زیادالله شهیدی، پدر موسیقی نوین تاجیکستان

دیمیتری شوستاگویچ، طالب خان شهیدی و پدرش زیادالله شهیدی
دیمیتری شوستاگویچ، طالب خان شهیدی و پدرش زیادالله شهیدی
بعد از جنگ جهانی دوم و در سال ۱۹۴۶ عده ای از عاشقان موسیقی تاجیک به قصد نحصیلات آکادمیک وارد کنسرواتوار مشهور چایکوفسکی شدند، از میان آن عده تنها یک نفر توانست فارغ التحصیل شود و آن شخص زیاد الله شهیدی بود.

وی در سال ۱۹۸۵ در شهر سمرقند ازبکستان بدنیا آمد. در هنگام تولد وی دو واقعه مهم اتفاق افتاد: جایگزینی زبان عربی به فارسی و ترکی بجای Cyrillic و استبداد فکری بر روشنفکران که بر همین اساس پدرش مقدس خان شهیدی (Mucaddaskhan Shahidi) در سال ۱۹۳۷ توسط بلشویک ها به قتل رسید.

زیاد الله توانست موسیقی مقامی تاجیک را با موسیقی سمفونیک بیامیزد، بطوریکه که همواره اصالتهای موسیقی خود را حفظ نماید.

وی یکی از چهره های شهیر و برجسته موسیقی معاصر تاجیکستان بود که توانست پلی میان موسیقی زادگاهش با موسیقی کلاسیک برپا سازد. این ایده تلفیق میان فرهنگ ها را بصورت مستند و مستدل تنها باید به یک نفر نسبت داد و آنهم فیلسوف بزرگ ایرانی ابوعلی سینا که تاثیر بسزایی در فکر و اندیشه زید الله خان داشت.

audio file قسمتی از “وطنم” ساخته زیاد الله شهیدی

بعنوان یک موزیسین آماتور اما ماهر در چند ساز محلی مانند نی و تنبور و دو تار وی دست به یک سری فعالیتهای هنری در تاشکند و سمرقند زد. وی بخاطر حوادث سیاسی آن زمان به شهر دوشنبه – تاجیکستان رفت، جایی که نطفه برجسته ترین کارهای هنری او شکل گرفت.

در سال ۱۹۴۶ و در دوران میانسالی توانست وارد کنسرواتوار چایکوفسکی بشود، جایی که بناگاه خود را در تلاقی میان موسیقی روس و قفقاز و آسیای میانه یافت. ورود او به کنسرواتوار موجب آشنایی با مکاتب هنری و موزیسین های برجسته آن زمان شد. استادان موسیقی که هر یک تاثیرات شگرفی در وی بوجود آوردند اشخاصی چون :Schostakovich, Khachaturyan, Khrennikow, Kara-Karaev و غیره.

اولین کار وی بصورت مجلسی مانند Rondo در سال ۱۹۴۸ و کنسرت برای پیانو و ویلون در سال ۱۹۴۹ شکل گرفت که این کارها بر اساس تاثر او از شناخت فرمهای جدید و موسیقی معاصر و آکادمیک آن زمان بود. اما هنر آوازی محبوبترین فرم برای وی بود.

ترجمه شعرهایی از شاعران پارسی مانند رودکی و سعدی و حافظ و انتقال مفاهیم آنها به زبان موسیقیایی معاصر و مدرن و استفاده از اشعار شاعران معاصر مانند Lohuti, Tursun-Zoda, Rahimi, Dehoti باعث شد تا وی همراه با اندیشه های خود آن اشعار را در قالب موسیقی و آنهم به شیوه ای جدید که در نوع خودش منحصر بفرد بود بیان نماید.

ماحصل این فعالیتهای هنری موجب این شد که در دهه ۵۰ و ۶۰ میلادی، همواره یکی از اعضای ثابت موسیقی رادیو های تاجیک، ازبک، ایران و افغانستان از نظر پخش موسیقی باشد. اما وی همچنان از مسائل سیاسی آن زمان نیز تاثیر میگرفت.

سمفونی Buzruk که در سال ۱۹۷۲ ساخته شد، نشانگر و ترسیم کننده دوری از تفکرات حکومت شوروی و تاثیرات آن بر موسیقی بود. ساخته دیگر وی با عنوان اپرای Gulomon /’The Slaves(در سال ۱۹۷۸) رابطی بود میان شاعر پارسی عبدالقادر بیدل و موسیقی ساخته شده بر اساس تفکرات و شیوه آهنگسازی مدرن.

audio file نمونه ای از ساخته های زیاد الله شهیدی به سبک موسیقی مقام تاجیکستان

اندیشه وی و علاقه اش به موسیقی آسیای میانه بالاخص موسیقی تاجیکستان باعث شد تا دانش خود در موسیقی کلاسیک را با موسیقی مقامی ادغام نماید و ماحصل اینکار اثری بدیع بدور از اندیشه های متعصبانه بود. فلسفه و شالوده فکری زیدالله شهیدی از موسیقی سمفونیک و مقامی یکی از جنبه های مرسوم کارهای وی بود. یکی از آثاری که این گرایش را میتوان به عینه دید اپرای Komde & Madan بود.

برخی از قسمتهای این اپرا بصورت نت در طی دهه ۶۰ الی ۷۰ میلادی در مسکو منتشر شد تا اینکه در سال ۱۹۸۲ بصورت رسمی توسط یک انتشاراتی به چاپ و نشر رسید. این اپرا برای رادیو مسکو و زیر نظر رهبر برجسته ارکستر آن زمان Ghenadi Rojdestvenski ضبط شد.

audio file قسمتی از سمفونی های زیاد الله شهیدی را بشنوید

این اپرا را میتواند از نظر بیان سمبلیک و معناگرا توصیف نمود. از آن جهت که همانند اپراهای اروپایی نقشهای اصلی در آن واضح نبودند و بیشتر حالت نشانگرا و سمبلیک را برای بیانگر بود.

زیدالله شهیدی و علاقه اش به اشعار شاعران پارسی موجب شد که شاخه ای از موسیقی باعنوان Persian Symphonic Music بوجود آورد. وی را باید از عناصر فراموش نشدنی موسیقی تاجیک دانست و یکی از مهمترین کارهایش بنیان نهادن آکادمی موسیقی حرفه ای تاجیکستان بود و باید لقب پدر موسیقی تاجیکستان را شایسته وی دانست. برای قدردانی و حفظ خاطره وی بنیاد بین المللی زیادالله شهیدی در سال ۱۹۹۲ تاسیس یافت تا محلی باشد برای معرفی هنر موسیقی تاجیک.

shahidifoundation.org

3 دیدگاه

  • david
    ارسال شده در آذر ۴, ۱۳۸۶ در ۶:۵۳ ب.ظ

    بی ادبی وگستاخی من را ببخشید ولی برای در اولویت قرار گرفتن مجبور شدم…….
    باسلام و خسته نباشید فراوان از سایت پر بارتان مدتها است که یک موضعی ذهن منو ازار میده واون مسله درباره فردی مرکوری است که ایا او همجنس باز بود یا که این حرف بی اساس است ممنون میشم اگر اطالعات واضحی به من دهید ولی کویین بزرگتر از این حرفها بود یک حرف از حضرت علی است که میگه (به نویسنده کاری نداشته باشید ببیند چه چیزی نوشته)

  • david
    ارسال شده در آذر ۶, ۱۳۸۶ در ۹:۱۴ ق.ظ

    کسی نیست جوابی بدهد (باعرض پوزش)

  • amir
    ارسال شده در آذر ۷, ۱۳۸۶ در ۱۲:۳۳ ب.ظ

    albate in maghale rabti be soale shoma nadare
    vali bara inke bi javab namunde bashid migam
    ishun hamjens gara nabudan
    balke dojensgara budan

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آواز بنان (IV)

او غزلی را اجرا کرده است با ردیف «نشینم» (۲) که غزل‌سرا به جای «ببوسم»، «نشینم» را انتخاب کرده و بنان با چنان مهارتی این غزل را اجرا کرده که زهر و ابتذال کلمه را گرفته و این کاری است که از عهده همه کس برنمی‌آید.

نماد‌شناسی عود (VII)

ابن سینا در کتاب خود «شفا» (کتاب ریاضیات) (۲۲) بخش زیادی از فصل مربوط به آلات موسیقی را به بحث کوک و فواصل و فیزیک صدا اختصاص داده و در آن بیان کرده‌است که عود بهترینِ سازها و محبوب‌ترینِ آنها نزد مردم است. (۲۳) مضاف بر این در ادامه‌ راجع به تعداد سیم‌های عود می‌گوید که ما پیش‌تر آن را در یکی از افسانه‌هایی با نگاهی تن-نمایانه برای عود یافتیم: او می‌گوید که عود گاهی دارای ۵ جفت سیم است اما بیشتر ۴ جفت سیم دارد(۲۴) و در هر دو صورت سیم‌های این ساز معمولاً با یک فاصله‌ی چهارم نسبت به هم کوک می‌شوند.(۲۵)

از روزهای گذشته…

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (V)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (V)

تا حدودی مشاهده می شود که عقیده ی تکامل گرایی در هارمونی و عناصر ساختاری موسیقی، در اندیشه ی تکامل گرایی قومی ـ فرهنگیِ آدرنو هم رسوخ کرده است هر چند که رابرت ویتکین نسبت دادنِ اینگونه نقد های نژادپرستی و اروپا محوری را به آدرنو، برچسب زنی می داند و معتقد است که آدرنو در نقد پیرو فلسفه است و کاملا از نژاد پرستی به دور است (ویتیکن۵۳:۱۳۸۲ ).
دکا (III)

دکا (III)

آرتور هدی (Arthur Haddy) تکنینک FFRR (شیوه ضبط با فرکانس بالا) را در زمان جنگ جهانی دوم برای ضبط دکا تدبیر کرد؛ این تکنولوژی مخصوص میکروفون زیرآبی هایی بود که قادر به کشف زیردریایی های آلمانی بودند و باعث تقویت کیفیت صدا برای ضبط می شدند. با آنکه سیستم FFRR مورد انتقاد شدید قرار گرفت و عده ای اعتقاد داشتند ضبطهای دکا با این تکنیک صداهای اضافه و خشهای فراوانی دارد، این تکنینک، تکنیکی استاندارد و بین المللی شناخته شد.
مقایسه ادوات موسیقی (III)

مقایسه ادوات موسیقی (III)

باید به این موضوع نیز اشاره کرد که مسائلی از این دست در روی سازهای متعددی تا به امروز دیده شده است که لزوما همه آنها سازهای چینی و دیگر کشورهای آسیایی نبوده است و حتی میتوان به جرات این مطلب را بیان کرد که در مراکز مختلف در اقصا نقاط جهان شیوه هایی اینچنینی وجود داشته و اجرا میگردد و در قالب اسامی بسیار معتبری هم به فروش میرود، در نمونه سازهایی که از اروپا نیز وارد میشود به وضوح و آشکارا با این موارد برخورد می کنیم و البته اگر از زاویه دید متفاوت به آن بنگریم، کاملا بتوان آنرا توجیح و تایید کرد.
دژآهنگ: از تدریس اشمل بسیار بهره بردم

دژآهنگ: از تدریس اشمل بسیار بهره بردم

از طرفی سونوریته ای که در صداسازی‌های هارمونیکا انجام می شود به شدت قابلیت شخصی‌سازی دارد. مثلا شما می‌توانید از تغییر پوزیشن فک پائین و زبان، جنس صداهای مختلفی را ایجاد کنید که چنین چیزی با آکاردئون قابل انجام نیست.
لیر یا چنگ ارجان؟ (V)

لیر یا چنگ ارجان؟ (V)

در لیر کاسه ای و جعبه ای مشاهده میکنیم که سطح فرضی که سیم مرتعش بر روی آن قرار دارد با سطح محفظه تشدید موازی است. در حالی که در چنگ چنین نیست و این دو سطح بر هم عمودند:
بازیِ هنری میانِ آهنگساز و شنونده: اثر هنری برای مخاطب یا مخاطب برای اثر هنری؟

بازیِ هنری میانِ آهنگساز و شنونده: اثر هنری برای مخاطب یا مخاطب برای اثر هنری؟

هنر و از آن جمله موسیقی، به مثابه بازیِ دوسویه‌ای است که میان هنرمند و مخاطب شکل می‌گیرد. مخاطبِ موسیقی در مسیرِ اهداف گوناگونی می‌تواند دنبال‌کننده‌ی مستمر آثار یک آهنگساز مشخص باشد که در دو گروه اصلی قابل دسته‌بندی است؛ اول، مخاطبی که میل دارد آهنگساز با تکرار در ارائه‌ی عناصر ساختاری و بیانیِ آشنا به عنوان «سَبکِ هنریِ شخصی»، اثری مطابق چارچوب‌های آشنای ذهنی او خلق کند و این گروه شامل توده‌ی مخاطبان است. دوم، مخاطبی که میل دارد آهنگساز با ارائه‌ی عناصر ساختاری و بیانیِ بدیع و نیز دگرگونی عوامل آشنای قبلی، وی را در فراسوی ابعادی تازه از درک و دریافت هنری بپروراند و این گروه شامل شنونده‌ی خاص هنر است. در بازی هنر، شنونده‌ی گروه دوم می‌تواند با تخیّل هنری پویا و دیدگاه تحلیلی – انتقادی خود، با آهنگساز وارد گفتمان هنری شده و در جهت ره‌یافت‌های نوینِ خلق هنری (وینیو ۱۳۹۰) – به دور از الگوهای از پیش مقررشده- مشارکت ورزد.
کنسرتوی گمشده

کنسرتوی گمشده

نام پرویز محمود با دوره‌ای تب آلود از تاریخ موسیقی ایران عجین شده است. دوره ای که تغییرات بزرگ اجتماعی و سیاسی در سطح کلان با عث تغییر در ساختار مدیریت فرهنگی و پس از آن تغییر در مدیریت نهادهای موسیقایی (از جمله هنرستان موسیقی) شد.
لطفی را در خور لطفی نشناختیم

لطفی را در خور لطفی نشناختیم

از درگذشت محمد رضا لطفی بیش از یک سال می گذرد؛ تحقیق و مطالعه ی آثار لطفی نیازمند سالها پژوهش است. درایت و آگاهی لطفی به جمله بندی و فواصل دقیق موسیقی ایرانی از شاخصه های نوازندگی او محسوب می شود. نوازندگی ای که نیازمند پژوهشی ژرف است و بیانگر رمز و رازهای نوازندگی لطفی است.
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XIX)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XIX)

همواره باید شناخت ذهن مان را از قطعه رشد دهیم. وجود یک درک کلی از آهنگ، زمینه را برای ارائه اجرایی یکدست که در آن روحیات و نظرات نوازنده متجلی است، فراهم می کند.
پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (I)

پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (I)

پرده‌ی آهنین که روزگاری کشورهای زیادی را از باقی جهان جدا می‌ساخت، همچون بسیاری پرده‌ها و دیوارهای دیگر دو کارکرد داشت؛ یکی پوشاندن جهان خارج پرده از چشمان درونیان و دیگری پوشاندن دنیای داخل پرده از چشم بیرونیان، و گویا این دومی برای برپا دارندگانش مهم‌تر بود. همین دو ویژگی اصلی پرده (اگرچه با نسبت‌هایی متفاوت) سودمندی و ناسودمندی‌های کتاب «تئوری کمپوزیسیون معاصر»، نوشته‌ی جمعی از موسیقی‌شناسان روس و ترجمه‌ی «مسعود ابراهیمی» مترجم باهمت و پرتلاش چندین جلد از آثار نظریه‌پردازان روسی درباره‌ی هارمونی و…، را بر ما می‌گشاید که این بار او متنی روزآمدتر را برگزیده و احتمالا اولین ترجمه‌ی این کتاب پیشرفته‌ را به زبانی دیگر فراهم آورده است (ترجمه‌ای به زبان دیگر از آن یافت نشد).