یکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۶ ،
سجاد پورقناد
کنسرت گروه عارف به سرپرستی و آهنگسازی پرویز مشکاتیان به مدت چهار شب در تالار وزارت کشور همراه با استقبال نسبتا خوب هنردوستان، جمعه گذشته به پایان رسید. این برنامه در واقع کنسرتی بود که پرویز مشکاتیان بیش از یکسال و نیم پیش قول آنرا به سایتها و وبلاگهایی که تقاضا کرده بودند "فعالیت صحنه ای موسیقی اش را ادامه دهد"، داده شده بود.
کنسرت پرویز مشکاتیان با گروه عارف از این نظر برای فعالان موسیقی در اینترنت مهم است که برای اولین بار تاثیر نوشته هایشان را در چنین سطحی در عالم حقیقی می بینند.
البته روزی که گروهی از نویسندگان و صاحبان پایگاه های مجازی موسیقی در حال برنامه ریزی برای تاسیس فهرست Sol.ir بودند و تصمیم بر این شد تا طی اقدامی هماهنگ از پرویز مشکاتیان برای دعوت دوباره به کنسرت، مطالبی نوشته شود، این گروه گمان میکردند، (با توجه به پاسخ مثبت مشکاتیان در بزرگداشت ایرج بسطامی به نویسندگان مقالات یاد شده) گروه عارف حداکثر طی سه یا چهار ماه (با توجه به ساخته های مشکاتیان در این چند سال سکوت) آماده اجرا شود ولی مشکلاتی که میان اعضای گروه پیش آمد جمع شدن دوباره "عارف" را به تاخیر انداخت.
حال این کنسرت به اجرا درآمد و مشکاتیان به قول خود در مورد اجرای صحنه ای، وفا کرد، ولی اینکه این برنامه تا چه میزان توانسته رضایت متقاضیان و نویسندگان نامه های سرگشاده و آن مقالات را جلب کند، مشخص نیست و احتمالا تا چند روز دیگر مشخص میشود. در مقاله ای که پیش رو دارید نگارنده (که خود نیز جزو گروه نویسندگان فوق بودم) درباره این برنامه و میزان موفقیت آن مینویسم:
گروه عارف در سه برنامه یاد شده از ترکیب جدیدی برخوردار بود و ورود اعضای جدید و جوان در آن توجه مخاطبان را به خود جلب میکرد، مخصوصا" فرزند نوجوان پرویز مشکاتیان، "آیین" که قرار بود در کنسرت قبلی که به خوانندگی شهرام ناظری هم به عنوان نوازنده میهمان حضور داشته باشد، در این برنامه عضو ثابت گروه بود.
آیین مشکاتیان در برنامه ای که صاحب این قلم حضور داشت (شب سوم) به شکل بی نقص و مطابق با دف نوازی ای که در بیشتر کارهای قدیم مشکاتیان شنیده بودیم، ایفای نقش کرد، هرچند اگر عضو سابق این گروه مسعود حبیبی به عنوان نوازنده دف مورد استفاده قرار میگرفت بی هیچ تردیدی دف نوازی در این برنامه بسیار قوی تر و تاثیر گذار تر بود.
در میان نوازندگان گروه عارف نوید افقه، بهداد بابایی و سیامک آقایی به تکنوازی پرداختند ولی با اینکه، هم زمان زیادی برای تکنوازی وجود داشت و هم نوازندگان جوانی که در گروه بودند از قابلیت های بالایی در تکنوازی بهره مند بودند، از هنر دیگر نوازندگان استفاده نشد.
تکنوازی سیامک آقایی با قیچک باس شبیه به برنامه گذشته بود، با این تفاوت که در قسمتهایی کم تعادلی آرشه او روی ساز نوانسها را دچار اشکال میکرد؛ تکنوازی او از ریتم خاصی که امروز بسیار در آثار موسیقی تلفیقی میشنویم برخوردار بود و برخلاف موسیقی ای که از سازهای کششی مانند نی و کمانچه میشنویم، کم تحریر و خلسه آور بود.
تکنوازی بهداد بابائی هم مطابق معمول نوازندگی وی، با تنوعاتی در تکنیک نوازندگی همراه بود و برخلاف دیگر تکنوازان این برنامه (به جز پرویز مشکاتیان) توانست با حال و هوای کل کنسرت همخوانی داشته باشد. بهداد بابایی با تکنیک منحصر به فرد خود در تکنوازی سه تار بارها توانایی های جالبی از این ساز را به نمایش گذاشته است، او در این برنامه کمی زخمه های خود را (که نسبت به سیر کارهای او میرفت حالت خشنی به خود بگیرد) را تلطیف بخشیده بود که میتواند این امید را به همراه داشته باشد که سعی او در ایجاد فضا های جدید و فائق آمدن بر دشواریهای سه تار، مانند بسیاری از نوازندگان، باعث غیر شنیدنی شدن نواخته های او نشود.

پرویز مشکاتیان
نوید افقه نیز که امروز مانند بهداد بابائی، در نوازندگی تنبک صاحب ابداعاتی است نیز در این برنامه بهتر از کنسرت های قبلیش ظاهر شد. در برنامه های سالهای گذشته که با همکاری افقه اجرا میشد، گاه همنوازی وی با دیگر سازها (که با استفاده از تکنیک ها و قطعاتش انجام میشد) حالتی ناهمگون و نامتجانس پیدا میکرد که در این برنامه، تقریبا چنین چیزی شنیده نمیشد و همراهی او با گروه هماهنگ و زیبا بود.
تکنوازی مشکاتیان در این برنامه هرچند مانند آثار گذشته او مانند "آستان جانان" از نظر تکنیکی و موسیقایی نبود ولی هنوز شنیدنی و زیبا بود، البته گاهی آرپژها و پاساژهای او بیش از حد به نظر میرسید.
دیگر تکنوازان این برنامه کیوان ساکت و حسن ناهید بودند که کیوان ساکت مطابق روش همیشگی خود به تکنوازی پرداخت ولی حسن ناهید که پس از سکته دیگر توانایی خود را از دست داده به هیچ وجه نتوانست در حد تکنوازی های درخشان خود در آثاری مانند "شور و ماهور" با گروه پایور، ظاهر شود. بهتر بود پرویز مشکاتیان در این برنامه پس از بیماری ایشان از نوازنده ای دیگر استفاده میکرد.
صدای حمیدرضا نوربخش هم با اینکه به عنوان یک معلم صدا سازی انتظار میرفت مواردی مانند، عدم وجود خمودگی و شارپ (sharp) بودن عضلات موثر در تولید صدا را رعایت کند، بسیار کثیف و دارای نویز زیاد بود (گاهی وقتی شروع به خواندن میکرد بعضی از حضار ناخودآگاه گلویشان را صاف میکردند!)
گروه عارف در این برنامه، از نظر تعداد نسبت به کنسرت قبلی کاهش داشت ولی همین تعداد نیز میتوانست کمتر باشد، چراکه بیشتر از نود درصد آثار یونسون بودند و این جمعیت تنها جلوه گروه و کمی هم حجم صدا را بالا میبرد.
آثار مشکایتان در این کنسرت به عقیده نگارنده، به هیچ وجه با آثاری مانند "دستان"، "بیداد" و "افق مهر" قابل قیاس نبود و حالتی خسته کننده و کلیشه ای داشت. البته نباید فراموش کرد که نور و طراحی سن هم که مخصوصا با بخش اعظم کنسرت که در مایه دشتی بود، همخوانی جالبی نداشت به کسالت بار بودن کنسرت می افزود، به طوری که ترفند ها و شگردهای آهنگسازی مشکاتیان هم نمیتوانست تحرک لازم را به کار بدهد (به قول یکی از دوستان این برنامه مانند بیمار در حال احتضاری بود که شوک الکتریکی به آن وارد میکنند ولی قلبش به کار نمی افتد!)
رنگ قالب پوستر و سن این برنامه، رنگهای سفید (و کمی سبز) بود، پوستر هم به شکل کلیشه ای از المانهایی مانند سیم خاردار و پرنده و سرو (احتمالا آزاد!) بهره گرفته بود که البته نسبت به دیگر آثار این هنرمند معناگرا،"عباس کیارستمی" قدمی به پیش بود!
روی هم رفته پرویز مشکاتیان و گروهش، توانستند به وعده اجرای کنسرت جامه عمل بپوشانند ولی اگر به خاطر داشته باشید، دلیل درخواست این گروه از نویسندگان از ایشان، اجرای موسیقی ای بود که از مشکاتیان برمی آید نه کنسرتی که هر روز چندین نمونه از آن در تهران و شهرستانها به اجرا میرسد؛ به امید دیدن کنسرت مشکاتیان در حد نامش...
آذر ۱۱م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۴۶ ب.ظ
سلام
جناب آقای پورقناد،برخلاف نوشته های همیشگی شما در باب موسیقی(که همیشه از خوندنشان استفاده کرده ام) و البته اکثر این نوشته،مطلبی را که راجع به طراحی پوستر و مخصوصا صحنه کنسرت فرموده بودید را بر اساس یک استدلال تخصصی نیافتم.البته بنده اطلاعی از تخصص جنابعالی در هنرهای بصری ندارم ولی همانطور که ذکر کردم مطلبی که عنوان کرده بودید جز ابراز سلیقه شخصی جنابعلی نبود،و گمان میکنم سایت گفتگوی هارمونیک بر خلاف اکثر سایت های غیرتخصصی موسیقی و در کل هنری ادعا بر خط مشی دیگری دارد.که بر خلاف نظر شما بر اساس پسند شخصی افراد بسیاری من جمله نگارنده همین چند خط کاملا تحت تاثیر طراحی صحنه کنسرت قرار گرفته بودند.
با تشکر
آذر ۱۲م, ۱۳۸۶ at ۸:۴۹ ق.ظ
خیلی چیزهای دیگر این کنسرت عجیب بود .
چجوری میشود بیش از دو ساعت ساز ایرانی رو بدون کوک کردن (نداشتن آنتراک ) در چنین گروه زیادی نواخت .
بروشور کار هم که جای تعجبش سرسام اور بود .
مانیتورهای سالن کار نمیکردند .
قطعات فقط پاساژ بیش از حد داشتن . جای جمله بندی های معروف مشکاتیان (دود و عود - نوا مرکب خوانی - قاصدک) در قطعاتش خالی بود .
و ……
که شخصا در سایتم طی مطلبی برخی از آنها را ذکر کردم
آذر ۱۲م, ۱۳۸۶ at ۱:۴۱ ب.ظ
به نظر من بهتر است از اين به بعد فعالان عرصه اينترنت فكري به حال سطح فهم و ديدگاههاي مخاطبان بكنند چون آفرينش هنر هر وقت كه سفارشي يا خواهشي شد !از اين بهتر نمي شود. حتماشما هم روز پنجشنبه ديديد كه تماشاچيان چطور كف ميزدندو فرياد ميكشيدند! يك ضربالمثل تركي ميگويد كه “چشمه با آب ريختن چشمه نميشه”.شايداين چشمه(مشكاتيان)خشك شده!!! بگوييد سطح فكر مردم را چطور بالا ببريم؟نقد آگاهانه و بيرحمانه … همين و همين و همين .
آذر ۱۲م, ۱۳۸۶ at ۴:۴۵ ب.ظ
حیف شد که لطفی با کتاب دعای حافظ مورد علاقش دعوت نشده بود و گرنه این سیرک با تورقش به حافظ و فالش زنی هاش از این هم که بود می تونست مهیج تر بشه.ضمن اینکه موزیک رو با انواع سازهایی که می زد از حالت یونیسونی در می آورد!!!
آذر ۱۲م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۱۸ ب.ظ
همین! ساکت مثل گذشته بود ناهید مثل گذشته نبود؟!! شما را هم خریدند؟؟
این همه حرکات مسخره که ساکت وسط اون کنسرت کرد و ندیدید؟ ریز رو اسلوموشن می کرد بعد تند می کرد ۱۰۰ بار هم این کارو کرد؟؟
این همه ناهید پرتوپلا زد نشنیدید؟!!
چرا محافظه کار شدید؟؟
کار اعضای گروه چندین برابر بدتر از کیارستمی بود ولی شما فقط اسم کیارستمی رو بردی که به کسی بر نخوره!! نه آقا اینها نقد نیست قبلا بهتر بودی
آذر ۱۲م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۱۹ ب.ظ
سلام
ممنون از این نقد. اما حالا که خودتان با آقای جواهری
می نشینید و مشکاتیان را وارد گود می کنید، باید فکر
اینجا را هم می کردید !
اما همین که هنرمندان امروز مانند شما هنرمندان قدیم
را نقد می کنند دو نکته مهم با ذهن می آید:
۱- خوشحالی از ارتقاء سطح دانش و سلیقه ی نسل جدید -
برعکس ادعای بعضی که مدام سنگ نا امیدی به سینه می
زنند و از آینده ی موسیقی بیمناکند.
۲- انتظارات از منتقدان بالا می رود و همه ی چشمها و
گوشها منتظر آثار و اجراهای منتقدین می ماند.
اما با این حال نقد(صبر) تلخ است، ولیکن بر شیرین
دارد.
آذر ۱۳م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۰۸ ب.ظ
dustane aziz aghaye pourghanad ba in maghleh be recorde ۱۰۰omin maghleye lkhod dar harmonytalk residand.ja daarad be onvane ye dust va alaghemand be donyaye mosighi az zahamate ishan ghadrdani konam.omid ast ke betavand dar in arseh hamvareh paydar va mostahkam va mosammam harakat konanad.shado sarafraz basin jenabe aghaye pourghanad.
آذر ۱۵م, ۱۳۸۶ at ۱۰:۱۷ ق.ظ
به نظر من هم پوستر و سن خوب طراحی شده بودند و من به شخصه از اینکه می بینم به این دو مقوله در اجرا های جدید (کنسرت کامکارها، کنسرت شمس یا برنامه علیزاده)اهمیت بیشتری داده شده و همینکه لزوم “طراحی” برای صحنه حس شده خوشحالم.
آذر ۱۶م, ۱۳۸۶ at ۲:۰۲ ق.ظ
سلام
به جاي اين حرفهابريد سازتون و بزنيد كه در اينده يه ادمي بشيد كه عين خودتون از شما اراد نگيرن
آذر ۱۸م, ۱۳۸۶ at ۶:۱۰ ب.ظ
متاسفانه وقتی اسم کیارستمی میادهر کس بخواد کارش رو نقد کنه پیشاپیش محکومه!!
ضمنا اگه مشکاتیان رو با استاندارد “دستان” بسنجیم به نظرم کار ضعیفی ارائه داده.
با انتقاد تندی که ایشون از لطفی کرده بود انتظارات بیشتر بود.
آذر ۱۹م, ۱۳۸۶ at ۱۰:۴۸ ق.ظ
مطالب خوبی بود.
به نظر منم کنسرت اخیر چنگی به دل نمیزد.
با این حال باز هم باید به آینده امیدوار بود
آذر ۲۱م, ۱۳۸۶ at ۹:۵۹ ق.ظ
با سلامو خسته نباشيد.
لطفا انقدر مغرضانه نقد نكنيد نقد بايد فني باشد نه احساسي. يك مقدار در نوع و شيوه آهنگسازي آقاي مشكاتيان تحقيق ميكرديد بعد در مورد اونيسون بودن يا غيره نظر ميداديد. آيين هم به مراتب بهتر و با شعورتر از مسعود حبيبي ساز زد فقط چون پسر مشكاتيان بود گير بي مورد داديد. سعي كنيد هنرمندان را تشويق كنيد نه تخريب . اوضاع موسيقي همينطور نا به سامان هست شما دامنه نا بساماني را بيشتر نكنيد.
آذر ۲۵م, ۱۳۸۶ at ۱:۱۵ ق.ظ
جناب هیرش خان.
خود شما به صورت فنی استدلال کردید یا احساسی؟ آیا شما دلایلی هم در جهت اثبات گفته هاتون آوردین؟(مثلا در مورد با شعور یا بی شعور بودن نوازنده ملاکی هم معرفی کردین؟)شما که نویسنده رو محکوم کردید بهتر بود نتایج تحقیقاتتون رودر باره ی اونیسون بودن یا غیره در سبک آهنگسازی مشکاتیان ارائه میدادید.
آذر ۲۵م, ۱۳۸۶ at ۱:۲۵ ق.ظ
شکسته شدن تابو های ذهنی کار رنج آوریه.بهتر اینه که از ابتدا کسی رو بت نکنیم که بعدا خودمون جرات نقد کردنش رو نداشته باشیم.
کنسرت مشکاتیان چشم انداز روشنی برای آینده ی موسیقی ایران به دست نمیداد.هر چند خدمات ایشان در ارتقای موسیقی ایرانی غیر قابل انکاره.
آذر ۲۷م, ۱۳۸۶ at ۴:۰۰ ب.ظ
با سلام پدرام عزيز
شما در صحبتتون از هنرهاي تجسمي انتقاد كرديد نه موسيقي.بهتره كه موسيقي گوش بديد و موسيقي كار كنيد. اگر كنسرتي از شما برگزار شد اون موقع شروع به انتقاد كنيد. كسي كه انتقاد مي كنه بايد دستي در كار داشته باشه نه كنار گود بشينه و ….
آذر ۲۷م, ۱۳۸۶ at ۴:۰۱ ب.ظ
سابقه كاري هر كسي شعور اونو نشون ميده .
آذر ۲۷م, ۱۳۸۶ at ۷:۲۸ ب.ظ
آقای هیرش شما با سابقه ای که نداری شعور لازم رو برای نقد کردن این نویسنده که خودش نوازندس رو نداری!! {با توجه به فرمایش خودت!}چرا پس اینجا در افشانی کردید؟!؟
آذر ۲۸م, ۱۳۸۶ at ۱:۲۷ ق.ظ
جناب هیرش عزیز
اولا اگه مطالب بنده رو با دقت خونده باشی من اصلا در باره ی هنر های تجسمی حرفی عنوان نکردم.در مورد اتوریته (یا به قول سیما خانم تابو) بودن “اسم” آقای کیارستمی نظر دادم.
دوما ملاک شعور هنرمند را سابقه ی کاری معرفی کردی.با این حساب شخصی که اولین اثر هنری خودش رو ارائه میکنه (به دلیل عدم سابقه)بی شعوره.ضمنا آیا از آئین مشکاتیان سوابق هنری درخشانی سراغ داری؟(که میگی از حبیبی با شعور تره؟)
سوما شما آیا از پیشینه ی اجرایی بنده خبر داری که میگی (اگه کنسرتی از من برگزار شد)؟
آذر ۲۸م, ۱۳۸۶ at ۱:۳۱ ق.ظ
راستش من تا حالا فکر میکردم مشکل من بوده که با کار ارتباط برقرار نکردم چون خیلی هم با ذوق رفتم بلیط گرفتم.ولی حالا میبینم مثل اینکه خیلی ها با من موافق هستن
آذر ۲۸م, ۱۳۸۶ at ۹:۵۳ ق.ظ
برادر نيماي عزيز شما جوزده نشو ايراني عزيز با فرهنگ غني ۲۵۰۰ ساله.
۱-لطفا به جاي طرفداري بيجا درست مطالب را بخوان.
۲-سنگ خودتان را به سينه بزنيد.
۳-لطفا چند ار از فراوان كارهاي ايشان را معرفي كنيد تا ما هنرجويان نيز مستفيض شويم.
موفق باشيد.
آذر ۲۹م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۳۶ ق.ظ
من شب اول کنسرت رو دیدم.چیزی که تا حدی حس کردم همسو نبودن ارکستر و به عبارتی عدم وحدت بین نوازنده ها بود.خصوصا تکنوازیها که انگار هر کسی از یه فضای متفاوت حدیث نفس میگفت.دقیقا مثل یه سناریویی که دیالوگهای بی نظم و پریشان داشته باشه. بیشترین نمود این قضیه در تکنوازی تار آقای ساکت بود.
بهمن ۱م, ۱۳۸۶ at ۴:۱۱ ب.ظ
سلام سجاد جان.
در مورد نی استاد ناهید منم با هات هم عقیده هستم……راستی کسی تو نست صدار سنتور آقای جواهری رو بشنوه…….اگه شنیدید به ما هم خبر بدین………
موفق باشی.
بهمن ۵م, ۱۳۸۶ at ۱:۲۴ ق.ظ
به قول خود آقای مشکاتیان که در مورد لطفی گفته بود نسبت به دهه پنجاه عقب گرد داشته است خود ایشان نسبت به دهه شصت عقبگرد داشته است. کنسرت واقعا تکراری ،ملال آور وخسته کننده بود و حرفی برای گفتن نداشت.حتی برای من که بلیط مفتی گیرم آمد!برای کسانی که ۲۵۰۰۰ تومان دادند از خداوند منان طلب صبر جمیل دارم!اگر کسی به اقای مشکاتیان لینک دارد حتما پیغام مرا به ایشان برساند