یاشا یوزف روبرتویچ هایفتز

Jascha  Heifetz
Jascha Heifetz
یاشا هایفتز (Jascha Iossif Robertovich Heifetz) از اسطوره های ویلن و کسی که خیلی از موسیقیدانان و منتقدین از او به عنوان بزرگترین نوازنده تاریخ یعنی در رده همپایی با لیست و پاگانینی یاد می کنند، در سال ۱۹۰۱ در ویلنای روسیه متولد شد.

اولین درسهای موسیقی را نزد پدرآموخت و سپس در مدرسه ویلن نزد ایلیا مالکین (Ilya Malkin) به تحصیل ادامه داد.

هایفتز با اجرای کنسرتو ویلن مندلسون در ۷ سالگی استعداد و قدرت خود را نشان داد و در آن سن به شهرت زیادی رسید.

او چند سال بعد در کلاس لئوپلد آوئر (Leopold Auer) پذیرفته شد و به آموختن دوره پیشرفته ویلن نزد وی پرداخت. یاشا هایفتز در سال ۱۹۱۲ موفق به اجرای کنسرتو ویلن چایکفسکی همراه با ارکستر فیلارمونیک برلین شد و شهرتی جهانی کسب کرد.

هایفتز کنسرتهای زیادی همراه با بزرگانی چون روبنشتاین (Rubinstein)، فویرمن (Feuermann)، ‌پیاتیگرسکی (Piatigorsky)، توسکانینی (Toscanini) ، وکسمن (Waxman)، کوسویتسکی (Koussevitzky)، کوستلنتس (Kostelanetz)، رینر (Fritz Reiner)، مونچ (Charles Munch)، اورمندی (Eugene Ormandy) و … اجرا کرده است که تقریبا همگی بی نظیر وتاریخی بوده اند.

وی غیر از نواختن قطعات مشهور ویلن در بالاترین کیفیت، معرفی کننده بعضی از آثار گمنام آهنگسازان نیز بوده است که اجرای کنسرتو ویلن کنوس (JULIUS CONUS) و هورا استکاتو ساخته دیناکو (Dinicu) از این دست است.

در میان آثار هایفتز، تعدادی بین مردم عادی هم شناخته هستند و موزیسین های آماتور هم گاهی هایفتز را با این چند اثر می شناسند مانند کنسرتو ویلنهای وینیاوسکی، چایکوفسکی، برامس، سیبلیوس و…

اگر چه می توان این اجراها را جزو شاهکارهای هایفتز شمرد ولی با کمی دقت تفاوت شگفت آور هایفتز با دیگر نوازندگان ویلن جهان را در سایر کارهای او مانند کنسرتو ویلن های بروخ (Bruch)، کنسرتو ویلن های ویوتامس (Vieuxtemps)، روندو کاپریچیو (Rondo Capriccioso) از سن سان (Saint-saens)، شاکن (Chaconne) از ویتالی (Vitali) قطعات متعددی از پاگانینی، سارازات و… به سادگی می توان مشاهده کرد.

صدای ساز هایفتز منحصر به فرد و شفاف بود، آرشه کشی و ادیتهای او انقلابی در ویلن ایجاد کرد که بسیاری از اجراهای قدیمی در کنار آن رنگ باختند. به قول یکی از بزرگان ویولن:
“هایفتز سطح ویرتوزیته را در موسیقی تغییر داد!”

نواخته های هایفتز همگی با بهترین رهبران و نوازندگان و بهترین کمپانی ها مانند: آر سی ای (RCA) ای ام آی (EMI) و ناکسوس (NAXOS) منتشر شده است.

او نزدیک به ۱۰ سال از آخرین سال های زندگیش نوازندگی را متوقف کرد و در اوج مهارت و شهرت، با موسیقی حرفه ای خداحافظی کرد. هایفتز بیشتر عمر خود را در آمریکا گذراند و در همانجا نیز در سال ۱۹۸۷ درگذشت. اجراهای بی نظیر او سالهاست معیاری برای محک زدن نوازندگان در سطح جهان است.

audio file زنبو عسل از ریمسکی کروساکف با اجرای هایفتز

مروری بر موسیقیِ متنِ فیلم «آندرانیک»

آنچه در موسیقیِ اغلب فیلم‌های گروه «هنر و تجربه» می‌توان شناسایی کرد این است که به نظر می‌رسد چنین باوری شکل گرفته‌ که فیلم‌های غیربازاری، کم‌کنش و درون‌گرایانه باید موسیقی‌ای کم‌کنش و دور از تلاطم داشته باشند. موسیقیِ «آندرانیک» گویی از چنین باوری حاصل شده‌است. درحالیکه لزوماً اینگونه نیست. به اقتضای هر فیلم این موضوع جنبه‌های متفاوتی می‌یابد و موسیقی گاه می‌تواند به جای تصویر، یک آشوب درونی را بازنمایاند.

گزارشی است از مراسم رونمایی از آلبوم به‌یاد بهاری (I)

مطلبی که پیش رو دارید، گزارشی است از مراسم رونمایی از آلبوم به‌یاد بهاری: تک‌نوازی کمانچه در فرهنگسرای سرو به تاریخ سوم بهمن ۱۳۹۸ که توسط شهاب مِنا تهیه شده است:

از روزهای گذشته…

هنر موسیقی و مولانا

هنر موسیقی و مولانا

شعر و موسیقی چنان در هم تنیده اند که هیچ یک بدون دیگری کمال خود را نمی یابد. مولانا مصداقی بارز از این نمونه است. شعرش تجسم پایکوبی، رقص و ریتم است؛ معنایی بس شگرف و عرفانی، تمام مصادیق لازم برای یک پیوند عمیق با موسیقی را فراهم کرده است. در نوشته ای که پیش رو دارید، نوشته ای پیش رو دارید، گرآوری نظریات اندیشمندان علوم انسانی است در اینباره.
چاووش‌خوانی ارکستر نوجوانان و جوانان ایران در تالار رودکی

چاووش‌خوانی ارکستر نوجوانان و جوانان ایران در تالار رودکی

ارکستر نوجوانان و جوانان ایران به رهبری مهرداد میرزایی و خوانندگی پوریا اخواص روز جمعه ۲۱ تیرماه، ساعت ۲۱ در تالار رودکی به بازخوانی آثار «کانون چاووش» می‌پردازد. کانون فرهنگی و هنری چاووش یک انجمن موسیقی بود که در دهه ۱۳۵۰ با تلاش بزرگ مرد عرصه موسیقی کردستان استاد حسن کامکار و محمدرضا لطفی و حمایت‌های معنوی هوشنگ ابتهاج شکل گرفت و مجموعه آلبوم‌های چاووش که شامل ۱۲ آلبوم موسیقی (به‌طور رسمی ۱۰ آلبوم) می‌شد، با نام‌های چاووش ۱ الی ۱۲ منتشر و وارد بازار کرد. آلبوم‌های ابتدایی و انتهایی این کانون مطلقاً هنری هستند ولی مجموعه‌های ۲ تا ۸ بسیار تحت تأثیر فضای سیاسی ایران در دوران انقلاب ۱۳۵۷ بود.
زمان بندی و شیوه تمرینات روزانه در نوازندگی گیتار (I)

زمان بندی و شیوه تمرینات روزانه در نوازندگی گیتار (I)

هر وقت هنرجویی می پرسد “چقدر زمان برای تمرین لازم است؟ “معلم پاسخ می دهد: “هر چقدر که در توانت هست” و این تقریبا پاسخی صادقانه است.
مصاحبه ای با دیلنا جنسون (IV)

مصاحبه ای با دیلنا جنسون (IV)

دیلنا:” اما پس از مدتی از پا نشستم، نباید خودم را به آن سادگی از دست می دادم. یک توصیه بسیار گرانبهایی که برنامه ریز به من کرد این بود که: تو نمی توانی به همه بگویی که ساز نداری چون اینطوری من نمی توانم هیچ کنسرتی برایت رزرو کنم…! حق با او بود، همه چیز خراب شده بود، شرکت ضبط از من عصبانی بود زیرا با آنان قرارداد داشتم که به مدت ۱۰ سال، سالی یکبار با آنان ضبطی انجام دهم. تقریبا همه از من دلگیر بودند زیرا نمی توانستم مشکلم را حل کنم و برای خودم ویلنی تهیه سازم.”
هلموت لاخنمان

هلموت لاخنمان

هلموت فردریش لاخنمان (Helmut Friedrich Lachenmann) در ۲۷ نوامبر سال ۱۹۳۵ در اشتوتگارت آلمان بدنیا آمد. علاقه وی برای آهنگسازی برای سازهای مختلف و خلق آثاری بدیع از وی شخصیتی برجسته در دنیای موسیقی پدید آورده است.
میکرو تنالیته (II)

میکرو تنالیته (II)

کاربرد میکروتن به عنوان فواصل کوچکتر از نیم پرده و پرده که هویت مستقل دارند. در دیدگاه نوین تمام فواصل میکروتنال، هویتی مستقل داشته و به عنوان فاصله فرعی و جمع شدنی یا کم شدنی با فواصل اصلی پرده ونیم پرده محسوب نمی شوند.
دیبازر: از انواع موسیقی های جهان استفاده می کنم

دیبازر: از انواع موسیقی های جهان استفاده می کنم

اینها عناصر ناهمگونی نیستند، چیزی به نام موسیقی در تاریخ، جغرافیا و فرهنگ های مختلف وجود دارد که اسمش یک چیز یعنی موسیقی است. در ذهن من عناصر متضادی نیست و با توجه به شناختی که از انواعش دارم و متناسب با نیازهایم در هر قطعه برای بیان اندیشه ای که باید مطرح شود از آن عنصر استفاده می کنم و از کار خودم راضی ام.
سری هارمونیک، معدن فواصل موسیقایی (I)

سری هارمونیک، معدن فواصل موسیقایی (I)

درباره رابطه موسیقی، فیزیک و ریاضی بسیار مطلب می توان نوشت؛ بهترین نمود این ارتباط را می توان در ارتعاش و تولید صدا و شکل گیری فواصل موسیقایی و تنوع آنها پیدا کرد. تعریف فاصله موسیقی را همه ما می دانیم: رابطه ای ادراکی بین دو صوت که بر اساس تفاوت ارتفاع صدا شکل می گیرد. درک ما از ارتفاع صدا پدیده روانشناختی پیچیده ای است و ناشی از تاثیر فرکانس ارتعاش بر سیستم شنوایی و عصبی ما می باشد. اختلاف فرکانس اصوات منجر به اطلاق عناوینی مانند «زیر» و «بم» به صدا می گردد. در واقع فاصله موسیقایی ادراکی است که از تفاوت زیر و بمی دو صدای متوالی ایجاد می شود. طبیعی است دو صدای هم فرکانس نیز دارای فاصله موسیقایی باشند.
ساز دهنی (I)

ساز دهنی (I)

سازدهنی‌ها، همه جا هستـنـد؛ در فیلم‌هایی از جنــگ جهانـی دوم ۱ در فیلم‌هایی از جنگ‌های داخلی آمریکا ۲ در فیلم‌هایی راجع به افسردگی و ماتم ۳ و به همین ترتیـب شمـا می ‌توانیـد سازدهنی‌ هـا را درکـارخانـه ‌هـای ماشین ‌سازی، در دسته گانگسترها و در جیب گاوچران‌ های آوازخوان، پیدا کنید.
نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (VI)

نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (VI)

همین طور است اصطلاح آگوگیک که تعریف ارائه شده دارای سه ایراد است، اول آنکه منبعی برای این تعریف ذکر نشده است، دوم آنکه این تعریف یعنی «تغییرات نامحسوس و غیرقابل نمایش سرعت (تمپو) در موسیقی که برای بیان سرزنده موسیقی ضروری است» (بیضایی ۱۳۸۴، ۱۹۷) همان «گستره تمپو (tempo span) و در واقع تغییرات کوچک و ظریف تمپو بدون از دست دادن ضربان اصلی است» (رودلف ۱۳۷۸، ۴۹۸) که قاعدتاً نگاشته هم نمی شود.