه و روند تغییر مدها، فرم و غیره) از چشمه‌ی خلاقیتِ سازنده/نوازنده‌اش جوشیده، سرِ دیگرِ طیفِ آن سنتی بدانیم که در قرن اخیر بداهه‌نوازی نام گرفته است، پنج تکه تکنوازیِ مجملِ صائب کاکاوند در «بوم خیال» را باید جایی نزدیک به پایانه‌ی نخستِ طیف در نظر گرفت.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XV)

در واقع، هم او است که شایع کرد «دستگاه ماهور» همان «گام ماژور» غربی است. در دستور تار اولین تعریف از موسیقی ایرانی در مورد آواز ماهور است:

از روزهای گذشته…

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (X)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (X)

آقای شجریان گفته اند: «من این سازها را ابداع کردم، شانزده ساز مختلف هست که محدوده ی صدایی موسیقی ایرانی را از سه اکتاو به هفت اکتاو گسترش می دهد ولی تعصب نوازندگان ایرانی مشکل آفرین است در پذیرش این سازها… نوازندگان ایرانی فکر می کنند سازهای ایرانی مثل قرآن از آسمان نازل شده و نباید دست کاری شود!» می دانید همین یک پاراگراف می تواند یک سازگر را در اروپا به درجه ای از بی اعتباری برساند که دیگر کسی او را سازگر نداند؟ آقای شجریان هنوز نمی دانند که موسیقی ایرانی وسعتش سه اکتاو نیست!؟ ساز تخصصی ایشان سنتور است؛ من فرض می کنم تا به حال هیچ ساز دیگری را نشناخته اند، سنتور معمولی حداقل سنتور معمولی و سنتور باس را که می شناسند! سنتور معمولی کمی از ۳ اکتاو بیشتر است و همراه با سنتور باس (که یک اکتاو بم تر از سنتور معمولی است می شود چهار اکتاو!)‌ این فقط سنتور بود! حالا فرض کنید عود و کمانچه به این فهرست افزوده شوند، آن وقت ما ۵ اکتاو خواهیم داشت. آن هم پنج اکتاو با کیفیت، نه کدر مانند «بم ساز» (یکی از سازهای ابداعی آقای شجریان) که نوازندگان از بخش بم آن به عنوان ساز کوبه ای استفاده می کنند (اشاره من به اولین سمپلی است که برای معرفی این ساز ضبط شد و نوازنده در بخشهای بم به خاطر مشکل ارتعاش تنها به اجرای ریتمیک پرداخت.)
تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (VII)

تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (VII)

هنگام مرگ ابراهیم پسر اسحق ۳۸ ساله و خود یکی از خوانندگان و نوازندگان معروف بود که این فن را نزد پدر و منصور زلزل که او هم ایرانی بود آموخت. ابولفرج او را به دریا و سایر موسیقی‌دانان را به نهر و جوی آب تشبیه کرده است. از تبحر او روایت کرده‌اند که قطعات موسیقی را حتی با عود نانوک می‌توانسته است، بخوبی بنوازد.
مروری بر «کنسرت گوتلیب والیش»

مروری بر «کنسرت گوتلیب والیش»

روزگاری ایران رسیتال نوازندگان پیانوی بزرگی را به خود می‌دید. اجرای نام‌های افسانه‌ای سده‌ی بیستم همچون «آرتور روبنشتاین» ناممکن نمی‌نمود. این جهانی دیگر بود و موسیقی کلاسیک غربی حمایت دولتی داشت و … . امروز اما دستِ تنها و درعین‌حال توانای جامعه‌ی مدنی در کار است تا به نیروی خویش برنامه‌ای مانند رسیتال «گوتلیب والیش»، نوازنده‌ای از همان تبار (گرچه هنوز کم‌تر افسانه‌ای) را برای بار چندم ممکن کند و این حتا پیش از خود موسیقی جلب توجه می‌کند اگر دیده‌ی تیزبینی باشد.
لیدی بلانت و مسیح (II)

لیدی بلانت و مسیح (II)

آنچه را که می توان درباره جزئیات قطعات تعویض شده مطرح نمود ابتدا درباره فینگر برد کوتاه و پهن آن است که تماما از چوب افرا ساخته شده و یک روکش نازک از جنس چوب آبنوس بر روی سطح آن قرار داشت و باس بار این ساز که کمی نسبت به نمونه مشابه خود در ویلن مسیح کوتاه تر بوده اما از نظر کیفیت از جنس همان چوب کاج با رگه های پهن ساخته شده است.
حسین دهلوی، هنرمند کمال گرا (I)

حسین دهلوی، هنرمند کمال گرا (I)

در سال ۱۳۰۶ مصادف با تحولات شدید فرهنگی و سیاسی در ایران متولد شد. پدرش معلم تار و ویولون (به سبک ایرانی) و از شاگردان خوب علی اکبرخان شهنازی بود. ابتدا با تار شروع کرد ولی به دلیل کوچک بودن جثه اش به ناچار ویولون در دست گرفت و دیری نپایید که به شاگردان ابوالحسن صبا پیوست. شکل گیری شخصیت حسین دهلوی در واقع در این دو محیط او را شخصیت اسطوره ای موسیقی ما کرده است.
یک پیانیست چه نوع تمریناتی و به چه مقدار اجرا مینماید؟ (I)

یک پیانیست چه نوع تمریناتی و به چه مقدار اجرا مینماید؟ (I)

بسیاری از پیانیست ها یک ساعت و یا بیشتر بر روی تمرینات تکنیکی وقت صرف مینمایند برخی از این تمرینات میتواند مانند تمرینات Hanon (تمرین برای ۵ انگشت که الگوهای متفاوتی را اجرا مینماید) یا Dohnanji و Cortot که برای تفکیک انگشتان بکار میرود (من فکر میکنم این دو تمرین آخری واقا خظرناک میباشند و ممکن است موجبات صدمات جدی بر انگشتان و عضلات وارد نماید وباید وقتی تمرین شود که شخص واقعا تجربه و دقت کافی را داشته باشد (همچنین گامها) فرمهای بسیاری برای گام نوازی وجود دارد.
نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی <br>متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت هشتم

نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی
متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت هشتم

رسم‌الخط مخصوصی را برای مکتوب ساختن برخی از اصطلاحات جا افتاده‌ی موسیقی به کار برده که در ابتدا باعث می‌شود خواننده کمی سردرگم شود. برای مثال: «سُپرآنُ» به جای سوپرانو و «آلتُ» به جای آلتو یا «مینُر» به جای مینور و ماژُر به جای ماژور (۱۲). در [۴] با وجود این‌که اشکالات زبانی کمتر است، اما گاه اظهار نظرهایی وجود دارد که خواننده را در مورد صحت متن ترجمه شده به شک می‌اندازد.
رهبری: هنرمندان چند کاره موفق نیستند

رهبری: هنرمندان چند کاره موفق نیستند

بله میتوانستم ولی نکردم… من اعتقاد دارم که خدا به من شانسهای عجیب و غریب و استعداد بسیار خوبی داده است، اگر شما خانه من بیایید خیلی تعجب میکنید که آثار نقاشی من را ببینید، من از ۳۰ سالگی مشغول نقاشی شدم و خانه ام پر از نقاشی است! دیزاین منزلم هم کار خودم هست و هیچ وقت این کارها به من فشار نیاورده است. رهبری ارکستر هم برایم آسانترین کار دنیاست!
گروه ریمونز (IV)

گروه ریمونز (IV)

به عقیده جانی، اجراهای همراه با بارک که نامش به الویس ریمون (Elvis Ramone) تغییر یافته بود، فاجعه بودند! بارک بعد از دو اجرا اخراج شد زیرا درام نوازی وی به هیچ وجه به کیفیت دیگر اعضای گروه نبود. پس از آن مارکی که الکل را ترک کرده بود، خود به گروه بازگشت. دی دی ریمون بعد از آلبوم “تهی مغز” (Brain Drain) سال ۱۹۸۹ که توسط ری تولید شد گروه را ترک کرد و بیل لازول (Bill Laswell) سولو نواز توانست صاحب نام “شاه دی دی” شود.
از استقبال بی نظیر تا بدرقه با شکوه ملودی اصلی

از استقبال بی نظیر تا بدرقه با شکوه ملودی اصلی

این مقاله تعمیمی بر فرم های موسیقی است. اگر یک قطعه موسیقی را به سه قسمت تقسیم کنیم؛ استقبال، ملودی اصلی و بدرقه سه بخش یک اثر موسیقیایی خواهد بود که می توان آن را به فرم ABA’ نسبت داد. رقص فلوت ها از سوئیت فندوق شکن اثر چایکوفسکی نمونه ی بارزی از معرفی این فرم است.