نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (I)

واروژ هاخباندیان (۱۳۱۵ – ۱۳۵۶)
واروژ هاخباندیان (۱۳۱۵ – ۱۳۵۶)
نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان
ترکیب کمیاب احساس و تفکر

سال‌هاست درباره‌ی محوریت خواننده در آنچه به تصور خودمان صنعت موسیقی در ایران گفته می‌شود، بحث شده است. «خواننده‌محوری» از دوران پیش از انقلاب رفتار حاکم بر کسب‌و‌کارهای مرتبط با موسیقی و متأسفانه دیدگاه عمومی از سوی مردم بوده است. به‌جز خواننده‌محوری، عوامل متعدد و مختلفی هم در کنار «کاهلیِ نهادینه» و علاقه‌ی ما ایرانیان به‌عنوان مخاطب موسیقی وجود دارد که این مشکل را دامن زده است و دور از واقعیت نیست اگر بگوییم که به‌جز علاقه‌مندان پرو‌پا قرص موسیقی و برخی از اهالی موسیقی، کسی نام بسیاری از زحمت‌کشان موسیقی کشورمان را نمی‌داند.

این زحمت‌کشان شامل آهنگ‌سازان، تنظیم‌کننده‌ها، نوازنده‌های سازهای مختلف، ارکسترها، تهیه‌کننده‌ها، کنسرت‌گذاران، مهندسان صدا و بسیاری دیگر می‌شود.

کاهلی نهادینه‌ی ما ایرانیان نه‌تنها شامل مخاطبان موسیقی نمی‌شود، بلکه در میان اهالی رسانه هم بسیار ریشه‌دار است و شاید بتوان از همان اول ریشه‌ی این کاهلی را در همین‌جا پیدا کرد؛ چراکه رسانه باید بستری باشد تا علاوه بر برآوردن نیاز محتوایی صوتی، تصویری و متنی مردم، فعالان صنف خود یا اصناف مرتبط با حوزه‌ی خود را نیز معرفی کند و رونق آنان را به رونق خود تبدیل کند که البته همه می‌دانیم پس از انقلاب چنین رویکردی مورد نظر صاحبان رسانه‌های «جریان اصلی»، یعنی رادیو و تلویزیون در کشور ما نبوده. پس از آمدن اینترنت و جا‌باز‌کردن آن در زندگی ما ایرانی‌ها، کاهلی نهادینه‌ی ما ایرانیان بار دیگر خود را با وضوح تمام در جهان سایبری به‌رخ می‌کشد. محتوای دیجیتالی فارسی با انواع آسیب‌هایی که دارد از بزرگ‌ترین گلوگاه‌ها و نقاط بحران‌های سایبری در حوزه‌ی فناوری اطلاعات و ارتباطات است و مسلماً از گلوگاه‌های بی‌رونقی رسانه‌های فارسی‌زبان سایبری، مثل تلویزیون تعاملی و غیره.

اما این مقدمه‌ی تیره و تار چه ارتباطی به آقای «واروژان»، آهنگ‌ساز و تنظیم‌کننده فقید ایرانی دارد؟! واروژانِ افسانه‌ای که چقدر این صفت برازنده‌ی او است. اما چرا او افسانه‌ای است؟ در کشورمان خیلی اتفاق می‌افتد که اعضای یک صنف همدیگر را قبول نداشته باشند و این پدیده درباره‌ی صنف موسیقی‌دان در کشور به‌شدت رایج است. در این میان واروژان از معدود چهره‌هایی است که همه قبولش دارند و به‌عنوان بهترین از او یاد می‌کنند. دلیل دوم برای افسانه‌ای‌بودن او، آهنگ‌هایی است که ساخته است؛ آهنگ‌هایی که تک‌تک آن‌ها دوست‌داشتنی‌اند.

آثاری که جزئی از موسیقی متنِ میلیون‌ها ایرانی است. او چه به‌عنوان آهنگ‌ساز و تنظیم‌کننده و چه به‌عنوان فقط تنظیم‌کننده، وقت زیادی را برای کارهایش صرف کرده و کارِ «پُر‌کُن» ندارد. این دو نکته را هرکسی که دستی بر آتشِ آهنگ‌سازی و تنظیم داشته باشد می‌تواند به‌سادگی و با گوش‌کردن به کارهای واروژان متوجه بشود.

دلیل دیگر افسانه‌ای‌بودن او این است که در میان مردم نام او شنیده شده و ایرانیان بسیاری حداقل با نام او آشنا هستند اما چیزی از این آهنگ‌ساز بزرگ موسیقی پاپ و موسیقی فیلم ایران نمی‌دانند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آوازی سرشار از صفای جوانی

بازخوانی و بازنوازی آهنگ‌های قدیمی، کاری رایج در تاریخ موسیقی هر کشوری است، البته کشورهایی که حافظه تاریخی قوی دارند یا به خاطر تمدن ویژه‌شان، زود‌تر از سایر ملل به اسباب و لوازم ثبت و ضبط موسیقی دست پیدا کرده‌اند و مهم‌تر از همه، در حفظ و نگهداری آن‌ها کوشا هستند. در ۳۰ سال گذشته، استقبال از ترانه‌های قدیمی، دو عامل بنیادی دارد که مربوط می‌شود به دوره طلایی برنامه‌های گل‌ها در رادیو (۱۳۴۴-۱۳۳۴) و دوره طلایی ضبط صفحه‌های ریز شیار ۳۵ دور (۱۳۵۴ـ۱۳۴۲) و تکثیر فراوان و ارزان آن‌ها در سطح کشور که موجب شد موسیقی به خانه‌های مردم برود و ماندگار شود. عامل دیگر این استقبال، بی‌رنگ و رو شدن بیشتر آثاری است که به ویژه در ۲۰ سال گذشته ساخته شده‌اند و از لحاظ نیروی خلاقیت، خلوص هنرمند با هنرش، سلیقه در انتخاب ملودی و کلام و زیبایی در اجرا، قابل مقایسه با آثار گذشتگان نیستند. البته عده‌یی هم هستند که نوعی علاقه قلبی به موسیقی دهه‌های گذشته دارند و حساب آن‌ها از این بحث جداست.

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (VIII)

هشترودی در زمانی که هنوز جهان درگیر جنگ سرد بود و مسائل مربوط به جهانی شدن مطرح نشده بود این نکته مهم را عنوان کرد که هویت اصلی یک ملت و قدرت حضور آن در جهان، بیشتر تابعی از زایش هنری و فلسفی اوست تا صرفاً پیوستگی مجرد به علم و مباحث آن. در حقیقت او به درستی روی این نکته دست می گذارد که جریان جهانی شدن جریانی سطحی و مبتذل از فروریزی فرهنگ ها در درون حوزه یی از قدرت علمی – فنی نیست. هر فرهنگی با هویت خود که همان ظرفیت هنری و فلسفی خود است وارد این میدان می شود و حضورش نیز به اندازه همین ظرفیت صاحب ارزش می شود.

از روزهای گذشته…

Richard William Wright II

Richard William Wright II

یک سال بعد پینک فلوید آلبوم More و Ummagumma را تهیه کرد. گروه تصمیم گرفت که در آلبوم دوم بسیار آزاد و بصورت زنده کار کند، آلبوم چهار قسمت داشت و هر قسمت توسط یک نفر ضبط شد. سهم ریچارد رایت از این آلبوم چهار قسمت بود که Sysyphus نام یکی از مشاهیر افسانه ای یونان نام گرفت.
ضیائی: ابزارهایی برای آنالیز سازها وجود دارد

ضیائی: ابزارهایی برای آنالیز سازها وجود دارد

بله، اما این افراد تعدادشان زیاد نیست و جای بسی خوشحالی و افتخار است که این نیاز احساس شده است و با توجه به دوری و شرایط سخت اقتصادی در آن کشور، انتخاب صحیح و درستی را در جهت کسب سایر علوم در پیش گرفته اند و البته نمیتوان مطمئن بود همه افرادی که وارد این بخش از علم و هنر سازسازی می شوند توانایی ماندن، ادامه و صعود را داشته باشند، چون در ابتدا شاید تصویر ذهنی هر شخص از آنچه می پوید در قیاس با آنچه بدست می آورد متفاوت باشد، زیرا که رشته هایی از این قبیل ویژگی های بارزی را در موضع مرجع آموزشی و شخص هنرجو اقتضا می کند؛ در برخی دیگر انتخاب یک رشته تحصیلی عاملی می شود برای انتخاب رشته های نزدیک تر به آنچه در توانایی های آن انسان تعریف شده است و یا حتی سایر تخصص ها که نهایتا می تواند منجر به تغییر رشته شود.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XVIII)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XVIII)

یک نکته اخلاقی را در جدال کلامی یادآور می شوم، یکی اینکه “قضاوت موردی” در مورد اشخاص حقیقی یک نقد را غیر قابل استناد میکند.
بلبل سرگشته (III)

بلبل سرگشته (III)

آثار ضبط شده ۶۰ روی صفحه که ۳۰ عدد صفحه است. نکته آنکه در این زمان استودیو های صفحه پر کنی مجهز به برق شده اند و روی صفحات گرامافون نوشته شده که با برق پر شده وضعیت صدابرداری تغییر کرده و سطح کار بالارفته است در این سری ضبط مرتضی خان نی داود است که می نوازد و برادرش موسی خان ویلن می نوازد و آثار مشترکی را با صدای قمر به ضبط می رسانند در میان آثار ضبط شده ۴ روی صفحه ۲ عدد صفحه از فلوت یعقوب خان رشتی و صدای قمر می باشد که در نوع خود جالب است به شماره کاتولگ ۳۰۰۵ – بیات زند – قطار و غم انگیز ۱ و ۲ به شماره کاتولگ ۳۰۰۵۲ می باشد هم چنین دو اثر که در چهارگاه – زابل و مخالف و منصوری با ویلن تنهای موسی خان نی داود و آواز قمر به شماره کاتولگ ۲۹ و ۳۰۰۲۸ به ضبط می رسد.
واثقی: کار در ایران را دوست دارم

واثقی: کار در ایران را دوست دارم

ارکستر ملی ایران با رهبری اسماعیل واثقی ۲۹ مردادماه در تالار وحدت به روی صحنه رفت. در این اجرا علی عابدین، کاوان کریمی و صبا طبخی به عنوان تکنواز و امیرمحمد تفتی به عنوان خواننده در تالار وحدت به اجرا پرداختند. در این برنامه مجموعه ای از آثار اسماعیل واثقی به اجرا گذاشته شد که پیش از انقلاب با صدای سیما مافیها بر اساس ملودی هایی از عارف و شیدا خاطره انگیز شده بود.
لئوپاد آئور (II)

لئوپاد آئور (II)

آئور به اجرای سونات به همراه بسیاری از پیانیستهای بزرگ ادامه داد. پیانیست همنواز مورد علاقه وی آنا یسیپوآ (Anna Yesipova) بود که به همراه وی تا سال مرگ این هنرمند ۱۹۱۴ به اجرا پرداخت. از دیگر همنوازانش: آنتون روبینستین، تئودور لشیتسکی (Theodor Leschetizky)، رائول پونگو (Raoul Pugno)، سرجی تانیف (Sergei Taneyev) و ایوگن دآلبرت (Eugen d’Albert) بودند.
شیوه ای نوین در نوازندگی گیتار کلاسیک (III)

شیوه ای نوین در نوازندگی گیتار کلاسیک (III)

زمانی که مشغول به تنظیم قطعه «Playing Love» اثر «انیو موریکونه» (۱) بودم؛ متوجه کاستی های این تکنیک شدم. اگر ما آکوردی در پوزیسیون چهاردهم (XIV) گیتار می گرفتیم و برای کامل شدن هارمونی، نیاز به اجرای هارمونیک نتی، بر روی باره ی هفتم (VII) یا پنجم (V)گیتار پیدا می کردیم؛ امکان لمس سیم برای اجرای این نت هارمونیک وجود نداشت و البته «تکنیک Lip» هم برای گرفتن نت بود نه لمس و ایجاد صدای هارمونیک.
بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده‌ حاضر (IV)

بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده‌ حاضر (IV)

گروه دیگری از موسیقیدانان را نیز که شاگردان هسته‌ی اصلی گروه محوری بودند، باید جزء گروه محوری به حساب آورد چرا که فعالیت‌های بعدی این عده بود که جریان احیا را در سطح جامعه هنری مطرح و آنرا کامل کرد. به نظر می‌رسد در این مورد، گروهِ محوری دستکم به دو بخش تقسیم می‌شود: هسته اصلی و شاگردان۱۰٫ در حقیقت بدلیل نزدیکیِ زمانی و تاثیری که این شاگردان بر جریان موسیقی ایرانی نهادند، بسیار مشکل بتوان این دو بخش را از یکدیگر جدا کرد، در عین حال نباید از نظر دور داشت که زمانی که این شاگردان وارد جریان احیا شدند، خطر اصلی از موسیقی سنتی ایرانی دور شده و مرحله اصلی احیا (حداقل از دید خود احیاگرایان۱۱) تمام شده بود.
گفت و گو با جان کیج (III)

گفت و گو با جان کیج (III)

در انتهای طولانی ترین راهروی بین مثلث ها یک فیلم پخش می شد و در راهرو دیگر اسلایدهایی به نمایش درآمدند. من بر یک نردبان رفتم و به سخنرانی پرداختم که سکوت هایی را نیز در بر داشت. نردبان دیگری نیز وجود داشت که ام. سی. ریچاردز (M. C. Richards) و چارلز اسلن (Charles Oslen) در زمان های متفاوتی بر روی آن رفتند. در برهه هایی، که من پرانتزهای زمانی (Time bracket) می نامم، بازیگران با رعایت محدودیت هایی آزاد بودند – فکر می کنم شما به آنها بازه (compartment) می گویید – بازه هایی که آنها مجبور به پر کردنشان نبودند مانند چراغ سبز در ترافیک. تا این بخش آغاز نمی شد آنها اجازه نداشتند اجرا کنند، اما وقتی که شروع می شد می توانتسند تا زمانی که می خواستند در طول آن به اجرا بپردازند. رابرت راشنبرگ (Robert Rauschenberg) گرامافونی قدیمی که شیپور داشت را روشن کرده بود و یک سگ در گوشه ای به آن گوش می داد، دیوید تیودر (David Tudor) پیانو می نواخت و مرس کانینگهام (Merce Cunningham) و رقصنده های دیگر بین و اطراف تماشاچیان حرکت می کردند. عکس های راشنبرگ بالای سر تماشاچیان آویزان شده بود.
جیمز اینز، ستاره ویولون نوازی کانادا

جیمز اینز، ستاره ویولون نوازی کانادا

جیمز اینز (James Ehnes) در سال ۱۹۷۶ در براندون، کانادا، به دنیا آمد. جیمز اینز خیلی زود نام خود را در میان نوازندگان جوان ویلن تثبیت کرد. اینز در بسیاری از ارکسترهای بزرگ دنیا نواخته است، از جمله: بوستن، شیکاگو، فیلادلفیا، لس انجلس، پیترزبورگ، نیویورک، سمفونیک لندن، فیلارمونیا، فیلارمونیک بی بی سی، جمهوری چک، برلین DSO و ارکستر سمفونیک ارکستر NHK. او با رهبران بیشماری کار کرده است که از جمله آنها، آشکنازی (Ashkenazy)، آلسوپ (Alsop)، سر اندرو داویس (Sir Andrew Davis)، دوتویت (Dutoit)، ایوان فیشر (Ivan Fischer)، پاوو خاروی (Paavo Järvi)، مازل (Maazel)، ماکراس (Mackerras)، نوسدا (Noseda)، رابرتسون (Robertson)، سارسته (Saraste) و ثیلمان (Thielemann) هستند.