گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

سعید مجیدی

متولد ۱۳۵۳، خواننده و منتقد موسیقی

Posts by سعید مجیدی

دانش و عمل خوانندگی (۲)

در مرحلۀ دم، هــوا از راه دهان یا بینی به داخل مکیده می‌شود. این هوا پس از عبور از حنجره و چاکنای، به قسمت پایین‌تر یعنی نای حرکت کرده و از آنجا وارد ریه‌ها (شش‌ها) می‌شود. ریــه‌ها مانند بادکنک یا کیسه‌هایی هوایی هستند که با پر شدن از هوا، بزرگ می‌شوند، هم‌زمان قفسۀ سینه نیز برای ایجاد فضایی وسیع‌تر برای آنها، بازتر می‌شود. هنگام بازدم جریان هوا از راه نـای و حنجره از ریه‌ها خارج می‌شود. هنگامی که هوای پرفشار به حنجره رسیده و با تارهای صوتی (تارلایه‌های آوایی) برخورد می‌کند و آنها را به ارتعاش در می‌آورد و این ارتعاش‌ها عامل اصلی تولید صدای هر انسانی است.

دانش و عمل خوانندگی (۱)

در سال‌های اخیر و بر اساس ضرورت زمان، نیاز و رشد دانش، گرایش به روش‌های پرورش و تربیت صدا در اصطلاح صداسازی، بر پایه علومی چون آواشناسی، آناتومی و فیزیولوژی فزونی یافته است. نیازی که جای خالی آن در سنت‌های آموزشی آوازی ما وجود داشته است. چراکه سالیان دراز آموزش آواز در ایران بر اساس انتقال شفاهی گوشه‌ها با روش‌های تجربی و کم‌توجه به علوم روز ادامه داشته است، یا در نهایت به آموزش با متدهای آموزش سلفژ نامرتبط با ساختار زبان فارسی پرداخته شده است. طبیعی است اگر این نیاز جامعه و هنرجویان جوان، با شتاب‌زدگی و ضعف دانش در انتقال و آموزش، و نیز برخی مخالفت‌های مخالفان سنتی بی‌اطلاع از پیشرفت‌های علمی مواجه شود، بی‌شک کمکی به رشد علم آموزش و آواز نخواهد شد و نهایتاً همان جریان زمان‌برِ استثناپرور ادامه خواهد یافت.

بهمن رجبی، تنبک و تعهد (۱۸)

در دیداری که با جان ویلیامز نوازنده معروف گیتار در ایران داشتم، به نوعی به این ادعای من معترض بود. من ابتدا از زدن ریزها شروع کردم. روی ریز پنجم، جان ویلیامز دو دست خود را به علامت تسلیم بالا برد و گفت، من پذیرفتم. هیچ سازی نمی‌تواند این همه قابلیت در اجرای ریز و یا انواع تکنیک‌های گسترده را داشته باشد که البته عوامل دخیل در این امر را مجدد بر می‌شمارم:

بهمن رجبی، تنبک و تعهد (۱۷)

ببینید مقبولیت یک اثر در گرو داشتن چند مؤلفه است. داشتن ساختار منسجم و مشخص یکی از این مؤلفه‌هاست، جملات هدفمند ریتمیک و محتوای قابل اجرا در صحنه، از دیگر شاخصه‌های یک اثر خوب و کار جدید است. اگر یک اثر قابلیت اجرای صحنه‌ای نداشته باشد، قطعاً توانایی برقراری ارتباط با طیف گسترده‌ای از مخاطب را هم ندارد، چراکه آن وقت در حوزۀ آثار موزیکال یا ریتمیک قابل گنجاندن نیست، بلکه یک اثر افکتیو محسوب می‌شود. من حضور مؤلفه‌های لازم برای یک کار وزین را مجموعاً سوئیت (خانه کوچک) می‌نامم. این اثر، سوئیت نیست. اگر برخی گذشتگان توانسته‌اند حداکثر با دو آجر بازی کنند، اینجا با چند آجر بازی شده اما باز هم سوئیت نیست. بسیاری از این سؤالات باید با اجرا همراه باشند تا پاسخ صحیح و قانع کننده بگیرید.

بهمن رجبی، تنبک و تعهد (۱۶)

مجموع حرکات نمایشی ادا در آوردن حین، نوازندگی تولید صداهای عجیب و غریب و بی‌ارزش، عدم استفاده و فرار از تکنیک‌های فاخر و دارای ارزش هنری، استفاده از اصوات و حرکاتی که جزو حوزه نوازندگی تمبک هستند، اما ارزشی ندارند. و استفادۀ سبک‌سرانه از برخی تکنیک‌ها که مخ۸ که مخاطب عام را بیشتر به هیجان و تحریک کاذب احساسات سوق می‌دهد تا تفکر، از نظر من شارلا است.

بهمن رجبی، تنبک و تعهد (۱۵)

البته باید بگویم، بداهه‌نوازی حاصل جستجو کردن آنی مغز  و قابلیت و توانایی اجرا توسط دستان است که براساس احساس آنی و تکیه بر محفوظات گذشته انجام می‌شود. پس بداهه‌نواز نبودن ضعف به حساب نمی‌آید. گو این‌که بداهه‌نواز بودن هم کار بی‌اهمیت و بی‌ارزشی نیست، اما این حاصل دیدگاهی است که بیشتر در موسیقی شرق سیطره داشته و دارد. وگرنه، فکر کردن به یک قطعه، پیراستن حشو و زوائد و به اصطلاح شسته رفته کردن و شیک تحویل دادن آن به مخاطب که خیلی با ارزشتر از تمرین نکردن و فکر نکردن است.

بهمن رجبی، تنبک و تعهد (۱۴)

ایشان در گروه خوب می‌زند. علی‌الخصوص ترانه یا تصنیف‌هایی که آقای پایور تنظیم کرده یا به اتفاق نواخته‌اند. در هم‌نوازی با سازهای دیگر، حرفی برای گفتن ندارد و در تک‌نوازی جنبه‌های نمایش و حاشیه‌ای، مجالی به جان مایۀ اصلی نوازندگی نمی‌دهند.

بهمن رجبی، تنبک و تعهد (۱۳)

بله عیسی خان را می‌گویید، من هر وقت به اصفهان بروم، پیش ایشان می‌ر‌وم. آدم سالم و جالبی است. یک نکته را هم یادآور شوم که ریتم و نمونۀ خوب و معروف مطربی همان ترانه‌ای‌ست که در متن فیلم قیصر از آن استفاده شده است. من از همین ریتم استفاده کرده و دوازده دقیقه مطربی ساخته و نواخته‌ام. بله من از مطربها گسترده‌تر می‎زنم اما باز مثل آنها نمی‎توانم بزنم.

بهمن رجبی، تنبک و تعهد (۱۲)

بله. اگر کسی مثل مشکاتیان در آن اثر چهارگاهش، که ارژنگ کامکار ضرب زورخانه نواخته، استفاده کند. او ریتم را نوشته، اما  تشخیص داده که از ضرب زورخانه استفاده کند. این‌جا در واقع از ضرب زورخانه به عنوان تمبک استفاده شده است. اما ضربی که مختص زورخانه بوده، ریتم‌های محدودی دارد و اگر بخواهیم برای آن قطعه‌ای بنویسیم، آن را وارد حیطه موسیقی سنتی کرده‌ایم، ولی صدایش صلابت و هیبتی دارد.

بهمن رجبی، تنبک و تعهد (۱۱)

شاید من اگر ده سال دیگر قرار باشد این جزوه را بازنگری کنم این ریتم ها را تغییر دهم. وانگهی همین دو ریتم هم در فرم های متفاوت و مختلفی در این کتاب آمده‌اند. ۴/۴ من و افتتاح یکی است، اما همان را در دو صفحه کتابم بسط داده‌ام.

بیشتر بحث شده است