Posts by سعید مجیدی
حسامالدین سراج خوانندهای غمافزا (۳)
بخش دوم بررسی صدا و شیوه بیان سراج دارای صدایی نرم و لطیف، با وسعت یا گستره زیروبمی محدود یا در اصطلاح دو دانگ، و محدودۀ دینامیکی (شدت وری) کم است. وی بیشتر از صدای سینه و صدای میانی با حجم و تشدید کم در خواندن بهره می برد. این خواننده هنگام اجرا فشاری بر […]
حسامالدین سراج خوانندهای غمافزا (۲)
شایان ذکر است در موسیقی آوازی یا با کلام تداعی فضای حسی مورد نظر با واژگان عینی تر، و قابل درکتر است. از سویی، سلایق و شخصیت و روحیۀ آهنگسازان و مجریان، در فضای حسی عاطفی اثر تولید شده نمود مییابد. همچنین با شرایط روحی و زمانی که شنونده به اثر گوش میدهد نیز مرتبط است. در موسیقی ایرانی عواملی مانند: نحوۀ فضای حسی و کرسیبندی گوشهها، انتخاب شعر، لحن، روحیه و جنسیت صدای خواننده، رنگ صوتی سازها و غیره نیز در حس و حال نهایی اثر تاثیرگذار است.
حسامالدین سراج خوانندهای غمافزا (۱)
حسامالدین سراج، کارشناس ارشد معماری، خواننده، نغمهسرا و مدرس دانشگاه است. وی آثار متعددی مانند یاد یار، بوی بهشت، عشق و مستی، شرح فراق، نگاه آسمانی، کنسرت راست پنجگاه، باغ ارغوان، شمس الضحی، طریقت عشق، لیلی و مجنون، شهر آشنایی، دل آرام، رویای وصل، بی نشان، وداع ۱و ۲، آئینه وآه، ماه نو، نازنین یار و… عرضه کرده، و کنسرتهایی در داخل و خارج کشور و اجراهای زیادی در رادیو و تلویزیون داشته است. از همین رو، نقد و بررسی آثار این خوانندۀ پرکار که بیش از سه دهه است به خوانندگی در کشور فعالیت دارد، لازم و ضروری بوده و برای هنرجویان آواز و شنوندگان موسیقی دستگاهی ایران راهگشا خواهد بود.
نقد کتاب «ما و موسیقی» (۶)
اما نویسنده، مغالطهوار و هر جا که ضرورت بحث ایجاب کند با نگاهی تکثرگرا به نقد و رد تقابل دوگانه میپردازد، نمونهوار نگاه «دوقطبی«ما و غرب» را یک بیماری وخیم و عمیقاً ریشهدار در تفکر صدسالهی ماست. جهان، سیارهی ما، قابل تقلیل به دوگانهی ما/ غرب نیست؛ فقط ما و غرب در این جهان نزیستهایم و همهی هستی انسانی سیاره به رقابت ما دوتا تقلیل نمییابد.»..
نقد کتاب «ما و موسیقی» (۵)
نویسنده در جستار ۱۵ «دُمینوی میگنها»، نظرات عامه دربارۀ نخبههای ملی یا جهانی را مشتی خزعبلات میداند که با پسوند «ترین» و با «میگن» آغاز میشود (ص ۱۶۷)، در حالی که جملۀ آغاز کتاب نیز با «نقل است…»(ص۷) آغاز میشود، حال چه فرقی بین «میگن» با «نقل است» وجود دارد که آن خزعبلات است و این دُر.
نقد کتاب «ما و موسیقی» (۴)
جستار چهارم کتاب با عنوان یا اصطلاح جعلی «دُنبُلیسم موسیقایی» یا «سندرم از ما گرفتهاند» آغاز شده، اصطلاحی گنگ و ناسازه،که اشکالات جدی بر آن وارد است، هرچند بوردیو معتقد است اکثر مفاهیم بیان شده با ایسمها، «چه در تاریخ هنر، تاریخ ادبیات، یا تاریخ فلسفه و چه در نظریۀ سیاسی، مفاهیمی تاریخی هستند که به خاطر نیازهای مربوط به فلان بحث و جدل ابداع شدهاند، پس در یک بافت تاریخی مشخص قرار دارند، اما در خارج و فراتر از این بافت به کار گرفته میشوند و بدین ترتیب ارزشی فرا تاریخی دارند». (بوردیو ۱۳۹۵: ۱۰۵)
نقد کتاب «ما و موسیقی» (۳)
این عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی، با پرکردن نوشتارش از اسامی و اصطلاحات خارجی از حوزههای دیگر و البته مد روز مانند (هیبریدی، فست فودی، شومن، کنسپتوفیلی، کانسپت میکینگ، کنسپتوالیزاسینیسم، میسکنسپتوالیزاسینیسم، هرمتیک، لایفاستایل، پروفایل، فَن، انگلوساکسن، دومینو، دوپینگ و…) به نوعی سعی در بهروزنمایی اندیشه و مرعوب کردن دیگران دارد، مشکلی که دیگران را به آن متصف میکند. پرسش اینجاست: چگونه دیگران را به آتشبازی اصطلاحات(ص ۱۱۸) و عاشق کلمات دهان پرکن (ص۱۳۰)، دهانهایی پرگو، با یک کرور اسم اصطلاح(ص۱۵۰) متهم میکنید، اما به نوشتارتان که به همان مشکلات مبتلاست، نیندیشیدهاید.
نقد کتاب «ما و موسیقی» (۲)
بوردیو، جامعهشناس فرانسوی، همان اندیشمندی که گاهی برای مرعوبسازی در جستاری به ایشان اشارهای میشود، بر این باور است که برای سخن گفتن از جهان اجتماعی واژگانی خنثی وجود ندارد:
نقد کتاب «ما و موسیقی» (۱)
در تعریف جستار نوشتهاند قالبی کوتاه با لحنی صریح و صمیمی است که نویسنده بینیاز از ارجاعات دقیق، اندیشه و احساس در موضوع مورد نظرش را در آن به رشتۀ تحریر درمیآورد. در این نوع نوشتار، نویسنده لایههای زیرین و چگونگی تفکر خود را آزادانه و بهدور از تعارفات مرسوم عرضه میکند. شاید بیان دغدغهها و سخن از هر دری گفتن در این گونه نوشتار آزاد است، اما داشتن چارچوب و سامان اندیشگی و منطقی و با استدلال سخن گفتن از ضروریات آن است. البته این شیوه یا قالب نگارش معمولاً شجاعتی میطلبد که محافظهکاران آکادمیسین از آن پرهیز میکنند. به هر حال، جستار تیغ دو لبهای است که نحوۀ تفکر یا ضعف و قوتهای نویسنده را بهتر روشن کرده و گاه دست او را رو میکند.
دانش و عمل خوانندگی (۷)
کوک بد اغلب نتیجۀ تکنیکی بد است، مثلاً کنترل ضعیف تنفس، گلوی تنگشده یا گرفتگی و فشار بر روی حنجره و فک. اگر خوب آواز نمیخوانید یا پنهانی برای خودتان میخوانید، شاید آمادگی نداشته باشید. روند کلی آواز خواندن کنترل و تسلط ماهیچههای مختلف است و اگر این ماهیچههای صوتی بهطور منظم بهکار گرفته نشده باشند، بعداً عملکرد خوبی نخواهند داشت، مگر اینکه آنها عملی را بارها تمرین کرده باشند. در حالیکه کوک با رشد گوش موسیقایی مرتبط است. بدون در نظر گرفتن پیشینۀ موسیقایی یا نداشتن چنین پیشینهای، تمام افراد میتوانند کوک خواندن را یاد بگیرند.

