Posts by سعید مجیدی
بررسی انتقادی کتاب آواز (رمزگشایی آواز ایرانی)، داریوش طلایی (۵)
امروزه رشد و توسعۀ فنآوریهای کامپیوتری امکان تصویرگری، مدلسازی و نمایش دادهها در پژوهش یا بیانی تصویری را فراهم کرده که به تحلیل و درک آسانتر دانش و ویژگیهای مختلف پدیدهها کمکهای شایانی نموده است. در این کتاب نیز در بخشهای شناخت عناصر آواز ایرانی و بهویژه بخش آوازنگاری (صفحات ۳۹ تا ۷۰)، سعی شده با استفاده از نمودارها و مدلسازی هندسی، به تشریح و تبیین و آموزش دستگاه شور بپردازد. در این بخش با نمودارهایی، گوشههای دستگاه شور ترسیم هندسی شده و آنها را در اصطلاح «آوازنگاری»، نامیده است. این نوع تفسیر مصورانه در سایر آثار ایشان نیز سابقه دارد و در جای خود نیازمند نقد و بررسی دقیق است.
بررسی انتقادی کتاب آواز (رمزگشایی آواز ایرانی)، داریوش طلایی (۴)
برخلاف توضیحات مولف در این تمرین، آواهای غیرممتد نیز از کیفیت طنین برخوردارند، آواهای غیرممتد و کوتاهی مانند (د، ت، پ، ب، ک، گ) در صدا و گفتار انسان و یا نتهای غیرممتد در سازها نیز جنس و رنگ ویژۀ خود را دارند. در ادامۀ همین مطلب نویسنده ناگهان نکاتی دربارۀ «تفاوت جنس آواز انسان در فرهنگهای مختلف و…» را مطرح میکند، که پرشی بیمقدمه و نامرتبط از آواشناسی آکوستیکی به مبحثی اتنوموزیکولوژیستی آن هم در توضیحات تمرین آوای ممتد است. در ادامۀ اشتباهات زنجیرهای در این تمرین، خواسته میشود: یک آوای ممتد (طولانیترین کشش صداها در تقسیمبندی صفحۀ ۱۵ کتاب) ممتد ادامه داده شود، البته با جنس صوتی آواز ایرانی که دارای «روح» آواز ایرانی باشد.
بررسی انتقادی کتاب آواز (رمزگشایی آواز ایرانی)، داریوش طلایی (۳)
در بخش ۲ و بخش ۳ کتاب، مولف تلاش کرده از برخی مفاهیم علم آواشناختی برداشتهایی در راستای آواز داشتهباشد، اما به هر علت، به خطاهایی علمی انجامیده است.
بررسی انتقادی کتاب آواز (رمزگشایی آواز ایرانی)، داریوش طلایی (۲)
1- سهلانگاری در کاربرد واژۀ کلاسیک و اصطلاح کلاسیکسازی وجود دارد که «کتاب را بخشی از جریان کلاسیکسازی موسیقی» (ص ۱۰ سطرهای ۱۳ تا ۱۵) در مفهوم «چشمانداز رو به رشد و آیندۀ موسیقی ایرانی» میداند. اما بهطور دقیق واژۀ کلاسیک و اصطلاح کلاسیکگرایی در معنای رایج آن:
بررسی انتقادی کتاب آواز (رمزگشایی آواز ایرانی)، داریوش طلایی (۱)
حفظ و آموزش آواز ایرانی، این هنر کهن، در عصر حاضر نیاز به پژوهش از جنبههای گوناگون دارد. پژوهشهایی که به تولید دستورهای آموزشی نو، با فراگیری آسان و مبانی علمی منجر شود. تولید چنین آثاری نیازمند تلاش افرادی است که علاوه بر شناخت عمیق از ردیف و آواز ایرانی، از علوم جدید آواشناسی و اندامشناسی و سایر مباحث علمی مرتبط با آواز و خوانندگی آگاهی داشته باشند. و با توجه به اینکه هنوز رشتۀ تخصصی آواز در دانشگاههای معتبر کشور وجود ندارد، تولید آثار و پژوهشهای علمی محدودی در این حوزه انجام گرفته است. همچنین در معدود واحدهای درسی رشتۀ نوازندگی ساز ایرانی مرتبط با آواز، کمبود منابع علمی و دقیق وجود دارد و استادان آواز یا برخی نوازندگان و ردیفدانانی که در دانشگاهها این واحدها را تدریس میکنند، معمولاً بیتوجه به آموزش علمی و صرفاً با اتکا بر داشتههای تجربی و عملی سازی یا آوازی خود به انتقال و تدریس آواز مشغولند.

