فلورنس فاستر جنکینز (I)

فلورنس فاستر جنکینز در لباس فرشته الهام
فلورنس فاستر جنکینز در لباس فرشته الهام
در پاییز سال ۱۹۴۴، اعلام شد که فلورنس فاستر جنکینز (Florence Foster Jenkins) قصد دارد آواز خود را در تالار ارزشمند و “مقدس” کارنگی هال (Carnegie Hall) نیویورک سر دهد. جهان موسیقی بلافاصله از هیجانی نادر پر شد. بلیطهای کنسرت تا چندین هفته متوالی پیش فروش شد و قیمت آنها تا ۲۰ دلار برای هر بلیط (در سال ۱۹۴۴!) افزایش یافت.

این رسیتال نقطه اوج دوران حرفه ای نامتعارف بانو جنکینز محسوب میشد. زیرا ناتوانیهای خانم جنکینز در مقام یک هنرمند، برای خود از اهمیت فوق العاده ای برخوردار بود.

صدای کلراتورا سوپرانوی (coloratura soprano) کم دامنه او حتی در حد متوسط هم نبود بلکه “افتضاح” بود!

audio file بشنوید قسمتی از اجرای جنکینز را

او در واقع جیغ می کشید و در بهترین حالت صدایی مانند قد قد داشت و خارج می خواند؛ درک او از ریتم بسیار متزلزل بود. در هنگام اجرای نتهای بسیار بالا، صدایش به کلی ناپدید می شد و شنوندگان را در انتظار شنیدن نتهایی باقی می گذاشت که حنجره اش اصلا توان اجرای آن را نداشت.

خانم جنکینز در طی سه دهه فعالیت هنری عجیب و غریب خود تکه های نیشدار و نقدهای متعددی دریافت کرد. اما با وجود همه اینها وی در میان همقطاران خود از محبوبیت بی اندازه ای برخوردار بود. بسیاری از موسیقیدانان برجسته جهان از جمله انریکو کاروزو (Enrico Caruso) یکی از برجسته ترین خوانندگان تنور تاریخ اپرا، نسبت به او با علاقه و احترام فراوان رفتار می کرد.

شنوندگان اجراهای او به وی می خندیدند، آنقدر که اشک از چشمانشان سرازیر می شد، تا حدی که مجبور می شدند دستمال های خود را برای جلوگیری از غرش خنده در دهان خود بچپانند، اما خانم جنکینز هرگز مایوس نمی شد. حتی زمانی که یک ترانه با تشویقهای پر سر و صدا دچار وقفه می شد (شنوندگان گاهی در زمانی که صدا به حد یک جیغ گوشخراش می رسید، کف زده و فریاد احسنت سر می دادند)، بانو جنکینز به سادگی لبخند زده و تعظیم می کرد.

هرچند خانم جنکینز از دارایی ها و توانایی های صوتی بی بهره بود، اما بدون شک زنی جالب و منحصر به فرد بود. او با نام فلورنس فاستر، در خانواده ای با پدری بانکدار و بسیار پایبند آداب و رسوم در پنسیلوانیا متولد شد. همانطور که برای دخترانی در چنین موقعیت اجتماعی و در دوران آداب دانی ملکه ویکتوریا مرسوم بود، فلورنس به یادگیری موسیقی پرداخت. کار حرفه ای او در سن ۸ سالگی و اجرای یک رسیتال پیانو در فیلادلفیا آغاز شد. وی در ۱۷ سالگی اعلام کرد که موسیقی را به عنوان حرفه خود انتخاب کرده و قصد دارد برای رسیدن به این هدف، به خارج از کشور برود. اما پدر وی که از دسته مردان معتقد به لزوم خانه نشین بودن زن و رسیدگی به امور خانه و فرزند بود، از پرداخت هزینه سفر وی سرباز زد.

فلورنس برای این مشکل راه حلی پیدا کرد و همراه با پزشک جوانی به نام فرانک تورنتون جنکینز (Frank Thornton Jenkins) به فیلادلفیا گریخت. اما این ازدواج با خوشبختی همراه نبود و آنها در سال ۱۹۰۲ از یکدیگر جدا شدند. سپس او که از سمت پدر همچنان مورد غضب قرار داشت برای امرار معاش به تدریس و نواختن پیانو پرداخت.

در سال ۱۹۰۹ پدر فاستر درگذشت و مشخص شد که قبل از مرگ در مورد فلورنس تغییر عقیده داده و سهم قابل ملاحظه ای برایش به ارث گذاشته بوده است. با این ارثیه، زندگی حرفه ای فلورنس دچار تحول شد. به گفته سنت کلر بیفیلد (St. Clair Bayfield) که بیش از ۳۶ سال مدیر برنامه های او بود:” معلم آواز فلورنس یکی از ستارگان بزرگ اپرا بود. اما تنها یک نفر در دنیا هست که نام او را میداند” و به خود اشاره میکرد.

در سال ۱۹۱۲، بانو جنکینز به هزینه خود اولین کنسرت خود را به اجرا درآورد. در ابتدا، او تنها در شهرهای اصلی چون نیوپورت (Newport)، واشینگتن (Washington)، بوستون (Boston) و ساراتوگا اسپرینگز (Saratoga Springs) برنامه اجرا میکرد و به زودی حلقه ای از هواداران باوفا و زنان سطح بالای اجتماع و البته از نظر موسیقایی ناشنوا، به دور او جمع شدند. انرژی فلورنس مثال زدنی بود. او باشگاه هواداران وردی (جیوزپه وردی، آهنگساز شهیر ایتالیا) را تاسیس کرد و شخصا به مدیریت و حمایت از آن پرداخت.

به علاوه، او مجامع موزیکال خیریه متعددی را به نفع سازمانهای زنان، راه اندازی کرد. مادام جنکینز نشان داد که برای اجرای این برنامه ها، مدیری زیرک و مبلغی باهوش است. اکثر برنامه های تحت مدیریت وی توانستند بهره مالی بسیار خوبی داشه باشند، شاید به این دلیل که یکی از برنامه های خاص هر مجمع، اجرای موسیقی توسط خود او بود. منافع مالی رسیتالهای خصوصی و همچنین مقادیر زیادی از ثروت شخصی او، معمولا به هنرمندان جوان و تنگدست اختصاص داده میشد. به گفته بیفیلد “او تنها به شاد کردن دیگران فکر می کرد.”

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «اپرای رستم و سهراب»

رستم و سهراب، این تراژیک‌ترین قله‌ی حماسه‌های فارسی را لوریس چکناوریان به هیات اپرایی درآورده و برای دومین بار منتشر کرده است. اجرای پیشین (ضبط سال ۲۰۰۰) را انتشارات هرمس سالی پس از ضبط منتشر کرده بود. این اجرای تازه با تکخوان‌هایی متفاوت (و به همین دلیل با لهجه‌ی برآمده از آواخوانی و تاکید متفاوت) و البته همان ارکستر و کر و احتمالا رهبری خود آهنگساز، گویا نسبت به اجرای پیشین نسخه‌ای دگرگون شده است (۱).

تاریخ ادبیات عالمانه در موسیقی (II)

در نوشته‌های فارسی امروزی وقتی حرف از ادبیات و موسیقی به میان می‌آید عادت کرده‌ایم دنبال تحقیقاتی برویم که عمدتاً در پی رد پای اصطلاحات موسیقایی در آثار ادبی به مفهوم هنری آن هستند اما این کتاب از آن نوع نیست. در مقام مقایسه کتاب فلاح‌زاده کم و بیش رویکردی معکوس در پیش می‌گیرد و دگرگونی‌های ادبی متن‌های تخصصی موسیقی را در کانون توجه می‌آورد و تطور زبان آنها را بررسی می‌کند.

از روزهای گذشته…

Sonny Boyاسطوره سازدهنی بلوز(II)

Sonny Boyاسطوره سازدهنی بلوز(II)

در نوامبر سال ۱۹۴۱ Sam Anderson رادیو KFFA را که نخستین رادیوی محلی در هلنا بود تاسیس کرد. تا قبل از آن مردم هلنا، رادیوی محلی نداشتند و تنها برنامه های رادیوی Memphis را دریافت می کردند. با پشتیبانی یک شرکت مواد غذایی به نام Interstate Grocery Company که محصولاتش را با نام تجاری King Biscuit به بازار عرضه می کرد، سانی بوی توانست در دسامبر آن سال در یک برنامه رادیویی با نام King Biscuit Time (KBT) به اجرای زنده بلوز بپردازد.
گفتگو با دو تن از برندگان مسابقه ویولون تهران

گفتگو با دو تن از برندگان مسابقه ویولون تهران

به احتمال قوی اولین مسابقه ویولون تهران (مسابقه غیر دولتی) مسابقه ای است که به همت کیوان میرهادی و داوری او به همراه مازیار ظهیرالدینی نوازنده چیره دست ویولون در آخرین روزهای سال گذشته یعنی هفته سوم اسفند ۸۸ برگزار شده است. از نظر اطلاع رسانی این مسابقه از شرایط ویژه ای برخوردار بود که در حوزه موسیقی اتفاق قابل توجهی است؛ این مسابقه از طریق تلویزیون (شبکه چهار) هم به صورت زیر نویس معرفی میشد. در روزهای پایانی سال به صورت بسیار فشرده کیوان میرهادی برگزاری این مسابقه را صورت داد (در حالی که مادر ایشان روزهای آخر زندگی را سپری میکرد و این مشکل هم به مشکلات بیشمار برگزاری چنین برنامه هایی افزوده شده بود)
پنجمین جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی در فرهنگسرای ارسباران اجرا می شود

پنجمین جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی در فرهنگسرای ارسباران اجرا می شود

پنجشنبه، ۲۳ اردیبهشت ماه سال جاری ساعت ۱۸، با حمایت موسسه فرهنگی هنری رادنواندیش و فرهنگسرای ارسباران، پنجمین جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی در فرهنگسرای ارسباران اجرا می شود. در این دوره از جشنواره ۴ رشته در بخش اصلی و جنبی به رقابت می پردازند و نیز سایت و وبلاگ موسیقی برگزیده سال نیز به انتخاب داوران معرفی می شوند. در شب اجرای جشنواره، ۴ گروه موسیقی به اجرا خواهند پرداخت.
آیا وزیری به موسیقی ایران خیانت کرد؟

آیا وزیری به موسیقی ایران خیانت کرد؟

نوشته پیش رو نقدی است بر بخشی از نظرات مرحوم آقای دکتر محمد مددپور (زادهٔ ۱۳۳۴ در بندر انزلی – درگذشتهٔ ۱۳۸۴)، نویسنده و فلسفه‌دان معاصر که در مجله مقام موسیقایی منتشر گردید.
بدفهمى از مدرن (II)

بدفهمى از مدرن (II)

طبعاً این آگاهى وجود دارد که اندیشه ها نمى توانند نقش یک کالا را ایفا کرده و نمى توانند به عنوان یک ثروت خانوادگى محسوب شوند. به محض اینکه ایران وارد بازار جهانى شده، با تکنولوژى غربى آشنا شده و در این داد و ستد رشد بازار صنایع اش را در رقابت شکل داده و برخى را نیز از دست مى دهد. لذا با نوعى از آن تفکر هم روبرو مى شود و درون روندگى فرهنگى را آغاز مى کند ، طبعاً متأثر مى شود، تأثیر مى گذارد، رقابت مى کند و بخشى از اصالت ها را نیز از دست مى دهد. سال ها پیش ایران یکى از صادرکنندگان پنبه در جهان به حساب مى آمده که امروز دیگر این چنین نیست.
منبری: پایور بود که کار متفاوتی ارائه کرد

منبری: پایور بود که کار متفاوتی ارائه کرد

همینطور است. در موسیقی ما آهنگسازانی که خواسته اند توانایی آهنگسازی ایرانی شان را نشان بدهند، در مقامهای خاصی مثل دشتی مانور داده اند. چون دشتی فواصلی دارد که امکان استفاده از برخی دیزونانس ها و آکوردها را به آهنگساز می دهد. حتی آقای مشایخی که با موسیقی ایرانی و ردیف بطور تخصصی آشنا نیست در دشتی می تواند مانور دهد. اما اگر بخواهیم از ردیف در کمپوزیسیون مان استفاده کنیم، همه گوشه ها برای کار مناسب نخواهند بود.
مروری بر آلبوم «خداوند رخش»

مروری بر آلبوم «خداوند رخش»

۴۴ قطعه‌ی کوتاه موسیقی «خداوند رخش»، علاوه بر آن‌که همراهِ ۱۰ فصل روایت‌خوانی امیرحسین ماحوزی آمده‌ است، در یک سی‌دی جداگانه نیز پشت سر هم ردیف شده. با این کار، آهنگساز که خود ناشر اثر نیز است، به موسیقی‌هایی که اغلب به‌عنوان تیتراژ یا اینترلود (۱) ساخته شخصیتی مستقل بخشیده است. او از مخاطبش خواسته تا موسیقی‌ها را فقط از آن حیث که موسیقی‌اند، نیز بشنود. پس شایسته است چنین کنیم. و سپس بپرسیم؛ چه در این قطعه‌های موسیقی نهفته است که خواسته‌ی آهنگساز را معنی‌دار کند؟ جواب این است؛ اغلب هیچ.
اطلاعیه چهارمین دوره مسابقه  گیتار کلاسیک تهران مرداد و شهریور ۸۷

اطلاعیه چهارمین دوره مسابقه گیتار کلاسیک تهران مرداد و شهریور ۸۷

مسابقات گیتار کلاسیک تهران مرداد و شهریور ماه ۱۳۸۷ برگزار میشود. این چهارمین دوره مسابقات گیتار کلاسیک تهران می باشد. متن اطلاعیه این مسابقه به شرح زیر است:
منا: از دوره سلامت رضا محجوبی، اثری در دسترس نیست

منا: از دوره سلامت رضا محجوبی، اثری در دسترس نیست

رضا محجوبی در واقع بر نوازندگان بعد از خودش هم موثر بوده است مثلا در نوازندگی استاد پرویز یاحقی؛ در واقع در دو صفحه که باعث اشتهار ایشان بود، استاد یاحقی دو اثر از رضا محجوبی اجرا کرده اند و در نوبت های اول انتشار نوشته شده است: «به یاد رضا محجوبی» و در واقع آثار، ساخته رضا محجوبی هستند که توسط پرویز یاحقی بازنوازی شده اند؛ البته با تغییراتی به سلیقه خودشان ولی ملودی از رضا محجوبی است. به نوعی این موسیقیدان در عین نبوغ و در واقع مایه ای که داشته اند، مهجور مانده و یک دلیل بخاطر جنونی است که به ایشان عارض می شود و کسالت روحی که بوجود می آید و بعد از یک دوره درمان و گذشت یکی دو سال، متاسفانه این بیماری ایشان را تا آخر عمر درگیر می کند، بعد در همان حدود سال های ۱۳۰۶، صفحاتی که از موسیقیدان های مختلف به جا مانده به وفور در ابتدا یا انتهای کارها، اثری از رضا محجوبی بازنوازی شده است و این نشان می دهد که او چقدر محبوبیت داشته حتی در لوح فشرده همراه کتاب دوم، یک نمونه فنوگراف هست (و توضیح اینکه فونوگراف قدیمی ترین سیستم ضبط صدا است که روی استوانه های مومی صدا را در طول مدت ۲ تا ۳ دقیقه ضبط می کرده و اختراع ادیسون بوده است) نمونه ای وجود دارد مربوط به سال ۱۳۰۶ که خواننده ای اثری را دارد زمزمه می کند که آن هم ملودیش از رضا محجوبی است و نشان می دهد که چقدر آثار رضا محجوبی در دوره خودش مقبول و محبوب بوده است ولی خوب طرز زندگی ایشان و سرانجام زندگی ایشان که به جنون می رسد، شاید که سایه می ندازد به آن همه آثار زیبا که خلق کرده و کمتر باعث درخشش و شنیده شدن نواخته هایش شده است.
مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (I)

مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (I)

سنت عودنوازی در تاریخ موسیقی کلاسیک ایران، بر خلاف کشورهای همجوار، منقطع بوده‌است. حدود هفتاد سال پیش، زمانی‌که نسخه‌های دست‌نویس اتودهای محی‌الدین تارگان در کشور ترکیه دست‌به‌دست می‌شدند، سال‌ها و بلکه قرن‌ها بود که «عودنوازی» در ایران به یک سنت مهجور بدل شده‌بود. با این‌حال در دهه‌های گذشته، عود و عودنوازی، در ایران نیز مجدداً با اقبال مواجه شده و به‌ویژه در سالهای اخیر، چه به لحاظ فنی و تکنیکی و چه از نظر تعداد نوازندگان، رشد قابل ملاحظه‌ای داشته‌است. با وجود این، متأسفانه هنوز متد آموزشی استانداردی برای عود در موسیقی ایران نگاشته نشده و تنها تلاش صورت گرفته نیز گذشته از اینکه در معرفی کارگان موسیقی ایران ضعف دارد، از نظر فنی به ویژه در انگشت‌گذاری‌ها دارای ایراداتی‌ بنیادی است.