کنی جی، معرف جهانی ساکسیفون سوپرانو

کنی جی
کنی جی
Kenneth Gorelick ( متولد ۵ جون ۱۹۵۶)، که با اسم صحنه خود،Kenny G ، شناخته شده تر است، یک نوازنده ساکسیفون آمریکاییست که آلبوم چهارمش ، Duotone ، در سال ۱۹۸۶ برای او موفقیت چشم گیری به ارمغان آورد.

ساز اصلی کنی، ساکسیفون سوپرانو است اما او ساکسیفون آلتو و تنور نیز می نوازد و گاهی هم فلوت.

کنی در Ann Arbor, Michigan متولد شد و اولین بار با دیدن ساکسیفون نواختن نوازنده ای در شوی « اِد سالیوان»، با این ساز آشنا شد. وی نوازندگی این ساز را در تمرین کردن با نوارها (و بیشتر با نوارهای Grover Washington, Jr. ) آموخت در حقیقت او تمرین می کرد که صداهایی که می شنود را تقلید کند.

کنی برای عضویت در یک گروه جز در دبیرستان فرانکلین درخواست داد که بار اول رد شد، اما در سال بعد پس از تلاشهای دوباره او، وی را پذیرفتند.

او همچنین از سن ۱۰ سالگی، زمانی که برادر بزرگش، برایان، او را با گلف آشنا کرده بود، به گلف علاقه داشت و برای تیم گلف دبیرستانش نیز بازی می کرد.

در سال ۱۹۶۷ کنی جی، کار خود را به عنوان یک موزیسین زمانی آغاز کرد و به عنوان شغل حرفه ای خود در ارکستر Barry White با نام «ارکستر عشق بی پایان» (Love Unlimited Orchestra) همکاری کرد و در سن ۲۰ سالگی سولیست ساکسیفون ارکستر شد.

وی در همین زمان در رشته حسابداری نیز تحصیل می کرد. هنگامیکه او از دانشگاه واشنگتن فارغ التحصیل شد، در یک گروه فانک به نام « سرد، جسور و با هم» نوازندگی می کرد (در این زمان هنوز به عضویت گروه Jeff Lorber در نیامده بود.) او کار سولو نوازی خود را بعد از دوره ای که با « لوربر» کار می کرد آغاز کرد.

در ۱۹۸۲، کنی جی، با آریستا رکوردز (Arista Records) -بعد از اینکه رئیس آن «Clive Davis» کارهای او را شنید- به عنوان نوازنده سلو قرارداد بست. وی آلبومهای سولوی زیادی منتشر کرد و همچنین با هنرمندان مختلفی همکاری داشت از جمله Whitney Houston، Toni Braxton ، Natalie Cole، Steve Miller(تنهاباری که او در یک آلبوم rock and roll حضور داشت) و Aretha Franklin.

با تاثیر پذیری از Grover Washington, Jr ، آلبومهای خود کنی را هم معمولاُ در سری «جز ملایم » (smooth jazz ) رده بندی می کنند.

او بسیار زود در آلبومهای G Force و Gravity ، آلبومهای دوم و سوم استودیویی اش موفقیت بدست آورد، او به مقام پلاتینیوم در ایالات متحده نائل شد. در رده فروش آلبومها، آلبوم چهارم استودیویی او، Duotones در صدر بود که فقط در U.S. بیش از ۵ میلیون نسخه پخش شده بود!

آلبوم پنجم استودیویی او، Breathless ، بهترین فروش را در آلبومهای تکنوازی تا آن زمان بدست آورد که بیش از ۱۵ میلیون نسخه از آن به فروش رفت که ۱۲ میلیون آن در U.S. بود. او با اولین آلبوم تعطیلات خود به نام «معجزه ها» (Miracles)، که بیش از ۱۳ میلیون نسخه آن بفروش رفت رکورد دیگری را بدست آورد و موفقترین آلبوم کریسمس در آن زمان شد.

آهنگ « چه دنیای شگفت انگیزی» (“What A Wonderful World” از کنی جی در سال ۱۹۹۹ باعث تحریک و بحثهایی در میان انجمن جز شد، عموماُ نقدی که بر آن می شد این بود که چنین ضبط قابل احترامی توسط یک موزیسین شناخته شده مخصوصاُ برای بداهه نوازی نباید تغییر داده می شد.

audio.gif بشنوید اجرای اورجینال لویی آرمسترانگ و audio.gif اجرای کنی جی روی صدای آرمسترانگ

در سال ۲۰۰۳ کنی جی در مقام بیست و پنجم پرفروشترین هنرمندان در آمریکا در RIAA یا Recording Industry Association of America عنوان شد، با ۴۸ میلیون آلبوم به فروش رفته در USA در تاریخ ۳۱ جولای ۲۰۰۶ . در ۱۹۹۴، کنی جی برنده جایزه گرمی به عنوان بهترین آهنگساز موسیقی سازی شد برای «همیشه عاشق» (Forever in Love)

wikipedia.org

39 دیدگاه

  • ارسال شده در مهر ۱۹, ۱۳۸۶ در ۱۱:۲۷ ب.ظ

    mamnon az in etelaate khob va tarikh.age lotf konid raje be tarikh musigy az dore gable barok ta modern ham sohbat beshe

  • rahi
    ارسال شده در مهر ۲۰, ۱۳۸۶ در ۸:۴۳ ب.ظ

    mamnon az tarikhchei gran bahayKenneth Gorelick

  • کامیار
    ارسال شده در دی ۲۸, ۱۳۸۶ در ۸:۰۸ ب.ظ

    کنی جی یکی از سطح پایین ترین افراد شناخته شده ی موسیقیه . کسی که منتقدا اعتقاد دارن با ملودی های ساده و غیر فنیش موسیقی جز رو خراب و بدنام کرده . کسی که از ترس ( و ناتوانیش ) جرات نکرده با سازی به غیر از اولین ساکسیفونش بزنه . اگه باور ندارین کافیه یه سری به صفحه های تخصصی موسیقی ( به ویژه جز ) بزنید تا بفهمید که این آدم ناشی چطور اسم هنرمندان جزی مثل لویی آرمسترانگ ، چارلی پارکر یا مایلز دیویس رو خراب کرده ( گر چه این نابغه ها هیچ وقت با چرندیات امثال کنی جی خراب نمی شن و مخاطبای واقعی موسیقی قدر اونارو می دونن ) .

  • مریم
    ارسال شده در فروردین ۱۸, ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۹ ق.ظ

    ممنون از ترتیب دادن چنین سایتی
    البته دوستانی همچون آقای کامیار می تونند آروم تر عقاید و اطلاعات مفیدشون در اختیار ما بگذارند

  • حمید
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۸۷ در ۴:۳۸ ب.ظ

    به نظر من تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیز ها
    منظورم اینه که اگه کنی جی نوازندگی سازی اونم سازی مثل ساکسیفون رو بلد نبود اسمش بر سر زبان ها نمی افتاد
    نوازندگان بزرگ هم مطمئنن بدون اطلاع از پیشینه هنری کسی هرگز حاضر به همکاری و به خطر انداختن سابقه هنری خودشون نمی شوند
    در ادامه اضافه می کنم که با نظر مریم خانم هم موافقم

  • ali
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۸۷ در ۶:۱۹ ب.ظ

    می خواد بهترین باشه یا بدترین ……
    من که خیلی باهاش حال می کنم……

  • شاهرخ شريفي
    ارسال شده در شهریور ۸, ۱۳۸۷ در ۱۲:۵۰ ق.ظ

    کنی بهترینه

  • شاهرخ شریفی
    ارسال شده در آبان ۵, ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۶ ب.ظ

    کنی با نوازندگیه لایتش معجزه می کنه

  • nosrat
    ارسال شده در آبان ۱۹, ۱۳۸۷ در ۳:۰۸ ب.ظ

    مهم اینه که کارهای کنی جی احساس آرامش میده همین یعنی موسیقی جهانی ..

  • ناشناس
    ارسال شده در آذر ۸, ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۱ ق.ظ

    دوست عزیز کامیار جان قرار شد دیدگاه خودت رو بیان کنی نه از منظر دیگران
    به نظر من مهم اینه که به من آرامش میده

  • سلام تا کسی ساز دستش نگیره هر سازی که باشه نمیتونه از کسی انتقاد کنه اگه مرد عملی ...
    ارسال شده در دی ۲۲, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۷ ب.ظ

    hi.mamnon az etelaati

  • ناشناس
    ارسال شده در اسفند ۶, ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۳ ق.ظ

    چرا آهنگ میزارین ولی نمی خونه

  • ارسال شده در اسفند ۶, ۱۳۸۷ در ۵:۰۲ ب.ظ

    دوست عزیز روی موسیقی مورد نظر راست کلید کرده و سیو را بزنید تا دانلود شود

  • ناشناس
    ارسال شده در تیر ۲۹, ۱۳۸۸ در ۳:۴۱ ب.ظ

    خوب بود

  • ارسال شده در شهریور ۱۷, ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۵ ق.ظ

    ببین کامی ( یعنی همون کامران !!! ) مهم اینه با همون ساکسیفونش دهن همرو بسته , البته قبول همه اهنگاش توپ نیستن ولی این دلیل نمیشه که از زندگی ساقطش کنی بده خدا رو ! یبار yesterday رو گوش بده , چطور دلت میاد پسر …. !!

  • بهرام
    ارسال شده در مهر ۱۲, ۱۳۸۸ در ۳:۲۲ ب.ظ

    با آقای کامیار کاملا موافقم

  • omid
    ارسال شده در آذر ۱۷, ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۰ ب.ظ

    salam shayad har kasi hagh dashteh bashe nazare khodesho dar morede har kasi be zabun biyare vali be nazare man nabayad baraye bala bordane kasi yeki digaro ba mokh kubid zamin va hamishe ensan bayad ba salil sohbat kone age in sazo dust nadari nazar dadano bezar be ohdeye yek musighidan .va dar koll be nazare man ahange (alone)behtarin kariye ke man ta be hal shenidam.

  • علی
    ارسال شده در دی ۵, ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۳ ق.ظ

    کنی بهترین نوازنده ی جهان است.احساس آرامشی که اون با سازش به من میده هیچ چیزی دیگه ای نمیده.

  • ش م
    ارسال شده در بهمن ۳۰, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۷ ب.ظ

    در زمینه ساز مورد علاقه اش استادی بی نظیره

  • ش ب
    ارسال شده در بهمن ۳۰, ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۵ ب.ظ

    کنی جی میتونه زیبا ترین احساس را در قلب انسانهائ که با خشونت الفت دارند را به حرکت در بیاره یکبار گوش کنی تو هم احساست به حرکت در میاد

  • farhang
    ارسال شده در فروردین ۳۰, ۱۳۸۹ در ۲:۲۳ ق.ظ

    همه دارید درست میگید دیگه…البته کنی جی توی ژانر لویس ارمسترانگ نیست کامیار جان. کنی جی به فضای لایت نزدیکه به حس و حالی از جز.نوازنده ی بسیار قدرتمندیه. بحثی توش نیست.خدا قسمت کنه همه با هم یه بار تو یه کنسرت هاش بریم بشینیم دوستانه…زنده باشید

  • massod
    ارسال شده در خرداد ۳۱, ۱۳۸۹ در ۱۰:۵۳ ب.ظ

    همیشه انسانهایی هستند که با قلاب گرفتن به دیگران کمک مکنند تا انها هم بتوانند انطرف دیوار را ببینند . با تشکر از معرفتت. یکی از عاشقان ارمسترانگ بزرگ

  • ناشناس
    ارسال شده در مرداد ۱۴, ۱۳۸۹ در ۸:۱۷ ب.ظ

    من خودم ساکسیفون میزنم کنی کارش مثل پدرو خوبه بهتر از اونه

  • سهراب
    ارسال شده در شهریور ۱۷, ۱۳۸۹ در ۱۰:۱۸ ق.ظ

    با سلام من سهراب آریا منش عضو ارکسر سمفونیک ایران هستم و اونجا آلتو میزنم و در کنسرواتوار ارمنستان و روسیه تک نواز سوپرانو بودم و کارهای کنی را میزدم . باید بگم او فوق العاده است و همه در جهان او را تحسین میکنند . ولی ما ایرانیها میخواهیم از همه ایراد بگیریم بهتره وقتی می خواهیم نظر بدهیم جوانب کار را در نظر بگیریم و از کسی و سبکی که نمی شناسیم بیخود سخن نگوییم!

  • گفتگوی هارمونیک
    ارسال شده در شهریور ۱۷, ۱۳۸۹ در ۱۰:۴۲ ق.ظ

    عضو ارکستر سمفونیک ایران؟! ارکستر سمفونیک ایران وجود ندارد! یک ارکستر سمفونیک تهران داریم که آن هم مثل همه ارکستر سمفونیک ها ساکسیفون ندارد!

  • ghstino
    ارسال شده در شهریور ۱۷, ۱۳۸۹ در ۱:۲۱ ب.ظ

    salam man emroz matalebe saytetono baraye avalin bar khondam be nazareton agar be aghaye kamiyar saz bedi balade dastesh begire

  • ناشناس
    ارسال شده در شهریور ۱۸, ۱۳۸۹ در ۹:۴۰ ق.ظ

    با سلام من خودم نوازنده هستم خیلی دوست دارم که آلبومهای آقای کی جی را داشته باشم شماره موبایل۰۹۱۱۱۳۹۶۱۱۸
    gmail:[email protected]

  • ارسال شده در مهر ۱۵, ۱۳۸۹ در ۹:۵۲ ب.ظ

    بسیار خوب. ولی بهتر نیست بجای اینکه همدیگه ره محکوم کنیم ببینیم میتونیم حداقل مثل اقای جی یک نوازنده بشیم یا از اون بهتر؟
    تا حالا که ندیدیم. دوست من بهتر دست به کار شید.

  • جهانگیر حیدرنتاج
    ارسال شده در اسفند ۹, ۱۳۸۹ در ۸:۵۳ ب.ظ

    آلبوم کامل را میخواستم

  • سولماز
    ارسال شده در اسفند ۲۸, ۱۳۸۹ در ۶:۰۰ ب.ظ

    عاااااااااااااااااااااشقتم

  • ارسال شده در مرداد ۲۴, ۱۳۹۰ در ۵:۱۳ ب.ظ

    mannon az zahmat haye shoma man khodam to kare teoriye mosigi hastam vali yekam matneton nages bod yekam eslah lazem hast darbareye keni g mamnon bebakhshid ke mozahem shodam masih komaketon kone be omide didar ta azadiye digarrrrrrr

  • کاووس
    ارسال شده در آذر ۱۲, ۱۳۹۰ در ۳:۰۸ ب.ظ

    کنی جی برترین ساکسیفون زنه دنیاست کارش حرف نداره، من عاشق کاراشم
    I LOVE U KENNY G
    :-*

  • ناشناس
    ارسال شده در اردیبهشت ۹, ۱۳۹۱ در ۲:۲۰ ق.ظ

    اگرکسی نت های ایرانی ساز فلوت کلید دار راو یا ساکسی فون برایم بفرستدخیلی ممنون میشوم دارد من موسیقی را بطور کلاسیک وآکدیمیک
    دنبال میکنم ام اخیرابعلت مشکلات کاری تعللی در روند کاریم ایجاد شده گاهی اوقات آماتورهای حرفه ای خیلی بهتر از کلاسیکهای غیر حرفه ای که حتی به اصطلاح استاد هم هستند می نوازند مثل آقای پدرو نوازنده فلوت وهمون آقای کن جی

  • kamyar
    ارسال شده در مهر ۲۲, ۱۳۹۱ در ۱۰:۵۳ ب.ظ

    man oon daste az ahanghaye kenny g ke ba alto sax zade shode ast mesle endless love ro bishtar doost daram.kenny g karesh fogholadast va bayad behesh goft alijenab kenny g

  • کبودانی
    ارسال شده در آذر ۱۷, ۱۳۹۱ در ۱۰:۳۲ ب.ظ

    سلام . تنها با گوش دادن آهنگهای کنی جی است که بهترین خاطرات زندگیم تداعی میشود . در کوهستان برفی برای خود کلبه ای ساخته و فقط به اهنگهای او گوش میدهم ……

  • زهره
    ارسال شده در مرداد ۱۲, ۱۳۹۳ در ۲:۳۲ ب.ظ

    دیوووووووووووووووووووووووووووووووووووووونه تم

  • رامین
    ارسال شده در مهر ۲۴, ۱۳۹۴ در ۴:۳۵ ق.ظ

    کنی جی نوازنده بسیار خوبیه تو سبک پاپ ولی تو سبک جز نوازندگانی مثل چارلی پارکر و جان کولترن از لحاظ تکنیک و قدرت حرف اولو میزنن.

  • حمید
    ارسال شده در دی ۲۲, ۱۳۹۴ در ۳:۱۹ ق.ظ

    هنوز رو دستش نوازنده نیومده

  • ناشناس
    ارسال شده در اسفند ۸, ۱۳۹۵ در ۱۲:۳۸ ق.ظ

    کامیار جان چی میگی ؟! یعنی چی که چون با اولین سازش میزنه یعنی نوازنده ی ناتوانیه :-D چه منظقیه چه حرفیه اصلا چه ربطی داره والله ما این همه سال ساکس سوپرانو زدیم جسارت نکردیم از این حرفا بزنیم آخه حرف باید توش یکم منطق باشه یعنی هر کی یه سلمر خوب داشته باشه و سالها ازش استفاده کنه از ناتوانیش در نوازندگیه !!! :-D

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بیابیانگرد: تقلید باعث بوجود آمدن آسیب های جسمی و هنری می شود

چون متدهای مدونی برای آموزش تکنیک آوازی نداشته ایم و فقط از طریق گوش هست که جوانان به شنیدن صدایی که استایل نادرست و تکنیک ناقص هستند عادت می کنند و آنها را الگو خودشان می کنند و این جریان باعث می شود، تکنیک و استایل افت کند و متاسفانه تقلید تا آنجاست که علاوه بر تقلید جنس صدا، از فیگور ظاهری هم و نوع آرایش مو خوانندگان دیگر هم تقلید می کنند!

گزارش از نقد آلبوم عطاریه (II)

پورقناد در پایان گفت: به نظر من آلبوم عطاریه به جز در قطعه «سرچشمه» به صورت خودخواسته سعی کرده پا را فراتر از فرم های شناخته شده نگذارد. در این اثر قطعات «سرچشمه» و دو تصنیف در آواز بیات ترک که از قدرت ملودیک قابل قبولی برخوردار است، بهترین آثار این آلبوم محسوب می شوند. وی همچنین با انتقاد از اجرای بعضی از بخش های متر آزاد این اثر به صورت بداهه گفت: بخشی از آواز های این آلبوم خوشبختانه به صورت طراحی شده ارائه شده بود که کیفیت قابل قبولی داشت ولی ظاهرا در بخش هایی از آلبوم بداهه نوازی انجام شده که بهتر است امروز از این کار اجتناب شود چراکه به خاطر تکرار مکررات، دچار کلیشه و اشباع شده ایم.

از روزهای گذشته…

Jazz Repertoire

Jazz Repertoire

اگر موسیقی کلاسیک (به معنای عام) کار کرده باشید حتما” متوجه شدید که برای یادگیری سبک و سیاق این موسیقی باید کارهای تعدادی از آهنگسازان این دوره ها را شنیده یا با ساز خود تمرین کرده باشید.
موسیقی بلوز – قسمت ششم

موسیقی بلوز – قسمت ششم

مضامین ترانه های بلوز برگرفته از واقعیات زندگی بود: کار(در مزارع و اردوگاهها و کارخانه ها)، گرسنگی، بی خانمانی ، فقر، خشونت ، تنهایی ، حسرت ، زن ، عشق ، بی وفایی ، سفر، مرگ، تبعیض و بی عدالتی.
وام‌گیری موسیقایی به مثابه ارجاع به هویت (III)

وام‌گیری موسیقایی به مثابه ارجاع به هویت (III)

تمی به روشنی معرفی می‌شود اما با فاصله‌ی کوتاه شکلی خلاصه‌ و خلاصه‌تر یافته و در طرح‌واره‌هایی پخش شده میان سازها تکرار می‌گردد. یعنی نوعی دگره‌سازی کاهنده که با سماجت هر چه بیشتر پاره ملودی وام گرفته شده را تا سرحد امکاناتش تکرار می‌کند و آن را تا جایی پیش می‌برد که جز جوهر فواصل پایه‌ای هیچ باقی نماند، مانند فراز پایانی «پشت پا». یا از طریق دگرگونی در شدت‌وری، جمله‌بندی و گاه رنگ‌آمیزی اندک حرکتی به آنها می‌دهد تا جریان موسیقی که در تکرار مصرانه‌ی تم به دام افتاده است حرکتی رو به جلو بیابد، مانند آن‌چه در موومان سوم «بلوچ»، «گواتی ذوالجلال»، رخ می‌دهد.
درباره‌ی نقد نماهنگ (I)

درباره‌ی نقد نماهنگ (I)

و پرسش درست در آغاز این است که بپرسیم نماهنگ چیست؟ فیلم است یا موسیقی؟ یا از آن درست‌تر این که چگونه درک می‌شود؟ همچون صدای سازمان یافته یا تصویر متحرک؟ سوژه‌ی شنیدار ماست یا دیدارمان؟ پاسخی که بی‌درنگ به ذهن درمی‌جهد این است که هر دو. نماهنگ ابژه‌ی شنیدیداری (audiovisual) است. خواهیم دید که گاه چنین نیست، گرچه بناست همواره باشد. انتظار ما از ذاتش چنین می‌گوید. و این ذات چیست؟ یک مدیوم نسبتا تازه؟ یک هنر ترکیبی سرراست؟ یک راه جدید مصرف موسیقی؟ هر کدام که هست یک چیز را که میان همه‌ی آنها مشترک است می‌توان بدان نسبت داد و آن پیوند تصویر و موسیقی است.
اعجاز پاگانینی (I)

اعجاز پاگانینی (I)

زمین ارتعاش گام‌های یکی از بزرگترین نوابغ تاریخ بشری را در ذهن خاکی‌اش ذخیره می‌کند. شاید از زمان پیدایش موسیقی نام هیچ نوازنده‌ای به اندازۀ او با تقدیر یک ساز گره نخورده باشد؛ چندان که تا همین امروز هم اجرای کامل و بی‌نقص کاپریس‌های او یکی از مهلک‌ترین ملاک‌ها و دشوارترین آزمون‌های ویرتوئوزیته برای ویولنیست‌ها در سرتاسر دنیاست. در موردش گفته‌اند و بس نیکو هم گفته‌اند که «پاگانینی ویولن را از جایی شروع کرد که دیگران تمام کرده بودند!» این جمله به وفادارترین شکل ممکن و بهتر از هر جملۀ ستایش‌آمیز دیگر، وصف حال اعجوبه‌ای‌ست که تکنیک‌های این ساز را به دوردستی دهها سال جلوتر از عصر خودش پرتاب کرد.
سرگشته در تودرتوی زمان (I)

سرگشته در تودرتوی زمان (I)

از «لالایی زیر آوار» تا «زرمان» راهی است از سبکبال رفتن جوانی تا هیمنه و شکوه بلوغ، آکنده از آن لحظه‌های ناپیدا که به چشم نمی‌آیند و هستند. همان لحظه لحظه‌های ریختن قهوه‌ی صبحگاهی یا می شامگاهان که چون پروانه‌های رنگی میان تارعنکبوت زمان از پریدن باز ایستاده‌اند. منجمد یا غیر از آن، این لحظه‌ها اکنون سپری شده و اینجاییم، مقابل آثاری امروزی از آهنگسازی که پیش‌تر از این هم اعلام کرده بود سر در پی نوجویی دارد.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XII)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XII)

یک اوراتوریو برای متزوسوپرانو، تنور، باس، گروه کر و ارکستر بر پایه ی شعری از کاردینال نیومن. اوراتوریو از دو قسمت تشکیل شده اما غالباً بدون وقفه در وسط دو بخش نواخته می شود.
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه هفتم

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه هفتم

هویت که در مقابل اصطلاح انگلیسی “Identity” قرار می گیرد، یکی از مباحث اصلی در حوزه‌‌های روان‌شناسی (۲)، جامعه‌شناسی (۲) و مردم‌شناسی (۳) است. در مطالعات روان‌شناسی، نفس یا خودِ انسان مورد بررسی قرار می‌گیرد. در جامعه‌شناسی به بررسی انسان در جامعه پرداخته می‌شود و مردم‌شناسی، فرد را در حوزۀ فرهنگی مورد مطالعه قرار می‌دهد.
همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (III)

همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (III)

نکته‌ی کلیدی گفتارهای این متن در یک اشاره‌ی کوتاه در پیش‌گفتار گفتار سوم آمده: «اصل موضوع در این گفتار، اصالت عرفان است.» (ص ۳۷) این مطلب که در اینجا به روشنی بیان شده در قسمت‌های دیگر نیز بدون شرح رعایت شده. اما در این گفته اولین تناقض مهم با ادعای کتاب پیدا می‌شود؛ فرض سخن عرفانی بر خردورزی به مفهوم فلسفی آن نیست بلکه بی‌شمار عارفان به مذمت این‌گونه تفکر پرداخته و در رد آن کوشیده‌اند.
بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده‌ حاضر (II)

بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده‌ حاضر (II)

با به‌کار بردن واژه‌ی منحط یا واژگانی از این دست برای اجرا‌های موسیقی رادیویی در آن وقت، و سعی در اثبات این موضوع که موسیقی دستگاهی نمونه‌ی موسیقی هنری و اندیشمندانه (گاه در گرایش‌های سختگیرانه‌تر، تنها شکل هنری موسیقی ایران) است، عملا جنبش می‌خواست وضعیت موسیقی را بهبود بخشد و الگوی موسیقایی بهتری را دست‌کم برای قشر فرهنگی جامعه‌ی آن‌وقت ارائه کند. نگاهی اجمالی به گفته‌های اعضای جنبش در آن سال‌ها، میزان تطابق وضعیت جنبش احیای موسیقی را با تعریف لیوینگستُن نمایش می‌دهد: