Posts by سعید مجیدی
دانش و عمل خوانندگی (۷)
کوک بد اغلب نتیجۀ تکنیکی بد است، مثلاً کنترل ضعیف تنفس، گلوی تنگشده یا گرفتگی و فشار بر روی حنجره و فک. اگر خوب آواز نمیخوانید یا پنهانی برای خودتان میخوانید، شاید آمادگی نداشته باشید. روند کلی آواز خواندن کنترل و تسلط ماهیچههای مختلف است و اگر این ماهیچههای صوتی بهطور منظم بهکار گرفته نشده باشند، بعداً عملکرد خوبی نخواهند داشت، مگر اینکه آنها عملی را بارها تمرین کرده باشند. در حالیکه کوک با رشد گوش موسیقایی مرتبط است. بدون در نظر گرفتن پیشینۀ موسیقایی یا نداشتن چنین پیشینهای، تمام افراد میتوانند کوک خواندن را یاد بگیرند.
دانش و عمل خوانندگی (۶)
صدای واقعی آوازی با واکهها تولید میشود. در نتیجه برای داشتن صدایی خوب، نیازمند تولید واکۀ خوب هستیم. واکههای فارسی به دو گروه تقسیم میشود:
دانش و عمل خوانندگی (۵)
هدف هر خوانندهای داشتن صدایی واضح و یکدست از صدای سینه، تا تمام صدای سر است. بسیاری از خوانندگان از انتقال صدای سینه به سر میترسند. این عمل به راحتی به نقاط اتصال و ترکیب مربوط است (۴) و این نواحی پیوند و اتصال را میتوان «صدای میــانی» نامید. در ضمن یادگیری چگونگی پیوند و ترکیب صداها برای سلامتی بلند مدت، چابکی و گیرایی صدا خیلی بهتر است تا اینکه بخواهید نتهای بسیار بالا برای صدای سینه را بگیرید. هنگامیکه از بم به زیر میخوانید و میتوانید صدای برآمده از سینه را احساس کنید، نگذارید حنجره با محکم بههم آمدن، بالا بیاید. لذا با حفظ راحتی و بیتنشی حنجره، تصور کنید صدا درون فضایی در ناحیهای عقب و بالای گلو در حال حرکت است.
دانش و عمل خوانندگی (۴)
هنگامیکه نفسی عمیق میکشید، سینه و قفسۀ سینه باز شده و ریهها از هوا پر میشوند. در حالیکه وضعیت راحت حنجره حفظ میشود، گلو را باز کرده و نرمکام را بالا میکشید. تمام این حرکات برای خلق فضا و گشودگی است. بهمنظور نزدیکی بیشتر بین احساس گشودگی و تنفس، تصور کنید نرمکام، گلو و نای به طرف ریهها، آنقدر بــاز هستند که میتوانید مشت خود را بدون لمس دیوارههای گلو، درون آن پایین ببرید. حین ایجاد چنین حسی، نگذارید فشار یا گرفتگی در زبان، فک یا گردن بهوجود آید. این گشودگی به معنای باز کردن بیشاز حد دهان نیست، هر چند ممکن است هنگام خواندن نتهای زیرتر، به بازتر کردن دهان نیاز داشته باشید. اما طبق قانونی کلی، دهان را از دو انگشت نباید بازتر کرد.
دانش و عمل خوانندگی (۳)
انسانها دو تار صوتی [یا آوایی] دارند که به صورت عرضی انتهای نای (خرخره) (۲) کشیده شدهاند. این تارها در حالت سکوت و استراحت از هم جدا هستند، اما وقتی (در بازدم)، هوا از ریهها بالا آمده و از روی آنها میگذرد، اگر قصد سخن گفتن یا آواز خواندن داشته باشیم، به هم نزدیک شده و بسیار سریع مرتعش میشوند و صدا تولید میکنند. محافظت از این تارلایههای صوتی افقـی بر عهدۀ حنجره است.
دانش و عمل خوانندگی (۲)
در مرحلۀ دم، هــوا از راه دهان یا بینی به داخل مکیده میشود. این هوا پس از عبور از حنجره و چاکنای، به قسمت پایینتر یعنی نای حرکت کرده و از آنجا وارد ریهها (ششها) میشود. ریــهها مانند بادکنک یا کیسههایی هوایی هستند که با پر شدن از هوا، بزرگ میشوند، همزمان قفسۀ سینه نیز برای ایجاد فضایی وسیعتر برای آنها، بازتر میشود. هنگام بازدم جریان هوا از راه نـای و حنجره از ریهها خارج میشود. هنگامی که هوای پرفشار به حنجره رسیده و با تارهای صوتی (تارلایههای آوایی) برخورد میکند و آنها را به ارتعاش در میآورد و این ارتعاشها عامل اصلی تولید صدای هر انسانی است.
دانش و عمل خوانندگی (۱)
در سالهای اخیر و بر اساس ضرورت زمان، نیاز و رشد دانش، گرایش به روشهای پرورش و تربیت صدا در اصطلاح صداسازی، بر پایه علومی چون آواشناسی، آناتومی و فیزیولوژی فزونی یافته است. نیازی که جای خالی آن در سنتهای آموزشی آوازی ما وجود داشته است. چراکه سالیان دراز آموزش آواز در ایران بر اساس انتقال شفاهی گوشهها با روشهای تجربی و کمتوجه به علوم روز ادامه داشته است، یا در نهایت به آموزش با متدهای آموزش سلفژ نامرتبط با ساختار زبان فارسی پرداخته شده است. طبیعی است اگر این نیاز جامعه و هنرجویان جوان، با شتابزدگی و ضعف دانش در انتقال و آموزش، و نیز برخی مخالفتهای مخالفان سنتی بیاطلاع از پیشرفتهای علمی مواجه شود، بیشک کمکی به رشد علم آموزش و آواز نخواهد شد و نهایتاً همان جریان زمانبرِ استثناپرور ادامه خواهد یافت.
بهمن رجبی، تنبک و تعهد (۱۸)
در دیداری که با جان ویلیامز نوازنده معروف گیتار در ایران داشتم، به نوعی به این ادعای من معترض بود. من ابتدا از زدن ریزها شروع کردم. روی ریز پنجم، جان ویلیامز دو دست خود را به علامت تسلیم بالا برد و گفت، من پذیرفتم. هیچ سازی نمیتواند این همه قابلیت در اجرای ریز و یا انواع تکنیکهای گسترده را داشته باشد که البته عوامل دخیل در این امر را مجدد بر میشمارم:
بهمن رجبی، تنبک و تعهد (۱۷)
ببینید مقبولیت یک اثر در گرو داشتن چند مؤلفه است. داشتن ساختار منسجم و مشخص یکی از این مؤلفههاست، جملات هدفمند ریتمیک و محتوای قابل اجرا در صحنه، از دیگر شاخصههای یک اثر خوب و کار جدید است. اگر یک اثر قابلیت اجرای صحنهای نداشته باشد، قطعاً توانایی برقراری ارتباط با طیف گستردهای از مخاطب را هم ندارد، چراکه آن وقت در حوزۀ آثار موزیکال یا ریتمیک قابل گنجاندن نیست، بلکه یک اثر افکتیو محسوب میشود. من حضور مؤلفههای لازم برای یک کار وزین را مجموعاً سوئیت (خانه کوچک) مینامم. این اثر، سوئیت نیست. اگر برخی گذشتگان توانستهاند حداکثر با دو آجر بازی کنند، اینجا با چند آجر بازی شده اما باز هم سوئیت نیست. بسیاری از این سؤالات باید با اجرا همراه باشند تا پاسخ صحیح و قانع کننده بگیرید.
بهمن رجبی، تنبک و تعهد (۱۶)
مجموع حرکات نمایشی ادا در آوردن حین، نوازندگی تولید صداهای عجیب و غریب و بیارزش، عدم استفاده و فرار از تکنیکهای فاخر و دارای ارزش هنری، استفاده از اصوات و حرکاتی که جزو حوزه نوازندگی تمبک هستند، اما ارزشی ندارند. و استفادۀ سبکسرانه از برخی تکنیکها که مخ۸ که مخاطب عام را بیشتر به هیجان و تحریک کاذب احساسات سوق میدهد تا تفکر، از نظر من شارلا است.

