گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

گئورگی سندلر لیگتی (II)

لیگتی خواهر زاده بزرگ ویولنیست نامدار لئوپولد ائور (Leopold Auer) بوده و فرزندش لوکاس نیز آهنگساز و پرکاشنیست مقیم نیویورک می باشد. نخستین کارهای لیگتی به گونه ای تعمیم زبان موسیقایی هم وطنش بلا بارتوک (Béla Bartók) است. به عنوان مثال قطعات پیانو او با عنوان Musica Ricercata 1951-53 اغلب با Mikrokosmos٬ مجموعه آثار پیانو بارتوک مقایسه می شوند.

لیگتی خواهر زاده بزرگ ویولنیست نامدار لئوپولد ائور (Leopold Auer) بوده و فرزندش لوکاس نیز آهنگساز و پرکاشنیست مقیم نیویورک می باشد. نخستین کارهای لیگتی به گونه ای تعمیم زبان موسیقایی هم وطنش بلا بارتوک (Béla Bartók) است. به عنوان مثال قطعات پیانو او با عنوان “Musica Ricercata 1951-53” اغلب با “Mikrokosmos” مجموعه آثار پیانو بارتوک مقایسه می شوند.

مجموعه قطعات لیگتی شامل یازده قطعه است. در قطعه اول فقط نت “لا” در چند اکتاو شنیده می شود و تنها در میزان انتهایی قطعه از نت “ر” استفاده شده است.

در قطعه دوم نیز تنها از سه نت فا٬ سل بمل و سل استفاده شده و به همین ترتیب قطعه سوم شامل چهار نت است و این روند همچنان ادامه می یابد بطوریکه قطعه یازدهم تمامی دوازده نت گام کروماتیک را در بر دارد.

در این اثنا لیگتی تحت تاثیر جو حاصل از حکومت رژیم کمونیسم مجارستان آن زمان٬ قرار گرفت تا بدانجا که قطعه دهم از مجموعه قطعات پیانو Musica Ricercata وی بدلیل غیر اخلاقی بودن توقیف شد. به نظر می رسد استفاده روشنفکرانه او از فواصل دوم کوچک باعث بدنامی وی شده و کثرت جهت گیری های افراطی او در موسیقی اش و عواقب نا خوشایند ناشی از آن٬ لزوم ترک کشور را بر او آشکار ساخت.

با ورود به کلن٬ نوشتن موسیقی الکترونیک را با همراهی کارل هانس اشتوکهازن (Karlheinz Stockhausen) آغاز کرد لیکن در این حیطه تنها دو کار کامل ارائه کرد که شامل Glissandi (1957) و Artikulation (1958) می باشد و پس از آن مجددا به سمت موسیقی سازی متمایل شد.

برنامه ریزی لازم جهت اثر سوم او در حیطه موسیقی الکترونیک که در ابتدا اتمسفر (Atmosphères) نامیده و بعدها با نام قطعه شماره سه الکترونیک Pièce électronique no.3 شناخته شد٬ صورت گرفت اما محدودیت های تکنیکی آن زمان مانع از تکمیل این کار توسط لیگتی شد و در نهایت این کار در سال ۱۹۹۶ توسط آهنگسازان هلندی کیز تیزلار (Kees Tazelaar), یوهان فون کرای (Johan van Kreij) و پاول برگ (Paul Berg) تکمیل و ارائه گردید.

به نظر می رسد موسیقی لیگتی تحت تاثیر تجارب الکترونیک وی بوده و بسیاری از اصواتی که او خلق کرده مشابه بافت الکترونیک می باشد. Apparitions (1958-59) نخستین کار او بود که مورد توجه قرار گرفت اما امروزه این کار بعدی او Atmosphères است که مشهورتر و شناخته شده تر می باشد.

از این قطعه و قطعاتی منتخب از لوکس اترنا و رکوئیم او٬ بدون کسب اجازه از وی٬ در فیلم ۲۰۰۱ : ادیسه فضایی کوبریک استفاده شد. اگرچه این قطعه از لحاظ مفاهیم زیبایی شناختی شباهت هایی با قطعه الکترونیک قبلی او دارد اما برای ارکستری بزرگ نوشته شده است و در عین حال قطعه ای کلیدی در میان کارهای او به حساب آمده و بسیاری از نگرانی هایی را که در طی دهه ۶۰ با آنها روبرو بوده٬ نظم بخشیده و مرتفع می کند.

audio file

بشنوید قسمتی از Apparitions ساخته لیگتی

او در این قطعه تقریبا سه عنصر نخست از عناصر چهار گانه موسیقی یعنی ملودی٬ هارمونی٬ ریتم و طنین را کنار گذاشته و با تکیه بر بافت صدا٬ از تکنیک sound mass سود جسته است. قطعه با یکی از بزرگترین آکوردهای گروهی که تا به امروزنوشته شده آغاز می شود و هر یک از نت های گام کروماتیک در حد فاصل پنج اکتاو٬ همزمان نواخته می شوند.

پنجاه و شش نوازنده زهی همزمان یک آکورد را خلق می کنند درحالیکه هیچ دو نفری از آنها یک نت یکسان را نمی نوازند! به نظر می رسد که قطعه از این شروع عظیم٬ فراتر می رود اما در واقع آکورد ها بسیار آرام و پی در پی تغییر می کنند.

لیگتی٬ مبتکر میکروپلی فونی٬ از این تکنیک آهنگسازی در ساخت Atmosphères, Apparitions و دیگر کارهایش سود جسته است. اودر توضیح میکروپلی فونی اینطور می گوید: چند آوایی ترکیبی اصوات در جریان موسیقی هارمونیک شکل می گیرد که در آن هارمونی ها به ناگهان تغییر نمی کنند بلکه در هم ادغام می شوند. یک هارمونی واضح و مشخص به تدریج محو شده و از پس این ابهام ترکیبی جدید شکل گرفته و به گوش می رسد.”

از سال ۱۹۷۰ لیگتی از موسیقی کروماتیک فاصله گرفت و روی ریتم تمرکز کرد. قطعاتی همچون Continuum (1970) و Clocks and Clouds (1972-3)پیش از آنکه او٬ در سال ۱۹۷۲ موسیقی ساخت استیو ریچ (Steve Reich) و تری رایلی(Terry Riley) را بشنود٬ نوشته شد.

او همچنین مفاهیم ریتمیک موسیقی آفریقایی٬ خصوصا Pygmies را دوست می داشت و در اواسط دهه هفتاد٬ نخستین اپرای خود Le Grand Macabre را نوشت که نمایشی طنزگونه و مملو از مفاهیم اخروی دوزخ٬ بهشت و رستاخیز بود.

در طی دهه ۸۰ و ۹۰ ٬ لیگتی با تاکید بر ریتم های ترکیبی مکانیکی٬ کنسرتو پیانو خود را با عنوانaesthetic credo در سال ۱۹۸۸ نوشته و اتود های پیانو خود را در قالب سه کتاب طی سال های ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۰ و بر اساس سبک های گاملان (Gamelan)٬ پلی ریتم های آفریقایی٬ بارتوک٬ کانلون نانکارو (Conlon Nancarrow) و بیل ایوانز (Bill Evans) ارائه کرد که کتاب اول شامل تعداد زیادی عناصر مشابه ملودیک و محرک برای کنسرتو پیانو می باشد. دیگر آثار جالب توجه او در این زمینه شامل تریله هورن Horn Trio (1982)٬ کنسرتو ویولن ۱۹۹۲ و مادریگال های آکاپلا با کلامی فاقد معناست که در ۱۹۹۳ نوشته شده و کلام یکی از این قطعات مادریگال نیز حروف الفبا می باشد.

از آخرین کارهای لیگتی کنسرتو هامبورگ بوده که برای هورن و ارکستر٬ طی سال های ۹۹-۱۹۹۸ نوشته و در ۲۰۰۳ بازبینی و بازنویسی شد. هم چنین مجموعه آوازهای ,Sippal Dobbal و Nádihegedüvel (با همراهی فلوت٬ ویولن و درامز)(۲۰۰۰) و نیز هجدهمین و آخرین اتود پیانو اش با نام Canon که در سال ۲۰۰۱ ارائه گردید.

en.wikipedia.org

گفتگوی هارمونیک

مجله آنلاین «گفتگوی هارمونیک» در سال ۱۳۸۲، به عنوان اولین وبلاگ تخصصی و مستقل موسیقی آغاز به کار کرد. وب سایت «گفتگوی هارمونیک»، امروز قدیمی ترین مجله آنلاین موسیقی فارسی محسوب می شود که به صورت روزانه به روزرسانی می شود.

۱ نظر

بیشتر بحث شده است