تدسکو آهنگساز یهودی گیتار

مايرو تدسکو
مايرو تدسکو
مایرو تدسکو (Mario Castelnuovo-Tedesco) آهنگسار شهیر ایتالیایی در آوریل سال ۱۸۹۵ در شهر فلورانس ایتالیا چشم به جهان گشود. در خانواده ای ثروتمند که بانکداران بزرگی در کشورشان بودند. اولین کسی که وی را با پیانو آشنا نمود مادرش بود و اولین قطعه اش را در سن نه سالگی ساخت. بعد از کامل کردن مهارتهایش در نوازندگی در زمینه پیانو در سال ۱۹۱۴ وی شروع به فراگیری اصول آهنگسازی زیر نظر آهنگساز و پیانیست ایتالیایی Ildebrando Pizzetti نمود و توانست دیپلم آهنگسازی را در سال ۱۹۱۸ دریافت نماید.

ساخته های تدسکو جوان بسرعت مورد توجه یک آهنگساز و پیانیست به نام Alfredo Casella قرار گرفت و قطعات وی را در رپرتوار اجرایی خود جای داد. Casella مطمئن بود که قطعات این آهنگساز جوان بزودی بعنوان یک رپرتوار برجسته در سرتاسر اروپا مطرح خواهد شد. تدسکو نیز بهمراه وی در اولین فستیوال بین المللی موسیقی معاصر در سالزبورگ اتریش و در سال ۱۹۲۲ شرکت نمود.

در سال ۱۹۶۲ اولین اپرای خود با نام La Mandragora را آفرید و این اپرا اولین کار از آثار وی بود که تحت تاثیر اشعار قوی قرار گرفته بود که شامل برداشت هایی از آثار شعرایی چون :
Aeschylus, Virgil, John Keats, William Wordsworth, Walt Whitman, Federico García Lorca و بالاخص William Shakespeare بود.

در سال ۱۹۳۱ به درخواست ویولنیست برجسته یاشا هایفتز (Jascha Heifetz) وی کنسرتو شماره ۲ ویلون را برایش نوشت. تدسکو این اثر را روزهای شکوه و جلال گذشته مینامید. شاید یکی دیگر از عواملی که در آثار وی تاثیر گذار بود مذهب بود. در آن دوران فشار زیادی بر یهودیان اروپا وارد بود و تدسکو با اینکه فردی متمول بود اما اندوه و رنجهایی را از این بابت در روح و روان خود حس مینمود بر آثارش نیز رخنه کرده بود.

audio file بشنوید دوئتی از تدسکو را

در سال ۱۹۳۱ و در فستیوال بین المللی Contemporary Music در ونیز ایتالیا وی گیتاریست شهیر آن زمان یعنی آندرس سگوویا ( ملقب به پدر گیتار کلاسیک) را ملاقات نمود. این ملاقات باعث شد تدسکو کنسرتویی باعنوان Guitar Concerto no. 1 را بنویسد و اولین قطعه ای بود که برای گیتار ساخت هر چند باید بدانیم بعد از آن بیش از صد ها قطعه برای گیتار نوشت و توانست نام خود را بعنوان یکی از آهنگسازان فعال گیتار کلاسیک مطرح نماید.

اما دوران آسایش تدسکو نیز دچار دگرگونی شد. بدلیل داشتن تفکرات فاشیستی دولت آن زمان ایتالیا با برنامه ای از پیش تعیین شده در زمینه فرهنگ و هنر و جلوگیری از فعالیت و نفوذ یهودیان موزیسین، فعالیتهای هنری تدسکو نیز در رادیو (و اجرای آثارش توسط دیگران) ممنوع شد. این قانون جدید موجب شد تا وی به فکر ترک ایتالیا بیفتد.

او به توسکانینی (Arturo Toscanini) رهبر ارکستر بنام که در سال ۱۹۳۳ ایتالیا را ترک نموده بود، از گرفتاری که برایش بوجود آمده بود، نامه ای نوشت و اوضاع و احوال خود را شرح داد و توسکانینی در پاسخ به وی متعهد شد تا با حمایتش زمینه مهاجرت وی به آمریکا را فراهم نماید.

audio file “تارانتلا” از تدسکو را بشنوید

در نتیجه تدسکو توانست در سال ۱۹۳۹ و اندکی قبل از پایان جنگ جهانی دوم ایتالیا را به مقصد آمریکا ترک نماید. همانند بسیاری از هنرمندانی که بخاطر حکومتهای فاشیسمی خود به آمریکا رفته بودند وی نیز دوران خود را در آمریکا و در هالیوود سپری نمود.

با کمک یاشا هایفتز وی توانست با کمپانی Metro-Goldwyn-Mayer قرار دادی بعنوان آهنگساز فیلم ببندد و در طی بیش از ۱۵ سال وی در ساخت موسیقی بیش از دویست فیلم همکاری نمود.

وی را باید یکی از تاثر گذارترین موزیسن هایی دانست که آثارش و شیوه کارش بر روی آهنگسازانی که بعدها خود هر یک جزو مشاهیر آهنگسازی موسیقی فیلم شدند. اشخاصی چون : Henry Mancini, Jerry Goldsmith, Nelson Riddle, Herman Stein John Williams, and André Previn هرچند در اواخر عمر خود با جو حاکم بر هنر آمریکا سر ناسازگاری برداشت و سعی کرد تا در مسیر فکری خویش عمل نماید اما متوجه شد خواستگاه بسیاری از فعالیت های موسیقی مانند اپرا را باید در اروپا جست و کارهای بسیاری را در اواخر زندگی خلق نمود، چندین اپرای جدید با شعر شعرای آمریکایی و همچنین استفاده از متون تورات و انجیل.

audio file یکی از آثار گیتار سولوی تدسکو را بشنوید

تدسکو شاگردان تاثیر گذاری را نیز به دنیای موسیقی معرفی نمود، اشخاصی همچون Louis W. Ballard و Ron Purcell. وی در سال ۱۹۶۸ و در شهر بورلی هیلز فلوریدای آمریکا درگذشت.

en.wikipedia.org

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی شناسی فمنیستی (II)

تنوع دیدگاه های متوجه به آزادی زنان چندان است که باید از انواع فمینیسم یاد کرد. کسی که صرفا به ضرورت برابری حقوقی زنان و مردان باور دارد فمینیست است؛ کسیکه این برابری را به شرطی ممکن می داند که نخست برای برابری امکانات زندگی اجتماعی (امکانات مادی و معنوی مساوی در آموزش و شغل و در کردارهای زندگی و گزینش آزادانه) مبارزه شود نیز فمینیست است؛ کسی که بنیاد استثمار از زن را در نظام سرمایه داری می داند و مبارزه برای آزادی زن را به مبارزه علیه سرمایه داری پیوند می زند چون اصل ستمدیدگی زنان و ضرورت خلاصی از آن را می پذیرد به معنایی خاص فمینیست است؛ کسی که بنیاد فرودستی زنان را در فرهنگ مردسالار و در پدرسالاری می داند و برای از بین بردن این فرهنگ می کوشد فمینیست است؛ و سرانجام کسی که مردان را بنا به ماهیت شان ظالم و استثمارگر می شناسد و دوری زنان از جهان مردانه را توصیه می کند نیز فمینیست است.

درباره اتصالات چسبی ویولن (I)

زمانی که در یک وسیله چوبی تغییراتی رخ می دهد، دامنه این تغییرات می تواند منجر به واکنش هایی متفاوت از سمت چوب گردد. همان طور که می دانیم چوب ماده ای پویا و تغییرکننده می باشد و تغییرات آن بر اثر دگرگونی های دما، رطوبت، فشارهای فیزیکی و مکانیکی درونی و بیرونی به وجود می آید.

از روزهای گذشته…

شکافتن یک بافته (II)

شکافتن یک بافته (II)

در این‌جا هیچ برهم نهیِ آشکاری به‌جز کرسی شروع جمله، میان صدای نی و بقیه‌ی گروه نیست بلکه حرکت وارونه‌ی جمله‌ها هر بار به یک فاصله‌ (چهارم، پنجم یا سوم) در پایان منجر می‌شود تا از دو سوی مختلف هر دو آهنگ به یک کرسی جدید مشترک برسند.
ساموئل زیگمونتوویچ (II)

ساموئل زیگمونتوویچ (II)

زیگمونتوویچ دو طبقه از ساختمان سنگ قهوه ای پنج طبقه اش را در پارک اسلوپ بروکلین به دفتر کارش اختصاص داده در حالیکه همسرش، لیزا برونا، و دو پسرش نیز در همانجا ساکنند. شاگرد ۲۵ ساله او نیز در زیرشیروانی زندگی می کند. زیگمونتوویچ از مشتری هایش در “سالن” که اتاقیست با پنجره های بسیار بزرگ، مبلمان قدیمی ناهماهنگ، یک پیانوی بزرگ و بوفه هایی شامل طرح های تمام آلات موسیقی که تا کنون لمس کرده است، پذیرایی می کند. طرح بزرگی از یک ویلنسل– متعلق به یویو ما – بر دیوار اتاق خودنمایی می کند.
به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خود را (I)

به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خود را (I)

…این روزها، بیشترین عناوینی که با آن برخورد می کنیم، عناوینی است نظیر جهانی کردن موسیقی، نوآوری و ابداع، پیوند شرق و غرب، ارکستری با سازهای ابداعی، موسیقی تلفیقی و… که عمو مأ به صورت فردی در یک شب به فکر، عمل و ارائه میرسند. پیشرفت در هنر یک شبه و جهشی اتفاق نمی افتد. آنهم در سرزمینی که موسیقی آن بسیار رمزآلود و تا حدود بسیار زیادی ناشناخته است.
پیانو در موسیقی ایرانی (قسمت دوم)

پیانو در موسیقی ایرانی (قسمت دوم)

بنا بر اطلاعات موجود، نخستین پیانویی که به ایران وارد شد هدیه ای بود از سوی ناپلئون بناپارت به فتحعلی شاه (نگ. خالقی، صص ۸-۱۵۷). بعید به نظر می رسد که این ساز کوچک و پنج اکتاوی که با رسیدن به تهران باید از کوک هم خارج شده باشد هیچگاه مورد استفاده قرار گرفته باشد.در نیمه دوم سده نوزدهم میلادی، در پی دیدارهای ناصرالدین شاه از اروپا، شمار پیانوهای وارده شده به کشور رو به فزونی نهاد و به مرور در خانه معدودی از درباریان که در اروپا نیز به سر برده بودند جایگاهی برای آن پیدا شد.
سه مرحله آموزش موسیقی ایرانی (II)

سه مرحله آموزش موسیقی ایرانی (II)

حال پرسش اینجاست که چرا ردیف که باید جایگاهی مانند رپرتوار در «موسیقی کلاسیک» را در موسیقی کشور ما داشته باشد، کاربردش به شکل کتاب تئوری و متد تحریر، مضراب و… تغییر یافته است؟
بانگ چاووش (II)

بانگ چاووش (II)

کانون چاووش، پرکار و پر شور به فعالیت مشغول بود؛ هنرمندان جوان این کانون، خودشان، می ساختند، خودشان می نواختند و می خواندند، خودشان ضبط می کردند و همینطور خودشان آثار را توزیع می کردند! ساختمانی که گروه چاووش در آن به فعالیت می پرداخت، ساختمانی قدیمی بود در خیابان حقوقی (۴) که امروز در این ساختمان «مکتب خانه میرزاعبدالله» و انتشارات «ماهور» مشغول به کار است.
محمد رضا درویشی و کلیدر (V)

محمد رضا درویشی و کلیدر (V)

در قسمت قبلی این نوشتار اشاره ای شد به وضعیت منتقدین و نویسندگان موسیقی در ایران و اینکه هنوز در این بخش کمتر شاهد مطالب و مقالات و نقد های جدی و درخور توجه هستیم. در مورد نقد ها و مطالبی که در مورد کلیدر نوشته شد کمتر به ویژگی های ساختاری این اثر اشاره شد و بیشتر نویسندگان به بررسی ویژگی های ظاهری این اثر از دیدگاه عموم پرداخته اند.
میشا مایسکی

میشا مایسکی

میشا مایسکی (Mischa Maisky) متولد ۱۹۴۸ در Riga، Latvia است؛ موسیقی را برای اولین بار وقتی به Children’s Music School و هنرستان هنرهای زیبا رفت آغاز کرد. در سال ۱۹۶۲ وارد هنرستان Leningrad شد. در سال ۱۹۶۵ نام مستعار Rostropovich of the Future برای خود انتخاب کرد و همکاری با Leningrad Philharmonic را شروع کرد. یک سال بعد او برنده جایزه مسابقه بین المللی چایکوفسکی در مسکو شد و تحصیلات خود را تحت نظر Rostropovich در هنرستان هنرهای زیبای مسکو شروع کرد.
موسیقیدانها آستین هایشان را بالا می زنند!

موسیقیدانها آستین هایشان را بالا می زنند!

اهالی موسیقی ایران تا کنون در بسیاری از برنامه های مربوط به امور خیریه، فعالیتی جدی داشته اند؛ مخصوصا در سالهای اخیر بارها و بارها، شاهد اجرای هنرمندان ایرانی در حمایت از سیل دیدگان، زلزله زدگان و… بوده ایم. در تمام این برنامه های خیریه اهالی موسیقی با استفاده از هنرشان سعی در جذب سرمایه های مادی مردمی برای کمک به آسیب دیدگان داشته اند اما هیچ گاه حرکت منسجم و بزرگ حمایتی به صورت مستقیم از اهالی موسیقی ایران دیده نشده است.
برندگان جایزه ویژه گرمی

برندگان جایزه ویژه گرمی

اسوشیتدپرس، نیویورک- بنا به گزارش آکادمی هنرهای صوتی و استودیویی Recording Academy ، گروههای موسیقی و هنرمندانی چون The Doors، the Grateful Dead و جون بائز از جمله دریافت کنندگان جایزه گرمی برای یک عمر دستاورد هنری خواهند بود.