دیوید اویستراخ (I)

David F Oistrakh , 1908 – 1974
David F Oistrakh , 1908 – 1974
سال ۱۹۰۸ اکراین شاهد تولد نابغه ای بود که زیباترین ستایش ها از بتهوون را درطول زندگی خود به انجام رساند. دیوید اویستراخ (David Oistrakh) شناختی بسیار عمیق از آثار بتهوون داشت و در نهایت استادی آثار او را اجرا می کرد. چه آنگاه که در سال ۱۹۶۲ به همراهی اوبورین مجموعه سوناتهای ویولن و پیانو او را بطور کامل اجرا و ضبط نمود و چه آنگاه که از سال ۱۹۵۰ و به مدت پانزده سال یعنی تا سال ۱۹۶۵ میلادی با ارکسترهای مختلف کنسرتو ویولن او را در نهایت ظرافت نواخت.

علاقه اویستراخ به اجرای موسیقی بتهوون تنها منحصر به این آثار نیست؛ چنانکه شاهدیم اویستراخ رومانس های ویولن و ارکستر، تریپل کنسرتو برای ویولن و ویولنسل و پیانو به همراهی ارکستر و تریوهای سازی و… را به دفعات با دیگر هنرمندان اجرا نمود و یا آثار ارکسترال مانند سمفونی چهارم یا قطعه اگمونت او را رهبری کرد. شیفتگی اویستراخ نسبت به بتهوون و آثارش باعث اجراهایی شد که می توان از آنها به عنوان “استادانه ترین”اجراهای بتهوون در قرن اخیر نام برد.

در اجرای کنسرتو ویولن بتهوون، شاهدیم که اویستراخ نقاط اوجی که در میانه موومان اول این کنسرتو وجود دارد را، به سادگی رها نمی سازد. او آنچنان با لطافت ویولن می نوازد و ساز او چنان با ارکستر در فرازها و فرودهای موسیقی در می آمیزد که گویی او شعری زیبا را به تنهایی می خواند و سکوت شنونده را فرا می گیرد.

دیوید اویستراخ از پدر و مادری هنرمند متولد شد؛ پدرش نوازنده ویولن و مادرش تکخوان اپرا بود. او در سن پنج سالگی نواختن ویولن را نزد استولارسکی آغاز کرد و از سن دوازده سالگی اجرای کنسرت های خود را در اتحاد جماهیر شوروی سابق آغاز نمود.او در بیست و پنج سالگی با تامارا ازدواج کرد و حاصل این ازدواج، تولد پسرشان ایگور بود که خود ویولنیستی حرفه ای گردید و بعدها با پدرش کنسرت هایی اجرا نمود.

زندگی هنری دیوید اویستراخ سرشار از موفقیت ها در مسابقات نوازندگی است. کسب مقام اول نوازندگی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۳۵ و کسب جایزه اول مسابقات بین المللی ایزایی در سال ۱۹۳۷ نمونه هایی از این مورد هستند. در آن مسابقه ۶۸ ویولنیست از ۲۱ کشور با هم رقابت کردند. اویستراخ در سال ۱۹۳۴ به سمت پرفسوری در کنسرواتوار مسکو رسید و در آنجا به تدریس پرداخت.

Audio File Gluck-orfeo ed euridiche-David Oistrakh


Yehudi Menuhin, Isaac Stern, Sandor Vegh and David Oistrakh
اویستراخ در طی زندگی هنری خود، کنسرتو ویولن های آهنگسازان بزرگ روس نظیر چایکوفسکی، پروکفیف، گلازانف، خاچاطوریان، استراوینسکی و شوستاکویچ را بمورد اجرا گذاشت. پروکفیف، خاچاطوریان، شوستاکویچ هر یک، آثاری از خود را به او اهدا نموده اند.برای مثال خاچاطوریان کنسرتو ویولن خود را به اویستراخ اهدا کرده است. اویستراخ کنسرتو ویولن های شووستاکویچ را بسیار فنی و قوی اجرا نموده است بطوریکه بهترین اجرای موجود از این قطعات متعلق به اوست.

Audio File قسمتی از فیلم کنسرت موومان سوم کنسرتو ویلن چایکوفسکی با اجرای داوید اویستراخ

او درخلال جنگ دوم جهانی گاهی مجبور به نواختن برای کارگران کارخانه ها و سربازان در شرایط دشواری گشت و بعد از اتمام جنگ -و در واقع بسیار دیر هنگام- امکان خروج او از کشورش و برگزاری تورهای هنری توسط او در جهان محیا شد.

پیش از آن، هرچند او در کشورش “هنرمندی شناخته شده” بود غربی ها او را از طریق ضبط هایش روی دیسک های ال-پی که توسط شرکت ملودیای روسی یا اترنای آلمان شرقی منتشر می شد، می شناختند. در واقع اگرچه اویستراخ در کشور خود شناخته شده، محبوب و موفق بود و مرتبا به اجرای کنسرت های حرفه ای را با ارکسترهای قوی می پرداخت، اما شرایط آن دوران باعث محدود گشتن و عدم برقراری یک ارتباط قوی بین او و دنیای خارج از کشورش شده بود.

ویولنیست های مشهور غربی در آن دوران شرایط بسیار بهتری برای مطرح شدن در سطح دنیا نسبت به اویستراخ داشتند و از امکانات مختلف موسیقایی بهره مند بودند. شاید بتوان گفت که این ظلمی بود که روزگار نسبت به اویستراخ روا داشت.

ریتم و ترادیسی (I)

ریتم و ترادیسی دو روشِ فهم نظم های زمانی در جهان پیرامونِ ما را در تباین با هم قرا می دهد: فهم مستقیم به-واسطه ی قوه ی ادراک، و فهم غیر مستقیم به واسطه ی تجزیه و تحلیل. «ریتم» به دستگاه ادراکی ای که امکان مشاهده و دریافتِ بی دردِسرِ پدیده های ریتمیک را در اختیار افراد قرار می دهد گریز می زند، درحالیکه «ترادیسی» ابزارهای ریاضی ای را که برای کشف نظم ها و مطالعه ی الگوها مورد استفاده قرار می گیرد پیشِ روی می گذارد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (II)

بیرون‌رفتن مردم از خانه و برگرفتن و دورافکندن کلوخ در آخرین روز ماه شعبان به احتمال فراوان به نشانه ترک عیش و عشرت و باده‌نوشی در ماه مبارک روزه‌گیران و دورکردن دیو گناه باده‌نوشی از خود بوده است و این آیینی بازمانده از دوره پیش از اسلام بوده که با دگرگونی نظم و روال زندگی عادی مردم در تغییر ماه همراه بوده است (۲) و یا جشن «هالووین» در فرهنگ غربی. «هالووین» یک جشن مسیحیت غربی و بیشتر سنتی می‌باشد که مراسم آن سه شبانه‌روز ادامه دارد و در شب «۳۱ اکتبر» (نهم آبان) برگزار می‌شود. بسیاری از افراد و مخصوصا کودکان و نوجوانان در این شب با چهره‌های نقاشی شده، لباس‌های عجیب یا لباس‌های شخصیت‌های معروف، چهره و ظاهری که آن به‌نظرشان ترسناک باشد خود را آماده جشن می‌کنند و برای جمع‌آوری نبات و آجیل به در خانه دیگران می‌روند. این جشن را مهاجران «ایرلندی» و «اسکاتلندی» در سده نوزدهم با خود به قاره آمریکا آوردند. (۳)

از روزهای گذشته…

موسیقی، رمانتیک تر از سایر  هنرها

موسیقی، رمانتیک تر از سایر هنرها

واژه های کلاسیک و رمانتیک که بیان کننده سبک دوره هایی از تاریخ موسیقی هستند، به دودلیل اشکلاتی در بر دارند. اول این که هر دو کلمه در ادبیات، هنرهای زیبا و تاریخ عمومی دارای مفاهیم وسیعتر و متعددتری نسبت به آنچه در موسیقی مورد استفاده قرار گرفته است، دارند.
مشکاتیان را تنها باید شنید (II)

مشکاتیان را تنها باید شنید (II)

مشکاتیان، موسیقیدانی است که در مقابل او، سرنوشت و تاریخ موسیقی به شیوه ای مطرح می گردد که منحصر به خود اوست و این شیوه در حضور هیچ موسیقیدان دیگری قبل از او بدین گونه نبوده است. شگفتی عارف قزوینی در این بود که در قالب قراردادیِ محدود به قرائت موسیقایی شعر فارسی پیش از خود قرار نمی گیرد و رفتار محفلی موسیقایی را به اجتماعی بزرگ تر از محافل دوستانه و نشست های کوچک، یعنی جامعه ی عینی شهرنشین می کشاند و در ضمن آن را با ضرب فکری ـ عاطفی و اندیشه ی کلی جامعه ی دوران خود ترکیب می سازد و به حق موسیقی ای متأثر از اجتماع به معنای واقعی از شالوده ی اجتماع پدید می آورد که البته این ریشه دارد در تاریخ موسیقی و شعر کلاسیک ایران.
نکاتی در آموزش نوازندگی (I)

نکاتی در آموزش نوازندگی (I)

در رابطه با اصول آموزش نوازندگی و مسائل مرتبط با آن، همواره هنرجویان نوازندگی با سوالات و ابهاماتی روبرو هستند که می تواند باعث سردرگمی آنها گردد. هدف از ارائه این مقاله، که به شکل پرسش و پاسخ مطرح می گردد، بررسی و گشودن دریچه هایی بر روی مسائل آموزشی هنر نوازندگی است.
دامارو یک ساز ضربی

دامارو یک ساز ضربی

باورکردنی نیست اما در فلات تبت (Tibet) نوعی ساز ضربی بنام Damaru وجود دارد که در ساخت آن از جمجمه انسان استفاده می شود. این ساز از دو کاسه سر انسان تشکیل می شود و جالبتر از همه آنکه بنابر متون مذهبی مردم این منطقه، ترجیح بر آن است تا در ساخت این ساز از جمجمه سر یک پسر ۱۶ ساله و یک دختر ۱۲ ساله استفاده شود.
فروغ فروزان موسیقی ایران(II)

فروغ فروزان موسیقی ایران(II)

هیچ گاه برای فروغ موسیقی نگاری یک شغل محسوب نمی شده و نمی شود، زیرا نه تنها برای وی نان و نام آور نبوده که حتی نان و نام زدا بوده است. تاریخ موسیقی باید به ثبت و ضبط فداکاری این فدارکاران و کاشفان فروتن شوکران موسیقی کشور بپردازد که کسی چون فروغ در این راه چه مشقت ها که نکشید. مشقت هایی که زبان از بیان آن قاصر است. دیده نشده حتی اندکی از مشقت های وی را موسیقی دانان خودمان کشیده باشند.
برداشتی درد مندانه از پاسیون سن ماتیوی باخ

برداشتی درد مندانه از پاسیون سن ماتیوی باخ

به مسیح می اندیشم و به ایمانش و به حادثه مصلوب شدنش و البته به درد. درد فرو شدن میخ بر گوشت دستانش، درد ایمان از هم پاره شده، درد عشق، درد تنهایی. پاسیون سن ماتیوی باخ بدون شک اثری ست در باب درد. چه آن دردی که خون می چکاند از قلب و تن، چه آن درد شک و بد گمانی در لحظات واپسین به راهی که رفته ای، زجر کشیده ای، طعنه شنیده ای و ایمانت را بر آن استوار نمودی.
آموزش موسیقی به وسیله موسیقی

آموزش موسیقی به وسیله موسیقی

واضح است که تا کسی موسیقی نشنیده باشد نمی تواند موسیقی تولید کند. فرض کنیم شخصی تا به حال موسیقی به گوشش نخورده باشد و بیاییم او را صرفا از طریق تئوری با موسیقی آشنا کنیم. آیا انتظار آهنگساز شدن این شخص انتظار بجایی است؟ حال بیایید فرض را کمی واقعی تر کنیم؛ اگر شخصی بر فرض موسیقی ایرانی نشنیده باشد آیا می تواند موسیقی ایرانی بسازد؟
حضور خلوت انس است و دوستان جمع اند (I)

حضور خلوت انس است و دوستان جمع اند (I)

سالیان درازی بود که این بیت حافظ من را به خود مشغول داشته بود! از خود می‌پرسیدم که این خلوت چگونه است که انس با آن، به تجمع یاران می‌ماند؟ چگونه می‌توان در خلوتی بود که سرشار از انس با یاران است؟
کریمی: مشکل نوازندگان ما عدم آشنایی با آناتومی است

کریمی: مشکل نوازندگان ما عدم آشنایی با آناتومی است

دانستن این بحث نه‌فقط برای نوازندگان سازهای بادی یا خواننده‌ها، بلکه برای تمام نوازنده‌ها نیز مهم و ضروری است. برای مثال بیشتر نوازنده‌ها در حین اجرای یک قطعه‌ی سخت، با کمبود نفس مواجه می‌شوند و نفس خود را حبس می‌کنند که این موجب می‌شود اکسیژن کافی به سلول‌های مغز نرسد و عضلات دچار گرفتگی و انقباض شوند، در‌ حالی‌که اگر نوازنده بتواند در حین نوازندگی، دم و بازدم خود را کنترل کند و همواره اکسیژن لازم برای سلول‌های بدن خود را به بهترین شکل تأمین کند، در حین نوازندگی با گرفتگی عضلات و خستگی مواجه نخواهد شد.
“رازهای” استرادیواری (XII)

“رازهای” استرادیواری (XII)

مدل های اورجینالی که در اختیار ما هستد به همراه ابعاد آنها؛ نمونه های مربوط به ویولون که تاریخ آنها ذکر نشده است. تمام این نمونه ها مربوط به دوران قبل از سال ۱۶۸۹ می باشند. مدل هائی که با حروف MB و S مشخص شده اند مدل هائی هستند که ویژگیهای آثار نیکلو آماتی را دارا هستند و برای ساخت نخستین ویولونهای استرادیواری بکار رفته اند که امروزه به عنوان ویولن های شبه آماتی شناخته می شوند. حروف نشان دهنده modello buono (مدل خوب) و Seconda (مدل دوم) بیانگر مدل هائی هستند که باید به عنوان اولین و دومین ساخته های استاد مورد توجه قرار گیرد.