Posts by سعید مجیدی
نقدی بر کتاب «موسیقی کلاسیک ایرانی» (۲)
ناتالی هینیک جامعهشناس هنر در مقام منتقد جامعهشناسیگری، برخی دیدگاههای جامعهشناختی را محدودکنندۀ واقعیت هنری دانسته و میگوید: «معمولیترین شکل فردیتزدایی عبارت است از محدودکردن تولید هنری یا ادبی به محلهای تصمیمگیرندۀ هم بزرگتر از فرد آفرینشگر و هم گمنام. مثلاً: بازار و میدان» (موشتوری ۱۳۸۶: ص ۷۱). صداقتکیش نیز با تحلیل طبقاتی جبرگرا (کرامپتون ۱۴۰۳: ص ۱۸۰) و توصیفاتی طبقهمحور (اجتماعی و اقتصادی) موسیقی ایرانی و هنرمندانش را اغلب به طبقۀ وابسته به دربار فروکاسته و سهم استعداد، کوشش، عاملیت و فاعلیت هنرمند خلاق و فرارونده از طبقه را کوچک میشمارد (به فصل ۳ جایگاه موسیقیدان و کاربرد فراوان اصطلاحات طبقاتی در جایجای کتاب توجه کنید!).
نقدی بر کتاب «موسیقی کلاسیک ایرانی» (۱)
این کتاب اثر یکی از محققان و منتقدان پرکار و کوشای این روزهای موسیقی است که تاکنون مقالات و نقدهای متعددی در همکاری با مجلات و فصلنامههای مختلف نوشته، و به کار رهبری ارکستر نیز مشغول است. کتاب موسیقی کلاسیک ایرانی در ۹ بخش عمدتاً به بازخوانی و روایتی تاریخی- جامعهشناختی پرداخته است. امید که این بار نقد، مورد پذیرش یک اهل نقد قرار گیرد.
وزیریزاده: مشکلاتِ صدا باید توسط معلم شناسایی شود
از نظر من حنجره هر شخص یک ساز بسیار پیچیده با تواناییها، ضعفها و مشکلات مخصوص به خود است. با توجه به جنسیت، فیزیک بدن و استخوانبندی، هر شخص دارای تمبر یا رنگ و وسعت صدایی بخصوص است که باید توسط مدرس آواز کشف و مشکلات آن ارزیابی شود. از مهمترین مسائلی که بعضا در خوانندگان و هنرجویان آواز میتوان دید، نداشتن پاسچر یا همان فرم بدن صحیح در هنگام خواندن و عدم توجه به رنگ صدا و تقلید در نحوه خواندن و جنس صدا می باشد.
وزیریزاده: شاهد سطح بالاتری از آگاهی در جامعۀ موسیقی هستیم
گلاره وزیریزاده (تهران ـ ۱۳۵۸) از خوانندگان توانمند و با تکنیک آواز کلاسیک و صدایی پرحجم و زیباست که هم اکنون بیحاشیه و باصبوری مشغول تدریس صداسازی و آواز به معنای درست کلمه است. وی فراگیری موسیقی را با ورود به هنرستان موسیقی آغاز کرد و سال ۱۳۸۰ از دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد تهران در رشته موسیقی فارغالتحصیل شد. در این دوران از محضر اساتیدی چون: سوسن دهلوی، حسین علیزاده، محمدرضا درویشی، فرهاد فخرالدینی و… بهره جست.
نقدی بر کتاب «آهنگسازی- آوازخوانی به زبان ساده»؛ کتابی به نام خود از آن دیگری! (۲)
واژگانی مشابه، در چند صفحۀ مختلف کتاب با بیدقتی و شتابزدگی اشتباه و البته متفاوت ترجمه شده است. نمونهوار واژههای قوی و ضعیف از حالات دینامیکی صدا را جایی کوتاه و بلند (صفحه ۸۹)، جایی آهسته و بلند (صفحه ۱۰۸) و جایی کم و بالا (صفحه ۱۱۰) ترجمه شده که اشتباهی جدی است.
نقدی بر کتاب «آهنگسازی- آوازخوانی به زبان ساده»؛ کتابی به نام خود از آن دیگری! (۱)
کتاب «آهنگسازی – آوازخوانی به زبان ساده» که نام حسن زندباف را بهعنوان نویسنده بر پیشانی خود دارد و انتشارات سورۀ مهر مرکز موسیقی حوزه هنری آن را عرضه کرده، کتابی است در سه بخش، که بخش اول آن دربارۀ «آهنگسازی»، بخش دوم مطالب و تمرینهایی دربارۀ «آواز و صداسازی» و در بخش سوم نیز نکاتی در مورد ضبط صدا و استودیو است.
حسامالدین سراج خوانندهای غمافزا (۳)
بخش دوم بررسی صدا و شیوه بیان سراج دارای صدایی نرم و لطیف، با وسعت یا گستره زیروبمی محدود یا در اصطلاح دو دانگ، و محدودۀ دینامیکی (شدت وری) کم است. وی بیشتر از صدای سینه و صدای میانی با حجم و تشدید کم در خواندن بهره می برد. این خواننده هنگام اجرا فشاری بر […]
حسامالدین سراج خوانندهای غمافزا (۲)
شایان ذکر است در موسیقی آوازی یا با کلام تداعی فضای حسی مورد نظر با واژگان عینی تر، و قابل درکتر است. از سویی، سلایق و شخصیت و روحیۀ آهنگسازان و مجریان، در فضای حسی عاطفی اثر تولید شده نمود مییابد. همچنین با شرایط روحی و زمانی که شنونده به اثر گوش میدهد نیز مرتبط است. در موسیقی ایرانی عواملی مانند: نحوۀ فضای حسی و کرسیبندی گوشهها، انتخاب شعر، لحن، روحیه و جنسیت صدای خواننده، رنگ صوتی سازها و غیره نیز در حس و حال نهایی اثر تاثیرگذار است.
حسامالدین سراج خوانندهای غمافزا (۱)
حسامالدین سراج، کارشناس ارشد معماری، خواننده، نغمهسرا و مدرس دانشگاه است. وی آثار متعددی مانند یاد یار، بوی بهشت، عشق و مستی، شرح فراق، نگاه آسمانی، کنسرت راست پنجگاه، باغ ارغوان، شمس الضحی، طریقت عشق، لیلی و مجنون، شهر آشنایی، دل آرام، رویای وصل، بی نشان، وداع ۱و ۲، آئینه وآه، ماه نو، نازنین یار و… عرضه کرده، و کنسرتهایی در داخل و خارج کشور و اجراهای زیادی در رادیو و تلویزیون داشته است. از همین رو، نقد و بررسی آثار این خوانندۀ پرکار که بیش از سه دهه است به خوانندگی در کشور فعالیت دارد، لازم و ضروری بوده و برای هنرجویان آواز و شنوندگان موسیقی دستگاهی ایران راهگشا خواهد بود.
نقد کتاب «ما و موسیقی» (۶)
اما نویسنده، مغالطهوار و هر جا که ضرورت بحث ایجاب کند با نگاهی تکثرگرا به نقد و رد تقابل دوگانه میپردازد، نمونهوار نگاه «دوقطبی«ما و غرب» را یک بیماری وخیم و عمیقاً ریشهدار در تفکر صدسالهی ماست. جهان، سیارهی ما، قابل تقلیل به دوگانهی ما/ غرب نیست؛ فقط ما و غرب در این جهان نزیستهایم و همهی هستی انسانی سیاره به رقابت ما دوتا تقلیل نمییابد.»..

