آیا وعده پرویز مشکاتیان عملی شد؟

کنسرت گروه عارف به سرپرستی و آهنگسازی پرویز مشکاتیان به مدت چهار شب در تالار وزارت کشور همراه با استقبال نسبتا خوب هنردوستان، جمعه گذشته به پایان رسید. این برنامه در واقع کنسرتی بود که پرویز مشکاتیان بیش از یکسال و نیم پیش قول آنرا به سایتها و وبلاگهایی که تقاضا کرده بودند “فعالیت صحنه ای موسیقی اش را ادامه دهد”، داده شده بود.

کنسرت پرویز مشکاتیان با گروه عارف از این نظر برای فعالان موسیقی در اینترنت مهم است که برای اولین بار تاثیر نوشته هایشان را در چنین سطحی در عالم حقیقی می بینند.

البته روزی که گروهی از نویسندگان و صاحبان پایگاه های مجازی موسیقی در حال برنامه ریزی برای تاسیس فهرست Sol.ir بودند و تصمیم بر این شد تا طی اقدامی هماهنگ از پرویز مشکاتیان برای دعوت دوباره به کنسرت، مطالبی نوشته شود، این گروه گمان میکردند، (با توجه به پاسخ مثبت مشکاتیان در بزرگداشت ایرج بسطامی به نویسندگان مقالات یاد شده) گروه عارف حداکثر طی سه یا چهار ماه (با توجه به ساخته های مشکاتیان در این چند سال سکوت) آماده اجرا شود ولی مشکلاتی که میان اعضای گروه پیش آمد جمع شدن دوباره “عارف” را به تاخیر انداخت.

حال این کنسرت به اجرا درآمد و مشکاتیان به قول خود در مورد اجرای صحنه ای، وفا کرد، ولی اینکه این برنامه تا چه میزان توانسته رضایت متقاضیان و نویسندگان نامه های سرگشاده و آن مقالات را جلب کند، مشخص نیست و احتمالا تا چند روز دیگر مشخص میشود. در مقاله ای که پیش رو دارید نگارنده (که خود نیز جزو گروه نویسندگان فوق بودم) درباره این برنامه و میزان موفقیت آن مینویسم:

گروه عارف در سه برنامه یاد شده از ترکیب جدیدی برخوردار بود و ورود اعضای جدید و جوان در آن توجه مخاطبان را به خود جلب میکرد، مخصوصا” فرزند نوجوان پرویز مشکاتیان، “آیین” که قرار بود در کنسرت قبلی که به خوانندگی شهرام ناظری هم به عنوان نوازنده میهمان حضور داشته باشد، در این برنامه عضو ثابت گروه بود.

آیین مشکاتیان در برنامه ای که صاحب این قلم حضور داشت (شب سوم) به شکل بی نقص و مطابق با دف نوازی ای که در بیشتر کارهای قدیم مشکاتیان شنیده بودیم، ایفای نقش کرد، هرچند اگر عضو سابق این گروه مسعود حبیبی به عنوان نوازنده دف مورد استفاده قرار میگرفت بی هیچ تردیدی دف نوازی در این برنامه بسیار قوی تر و تاثیر گذار تر بود.

در میان نوازندگان گروه عارف نوید افقه، بهداد بابایی و سیامک آقایی به تکنوازی پرداختند ولی با اینکه، هم زمان زیادی برای تکنوازی وجود داشت و هم نوازندگان جوانی که در گروه بودند از قابلیت های بالایی در تکنوازی بهره مند بودند، از هنر دیگر نوازندگان استفاده نشد.

تکنوازی سیامک آقایی با قیچک باس شبیه به برنامه گذشته بود، با این تفاوت که در قسمتهایی کم تعادلی آرشه او روی ساز نوانسها را دچار اشکال میکرد؛ تکنوازی او از متر خاصی که امروز بسیار در آثار موسیقی تلفیقی میشنویم برخوردار بود و برخلاف موسیقی ای که از سازهای کششی مانند نی و کمانچه میشنویم، کم تحریر و خلسه آور بود.

تکنوازی بهداد بابائی هم مطابق معمول نوازندگی وی، با تنوعاتی در تکنیک نوازندگی همراه بود و برخلاف دیگر تکنوازان این برنامه (به جز پرویز مشکاتیان) توانست با حال و هوای کل کنسرت همخوانی داشته باشد. بهداد بابایی با تکنیک منحصر به فرد خود در تکنوازی سه تار بارها توانایی های جالبی از این ساز را به نمایش گذاشته است، او در این برنامه کمی زخمه های خود را (که نسبت به سیر کارهای او میرفت حالت خشنی به خود بگیرد) را تلطیف بخشیده بود که میتواند این امید را به همراه داشته باشد که سعی او در ایجاد فضا های جدید و فائق آمدن بر دشواریهای سه تار، مانند بسیاری از نوازندگان، باعث غیر شنیدنی شدن نواخته های او نشود.


پرویز مشکاتیان
نوید افقه نیز که امروز مانند بهداد بابائی، در نوازندگی تنبک صاحب ابداعاتی است نیز در این برنامه بهتر از کنسرت های قبلیش ظاهر شد. در برنامه های سالهای گذشته که با همکاری افقه اجرا میشد، گاه همنوازی وی با دیگر سازها (که با استفاده از تکنیک ها و قطعاتش انجام میشد) حالتی ناهمگون و نامتجانس پیدا میکرد که در این برنامه، تقریبا چنین چیزی شنیده نمیشد و همراهی او با گروه هماهنگ و زیبا بود.

تکنوازی مشکاتیان در این برنامه هرچند مانند آثار گذشته او مانند “آستان جانان” از نظر تکنیکی و موسیقایی نبود ولی هنوز شنیدنی و زیبا بود، البته گاهی آرپژها و پاساژهای او بیش از حد به نظر میرسید.

دیگر تکنوازان این برنامه کیوان ساکت و حسن ناهید بودند که کیوان ساکت مطابق روش همیشگی خود به تکنوازی پرداخت ولی حسن ناهید که پس از سکته دیگر توانایی خود را از دست داده به هیچ وجه نتوانست در حد تکنوازی های درخشان خود در آثاری مانند “شور و ماهور” با گروه پایور، ظاهر شود. بهتر بود پرویز مشکاتیان در این برنامه پس از بیماری ایشان از نوازنده ای دیگر استفاده میکرد.

صدای حمیدرضا نوربخش هم با اینکه به عنوان یک معلم صدا سازی انتظار میرفت مواردی مانند، عدم وجود خمودگی و شارپ (sharp) بودن عضلات موثر در تولید صدا را رعایت کند، بسیار کثیف و دارای نویز زیاد بود (گاهی وقتی شروع به خواندن میکرد بعضی از حضار ناخودآگاه گلویشان را صاف میکردند!)

گروه عارف در این برنامه، از نظر تعداد نسبت به کنسرت قبلی کاهش داشت ولی همین تعداد نیز میتوانست کمتر باشد، چراکه بیشتر از نود درصد آثار یونسون بودند و این جمعیت تنها جلوه گروه و کمی هم حجم صدا را بالا میبرد.

آثار مشکاتیان در این کنسرت به عقیده نگارنده، به هیچ وجه با آثاری مانند “دستان”، “بیداد” و “افق مهر” قابل قیاس نبود و حالتی خسته کننده و کلیشه ای داشت. البته نباید فراموش کرد که نور و طراحی سن هم که مخصوصا با بخش اعظم کنسرت که در مایه دشتی بود، همخوانی جالبی نداشت به کسالت بار بودن کنسرت می افزود، به طوری که ترفند ها و شگردهای آهنگسازی مشکاتیان هم نمیتوانست تحرک لازم را به کار بدهد (به قول یکی از دوستان این برنامه مانند بیمار در حال احتضاری بود که شوک الکتریکی به آن وارد میکنند ولی قلبش به کار نمی افتد!)

رنگ قالب پوستر و سن این برنامه، رنگهای سفید (و کمی سبز) بود، پوستر هم به شکل کلیشه ای از المانهایی مانند سیم خاردار و پرنده و سرو (احتمالا آزاد!) بهره گرفته بود که البته نسبت به دیگر آثار این هنرمند معناگرا،”عباس کیارستمی” قدمی به پیش بود!

روی هم رفته پرویز مشکاتیان و گروهش، توانستند به وعده اجرای کنسرت جامه عمل بپوشانند ولی اگر به خاطر داشته باشید، دلیل درخواست این گروه از نویسندگان از ایشان، اجرای موسیقی ای بود که از مشکاتیان برمی آید نه کنسرتی که هر روز چندین نمونه از آن در تهران و شهرستانها به اجرا میرسد؛ به امید دیدن کنسرت مشکاتیان در حد نامش…

27 دیدگاه

  • احمدعلی
    ارسال شده در آذر ۱۱, ۱۳۸۶ در ۱۱:۴۶ ب.ظ

    سلام
    جناب آقای پورقناد،برخلاف نوشته های همیشگی شما در باب موسیقی(که همیشه از خوندنشان استفاده کرده ام) و البته اکثر این نوشته،مطلبی را که راجع به طراحی پوستر و مخصوصا صحنه کنسرت فرموده بودید را بر اساس یک استدلال تخصصی نیافتم.البته بنده اطلاعی از تخصص جنابعالی در هنرهای بصری ندارم ولی همانطور که ذکر کردم مطلبی که عنوان کرده بودید جز ابراز سلیقه شخصی جنابعلی نبود،و گمان میکنم سایت گفتگوی هارمونیک بر خلاف اکثر سایت های غیرتخصصی موسیقی و در کل هنری ادعا بر خط مشی دیگری دارد.که بر خلاف نظر شما بر اساس پسند شخصی افراد بسیاری من جمله نگارنده همین چند خط کاملا تحت تاثیر طراحی صحنه کنسرت قرار گرفته بودند.
    با تشکر

  • ارسال شده در آذر ۱۲, ۱۳۸۶ در ۸:۴۹ ق.ظ

    خیلی چیزهای دیگر این کنسرت عجیب بود .
    چجوری میشود بیش از دو ساعت ساز ایرانی رو بدون کوک کردن (نداشتن آنتراک ) در چنین گروه زیادی نواخت .
    بروشور کار هم که جای تعجبش سرسام اور بود .
    مانیتورهای سالن کار نمیکردند .
    قطعات فقط پاساژ بیش از حد داشتن . جای جمله بندی های معروف مشکاتیان (دود و عود – نوا مرکب خوانی – قاصدک) در قطعاتش خالی بود .
    و ……
    که شخصا در سایتم طی مطلبی برخی از آنها را ذکر کردم

  • مم طلا!!!
    ارسال شده در آذر ۱۲, ۱۳۸۶ در ۱:۴۱ ب.ظ

    به نظر من بهتر است از این به بعد فعالان عرصه اینترنت فکری به حال سطح فهم و دیدگاههای مخاطبان بکنند چون آفرینش هنر هر وقت که سفارشی یا خواهشی شد !از این بهتر نمی شود. حتماشما هم روز پنجشنبه دیدید که تماشاچیان چطور کف میزدندو فریاد میکشیدند! یک ضربالمثل ترکی میگوید که “چشمه با آب ریختن چشمه نمیشه”.شایداین چشمه(مشکاتیان)خشک شده!!! بگویید سطح فکر مردم را چطور بالا ببریم؟نقد آگاهانه و بیرحمانه … همین و همین و همین .

  • رضایی
    ارسال شده در آذر ۱۲, ۱۳۸۶ در ۴:۴۵ ب.ظ

    حیف شد که لطفی با کتاب دعای حافظ مورد علاقش دعوت نشده بود و گرنه این سیرک با تورقش به حافظ و فالش زنی هاش از این هم که بود می تونست مهیج تر بشه.ضمن اینکه موزیک رو با انواع سازهایی که می زد از حالت یونیسونی در می آورد!!!

  • کامیار
    ارسال شده در آذر ۱۲, ۱۳۸۶ در ۱۱:۱۸ ب.ظ

    همین! ساکت مثل گذشته بود ناهید مثل گذشته نبود؟!! شما را هم خریدند؟؟
    این همه حرکات مسخره که ساکت وسط اون کنسرت کرد و ندیدید؟ ریز رو اسلوموشن می کرد بعد تند می کرد ۱۰۰ بار هم این کارو کرد؟؟
    این همه ناهید پرتوپلا زد نشنیدید؟!!
    چرا محافظه کار شدید؟؟
    کار اعضای گروه چندین برابر بدتر از کیارستمی بود ولی شما فقط اسم کیارستمی رو بردی که به کسی بر نخوره!! نه آقا اینها نقد نیست قبلا بهتر بودی

  • ارسال شده در آذر ۱۲, ۱۳۸۶ در ۱۱:۱۹ ب.ظ

    سلام

    ممنون از این نقد. اما حالا که خودتان با آقای جواهری

    می نشینید و مشکاتیان را وارد گود می کنید، باید فکر

    اینجا را هم می کردید !

    اما همین که هنرمندان امروز مانند شما هنرمندان قدیم

    را نقد می کنند دو نکته مهم با ذهن می آید:

    ۱- خوشحالی از ارتقاء سطح دانش و سلیقه ی نسل جدید –

    برعکس ادعای بعضی که مدام سنگ نا امیدی به سینه می

    زنند و از آینده ی موسیقی بیمناکند.

    ۲- انتظارات از منتقدان بالا می رود و همه ی چشمها و

    گوشها منتظر آثار و اجراهای منتقدین می ماند.

    اما با این حال نقد(صبر) تلخ است، ولیکن بر شیرین

    دارد.

  • omid chamani
    ارسال شده در آذر ۱۳, ۱۳۸۶ در ۱۲:۰۸ ب.ظ

    dustane aziz aghaye pourghanad ba in maghleh be recorde 100omin maghleye lkhod dar harmonytalk residand.ja daarad be onvane ye dust va alaghemand be donyaye mosighi az zahamate ishan ghadrdani konam.omid ast ke betavand dar in arseh hamvareh paydar va mostahkam va mosammam harakat konanad.shado sarafraz basin jenabe aghaye pourghanad.

  • صبا
    ارسال شده در آذر ۱۵, ۱۳۸۶ در ۱۰:۱۷ ق.ظ

    به نظر من هم پوستر و سن خوب طراحی شده بودند و من به شخصه از اینکه می بینم به این دو مقوله در اجرا های جدید (کنسرت کامکارها، کنسرت شمس یا برنامه علیزاده)اهمیت بیشتری داده شده و همینکه لزوم “طراحی” برای صحنه حس شده خوشحالم.

  • kia.s.j
    ارسال شده در آذر ۱۶, ۱۳۸۶ در ۲:۰۲ ق.ظ

    سلام
    به جای این حرفهابرید سازتون و بزنید که در اینده یه ادمی بشید که عین خودتون از شما اراد نگیرن

  • پدرام
    ارسال شده در آذر ۱۸, ۱۳۸۶ در ۶:۱۰ ب.ظ

    متاسفانه وقتی اسم کیارستمی میادهر کس بخواد کارش رو نقد کنه پیشاپیش محکومه!!
    ضمنا اگه مشکاتیان رو با استاندارد “دستان” بسنجیم به نظرم کار ضعیفی ارائه داده.
    با انتقاد تندی که ایشون از لطفی کرده بود انتظارات بیشتر بود.

  • رسول
    ارسال شده در آذر ۱۹, ۱۳۸۶ در ۱۰:۴۸ ق.ظ

    مطالب خوبی بود.
    به نظر منم کنسرت اخیر چنگی به دل نمیزد.
    با این حال باز هم باید به آینده امیدوار بود

  • هيرش
    ارسال شده در آذر ۲۱, ۱۳۸۶ در ۹:۵۹ ق.ظ

    با سلامو خسته نباشید.
    لطفا انقدر مغرضانه نقد نکنید نقد باید فنی باشد نه احساسی. یک مقدار در نوع و شیوه آهنگسازی آقای مشکاتیان تحقیق میکردید بعد در مورد اونیسون بودن یا غیره نظر میدادید. آیین هم به مراتب بهتر و با شعورتر از مسعود حبیبی ساز زد فقط چون پسر مشکاتیان بود گیر بی مورد دادید. سعی کنید هنرمندان را تشویق کنید نه تخریب . اوضاع موسیقی همینطور نا به سامان هست شما دامنه نا بسامانی را بیشتر نکنید.

  • پدرام
    ارسال شده در آذر ۲۵, ۱۳۸۶ در ۱:۱۵ ق.ظ

    جناب هیرش خان.
    خود شما به صورت فنی استدلال کردید یا احساسی؟ آیا شما دلایلی هم در جهت اثبات گفته هاتون آوردین؟(مثلا در مورد با شعور یا بی شعور بودن نوازنده ملاکی هم معرفی کردین؟)شما که نویسنده رو محکوم کردید بهتر بود نتایج تحقیقاتتون رودر باره ی اونیسون بودن یا غیره در سبک آهنگسازی مشکاتیان ارائه میدادید.

  • سیما
    ارسال شده در آذر ۲۵, ۱۳۸۶ در ۱:۲۵ ق.ظ

    شکسته شدن تابو های ذهنی کار رنج آوریه.بهتر اینه که از ابتدا کسی رو بت نکنیم که بعدا خودمون جرات نقد کردنش رو نداشته باشیم.
    کنسرت مشکاتیان چشم انداز روشنی برای آینده ی موسیقی ایران به دست نمیداد.هر چند خدمات ایشان در ارتقای موسیقی ایرانی غیر قابل انکاره.

  • هيرش
    ارسال شده در آذر ۲۷, ۱۳۸۶ در ۴:۰۰ ب.ظ

    با سلام پدرام عزیز

    شما در صحبتتون از هنرهای تجسمی انتقاد کردید نه موسیقی.بهتره که موسیقی گوش بدید و موسیقی کار کنید. اگر کنسرتی از شما برگزار شد اون موقع شروع به انتقاد کنید. کسی که انتقاد می کنه باید دستی در کار داشته باشه نه کنار گود بشینه و ….

  • هيرش
    ارسال شده در آذر ۲۷, ۱۳۸۶ در ۴:۰۱ ب.ظ

    سابقه کاری هر کسی شعور اونو نشون میده .

  • نیما
    ارسال شده در آذر ۲۷, ۱۳۸۶ در ۷:۲۸ ب.ظ

    آقای هیرش شما با سابقه ای که نداری شعور لازم رو برای نقد کردن این نویسنده که خودش نوازندس رو نداری!! {با توجه به فرمایش خودت!}چرا پس اینجا در افشانی کردید؟!؟

  • پدرام
    ارسال شده در آذر ۲۸, ۱۳۸۶ در ۱:۲۷ ق.ظ

    جناب هیرش عزیز
    اولا اگه مطالب بنده رو با دقت خونده باشی من اصلا در باره ی هنر های تجسمی حرفی عنوان نکردم.در مورد اتوریته (یا به قول سیما خانم تابو) بودن “اسم” آقای کیارستمی نظر دادم.
    دوما ملاک شعور هنرمند را سابقه ی کاری معرفی کردی.با این حساب شخصی که اولین اثر هنری خودش رو ارائه میکنه (به دلیل عدم سابقه)بی شعوره.ضمنا آیا از آئین مشکاتیان سوابق هنری درخشانی سراغ داری؟(که میگی از حبیبی با شعور تره؟)
    سوما شما آیا از پیشینه ی اجرایی بنده خبر داری که میگی (اگه کنسرتی از من برگزار شد)؟

  • هیوا
    ارسال شده در آذر ۲۸, ۱۳۸۶ در ۱:۳۱ ق.ظ

    راستش من تا حالا فکر میکردم مشکل من بوده که با کار ارتباط برقرار نکردم چون خیلی هم با ذوق رفتم بلیط گرفتم.ولی حالا میبینم مثل اینکه خیلی ها با من موافق هستن

  • هيرش
    ارسال شده در آذر ۲۸, ۱۳۸۶ در ۹:۵۳ ق.ظ

    برادر نیمای عزیز شما جوزده نشو ایرانی عزیز با فرهنگ غنی ۲۵۰۰ ساله.
    ۱-لطفا به جای طرفداری بیجا درست مطالب را بخوان.
    ۲-سنگ خودتان را به سینه بزنید.
    ۳-لطفا چند ار از فراوان کارهای ایشان را معرفی کنید تا ما هنرجویان نیز مستفیض شویم.
    موفق باشید.

  • محمد
    ارسال شده در آذر ۲۹, ۱۳۸۶ در ۱۲:۳۶ ق.ظ

    من شب اول کنسرت رو دیدم.چیزی که تا حدی حس کردم همسو نبودن ارکستر و به عبارتی عدم وحدت بین نوازنده ها بود.خصوصا تکنوازیها که انگار هر کسی از یه فضای متفاوت حدیث نفس میگفت.دقیقا مثل یه سناریویی که دیالوگهای بی نظم و پریشان داشته باشه. بیشترین نمود این قضیه در تکنوازی تار آقای ساکت بود.

  • اسماعیل بحرایی
    ارسال شده در بهمن ۱, ۱۳۸۶ در ۴:۱۱ ب.ظ

    سلام سجاد جان.
    در مورد نی استاد ناهید منم با هات هم عقیده هستم……راستی کسی تو نست صدار سنتور آقای جواهری رو بشنوه…….اگه شنیدید به ما هم خبر بدین………
    موفق باشی.

  • داریوش
    ارسال شده در بهمن ۵, ۱۳۸۶ در ۱:۲۴ ق.ظ

    به قول خود آقای مشکاتیان که در مورد لطفی گفته بود نسبت به دهه پنجاه عقب گرد داشته است خود ایشان نسبت به دهه شصت عقبگرد داشته است. کنسرت واقعا تکراری ،ملال آور وخسته کننده بود و حرفی برای گفتن نداشت.حتی برای من که بلیط مفتی گیرم آمد!برای کسانی که ۲۵۰۰۰ تومان دادند از خداوند منان طلب صبر جمیل دارم!اگر کسی به اقای مشکاتیان لینک دارد حتما پیغام مرا به ایشان برساند

  • ارسال شده در مهر ۳۰, ۱۳۸۷ در ۴:۰۳ ب.ظ

    استاد برای من یه خدا هستی

  • ارسال شده در دی ۲, ۱۳۸۷ در ۱:۵۸ ب.ظ

    درود برهمه : اگرچه مدت زیادی از این بحث و کنسرت آقای مشکاتیان میگذرد ولی من با توجه به اینکه تمام نظرات رت خواندم با اجازه دوستان عرض میکنم نظر هر شخص برای خودش و دیگران محترم است وحتما رد نظر یا نقد نظر هم با احترام جایز است . من روزی از آقای لطفی سوال کردم آقا چرا کارهای جدید چنگی به دل نمی زند وانگار آنچنان که باید قوی نیست ایشان گفتند: به نظر من انتظار شما بالا رفته و تو نسبت به گذشته قوی تر شده ای . حالا عرض میکنم کسانی که این کنسرت برایشان ضعیف بوده باید بهشون تبریک گفت که قوی تر شده اند . اماباید عام تر نظرسنجی کرد نه کار را بطور خاص تضعیف کرد . براستی نظر خود آقای مشکاتیان هم این است که کار ضعیف بوده؟ موسیقی برای عموم مردم است وباید دید واکنش عامه دوستداران مشکاتیان چیست؟ من و شما یقینا دستان و بیداد و آستان جانان را زمانی شنیده ایم که در این حد نبوده ایم . بچه هم که بودیم ارتفاع دو متری برایمان پرتگاه بزرگی بود.امروز برای اهل فن وبخصوص نوازندگان جوان خلق یک اثر که بتواند همان دگرگونی ۲۰ سال پیش را ایجاد کند مشکل است . اگر اقبال عمومی کم باشد کنسرت بعدی استقبال کم خواهد بود . باید منتظر باشیم… با سپاس

  • به یاد پرویز
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۵, ۱۳۸۹ در ۱:۲۳ ب.ظ

    آسوده بمیرید
    دیگر مشکاتیانی برای نواختن نیست

  • ناشناس
    ارسال شده در خرداد ۵, ۱۳۹۱ در ۳:۳۸ ب.ظ

    سکوت سرشارازناگفته هاست وسکوت مشکاتیان ناگفته هاداشت اگرچه سازش پرازگفته هاست

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

شیدایی تار (II)

وی در جریان انقلاب اسلامی از سمتهای خود استعفا کرد و به مردم انقلابی پیوســت و ســاخته ها و نواخته های او با صدای محمدرضا شــجریان و شــهرام ناظری در نوک پیکان انقلاب قرار گرفت و امروزه به عنوان یک خاطره ملی در اذهان مردم باقی است. لطفی در مورد ساخته معروف خود، سپیده (ایران ای ســرای امید)، می گوید: «وقتی در دستگاه ماهور شروع به کار کردم طبق روال آواز از منطقه بم شــروع شد ولی هر کاری که می‌کردیم، می دیدیم جور درنمی آید. پس از مدتی قرار شد آقای شجریان از اوج بخواند و خیلی خوب درآمد. در آن روزگار جامعه ایرانی یکپارچه شور و هیجان بود، ما هم که از جامعه دور نبودیم و با مردم همصدا بودیم.

تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (II)

من این نوع دیدگاه گسترش هارمونی را در هفت متد اصلی دسته بندی و خلاصه می کنم که در جای خود در باره ی هر کدام صحبت می کنم. این متد ها عبارتند از:

از روزهای گذشته…

لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (II)

لطفی، نظریه پرداز-پژوهشگر (II)

آثاری که تحت عنوان نظریه‌پردازی و پژوهش از وی در کتاب سال شیدا منتشر شده حول دو محور اصلی متمرکز است. این دومحور که هر دو به گفته‌ی خودش در سال‌های دهه‌ی ۱۳۵۰ (۲) شکل گرفته نوشته‌های وی را به دو قسمت تقسیم کردهاست هر چند که جهان‌بینی لطفی در هر دوی آن‌ها به یک شکل خودنمایی می‌کند. یکی از دو محور اصلی توصیف-تشریح متفکرانه‌ی بخش‌هایی از موسیقی دستگاهی است که پیش از نوشته شدن مقالاتش در فرهنگ شفاهی در مورد آن‌ها نکاتی وجود داشته اما به دقت مورد بررسی قرار نگرفته بود (۳) و دیگری پرداخت نظریه‌ای برای توضیح روابط موسیقی دستگاهی است.
قدر و منزلت یک موسیقیدان

قدر و منزلت یک موسیقیدان

بتهوون زمانی پای به عرصه هستی نهاد که تقدیر روزگار بصورت کاملا” عجیب و مرموزی افراد نابغه و تاثیر گذار تحویل جامعه می داد از ناپلئون جاه طلب گرفته تا گوس ریاضی دان، از میشل فارادی، جیمز وات و آندره آمپر فیزیکدان ولاپلاس ریاضی دان گرفته تا ژان ژاک روسو نویسنده و محقق یا آدام اسمیت تئوریسین بزرگ اقتصادی و … در این میان قرعه بنام بتهوون افتاد که در این دوران پای به روی زمین بگذارد و بانی بسیاری تحولات در دنیای هنر موسیقی باشد.
گزارشی از همایش “نگرشی نو به ساختار ساز نی”

گزارشی از همایش “نگرشی نو به ساختار ساز نی”

همایش”نگرشی نو به میراث ساختار ساز نی” که چندی پیش در سالن آمفی تئاتر سازمان میراث فرهنگی کشور با همکاری علیرضا قندریز(دبیر انجمن های میراث فرهنگی) و با همت انجمن دوستداران فرهنگ و هنر ایران و سایت www.HarmonyTalk.com و با حضور اساتید وصاحب نظران موسیقی و به بهانه ارائه گزارشی از ۴۰ سال تلاش دکتر حسین عمومی در راه تکامل سازهای موسیقی ایرانی برگزار شده بود.
هرآنچه که باید درباره “ریورب” بدانیم (III)

هرآنچه که باید درباره “ریورب” بدانیم (III)

یکی از نمونه های فراوان و معمول ریورب، نوع سالن (Hall) است. این نوع ریورب شبیه سازی مشخصی از یک سالن بزرگ است که به راحتی با اندکی تغییر قابل استفاده برای تمامی اعضای ارکستر می باشد، به طوری که حتی کوچکترین عضو ارکستر به خوبی شنیده شود. ضروریست تا بدانیم که سالن های کوچک از اتاق های کوچک همچنان صدایی بزرگتر تولید می کنند.
نخستین «کارشناس موسیقی» در دادگستری

نخستین «کارشناس موسیقی» در دادگستری

در میان هنرمندان دنیای موسیقی هم مانند رشته‌های دیگر که به ویژه با قشر گسترده‌ای از مردم سرو کار دارند اختلاف‌ها و جر و بحث‌ها بر سر مسایل گوناگون کم نبوده است. در همین ایران خودمان یا در بین هنرمندان ایرانی در خارج، شاید بارها شنیده باشید که گفته شود شعر یا موسیقی فلان اثر از شخص دیگری بوده و به نام شخص دیگری معرفی شده؛ یا پروژه‌هایی که در میانه‌ی راه به خاطر اختلاف هنرمندان به پایان نرسیده‌اند.
پرآرایش و رامش و خواسته (IV)

پرآرایش و رامش و خواسته (IV)

زهی ها دیگر نقش فضا سازی و زمینه سازی برای مضرابی ها را ایفا نمی کنند. جملاتی که برای آنها نوشته می شود دارای کاراکتر کششی است و این مساله ای است که در جای جای سیمرغ نمود می یابد. به همان اندازه که سازهای مضرابی تاثیر گذارند، کششی ها هم (گاه بیشتر) اهمیت پیدا می کنند. مضرابی ها و زهی – کششی ها یک ملودی را با هم نمی نوازند و شخصیت یافته اند و تصور این که هر یک از قسمت های موسیقی، توسط گروه دیگری از سازها نواخته شود غیر منطقی به نظر می رسد.
منتشری: هر استادی از طریق شاگردانش مشهور می گردد

منتشری: هر استادی از طریق شاگردانش مشهور می گردد

در سال ۵۹، وقتی به عیادتش در بیمارستان ایرانشهر رفتم، گفت که مرا بی سر و صدا دفن کنید و من به استاد گفتم که نگران چه چیزی هستید زیرا تاریخ قضاوت می کند که چه کسی به این کشور خدمت کرده است و چه کسی خیانت کرده است. در هنگام دفن ایشان ما ۵ نفر بودیم که زیر جنازه را گرفتیم. بعد از ۲۰ سال، آقای نصیری فرد کتاب زندگی نامه او را منتشر کرد و عکس استاد با ساز روی جلد آن بود. این نشان می‌دهد که تاریخ قضاوت خود را انجام داد و کشور خدمتگزاران خود را فراموش نمی کند.
زوموزیکولوژی

زوموزیکولوژی

Zoomusicology یکی از شاخه های موزیکولوژی و جانورشاسی میباشد. این شاخه به بررسی موسیقی در میان حیوانات میپردازد که میتوان به دو عنوان تبدیل شود : ۱- تاثیر موسیقی بر حیوانات ۲- صوت و نقش آن در ارتباط ما بین همنوعانشان.
قضیه از این قرار است (I)

قضیه از این قرار است (I)

اگر رادیو با آن قدمت هشتاد ساله اش در ایران و تلویزیون با آن قدمت شصت و اندی ساله اش ادعای نجابت، پاکی و صداقت می کنند و می بینیم که گاه جور دیگری از آب در می آید، چه معامله ای با آن خواهیم کرد؟ دشنامش می دهیم یا پوزخند می زنیم و می گذریم؟ قبل از این که به پاسخ این پرسش ها پی برده باشم، فقط این را می دانم که هر دو (رادیو و تلویزیون) به برخی از ما نارو زده اند و البته این سرگذشت آن نارویی است که من پس از ماه ها سکوت می نویسمش. می نویسم و اگر علاج نکند، حداقل روشن خواهد کرد.
یادی از استاد حسینعلی ملاح‌

یادی از استاد حسینعلی ملاح‌

در ژورنال گفتگوی هارمونیک، بارها مطالبی از زنده یاد حسینعلی ملاح خوانده اید. این مطالب به خاطر اهمیت شان از مجلات قدیمی به روی سایت قرار می گیرند. برای آشنایی شما با این نویسنده و موسیقیدان فقید، مطلبی از زنده یاد علی تجویدی که به مناسبت درگذشت ایشان در مجله «کلک» شماره ۲۹ و در تاریخ مرداد ۱۳۷۱ نوشته شده، میخوانید.