نامه سرگشاده سیما بینا

سیما بینا
سیما بینا
مدتی پیش آلبومی با صدای علیرضا افتخاری به بازار آمد که بر روی جلد این اثر نام جمشید عندلیبی، به عنوان آهنگساز مشاهده می شد. اما محتویات این آلبوم در واقع بازنوازی آثار قدیمی موسیقی بود؛ در این مورد خانم سیما بینا، نامه ای سرگشاده در سایت شخصی خود قرار داده است که در ادامه متن نامه را می خوانید.

در بازار آشفته و بی حساب و کتاب هنر ایران، تولید کاست و نوار موسیقی هم کالائی شده است در دست انواع بساز بفروشهای این رقم جنس!

گویا این هم دکانی است که گروهی را تحت عنوان خواننده، نوازنده، آهنگساز و تکثیر {کننده}نوار و غیره… به نان و آبی میرساند!

در کشوری که هیچ قانونی یا معیاری و محکی جهت سنجش ارزشهای هنری یا حفظ حقوق مادی و معنوی هنرمندان وجود ندارد … خیلی طبیعی است اگر حتی هنرمندانی که به نامی و اعتباری در فن خود رسیده اند، به بیراهه روند! متاسفانه شاهد نمونه های بسیاری از این قبیل هنرمندان در کشور خودمان هستیم.

اکنون روی سخنم با آقای جمشید عندلیبی است!

هنرمند گرامی! شما که به هر حال به عنوان یک نی نواز برگزیده روزی در کنار هنرمندان بزرگ و به نام ایران و در آثار با ارزشی از آهنگسازان خوب کشورمان ساز زده اید و در هنر نواختن نی به مرتبه و نامی برجسته در زمانه خود رسیده اید… چه اجباری است که به عنوان یک آهنگساز تقلبی نام خود را بر روی مجموعه ای از آهنگهای معروف محلی و ساخته های هنرمندانی دیگر بگذارید که قبلا اجرا شده و برای مردم ایران کاملا شناخته شده است؟

آیا لحظه ای فکر نمیکنید یک چنین تولیداتی نه تنها اثری از خلاقیت ندارد بلکه بی مایگی شما را در کارتان ثابت میکند، سابقه کارهای خوب و با ارزش هنریتان لوث میشود؟ نام و شخصیت یک نوازنده زبردست و یک خواننده خوش صدا را زیر سئوال میبیرد؟

آیا این یک اثر هنری است یا یک کاسبی، آنهم با آثار دیگران؟! دوست عزیز شما همان به که ساز خود را بزنید!

اشکال کار این نیست که در این زمانه صدای زن در ایران ممنوع است. بنا براین صدا و آواز و کلیه حق و حقوق هنری من هم در کشورم ضایع و نابود شده است.

اما اکنون پس از ۲۴- ۲۵ سال دریافته ام که این ممنوعیت فقط برای خود من است نه دیگران که چه خواننده و چه فروشندگان نوار و فیلم میتوانند بدون اجازه قانونی یا بدون مجوز هنری یا اخلاقی یا شرعی به هر کیفیتی از صدا و کارهای موسیقی اجرا شده گذشته و جدید من به صورت نوار و سی دی و فیلم و … سواستفاده نمایند. گویا ممنوعیت صدای خانمها در این دوران، فرصتهای طلائی و غنیمتی برای سودجویان این میدان فراهم آورده است!

و ما اکنون دور از صحنه هنر ایران، شاهد آنیم که در صحنه روزگارمان چه میگذرد.

116 دیدگاه

  • Masha
    ارسال شده در اسفند ۱۴, ۱۳۸۶ در ۱:۴۹ ق.ظ

    Khoob bood saide Sima Bina raa mi neveshtid

  • رامتین
    ارسال شده در اسفند ۱۴, ۱۳۸۶ در ۲:۲۲ ق.ظ

    حرف خانوم سیما بینا کاملا صحیح است اما دو نکته به نظرم رسید
    یکی انکه شاید چنین اشتباهی در اثر بی تفاوتی وسهوا اتفاق افتاده باشد که خود عذر بدتر از گناه است ونمی تواند توجیه کننده باشد
    دیگر انکه خانوم سیما بینا باید بدانند که تنها حقوق زنان اوازه خوان نیست که در جامعه امروز ما ضایع می شودبلکه متاسفانه تمام هنرمندان مسیول
    و هنرمندان واقعی انقدر با مشکلات متعدد مواجه اند که در بسیاری از موارد حتی فرصت اینکه اثار خود را ارایه کنند ندارند چه برسد که در مورد
    حقوق مادی و معنوی خود نگران باشند. به راستی فردوسی چقدر زیبا چنین شرایطی را توصیف کرده است

    نهان گشت آیین فرزانگان

    پراکنده شد کام دیوانگان

    هنر خوار شد جادوئی ارجمند

    نهان راستی آشکارا گزند

  • ارسال شده در اسفند ۱۴, ۱۳۸۶ در ۸:۱۸ ق.ظ

    چند سال پیش جناب عندلیبی در این مورد توضیح دادند که ناشر نسخه ای از کار نهایی نشده را که برای اخذ مجوز به ارشاد داده بودند با تدوین نامناسب منتشر کرده اند.. عجیبه که خانم سیما بینا بعد این همه مدت تازه به فکر افتادند…

  • عبدالرضا
    ارسال شده در اسفند ۱۴, ۱۳۸۶ در ۹:۱۶ ق.ظ

    رامتین جان میشه بگی چی سهوی ودر اثر بی تفاوتی بوده این که من بشینم ترانه های قدیمی و محلی رو به اسم قطعاتم بدم بین مردم!!!!!
    این خانه از بنیان…

  • مجید
    ارسال شده در اسفند ۱۴, ۱۳۸۶ در ۹:۳۵ ق.ظ

    ای بابا این که بار اول نیست دیگه داریم عادت میکنیم کدام مسئول مملکتی میدونه موسیقی چیه یا حقوق هنرمند کدومه؟ بعد توقع دارند هنرمند کار هنری ارائه بده.البته واقعا” این کار دیگه از بعضی ها بعید بود . به هرحال زندگی خرج داره دیگه!!!!

  • ارینب
    ارسال شده در اسفند ۱۴, ۱۳۸۶ در ۱:۳۶ ب.ظ

    خانم بینای نازنین

    این چه جای اعتراض است؟ مگر نمیدانید بساط خواجگی دوباره در ایران برپا شده؟
    صدای اهل حرمسرا را نباید اغیار بشنوند، پس خواجه سرایان باز تولید شدند. اول که جناب افتخاری در آهنگهای دلکش عشوه نرینه نمودند جه استقبالی اهل فن و عمل بعمل آوردند؟ و همینطور حضرت مختاباد و ….
    خب این وسط عده ای هم بنگاه خواجه یابی میزنند. بیرنس، بیزنس است دیگر.

    همین است، غصه نخورید خوب میشویم!

  • نیما
    ارسال شده در اسفند ۱۴, ۱۳۸۶ در ۳:۰۴ ب.ظ

    سلام
    به نظر میرسه که خانم سیما بینا تند رفتن
    چون اینگونه اشتباهها ناشی از ناآگاهی ناشر و طراح جلده که مثلا اسم آفای افتخاری و عندلیبی رو به طراح دادن که کار کنه و اونها هم به خیال اینکه عندلیبی
    آهنگساز این کاره اونو نوشته و کار از کار گذشته
    که در نشر مجدد بایداصلاح بشه
    و اگر قراره ایشون اعتراضی داشته باشن باید به شرکت مربوطه باشه نه افتخاری و عندلیبی
    احتمالا نحوه چیدمان سازها یا تنظیم از آقای عندلیبیه
    و در مورد خواندن کار هم که
    نیازی به اجازه خانم سیما بینا نبوده مگر اینکه خودشون ساخته باشن که اینجور نیست و کارا قدیمیه

  • محمد
    ارسال شده در اسفند ۱۴, ۱۳۸۶ در ۳:۲۱ ب.ظ

    سلام
    من هم با حرف ایشان موافقم .
    کسانی که در جامعه ما میتوانستند الگو باشند حالا با دلایلی پوچ کیفیت را به خاطر هدفهایی پوچتر فدای کمیت میکنند . ودر حال حضر موسیقی ایران هیچ محوریت خاصی ندارد من فقط دلم به ابن خوش است که جوانهای ما غیرتی به خرج بدهند وعاشقان موسیقی در کنار موسیقی سر وسامانی به وضع مدیریت هنری بدهند به امید آن روز

  • سمن
    ارسال شده در اسفند ۱۴, ۱۳۸۶ در ۴:۵۲ ب.ظ

    باور اینکه چنین اشتباهی از آقای عندلیبی سر زده آسان نیست! بسیار متاسفم…

  • کامیار
    ارسال شده در اسفند ۱۴, ۱۳۸۶ در ۵:۲۰ ب.ظ

    و چقدر جالب تر که وب سایت سیما بینا هم قیلتره !

  • حمید
    ارسال شده در اسفند ۱۴, ۱۳۸۶ در ۷:۰۳ ب.ظ

    برای خواننده این اثر لقب بساز بفروش مناسب مینماید.

  • omid
    ارسال شده در اسفند ۱۵, ۱۳۸۶ در ۱۲:۴۳ ق.ظ

    خب خب رفقا داغ کرده اند اول اینکه مودب باشیم دوم اینکه من مدتهاست اثار افتخاری را پی نمی گیرم کدام کارش با جمشید عندلیبی بوده؟ با جلیل را یادم هست
    اما چند نکته همانطور که نبما اشاره کرده اگر شکایتی است خانم بینا تشریف ببرند دادگاه شکایت کنند. دوم انکه این بیدقتی ها از سوی ناشر در نگارش و تهیه یونیفرم کاست ها در ایران طبیعی است که بخشی از ان هم به بی سوادی موسیقایی انها بر می گردد و فرق تنظیم کننده و اهنگساز را نمی دانند
    حالا فوقش چند تا کار قدیمی هم بازخوانی شده اسم خانم بینا هم نیامده من عذر خواهی می کنم . اگر ایشان دعوی کار فرهنگی دارند باید خوشحال باشند که این اثار شنیده می شوند پس از سالها، اما به نظرم قضیه پول و حق تالیف میان باشد که داغ می کنند و اینجور می تازند و الا نه اقای عندلیبی نه اقای افتخاری ادمهای تازه کار و ناتوانی نیستند خیلی هم احتیاجی به نظرم به دزدی اثار دیگران ندارند ادمهای توانایی هستند که امکانات زیادی هم دارند برای همکاری با اهنگسازان نامی …
    دوستان عزیزم با فحاشی کردن-هرچند مودبانه( خواجه خواندن و …) چیزی عوض نمی شود مانطور که محمد عزیز گفته باید سرو سامانی به قضیه کپی رایت داده شود همین و بس خانم سیما بینا هر چقدر هم که جیغ بکشد فایده ندارد با تخطئه دیگران هم راه به جایی نمی برد اقای ناظری هم با همه بزرگی و بزرگواریش یک موقعی سه ماهه ای یک اثر منتشر می کرد یا همین جناب شجریان … بساز و بفروشی خیلی لغت جالبی نیست البته قبول دارم که کیفیت کارهای اقای افتخاری نزول کرده وکسی که سرو سیمین یا رازونیاز را می خواند یا نیلوفرانه ها را نباید … اما بازار خراب موسیقی، شنونده تربیت نشده موسیقی، شرکت های طماع موسیقی، مسئولین بی مسئولیت و موسیقی ندان موسیقی، اینها همه در کنار اینکه موسیقی دانان ما چشم دیدن هم را ندارند و منتقد موسیقی هم نداریم اشفته بازار بی کیفیت موسیقی امروز ما را پدید می آورد.
    مثلا همین خانم سیما بینا می توانست نقدی بر روی ان اثر بنویسد و بگوید که من که اینها را ساخته ام و خوانده ام یا… منظورم این بوده اینجا را باید اینجور اجرا می کردید و…هم مالکیت معنویشان را نشان می دادند هم از سواد و تجربه موسیقیشان چیزی زکات می دادند و می اموختند هم سعه صدرشان را نشان می دادند.
    اتفاقا امشب داشتم مصاحبه با استاد علیزاده را در شهروند امروز شماره۳۸بهمن۸۶ می خواندم گفتار ، سعه صدر و پاک نهادی ایشان واقعا تحسین برانگیز و تاثیر گذار است. بد نیست کمی هم از همدیگر بیاموزیم، نه؟

  • امین
    ارسال شده در اسفند ۱۵, ۱۳۸۶ در ۱:۰۸ ق.ظ

    می گریستم بر قبری که تهیست
    می خندیدم بر دستی که تهیست

    مشکل نه ازآقای عندلبیه نه افتخاری
    مشکل مایم. من و شما.

  • سعید
    ارسال شده در اسفند ۱۵, ۱۳۸۶ در ۸:۰۳ ق.ظ

    خانم سیما بینا تا حدی حق دارد .بنظرم تعدادی در ایران به صرف نفوذی که دارند ترانه دزدان قهاری شده اند مثل افتخاری و اصفهانی و مختاباد و… که هر گاه عرصه موسیقی برای همه طیف ها فراهم بود به زحمت در رده های آخر بازار جا میگرفتند چه برسد که آثاری را که تقریبا اثر ملی هستند دستکاری هم میکنند وخیلی هم احساس هنر مند تراز اول بودن میکنند که نیستند. ولی خانم سیما بینا خودش هم به تمام ترانه های این سرزمین از فولکلور تا کوچه بازار و… ناخنک میزند حتی با تلفظ اشتباه… آیا خانم شهلا سرشار حق اعتراض به سیما بینا دارد یا نه او چون در محضر استادان مشهور وخودعارف بین وبعضا بشدت پولکی شاگرد نبوده یا لس آنجلسی است حقی ندارد؟

  • رضا
    ارسال شده در اسفند ۱۵, ۱۳۸۶ در ۸:۳۱ ق.ظ

    به قول دوستمون مشکل از ماست.از مایی که هنوز ادب و شعور دو کلمه صحبت و نقد رو نداریم و هر کار سهوا و عمدا اشتباهی را با زشت ترین کلمات و ادبیات چاله میدانی جواب می دهیم .لیچار بار دیگران می کنیم و بعد می شینیم بر منبر موعظه و از فرهنگ حرف می زنیم.از حق و حقوق می گیم و برای پاسبانی هنر و موسیقی نعره می زنیم.لعنت بر ما که مدافع فرهنگی و هنری ما ادبیاتی اینچنین فاخر! دارند.
    خدمت خانم سیما بینا عرض کنم سازنده ی این آثار شما نبودید که بحث کپی رایت موضوعیت داشته باشد.در مورد عنوان آهنگساز هم اقای جمشید عندلیبی چند سال پیش اعتراض بسیار شدیدی به ناشر کار کردند.احتمالا شما خارج از ایران در حال اجرای کنسرت بودید و نشنیدید.

  • یاشار
    ارسال شده در اسفند ۱۵, ۱۳۸۶ در ۱۱:۴۵ ق.ظ

    من یادم میآد بعد از انتشار اول این البوم- آقای عندلیبی تو روزنامه همشهری یه متنی چاپ کردند و خودشان از این موضوع گله مند بودند. یعنی گفتند که موسسه بدون هماهنگی همچین کاری رو انجام داده و قرار شد که اصلاح بشه.

  • علی
    ارسال شده در اسفند ۱۵, ۱۳۸۶ در ۶:۲۰ ب.ظ

    با سلام

    بدلیل اینکه کاست مذبور را ندیده و ننیوشیده ام ،در مورد اینکه آیا آهنگها از آن آقای عندلیبی است یا آهنگهای محلی ، نظری ندارم .
    اما آنچه که جای تردید است اینکه آقای جمشید عندلیبی با آن سابقه هنری و دانش موسیقایی ، بعید است که چنین سهوی را انجام داده باشند .
    شاید خانم سیما بینا بهتر بود قبل از نوشتن ای شکوائیه ، حال قضیه را از جناب عندلیبی جویا میشدند.
    این درد کهنه که هنوز هنرمندان ما از هم فراری هستند و همدیگر را تحمل نمیکنند ، گریبان موسیقی ما را رها نکرده است.

  • peyman
    ارسال شده در اسفند ۱۵, ۱۳۸۶ در ۷:۱۹ ب.ظ

    بابا بی خیال،هنرمند چیه که حقوقش چی باشه…

  • عسل
    ارسال شده در اسفند ۱۶, ۱۳۸۶ در ۳:۱۸ ق.ظ

    خیلی جالبه که خود خانم بینا نیز همیشه از این تصنیف ها به عنوان ترانه هائی با گویش محلی نام میبرندو اگر قرار بود توجه ائی به شناسنامه اثر ( سازنده – تنظیم کننده – خواننده – شاعر و …. ) شود باید سالها پیش حداقل از طرف این خانم میشد . و نیز بازسازی یک اثر به معنای ثبت آن اثر به نام سرکار خانوم سیما بینا نمی باشد چنانچه تصنیف نوائی اثر امیر علی شیر نوائی احتمال قریب به یقین در زمان پدر بزرگ خانم بینا ساخته شده …..

  • سینا
    ارسال شده در اسفند ۱۶, ۱۳۸۶ در ۱۰:۴۹ ق.ظ

    اگر اتفاقی غیر از ابن بیوفته جای سواله .

  • s
    ارسال شده در اسفند ۱۶, ۱۳۸۶ در ۶:۵۶ ب.ظ

    دوستان بدانید که چه موسیقیی گوش میکنید.این موسیقیهایی که من میبینم ارزش اینکه درباره اش حتی فکر کرد را ندارند.والبته بزرگ کردن برخی آدمها خود سیاستی است و نسل جوان ما هم خام…

  • محمد رضا
    ارسال شده در اسفند ۱۶, ۱۳۸۶ در ۱۰:۲۰ ب.ظ

    در طول سالهائی که به موسیقی نواحی مختلف کشورم گوش میدهم هیچ گاه شاهد آن نبودم که هنرمند عزیز مملکتمان سرکار خانم بینا یادآور نام کسانی که برای اولین بار تصانیفی که ایشان بازسازی کرده اند – باشند و تنها به لفظ ترانه ائی از شمال خراسان – شیراز – استان لرستان و….. بسنده کرده اند

  • محمد علی
    ارسال شده در اسفند ۱۷, ۱۳۸۶ در ۳:۱۴ ب.ظ

    خانم سیما بینادر مملکت ما دزدی امری رایج ومتداولی شده .بیت میدزدند.بیت المال میدزدند.اهنگ میدزدند.ریتم میدزدند.خوب دیگه عندلیبی وافتخاری از بقیه سارقان چی کم دارند؟محمد اخوان کتاب تنبک اقای رجبی دزدید وچاپ کردوکلی منافع برد واب از اب هم تکان نخورد.شما انتظاراتتون از جامعه هنری بالا نباشه.یک مشت دزد وقوادوکاسب وتاجر که برحسب اتفاق مثلا نی هم خوب میزنند واواز هم خوب میخونند….

  • ارسال شده در اسفند ۱۷, ۱۳۸۶ در ۵:۱۰ ب.ظ

    دوستان سلام
    عجیبه که بعد از چند سال حالا این هنرمند گرامی با این شدت این قضیه را مطرح کردند.
    درست یادم می آید وقتی کاست “باباطاهر” که در جلد آن نام جمشید عندلیبی به عنوان آهنگساز ذکر شده بود به بازار آمد به ایشان اعتراض شد و ایشان در یکی از مجلات موسیقی همانطور که یکی از دوستان توضیح دادند صریحا اعلام کرد که ناشر نسخه اولیه که برای گرفتن مجوز بوده با سلیقه خودش و بدون هماهنگی منتشر کره و صریحا و صریحا اعلام کردند که نقش من آهنگسازی نبوده که ملودیها همگی بازسازی آثار محلی هستند.
    امیدوارم خانم سیما بینا به مطالبی که در آن موقع مطرح و چاپ شد دسترسی پیدا کنند.

  • سیمین
    ارسال شده در اسفند ۱۷, ۱۳۸۶ در ۹:۲۴ ب.ظ

    خانم بینا شما که به لطف جمهوری اسلامی عازم کنسرت های خارج از کشور میشوید و بدون هیچ گونه مشکلی در حال تردد میباشید دیگر چرا این حرفها را میزنید ؟؟؟؟ معیار های کنسرت های خارج از کشور شما آیا با قوانین نظام مغایر نیست ؟؟ ایا تنها اینکه موهای سرشما به لطف لباس های محلی بسیار زیبایتان پوشیده شده کافی است ؟؟‌

  • omid
    ارسال شده در اسفند ۱۸, ۱۳۸۶ در ۱۲:۴۸ ق.ظ

    محمد علی

    خانم سیما بینادر مملکت ما دزدی امری رایج ومتداولی شده .بیت میدزدند.بیت المال میدزدند.اهنگ میدزدند.ریتم میدزدند.خوب دیگه عندلیبی وافتخاری از بقیه سارقان چی کم دارند؟محمد اخوان کتاب تنبک اقای رجبی دزدید وچاپ کردوکلی منافع برد واب از اب هم تکان نخورد.شما انتظاراتتون از جامعه هنری بالا نباشه.یک مشت دزد وقوادوکاسب وتاجر که برحسب اتفاق مثلا نی هم خوب میزنند واواز هم خوب میخونند….
    اسفند ۱۷, ۱۳۸۶

    ……………………………………….
    دوستان خوبم…اگر قرار باشد بی ادب باشیم کارمان نمی شود.. انگار دوستمان محمد علی خان پاک و مطهر و با تقوی امام چهاردهم -معاذالله – هستند که بقیه دزد و قواد و کاسب و تاجرند . اقایان افتخاری و عندلیبی از سر اتفاق خوب نمی خوانند و نمی نوازند بلکه این حاصل جمع شدن استعداد و زحمات سالیان است . انگار این امام چهاردهم ما قضیه توضیحات اقای عندلیبی را در نشریات -کامنت های بالا را یا نخوانده( سوادش را ندارد) یا خودش را به ندانستن میزند که عذر بدتر از گناه است و بی ادبانه به این و آن توهین می کند. ادب از بارزترین صفات پیامبر و ائمه اطهار بوده حالا شما که وارث ایشان هستید نمی دانم چرا این خصلت را واگذاشته اید یا شاید ائمه قرن ۲۱ به مطهرین قرون اولیه اسلام ربطی ندارند.
    اگر اجرا و بازسازی اثار محلی جرم و کفر است پس برویم ارشیو کتابخانه ملی فرانسه را منفجر کنیم که تمام موسیقی محلی ما انجا ارشیو و محل رجوع محققین و اهنگسازان دنیا است. اقای محمد رضا درویش را هم گردن بزنیم صواب و ثواب دارد چون ایشان هم سالها زحمت کشیده اند و موسیقی محلی ما را ضبط و پژوهیده اند و البته حوزه هنری هم بد نیست اتشش بزنیم چون سالها پیش مجموعه ای منتشر کرده از همین نغمات محلی . انتشارات ماهور که جای خود را دارد دادگاه صحرایی هم نمی خواهد سالهاست دارد از گنجینه ملی موسیقی محلی ما نشر می کند.
    اقای عزیز انصاف و حیا و عدالت هم خوب چیزی است. اگر اقای بهمن خان رجبی عرضه داشتند-که معتقدم دارند – کارشان را دیگری نمی دزدید!!!! ایشان هم با آن لحن خونریزشان ساکت نمی نشستند تا به حال دودمان جناب اخوا را به باد داده بودند.
    موسیقی محلی ایران دارایی شخصی هیچ کس نیست چه رسد به خانم بینا که حداقل در ایران هنرمندی فراموش شده اند-به دلایلش کاری ندارم- مادربزرگهایی را می توانیم سراغ بگیریم در روستاهامان که ترانه های محلی را بسیار خوش اهنگتر و صحیح تر از ایشان می خوانند . پس بیراهه نرویم و نظر بی انصافی و توهین و هتاکی هم ندهیم. اگر داعیه هنر مندی داریم – که با این لحن و گفتارها کاملا نقض شده است – سخن از علم و نقد علمی و اجرای صحیح در ساختن و پرداختن اثار موسیقی کنیم که حرف مفت زدنش اسان و باد هواست.
    من نه کار افتخاری را شنیده ام نه همان ها را که خانم بینا خوانده و مدعی مالکیتشان است. اما جناب محمد علی خان اگر مرد میدان هستید این دو را در یک مقایسه تطبیقی-تحلیلی برای ما بررسی کنید تا اگر نه گوشمان حد اقل دلمان به نور انصاف و علم روشن شود.

  • ارسال شده در اسفند ۱۸, ۱۳۸۶ در ۷:۵۲ ق.ظ

    خبر شما در سایت خبری وبلاگ نویسان منتشر شد

  • حمید
    ارسال شده در اسفند ۱۸, ۱۳۸۶ در ۴:۱۵ ب.ظ

    جمله سیما بینا که روی صحبت او به جمشید عندلیبی است. یعنی چه؟
    همه چیز در این جمله است. یعنی شخص دیگر را مخاطب قرار نداده چون دیگر ارزش خطاب قرار دادن ندارد…

  • حمید
    ارسال شده در اسفند ۱۸, ۱۳۸۶ در ۴:۲۱ ب.ظ

    این لینک را هم ببینید:
    http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8612150215
    چرا فقط برای کاست های افتخاری چنین اتفاقی می افتد!!!

  • محبوبه
    ارسال شده در اسفند ۱۸, ۱۳۸۶ در ۱۰:۰۹ ب.ظ

    سرکار خانم بینا – هنرمند محترم .
    ایا طی سالیانی که به اجرا موسیقی محلی مشغول بوده اید بابت کارهائی مانند : آهنگ سازی – شعر – تنظیم و…. مبالغی را پرداخت کرده اید که اکنون در واقع از بقیه آقایان ادعای غرامت میکنید ؟؟؟؟
    موسیقی نواحی مایملک شخصی کسی نیست !! پس چرا سالها پیش از آقای بیژنی و یا روشن روان بابت اجرا تصنیف نوائی انتفادی نکردید ؟؟؟‌

  • ارسال شده در اسفند ۲۰, ۱۳۸۶ در ۱۲:۱۵ ب.ظ

    ملامتگو چه دریابد میان عاشق و معشوق
    نبیند چشم نابینا خصوص اسرار پنهانی

    به رسم مهر و دوستی سلام،
    در عجبم از برخی دوستان که چه بی پیرایه بر یگانه بانوی موسیقی اصیل ایرانی خرده میگیرند که این آهنگها و اشعار نه از ایشان است که حقی در قبال آنها داشته باشند و نه برای بازسازی آنها مخارجی را متحمل شده اند که اکنون ادعای غرامت داشته باشند،
    دوستان آیا جز این است که اگر تلاشها و زحمات این بانوی بزرگوار نبود این اشعار کهن سالها پیش از یادها رفته بود و دیگر کسی خود آهنگها را به یاد نمی آورد تا چه رسد به سازنده اولیه آنها، ولی اکنون به یمن وجود ایشان است که شیفتگان هنر واقعی و اصیل ایرانی هر صبح و شام این آهنگهای زیبا را زیر لب زمزمه می کنند، و اگر چه ایشان سازنده اولیه این آثار نیستند ولی بیرون کشیدن آنها از اعماق تاریخ و سپس پیرایش و بازسازی آنها با ظرافت هر چه تمام کم از سرودن و ایجاد اولیه آنها ندارد،
    دوستان، چه تاوانی برای زنده نگاه داشتن موسیقی ایرانی و چه هزینه ای بابت بازسازی هنر ایران زمین بیشتر از عمر و جان آدمیست که ایشان پرداخت نکرده اند؟ آیا نه اینگونه است که ایشان سالهای بسیاری از عمر و زندگی خود از دل و جان و بدون چشمداشت و کمکی از من و شما وقف تحقیق در دورافتاده ترین روستاها و سفر به نقطه نقطه این مرز و بوم نموده اند تا این گنجینه های گرانبها را با صدای زیبای خود جاودانه کنند و امروز این ما باشیم که بتوانیم بدین سادگی آنها را زمزمه کنیم و از آن هنر یکتا و آن صدای زیبا لذت بریم،
    چه کسی می تواند تصور کند که چه سختیها و مرارتهایی در راه یافتن و بازسازی این آثار بر ایشان تحمیل شده که تحمل آنها به جز به خاطر عشق واقعی ایشان به هنر و موسیقی اصیل ایرانی ممکن نبوده و نیست،
    حال ما در جواب ایشان چه می کنیم، یا با نادیده گرفتن این زحمات از آهنگهای ایشان سوءاستفاده میکنیم و یا با گفتن اینکه اشتباه شده و شخص دیگری مسئول بوده از سوءاستفاده کنندگان حمایت می کنیم که نه از گناه کسی که مسئولیت این کار را بر عهده گرفته می کاهد و نه زیان معنوی شخصی که برای آن اثر سالها از دل و جان زحمت کشیده را جبران می نماید.

  • سنتور نی
    ارسال شده در اسفند ۲۰, ۱۳۸۶ در ۱:۲۰ ب.ظ

    ضمن تحسین وتایید صحبت های محبوبه باید بگویم، خانم سیما بینا،ادب در کلام آنهم برای همکار لازم بنظر می رسد.هر چند من هم از کارهای موسیقایی آقای عندلیبی زیاد خوشم نمی آید اما لازمست بدانید موسیقی رشته تحصیلی ایشان هست همانگونه که رشته تحصیلی جنابعالی نقاشی میباشد با استدلال شما اگر ایشان در زمینه موسیقی باید بروند سازشان را بزنند شما که باید بروید نقاشی تان را بکشید!!!

  • عذرا مجیبی
    ارسال شده در اسفند ۲۱, ۱۳۸۶ در ۱۱:۵۶ ق.ظ

    با سلام به هنرمند محبوب وب نظیر ایران که جوانی نبوغ وهنرشو برایگان در اختیار هم میهنانش قرار داده ومیده مهمترین کار ایشون علاوه بر خواندن واحیای گویش های محلی جم اوری فلکولوریک این کشوره برای یک چنین بانویی خدای من باید بودجه وحرمت وامکانات در اختیارشون میذاشتن که شکوفاتر بشه ولی حیف وصد حیف واما از این که اقای افتخاری بدون مجوز از همه اهنگ های زیبا وبه یاد ماندنی خوانندگان مختلف بهره ها بردند من ضمن این که تا حدی از صداشون خوشم میاد ولی هرگز کاستیاز ایشون تهیه نکردم تو تاکسی شنیدم ولی به ایشان توصیه می کنم که بهتر بود از تواناییهای خودشان بهره می جستن نه دیگران با درود فراوان با سرمایه های ملی وهنری کشورم

  • حسن
    ارسال شده در اسفند ۲۱, ۱۳۸۶ در ۳:۱۰ ب.ظ

    دوستان عزیز ، اول کمی فکر کنید موسیقی را گوش کنید آهنگ نازنین که در همین نوار افتخاری میباشد ، از احمد محسنی است و خانم سیما بینا درست گفته است و ایشان می گوید جرانام خود را آهنگساز روی نوار گذاشته است . خانم سیما بینا نمی گوید جرا هنرمندان ما آهنگ محلی می خواند تمام کارهای خانم سیما بینا را هنرمندان عزیز ایران می خواند و خراب می کند. کسی که موسیقی محلی ایران را می خواند باید به مقامهای محلی آشنا باشد. آیا شما می دانید ردیفهای موسیقی ایران با مقامهای موسیقی ایران فرق بسیاری است . به نظر من شما مثل دولتمردان ایران فکر می کنید . به جای احترام به خانم سیما بینا برای ۵۰ سال زحمت برای موسیقی محلی و این موسیقی را به خود ما نشان داده است .

  • شیدا
    ارسال شده در اسفند ۲۱, ۱۳۸۶ در ۳:۲۴ ب.ظ

    خانم سیمین ، دکتر گفت شما خوب می شی ، کمی مشگل دارید که زمان می خواهد. لطفا سند همکاری خانم سیما بینا با جهموری اسلامی را پخش کنید تا همه ببینبم ، درد بسیاری است که خود شما یک خانم باشید .

  • احمد
    ارسال شده در اسفند ۲۱, ۱۳۸۶ در ۵:۳۱ ب.ظ

    دوستان عزیزم سلام
    لطفا فقط گفتگوی همراه با ادب داشته باشیم آخه ما همه
    ادیب زاده هستیم.

  • احمد
    ارسال شده در اسفند ۲۱, ۱۳۸۶ در ۵:۳۳ ب.ظ

    باسلام به همه دوستان ادیب وبسیارعزیزم
    ازهمه کسانی که دراین گفتمان شرکت نموده اند به نوبه
    خودم تشکر می نمایم .

  • مژده
    ارسال شده در اسفند ۲۲, ۱۳۸۶ در ۱۲:۰۸ ق.ظ

    قابل توجه هموطن گرامی جناب محمدرضا عسگری : بهتر است کمی پای درد دل اساتید فولکلور : استاد یگانه – استاد عثمان محمد پرست – استاد فرج علیپور و …. بنشینید و به درد دل هایشان در طول همکاری با هنر مند گرامی خانم بینا و نحوه گردآوری تصانیف بومی و محلی و شرایط دستمزد و …. گوش جان بدهید !!!!!!!!!!!!

  • فرامرز
    ارسال شده در اسفند ۲۲, ۱۳۸۶ در ۱۱:۳۱ ق.ظ

    ۱-وب سایت خانم سیما بینا هم که یا غیر اخلاقی بوده یا سیاسی که فیلتر شده است!
    ۲- برایم جالب بود که بخصوص خانم ها بیشترین افرادی هستند که به خانم بینا اعتراض دارند!
    نتیجه:هیچ زنی هیچگاه در ستایش یک زن دیگر بر نمی آید!این نکته را “نیچه ” چه زیبا گفته است.

  • فتح الله
    ارسال شده در اسفند ۲۲, ۱۳۸۶ در ۸:۳۳ ب.ظ

    قابل توجه خانوم شیدا
    بنده به عنوان یک ایرانی که در کلن آلمان مدت ۲۵ سال است که به عنواان پناهنده سیاسی زندگی میکنم صحبت خانم سیمین را تائید و برای شما عزیزانی که احتمالا”در داخل وطن عزیزمان زندگی میکنید درخواست توجه بیشتری را میکنم .
    عزیزان مصاحبه ایشان با تلویزیون آفتاب (‌تلویزیون رژیم )‌در اولین سالی که به خارج از کشور تشریف آوردند . توضیح مجری تلویزیون که سیاسیت خارجی نظام با سیاست داخلی آن بسیار مغایر است و تنظیم برنامه کنسرت ایشان توسط این رسانه – رفت و آمد های مکرر این هنرمند ارزنده به ایران بدون هیچ گونه دردسر با توجه به پخش آگهی های کنسرت های ایشان در تلویزیون های سیاسی مانند پارس و … پس معنائی بغیر از این را دارد ؟؟؟؟؟ تحریم گروهی از ایرانیان داخل آلمان نسبت به کنسرت ایشان و…. ضمن اینکه ما غربت نشینان از صحت و سقم این اخبار بیشتر در جریان میباشیم.

  • علی
    ارسال شده در اسفند ۲۲, ۱۳۸۶ در ۱۰:۰۵ ب.ظ

    با درود فراوان به عزیزان و عرض تبریک پیشاپیش عید ایرانیان :
    خانم بینای عزیز باید قبل از اینها اعتراض میکرد
    بیایید یک بار هم که شده واقعیت را باز گوییم و به تقلب سود جویان که ٍ کم هم انجام ندادند اعتراض کنیم ” تا گویند……”

  • ارسال شده در اسفند ۲۳, ۱۳۸۶ در ۱۲:۱۵ ق.ظ

    چرا این همه بالا و پایین، سیما بینا در پی حمایت از آهنگساز بوده نه خودش.

    خانم مژده ی عزیز!
    به نظر می رسه یک طرفه به قاضی رفته اید؛آیا شما حرف های خانم بینا را هم شنیده اید که قضاوت می کنید؟ این اولین شرط قضاوت است -اگر که اصلا ما در مقام قاضی باشیم!

  • شیدا
    ارسال شده در اسفند ۲۳, ۱۳۸۶ در ۲:۵۶ ب.ظ

    آقای فتع الله ، لطف بفرمایید یکرفه به قاضی نروید . خانم سیما بینا سال ۱۹۹۴ از ایران برای اولین بار خارج شد ، برای کنسرت . در آن زمان هیچ خانم هنرمندی برای کنسرت از ایران خارج نشده بود . در آن زمان ( ۱۹۹۴ ) خانم سیما بینا در امریکا و اروپا کنسرت داشته است و خیلی هم عالی . خانم سیما بینا در هیچ تلویزیون دولتی و خصوصی رژیم مصاحبه ندارد . و شما عنوان می کنید پناهنده هستید . یعنی دارید مبارزه می کنید . با کی مبارزه می کنید با سیما بینا که عمر خود را برای موسیقی محلی گذاشته است . دوست عزیز سیما بینا هم دارد با همان رژیم مبارزه می کند . اگر دارد می خواند ، صدا زن در ایران حرام است ، خود این مبارزه است و در هر جای دنیا برای رژیم صدای زن حرام است . مگر رژیم از شما و من می ترسد که بازی کند . دوست عزیز ، هنرمندان این مملکت دارند از جان مایه می گذارند.
    بیاییم قدره یکدگر بدانیم .

  • فتع علی
    ارسال شده در اسفند ۲۳, ۱۳۸۶ در ۷:۲۴ ب.ظ

    فتع الله خان ، لطفا نامه خانم سیما بینا را بخوانید و بعد بگوید شما مبارزه سیاسی هستید ، یا خانم سیما بینا .
    شما ۲۵ سال به خودتان راست نگفتید ، تلویزیون آفتاب کجاست ، که شما در آلمان شهر کلن هستید از آن خبر دارید ، ولی من که ۴۵ سال در شهر کلن هستم از آن خبر ندارم . و دیگر حرفهای شما نا درست است .

    در آن نامه خانم سیما بینا دفاع از آهنگسازی کرده که جمشید عندلیبی آنرا به نامه خود ضبط کرده است ، آهنگ ( نازنین ) آهنگساز احمد محسنی میباشد .
    و در جای دیگر خانم سیما بینا انتقاد از دولت کرده ، برای نبودن آزادی زن .اگر یک بانوی ایرانی یخواهد از حق خود دفاع کند ، شما سیاسی ها می گویید ، این بانوی ایرانی دارد با رژیم همکاری می کند.

  • سیما
    ارسال شده در اسفند ۲۴, ۱۳۸۶ در ۱۰:۲۳ ب.ظ

    سلام دوستان من عذرا هستم ولی از اونجائی که عشق سیما – صدای سیما – کاراکتر سیما را عاشقانه میستایم دوستان سالیان درازیست که مرا سیما مینامد منتهی این کجا و آن کجا .
    سالها پیش توسط یکی از دوستانم که در آمریکا ( لوس آنجلس ) مقیم است و از آنجائی که عشق من به سیمای نازنین را میداند فیلم ویدئوئی مصاحبه ایشان با تلویزیون آفتاب را دیدم البته نه تنها این فیلم بلکه هر زمان که این دوست نازنین به کنسرت های سیمای نازنینم برود ولو اگر شده روی بروشور برنامه امضائی از سیما برایم بگیرد آن را برروی دیدگانم میگذارم . خودم نیز تا زمانی که ایشان در ایران تشریف داشتند به اکثر کنسرت های خصوص ایشان که ویژه بانوان بود ( اغلب در شهرک غرب فاز ۳ و یا چند باری در فرمانیه خیابان آبکوه )‌رفتم . به هر حال دیدن این فیلم و مصاحبه سیمای نازنینم با تلویزیون آفتاب سرسوزنی از ارادت من نسبت به این بانو را نکاست . و سیما برایم همانی بود که هست چرا که من از صدایش لذت می برم و فاکتور های دیگر مانند سیاست و مسائل خانوادگی نه به من شنونده به هیچ کس دیگری نمی تواند ربط داشته باشد .

  • عباس
    ارسال شده در اسفند ۲۸, ۱۳۸۶ در ۹:۰۱ ق.ظ

    سلام دوستان
    از اینکه اینهمه حساسیت وجود دارد خیلی خوشحالم.
    اما مشکل این چیزها به این راحتی ها حل نمی شود.
    هم تلاش شنوندگان و هم مسئولین و هم هنرمندان.
    همه باهم باید تلاش کنیم.

  • بیژن
    ارسال شده در فروردین ۸, ۱۳۸۷ در ۵:۰۰ ب.ظ

    باید از بانوی بزرگ موسیقی ایران خانم سیمابینا حمایت شود. مگر چند نفر مانند ایشان در تاریخ موسیقی این کشور وجود دارد؟ ایشان حق بزرگی به گردن نه تنها به گردن موسیقی ایرانی، بلکه به تاریخ موسیقی ایرانی دارند. منزلت ایشان وصف ناشدنی است. مگر متر و معیاری برای توصیف منزلت بانویی که بیش از ربع قرن در سکوتی تلخ، خاموش مانده پیدا می شود؟البته این نکته نیز لازم به توضیح است که اینگونه اقدامات متقلبانه، چیزی از عظمت دستاوردهای ایشان در تاریخ موسیقی ایران نمی کاهد. برای ایشان و همه طرفدارانشان آرزوی موفقیت دارم.

  • حامد
    ارسال شده در فروردین ۹, ۱۳۸۷ در ۹:۳۱ ب.ظ

    بسیار جای تاسف دارد که در زمانی زندگی میکنیم که شاهدحاکیت قانون جنگل بر همه حوزه ها خصوصا حوزه اخلاق وفرهنگ وهنر امروزه دیگر در ایران اینگونه دزدی هارواج دارد وامری عادی تلقی می شود به طوری که در نظرات دوستان هم می شود این را دید مثلا دوستمون گفتن که داغ نکنید یا دوست دیگر گفتن به نظرشون خانوم بینا خیلی تند رفتن!!!
    به نظر من زمانی که در ان هستیم در اینده و برای ایندگان ما لکه ننگ ومایه سرافکندگیانان خواهد شد
    باید بگویم هر انسانی به خصوص هنرمند رسالتی بر گردن دارد که باید به ان پایبند باشد
    متاسفم

  • اسد
    ارسال شده در فروردین ۱۵, ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۲ ق.ظ

    مایه بسی خوشحالی است که این هموطنان عزیز وشریف ما از اقصی بلاد دنیا نسبت به یک همچنین ظلم فاحش وغبن اشکاری چون سپند بر روی آتش شده اندوهیچکدام را نیز میسر نیست که نجوشند!
    اگر این نورچشمان گرامی در تمامی که نه ،دراغلب هم که نه، در کمی از مشکلات موجود این وطن دستی از نزدیک بر آتش داشتند به ظن قریب به یقین به صورت خط در واز !میگفتند : لنگش کن ! !البته شمار سینه چاکان خانم سیما بینا شاید کاستی می گرفت . همین !

  • افشین
    ارسال شده در فروردین ۲۰, ۱۳۸۷ در ۹:۴۳ ب.ظ

    به نظر من
    خوانندگان وآهنگسازان خارج از کشور به راحتی آهنگای ساخته وثبت شده ی آهنگسازان داخل کشور را می دزدند و با افتخار به نام خود ثبت میکنند حال یکی از آهنگسازان داخلی یک یا حتی چند آهنگ فورکلور ایرانی که در آن زمان خانوم سیما بینا خوانده را دوباره زنده کرده اند این هیچ ایرادی ندارد

  • ارسال شده در فروردین ۲۲, ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۳ ب.ظ

    به نظرمن حق باخانم بیناست البته بایدحرفهای اقایان عندلیبی وافتخاری راهم بشنویم بعدقضاوت کنییم

  • هیرش
    ارسال شده در فروردین ۲۶, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۳ ق.ظ

    با سلام و بدون هیچگونه بی ادبی و اهانتی خانواده محترم عندلیبی صرفا با هدف مالی موسیقی را دنبال می کنند و بارها و بارها موسیقی مناطق مختلف به خصوی کردی را با شعر فارسی اجرا کرده و نام خود را به عنوان آهنگساز چاپ کرده اند.

  • هوگر
    ارسال شده در فروردین ۳۱, ۱۳۸۷ در ۵:۰۱ ب.ظ

    سلام .من نیز با نظرات دوستم آقای هیرش موافقم .و به عنوان فردی که علاقه مند به هند بخصوص موسیقی هستم اذ آقایان عندلیبی خواهشمندم دست اذاین کارا بکشند و موسقی کردی یا آهنگهای هنرمندان دیگرو با نام خودشان روانه بازار نکنند .همین آقایان عندلیبی کاست از دست عشق آقای عزیز شاهرخ را به آقای افتخاری دانند تا فقط با تبدیل کردن اشعارش به فارسی روانه بازار کنند. این آقایان چه حوابی دارند /////////////

  • خسرو آقاجری
    ارسال شده در فروردین ۳۱, ۱۳۸۷ در ۸:۱۶ ب.ظ

    دوستان سلام:
    دوستان مسایل و مشکلات موسیقی ما تنها محدود به مسئله ای که خانم بینا بیان فرمودند نیست.البته ایشان آنطورکه ادعا کرده انداز حقوق خود دفاع نموده اندواین حق هر انسانی است بگذریم از اینکه چنین حقی اصلا آیا وجه قانونی دارد یا نه.ودراین رابطه باید حرفهای استاد عندلیبی را هم بشنویم تا یک طرفه به قاضی نرویم.ولی عجیب است که چرا بعداز این همه سال خانم بینا تازه به یاد این مسئله افتاده اند
    واین را عنوان نموده اند. موسیقی ما مشکلات زیادی دارد موسیقی که هزاران سال است سینه بسینه حفظ شده وپربارتر گشته تا بدست مارسیده آیا شایسته است که اینجنین مورد بی مهری ما قرار گیردنسل جوان چقدر از موسیقی سنتی ما میداند .رسانه های ما چه کاری در این رابطه انجام داده اند آیااین که ساز یاآوازی راپخش میکنند درحالی که نه از صاحب آواز ونه از نوازنده ساز خبری نیست آیا این اجحاف نیست در حق موسیقی. چه کسی بایددر این رابطه ادعای حق کند.

    (چه گویم که نا گفتنم بهتر است)

  • احسان
    ارسال شده در اردیبهشت ۳, ۱۳۸۷ در ۹:۰۶ ق.ظ

    من با سیما بینای عزیز کاملا موافقم بقول مولوی:حق تعالی گفت ادبارگر ادبارجوست خار روییده جزای کشت اوست

  • عبداله
    ارسال شده در اردیبهشت ۳, ۱۳۸۷ در ۵:۳۵ ب.ظ

    با سلام
    این استاد (آقای عندلیبی )که از تحصیلات و تجربه کافی برحورداراست بجای این سو استفاده ها بهتر است دنبال ارتقا کیفی کار خود باشد چون از لحاظ کمیت به اندازه کافی استاد شجریان ایشان را ارضا کرده است .
    درد خانم سیمابینا درد همه عاشقان موسیقی اصیل ایرانی است که باید بیشتر به آن پرداخت .

  • هانی
    ارسال شده در اردیبهشت ۴, ۱۳۸۷ در ۳:۲۳ ب.ظ

    بابا اینا که چیزی نیست.
    آلبوم اخیر آقای بهروزی نیا رو کی گوش کرده؟
    اسمش هست از سنگ تا الماس.
    این بنده خدا اومده چند تا قطعه از ساخته های آقای مشکاتیان (توی کاست نوا مرکب خوانی) و بعضی از رنگ ها و چهار مضرابهای ردیف رو عینا توی این کاست زده و با اسمهایی مثل “سنگ” و “الماس” و “آب” و … به اسم خودش منتشر کرده.
    چقدر بدبخیمت ما که داریم برای این موسیقی غصه می خوریم.
    یه لحظه تصور کنید: یکی بیاد و رنگهای ردیف را به نام خودش منتشر بکنه.

  • ارسال شده در اردیبهشت ۷, ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۰ ب.ظ

    همتون هیچ چیز در مورد گلپا نشنیدید؟

  • سما
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۳, ۱۳۸۷ در ۶:۵۵ ب.ظ

    پیش از اون که کار به تکرار آثار گذشته برسه من از آقای عندلیبی سوال می کنم آخه چرا افتخاری؟ نام شما به اندازه کافی با نوازندگی خارق العاده تو اثر نینوا جاوید نشده بود؟

  • فرامرز
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۴, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۴ ب.ظ

    این استدلال هابرای کشوری خوب است که مدیریتی دارد .نه آن که گروهی ضد هنر سردمدار آن باشند. به امید آینده ای که صاحب کشورمان باشیم .

  • نگار
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۴, ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۵ ق.ظ

    حیف از شما که ما در ایران از وجود شما بی بهره ایم .

  • بوف کور
    ارسال شده در تیر ۱۲, ۱۳۸۷ در ۱۲:۰۳ ق.ظ

    به نظر من این انتقادات بیشتر باید متوجه افتخاری باشه تا استاد عندلیبی.فکر کنم این اولین بار افتخاری نباشه و اخرین بارش هم نیست.
    قبلا کارهای بانو دلکش هم به همین بلا گرفتار شده و جالب توسط افتخاری.
    میتونست همین کار رو به نام بازخوانی به بازار بده ولی مگه غرور میزاره

  • حامد
    ارسال شده در تیر ۳۱, ۱۳۸۷ در ۱:۳۳ ب.ظ

    مگه مردها می نونن تو ایران کار کنند موسیقی توی ایران به دلایل مسایل سیاسی نه هنری به کندی میره جلو

  • حسن
    ارسال شده در مرداد ۱۸, ۱۳۸۷ در ۱۰:۴۳ ق.ظ

    جناب آقای عندلیبی بی شک مدرنترین نی نواز ایران هستند و ایشان تا آنجایی که من می شناسمشون قدرت خوبی در بازسازی و تنظیم آهنگ های گذشتگان را دارند . ایشان ادعایی نداشتند که آهنگساز این قطعات هستند و این مشکل بهتر بود به ناشر گوشزد می شد نه به استاد عندلیبی که زحمتی که برای نی نوازی ایران کشیدند غیر قابل چشم پوشیست.

  • جلال
    ارسال شده در شهریور ۱۳, ۱۳۸۷ در ۸:۰۰ ق.ظ

    کار کار اون افتخاریه. از کسی که توی جامعه بهش بگن علی دزده چی بر میاد؟ اونقدر ترانه از این و اون دزدیده و خونده که ناپیدا. محمد اصفهانی هم ایضا.

  • محمد
    ارسال شده در شهریور ۲۳, ۱۳۸۷ در ۹:۳۲ ب.ظ

    ارزش کارهای خانم سیما بینا را در ۵۰سال موسیقی اصیل ایران را هیچکس نمی تواند درک کند از انجایی که من از ایشان موسیقی زیاد گوش کرده ام هر اهنگی که میشنوم و در ان تقلیدی از سبک ایشان میبینم ناراهت می شوم و میگویم کاش خود خانم سیما بینا ان را میخواند جدیدا با راه اندازی شبکه رادیویی بیرجند اهنگهای ایشان را میگذارند اما با خوانندگان بدلی که این مساله خیلی درد اور است.

  • محمد
    ارسال شده در شهریور ۲۳, ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۳ ب.ظ

    دوست دارم برای یکبار هم که شده صدای گرم و دلنشین و ارامشبخش خانم سیما بینا بصورت ازاد در حضور جمع جامعه ایران و بدور از ممانعتهای فرهنگی و سیاسی جامعه شنیده شود

  • ارسال شده در آبان ۲۷, ۱۳۸۷ در ۷:۰۰ ق.ظ

    سلام خوب هستین سایت خوب عالی جالب و با حالی دارین و جدا امروز آهنگ و ترانه در ایران کالائی شده است و می توانند مردم با آهنگ های قدیمی که مال خواننده های قدیمی ما هستن و محلی مثل خواننده هایی چون خانم سیما بینا آقای آقاسی خانم هایده خانم حمیرا آقای وگین و امسال این ها می توانند خوذشان را بزرگ کنند بلکه آبروی خویش و آبروی ملت و دنیای موسقی ایران را میبرند خیلی ممنونم بابت شما که جدا به فکر موسیقی و دنیای موسیقی ایران هستن را صحبتاشان را در سایت یا وبلاگتان می گذارید و و سایت خصوصی یا وبلاگ های خصوصی شان را می زاید تا مردم حرف های آن ها را گوش کنند و ابرت بگیرن

  • behzad
    ارسال شده در فروردین ۱, ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۲ ب.ظ

    سیما خانم شما مایه افتخار مایی.

  • حسین ابو علی
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۸, ۱۳۸۸ در ۵:۲۳ ب.ظ

    من نیز از طرف بچه های جنوب {خوزستان} {سربندر} این عمل بی شرمانه اقای افتخاری را محکوم میکنم ودیگر به صدای این به ظاهر هنرمند گوش نمیدهیم

  • وحید
    ارسال شده در خرداد ۴, ۱۳۸۸ در ۴:۳۴ ب.ظ

    من نیز برای این هنرمند نماها که از هنر نیز به عنوان ابزاری برای کسب درآمد بیشتر سوئ استفاده میکنند و نام خود را هنرمند میگذارند متاسفم افرادی که از خود هیچ نوع خلاقیتی ندارند و از دسترنج دیگران برای خود اعتبار کسب میکنند

  • بی نام
    ارسال شده در آذر ۱۴, ۱۳۸۸ در ۸:۵۳ ق.ظ

    اگر موسیقی ما روال عادی را میگذراند حالا جوانان ما درگیر این موسیقیهای مبتذل نبودند

  • ارسال شده در بهمن ۳, ۱۳۸۸ در ۹:۳۵ ب.ظ

    درودبرسیماجان بینا امیداست دروطن محنت زدمان روزی رسدکه به امورهنری کشورمان باهمیاری رسانیم
    فرزندودوستدارشما
    محمدرضاکثرانی

  • شیرین
    ارسال شده در بهمن ۱۰, ۱۳۸۸ در ۲:۴۱ ب.ظ

    کاملا موافقم دم همتون گرم

  • حسین
    ارسال شده در اسفند ۱۶, ۱۳۸۸ در ۱:۱۶ ب.ظ

    با نظر علی آقا موافقم
    جدا از بحث اینکه آیا آقای عندلیبی چنین کاری را از روی عمد انجام داده اند یا نه ولی به طور کلی هنرمندان ما توان دیدن یکدیگر را ندارند. این را خودم هر روز شاهدم و بر سر آن هم ایستاده ام.

  • نسیم
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۵, ۱۳۸۹ در ۱:۰۳ ب.ظ

    سلام من خیلی دلم میخواد چند تا از آهنگ های بانوی آواز ایران رو دانلود کنم ولی نمیدونم از کجا میتونم این کار رو بکنم لطفا راهنماییم کنید یا به آدرس n.sh32@yahoo.com واسم ایمیل کنید. ممنون

  • رضا شجاعی
    ارسال شده در تیر ۱۴, ۱۳۸۹ در ۱۲:۲۳ ب.ظ

    کاملا موافقم…تایید میشه.. میشه خواهش کنم ادرس سایتی که بتونمترانه های قدیمی سیما بینا رو دانلود کنم به این ادرس برام بفرستید.سپاسگزارم..reza_shojaei258@yahoo.com

  • ارسال شده در تیر ۱۶, ۱۳۸۹ در ۷:۲۵ ب.ظ

    سلام
    نظر همه رو خوندم!
    منم یه چیزی بگم؟؟؟ راستش حق با سیمای عزیزه. آقای افتخاری قبلا هم از این کارا کرده و ترانه کجا سفر رفتی بانو دلکش رو با تغییرات مسخره ای بازخوانی کرده. صداش خوبه جای خودش اما این کارا درست یست!

  • ارسال شده در مرداد ۳۱, ۱۳۸۹ در ۱۱:۰۸ ب.ظ

    لعنت به کسانی که از زحمات دیگران به اسم خودشان تمام میکنند آفرین بر خانم سیما با این نامه سرکوب کننده

  • مریم
    ارسال شده در شهریور ۲۴, ۱۳۸۹ در ۸:۲۱ ب.ظ

    تا هنر را شناختیم یادمان دادند رسالت هنر اعتراض است جای تعجب نیست از جناب افتخاری هنرمندکه منشا بزرگترین اعتراضات را صمیمانه در آغوش می کشند

  • ارسال شده در مهر ۱۸, ۱۳۸۹ در ۸:۳۴ ب.ظ

    خانم سیما سلام
    هرجند خواندکان بخواهند اهنکهاشما خوانگان قدیمی را تقلیدنمایند.بهخوبی اوازواهنگ شمانیست .موسقیی اصیل یاداورجوانی ماست .

  • ارسال شده در آبان ۱۷, ۱۳۸۹ در ۱۱:۰۶ ق.ظ

    سلام.
    خانم سیما بینا من خودم بیرجندیم و روی صدای شما تعصب جیبی دارم.
    تمام بیرجندی ها هم شما وهم صدای شما را دوست دارند و موسیقی شما برای همه شان آشناست.
    من خودم که آهنگ افتخاری رو شنیدم ناراحت شدم.درسته که آهنگ شما رو برداشتن ولی گرمی صدای شما خیلی فرق میکنه.
    زنده باشید و برقرار.

  • فرهاد
    ارسال شده در آبان ۱۹, ۱۳۸۹ در ۱۰:۲۸ ق.ظ

    با سلام خدمت سیما بینای عزیز
    از افتخاری هر چه بگی بر میاد همیشه آثار دیگران راباکمال پررویی برداشته و مال خودش کرده
    شما اولی و آخری نیستی الان هم که استاد شجریان را مورد تاخت تاز قرارداده است چه توقعی از یک دریوزه می رود
    شما جایگاه در دل ملت دارید

  • مریم
    ارسال شده در آبان ۳۰, ۱۳۸۹ در ۹:۵۹ ب.ظ

    سلام خانم سیما بینا من و خانوادم از علاقمندان شما هستیم خیلی متاسفم و برای خانم سیمین که برای شما این پیام گذاشته واقعا متاسفم .من به شخصه هم صداتونو وهم مدل لباساتون دوست دارم.دلم میخواد شمارو از نزدیک ببینمتون. امکان داره؟ من هم استانی شما هستم . دو سال در بیرجند درس خواندم الان تهران درس می خوانم.
    شاد و پاینده باشید

  • کیا
    ارسال شده در دی ۲۸, ۱۳۸۹ در ۱۰:۰۷ ق.ظ

    کاملا با نظرات ایشان موافقم متاسفانه همینگونه است خوانندگان و هنرمندان تقلبی چون افتخاری که اکثر کارهایش کپی از سایر هنرمندان مانند نادر گلچین و حمیراست با کمال وقاحت میاد تو تلویزیون و آهنگها را می خونه و سهیل محمودی هم صد تا علیرضا جان نثارش می کنه.

  • Helen
    ارسال شده در اسفند ۱, ۱۳۸۹ در ۱۲:۰۳ ب.ظ

    هنرمند ارزنده و افتخار ایران زمین نگران نباش مردم فرهنگ دوست ایران همیشه هنرمندان خودرادوست داشته و دوست خواهد داشت گرچه مدعیان دروغین و دذدان عرصه ی هنر تلاش بیهوده کنند
    امروزه مگرمیشود مردم جعفر پناهی راباهنرفروشانی چون ده نمکی ها را بایک دیده بنگرند

  • محمود
    ارسال شده در اسفند ۲۶, ۱۳۸۹ در ۸:۰۱ ب.ظ

    باسلام
    موسیقی زبان گویای عشق است که درهرقلبی لانه گزیند دیگرسراسروجودآدمی رافراخواهدگرفت وفرددارای این خصوصیت به کمالات انسانی نزدیک ونزدیکترمیشودتراوشات وحالات این نزدیکی چنان است که درمیچکدام ازاین نوشته هاجای نمیگیرد.پس این بساط راجمع کنیدکه همه شماباموسیقی وعشق واقعی بسیارفاصله دارید کمی به فکر خودباشید شاکی ومتشاکی ازهمه شمادراین مقوله برترند پس خموش شوید شاگردی پیشه کنیدشاید(هرچندازنوشته هابرمیایدکه بعیداست)یک پله به کمالات انسانی نزدیک شدید .امیدوارم

  • محمود
    ارسال شده در اسفند ۲۶, ۱۳۸۹ در ۸:۰۷ ب.ظ

    امیداست خداوندهمه شمارابه راه راست هدایت نماید تاموسیقی.عشق وموسیقیدان رابیشتربشناسید.یاعلی مدد

  • الهام
    ارسال شده در فروردین ۲۱, ۱۳۹۰ در ۶:۰۴ ب.ظ

    سیمابینا نمونه ی یک زن ایرانی اصیل
    ب
    ا
    صدای بسیار زیبا و هنرنمای عالی میباشد زنده باد

  • رضا
    ارسال شده در فروردین ۲۳, ۱۳۹۰ در ۱۱:۳۶ ق.ظ

    سلام بر سیما بینای و همه دوستان ایرانی که هر کدام بگونه با نامه سرگشاده این بانوی موسیقی ایران زمین برخورد نموده اندباید عرض کنم
    اولا باید قدری خوددار باشیم.ثانیا همین تکثر عقاید و همین نقد ها بر نامه این نازنین دلیل بر علاقه همگان به این هنرمند گرانقدر است . اصلا نقد چه مثبت و چه منفی دلیل بر اعتبارنقد شونده است . }جناب عندلیبی گرانمایه خود در پی برطرف نمودن اشتباه ناشر بر آمده اند . بگذار از غوغا سالاری خود را رها کنیم و با یاد آن روزهائی که صدای سیما بینااز رادیو پخش میشد و ما را تادر دبستان بدرقه می کردخود را دلخوش سازیم.

  • ارسال شده در فروردین ۲۳, ۱۳۹۰ در ۱۱:۰۸ ب.ظ

    سلام بر سیما بینای عزیزو ایرانیان نژاده
    موسیقی کلام عشق است و سیما همای عشق . همائی که بر دل مینشیند. من خراسانی نیستم اما سالها در تربت حیدریه زندگی کردم و با آوای شیرین او بدبستان می رفتم.عندلیبی عزیز خود به اشتباه پی برده اند و در صدد بر آمدند تا مساله را حل کنند. پس بر مااست که خویشتن دار باشیم .هر چه نقد بیشتر باشد دلیل بر آنست که مورد نقد اعتبار بیشتری دارد.
    حالا چه نقد مثبت باشد چه منفی .اما نقد منفی روحگداز است آنهم نقد منفی از سیما بینا
    بگذارید لطافت از دست رفته بروحمان باز گردد.کریمان جان فدای دوست کردند سگی بگذار ما هم مردمانیم

  • محمد
    ارسال شده در اردیبهشت ۵, ۱۳۹۰ در ۵:۲۰ ب.ظ

    سلام
    از اینکه باز میخواهی کنسرت اجرا کنی خیلی خوشحال شدم

  • احمد
    ارسال شده در اردیبهشت ۵, ۱۳۹۰ در ۵:۴۰ ب.ظ

    سال پیش کتابی با نام مانای سیما بینا در نمایشگاه بین المللی به فروش می رسید که تمامی اشعاری که خانم خوانده بودند در آن هبود.آما خداکند در کنسرت خود سیما آهنگهایی را بخواند که برای همه کسانی که از او تقلید می کنند تازگی ذاشته باشد و آنها را متحیر کند.

  • رسول
    ارسال شده در اردیبهشت ۷, ۱۳۹۰ در ۷:۵۵ ب.ظ

    خانم محترم ناراحت وغمین مباش خودت سر امدی وبی همتاهستی من ۶۵ ساله هستم و از کودکی تا امروز با نوای گرممت سالها را گذراندهام برایت ارزوی موفقیتهای بیشتری دارم وهمیشه شماواستادگران مایه اقای محمدرظاشجریان در قلب من جای دارید

  • آزاده
    ارسال شده در خرداد ۲۴, ۱۳۹۰ در ۵:۱۵ ب.ظ

    سلام. خیلی دوستتون دارم شما با صدای گرمتون همیشه بهترین لحظه ها رو برای هوادارانتون به ارمغان می یارید.به عنوان یه بیرجندی همیشه به شما افتخار کردم.
    بهترین ها رو براتون آرزومندم.

  • mohamad
    ارسال شده در دی ۱۵, ۱۳۹۰ در ۸:۳۸ ب.ظ

    با سن کم خود دوست دارم و عاشق آهنگاتم .

  • پوریا ب. (پریار)
    ارسال شده در دی ۲۱, ۱۳۹۰ در ۸:۲۸ ب.ظ

    این خانم شجاعت از چهرش میباره
    ما به همچین بانوان شجاعی نیاز داریم
    که در درجه اول حرف بزنند و بعد به اخلاقی گفتنش برسیم که ایشان چون محکم حرف زدند برخی دوستان فکرمیکنند ایشان بدسخن رانده اند.
    که چنین نیست.
    در باب تاریخچه و علمش چیزی نمیگویم چرا که چیزی نمیدانم.
    با آرزوی بهریتن ها برای این بانوی اصیل و شجاع ایرانی.

  • محمد
    ارسال شده در بهمن ۲۲, ۱۳۹۰ در ۱۱:۴۶ ب.ظ

    سلام پدر خانمم که در روستا زندگی میکنه هر وقت مرا میبید از من میپرسه الان خانم سیما بینا کجاست آیا اکنون هم می خواند من هم که چند سی دی از کنسرتهای قبل او دارم برایش میگذارم و او با علاقه خاص نگاه میکند عمه ام که در گذشته در روستا در آن زمانها از خانم زیاد آهنگ شنیده وقتی ترانه هایش را میشنوه اشک از چشمانش جاری می شود.خیلی ها وقتی صحبت از این خانم می شود بر میدارند میگند الان کجاست و چه میکنه؟

  • javid
    ارسال شده در بهمن ۲۸, ۱۳۹۰ در ۷:۲۷ ب.ظ

    خانم سیما بینا

    من به عنوان جوانی بیست و پنج ساله از زادگاه شما (خوسف) به شما اطمینان می دهم که جوانان و ایرانیان هیچوقت صدا و نام و اعتبار شما را با خواننده نماهای امروزی همچون علیرضا افتخاری از یاد نمی برند. ما از خوسف برایتان پیامی دارم “قلب ما به عشق شما می تپد تا زنده ایم” از پیر تا جوان عاشق شما هستند

  • مهدی س
    ارسال شده در اسفند ۱۸, ۱۳۹۰ در ۱۲:۲۷ ب.ظ

    سلام خانم بینا.
    همین الان دارم اهنگ جوونای قلعه پیر رو گوش میدم….
    در این مورد اما فردوسی هزهر سال پیش هشدار داد و گفت که چی پیش میاد….
    ز دهقان و از ترک و از تازیان
    نژادی پدید اید اندر میان
    نه دهقان نه ترک و نه تازی بود
    سخنها به کردار بازی بود….
    ما همان نسلیم…همان نژاد…غمناک و تاثر برانگیز است اما واقعیت دارد.ووواز این نژاد بیش از این نخواسته باش.

  • مجید موحدی
    ارسال شده در اسفند ۲۳, ۱۳۹۰ در ۴:۰۹ ب.ظ

    سیما بینای عزیزم هر چقدر آهنگهای زیبای تو را تقلید کنند بدان که ما با تمام وجود عاشق صدای قشنگ تو هستیم آرزوی من تنها یکبار دیدن روی ماه توست.قربونت برم

  • غلو آبادانی
    ارسال شده در خرداد ۲, ۱۳۹۱ در ۳:۴۴ ب.ظ

    واقعابرای افتخاری متاسفم !!!!!!

  • مجتبی
    ارسال شده در تیر ۲۱, ۱۳۹۱ در ۱۱:۲۵ ق.ظ

    به قول دوست اصفهانی واقعاکه کلمه(افت وخاری)برازنده این بشراست.

  • SANJAGHAK SADEGHI
    ارسال شده در مهر ۲۸, ۱۳۹۱ در ۱۲:۳۵ ب.ظ

    اصلا دزدان شعر هم کم نیستند و داستان نیز از بس می ترسم از دزدیده شدن نوشته هایم می ترسم به مجله یا روزنامه ای بفرستم برخی از انتشاراتی ها هم سارق آثار هنری ادبی شده اند فکر می کنند اگر شاعر یا نویسنده ای معروف نیست گرته برداری،یا دزدیدن اثرش هنر است از اثرش هنر است ،ای ول خجالت هم نمی کشند بعدهم به زبان انگلیسی الکمی که بلدند بر می گردانند ،گیرم که خالق ان نوشته نداند ،انسان با درون خودش چگونه تا می کند،من برای خط به خط نوشته هایم ارزش قایل هستم،وکسانی هم که تحت عنوان مسابقه تخیل هنرمند را می دزدند فکر نکنند خیلی هنرورند،اول درون و افکارشان را درست کنند،بعد تشریف بیاورند در عرصه فرهنگ گوهر پاک ببایدکه شودقابل فیض ورنه هرسنگ وگلی لؤلؤ و مرجان نشود ،بعد هم به پای کپی رایت می گذارند،دزد دزد است حتی اگر قانون کپی رایت الزامباشد،بااین وجود کاش مسولان عزیز کشورم ایران فکری به حال ما بینوایان بکنند …این هم خود به جای اوردن عدالت است و اما سیما بینای عزیز کارهای شما که توی آش دوغ هم پیداست که کار شماست وسارق فی الفور دستش رو می شود که طعم آش و گوشت آهو وکبک را از شما دزدیده ما بینوایان راه طریقت چگونه می توانیم اثبات کنیم که فلان بزرگ وارجمند وافضل نوشته مان به سرقت برده

  • حسن
    ارسال شده در آبان ۱۴, ۱۳۹۱ در ۱۰:۰۴ ق.ظ

    حرف خانم سیما بینا درست است. نمی دانم انصاف کجا رفته است.برخی اظهار نظرها خیلی بی انصافی است. یک هنرمند زن به کجا پناه ببرد از دست این حرفها.
    خانم بینا کارها و صدای جاودانی دارند.
    مگر برادران گریم گفته اند که داستانهایی را که از مردم گوشه و کنار جمع کردند از چه کسانی جمع کردند؟ ای کاش ما مردم کمی انصاف داشتیم و می دانستیم بردن حاصل عمر یعنی چه؟

  • مهدی موسوی نژاد
    ارسال شده در آذر ۱۷, ۱۳۹۱ در ۱۲:۱۲ ق.ظ

    بازخوانی ترانه ها علاوه بر رعایت قوانین موجود باید با یاد و نام خواننده اصلی صورت گیرد و در ابتدای ترانه گفته شود خواننده بعدی هر قدر هنر مند باشد ولی کار اورجینال اول نمی شود خوب شد که خانم سیما بینای عزیز از باز خوانی ترانه شان ایراد گرفتند . ولی ترانه های دیگر هنرمندانی که دیگر حضور ندارند مثل خانم دلکش و خانم مرضیه توسط برخی اجرا میشود ولی لازم است که یاد و نام هنرمند اصلی فراموش نشود این کار یک سپاس و قدر شناسی
    در برابر خداوند که این صدای خوب را به آنها داده می باشد و یک تشکر از هنرمند که موافقت میکند ترانه اش را کس دیگری بخواند

  • azim.kh
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۷, ۱۳۹۲ در ۷:۲۴ ب.ظ

    چه زود گذشت ان دوران خوش درسال ۱۳۵۳ من سپاه بهداشت بودم ودر روستای خوسف خدمت میکردم یادم نمیرود ان صدای دوست داشتنی ومهربان سیما در برابر ما هنر نمایی کرد من وعموی سیما ودیگر دوستانم عرب زاده ووو چه دورانی بود من که ازدیار ترکمن صحرا بودم هیج موقع احساس تنهایی وغربت نکردم ودوران خدمتم بهترین دوران زندگیم بوده خانم سیما بینا به بزرگی خودت گذشت داشته باش ترانه هایت قوت قلبهای ماست سلام من بتمام اهالی خوسف

  • azim.kh
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۲, ۱۳۹۲ در ۱۲:۴۴ ق.ظ

    چه زود گذشت ان دوران خوش درسال ۱۳۵۳ من سپاه بهداشت بودم ودر روستای خوسف خدمت میکردم یادم نمیرود ان صدای دوست داشتنی ومهربان سیما در برابر ما هنر نمایی کرد من وعموی سیما ودیگر دوستانم عرب زاده ووو چه دورانی بود من که ازدیار

    ترکمن صحرا بودم هیج موقع احساس تنهایی وغربت نکردم ودوران خدمتم بهترین دوران زندگیم بوده خانم سیما بینا به بزرگی خودت گذشت داشته باش ترانه هایت قوت قلبهای ماست سلام من بتمام اهالی خوسف

  • ناوک
    ارسال شده در تیر ۱۷, ۱۳۹۲ در ۸:۴۶ ق.ظ

    سلاممن یک جوان۲۴ ساله هستم که گاهی شعر و ترانه مینویسم ومن هم معتقدم که حق ما خانوم ها بیشتر ضایع و پایمال شده
    من ازسالهای ابتدای عمرم با صدای خانوم بینا بزرگ شدم و در یک خانواده ی سنتی بودم و با خیلی از آثار سنتی آشنا هستم و وقتی میبینم این آثار از ذهن ها پاک میشوند یااز اونها اینچنین سواستفاده میشود قلبم به درد می آید چند بیت از اشعار خودم را مینویسم امیدوارم خوانندگان عزیز خوششون بیاد:
    از آن روز وطن رفت به دیدار مرگ
    که ساقه توانش نبود بهر برگ

    در آن روز که خون پسر را پدر
    به شمشیر خود ریخت نه بهر خزر

    در آن دم که رستم کشید تیغ لخت
    وسهراب بر خاک پیچید و خفت

    در آن دم که ضحاک زرتشت شد
    ندیدند که گه زین بر این پشت شد

    من خانوم بینا را از ته قلبم دوست میدارم به امید دیداری رودر رو با این هنرمند بزرگ

  • مصطفی
    ارسال شده در شهریور ۳۰, ۱۳۹۲ در ۱۲:۲۳ ب.ظ

    من بچه بیرجندم و واقعا متاسفم ونمیدانم که چطور این افراد خود را هنرمند مینامند در حالیکه فقط کپی کردن آثار افرادی که درایران مظلوم واقع شده اند را یاد دارند.من عاشق آثار خانوم بینا هستم و به ایشون خسته نباشیدمیگم(خدا قوت منده نباشی)

  • مجید
    ارسال شده در بهمن ۲۸, ۱۳۹۲ در ۸:۲۸ ب.ظ

    من فقط بعد سی سال گوش دادن انواع موسیقی میتونم بگم:
    موسیقی سنتی و افرادی مثل خانم سیما بیناریشه موسیقی ایرانی هستن
    متاسفانه اگر مردمان سایر ملل چنین افرادی را داشتن چنان اونها رو بالا میبردن که لنز تمام دوربین های جهان رو میچرخوندن سمت خودشون
    ما هم داریم
    حالا بیان ببینیم چه کردیم!!!!!

  • حمید رضا
    ارسال شده در اسفند ۲۹, ۱۳۹۲ در ۵:۵۰ ق.ظ

    با سلام منومادرم که همسن وسال شماست ترانه های شما را بسیار دوست داریم . شما از نظرمن علاوه برصدای زیبا واجرای استادانه محبوب همه ما هستیدو من شمارامانند فدوسی زمان خود میدانم . سمااشعار وترانه های محلی ایران درتاریخایران ما به زیبایی حک کردید . ودرهمه دورانها این سختیها ونا همواری راه بوده است .شماهنرمند جاویدان دنیا هستید و باید ازطرف سازمانهای بین المللی از شما تقدیر گردد .سلامت وپیروز باشید

  • ناشناس-
    ارسال شده در فروردین ۲۰, ۱۳۹۳ در ۱۲:۳۳ ق.ظ

    کسی که فرار کرده رفته خارج اصلا حق نداره درباره اتفاقات داخل ایران نظر بده چه برسه به اینکه بگه هنر منو دزدیدن. هر وقت اومدی ایران بعد حرف بزن ودیگه اینکه توحفه هم نیستی از کجا معلوم که خودت هم از یکی دیگه ندزدیده باشی خانوم سیما بینا

  • ارسال شده در تیر ۱۷, ۱۳۹۳ در ۳:۱۷ ب.ظ

    اره بخدا راست میگه همشهری من واقعا ناراحت شدم

  • ارسال شده در تیر ۱۷, ۱۳۹۳ در ۳:۱۹ ب.ظ

    جوابم به ناشناس اگه خبر ندارید بدون خانوم سیما بینا فرار نکرد ایشون هر سال عید میاد بیرجن ببخشید اطلاعات عمومیت کمه

  • raha
    ارسال شده در تیر ۲۷, ۱۳۹۳ در ۲:۱۵ ق.ظ

    خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا
    چه دشوار است/چه رنجی میکشد آنکس که انسان است واز احساس سرشار است!شهیددکترعلی شریعتی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بیژن کامکار: ایران قلب یک مسیر مهم در موسیقی منطقه بوده

امکانش هست. اینکه کنار هم باشند یا نه را قطعی نمی دانم. امیدوارم که باشند. نمی خواهم و نمی توانم آینده را پیش بینی کنم ولی فکر می‌کنم به احتمال زیاد بطور طبیعی این اتفاق خواهد افتاد و کنار هم خواهند بود. امروز نیریز نوازنده‌ی تار قابلی شده است. سیاوش پسر پشنگ بسیار خوب سنتور می زند البته کارش بیشتر به شیوه‌ی اردوان نزدیک است. بهار دختر ارژنگ بسیار با احساس عود می‌زند. دختر و پسر خود من که سازهای ضربی می‌زنند. پسر ارسلان در سطح عالی ویولون می‌زند و در کنسرت بعدی مان کنار مادرش که آلتو خواهد زد می‌نشیند. حتی تارا دختر هشت ساله ی اردشیر هم بچه‌ی بااستعدادی‌ست و تنبک و کمانچه می‌زند و بقیه هم همینطور.

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (VI)

نوازنده کیست؟‌‌ «آن که سازی را بنوازد؛ کسی که با آلتی از آلات موسیقی آهنگی را بنوازد. نوازندگی اقدام به اجرای نواهای موسیقی است. شغل و حرفه کسی که به نواختن موسیقی و اجرای آن به وسیله آلات موزیکی بپردازد‌‌» (حدادی/1376، 616). اصول تربیت نوازنده در موسیقی کنونی ایران با اصول و اهداف آموزش و پرورش یک نوازنده در سایر جوامع و فرهنگ ها متفاوت است؛ اگرچه در جزئیات با فرهنگ های همجوار مشابهت هایی وجود دارد.

از روزهای گذشته…

حضور بانوان در جامعه ی موسیقی ایران (I)

حضور بانوان در جامعه ی موسیقی ایران (I)

بیش از صد سال است که جامعه شناسان، حضور بانوان در زمینه های مختلف اجتماعی را در جوامع، معیاری برای رشد اجتماعی آن جامعه می دانند و با داشتن آمارهای مختلف، حضور بانوان را در عرصه های مختلف اجتماعی تحلیل می کنند. متاسفانه در کشور ما این آمار و ارقام کمتر در دسترس محققان بوده است و گاهی اصلا آمار گیری خاصی در این زمینه انجام نشده است.
چهارمین جشنواره موسیقی و فستیوال سنتور نوازی آموزشگاه پایور

چهارمین جشنواره موسیقی و فستیوال سنتور نوازی آموزشگاه پایور

چهارمین جشنواره موسیقی و فستیوال سنتور نوازی آموزشگاه پایور در تاریخ 19 آبان 90 در رده سنی 7 تا 27 سال با حمایت محمود عالیشوندی مدیر کل اداره فرهنگ و ارشاد یزد در تالار فرهنگ برگزار شد. در بخش اول این فستیوال نجمه جعفری 11 ساله نوازنده برتر نوجوان کشور با اجرای قطعاتی از آثار چپ کوک سنتور فرامرز پایور و پرویز مشکاتیان رتبه برتر، زهرا ستون زاده با اجرای قطعاتی از فرامرز پایور رتبه اول و سینا عقدایی و محمد حسین جلیلی رتبه های دوم و سوم را از آن خود کردند.
لقمان علی، درامر مسلمان (I)

لقمان علی، درامر مسلمان (I)

لقمان علی یک نمونه کامل است، یک الگوی تاریخی… موزیسینی اصیل که پیوسته در حال سفر است. با اینکه زمان و مکان به دنیا آمدنش کاملا مشخص است اما پس از آغاز فعالیت حرفه ایش خانه خود را در هر نقطه ای از دنیا می داند. او تحصیلات موسیقیایی خود را در نوجوانی یعنی در دهه های افسانه ای 50 و 60 قرن بیستم، در موسیقی گاسپل (Gospel Music)، بلوز، موسیقی ریتم و بلوز (R & B) و جز انجام داد.
نی و قابلیت های آن (XIV)

نی و قابلیت های آن (XIV)

مطالب ذکر شده در این قسمت برای نی هفت بند رایج نگاشته شده. بسیاری ازنوازندگان و آهنگسازان معتقدند که بهتر است برای ترکیب بندی ساز های ایرانی از نی هفت بند ساده استفاده کنند و برای برخی محدودیت های صوتی آن از ترکیب چند ساز به صورت انتقالی استفاده می کنند. برخی از نوازندگان چیره دست در اجرا های زنده هم ممکن است از چند ساز متفاوت استفاده کنند. با این روش بسیاری از فواصل و گوشه ها در محدوده های متفاوت و با رنگ بندی های متنوع قابل اجراست.
طبقه‌بندی سازها (II)

طبقه‌بندی سازها (II)

استفاده‌ی دیگر ساز‌ها به‌کارگیری‌ آن در رقص بود. پارتیتورهای سازی به علت عدم نیاز به ندرت وجود داشت؛ چرا که موسیقی‌دانان با تکیه بر رپرتوار محدودی از ملودی‌ها بداهه‌نوازی می‌کردند. حتا نواختن ساز‌های زهی، تقلید کورکورانه‌ای از صدای انسان بود، که تا پیش از دوره‌ی باروک، نسبت به هر نوع ساز دیگر جایگاه بالاتری داشت. در طی دوره‌ی رنسانس سازها، نوازندگان و سازندگان‌شان، از منزلت خاصی برخوردار شدند. به‌تدریج اما بدون شبهه، موسیقی‌دانان که در جایگاه کم‌ اهمیت‌تری نسبت به خوانندگان قرار داشتند، با رسیدن به خود باوری همچون نقاشان، مجسمه‌سازان و شاعران دوره‌ی رنسانس جایگاه خاص خود را یافتند. اقتصاد پویای آن دوران نیز در هنر سازسازی بی‌تاثیر نبود.
نگاهی به نقش ارکستر سمفونیک تهران در جشنواره بیست و دوم فجر (II)

نگاهی به نقش ارکستر سمفونیک تهران در جشنواره بیست و دوم فجر (II)

نگاهی به کیفیت اجرایی ارکستر سمفونیک و مسائل حاشیه ای آن نمونه خوبی است برای محک زدن مسئولان جدید موسیقی و تیمی که به تازگی عهده دار این غول موسیقی پایتخت شده اند.
ناصری و موسیقی متن فیلم ناخدا خورشید

ناصری و موسیقی متن فیلم ناخدا خورشید

ناخدا خورشید که اقتباسی است ایرانی و متبحرانه از رمان داشتن و نداشتن- ارنست همینگوی، به حق یکی از بهترین آثارناصر تقوایی و به خصوص سینمای ایران است که به دوران رشد و شکوفایی سینمای ایران در دهه شصت تعلق دارد. از آنجا که صحبت درباره این سینمای بزرگ اما گمنام خود نیازمند بحثی مفصل و از طرف دیگر از حوصله این متن خارج است، علاقه مندم در فرصتی مناسب به طور کامل به شرح و تفصیل درباره آن بپردازم.
موسیقی کریسمس (II)

موسیقی کریسمس (II)

همچنین از قرن هفدهم این رسم انگلیسی که بیشتر زنان را شامل میشد اجرا می شد که طی آن زنان ‘wassail bowl’ را بین همسایه ها می چرخاندند و درخواست هدیه می کردند که البته این کار با کارل (carol) هم همراه بود. علیرغم این تاریخچه طولانی کارل های کریسمسی که به جا مانده اند همگی متعلقه به قرن نوزدهم به بعد هستند البته به جز چند آهنگ فولک سنتی مانند:
موتسارتى که ما نمى شناسیم!

موتسارتى که ما نمى شناسیم!

همه افراد، حتى کسانى که موسیقى کلاسیک را خیلى کم مى شناسند، موتزارت را دوست دارند. شاید به همین دلیل، تنفر از [اپراى] «دون ژوان» و سمفونى «ژوپیتر» مانند تنفر داشتن از نور خورشید باشد! باید گفت موتزارت نه تنها براى احیاى زیبایى موسیقایى، بلکه براى دفاع از آن متولد شده است.ما نشانه هاى آثار موتزارت را مى شناسیم. در کنسرت ها، ضبط، رادیو و تلویزیون، آنها از همه جهت ما را احاطه کرده اند. این آشنایى باعث شده است که فراموش کنیم این آثار براى شنوندگان هم عصر موتزارت، در سالهاى اوج او، از ۱۷۸۲ تا زمان مرگ غیر منتظره اش در ،۱۷۹۱ تا چه اندازه جدید بودند.آیا مردم معاصر با او نیز مانند ما، او را مى ستودند؟ نسبتاً بله.
راپسودی آبی – قسمت دوم

راپسودی آبی – قسمت دوم

از آنجائیکه گرشوین برای ساخت این اثر چند هفته بیشتر زمان در اختیار نداشت، با عجله مقدمات نوشتن را آغاز کرد. در حقیقت ایده اصلی راپسودی آبی در قطار به هنگام سفر به بوستون به ذهن گرشوین خطور کرد.