گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

نقدی بر کتاب «موسیقی کلاسیک ایرانی» (۴)

نقد تمایزات خشن کلاسیک (والا، نخبه) / عامه‌پسند (سبک)
هرچند برخی متخصص‏‌های دانشگاهی موسیقی ایران (ص ۱۱ و…) در مبارزۀ نمادین ذهنی خود در تلاشند اصطلاحات کلاسیک و عامه‌پسند را با تمایزات قضاوت‌گر والا و پست یا نخبه‌گرا و عالمانه و عوامانه رواج دهند اما پیگیر نیستند همان نهادهای آموزشی غربی یعنی نهاد اصلی فرهنگ کلاسیک، که این روش و الگوی جامعه‌شناختی موسیقی نخبه‌گرا و عالمانه را از آن برداشت کرده‌اند، در نسبت میان هنر نخبه‌گرا، هنر سبک و مردم‌پسند بازنگری کرده‌اند و با گذار به دیدگاه‌های «دموکراسی فرهنگی»، «افتِ نسبی فرهنگ کلاسیک» و با پرهیز از روشنفکرسازی افراطی و سلسله‌مراتب‌سازی، برخی هنرهای به زبان اینان سبک یا نازل را در هنرهای عالمانه جذب کنند و اثرات خشن تمایز و سلطه را کم‎رنگ‌تر نموده و دست از این مرزبندی‌ها و خط‌کشی‌های تند بردارند.

با رشد فزاینده و متنوع در عرضۀ موسیقی، در سبک‌های گوش‌دادن و انتخاب موسیقی، دگرگشت‌های عمده‌ ایجاد شده و زمان و جایگاه شنیدن نیز به‌واسطۀ ابزارها و رسانه‌های جدید، آسانتر شده‌است و با افزایش سطح تحصیلات اقشار مختلف اجتماع، جایگاه فرهنگ فرهیختگی با کاهش همراه بوده است (راوه ۱۴۰۲: ص ۱۲۶- ۱۲۵). لذا ضرورت دارد طبقه‌بندی‌های کلاسیک/مردم‌پسند، نخبه‌گرا (عالمانه)/سبک/سنگین، والا/نازل را بازبینی کنیم، ضمن آنکه این تمایزات تندروانه و ستیزه‌جویانه امروزه دیگر موضوعیت ندارند. افزون بر این‌ها از ۱۹۶۰ به بعد، اتنوموزیکولوژی در تقابل با رویکردها و طبقه‌بندی‌هایی با هاله‌ای نخبه‌گرایانه و امپریالیسم مفهومی، به تنوع موسیقایی غیرسلسله‌مراتبی بها داده‌ است (انگلیس و هاگسون ۱۴۰۱: ص ۳۱۲).

لذا ضرورت دارد به این پرسش بنیادین مطرح میان اتنوموزیکولوژیست‌ها امروزه جدی‌تر بیندیشیم که «چگونه موسیقی را مورد مطالعه قرار دهیم؟» (آزاده‌فر ۱۴۰۱: ص ۴۶).

۹- ابهام در استفاده از پسوند کلاسیک

    • صداقت‌کیش در صفحۀ (۱۸) نوشته: «بعضی از نظریه‌پردازها و موسیقی‌شناس‌ها باور دارند که ساختار آوایی و… زبان فارسی عمیقاً در موسیقی کلاسیک ایرانی نفوذ کرده است (مثل محسن حجاریان و محمدرضا آزاده‌فر و…)».

شاید با خواندن این مطلب فکر کنیم دکتر آزاده‌فر نیز از اصطلاح موسیقی کلاسیک استفاده کرده‌ است، در صورتی‌که این اتنوموزیکولوژیست برجسته از اصطلاح کلاسیک در مورد موسیقی ایرانی استفاده نکرده‌‌ و حتی در پی پاسخ به ابهام استفاده از پسوندهایی مانند کلاسیک، اصیل و… (آزاده‌فر ۱۳۹۶: ص ۱) توضیحاتی ارائه می‌دهد. همچنین در مورد انواع و روش‌های دیگر طبقه‌بندی و نیز تاثیرات متقابل زبان فارسی و موسیقی در آثار خود مطالبی نگاشته‌اند.

۱۰- آیا گوشه‌ها و عناوین‌شان با زندگی امروزیان بی‌ارتباط‌اند؟ 
صداقت‌کیش در صفحۀ (۲۰)، بحث عدم نقش و کاربردِ مرتبط گوشه‌‎ها و آثار موسیقی ایرانی با زندگی ملموس روزمره و مناسبات آیینی و حتی بی‎‌فایدگی این عناوین و وجه‌‎تسمیۀ آنها در آموزش را طرح می‌کند. اولاً، همان‌طور که گفتید آواز قلب این نوع موسیقی و تغزل و عشق وجه غالب اکثر اشعار گوشه‌های آوازی است، آیا «عشق» مفهومی ملموس در زندگی انسان امروزی نیست؟ ثانیاً، دانستن برخی عناوین و وجوه تسمیۀ آنها در یادسپاری و تداعی‌گر و تسهیل‌گری آموزش گوشه‌های متعدد و متفاوت کمک می‎‌کند و بی‎فایده نیست. ثالثاً- چرا برای به کرسی نشاندن سخن خود گوشه‌ای با عنوان و مفهوم دیریاب «هدی» از زبان عربی مثال می‌آورید که ریشه‌‎اش به قرن‌ها پیش در زندگی شتربانان عرب جاهلی برمی‌گردد. هرچند طبق اسناد و روایت و با توجه به زندگی بادیه‌نشینی و کوچ‌رو و همزیستی با حیوانات، زمزمۀ آهنگ و شعر «حُدی» (که صورت درست‌ترش حدی هست) (الرّفاعی ۱۳۷۷: ص ۱۱۳)، مانند نواهای چوپانی ایرانی، جایگاه ویژه‌ای در زندگی اعراب داشته است.

سعید مجیدی

متولد ۱۳۵۳، خواننده و منتقد موسیقی

۱ نظر

بیشتر بحث شده است