حال خطا آن است که مولف سعی دارد این محدودیت ادراکی قدیمی و نگاه سازمحور خویش را به آواز و بهویژه آموزش آن نیز تســری دهد. هر چند در گذشته بر این باور بود که «اغلب ملودیها از آواز سرچشمه میگیرند و عموماً میتوانند اصل و نسب و شخصیتی آوازی داشته باشند، اما چهارچوب «مدال» آنها کاملاً مربوط به خصوصیات فیزیکی و تکنیکی سازهای زهی است» (طلایی ۱۳۷۲: ۱۹)، اما در نظرات جدیدتر خود معتقدند این صدای انسان نیست که رپرتوار موسیقی ایرانی را شکل داده است (رپرتواری که بخش اعظمش شعر و اجزای کلام است!)، بلکه خصوصیات ساختاری و ارتباطی مدها بر ما آشکار میسازد که نحوۀ شکلگیری آنها متناسب با شخصیت فیزیکی سازهای زهی است (طلایی ۱۳۹۴: ۱۵). از اشکالات کلی این کتاب تلاش برای تســری این نگاه سازی به آواز و آموزش آن و تقلیل ظرایف فراوان آواز به خاصیت مدال و ارتباط مدهاست.
اما امروزه و با رشد علم، و بهرهگیری از ابزارها و دستگاههای جدید اندازهگیری، بسیاری از معیار و سنجههای قدیمی دیگر کاربردی ندارند و گاه محدودکنندۀ ذهن و فکرند. بهطور مثال اگر بخواهید فاصلۀ بین ستارگان و کهکشانها را نه با سال نوری، که با واحدهای قدیمی اندازهگیری کنید، ثبت اعداد و ارقام آن چگونه خواهد بود؟
مولف این کتاب نیز با همین سنجش انگشتی و روش محاسبه و بدون توجه به شناخت امروزین علم از اندامهای درونی موثر در آوازخوانی، سعی دارد پروژۀ فکری خود را به آوازخوانی نیز تسری دهد و این نگاه سازی خاص به فواصل موسیقی ایرانی را بیتوجه به سایر ویژگیهای صدای انسان و آواز، که به پرورش ردیفدانانی با صداهایی کم حجم، بیانی ضعیف و… منجر میشود، را به آواز انتقال دهد.
کتابی بدون منبع و ماخذ
البته بر هر اهل علمی واضح است که ارجاعدهی و ذکر مآخذ به اعتبار علمی یک پژوهش و اثر علمی میافزاید. با وجودی که تلاش مولف برای برداشت مفاهیم و اصطلاحاتی آواشناختی از منابع این حوزه (آواشناسی زبان فارسی) و کاربست آن در تحلیل و آموزش آواز مشهود است که به برخی از آنها در بندهای پیشین اشاره شد، اما مولف این اثر با برخوردی غیرآکادمیک، هیچ منبع و ماخذی معرفی نکرده است. لذا استفاده از برخی ماخذ غیر قابل انکار آواشناختی و عدم ارجاع به منابع آن، از ارزش علمی اثر کاسته است. در حالیکه نظر به سالها حضور و تدریس مولف در دانشگاه و محیط آکادمیک، انتظار برخوردی علمی و آکادمیک میرفت.
سخن آخــــر
به نظر منتقد، و با در نظر گرفتن مجموع اشکالات و نقدهای فوق، این اثر کمکی به آموزش آسان یا علمی تر آواز نمیکند و بهجای رمزگشایی از آواز ایرانی به رمزهای آن میافزاید.
اما با نگاهی آماری (۳۱۰ صفحه نتنویسی) بهتر است این کتاب را کتاب «نتنویسی ردیف آواز ایرانی به روایت عبدالله دوامی» بدانیم و نامگذاری کنیم. نتنویسی که زحمت فراوانی داشته است.
منابع و مآخذ
۱- اکو امبرتو ۱۳۹۳، در جستوجوی زبان کامل، ترجمۀ: پیروز ایزدی، تهران: فرهنگ جاوید، چ اول.
۲- بال فیلیپ ۱۳۹۵، عنــاصر(افسانه، تاریخ، علم)، ترجمۀ: ماندانا فرهادیان، تهران: فرهنگ معاصر، چ دوم.
۳- پاکباز رویین ۱۳۸۱، دایرهالمعارف هنـــر، تهران: فرهنگ معاصر، چ سوم.
۴- ثمره یدالله ۱۳۸۰، آواشناسی زبان فارسی (آواها وساخت آوایی)، تهران: نشر دانشگاهی چ ششم.
۵- دوامی عبدالله ۱۳۵۴، آلبوم ردیف آوازی، تهران: انتشارات ماهور ۱۳۷۶
۶- شهرنازدار محسن ۱۳۸۳، گفتگو با داریوش طلایی دربارۀ موسیقی ایران، تهران: نشرنـی، چ اول.
۷- طلایی داریوش ۱۳۹۴، تحلیل ردیف، تهران: نشر نی، چ اول.
۸- طلایی داریوش ۱۳۷۲، نگرشی نو به تئوری موسیقی ایرانی، تهران: انتشارات ماهور، چ اول.
۹- کلی مایکل و دیگران ۱۳۸۳، دایرهالمعارف زیباییشناسی(آکسفورد)، ترجمۀ: مشیت علایی و دیگران، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات هنری، گسترش هنر، چ اول.
۱۰- گایسلر ایلایزر ۱۳۹۷، دانش و نظامهای دانش(فراگیری از شگفتــیهای ذهن) ، ترجمۀ دکتر مرتضی کوکبی، ناشر سپهر دانش، چ دوم.
۱۱- گروه مولفان ۱۳۹۵، دانشنامۀ جهان اسلام، زیر نظر غلامعلی حداد عادل.
۱۲- گشتاسب فرزانه ۱۳۹۳، واحدهای سنجش طول در اوستا، دو فصلنامۀ علمی پژوهشی زبانشناخت، سال پنجم شمارۀ دوم، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
۱۳- مسعودیه محمدتقی ۱۳۷۶، ردیف آوازی موسیقی سنتی ایران (به روایت محمود کریمی، کتاب اول: آوانویسی و تجزیه و تحلیل)، تهران: انجمن موسیقی ایران با همکاری موسسۀ ماهور، چ اول.
۱۴- مشکوهالدینی مهدی ۱۳۷۷، ساخت آوایی زبان، انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد، چ چهارم.
۱۵- هرفورد جیمز. ر ۱۳۹۶، خاستگاه زبان، ترجمۀ: محمد راسخ مهند و مجتبی علیزادۀ صحرایی، تهران: انتشارات سیاهرود. چ اول.
۱۶- جعفرزاده خسـرو ۱۳۹۴، نقد تئوریپردازی داریوش طلایی (VII)، مجلۀ آنلاین موسیقی گفتگوی هارمونیک.
۱۷- Marc Arnela coll 2014, numerical production of vowels and diphthongs using finite element methods,. Barcelona uni.
۱ نظر