گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

سعید مجیدی

متولد ۱۳۵۳، خواننده و منتقد موسیقی

Posts by سعید مجیدی

نقدی بر کتاب «موسیقی کلاسیک ایرانی» (۴)

از دیگر نکات قابل نقد (در صص ۲۲ و ۹۹) این دسته‌بندی‌، مقایسه‌ای دانستن واژۀ کلاسیک است. نخست این که نسبت دادن چنین صفتی من‌درآوری به واژۀ کلاسیک، خطا و بی‌دقتی است. دوم این‌که روش و دیدگاه تمایزگذارانۀ شماست که با پیروی از بوردیو و فاطمی (به‌ویژه در مورد تصنیف) سایر گونه‌های موسیقی را غیرکلاسیک برمی‌شمارد و در مقایسه آنها را سبک، غیرنخبگانی می‌داند و لابه‌لای روایات تاریخی، با خشونت و تحقیر واژگانی موسیقی عامه‌پسند را نوعی موسیقی «فرعی»،  «سبک» و «پرعیش ونوش» (ص ۱۱۷) توصیف کرده و در مقابل موسیقی ایرانی کلاسیک‌‌تان را «اصلی»، «سنگین» و «نخبه‌گرا» و «عالمانه» و «مختص طبقات بالای اجتماع» توصیف می‌کند، توصیفاتی که در مورد واقعیت اجتماع موسیقی امروز ایران مصداق ندارد، بلکه نوعی قرارداد بیرونی و تجویزی است که تحمیل آن برای کسب قدرت نمادین فرهنگی است که به فضای فرهنگی موسیقی ایرانی و مخاطب و به ویژه دانشجویان تحمیل می‌شود.

نقدی بر کتاب «موسیقی کلاسیک ایرانی» (۶)

هرچند برخی متخصص‏‌های دانشگاهی موسیقی ایران (ص ۱۱ و…) در مبارزۀ نمادین ذهنی خود در تلاشند اصطلاحات کلاسیک و عامه‌پسند را با تمایزات قضاوت‌گر والا و پست یا نخبه‌گرا و عالمانه و عوامانه رواج دهند اما پیگیر نیستند همان نهادهای آموزشی غربی یعنی نهاد اصلی فرهنگ کلاسیک، که این روش و الگوی جامعه‌شناختی موسیقی نخبه‌گرا و عالمانه را از آن برداشت کرده‌اند، در نسبت میان هنر نخبه‌گرا، هنر سبک و مردم‌پسند بازنگری کرده‌اند و با گذار به دیدگاه‌های «دموکراسی فرهنگی»، «افتِ نسبی فرهنگ کلاسیک» و با پرهیز از روشنفکرسازی افراطی و سلسله‌مراتب‌سازی، برخی هنرهای به زبان اینان سبک یا نازل را در هنرهای عالمانه جذب کنند و اثرات خشن تمایز و سلطه را کم‎رنگ‌تر نموده و دست از این مرزبندی‌ها و خط‌کشی‌های تند بردارند.

نقدی بر کتاب «موسیقی کلاسیک ایرانی» (۵)

اصطلاح کلاسیک از آن دست اصطلاحات با شمول و گسترۀ معنایی متنوع و مناقشه‌برانگیز است. این اصطلاح در دو معنای عام و خاص به‌کار‌می‌رود، که در معنای عام، به دورۀ تاریخی، ادبی، هنری و سبک موسیقی در فرهنگ غرب (۱۷۵۰-۱۸۲۰) اشاره دارد، سبکی که با «مضامین ساده، و بیان روشن، انتزاعی بودن تحولات، استحکام ساختار، و حالت توازن کلی در اثر» (کلی و دیگران ۱۳۸۳: ص ۳۸۷)، و ویژگی‌های باشکوه، طبیعی، ساده، همه‌فهم، تعادل و تناسب و عقلانیت و مکتوب و … شناخته می‌شود (برک‌هولدر و دیگران ۱۳۹۶: ص ۷۸۹).

نقدی بر کتاب «موسیقی کلاسیک ایرانی» (۳)

بنا بر توصیۀ بوردیو که جامعه‌‌شناسان را به نزدیکی و ادغادم با تاریخ در رویکردهای خود ترغیب کرده است (بون‌ویتز ۱۴۰۳: ص ۱۵۳) صداقت‌کیش نیز تلاش کرده به چگونگی و محدودیت‌های تاریخی و اجتماعی تولید موسیقی ایرانی در گذشته بپردازد و با کندوکاو هوشمندانۀ تاریخ، الزامات و چگونگی تولید موسیقی، تا حدودی فهم ویژگی‌های موسیقی و پذیرش زیبایی‌شناختی آن را میسر ‌سازد (راوه ۱۴۰۲: صص ۱۳۶ و ۱۹۱). اما اِشکال تاریخ‌نگاری او همانند خرده‌گیری‌اش بر تاریخ‌نویس‌های پیشین است که به موضوعات عملیِ موسیقی توجه زیادی نکرده‌اند (ص ۹۰ بند دوم، سطر اول) و چنان غرق در تحلیل تاریخی ‌طبقه‌محور می‌شود که از پرداختن به برخی مباحثِ عملی موسیقی مثلاً قلب این موسیقی یعنی آواز غافل شده و صرفاً به اشاراتی اکتفا می‌کند.

نقدی بر کتاب «موسیقی کلاسیک ایرانی» (۲)

ناتالی هینیک جامعه‌شناس هنر در مقام منتقد جامعه‌شناسی‌گری، برخی دیدگاه‌های جامعه‌‎شناختی را محدودکنندۀ واقعیت هنری دانسته و می‌گوید: «معمولی‌ترین شکل فردیت‌‎زدایی عبارت است از محدودکردن تولید هنری یا ادبی به محل‌های تصمیم‌گیرندۀ هم بزرگ‌تر از فرد آفرینش‌گر و هم گمنام. مثلاً: بازار و میدان» (موشتوری ۱۳۸۶: ص ۷۱). صداقت‌کیش نیز با تحلیل‌ طبقاتی جبرگرا (کرامپتون ۱۴۰۳: ص ۱۸۰) و توصیفاتی طبقه‌محور (اجتماعی و اقتصادی) موسیقی ایرانی و هنرمندانش را اغلب به طبقۀ وابسته به دربار فروکاسته و سهم استعداد، کوشش، عاملیت و فاعلیت هنرمند خلاق و فرارونده از طبقه را کوچک می‌شمارد (به فصل ۳ جایگاه موسیقی‌دان و کاربرد فراوان اصطلاحات طبقاتی در جای‌جای کتاب توجه کنید!).

نقدی بر کتاب «موسیقی کلاسیک ایرانی» (۱)

این کتاب اثر یکی از محققان و منتقدان پرکار و کوشای این روزهای موسیقی است که تاکنون مقالات و نقدهای متعددی در همکاری با مجلات و فصلنامه‌های مختلف نوشته، و به کار رهبری ارکستر نیز مشغول است. کتاب موسیقی کلاسیک ایرانی در ۹ بخش عمدتاً به بازخوانی و روایتی تاریخی- جامعه‌شناختی پرداخته است. امید که این بار نقد، مورد پذیرش یک اهل نقد قرار گیرد.

وزیری‌زاده: مشکلاتِ صدا باید توسط معلم شناسایی شود

از نظر من حنجره هر شخص یک ساز بسیار پیچیده با توانایی‌ها، ضعف‌ها و مشکلات مخصوص به خود است. با توجه به جنسیت، فیزیک بدن و استخوان‌بندی، هر شخص دارای تمبر یا رنگ و وسعت صدایی بخصوص است که باید توسط مدرس آواز کشف و مشکلات آن ارزیابی شود. از مهمترین مسائلی که بعضا در خوانندگان و هنرجویان آواز می‌توان دید، نداشتن پاسچر یا همان فرم بدن صحیح در هنگام خواندن و عدم توجه به رنگ صدا و تقلید در نحوه خواندن و جنس صدا می باشد.

وزیری‌زاده: شاهد سطح بالاتری از آگاهی در جامعۀ موسیقی هستیم

گلاره وزیری‌زاده (تهران  ـ ۱۳۵۸) از خوانندگان توانمند و با تکنیک آواز کلاسیک و صدایی پرحجم و زیباست که هم اکنون بی‌حاشیه و باصبوری مشغول تدریس صداسازی و آواز به معنای درست کلمه است. وی فراگیری موسیقی را با ورود به هنرستان موسیقی آغاز کرد و سال ۱۳۸۰ از دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد تهران در رشته موسیقی فارغ‌التحصیل شد. در این دوران از محضر اساتیدی چون: سوسن دهلوی، حسین علیزاده، محمدرضا درویشی،  فرهاد فخرالدینی و… بهره جست.

نقدی بر کتاب «آهنگسازی- آوازخوانی به زبان ساده»؛ کتابی به نام خود از آن دیگری! (۲)

واژگانی مشابه، در چند صفحۀ مختلف کتاب با بی‌دقتی و شتابزدگی اشتباه و البته متفاوت ترجمه شده است. نمونه‌وار واژه‌های قوی و ضعیف از حالات دینامیکی صدا را جایی کوتاه و بلند (صفحه ۸۹)، جایی آهسته و بلند (صفحه ۱۰۸) و جایی کم و بالا (صفحه ۱۱۰) ترجمه شده که اشتباهی جدی است.

نقدی بر کتاب «آهنگسازی- آوازخوانی به زبان ساده»؛ کتابی به نام خود از آن دیگری! (۱)

 کتاب «آهنگسازی – آوازخوانی به زبان ساده» که نام حسن زندباف را به‌عنوان نویسنده بر پیشانی خود دارد و انتشارات سورۀ مهر مرکز موسیقی حوزه هنری آن را عرضه کرده، کتابی است در سه بخش، که بخش اول آن دربارۀ «آهنگسازی»،‌ بخش دوم مطالب و تمرین‌هایی دربارۀ «آواز و صداسازی» و در بخش سوم نیز نکاتی در مورد ضبط صدا و استودیو است.

بیشتر بحث شده است