Posts by سعید مجیدی
نقدی بر کتاب «ساز حنجره و چالشهای تولید صوت» (۲)
الف- بسیاری از مطالب گفتار هفتم (مفاهیم زبان از دیدگاه زبان شناسی)، مطالبی است که بدون رعایت اخلاق علمی در ذکر منابع و مآخذ بدون در نظر گرفتن شیوه های رایج ارجاع، مورد استفاده قرار گرفته اند. مطالبی که با اندکی دستکاری و یا تقلیل از منابع مورد استفاده رونویسی شده اند. نمونه وار میتوان به صفحههای ۳۰۰ تا ۳۰۴ کتاب اشاره کرد که رونویسی از نُه صفحه ی اول کتاب «زبان شناسی و آسیبشناسی زبان»، اثر دکتر رضا نیلی پور است، البته برای رد گمکردن، با جابجایی پاراگراف ها و حذف نکاتی چند (مانند حذف دیدگاه تکوینی، چهارمین دیدگاه که سه دیدگاه آن ارائه شده) عیناً بازنویسی شده است. آیا می توان «نه صفحه» از کتابی را با اندکی دستکاری و جابجایی پاراگراف ها عیناً بازنویسی کنیم و تنها به ذکر منبع در فهرست منابع اکتفا کنیم؟
نقدی بر کتاب «ساز حنجره و چالشهای تولید صوت» (۱)
تولید منابع علمی در حوزه شناخت و کاربرد صدا از ضرورتهای جامعۀ صدا، بیان و آواز امروز ایران است. جامعهای که صدای اغلب گویندگان و خوانندگان آن، صداهایی خراشیده و گرفته و مجروح و تصنعی است و این صداها به الگو نیز بدل شدهاند. به همین دلایل ضرورت پژوهش در این حوزه دو چندان مینماید. اما اگر پژوهشها نیز هدفمند، دقیق و علمی نباشند، نه تنها گرهگشا نخواهند بود، بلکه تاثیراتی بر صدای دیگران و این جامعه میگذارند که گاه قابل جبران نیست، از سویی این کلاف سردرگم را پیچیدهتر میکند. نقد پیش رو، در پی بررسی و گرهگشایی مشکلات از کتابی است که مولف آن قصد گشودن راهی علمی داشته است.
بررسی انتقادی کتاب آواز (رمزگشایی آواز ایرانی)، داریوش طلایی (۷)
حال خطا آن است که مولف سعی دارد این محدودیت ادراکی قدیمی و نگاه سازمحور خویش را به آواز و بهویژه آموزش آن نیز تســری دهد. هر چند در گذشته بر این باور بود که «اغلب ملودیها از آواز سرچشمه میگیرند و عموماً میتوانند اصل و نسب و شخصیتی آوازی داشته باشند، اما چهارچوب «مدال» آنها کاملاً مربوط به خصوصیات فیزیکی و تکنیکی سازهای زهی است» (طلایی ۱۳۷۲: ۱۹)، اما در نظرات جدیدتر خود معتقدند این صدای انسان نیست که رپرتوار موسیقی ایرانی را شکل داده است (رپرتواری که بخش اعظمش شعر و اجزای کلام است!)، بلکه خصوصیات ساختاری و ارتباطی مدها بر ما آشکار میسازد که نحوۀ شکلگیری آنها متناسب با شخصیت فیزیکی سازهای زهی است (طلایی ۱۳۹۴: ۱۵). از اشکالات کلی این کتاب تلاش برای تســری این نگاه سازی به آواز و آموزش آن و تقلیل ظرایف فراوان آواز به خاصیت مدال و ارتباط مدهاست.
بررسی انتقادی کتاب آواز (رمزگشایی آواز ایرانی)، داریوش طلایی (۶)
مولف در آثار دیگرش، ردیف موسیقی ایرانی را متشکل از چهار دانگ بنیادین با فواصل موسیقی ایرانی میداند. ریشۀ این تئوری، به نگاه، سنجش و قیاسی بسیار قدیمی در استفاده از مقیاس اندامی (چهارانگشتی) برمیگردد. نگاهی که بیشتر در ذهن نوازندگان سازهایی دارای پردهبندی شکل میگیرد. ایشان نیز بهعنوان نوازندۀ سازهای تار و سهتار همواره دستی به مضراب و انگشتانی روی پردههای ساز داشتهاند و به نوعی با این انگشتان موسیقی را درک کرده و عینیت بخشیدهاند. هر چند «انگشت» یکی از واحدهای مهم اندازهگیری در دوران باستان و نزد همۀ ملل بوده است و پیشینیان نیازهای اندازهگیری و سنجیدنی خود را با دم دستیترین اشیا یا اندام خود ( مثلاً: دست، پا، گام، مشت، وجب، چهارانگشت و…) برطرف میکردند، و به استناد منابع، نخستین و قدیمیترین واحدهای اندازهگیری طول اندازۀ بخشهای مختلف بدن انسان مانند پهنای انگشت، پهنای دست، طول ساعد و طول کف پا بوده است. این واحدها به دلیل دسترسی راحت و امکان استفادۀ آسان از آنها، در طی زمانی طولانی در نزد اقوام و مردم گوناگون کاربرد وسیع و عام داشته است (گشتاسب ۱۳۹۳: ص۱۰۳،۱۰۴).
بررسی انتقادی کتاب آواز (رمزگشایی آواز ایرانی)، داریوش طلایی (۵)
امروزه رشد و توسعۀ فنآوریهای کامپیوتری امکان تصویرگری، مدلسازی و نمایش دادهها در پژوهش یا بیانی تصویری را فراهم کرده که به تحلیل و درک آسانتر دانش و ویژگیهای مختلف پدیدهها کمکهای شایانی نموده است. در این کتاب نیز در بخشهای شناخت عناصر آواز ایرانی و بهویژه بخش آوازنگاری (صفحات ۳۹ تا ۷۰)، سعی شده با استفاده از نمودارها و مدلسازی هندسی، به تشریح و تبیین و آموزش دستگاه شور بپردازد. در این بخش با نمودارهایی، گوشههای دستگاه شور ترسیم هندسی شده و آنها را در اصطلاح «آوازنگاری»، نامیده است. این نوع تفسیر مصورانه در سایر آثار ایشان نیز سابقه دارد و در جای خود نیازمند نقد و بررسی دقیق است.
بررسی انتقادی کتاب آواز (رمزگشایی آواز ایرانی)، داریوش طلایی (۴)
برخلاف توضیحات مولف در این تمرین، آواهای غیرممتد نیز از کیفیت طنین برخوردارند، آواهای غیرممتد و کوتاهی مانند (د، ت، پ، ب، ک، گ) در صدا و گفتار انسان و یا نتهای غیرممتد در سازها نیز جنس و رنگ ویژۀ خود را دارند. در ادامۀ همین مطلب نویسنده ناگهان نکاتی دربارۀ «تفاوت جنس آواز انسان در فرهنگهای مختلف و…» را مطرح میکند، که پرشی بیمقدمه و نامرتبط از آواشناسی آکوستیکی به مبحثی اتنوموزیکولوژیستی آن هم در توضیحات تمرین آوای ممتد است. در ادامۀ اشتباهات زنجیرهای در این تمرین، خواسته میشود: یک آوای ممتد (طولانیترین کشش صداها در تقسیمبندی صفحۀ ۱۵ کتاب) ممتد ادامه داده شود، البته با جنس صوتی آواز ایرانی که دارای «روح» آواز ایرانی باشد.
بررسی انتقادی کتاب آواز (رمزگشایی آواز ایرانی)، داریوش طلایی (۳)
در بخش ۲ و بخش ۳ کتاب، مولف تلاش کرده از برخی مفاهیم علم آواشناختی برداشتهایی در راستای آواز داشتهباشد، اما به هر علت، به خطاهایی علمی انجامیده است.
بررسی انتقادی کتاب آواز (رمزگشایی آواز ایرانی)، داریوش طلایی (۲)
1- سهلانگاری در کاربرد واژۀ کلاسیک و اصطلاح کلاسیکسازی وجود دارد که «کتاب را بخشی از جریان کلاسیکسازی موسیقی» (ص ۱۰ سطرهای ۱۳ تا ۱۵) در مفهوم «چشمانداز رو به رشد و آیندۀ موسیقی ایرانی» میداند. اما بهطور دقیق واژۀ کلاسیک و اصطلاح کلاسیکگرایی در معنای رایج آن:
بررسی انتقادی کتاب آواز (رمزگشایی آواز ایرانی)، داریوش طلایی (۱)
حفظ و آموزش آواز ایرانی، این هنر کهن، در عصر حاضر نیاز به پژوهش از جنبههای گوناگون دارد. پژوهشهایی که به تولید دستورهای آموزشی نو، با فراگیری آسان و مبانی علمی منجر شود. تولید چنین آثاری نیازمند تلاش افرادی است که علاوه بر شناخت عمیق از ردیف و آواز ایرانی، از علوم جدید آواشناسی و اندامشناسی و سایر مباحث علمی مرتبط با آواز و خوانندگی آگاهی داشته باشند. و با توجه به اینکه هنوز رشتۀ تخصصی آواز در دانشگاههای معتبر کشور وجود ندارد، تولید آثار و پژوهشهای علمی محدودی در این حوزه انجام گرفته است. همچنین در معدود واحدهای درسی رشتۀ نوازندگی ساز ایرانی مرتبط با آواز، کمبود منابع علمی و دقیق وجود دارد و استادان آواز یا برخی نوازندگان و ردیفدانانی که در دانشگاهها این واحدها را تدریس میکنند، معمولاً بیتوجه به آموزش علمی و صرفاً با اتکا بر داشتههای تجربی و عملی سازی یا آوازی خود به انتقال و تدریس آواز مشغولند.

