آیا وعده پرویز مشکاتیان عملی شد؟

کنسرت گروه عارف به سرپرستی و آهنگسازی پرویز مشکاتیان به مدت چهار شب در تالار وزارت کشور همراه با استقبال نسبتا خوب هنردوستان، جمعه گذشته به پایان رسید. این برنامه در واقع کنسرتی بود که پرویز مشکاتیان بیش از یکسال و نیم پیش قول آنرا به سایتها و وبلاگهایی که تقاضا کرده بودند “فعالیت صحنه ای موسیقی اش را ادامه دهد”، داده شده بود.

کنسرت پرویز مشکاتیان با گروه عارف از این نظر برای فعالان موسیقی در اینترنت مهم است که برای اولین بار تاثیر نوشته هایشان را در چنین سطحی در عالم حقیقی می بینند.

البته روزی که گروهی از نویسندگان و صاحبان پایگاه های مجازی موسیقی در حال برنامه ریزی برای تاسیس فهرست Sol.ir بودند و تصمیم بر این شد تا طی اقدامی هماهنگ از پرویز مشکاتیان برای دعوت دوباره به کنسرت، مطالبی نوشته شود، این گروه گمان میکردند، (با توجه به پاسخ مثبت مشکاتیان در بزرگداشت ایرج بسطامی به نویسندگان مقالات یاد شده) گروه عارف حداکثر طی سه یا چهار ماه (با توجه به ساخته های مشکاتیان در این چند سال سکوت) آماده اجرا شود ولی مشکلاتی که میان اعضای گروه پیش آمد جمع شدن دوباره “عارف” را به تاخیر انداخت.

حال این کنسرت به اجرا درآمد و مشکاتیان به قول خود در مورد اجرای صحنه ای، وفا کرد، ولی اینکه این برنامه تا چه میزان توانسته رضایت متقاضیان و نویسندگان نامه های سرگشاده و آن مقالات را جلب کند، مشخص نیست و احتمالا تا چند روز دیگر مشخص میشود. در مقاله ای که پیش رو دارید نگارنده (که خود نیز جزو گروه نویسندگان فوق بودم) درباره این برنامه و میزان موفقیت آن مینویسم:

گروه عارف در سه برنامه یاد شده از ترکیب جدیدی برخوردار بود و ورود اعضای جدید و جوان در آن توجه مخاطبان را به خود جلب میکرد، مخصوصا” فرزند نوجوان پرویز مشکاتیان، “آیین” که قرار بود در کنسرت قبلی که به خوانندگی شهرام ناظری هم به عنوان نوازنده میهمان حضور داشته باشد، در این برنامه عضو ثابت گروه بود.

آیین مشکاتیان در برنامه ای که صاحب این قلم حضور داشت (شب سوم) به شکل بی نقص و مطابق با دف نوازی ای که در بیشتر کارهای قدیم مشکاتیان شنیده بودیم، ایفای نقش کرد، هرچند اگر عضو سابق این گروه مسعود حبیبی به عنوان نوازنده دف مورد استفاده قرار میگرفت بی هیچ تردیدی دف نوازی در این برنامه بسیار قوی تر و تاثیر گذار تر بود.

در میان نوازندگان گروه عارف نوید افقه، بهداد بابایی و سیامک آقایی به تکنوازی پرداختند ولی با اینکه، هم زمان زیادی برای تکنوازی وجود داشت و هم نوازندگان جوانی که در گروه بودند از قابلیت های بالایی در تکنوازی بهره مند بودند، از هنر دیگر نوازندگان استفاده نشد.

تکنوازی سیامک آقایی با قیچک باس شبیه به برنامه گذشته بود، با این تفاوت که در قسمتهایی کم تعادلی آرشه او روی ساز نوانسها را دچار اشکال میکرد؛ تکنوازی او از متر خاصی که امروز بسیار در آثار موسیقی تلفیقی میشنویم برخوردار بود و برخلاف موسیقی ای که از سازهای کششی مانند نی و کمانچه میشنویم، کم تحریر و خلسه آور بود.

تکنوازی بهداد بابائی هم مطابق معمول نوازندگی وی، با تنوعاتی در تکنیک نوازندگی همراه بود و برخلاف دیگر تکنوازان این برنامه (به جز پرویز مشکاتیان) توانست با حال و هوای کل کنسرت همخوانی داشته باشد. بهداد بابایی با تکنیک منحصر به فرد خود در تکنوازی سه تار بارها توانایی های جالبی از این ساز را به نمایش گذاشته است، او در این برنامه کمی زخمه های خود را (که نسبت به سیر کارهای او میرفت حالت خشنی به خود بگیرد) را تلطیف بخشیده بود که میتواند این امید را به همراه داشته باشد که سعی او در ایجاد فضا های جدید و فائق آمدن بر دشواریهای سه تار، مانند بسیاری از نوازندگان، باعث غیر شنیدنی شدن نواخته های او نشود.


پرویز مشکاتیان
نوید افقه نیز که امروز مانند بهداد بابائی، در نوازندگی تنبک صاحب ابداعاتی است نیز در این برنامه بهتر از کنسرت های قبلیش ظاهر شد. در برنامه های سالهای گذشته که با همکاری افقه اجرا میشد، گاه همنوازی وی با دیگر سازها (که با استفاده از تکنیک ها و قطعاتش انجام میشد) حالتی ناهمگون و نامتجانس پیدا میکرد که در این برنامه، تقریبا چنین چیزی شنیده نمیشد و همراهی او با گروه هماهنگ و زیبا بود.

تکنوازی مشکاتیان در این برنامه هرچند مانند آثار گذشته او مانند “آستان جانان” از نظر تکنیکی و موسیقایی نبود ولی هنوز شنیدنی و زیبا بود، البته گاهی آرپژها و پاساژهای او بیش از حد به نظر میرسید.

دیگر تکنوازان این برنامه کیوان ساکت و حسن ناهید بودند که کیوان ساکت مطابق روش همیشگی خود به تکنوازی پرداخت ولی حسن ناهید که پس از سکته دیگر توانایی خود را از دست داده به هیچ وجه نتوانست در حد تکنوازی های درخشان خود در آثاری مانند “شور و ماهور” با گروه پایور، ظاهر شود. بهتر بود پرویز مشکاتیان در این برنامه پس از بیماری ایشان از نوازنده ای دیگر استفاده میکرد.

صدای حمیدرضا نوربخش هم با اینکه به عنوان یک معلم صدا سازی انتظار میرفت مواردی مانند، عدم وجود خمودگی و شارپ (sharp) بودن عضلات موثر در تولید صدا را رعایت کند، بسیار کثیف و دارای نویز زیاد بود (گاهی وقتی شروع به خواندن میکرد بعضی از حضار ناخودآگاه گلویشان را صاف میکردند!)

گروه عارف در این برنامه، از نظر تعداد نسبت به کنسرت قبلی کاهش داشت ولی همین تعداد نیز میتوانست کمتر باشد، چراکه بیشتر از نود درصد آثار یونسون بودند و این جمعیت تنها جلوه گروه و کمی هم حجم صدا را بالا میبرد.

آثار مشکاتیان در این کنسرت به عقیده نگارنده، به هیچ وجه با آثاری مانند “دستان”، “بیداد” و “افق مهر” قابل قیاس نبود و حالتی خسته کننده و کلیشه ای داشت. البته نباید فراموش کرد که نور و طراحی سن هم که مخصوصا با بخش اعظم کنسرت که در مایه دشتی بود، همخوانی جالبی نداشت به کسالت بار بودن کنسرت می افزود، به طوری که ترفند ها و شگردهای آهنگسازی مشکاتیان هم نمیتوانست تحرک لازم را به کار بدهد (به قول یکی از دوستان این برنامه مانند بیمار در حال احتضاری بود که شوک الکتریکی به آن وارد میکنند ولی قلبش به کار نمی افتد!)

رنگ قالب پوستر و سن این برنامه، رنگهای سفید (و کمی سبز) بود، پوستر هم به شکل کلیشه ای از المانهایی مانند سیم خاردار و پرنده و سرو (احتمالا آزاد!) بهره گرفته بود که البته نسبت به دیگر آثار این هنرمند معناگرا،”عباس کیارستمی” قدمی به پیش بود!

روی هم رفته پرویز مشکاتیان و گروهش، توانستند به وعده اجرای کنسرت جامه عمل بپوشانند ولی اگر به خاطر داشته باشید، دلیل درخواست این گروه از نویسندگان از ایشان، اجرای موسیقی ای بود که از مشکاتیان برمی آید نه کنسرتی که هر روز چندین نمونه از آن در تهران و شهرستانها به اجرا میرسد؛ به امید دیدن کنسرت مشکاتیان در حد نامش…

27 دیدگاه

  • احمدعلی
    ارسال شده در آذر ۱۱, ۱۳۸۶ در ۱۱:۴۶ ب.ظ

    سلام
    جناب آقای پورقناد،برخلاف نوشته های همیشگی شما در باب موسیقی(که همیشه از خوندنشان استفاده کرده ام) و البته اکثر این نوشته،مطلبی را که راجع به طراحی پوستر و مخصوصا صحنه کنسرت فرموده بودید را بر اساس یک استدلال تخصصی نیافتم.البته بنده اطلاعی از تخصص جنابعالی در هنرهای بصری ندارم ولی همانطور که ذکر کردم مطلبی که عنوان کرده بودید جز ابراز سلیقه شخصی جنابعلی نبود،و گمان میکنم سایت گفتگوی هارمونیک بر خلاف اکثر سایت های غیرتخصصی موسیقی و در کل هنری ادعا بر خط مشی دیگری دارد.که بر خلاف نظر شما بر اساس پسند شخصی افراد بسیاری من جمله نگارنده همین چند خط کاملا تحت تاثیر طراحی صحنه کنسرت قرار گرفته بودند.
    با تشکر

  • ارسال شده در آذر ۱۲, ۱۳۸۶ در ۸:۴۹ ق.ظ

    خیلی چیزهای دیگر این کنسرت عجیب بود .
    چجوری میشود بیش از دو ساعت ساز ایرانی رو بدون کوک کردن (نداشتن آنتراک ) در چنین گروه زیادی نواخت .
    بروشور کار هم که جای تعجبش سرسام اور بود .
    مانیتورهای سالن کار نمیکردند .
    قطعات فقط پاساژ بیش از حد داشتن . جای جمله بندی های معروف مشکاتیان (دود و عود – نوا مرکب خوانی – قاصدک) در قطعاتش خالی بود .
    و ……
    که شخصا در سایتم طی مطلبی برخی از آنها را ذکر کردم

  • مم طلا!!!
    ارسال شده در آذر ۱۲, ۱۳۸۶ در ۱:۴۱ ب.ظ

    به نظر من بهتر است از این به بعد فعالان عرصه اینترنت فکری به حال سطح فهم و دیدگاههای مخاطبان بکنند چون آفرینش هنر هر وقت که سفارشی یا خواهشی شد !از این بهتر نمی شود. حتماشما هم روز پنجشنبه دیدید که تماشاچیان چطور کف میزدندو فریاد میکشیدند! یک ضربالمثل ترکی میگوید که “چشمه با آب ریختن چشمه نمیشه”.شایداین چشمه(مشکاتیان)خشک شده!!! بگویید سطح فکر مردم را چطور بالا ببریم؟نقد آگاهانه و بیرحمانه … همین و همین و همین .

  • رضایی
    ارسال شده در آذر ۱۲, ۱۳۸۶ در ۴:۴۵ ب.ظ

    حیف شد که لطفی با کتاب دعای حافظ مورد علاقش دعوت نشده بود و گرنه این سیرک با تورقش به حافظ و فالش زنی هاش از این هم که بود می تونست مهیج تر بشه.ضمن اینکه موزیک رو با انواع سازهایی که می زد از حالت یونیسونی در می آورد!!!

  • کامیار
    ارسال شده در آذر ۱۲, ۱۳۸۶ در ۱۱:۱۸ ب.ظ

    همین! ساکت مثل گذشته بود ناهید مثل گذشته نبود؟!! شما را هم خریدند؟؟
    این همه حرکات مسخره که ساکت وسط اون کنسرت کرد و ندیدید؟ ریز رو اسلوموشن می کرد بعد تند می کرد ۱۰۰ بار هم این کارو کرد؟؟
    این همه ناهید پرتوپلا زد نشنیدید؟!!
    چرا محافظه کار شدید؟؟
    کار اعضای گروه چندین برابر بدتر از کیارستمی بود ولی شما فقط اسم کیارستمی رو بردی که به کسی بر نخوره!! نه آقا اینها نقد نیست قبلا بهتر بودی

  • ارسال شده در آذر ۱۲, ۱۳۸۶ در ۱۱:۱۹ ب.ظ

    سلام

    ممنون از این نقد. اما حالا که خودتان با آقای جواهری

    می نشینید و مشکاتیان را وارد گود می کنید، باید فکر

    اینجا را هم می کردید !

    اما همین که هنرمندان امروز مانند شما هنرمندان قدیم

    را نقد می کنند دو نکته مهم با ذهن می آید:

    ۱- خوشحالی از ارتقاء سطح دانش و سلیقه ی نسل جدید –

    برعکس ادعای بعضی که مدام سنگ نا امیدی به سینه می

    زنند و از آینده ی موسیقی بیمناکند.

    ۲- انتظارات از منتقدان بالا می رود و همه ی چشمها و

    گوشها منتظر آثار و اجراهای منتقدین می ماند.

    اما با این حال نقد(صبر) تلخ است، ولیکن بر شیرین

    دارد.

  • omid chamani
    ارسال شده در آذر ۱۳, ۱۳۸۶ در ۱۲:۰۸ ب.ظ

    dustane aziz aghaye pourghanad ba in maghleh be recorde 100omin maghleye lkhod dar harmonytalk residand.ja daarad be onvane ye dust va alaghemand be donyaye mosighi az zahamate ishan ghadrdani konam.omid ast ke betavand dar in arseh hamvareh paydar va mostahkam va mosammam harakat konanad.shado sarafraz basin jenabe aghaye pourghanad.

  • صبا
    ارسال شده در آذر ۱۵, ۱۳۸۶ در ۱۰:۱۷ ق.ظ

    به نظر من هم پوستر و سن خوب طراحی شده بودند و من به شخصه از اینکه می بینم به این دو مقوله در اجرا های جدید (کنسرت کامکارها، کنسرت شمس یا برنامه علیزاده)اهمیت بیشتری داده شده و همینکه لزوم “طراحی” برای صحنه حس شده خوشحالم.

  • kia.s.j
    ارسال شده در آذر ۱۶, ۱۳۸۶ در ۲:۰۲ ق.ظ

    سلام
    به جای این حرفهابرید سازتون و بزنید که در اینده یه ادمی بشید که عین خودتون از شما اراد نگیرن

  • پدرام
    ارسال شده در آذر ۱۸, ۱۳۸۶ در ۶:۱۰ ب.ظ

    متاسفانه وقتی اسم کیارستمی میادهر کس بخواد کارش رو نقد کنه پیشاپیش محکومه!!
    ضمنا اگه مشکاتیان رو با استاندارد “دستان” بسنجیم به نظرم کار ضعیفی ارائه داده.
    با انتقاد تندی که ایشون از لطفی کرده بود انتظارات بیشتر بود.

  • رسول
    ارسال شده در آذر ۱۹, ۱۳۸۶ در ۱۰:۴۸ ق.ظ

    مطالب خوبی بود.
    به نظر منم کنسرت اخیر چنگی به دل نمیزد.
    با این حال باز هم باید به آینده امیدوار بود

  • هيرش
    ارسال شده در آذر ۲۱, ۱۳۸۶ در ۹:۵۹ ق.ظ

    با سلامو خسته نباشید.
    لطفا انقدر مغرضانه نقد نکنید نقد باید فنی باشد نه احساسی. یک مقدار در نوع و شیوه آهنگسازی آقای مشکاتیان تحقیق میکردید بعد در مورد اونیسون بودن یا غیره نظر میدادید. آیین هم به مراتب بهتر و با شعورتر از مسعود حبیبی ساز زد فقط چون پسر مشکاتیان بود گیر بی مورد دادید. سعی کنید هنرمندان را تشویق کنید نه تخریب . اوضاع موسیقی همینطور نا به سامان هست شما دامنه نا بسامانی را بیشتر نکنید.

  • پدرام
    ارسال شده در آذر ۲۵, ۱۳۸۶ در ۱:۱۵ ق.ظ

    جناب هیرش خان.
    خود شما به صورت فنی استدلال کردید یا احساسی؟ آیا شما دلایلی هم در جهت اثبات گفته هاتون آوردین؟(مثلا در مورد با شعور یا بی شعور بودن نوازنده ملاکی هم معرفی کردین؟)شما که نویسنده رو محکوم کردید بهتر بود نتایج تحقیقاتتون رودر باره ی اونیسون بودن یا غیره در سبک آهنگسازی مشکاتیان ارائه میدادید.

  • سیما
    ارسال شده در آذر ۲۵, ۱۳۸۶ در ۱:۲۵ ق.ظ

    شکسته شدن تابو های ذهنی کار رنج آوریه.بهتر اینه که از ابتدا کسی رو بت نکنیم که بعدا خودمون جرات نقد کردنش رو نداشته باشیم.
    کنسرت مشکاتیان چشم انداز روشنی برای آینده ی موسیقی ایران به دست نمیداد.هر چند خدمات ایشان در ارتقای موسیقی ایرانی غیر قابل انکاره.

  • هيرش
    ارسال شده در آذر ۲۷, ۱۳۸۶ در ۴:۰۰ ب.ظ

    با سلام پدرام عزیز

    شما در صحبتتون از هنرهای تجسمی انتقاد کردید نه موسیقی.بهتره که موسیقی گوش بدید و موسیقی کار کنید. اگر کنسرتی از شما برگزار شد اون موقع شروع به انتقاد کنید. کسی که انتقاد می کنه باید دستی در کار داشته باشه نه کنار گود بشینه و ….

  • هيرش
    ارسال شده در آذر ۲۷, ۱۳۸۶ در ۴:۰۱ ب.ظ

    سابقه کاری هر کسی شعور اونو نشون میده .

  • نیما
    ارسال شده در آذر ۲۷, ۱۳۸۶ در ۷:۲۸ ب.ظ

    آقای هیرش شما با سابقه ای که نداری شعور لازم رو برای نقد کردن این نویسنده که خودش نوازندس رو نداری!! {با توجه به فرمایش خودت!}چرا پس اینجا در افشانی کردید؟!؟

  • پدرام
    ارسال شده در آذر ۲۸, ۱۳۸۶ در ۱:۲۷ ق.ظ

    جناب هیرش عزیز
    اولا اگه مطالب بنده رو با دقت خونده باشی من اصلا در باره ی هنر های تجسمی حرفی عنوان نکردم.در مورد اتوریته (یا به قول سیما خانم تابو) بودن “اسم” آقای کیارستمی نظر دادم.
    دوما ملاک شعور هنرمند را سابقه ی کاری معرفی کردی.با این حساب شخصی که اولین اثر هنری خودش رو ارائه میکنه (به دلیل عدم سابقه)بی شعوره.ضمنا آیا از آئین مشکاتیان سوابق هنری درخشانی سراغ داری؟(که میگی از حبیبی با شعور تره؟)
    سوما شما آیا از پیشینه ی اجرایی بنده خبر داری که میگی (اگه کنسرتی از من برگزار شد)؟

  • هیوا
    ارسال شده در آذر ۲۸, ۱۳۸۶ در ۱:۳۱ ق.ظ

    راستش من تا حالا فکر میکردم مشکل من بوده که با کار ارتباط برقرار نکردم چون خیلی هم با ذوق رفتم بلیط گرفتم.ولی حالا میبینم مثل اینکه خیلی ها با من موافق هستن

  • هيرش
    ارسال شده در آذر ۲۸, ۱۳۸۶ در ۹:۵۳ ق.ظ

    برادر نیمای عزیز شما جوزده نشو ایرانی عزیز با فرهنگ غنی ۲۵۰۰ ساله.
    ۱-لطفا به جای طرفداری بیجا درست مطالب را بخوان.
    ۲-سنگ خودتان را به سینه بزنید.
    ۳-لطفا چند ار از فراوان کارهای ایشان را معرفی کنید تا ما هنرجویان نیز مستفیض شویم.
    موفق باشید.

  • محمد
    ارسال شده در آذر ۲۹, ۱۳۸۶ در ۱۲:۳۶ ق.ظ

    من شب اول کنسرت رو دیدم.چیزی که تا حدی حس کردم همسو نبودن ارکستر و به عبارتی عدم وحدت بین نوازنده ها بود.خصوصا تکنوازیها که انگار هر کسی از یه فضای متفاوت حدیث نفس میگفت.دقیقا مثل یه سناریویی که دیالوگهای بی نظم و پریشان داشته باشه. بیشترین نمود این قضیه در تکنوازی تار آقای ساکت بود.

  • اسماعیل بحرایی
    ارسال شده در بهمن ۱, ۱۳۸۶ در ۴:۱۱ ب.ظ

    سلام سجاد جان.
    در مورد نی استاد ناهید منم با هات هم عقیده هستم……راستی کسی تو نست صدار سنتور آقای جواهری رو بشنوه…….اگه شنیدید به ما هم خبر بدین………
    موفق باشی.

  • داریوش
    ارسال شده در بهمن ۵, ۱۳۸۶ در ۱:۲۴ ق.ظ

    به قول خود آقای مشکاتیان که در مورد لطفی گفته بود نسبت به دهه پنجاه عقب گرد داشته است خود ایشان نسبت به دهه شصت عقبگرد داشته است. کنسرت واقعا تکراری ،ملال آور وخسته کننده بود و حرفی برای گفتن نداشت.حتی برای من که بلیط مفتی گیرم آمد!برای کسانی که ۲۵۰۰۰ تومان دادند از خداوند منان طلب صبر جمیل دارم!اگر کسی به اقای مشکاتیان لینک دارد حتما پیغام مرا به ایشان برساند

  • ارسال شده در مهر ۳۰, ۱۳۸۷ در ۴:۰۳ ب.ظ

    استاد برای من یه خدا هستی

  • ارسال شده در دی ۲, ۱۳۸۷ در ۱:۵۸ ب.ظ

    درود برهمه : اگرچه مدت زیادی از این بحث و کنسرت آقای مشکاتیان میگذرد ولی من با توجه به اینکه تمام نظرات رت خواندم با اجازه دوستان عرض میکنم نظر هر شخص برای خودش و دیگران محترم است وحتما رد نظر یا نقد نظر هم با احترام جایز است . من روزی از آقای لطفی سوال کردم آقا چرا کارهای جدید چنگی به دل نمی زند وانگار آنچنان که باید قوی نیست ایشان گفتند: به نظر من انتظار شما بالا رفته و تو نسبت به گذشته قوی تر شده ای . حالا عرض میکنم کسانی که این کنسرت برایشان ضعیف بوده باید بهشون تبریک گفت که قوی تر شده اند . اماباید عام تر نظرسنجی کرد نه کار را بطور خاص تضعیف کرد . براستی نظر خود آقای مشکاتیان هم این است که کار ضعیف بوده؟ موسیقی برای عموم مردم است وباید دید واکنش عامه دوستداران مشکاتیان چیست؟ من و شما یقینا دستان و بیداد و آستان جانان را زمانی شنیده ایم که در این حد نبوده ایم . بچه هم که بودیم ارتفاع دو متری برایمان پرتگاه بزرگی بود.امروز برای اهل فن وبخصوص نوازندگان جوان خلق یک اثر که بتواند همان دگرگونی ۲۰ سال پیش را ایجاد کند مشکل است . اگر اقبال عمومی کم باشد کنسرت بعدی استقبال کم خواهد بود . باید منتظر باشیم… با سپاس

  • به یاد پرویز
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۵, ۱۳۸۹ در ۱:۲۳ ب.ظ

    آسوده بمیرید
    دیگر مشکاتیانی برای نواختن نیست

  • ناشناس
    ارسال شده در خرداد ۵, ۱۳۹۱ در ۳:۳۸ ب.ظ

    سکوت سرشارازناگفته هاست وسکوت مشکاتیان ناگفته هاداشت اگرچه سازش پرازگفته هاست

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«توانایی یا دانایی»

از روزگار سرودن مولانا تا امروز این مصرع از دفتر چهارم مثنوی گزین‌گویه‌ای مشهور شده است. آن را همراه ضرب‌المثل دیگر، «کنار گود نشسته می‌گوید لنگش کن»، برای رد نقد به کار می‌برند (گرچه تنها کاربردشان این نیست). با آوردن این مصرع تلویحا از منتقد می‌خواهند تنها به شرطی نقد کند که بتواند کاری بهتر یا همسنگ اثری که نقدش می‌کند، انجام دهد (و اینجا هم مقصود از «نقد» اغلب داوری منفی است). در حقیقت گوینده‌ی این جمله می‌خواهد «مرجعیت» نقد و منتقد را برای خرده‌گرفتن بر این یا آن اثر زیر سوال ببرد.

اجرا و تحلیل سه اثر پیانویی در دانشگاه هنرهای زیبا

روز یکشنبه ساعت ۱۲ روز سی ام اردیبهشت ماه سال جاری دانشکده موسیقی پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران میزبان آروین صداقت کیش و سینا صدقی از نویسندگان و منتقدین موسیقی اکادمیک در ایران است. در این برنامه کارن سلاجقه، مطهر حسینی و افشین مطلق فرد به ترتیب آثار پیانوییِ شروین عباسی، فرنود حقانی پور و نیما عطرکار روشن را خواهند نواخت. شایان ذکر است این برنامه با محوریت موسیقی معاصر از نگاه تکنیک آهنگسازی و ساختارهای زیبایی شناسانه معاصر به تحلیل آثار فوق خواهند پرداخت.

از روزهای گذشته…

وهم یا نبوغ‌؟! (I)

وهم یا نبوغ‌؟! (I)

“… عجیب است؛ مردمی که متوسط بهره‌ی هوشی‌شان ۸۴ است (در مقایسه با دامنه‌ی نرمال ۹۰ تا ۱۱۰) و در طبقه‌ی ملت‌های دارای هوشِ «زیرِ متوسط» قرار می گیرند، خود را باهوش‌ترین ملت دنیا می دانند و از تکرار این باورِ فریب، لذت می‌برند و غره می شوند و با همین خودفریبی، پی در پی فرصت های تاریخی را… واگذار می کنند.”<
درباره کتاب «دُرآهنگ»

درباره کتاب «دُرآهنگ»

کتاب «دُرآهنگ» مجموعه ده آهنگ از آثار استادان ویولون، تار، سه‌تار، نی و قانون است که برای سنتور تنظیم شده است. این کتاب به همراه یک لوح فشرده توسط انتشارات خنیاگر به مدیریت شهاب منا، در سال جاری به بازار موسیقی عرضه شده است. نویسنده این کتاب محمود بامداد از شاگردان آموزش میلاد کیائی است.
بیژن کامکار: موسیقی ما بزمی و مجلسی بوده

بیژن کامکار: موسیقی ما بزمی و مجلسی بوده

به یاد دارم دوره‌ی دبستان بود و روزی در «دیوان شمس» دائی ام، بطور اتفاقی شعر «شهیدان خدایی» به چشمم خورد. از ذوق بال درآورده‌ بودم. کلماتی را می‌دیدم و درست و غلط می‌خواندم که تا قبل از آن روز، آن صدای عاشق و پرطراوت در کام جانم چکانده‌بود:
گروه کمل (I)

گروه کمل (I)

گروه کمل (Camel)، از جمله گروههای بسیار خوب موسیقی راک پیشرو یا progressive rock بریتانیاست که علی رغم هواداران و پیروان فراوان نتوانست به شهرت و محبوبیت هم دوره های خود از جمله آلن پارسونز پراجکت (the Alan Parsons Project) دست یابد. گروه کمل در طی دوران فعالیت خود دچار تغییرات متعددی شدند اما در تمام این تغییرات، اندرو لاتیمر (Andrew Latimer) همچنان رهبر گروه باقی ماند.
بررسی و نقدِ «مبانی نظری موسیقی ایرانی» (VI)

بررسی و نقدِ «مبانی نظری موسیقی ایرانی» (VI)

اما تئوری پردازان نسل معاصر (کیانی، طلایی، علیزاده) اصرار دارند که از لفظ – در واقع عامیانه – «دانگ» استفاده کنند و بدون استدلال این فاصله را شاخص اصلی مقام شناسی معرفی می کنند. (۱)
Richard William Wright I

Richard William Wright I

ریچارد ویلیام رایت در ژولای سال ۱۹۴۵ در شهر لندن بدنیا آمد. خانواده او که شامل پدر، مادر و دو خواهر می شد از وضعیت رفاهی خوبی برخوردار بود. پس از پایان تحصیلات ابتدایی در سن ۱۷ سالگی برای ادامه تحصیل به کالج معماری رفت و در آنجا بود که با یک نوازنده گیتار بیس بنام راجر واترز (Roger Waters) و یک نوازنده درامز بنام نیک میسون (Nick Mason) آشنا شد. آنها در همان کالج یک گروه موسیقی برپا کردند و پس از گذشت شش ماه نوازنده گیتار سید برت (Syd Barrett) را به جمع خود پذیرفتند.
نقش گم شده‌ی ویراستار (II)

نقش گم شده‌ی ویراستار (II)

در کتاب هیچ کجا اشاره‌ای به منابعی که مورد استفاده‌ی مولف قرار گرفته نیست. از قرائن چنین بر می‌آید که دست‌کم بخش‌هایی از کتاب از یک منبع خارجی برداشت شده است. جا به جای متن مثال‌هایی از پارتیتور آثار آهنگسازان قرن بیستم (و غیراز آن) وجود دارد که نشان می‌دهد این اطلاعات از منبع دیگری عینا نقل شده (۵). گاهی هم ساختمان جملات و روال متن شبیه برگردان از یک زبان دیگر است؛ البته هر تلاشی برای یافتن منابع اصلی بی‌نتیجه می‌ماند. نام حسن زندباف روی جلد و حتا در فهرست نویسی فیپا به عنوان مولف آمده است.
نوآوری و تفکر انتزاعی در موسیقی ایران (III)

نوآوری و تفکر انتزاعی در موسیقی ایران (III)

اما در بعد هنری، مدرن در موسیقی همان مکتبی است که پس از اکسپرسیونیسم توسط شوئنبرگ پایه گذاری شده. بنابراین مدرن در چنین موقعیتی مکتب و رویکرد فلسفی تلقی میشود. در عین حال باید سیری وجود داشته باشد تا جریانی از مرحله کهن به مرحله “نو” تداوم پیدا کند.
تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (III)

تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (III)

آن زمان من چند سالی بود که سه تار میزدم و با چگونگی استفاده از سه تار در ارکستر های بزرگ آشنا بودم و نیز به راحتی میتوانستم از روی دست نوازنده مهارت او را در نوازندگی تشخیص دهم. اولین چیزی که قبل از نواختن ارکستر و کوک کردن آنها توجهم را جلب کرد، آماتور بودن بیش از حد بیشتر نوازندگان بود؛ معلوم نبود چرا آهنگساز برای موسیقی ای که به ادعای خودش با این حساسیت نوشته است، از آماتور ترین نوازنده ها استفاده میکند!؟
جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی و افق های پیش رو

جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی و افق های پیش رو

امروز کمتر کسی پیدا می شود که نداند، اینترنت چه خدماتی را به جامعه بشری عرضه کرده است و در کنار این خدمات چه تاثیراتی مثبتی بر زمینه های ظاهرا بی ارتباطی مثل ترافیک تا محیط زیست دارد. هر ساله در نشست های متعددی در کشورمان، این موارد شمرده می شود ولی پس از پایان نشستها هیچ تغییر محسوسی روی نمی دهد.