کنی جی، معرف جهانی ساکسیفون سوپرانو

کنی جی
کنی جی
Kenneth Gorelick ( متولد ۵ جون ۱۹۵۶)، که با اسم صحنه خود،Kenny G ، شناخته شده تر است، یک نوازنده ساکسیفون آمریکاییست که آلبوم چهارمش ، Duotone ، در سال ۱۹۸۶ برای او موفقیت چشم گیری به ارمغان آورد.

ساز اصلی کنی، ساکسیفون سوپرانو است اما او ساکسیفون آلتو و تنور نیز می نوازد و گاهی هم فلوت.

کنی در Ann Arbor, Michigan متولد شد و اولین بار با دیدن ساکسیفون نواختن نوازنده ای در شوی « اِد سالیوان»، با این ساز آشنا شد. وی نوازندگی این ساز را در تمرین کردن با نوارها (و بیشتر با نوارهای Grover Washington, Jr. ) آموخت در حقیقت او تمرین می کرد که صداهایی که می شنود را تقلید کند.

کنی برای عضویت در یک گروه جز در دبیرستان فرانکلین درخواست داد که بار اول رد شد، اما در سال بعد پس از تلاشهای دوباره او، وی را پذیرفتند.

او همچنین از سن ۱۰ سالگی، زمانی که برادر بزرگش، برایان، او را با گلف آشنا کرده بود، به گلف علاقه داشت و برای تیم گلف دبیرستانش نیز بازی می کرد.

در سال ۱۹۶۷ کنی جی، کار خود را به عنوان یک موزیسین زمانی آغاز کرد و به عنوان شغل حرفه ای خود در ارکستر Barry White با نام «ارکستر عشق بی پایان» (Love Unlimited Orchestra) همکاری کرد و در سن ۲۰ سالگی سولیست ساکسیفون ارکستر شد.

وی در همین زمان در رشته حسابداری نیز تحصیل می کرد. هنگامیکه او از دانشگاه واشنگتن فارغ التحصیل شد، در یک گروه فانک به نام « سرد، جسور و با هم» نوازندگی می کرد (در این زمان هنوز به عضویت گروه Jeff Lorber در نیامده بود.) او کار سولو نوازی خود را بعد از دوره ای که با « لوربر» کار می کرد آغاز کرد.

در ۱۹۸۲، کنی جی، با آریستا رکوردز (Arista Records) -بعد از اینکه رئیس آن «Clive Davis» کارهای او را شنید- به عنوان نوازنده سلو قرارداد بست. وی آلبومهای سولوی زیادی منتشر کرد و همچنین با هنرمندان مختلفی همکاری داشت از جمله Whitney Houston، Toni Braxton ، Natalie Cole، Steve Miller(تنهاباری که او در یک آلبوم rock and roll حضور داشت) و Aretha Franklin.

با تاثیر پذیری از Grover Washington, Jr ، آلبومهای خود کنی را هم معمولاُ در سری «جز ملایم » (smooth jazz ) رده بندی می کنند.

او بسیار زود در آلبومهای G Force و Gravity ، آلبومهای دوم و سوم استودیویی اش موفقیت بدست آورد، او به مقام پلاتینیوم در ایالات متحده نائل شد. در رده فروش آلبومها، آلبوم چهارم استودیویی او، Duotones در صدر بود که فقط در U.S. بیش از ۵ میلیون نسخه پخش شده بود!

آلبوم پنجم استودیویی او، Breathless ، بهترین فروش را در آلبومهای تکنوازی تا آن زمان بدست آورد که بیش از ۱۵ میلیون نسخه از آن به فروش رفت که ۱۲ میلیون آن در U.S. بود. او با اولین آلبوم تعطیلات خود به نام «معجزه ها» (Miracles)، که بیش از ۱۳ میلیون نسخه آن بفروش رفت رکورد دیگری را بدست آورد و موفقترین آلبوم کریسمس در آن زمان شد.

آهنگ « چه دنیای شگفت انگیزی» (“What A Wonderful World” از کنی جی در سال ۱۹۹۹ باعث تحریک و بحثهایی در میان انجمن جز شد، عموماُ نقدی که بر آن می شد این بود که چنین ضبط قابل احترامی توسط یک موزیسین شناخته شده مخصوصاُ برای بداهه نوازی نباید تغییر داده می شد.

audio.gif بشنوید اجرای اورجینال لویی آرمسترانگ و audio.gif اجرای کنی جی روی صدای آرمسترانگ

در سال ۲۰۰۳ کنی جی در مقام بیست و پنجم پرفروشترین هنرمندان در آمریکا در RIAA یا Recording Industry Association of America عنوان شد، با ۴۸ میلیون آلبوم به فروش رفته در USA در تاریخ ۳۱ جولای ۲۰۰۶ . در ۱۹۹۴، کنی جی برنده جایزه گرمی به عنوان بهترین آهنگساز موسیقی سازی شد برای «همیشه عاشق» (Forever in Love)

wikipedia.org

39 دیدگاه

  • ارسال شده در مهر ۱۹, ۱۳۸۶ در ۱۱:۲۷ ب.ظ

    mamnon az in etelaate khob va tarikh.age lotf konid raje be tarikh musigy az dore gable barok ta modern ham sohbat beshe

  • rahi
    ارسال شده در مهر ۲۰, ۱۳۸۶ در ۸:۴۳ ب.ظ

    mamnon az tarikhchei gran bahayKenneth Gorelick

  • کامیار
    ارسال شده در دی ۲۸, ۱۳۸۶ در ۸:۰۸ ب.ظ

    کنی جی یکی از سطح پایین ترین افراد شناخته شده ی موسیقیه . کسی که منتقدا اعتقاد دارن با ملودی های ساده و غیر فنیش موسیقی جز رو خراب و بدنام کرده . کسی که از ترس ( و ناتوانیش ) جرات نکرده با سازی به غیر از اولین ساکسیفونش بزنه . اگه باور ندارین کافیه یه سری به صفحه های تخصصی موسیقی ( به ویژه جز ) بزنید تا بفهمید که این آدم ناشی چطور اسم هنرمندان جزی مثل لویی آرمسترانگ ، چارلی پارکر یا مایلز دیویس رو خراب کرده ( گر چه این نابغه ها هیچ وقت با چرندیات امثال کنی جی خراب نمی شن و مخاطبای واقعی موسیقی قدر اونارو می دونن ) .

  • مریم
    ارسال شده در فروردین ۱۸, ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۹ ق.ظ

    ممنون از ترتیب دادن چنین سایتی
    البته دوستانی همچون آقای کامیار می تونند آروم تر عقاید و اطلاعات مفیدشون در اختیار ما بگذارند

  • حمید
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۸۷ در ۴:۳۸ ب.ظ

    به نظر من تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیز ها
    منظورم اینه که اگه کنی جی نوازندگی سازی اونم سازی مثل ساکسیفون رو بلد نبود اسمش بر سر زبان ها نمی افتاد
    نوازندگان بزرگ هم مطمئنن بدون اطلاع از پیشینه هنری کسی هرگز حاضر به همکاری و به خطر انداختن سابقه هنری خودشون نمی شوند
    در ادامه اضافه می کنم که با نظر مریم خانم هم موافقم

  • ali
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۸۷ در ۶:۱۹ ب.ظ

    می خواد بهترین باشه یا بدترین ……
    من که خیلی باهاش حال می کنم……

  • شاهرخ شريفي
    ارسال شده در شهریور ۸, ۱۳۸۷ در ۱۲:۵۰ ق.ظ

    کنی بهترینه

  • شاهرخ شریفی
    ارسال شده در آبان ۵, ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۶ ب.ظ

    کنی با نوازندگیه لایتش معجزه می کنه

  • nosrat
    ارسال شده در آبان ۱۹, ۱۳۸۷ در ۳:۰۸ ب.ظ

    مهم اینه که کارهای کنی جی احساس آرامش میده همین یعنی موسیقی جهانی ..

  • ناشناس
    ارسال شده در آذر ۸, ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۱ ق.ظ

    دوست عزیز کامیار جان قرار شد دیدگاه خودت رو بیان کنی نه از منظر دیگران
    به نظر من مهم اینه که به من آرامش میده

  • سلام تا کسی ساز دستش نگیره هر سازی که باشه نمیتونه از کسی انتقاد کنه اگه مرد عملی ...
    ارسال شده در دی ۲۲, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۷ ب.ظ

    hi.mamnon az etelaati

  • ناشناس
    ارسال شده در اسفند ۶, ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۳ ق.ظ

    چرا آهنگ میزارین ولی نمی خونه

  • ارسال شده در اسفند ۶, ۱۳۸۷ در ۵:۰۲ ب.ظ

    دوست عزیز روی موسیقی مورد نظر راست کلید کرده و سیو را بزنید تا دانلود شود

  • ناشناس
    ارسال شده در تیر ۲۹, ۱۳۸۸ در ۳:۴۱ ب.ظ

    خوب بود

  • ارسال شده در شهریور ۱۷, ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۵ ق.ظ

    ببین کامی ( یعنی همون کامران !!! ) مهم اینه با همون ساکسیفونش دهن همرو بسته , البته قبول همه اهنگاش توپ نیستن ولی این دلیل نمیشه که از زندگی ساقطش کنی بده خدا رو ! یبار yesterday رو گوش بده , چطور دلت میاد پسر …. !!

  • بهرام
    ارسال شده در مهر ۱۲, ۱۳۸۸ در ۳:۲۲ ب.ظ

    با آقای کامیار کاملا موافقم

  • omid
    ارسال شده در آذر ۱۷, ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۰ ب.ظ

    salam shayad har kasi hagh dashteh bashe nazare khodesho dar morede har kasi be zabun biyare vali be nazare man nabayad baraye bala bordane kasi yeki digaro ba mokh kubid zamin va hamishe ensan bayad ba salil sohbat kone age in sazo dust nadari nazar dadano bezar be ohdeye yek musighidan .va dar koll be nazare man ahange (alone)behtarin kariye ke man ta be hal shenidam.

  • علی
    ارسال شده در دی ۵, ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۳ ق.ظ

    کنی بهترین نوازنده ی جهان است.احساس آرامشی که اون با سازش به من میده هیچ چیزی دیگه ای نمیده.

  • ش م
    ارسال شده در بهمن ۳۰, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۷ ب.ظ

    در زمینه ساز مورد علاقه اش استادی بی نظیره

  • ش ب
    ارسال شده در بهمن ۳۰, ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۵ ب.ظ

    کنی جی میتونه زیبا ترین احساس را در قلب انسانهائ که با خشونت الفت دارند را به حرکت در بیاره یکبار گوش کنی تو هم احساست به حرکت در میاد

  • farhang
    ارسال شده در فروردین ۳۰, ۱۳۸۹ در ۲:۲۳ ق.ظ

    همه دارید درست میگید دیگه…البته کنی جی توی ژانر لویس ارمسترانگ نیست کامیار جان. کنی جی به فضای لایت نزدیکه به حس و حالی از جز.نوازنده ی بسیار قدرتمندیه. بحثی توش نیست.خدا قسمت کنه همه با هم یه بار تو یه کنسرت هاش بریم بشینیم دوستانه…زنده باشید

  • massod
    ارسال شده در خرداد ۳۱, ۱۳۸۹ در ۱۰:۵۳ ب.ظ

    همیشه انسانهایی هستند که با قلاب گرفتن به دیگران کمک مکنند تا انها هم بتوانند انطرف دیوار را ببینند . با تشکر از معرفتت. یکی از عاشقان ارمسترانگ بزرگ

  • ناشناس
    ارسال شده در مرداد ۱۴, ۱۳۸۹ در ۸:۱۷ ب.ظ

    من خودم ساکسیفون میزنم کنی کارش مثل پدرو خوبه بهتر از اونه

  • سهراب
    ارسال شده در شهریور ۱۷, ۱۳۸۹ در ۱۰:۱۸ ق.ظ

    با سلام من سهراب آریا منش عضو ارکسر سمفونیک ایران هستم و اونجا آلتو میزنم و در کنسرواتوار ارمنستان و روسیه تک نواز سوپرانو بودم و کارهای کنی را میزدم . باید بگم او فوق العاده است و همه در جهان او را تحسین میکنند . ولی ما ایرانیها میخواهیم از همه ایراد بگیریم بهتره وقتی می خواهیم نظر بدهیم جوانب کار را در نظر بگیریم و از کسی و سبکی که نمی شناسیم بیخود سخن نگوییم!

  • گفتگوی هارمونیک
    ارسال شده در شهریور ۱۷, ۱۳۸۹ در ۱۰:۴۲ ق.ظ

    عضو ارکستر سمفونیک ایران؟! ارکستر سمفونیک ایران وجود ندارد! یک ارکستر سمفونیک تهران داریم که آن هم مثل همه ارکستر سمفونیک ها ساکسیفون ندارد!

  • ghstino
    ارسال شده در شهریور ۱۷, ۱۳۸۹ در ۱:۲۱ ب.ظ

    salam man emroz matalebe saytetono baraye avalin bar khondam be nazareton agar be aghaye kamiyar saz bedi balade dastesh begire

  • ناشناس
    ارسال شده در شهریور ۱۸, ۱۳۸۹ در ۹:۴۰ ق.ظ

    با سلام من خودم نوازنده هستم خیلی دوست دارم که آلبومهای آقای کی جی را داشته باشم شماره موبایل۰۹۱۱۱۳۹۶۱۱۸
    gmail:dariushfarhang52@gmail.com

  • shahnam-fl@yahoo.com
    ارسال شده در مهر ۱۵, ۱۳۸۹ در ۹:۵۲ ب.ظ

    بسیار خوب. ولی بهتر نیست بجای اینکه همدیگه ره محکوم کنیم ببینیم میتونیم حداقل مثل اقای جی یک نوازنده بشیم یا از اون بهتر؟
    تا حالا که ندیدیم. دوست من بهتر دست به کار شید.

  • جهانگیر حیدرنتاج
    ارسال شده در اسفند ۹, ۱۳۸۹ در ۸:۵۳ ب.ظ

    آلبوم کامل را میخواستم

  • سولماز
    ارسال شده در اسفند ۲۸, ۱۳۸۹ در ۶:۰۰ ب.ظ

    عاااااااااااااااااااااشقتم

  • ارسال شده در مرداد ۲۴, ۱۳۹۰ در ۵:۱۳ ب.ظ

    mannon az zahmat haye shoma man khodam to kare teoriye mosigi hastam vali yekam matneton nages bod yekam eslah lazem hast darbareye keni g mamnon bebakhshid ke mozahem shodam masih komaketon kone be omide didar ta azadiye digarrrrrrr

  • کاووس
    ارسال شده در آذر ۱۲, ۱۳۹۰ در ۳:۰۸ ب.ظ

    کنی جی برترین ساکسیفون زنه دنیاست کارش حرف نداره، من عاشق کاراشم
    I LOVE U KENNY G
    :-*

  • ناشناس
    ارسال شده در اردیبهشت ۹, ۱۳۹۱ در ۲:۲۰ ق.ظ

    اگرکسی نت های ایرانی ساز فلوت کلید دار راو یا ساکسی فون برایم بفرستدخیلی ممنون میشوم دارد من موسیقی را بطور کلاسیک وآکدیمیک
    دنبال میکنم ام اخیرابعلت مشکلات کاری تعللی در روند کاریم ایجاد شده گاهی اوقات آماتورهای حرفه ای خیلی بهتر از کلاسیکهای غیر حرفه ای که حتی به اصطلاح استاد هم هستند می نوازند مثل آقای پدرو نوازنده فلوت وهمون آقای کن جی

  • kamyar
    ارسال شده در مهر ۲۲, ۱۳۹۱ در ۱۰:۵۳ ب.ظ

    man oon daste az ahanghaye kenny g ke ba alto sax zade shode ast mesle endless love ro bishtar doost daram.kenny g karesh fogholadast va bayad behesh goft alijenab kenny g

  • کبودانی
    ارسال شده در آذر ۱۷, ۱۳۹۱ در ۱۰:۳۲ ب.ظ

    سلام . تنها با گوش دادن آهنگهای کنی جی است که بهترین خاطرات زندگیم تداعی میشود . در کوهستان برفی برای خود کلبه ای ساخته و فقط به اهنگهای او گوش میدهم ……

  • زهره
    ارسال شده در مرداد ۱۲, ۱۳۹۳ در ۲:۳۲ ب.ظ

    دیوووووووووووووووووووووووووووووووووووووونه تم

  • رامین
    ارسال شده در مهر ۲۴, ۱۳۹۴ در ۴:۳۵ ق.ظ

    کنی جی نوازنده بسیار خوبیه تو سبک پاپ ولی تو سبک جز نوازندگانی مثل چارلی پارکر و جان کولترن از لحاظ تکنیک و قدرت حرف اولو میزنن.

  • حمید
    ارسال شده در دی ۲۲, ۱۳۹۴ در ۳:۱۹ ق.ظ

    هنوز رو دستش نوازنده نیومده

  • ناشناس
    ارسال شده در اسفند ۸, ۱۳۹۵ در ۱۲:۳۸ ق.ظ

    کامیار جان چی میگی ؟! یعنی چی که چون با اولین سازش میزنه یعنی نوازنده ی ناتوانیه :-D چه منظقیه چه حرفیه اصلا چه ربطی داره والله ما این همه سال ساکس سوپرانو زدیم جسارت نکردیم از این حرفا بزنیم آخه حرف باید توش یکم منطق باشه یعنی هر کی یه سلمر خوب داشته باشه و سالها ازش استفاده کنه از ناتوانیش در نوازندگیه !!! :-D

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

روی دانوب زیبای آبی (II)

یوهان اشتراوس این والس را کـه اصـلا بـرای آواز جمعی‌ و ارکستر‌ نوشته بود و به «انجمن خـوانندگان ویـن‌» تقدیم‌ کرد و آنها‌ در‌ ۱۵‌ فوریه ۱۸۶۷ در تالار‌ دیانا (محل امروز دیاناباد) {این اثر را} به‌ اجرا در آوردند. مـتن اشـعار آن را افسر پلیس یوزف وایل‌‌ سـاخته‌ و بـا این مـطلب شـروع مـی‌شد:

عمومی: مردم با نظریه های جدید در ابتدا مخالفت می کنند

من در سال ۱۳۴۲ وارد دانشگاه شدم و سال دوم دانشکده بودم که در اردوها شرکت کردم و همان موقع بود که با اساتید آشنا شدم و به دنبال آن به هنرستان رفتم و به کلاس‌های استاد محمود کریمی برای فراگیری ردیف رفتم و تئوری و سلفژ را با استاد فرهاد فخرالدینی کار کردم؛ در همان موقع بود که من به گروه آقای فرامرز پایور رفتم یعنی من حدود ۵۰ سال پیش، سال ۴۵ یا ۴۶ به گروه سازهای ملی آقای پایور که تأسیس شده بود پیوستم. ایشان کنسرت من را در پایان سال تحصیلی یا هنرستان دیده بودند و از استاد کریمی خواسته بودند که من را دعوت کنند تا به گروه ایشان بپیوندم.

از روزهای گذشته…

لئوش یاناچک (II)

لئوش یاناچک (II)

وی با سبک نئو رومانتیسیزم کرن مخالف بود و کلاسهای جوزف داشز (Joseph Dachs) را نیز ترک کرد زیرا تکنیک پیانو نوازی او را نمی پسندید. وی قطعه سونات ویلن خود را در رقابت کنسرواتوآر وین شرکت داد اما داوران آنرا به دلیل آنکه “بسیار آکادمیک” یافتند رد کردند. وی کنسرواتوآر را علی رغم گزارش بسیار خوبی که فرنتس کرن درباره او نوشته بود، نیمه کاره و نا امیدانه رها کرد. در بازگشت به برنو در ۳۱ ژوئیه ۱۸۸۱ با یکی از شاگردان جوانش ازدواج کرد.
منبری: همکاری با ارکستر مضرابی از افتخاراتم است

منبری: همکاری با ارکستر مضرابی از افتخاراتم است

دوست داشتم و کاملاً علمی و جدی کار می کردم. خیلی اساسی و بنیادی با هنرجوها کار می کردم. فقط اهل کار می ماندند و خیل شاگردها بعد چند ماه می رفتند. از طرفی هم گذران زندگی هم بود و ازدواج هم کرده بودم.
دورژاک، آهنگسازی از چک (II)

دورژاک، آهنگسازی از چک (II)

خانه دورژاک در نیویورک نزدیک به ساختمان پرلمان (Perlman Place) بود و با آنکه رئیس جمهور چک؛ والکالف هاول (Václav Havel) از دولت آمریکا خواست تا از آنجا به عنوان مکانی تاریخی محافظت شود اما دولت آمریکا این خواسته را نپذیرفت و آنجا را برای ساخت مرکز درمانی برای بیماران دارای ایدز تخریب کرد. اگرچه برای گرامی داشت و حفظ نام دورژاک مجسمه وی را در میدانی نزدیک بیمارستان برافراشتند.
نقد تئوری «دودانگی» در مقام شناسی موسیقی ایرانی (III)

نقد تئوری «دودانگی» در مقام شناسی موسیقی ایرانی (III)

اما در تابلو های عرضه شده از عوامل دیگر سازنده، فقط دو دانگی ها و نت شاهد، قابل شناسایی است. علاوه بر این دو دانگی های تابلو ها مانند یازده دو دانگی ها متصل نیستند بلکه با یک پرده طنینی جدا شده اند که در مجموع یک گام پدیدار می شود:
ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (VI)

ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (VI)

جالب است که بدانیم چطور این سه ویژگی مکانیکی یعنی وزن، مقاومت و اصطکاک درونی می توانند ویژگیهای ارتعاشی (آکوستیکی) صفحه را تعین کنند. یک راه برای دانستن این مطلب آزمایش کردن بر روی قطعات چوبی باریک است. (تصویر۱۰- ۱).
دو نمود از یک تفکر (II)

دو نمود از یک تفکر (II)

ژان دورینگ، موسیقی شناس فرانسوی در تعریف ردیف چنین می نویسد: “ردیف، الگو یا ترتیب پیوستگی گوشه هاست” و پروفسور هرمز فرهت در کتاب ارزنده ی خود با نام “شناخت موسیقی دستگاهی ” آن را چنین توصیف می کند: “گوشه ها که هیات موسیقی ایران را شکل می دهند، مشترکا ردیف خوانده می شوند. مطمئنا این گوشه ها قطعاتی به دقت معین شده نیستند، بلکه مدل های ملودیکی هستند که ملودی بر روی آنها ساخته می شوند.” گوشه بنیادی ترین عنصر موسیقی ایرانی ست که در مورد تعریف و مفهوم دقیق آن اختلاف نظر وجود دارد. دکتر صفوت گوشه را: “ملودی های کم و بیش کوتاه می داند که تعداد آنها متفاوت است… و طبق نظم خاصی به نام ردیف از پی هم می آیند”.
چرا سنتورِ سُل کوک؟ (I)

چرا سنتورِ سُل کوک؟ (I)

همانطور که همه ی ما میدانیم اغلب علاقه مندان به هر سازی ترجیح می دهند در اوایل کار، ابتدا با یک ساز مشقی (سازی که از لحاظ کیفیت در حداقل استاندارد قرار دارد) شروع به کار کنند به دو دلیل، یکی اینکه قیمت ساز مشقی نسبت به سازهای با کیفیت به مراتب کمتر است و ریسک هزینه ی آن برای مبتدیان قابل توجه نخواهد بود و دوم اینکه چون مطمئن به ادامه راه بطور حتم نیستند عاقلانه نیست که از ابتدا هزینه ی بالایی برای آن پرداخت کنند تا بعد از مدتی بنا به استعداد، تمرین، میزان افزایش علاقه و پشتکار خود از یک سال تا چند سال اقدام به خرید یک ساز بهتر کنند.
درباره علیرضا فرهنگ

درباره علیرضا فرهنگ

با توجه به عمر کم موسیقی پیشرو و علمی در ایران، هرگاه سخن از این موسیقی در کشورمان می آید ذهن کثیری از افراد به سوی آهنگسازانی با نام هایی آشنا همچون علیرضا مشایخی، شاهرخ خواجه نوری، کیاوش صاحب نسق و عده ای دیگر از این عزیزان معطوف میشود. در حالی که آهنگسازان دیگری هستند که هم در داخل و هم در خارج از کشور (اروپا و امریکا) مشغول تحصیل و یا فعالیت های خود هستند و متاسفانه حتی نام آنها را یک دانشجوی موسیقی هم نشنیده است و یا افراد اندکی آنها را می شناسند که این مساله می تواند نویدی از بی توجهی مسئولان، رسانه ها و نهاد های داخل کشور به موسیقی فاخر ( بالاخص موسیقی پیشرو و علمی) باشد.
هم‌صدایی لحظه‌ها (IV)

هم‌صدایی لحظه‌ها (IV)

دگرگونی بسیار با اهمیتی در موسیقی جان کیج به ناچار او را به این نقطه رسانده بود. همان طور که پیش‌تر هم اشاره شد، جان کیج صدای غیرموسیقایی را به متن موسیقی خود راه داد و آن را با صدای موسیقایی برابر کرد. بدین ترتیب دست‌کم از زمان ساخته شدن قطعات برای پیانوی دستکاری شده کیج باید دریافته باشد که تنها راه ارتباط عمودی صداهای غیرموسیقایی با موسیقایی عاملی است که در هر دو مشترک باشد.
موسیقی در میان کودکان آفریقا

موسیقی در میان کودکان آفریقا

موسیقی در آفریقا قسمت جدایی ناپذیر از زندگی روزانه مردم می باشد. برخلاف مردم غرب، کودکان آفریقایی به هنگام رشد همواره بصورت طبیعی با موسیقی همراه هستند. در حالی که کودکان غربی ممکن است صرفا” جزء دروس مدرسه خود یا بعنوان یک هنر بصورت شخصی به تحصیل موسیقی بپردازد، یک کودک آفریقایی از ابتدای تولد موسیقی را تجربه می کند.