دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۶
مدتی پیش آلبومی با صدای علیرضا افتخاری به بازار آمد که بر روی جلد این اثر نام جمشید عندلیبی، به عنوان آهنگساز مشاهده می شد. اما محتویات این آلبوم در واقع بازنوازی آثار قدیمی موسیقی بود؛ در این مورد خانم سیما بینا، نامه ای سرگشاده در سایت شخصی خود قرار داده است که در ادامه متن نامه را می خوانید.
در بازار آشفته و بی حساب و کتاب هنر ایران، تولید کاست و نوار موسیقی هم کالائی شده است در دست انواع بساز بفروشهای این رقم جنس!
گویا این هم دکانی است که گروهی را تحت عنوان خواننده، نوازنده، آهنگساز و تکثیر {کننده}نوار و غیره... به نان و آبی میرساند!
در کشوری که هیچ قانونی یا معیاری و محکی جهت سنجش ارزشهای هنری یا حفظ حقوق مادی و معنوی هنرمندان وجود ندارد ... خیلی طبیعی است اگر حتی هنرمندانی که به نامی و اعتباری در فن خود رسیده اند، به بیراهه روند! متاسفانه شاهد نمونه های بسیاری از این قبیل هنرمندان در کشور خودمان هستیم.
اکنون روی سخنم با آقای جمشید عندلیبی است!
هنرمند گرامی! شما که به هر حال به عنوان یک نی نواز برگزیده روزی در کنار هنرمندان بزرگ و به نام ایران و در آثار با ارزشی از آهنگسازان خوب کشورمان ساز زده اید و در هنر نواختن نی به مرتبه و نامی برجسته در زمانه خود رسیده اید... چه اجباری است که به عنوان یک
آهنگساز تقلبی نام خود را بر روی مجموعه ای از آهنگهای معروف محلی و ساخته های هنرمندانی دیگر بگذارید که قبلا اجرا شده و برای مردم ایران کاملا شناخته شده است؟
آیا لحظه ای فکر نمیکنید یک چنین تولیداتی نه تنها اثری از خلاقیت ندارد بلکه بی مایگی شما را در کارتان ثابت میکند، سابقه کارهای خوب و با ارزش هنریتان لوث میشود؟ نام و شخصیت یک نوازنده زبردست و یک خواننده خوش صدا را زیر سئوال میبیرد؟
آیا این یک اثر هنری است یا یک کاسبی، آنهم با آثار دیگران؟! دوست عزیز شما همان به که ساز خود را بزنید!
اشکال کار این نیستکه در این زمانه صدای زن در ایران ممنوع است. بنا براین صدا و آواز و کلیه حق و حقوق هنری من هم در کشورم ضایع و نابود شده است.
اما اکنون پس از 24- 25 سال دریافته ام که این ممنوعیت فقط برای خود من است نه دیگران که چه خواننده و چه فروشندگان نوار و فیلم میتوانند بدون اجازه قانونی یا بدون مجوز هنری یا اخلاقی یا شرعی به هر کیفیتی از صدا و کارهای موسیقی اجرا شده گذشته و جدید من به صورت نوار و سی دی و فیلم و ... سواستفاده نمایند.
گویا ممنوعیت صدای خانمها در این دوران، فرصتهای طلائی و غنیمتی برای سودجویان این میدان فراهم آورده است!
و ما اکنون دور از صحنه هنر ایران، شاهد آنیم که در صحنه روزگارمان چه میگذرد.
اسفند ۱۴م, ۱۳۸۶ at ۱:۴۹ ق.ظ
Khoob bood saide Sima Bina raa mi neveshtid
اسفند ۱۴م, ۱۳۸۶ at ۲:۲۲ ق.ظ
حرف خانوم سیما بینا کاملا صحیح است اما دو نکته به نظرم رسید
یکی انکه شاید چنین اشتباهی در اثر بی تفاوتی وسهوا اتفاق افتاده باشد که خود عذر بدتر از گناه است ونمی تواند توجیه کننده باشد
دیگر انکه خانوم سیما بینا باید بدانند که تنها حقوق زنان اوازه خوان نیست که در جامعه امروز ما ضایع می شودبلکه متاسفانه تمام هنرمندان مسیول
و هنرمندان واقعی انقدر با مشکلات متعدد مواجه اند که در بسیاری از موارد حتی فرصت اینکه اثار خود را ارایه کنند ندارند چه برسد که در مورد
حقوق مادی و معنوی خود نگران باشند. به راستی فردوسی چقدر زیبا چنین شرایطی را توصیف کرده است
نهان گشت آیین فرزانگان
پراکنده شد کام دیوانگان
هنر خوار شد جادوئی ارجمند
نهان راستی آشکارا گزند
اسفند ۱۴م, ۱۳۸۶ at ۸:۱۸ ق.ظ
چند سال پیش جناب عندلیبی در این مورد توضیح دادند که ناشر نسخه ای از کار نهایی نشده را که برای اخذ مجوز به ارشاد داده بودند با تدوین نامناسب منتشر کرده اند.. عجیبه که خانم سیما بینا بعد این همه مدت تازه به فکر افتادند…
اسفند ۱۴م, ۱۳۸۶ at ۹:۱۶ ق.ظ
رامتين جان ميشه بگي چي سهوي ودر اثر بي تفاوتي بوده اين كه من بشينم ترانه هاي قديمي و محلي رو به اسم قطعاتم بدم بين مردم!!!!!
اين خانه از بنيان…
اسفند ۱۴م, ۱۳۸۶ at ۹:۳۵ ق.ظ
ای بابا این که بار اول نیست دیگه داریم عادت میکنیم کدام مسئول مملکتی میدونه موسیقی چیه یا حقوق هنرمند کدومه؟ بعد توقع دارند هنرمند کار هنری ارائه بده.البته واقعا” این کار دیگه از بعضی ها بعید بود . به هرحال زندگی خرج داره دیگه!!!!
اسفند ۱۴م, ۱۳۸۶ at ۱:۳۶ ب.ظ
خانم بینای نازنین
این چه جای اعتراض است؟ مگر نمیدانید بساط خواجگی دوباره در ایران برپا شده؟
صدای اهل حرمسرا را نباید اغیار بشنوند، پس خواجه سرایان باز تولید شدند. اول که جناب افتخاری در آهنگهای دلکش عشوه نرینه نمودند جه استقبالی اهل فن و عمل بعمل آوردند؟ و همینطور حضرت مختاباد و ….
خب این وسط عده ای هم بنگاه خواجه یابی میزنند. بیرنس، بیزنس است دیگر.
همین است، غصه نخورید خوب میشویم!
اسفند ۱۴م, ۱۳۸۶ at ۳:۰۴ ب.ظ
سلام
به نظر میرسه که خانم سیما بینا تند رفتن
چون اینگونه اشتباهها ناشی از ناآگاهی ناشر و طراح جلده که مثلا اسم آفای افتخاری و عندلیبی رو به طراح دادن که کار کنه و اونها هم به خیال اینکه عندلیبی
آهنگساز این کاره اونو نوشته و کار از کار گذشته
که در نشر مجدد بایداصلاح بشه
و اگر قراره ایشون اعتراضی داشته باشن باید به شرکت مربوطه باشه نه افتخاری و عندلیبی
احتمالا نحوه چیدمان سازها یا تنظیم از آقای عندلیبیه
و در مورد خواندن کار هم که
نیازی به اجازه خانم سیما بینا نبوده مگر اینکه خودشون ساخته باشن که اینجور نیست و کارا قدیمیه
اسفند ۱۴م, ۱۳۸۶ at ۳:۲۱ ب.ظ
سلام
من هم با حرف ایشان موافقم .
کسانی که در جامعه ما میتوانستند الگو باشند حالا با دلایلی پوچ کیفیت را به خاطر هدفهایی پوچتر فدای کمیت میکنند . ودر حال حضر موسیقی ایران هیچ محوریت خاصی ندارد من فقط دلم به ابن خوش است که جوانهای ما غیرتی به خرج بدهند وعاشقان موسیقی در کنار موسیقی سر وسامانی به وضع مدیریت هنری بدهند به امید آن روز
اسفند ۱۴م, ۱۳۸۶ at ۴:۵۲ ب.ظ
باور اینکه چنین اشتباهی از آقای عندلیبی سر زده آسان نیست! بسیار متاسفم…
اسفند ۱۴م, ۱۳۸۶ at ۵:۲۰ ب.ظ
و چقدر جالب تر که وب سایت سیما بینا هم قیلتره !
اسفند ۱۴م, ۱۳۸۶ at ۷:۰۳ ب.ظ
برای خواننده این اثر لقب بساز بفروش مناسب مینماید.
اسفند ۱۵م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۴۳ ق.ظ
خب خب رفقا داغ کرده اند اول اینکه مودب باشیم دوم اینکه من مدتهاست اثار افتخاری را پی نمی گیرم کدام کارش با جمشید عندلیبی بوده؟ با جلیل را یادم هست
اما چند نکته همانطور که نبما اشاره کرده اگر شکایتی است خانم بینا تشریف ببرند دادگاه شکایت کنند. دوم انکه این بیدقتی ها از سوی ناشر در نگارش و تهیه یونیفرم کاست ها در ایران طبیعی است که بخشی از ان هم به بی سوادی موسیقایی انها بر می گردد و فرق تنظیم کننده و اهنگساز را نمی دانند
حالا فوقش چند تا کار قدیمی هم بازخوانی شده اسم خانم بینا هم نیامده من عذر خواهی می کنم . اگر ایشان دعوی کار فرهنگی دارند باید خوشحال باشند که این اثار شنیده می شوند پس از سالها، اما به نظرم قضیه پول و حق تالیف میان باشد که داغ می کنند و اینجور می تازند و الا نه اقای عندلیبی نه اقای افتخاری ادمهای تازه کار و ناتوانی نیستند خیلی هم احتیاجی به نظرم به دزدی اثار دیگران ندارند ادمهای توانایی هستند که امکانات زیادی هم دارند برای همکاری با اهنگسازان نامی …
دوستان عزیزم با فحاشی کردن-هرچند مودبانه( خواجه خواندن و …) چیزی عوض نمی شود مانطور که محمد عزیز گفته باید سرو سامانی به قضیه کپی رایت داده شود همین و بس خانم سیما بینا هر چقدر هم که جیغ بکشد فایده ندارد با تخطئه دیگران هم راه به جایی نمی برد اقای ناظری هم با همه بزرگی و بزرگواریش یک موقعی سه ماهه ای یک اثر منتشر می کرد یا همین جناب شجریان … بساز و بفروشی خیلی لغت جالبی نیست البته قبول دارم که کیفیت کارهای اقای افتخاری نزول کرده وکسی که سرو سیمین یا رازونیاز را می خواند یا نیلوفرانه ها را نباید … اما بازار خراب موسیقی، شنونده تربیت نشده موسیقی، شرکت های طماع موسیقی، مسئولین بی مسئولیت و موسیقی ندان موسیقی، اینها همه در کنار اینکه موسیقی دانان ما چشم دیدن هم را ندارند و منتقد موسیقی هم نداریم اشفته بازار بی کیفیت موسیقی امروز ما را پدید می آورد.
مثلا همین خانم سیما بینا می توانست نقدی بر روی ان اثر بنویسد و بگوید که من که اینها را ساخته ام و خوانده ام یا… منظورم این بوده اینجا را باید اینجور اجرا می کردید و…هم مالکیت معنویشان را نشان می دادند هم از سواد و تجربه موسیقیشان چیزی زکات می دادند و می اموختند هم سعه صدرشان را نشان می دادند.
اتفاقا امشب داشتم مصاحبه با استاد علیزاده را در شهروند امروز شماره۳۸بهمن۸۶ می خواندم گفتار ، سعه صدر و پاک نهادی ایشان واقعا تحسین برانگیز و تاثیر گذار است. بد نیست کمی هم از همدیگر بیاموزیم، نه؟
اسفند ۱۵م, ۱۳۸۶ at ۱:۰۸ ق.ظ
می گریستم بر قبری که تهیست
می خندیدم بر دستی که تهیست
مشکل نه ازآقای عندلبیه نه افتخاری
مشکل مایم. من و شما.
اسفند ۱۵م, ۱۳۸۶ at ۸:۰۳ ق.ظ
خانم سیما بینا تا حدی حق دارد .بنظرم تعدادی در ایران به صرف نفوذی که دارند ترانه دزدان قهاری شده اند مثل افتخاری و اصفهانی و مختاباد و… که هر گاه عرصه موسیقی برای همه طیف ها فراهم بود به زحمت در رده های آخر بازار جا میگرفتند چه برسد که آثاری را که تقریبا اثر ملی هستند دستکاری هم میکنند وخیلی هم احساس هنر مند تراز اول بودن میکنند که نیستند. ولی خانم سیما بینا خودش هم به تمام ترانه های این سرزمین از فولکلور تا کوچه بازار و… ناخنک میزند حتی با تلفظ اشتباه… آیا خانم شهلا سرشار حق اعتراض به سیما بینا دارد یا نه او چون در محضر استادان مشهور وخودعارف بین وبعضا بشدت پولکی شاگرد نبوده یا لس آنجلسی است حقی ندارد؟
اسفند ۱۵م, ۱۳۸۶ at ۸:۳۱ ق.ظ
به قول دوستمون مشکل از ماست.از مایی که هنوز ادب و شعور دو کلمه صحبت و نقد رو نداریم و هر کار سهوا و عمدا اشتباهی را با زشت ترین کلمات و ادبیات چاله میدانی جواب می دهیم .لیچار بار دیگران می کنیم و بعد می شینیم بر منبر موعظه و از فرهنگ حرف می زنیم.از حق و حقوق می گیم و برای پاسبانی هنر و موسیقی نعره می زنیم.لعنت بر ما که مدافع فرهنگی و هنری ما ادبیاتی اینچنین فاخر! دارند.
خدمت خانم سیما بینا عرض کنم سازنده ی این آثار شما نبودید که بحث کپی رایت موضوعیت داشته باشد.در مورد عنوان آهنگساز هم اقای جمشید عندلیبی چند سال پیش اعتراض بسیار شدیدی به ناشر کار کردند.احتمالا شما خارج از ایران در حال اجرای کنسرت بودید و نشنیدید.
اسفند ۱۵م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۴۵ ق.ظ
من یادم میآد بعد از انتشار اول این البوم- آقای عندلیبی تو روزنامه همشهری یه متنی چاپ کردند و خودشان از این موضوع گله مند بودند. یعنی گفتند که موسسه بدون هماهنگی همچین کاری رو انجام داده و قرار شد که اصلاح بشه.
اسفند ۱۵م, ۱۳۸۶ at ۶:۲۰ ب.ظ
با سلام
بدلیل اینکه کاست مذبور را ندیده و ننیوشیده ام ،در مورد اینکه آیا آهنگها از آن آقای عندلیبی است یا آهنگهای محلی ، نظری ندارم .
اما آنچه که جای تردید است اینکه آقای جمشید عندلیبی با آن سابقه هنری و دانش موسیقایی ، بعید است که چنین سهوی را انجام داده باشند .
شاید خانم سیما بینا بهتر بود قبل از نوشتن ای شکوائیه ، حال قضیه را از جناب عندلیبی جویا میشدند.
این درد کهنه که هنوز هنرمندان ما از هم فراری هستند و همدیگر را تحمل نمیکنند ، گریبان موسیقی ما را رها نکرده است.
اسفند ۱۵م, ۱۳۸۶ at ۷:۱۹ ب.ظ
بابا بی خیال،هنرمند چیه که حقوقش چی باشه…
اسفند ۱۶م, ۱۳۸۶ at ۳:۱۸ ق.ظ
خيلي جالبه كه خود خانم بينا نيز هميشه از اين تصنيف ها به عنوان ترانه هائي با گويش محلي نام ميبرندو اگر قرار بود توجه ائي به شناسنامه اثر ( سازنده - تنظيم كننده - خواننده - شاعر و …. ) شود بايد سالها پيش حداقل از طرف اين خانم ميشد . و نيز بازسازي يك اثر به معناي ثبت آن اثر به نام سركار خانوم سيما بينا نمي باشد چنانچه تصنيف نوائي اثر امير علي شير نوائي احتمال قريب به يقين در زمان پدر بزرگ خانم بينا ساخته شده …..
اسفند ۱۶م, ۱۳۸۶ at ۱۰:۴۹ ق.ظ
اگر اتفاقی غیر از ابن بیوفته جای سواله .
اسفند ۱۶م, ۱۳۸۶ at ۶:۵۶ ب.ظ
دوستان بدانید که چه موسیقیی گوش میکنید.این موسیقیهایی که من میبینم ارزش اینکه درباره اش حتی فکر کرد را ندارند.والبته بزرگ کردن برخی آدمها خود سیاستی است و نسل جوان ما هم خام…
اسفند ۱۶م, ۱۳۸۶ at ۱۰:۲۰ ب.ظ
در طول سالهائي كه به موسيقي نواحي مختلف كشورم گوش ميدهم هيچ گاه شاهد آن نبودم كه هنرمند عزيز مملكتمان سركار خانم بينا يادآور نام كساني كه براي اولين بار تصانيفي كه ايشان بازسازي كرده اند - باشند و تنها به لفظ ترانه ائي از شمال خراسان - شيراز - استان لرستان و….. بسنده كرده اند
اسفند ۱۷م, ۱۳۸۶ at ۳:۱۴ ب.ظ
خانم سیما بینادر مملکت ما دزدی امری رایج ومتداولی شده .بیت میدزدند.بیت المال میدزدند.اهنگ میدزدند.ریتم میدزدند.خوب دیگه عندلیبی وافتخاری از بقیه سارقان چی کم دارند؟محمد اخوان کتاب تنبک اقای رجبی دزدید وچاپ کردوکلی منافع برد واب از اب هم تکان نخورد.شما انتظاراتتون از جامعه هنری بالا نباشه.یک مشت دزد وقوادوکاسب وتاجر که برحسب اتفاق مثلا نی هم خوب میزنند واواز هم خوب میخونند….
اسفند ۱۷م, ۱۳۸۶ at ۵:۱۰ ب.ظ
دوستان سلام
عجيبه كه بعد از چند سال حالا اين هنرمند گرامي با اين شدت اين قضيه را مطرح كردند.
درست يادم مي آيد وقتي كاست “باباطاهر” كه در جلد آن نام جمشيد عندليبي به عنوان آهنگساز ذكر شده بود به بازار آمد به ايشان اعتراض شد و ايشان در يكي از مجلات موسيقي همانطور كه يكي از دوستان توضيح دادند صريحا اعلام كرد كه ناشر نسخه اوليه كه براي گرفتن مجوز بوده با سليقه خودش و بدون هماهنگي منتشر كره و صريحا و صريحا اعلام كردند كه نقش من آهنگسازي نبوده كه ملوديها همگي بازسازي آثار محلي هستند.
اميدوارم خانم سيما بينا به مطالبي كه در آن موقع مطرح و چاپ شد دسترسي پيدا كنند.
اسفند ۱۷م, ۱۳۸۶ at ۹:۲۴ ب.ظ
خانم بينا شما كه به لطف جمهوري اسلامي عازم كنسرت هاي خارج از كشور ميشويد و بدون هيچ گونه مشكلي در حال تردد ميباشيد ديگر چرا اين حرفها را ميزنيد ؟؟؟؟ معيار هاي كنسرت هاي خارج از كشور شما آيا با قوانين نظام مغاير نيست ؟؟ ايا تنها اينكه موهاي سرشما به لطف لباس هاي محلي بسيار زيبايتان پوشيده شده كافي است ؟؟
اسفند ۱۸م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۴۸ ق.ظ
محمد علی
خانم سیما بینادر مملکت ما دزدی امری رایج ومتداولی شده .بیت میدزدند.بیت المال میدزدند.اهنگ میدزدند.ریتم میدزدند.خوب دیگه عندلیبی وافتخاری از بقیه سارقان چی کم دارند؟محمد اخوان کتاب تنبک اقای رجبی دزدید وچاپ کردوکلی منافع برد واب از اب هم تکان نخورد.شما انتظاراتتون از جامعه هنری بالا نباشه.یک مشت دزد وقوادوکاسب وتاجر که برحسب اتفاق مثلا نی هم خوب میزنند واواز هم خوب میخونند….
اسفند ۱۷, ۱۳۸۶
……………………………………….
دوستان خوبم…اگر قرار باشد بی ادب باشیم کارمان نمی شود.. انگار دوستمان محمد علی خان پاک و مطهر و با تقوی امام چهاردهم -معاذالله - هستند که بقیه دزد و قواد و کاسب و تاجرند . اقایان افتخاری و عندلیبی از سر اتفاق خوب نمی خوانند و نمی نوازند بلکه این حاصل جمع شدن استعداد و زحمات سالیان است . انگار این امام چهاردهم ما قضیه توضیحات اقای عندلیبی را در نشریات -کامنت های بالا را یا نخوانده( سوادش را ندارد) یا خودش را به ندانستن میزند که عذر بدتر از گناه است و بی ادبانه به این و آن توهین می کند. ادب از بارزترین صفات پیامبر و ائمه اطهار بوده حالا شما که وارث ایشان هستید نمی دانم چرا این خصلت را واگذاشته اید یا شاید ائمه قرن ۲۱ به مطهرین قرون اولیه اسلام ربطی ندارند.
اگر اجرا و بازسازی اثار محلی جرم و کفر است پس برویم ارشیو کتابخانه ملی فرانسه را منفجر کنیم که تمام موسیقی محلی ما انجا ارشیو و محل رجوع محققین و اهنگسازان دنیا است. اقای محمد رضا درویش را هم گردن بزنیم صواب و ثواب دارد چون ایشان هم سالها زحمت کشیده اند و موسیقی محلی ما را ضبط و پژوهیده اند و البته حوزه هنری هم بد نیست اتشش بزنیم چون سالها پیش مجموعه ای منتشر کرده از همین نغمات محلی . انتشارات ماهور که جای خود را دارد دادگاه صحرایی هم نمی خواهد سالهاست دارد از گنجینه ملی موسیقی محلی ما نشر می کند.
اقای عزیز انصاف و حیا و عدالت هم خوب چیزی است. اگر اقای بهمن خان رجبی عرضه داشتند-که معتقدم دارند - کارشان را دیگری نمی دزدید!!!! ایشان هم با آن لحن خونریزشان ساکت نمی نشستند تا به حال دودمان جناب اخوا را به باد داده بودند.
موسیقی محلی ایران دارایی شخصی هیچ کس نیست چه رسد به خانم بینا که حداقل در ایران هنرمندی فراموش شده اند-به دلایلش کاری ندارم- مادربزرگهایی را می توانیم سراغ بگیریم در روستاهامان که ترانه های محلی را بسیار خوش اهنگتر و صحیح تر از ایشان می خوانند . پس بیراهه نرویم و نظر بی انصافی و توهین و هتاکی هم ندهیم. اگر داعیه هنر مندی داریم - که با این لحن و گفتارها کاملا نقض شده است - سخن از علم و نقد علمی و اجرای صحیح در ساختن و پرداختن اثار موسیقی کنیم که حرف مفت زدنش اسان و باد هواست.
من نه کار افتخاری را شنیده ام نه همان ها را که خانم بینا خوانده و مدعی مالکیتشان است. اما جناب محمد علی خان اگر مرد میدان هستید این دو را در یک مقایسه تطبیقی-تحلیلی برای ما بررسی کنید تا اگر نه گوشمان حد اقل دلمان به نور انصاف و علم روشن شود.
اسفند ۱۸م, ۱۳۸۶ at ۷:۵۲ ق.ظ
خبر شما در سایت خبری وبلاگ نویسان منتشر شد
اسفند ۱۸م, ۱۳۸۶ at ۴:۱۵ ب.ظ
جمله سیما بینا که روی صحبت او به جمشید عندلیبی است. یعنی چه؟
همه چیز در این جمله است. یعنی شخص دیگر را مخاطب قرار نداده چون دیگر ارزش خطاب قرار دادن ندارد…
اسفند ۱۸م, ۱۳۸۶ at ۴:۲۱ ب.ظ
این لینک را هم ببینید:
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=۸۶۱۲۱۵۰۲۱۵
چرا فقط برای کاست های افتخاری چنین اتفاقی می افتد!!!
اسفند ۱۸م, ۱۳۸۶ at ۱۰:۰۹ ب.ظ
سركار خانم بينا - هنرمند محترم .
ايا طي سالياني كه به اجرا موسيقي محلي مشغول بوده ايد بابت كارهائي مانند : آهنگ سازي - شعر - تنظيم و…. مبالغي را پرداخت كرده ايد كه اكنون در واقع از بقيه آقايان ادعاي غرامت ميكنيد ؟؟؟؟
موسيقي نواحي مايملك شخصي كسي نيست !! پس چرا سالها پيش از آقاي بيژني و يا روشن روان بابت اجرا تصنيف نوائي انتفادي نكرديد ؟؟؟
اسفند ۲۰م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۱۵ ب.ظ
ملامتگو چه دریابد میان عاشق و معشوق
نبیند چشم نابینا خصوص اسرار پنهانی
به رسم مهر و دوستی سلام،
در عجبم از برخی دوستان که چه بی پیرایه بر یگانه بانوی موسیقی اصیل ایرانی خرده میگیرند که این آهنگها و اشعار نه از ایشان است که حقی در قبال آنها داشته باشند و نه برای بازسازی آنها مخارجی را متحمل شده اند که اکنون ادعای غرامت داشته باشند،
دوستان آیا جز این است که اگر تلاشها و زحمات این بانوی بزرگوار نبود این اشعار کهن سالها پیش از یادها رفته بود و دیگر کسی خود آهنگها را به یاد نمی آورد تا چه رسد به سازنده اولیه آنها، ولی اکنون به یمن وجود ایشان است که شیفتگان هنر واقعی و اصیل ایرانی هر صبح و شام این آهنگهای زیبا را زیر لب زمزمه می کنند، و اگر چه ایشان سازنده اولیه این آثار نیستند ولی بیرون کشیدن آنها از اعماق تاریخ و سپس پیرایش و بازسازی آنها با ظرافت هر چه تمام کم از سرودن و ایجاد اولیه آنها ندارد،
دوستان، چه تاوانی برای زنده نگاه داشتن موسیقی ایرانی و چه هزینه ای بابت بازسازی هنر ایران زمین بیشتر از عمر و جان آدمیست که ایشان پرداخت نکرده اند؟ آیا نه اینگونه است که ایشان سالهای بسیاری از عمر و زندگی خود از دل و جان و بدون چشمداشت و کمکی از من و شما وقف تحقیق در دورافتاده ترین روستاها و سفر به نقطه نقطه این مرز و بوم نموده اند تا این گنجینه های گرانبها را با صدای زیبای خود جاودانه کنند و امروز این ما باشیم که بتوانیم بدین سادگی آنها را زمزمه کنیم و از آن هنر یکتا و آن صدای زیبا لذت بریم،
چه کسی می تواند تصور کند که چه سختیها و مرارتهایی در راه یافتن و بازسازی این آثار بر ایشان تحمیل شده که تحمل آنها به جز به خاطر عشق واقعی ایشان به هنر و موسیقی اصیل ایرانی ممکن نبوده و نیست،
حال ما در جواب ایشان چه می کنیم، یا با نادیده گرفتن این زحمات از آهنگهای ایشان سوءاستفاده میکنیم و یا با گفتن اینکه اشتباه شده و شخص دیگری مسئول بوده از سوءاستفاده کنندگان حمایت می کنیم که نه از گناه کسی که مسئولیت این کار را بر عهده گرفته می کاهد و نه زیان معنوی شخصی که برای آن اثر سالها از دل و جان زحمت کشیده را جبران می نماید.
اسفند ۲۰م, ۱۳۸۶ at ۱:۲۰ ب.ظ
ضمن تحسين وتاييد صحبت هاي محبوبه بايد بگويم، خانم سيما بينا،ادب در كلام آنهم براي همكار لازم بنظر مي رسد.هر چند من هم از كارهاي موسيقايي آقاي عندليبي زياد خوشم نمي آيد اما لازمست بدانيد موسيقي رشته تحصيلي ايشان هست همانگونه كه رشته تحصيلي جنابعالي نقاشي ميباشد با استدلال شما اگر ايشان در زمينه موسيقي بايد بروند سازشان را بزنند شما كه بايد برويد نقاشي تان را بكشيد!!!
اسفند ۲۱م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۵۶ ق.ظ
با سلام به هنرمند محبوب وب نظير ايران كه جواني نبوغ وهنرشو برايگان در اختيار هم ميهنانش قرار داده وميده مهمترين كار ايشون علاوه بر خواندن واحياي گويش هاي محلي جم اوري فلكولوريك اين كشوره براي يك چنين بانويي خداي من بايد بودجه وحرمت وامكانات در اختيارشون ميذاشتن كه شكوفاتر بشه ولي حيف وصد حيف واما از اين كه اقاي افتخاري بدون مجوز از همه اهنگ هاي زيبا وبه ياد ماندني خوانندگان مختلف بهره ها بردند من ضمن اين كه تا حدي از صداشون خوشم مياد ولي هرگز كاستياز ايشون تهيه نكردم تو تاكسي شنيدم ولي به ايشان توصيه مي كنم كه بهتر بود از تواناييهاي خودشان بهره مي جستن نه ديگران با درود فراوان با سرمايه هاي ملي وهنري كشورم
اسفند ۲۱م, ۱۳۸۶ at ۳:۱۰ ب.ظ
دوستان عزیز ، اول کمی فکر کنید موسیقی را گوش کنید آهنگ نازنین که در همین نوار افتخاری میباشد ، از احمد محسنی است و خانم سیما بینا درست گفته است و ایشان می گوید جرانام خود را آهنگساز روی نوار گذاشته است . خانم سیما بینا نمی گوید جرا هنرمندان ما آهنگ محلی می خواند تمام کارهای خانم سیما بینا را هنرمندان عزیز ایران می خواند و خراب می کند. کسی که موسیقی محلی ایران را می خواند باید به مقامهای محلی آشنا باشد. آیا شما می دانید ردیفهای موسیقی ایران با مقامهای موسیقی ایران فرق بسیاری است . به نظر من شما مثل دولتمردان ایران فکر می کنید . به جای احترام به خانم سیما بینا برای ۵۰ سال زحمت برای موسیقی محلی و این موسیقی را به خود ما نشان داده است .
اسفند ۲۱م, ۱۳۸۶ at ۳:۲۴ ب.ظ
خانم سیمین ، دکتر گفت شما خوب می شی ، کمی مشگل دارید که زمان می خواهد. لطفا سند همکاری خانم سیما بینا با جهموری اسلامی را پخش کنید تا همه ببینبم ، درد بسیاری است که خود شما یک خانم باشید .
اسفند ۲۱م, ۱۳۸۶ at ۵:۳۱ ب.ظ
دوستان عزیزم سلام
لطفا فقط گفتگوی همراه با ادب داشته باشیم آخه ما همه
ادیب زاده هستیم.
اسفند ۲۱م, ۱۳۸۶ at ۵:۳۳ ب.ظ
باسلام به همه دوستان ادیب وبسیارعزیزم
ازهمه کسانی که دراین گفتمان شرکت نموده اند به نوبه
خودم تشکر می نمایم .
اسفند ۲۲م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۰۸ ق.ظ
قابل توجه هموطن گرامي جناب محمدرضا عسگري : بهتر است كمي پاي درد دل اساتيد فولكلور : استاد يگانه - استاد عثمان محمد پرست - استاد فرج عليپور و …. بنشينيد و به درد دل هايشان در طول همكاري با هنر مند گرامي خانم بينا و نحوه گردآوري تصانيف بومي و محلي و شرايط دستمزد و …. گوش جان بدهيد !!!!!!!!!!!!
اسفند ۲۲م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۳۱ ق.ظ
۱-وب سایت خانم سیما بینا هم که یا غیر اخلاقی بوده یا سیاسی که فیلتر شده است!
۲- برایم جالب بود که بخصوص خانم ها بیشترین افرادی هستند که به خانم بینا اعتراض دارند!
نتیجه:هیچ زنی هیچگاه در ستایش یک زن دیگر بر نمی آید!این نکته را “نیچه ” چه زیبا گفته است.
اسفند ۲۲م, ۱۳۸۶ at ۸:۳۳ ب.ظ
قابل توجه خانوم شيدا
بنده به عنوان يك ايراني كه در كلن آلمان مدت ۲۵ سال است كه به عنواان پناهنده سياسي زندگي ميكنم صحبت خانم سيمين را تائيد و براي شما عزيزاني كه احتمالا”در داخل وطن عزيزمان زندگي ميكنيد درخواست توجه بيشتري را ميكنم .
عزيزان مصاحبه ايشان با تلويزيون آفتاب (تلويزيون رژيم )در اولين سالي كه به خارج از كشور تشريف آوردند . توضيح مجري تلويزيون كه سياسيت خارجي نظام با سياست داخلي آن بسيار مغاير است و تنظيم برنامه كنسرت ايشان توسط اين رسانه - رفت و آمد هاي مكرر اين هنرمند ارزنده به ايران بدون هيچ گونه دردسر با توجه به پخش آگهي هاي كنسرت هاي ايشان در تلويزيون هاي سياسي مانند پارس و … پس معنائي بغير از اين را دارد ؟؟؟؟؟ تحريم گروهي از ايرانيان داخل آلمان نسبت به كنسرت ايشان و…. ضمن اينكه ما غربت نشينان از صحت و سقم اين اخبار بيشتر در جريان ميباشيم.
اسفند ۲۲م, ۱۳۸۶ at ۱۰:۰۵ ب.ظ
با درود فراوان به عزيزان و عرض تبريك پيشاپيش عيد ايرانيان :
خانم بيناي عزيز بايد قبل از اينها اعتراض ميكرد
بياييد يك بار هم كه شده واقعيت را باز گوييم و به تقلب سود جويان كه ٍ كم هم انجام ندادند اعتراض كنيم ” تا گويند……”
اسفند ۲۳م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۱۵ ق.ظ
چرا این همه بالا و پایین، سیما بینا در پی حمایت از آهنگساز بوده نه خودش.
خانم مژده ی عزیز!
به نظر می رسه یک طرفه به قاضی رفته اید؛آیا شما حرف های خانم بینا را هم شنیده اید که قضاوت می کنید؟ این اولین شرط قضاوت است -اگر که اصلا ما در مقام قاضی باشیم!
اسفند ۲۳م, ۱۳۸۶ at ۲:۵۶ ب.ظ
آقای فتع الله ، لطف بفرمایید یکرفه به قاضی نروید . خانم سیما بینا سال ۱۹۹۴ از ایران برای اولین بار خارج شد ، برای کنسرت . در آن زمان هیچ خانم هنرمندی برای کنسرت از ایران خارج نشده بود . در آن زمان ( ۱۹۹۴ ) خانم سیما بینا در امریکا و اروپا کنسرت داشته است و خیلی هم عالی . خانم سیما بینا در هیچ تلویزیون دولتی و خصوصی رژیم مصاحبه ندارد . و شما عنوان می کنید پناهنده هستید . یعنی دارید مبارزه می کنید . با کی مبارزه می کنید با سیما بینا که عمر خود را برای موسیقی محلی گذاشته است . دوست عزیز سیما بینا هم دارد با همان رژیم مبارزه می کند . اگر دارد می خواند ، صدا زن در ایران حرام است ، خود این مبارزه است و در هر جای دنیا برای رژیم صدای زن حرام است . مگر رژیم از شما و من می ترسد که بازی کند . دوست عزیز ، هنرمندان این مملکت دارند از جان مایه می گذارند.
بیاییم قدره یکدگر بدانیم .
اسفند ۲۳م, ۱۳۸۶ at ۷:۲۴ ب.ظ
فتع الله خان ، لطفا نامه خانم سیما بینا را بخوانید و بعد بگوید شما مبارزه سیاسی هستید ، یا خانم سیما بینا .
شما ۲۵ سال به خودتان راست نگفتید ، تلویزیون آفتاب کجاست ، که شما در آلمان شهر کلن هستید از آن خبر دارید ، ولی من که ۴۵ سال در شهر کلن هستم از آن خبر ندارم . و دیگر حرفهای شما نا درست است .
در آن نامه خانم سیما بینا دفاع از آهنگسازی کرده که جمشید عندلیبی آنرا به نامه خود ضبط کرده است ، آهنگ ( نازنین ) آهنگساز احمد محسنی میباشد .
و در جای دیگر خانم سیما بینا انتقاد از دولت کرده ، برای نبودن آزادی زن .اگر یک بانوی ایرانی یخواهد از حق خود دفاع کند ، شما سیاسی ها می گویید ، این بانوی ایرانی دارد با رژیم همکاری می کند.
اسفند ۲۴م, ۱۳۸۶ at ۱۰:۲۳ ب.ظ
سلام دوستان من عذرا هستم ولي از اونجائي كه عشق سيما - صداي سيما - كاراكتر سيما را عاشقانه ميستايم دوستان ساليان درازيست كه مرا سيما مينامد منتهي اين كجا و آن كجا .
سالها پيش توسط يكي از دوستانم كه در آمريكا ( لوس آنجلس ) مقيم است و از آنجائي كه عشق من به سيماي نازنين را ميداند فيلم ويدئوئي مصاحبه ايشان با تلويزيون آفتاب را ديدم البته نه تنها اين فيلم بلكه هر زمان كه اين دوست نازنين به كنسرت هاي سيماي نازنينم برود ولو اگر شده روي بروشور برنامه امضائي از سيما برايم بگيرد آن را برروي ديدگانم ميگذارم . خودم نيز تا زماني كه ايشان در ايران تشريف داشتند به اكثر كنسرت هاي خصوص ايشان كه ويژه بانوان بود ( اغلب در شهرك غرب فاز ۳ و يا چند باري در فرمانيه خيابان آبكوه )رفتم . به هر حال ديدن اين فيلم و مصاحبه سيماي نازنينم با تلويزيون آفتاب سرسوزني از ارادت من نسبت به اين بانو را نكاست . و سيما برايم هماني بود كه هست چرا كه من از صدايش لذت مي برم و فاكتور هاي ديگر مانند سياست و مسائل خانوادگي نه به من شنونده به هيچ كس ديگري نمي تواند ربط داشته باشد .
اسفند ۲۸م, ۱۳۸۶ at ۹:۰۱ ق.ظ
سلام دوستان
از اینکه اینهمه حساسیت وجود دارد خیلی خوشحالم.
اما مشکل این چیزها به این راحتی ها حل نمی شود.
هم تلاش شنوندگان و هم مسئولین و هم هنرمندان.
همه باهم باید تلاش کنیم.
فروردین ۸م, ۱۳۸۷ at ۵:۰۰ ب.ظ
باید از بانوی بزرگ موسیقی ایران خانم سیمابینا حمایت شود. مگر چند نفر مانند ایشان در تاریخ موسیقی این کشور وجود دارد؟ ایشان حق بزرگی به گردن نه تنها به گردن موسیقی ایرانی، بلکه به تاریخ موسیقی ایرانی دارند. منزلت ایشان وصف ناشدنی است. مگر متر و معیاری برای توصیف منزلت بانویی که بیش از ربع قرن در سکوتی تلخ، خاموش مانده پیدا می شود؟البته این نکته نیز لازم به توضیح است که اینگونه اقدامات متقلبانه، چیزی از عظمت دستاوردهای ایشان در تاریخ موسیقی ایران نمی کاهد. برای ایشان و همه طرفدارانشان آرزوی موفقیت دارم.
فروردین ۹م, ۱۳۸۷ at ۹:۳۱ ب.ظ
بسیار جای تاسف دارد که در زمانی زندگی میکنیم که شاهدحاکیت قانون جنگل بر همه حوزه ها خصوصا حوزه اخلاق وفرهنگ وهنر امروزه دیگر در ایران اینگونه دزدی هارواج دارد وامری عادی تلقی می شود به طوری که در نظرات دوستان هم می شود این را دید مثلا دوستمون گفتن که داغ نکنید یا دوست دیگر گفتن به نظرشون خانوم بینا خیلی تند رفتن!!!
به نظر من زمانی که در ان هستیم در اینده و برای ایندگان ما لکه ننگ ومایه سرافکندگیانان خواهد شد
باید بگویم هر انسانی به خصوص هنرمند رسالتی بر گردن دارد که باید به ان پایبند باشد
متاسفم
فروردین ۱۵م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۰۲ ق.ظ
مايه بسي خوشحالي است كه اين هموطنان عزيز وشريف ما از اقصي بلاد دنيا نسبت به يك همچنين ظلم فاحش وغبن اشكاري چون سپند بر روي آتش شده اندوهيچكدام را نيز ميسر نيست كه نجوشند!
اگر اين نورچشمان گرامي در تمامي كه نه ،دراغلب هم كه نه، در كمي از مشكلات موجود اين وطن دستي از نزديك بر آتش داشتند به ظن قريب به يقين به صورت خط در واز !ميگفتند : لنگش كن ! !البته شمار سينه چاكان خانم سيما بينا شايد كاستي مي گرفت . همين !
فروردین ۲۰م, ۱۳۸۷ at ۹:۴۳ ب.ظ
به نظر من
خوانندگان وآهنگسازان خارج از كشور به راحتي آهنگاي ساخته وثبت شده ي آهنگسازان داخل كشور را مي دزدند و با افتخار به نام خود ثبت ميكنند حال يكي از آهنگسازان داخلي يك يا حتي چند آهنگ فوركلور ايراني كه در آن زمان خانوم سيما بينا خوانده را دوباره زنده كرده اند اين هيچ ايرادي ندارد
فروردین ۲۲م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۱۳ ب.ظ
به نظرمن حق باخانم بيناست البته بايدحرفهاي اقايان عندليبي وافتخاري راهم بشنويم بعدقضاوت كنييم
فروردین ۲۶م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۳۳ ق.ظ
با سلام و بدون هيچگونه بي ادبي و اهانتي خانواده محترم عندليبي صرفا با هدف مالي موسيقي را دنبال مي كنند و بارها و بارها موسيقي مناطق مختلف به خصوي كردي را با شعر فارسي اجرا كرده و نام خود را به عنوان آهنگساز چاپ كرده اند.
فروردین ۳۱م, ۱۳۸۷ at ۵:۰۱ ب.ظ
سلام .من نیز با نظرات دوستم آقای هیرش موافقم .و به عنوان فردی که علاقه مند به هند بخصوص موسیقی هستم اذ آقایان عندلیبی خواهشمندم دست اذاین کارا بکشند و موسقی کردی یا آهنگهای هنرمندان دیگرو با نام خودشان روانه بازار نکنند .همین آقایان عندلیبی کاست از دست عشق آقای عزیز شاهرخ را به آقای افتخاری دانند تا فقط با تبدیل کردن اشعارش به فارسی روانه بازار کنند. این آقایان چه حوابی دارند /////////////
فروردین ۳۱م, ۱۳۸۷ at ۸:۱۶ ب.ظ
دوستان سلام:
دوستان مسایل و مشکلات موسیقی ما تنها محدود به مسئله ای که خانم بینا بیان فرمودند نیست.البته ایشان آنطورکه ادعا کرده انداز حقوق خود دفاع نموده اندواین حق هر انسانی است بگذریم از اینکه چنین حقی اصلا آیا وجه قانونی دارد یا نه.ودراین رابطه باید حرفهای استاد عندلیبی را هم بشنویم تا یک طرفه به قاضی نرویم.ولی عجیب است که چرا بعداز این همه سال خانم بینا تازه به یاد این مسئله افتاده اند
واین را عنوان نموده اند. موسیقی ما مشکلات زیادی دارد موسیقی که هزاران سال است سینه بسینه حفظ شده وپربارتر گشته تا بدست مارسیده آیا شایسته است که اینجنین مورد بی مهری ما قرار گیردنسل جوان چقدر از موسیقی سنتی ما میداند .رسانه های ما چه کاری در این رابطه انجام داده اند آیااین که ساز یاآوازی راپخش میکنند درحالی که نه از صاحب آواز ونه از نوازنده ساز خبری نیست آیا این اجحاف نیست در حق موسیقی. چه کسی بایددر این رابطه ادعای حق کند.
(چه گویم که نا گفتنم بهتر است)
اردیبهشت ۳م, ۱۳۸۷ at ۹:۰۶ ق.ظ
من با سیما بینای عزیز کاملا موافقم بقول مولوی:حق تعالی گفت ادبارگر ادبارجوست خار روییده جزای کشت اوست
اردیبهشت ۳م, ۱۳۸۷ at ۵:۳۵ ب.ظ
با سلام
اين استاد (آقاي عندليبي )كه از تحصيلات و تجربه كافي برحورداراست بجاي اين سو استفاده ها بهتر است دنبال ارتقا كيفي كار خود باشد چون از لحاظ كميت به اندازه كافي استاد شجريان ايشان را ارضا كرده است .
درد خانم سيمابينا درد همه عاشقان موسيقي اصيل ايراني است كه بايد بيشتر به آن پرداخت .
اردیبهشت ۴م, ۱۳۸۷ at ۳:۲۳ ب.ظ
بابا اینا که چیزی نیست.
آلبوم اخیر آقای بهروزی نیا رو کی گوش کرده؟
اسمش هست از سنگ تا الماس.
این بنده خدا اومده چند تا قطعه از ساخته های آقای مشکاتیان (توی کاست نوا مرکب خوانی) و بعضی از رنگ ها و چهار مضرابهای ردیف رو عینا توی این کاست زده و با اسمهایی مثل “سنگ” و “الماس” و “آب” و … به اسم خودش منتشر کرده.
چقدر بدبخیمت ما که داریم برای این موسیقی غصه می خوریم.
یه لحظه تصور کنید: یکی بیاد و رنگهای ردیف را به نام خودش منتشر بکنه.
اردیبهشت ۷م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۳۰ ب.ظ
همتون هیچ چیز در مورد گلپا نشنیدید؟
اردیبهشت ۱۳م, ۱۳۸۷ at ۶:۵۵ ب.ظ
پیش از اون که کار به تکرار آثار گذشته برسه من از آقای عندلیبی سوال می کنم آخه چرا افتخاری؟ نام شما به اندازه کافی با نوازندگی خارق العاده تو اثر نینوا جاوید نشده بود؟
اردیبهشت ۱۴م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۲۴ ب.ظ
این استدلال هابرای کشوری خوب است که مدیریتی دارد .نه آن که گروهی ضد هنر سردمدار آن باشند. به امید آینده ای که صاحب کشورمان باشیم .