ریختر، پیانیستی برای تمام دوران (II)

اسویتوسلاو ریختر
اسویتوسلاو ریختر
مهمترین اتفاقی که باعث شهرت جهانی ریختر شد، این بود که، Emil Gilels یکی دیگر از نوازندگان برجسته روس در آمریکا کنسرتهایی را برگزار نمود که مورد استقبال بسیار خوبی از طرف منتقدین قرار گرفت که وی این نکته را بیان داشت :”منتظر بمانید تا نوازندگی ریختر را بشنوید.” و بالاخره در سال ۱۹۶۰ و با اجازه دولت وقت آن زمان وی توانست مجوز اجرا را در غرب بدست آورد و ۱۵ اکتبر ۱۹۶۰ و در شیکاگو وی دومین کنسرتو از برامس را همراه با ارکستر سمفونیک شیکاگو اجرا نماید.

اجرایی که سر و صداهای بسیاری از منتقدین را در آورد که همگان از نابغه ای سخن میگفتند. Claudia Cassidy یکی از مشهورترین منتقدین شیکاگو که همیشه با نگاهی ناخوشایند و پر کنایه از فعالیتهای دیگر هنرمندان مطلب و نقد مینوشت در مقاله اش کنسرت را اینطور توصیف مینماید: “در ابتدا ورود ریختر و ظاهرش نشاندهنده عدم تمایل و سستی وی بود که قابل انتقاد بود اما هنگامی که بر روی صندلی نشست و موسیقی آغاز شد در یک جمله باید گفت اجرایی برای تمامی دوران” که همان سال کنسرتهای وی درسرتاسر امریکا ادامه پیدا کرد.

اما همانند بسیاری از هنرمندانی که تحت سلطه سیاستهای دول کمونیستی بودند دیگر به کشورش بازنگشت.

در سال ۱۹۶۱ و برای اولین بار در لندن به اجرای قطعاتی از هایدن – پروکوفیف پرداخت که مورد نقد خصومت آمیز از سوی منتقدان انگلیسی قرار گرفت که حتی در جایی Neville Cardus منتقد معروف مجله منچستر گاردین نوشته بود که چرا باید نوازندگانی در سطح پایین همچون ریختر به لندن و برای اجرا دعوت شوند!

اما در ۱۸ جولای همان سال وقتی ریختر دو کنسرتو پیانو از لیست را به اجرا در آورد نظر همگان کاملا عوض شد و وی را نوازنده ای ستودنی و جاودانه توصیف نمودند!

نگاهی به سالهای پایانی زندگی ریختر:
بر خلاف علاقه بسیار وی بر اجرای کنسرتهای عمومی و حضور بی شمار تماشاچیان در اواخر عمر و در زمانی که به بلوغ بالایی از نوازندگی رسیده بود از اجراهایی به این صورت متنفر شد و اگر کنسرتی هم برگزار میشد در سالنهایی تاریک که تنها نور کمی به نت تابیده میشد به اجرای برنامه میپرداخت.

وی در آن دوره بیان داشت که بهترین روش توجه به موسیقی از سوی حضار نیز همین است تا اینکه شنونده بجای گوش دادن به موسیقی معطوف ادا و شکلکهای نوازنده و یا حرکاتش شود!

اما در سال ۱۹۸۶ شاید بتوان علاقه و میل دورنی ریختر به مردم و کشورش را دید. بیش از ۱۵۰ کنسرت در طی شش ماه و حتی اجرا در دهکده هایی دور افتاده که حتی سالنی برای اجرا هم نداشتند و در اوخر عمر نیز کنسرتهای خیریه و مجانی برای عموم علاقمندان اجرا مینمود.

در اواخر دهه ۸۰ تکنیک وی رو به زوال رفت؛ مشکلات قلبی و کهولت سن باعث شده بود تا وی نتواند مهارتهای خود را همانند سابق نشان بدهد اما این نوازنده نبوغ و استعداد ذاتی خود را در اجرایی در سال ۱۹۹۵ نشان داد، وقتی که وی برخی از سنگین ترین قطعات پیانو را اجرا نمود، قطعاتی چون : Maurice Ravel’s Miroirs cycle, Sergei Prokofiev’s Second Sonata و Frederic Chopin’s etudes و Fourth Ballade

در سال ۱۹۹۴همراه با ارکستر سمفونیک شینسی ژاپن سه کنسرتو از موزارت را به رهبری Rudolf Barshai ضبط نمود که آخرین ضبط وی بود. آخرین اجرای ریختر در یک جمع دوستانه در ۳۰ مارس ۱۹۹۵ انجام شد که که این قطعات را اجرا نمود: two Haydn sonatas و Max Reger’s variations and fugue on a theme by Beethoven و اجرای قطعه ای برای دو پیانو همراه با نوازنده دیگری به نام Andreas Lucewicz.

این نابغه دنیای نوازندگی پیانو در اول اگوست سال ۱۹۹۷ و در بیمارستان مرکزی در مسکو چشم از دنیا برگشود.

3 دیدگاه

  • محمد
    ارسال شده در بهمن ۷, ۱۳۸۶ در ۱۲:۵۳ ق.ظ

    با تشکر از شما

  • .
    ارسال شده در بهمن ۷, ۱۳۸۶ در ۹:۳۸ ق.ظ

    shoma hich manbai baraye neveshteye khodetoon zekr nakardin.in neveshte ye tarjomast ya khodetoon neveshtin?
    dar har soorat bayad az jayi gerefte bashin. alan hich kodoom az matalebi ke neveshtin mostanad nist makhsoosan matlabi ke dar bareye hamjens garayi onvan kardin. lotfan tu hamin bakhshe nazarat manba ro zekr konan. man baz miam

  • navid
    ارسال شده در اسفند ۲۵, ۱۳۸۶ در ۱:۱۳ ب.ظ

    روحش شاد و یادش گرامی.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مشاهدات موسیقی شناس آلمانی از موسیقی ایران (II)

ممکن نیست درباره موسیقی ایرانی قضاوت کرد بدون‏ آنکه اختصاصات اجتماعی گسترش تاریخی دولت در قرن‏ بیستم، سیاست فرهنگی و حتی سیاست خارجی کشور ایران‏ در نظر گرفته شود. در حقیقت این حاصل سیاست فرهنگی‏ ایران است که جشنواره شیراز هم یکی از مظاهر آن شمرده‏ می‏ شود. پس آنکه در سال ۱۳۰۵ شمسی (۱۹۲۶) حکومت‏ فاسد قاجار برافتاد، کشور ایران با سرعت و شدت بسوی‏ تمدن غربی رو آورد.

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XVI)

هرچند، ایده ی ساختن قطعه ای بر اساس زندگانی حواریون در ذهن او باقی ماند تا اینکه در فستیوال سال ۱۹۰۳ او دوباره به موضوع دلخواه خود بازگشت. وی در ابتدا یک اوراتوریو در سه قسمت تدارک دیده بود که شامل خیانت یهودا، نفی کردن پطرس و به عروج رفتـن عیسی مسیح بود. بیماری دوباره به سراغ او آمد و بدین ترتیب او تنها به قسمت عروج روحانی مسیح پرداخته و آن را “سلطنت” نام نهاد. مدت ها بعد، او قسمت سومی به نام “قضاوت آخر” به این اوراتوریو اضافه کرد اما هیچگاه این قطعه را به پایان نرساند.

از روزهای گذشته…

پیانو در موسیقی ایرانی (قسمت دوم)

پیانو در موسیقی ایرانی (قسمت دوم)

بنا بر اطلاعات موجود، نخستین پیانویی که به ایران وارد شد هدیه ای بود از سوی ناپلئون بناپارت به فتحعلی شاه (نگ. خالقی، صص ۸-۱۵۷). بعید به نظر می رسد که این ساز کوچک و پنج اکتاوی که با رسیدن به تهران باید از کوک هم خارج شده باشد هیچگاه مورد استفاده قرار گرفته باشد.در نیمه دوم سده نوزدهم میلادی، در پی دیدارهای ناصرالدین شاه از اروپا، شمار پیانوهای وارده شده به کشور رو به فزونی نهاد و به مرور در خانه معدودی از درباریان که در اروپا نیز به سر برده بودند جایگاهی برای آن پیدا شد.
سعیدی: مضراب هایی برای قانون طراحی کردم

سعیدی: مضراب هایی برای قانون طراحی کردم

بله می‌شود. من خیلی زدم. یعنی الآن خیلی اجرا کردم به این فکر نبودم که قطعات پیانو را بخواهم ضبط کنم با ساز قانون ولی می گویم الآن کاری که در حال انجام اش هستم با همه انگشتان، شبیه کار پیانو هست یعنی خود قطعه‌ی پیانویی نیست ولی ساخت خودم است و فرم پیانو است و کار خوبی فکر کنم در بیاید.
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (IX)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (IX)

در ادامه آدرنو به شیوه ی کارکرد نظامِ تولیدِ صنعتیِ موسیقی (صنعت ضبط) می پردازد و آن را با نقطه نظرات خود بسط و گسترش می دهد. (این بخش ها که در زیر شماره های [۱۷] تا [۲۰] در متنِ اصلی آمده است، می تواند برای پژوهشگران عرصه ی موسیقی که قصد پژوهش در موسیقی های وابسته به صنعت ضبط را دارند بسیار گره گشا و یاری رسان باشد؛ چرا که امروزه این نظام ها به شکل بسیار گسترده تر و پیچیده تری از زمان آدرنو (دهه ی ۴۰ و ۵۰ میلادی) مشغول به تولید بخش بزرگی از منابعِ شنیداریِ جهان اند).
سیبلیوس : چرا سمفونی باید چهار موومان داشته باشد؟

سیبلیوس : چرا سمفونی باید چهار موومان داشته باشد؟

هرچند سیبلیوس یکی از بدعت گذاران تاریخ موسیقی، درزمینه ساختار سمفونی و اشعار موزون است، اما او شخصآ برای آهنگسازان کلاسیک احترام بسیاری قائل بود. Sibelius مدافع مادام العمر آثار موتزارت بود و همواره ساختار درخشان و سادگی آثار او را ستایش می کرد.
مروری کوتاه بر چهار کتاب از فرهاد فخرالدینی (I)

مروری کوتاه بر چهار کتاب از فرهاد فخرالدینی (I)

کناره‌گیری فخرالدینی از رهبری ارکستر موسیقی ملی ایران در سال ۸۸ فرصت خوبی به او داد تا نوشته‌های پراکنده‌ی خود و از همه مهمتر خاطرات خود و همسرش را سر و سامانی دهد و آثار مکتوب دیگری از خود به جا بگذارد. فخرالدینی در گذشته نیز تنها به آهنگسازی مشغول نبوده و گاه دغدغه‌ها و یافته‌های خود را نیز منتشر کرده است. سلسله مقاله‌های «ریتم در موسیقی ایران» در شماره‌های ۱۱۱ تا ۱۱۷ مجله موسیقی در سال ۱۳۴۶، مقاله‌‌ای در مورد شیوه‌ی ثبت و نگارش الحان موسیقی عبدالقادر مراغه‌ای در جلد سوم کتاب ماهور در سال ۱۳۷۲، مقالات دیگری در شماره‌‌های مختلف فصلنامه‌ی ماهور و موارد دیگر، گواه این مدعا هستند. اما بی‌شک دهه‌ی نود شمسی برای فخرالدینیِ مؤلف جایگاه ویژه‌ای دارد چرا که بین سال های ۹۰ تا ۹۴ چهار کتاب از او به چاپ رسید. یادداشت حاضر مروری است کوتاه بر فحوای این چهار اثر مکتوب از فرهاد فخرالدینی:
سیجی اُزاوا، رهبر افسانه ای ژاپن

سیجی اُزاوا، رهبر افسانه ای ژاپن

سیجی اُزاوا (Seiji Ozawa) متولد ۱ سبتامبر ۱۹۳۵ در فنیتین سابق – شنیانگ (Shenyang) کنونی است. ازاوا رهبر ژاپنی ارکستر است که تحصیل موسیقی را از سن بسیار پائین آغاز کرد و از هنرستان موسیقی توهو در توکیو با بالاترین نمره در آهنگسازی و رهبری فارغ التحصیل شد. در سال ۱۹۵۹ جایزه اول مسابقات رهبران ارکستر را در بسانکون-فرانسه، دریافت کرد. چالرز مونش (Charles Munch) رهبر ارکستر سمفونیک بوستن، او را به پیوستن به کانون موسیقی تانگلوود (Tanglewood) دعوت کرد، در آنجا جایزه کوتسویتزکی (Koussevitzky) را به عنوان درخشانترین رهبر محصل در سال ۱۹۶۰ دریافت کرد.
تا که فردا همچو شیران بشکنند…

تا که فردا همچو شیران بشکنند…

دکتر علی شریعتی پیش از انقلاب یکی از مهمترین رهبران ایدوئولوژیک طبقه روشنفکران مذهبی محسوب میشد که با مرگ مشکوکش در ۲۹ خرداد ۱۳۵۶ به اسطوره جمعیت نام برده تبدیل شد. شخصیت خستگی ناپذیر و مبارز شریعت همراه با چاشنی ذوق ادبی او، سخنرانی ها و اشعارش را شور خاصی می بخشید که مخصوصا” در حال و هوای اوایل انقلاب مورد توجه انقلابیون بود.
نقش زنان در موسیقی ایرانی (III)

نقش زنان در موسیقی ایرانی (III)

اما اولین زن نوازنده که از نوازندگیش بر روی گرامافون ضبط شد سه تارِ خانم پروانه است که خواننده نیز بوده است؛ آواز او با سنتور حبیب سماعی و تار قوام السلطان در سال ۱۳۰۶ به ضبط شده که انتشارات آن کمپانی هیزمسترز ویس بوده است، نام اصلی اش بتول رضایی است اما به نام موچول (چون ماه) و پروانه بر روی صفحات گرامافون ثبت شده است. پروانه زنی بود لاغر اندام و سبزه که در سال ۱۳۱۱ ش در سن حدود بیست و پنج سال در اثر بیماری سل در گذشت. (۱)
طبقه‌بندی سازها (IV)

طبقه‌بندی سازها (IV)

پریتوریوس به خاطر آن که مخاطبین‌اش گروهی متخصص بودند، اطلاعاتی ارائه کرد که هنوز هم برای موسیقی‌شناسان بی‌نهایت مهم است. کتاب او شامل یک جدول نمایش اندازه‌ی تمامی سازهای بادی و زهی «Tabella Universalis» است. او همچنین ضمیمه‌ای اضافه کرد که در آن تمام سازهای قرن شانزدهم با مقیاسی (برابر با «برانسویک») که می‌توانست با اندازه‌ی پای طبیعی در اولین صفحه مقایسه شود، تصویر شدند. این سازها نه تنها در گروه‌های مشابه (هم‌خانواده) بلکه همچنین در اشکال گوناگون هم‌نوازی به تصویر آمدند.
نگاهی به موسیقی رمانتیک

نگاهی به موسیقی رمانتیک

لغت رمانتیک در اواخر قرن هجدهم، ابتدا برای بیان ایده های جدیدی که در هنر نقاشی و ادبیات بکار برده می شد مورد استفاده قرار گرفت. بعد ها پس از آغاز قرن نوزدهم موسیقیدان ها نیز از این لغت برای بیان شیوه های نوین آهنگسازی و اجرا استفاده کرند. برخلاف موسیقیدان های کلاسیک، هدف رمانیتک ها بیان بسیار پر قدرت احساسات توسط موسیقی بود که معمولا” بیان کننده احساس درونی آهنگساز بود. نباید اشتباه کرد و موسیقی رماتنیک را تنها بیان احساسات عاشقانه انسانی دانست، بلکه موسیقی رمانتیک علاوه بر آن می تواند طیف وسیعی از احساسات را شامل شود از حس میهن پرستانه تا حس ناگوار یا حتی گوارای مرگ.