بنجامین وبستر

بنجامین فرانسیس وبستر
بنجامین فرانسیس وبستر
بنجامین فرانسیس وبستر (Benjamin Francis Webster) یکی از نوازندگان بنام ساکسیفون (تنور ساکسیفون) آمریکا و در سبک جز میباشد او در شهر میسوری ایالت کانزاس آمریکا و در تاریخ ۲۷ مارس ۱۹۰۹ بدنیا آمد. بن وبستر و Lester Young و Coleman Hawkins سه تن از برجسته ترین نوازندگان تنور ساکسیفون در تاریخ موسیقی جز محسوب میشوند.

جدا از مهارت در نوازندگی، وی سبک و تن صدای مخصوص به خود را داشت. صدایی خشن و خشک و قوی یکی از خصوصیات نوازندگی وبستر بشمار می آمد اما در هنگام اجرای رومانتیک این طنین، به صدایی لطیف و گرم تبدیل میشد؛ همیشه الگویش در نوازندگی Johnny Hodges بود، کسی که وی اعتقاد داشت بیشترین درسها را از وی فرار گرفته است.

وی در سنین کودکی نواختن پیانو و ویولون را فراگرفت، قبل از شروع به فراگیری ساکسیفون وی حتی به ضبط و اجرای پیانو میپرداخت! یکبار Budd Johnson اصول اولیه نواختن ساکسیفون را به وی نشان داد که موجب علاقمندی اش به این ساز شد و در همان زمان بود که گروه خانوادگی یانگ (جایی که لستر یانگ دیگر نوازنده برجسته ساکسیفون) پیوست و موقعیت خوبی برایش فراهم شد تا تجربیات مفیدی در زمینه اجرا و نوازندگی بدست آورد.

audio file بشنوید قسمتی از نوازندگی بنجامین وبستر همراه با کولمن هاوکینز را

در آن زمان شهر کانزاس میعادگاه بسیاری از گروههای جز بود و بسیاری از نوازندگان و گروههای افسانه ای جز فعالیتشان را در این شهر شروع نمودند. وبستر نیز بعد از مدتی به گروه Bennie Moten پیوست و همراه با نوازندگانی چون Count Basie, Oran Page و Walter Page به هنر نمایی میپرداخت.

اما مهمترین اتفاق زندگی وی در سال ۱۹۳۵ اتفاق افتاد و در زمانی که وی برای اولین بار در گروه دوگ الینگتون اسطوره موسیقی جز شروع به نوازندگی نمود و این فرصت خوبی بود تا وی توانمندی های خود را در زمینه اجرا به نمایش در بیاورد. در سال ۱۹۴۰ وی نوازنده اصلی تنور گروه شد. وی از Johnny Hodges یاد مینماید (نوازنده آلتو ساکسیفون در گروه دوک الینگتون) که بیشترین تاثیر را در نوازندگی وی داشته است.

در خلال سالهای ۱۹۴۰ الی ۱۹۴۳ وی در بسیاری از ضبطهای ماندگار جز چون Cotton Tail و All Too Soon به همراه Jimmy Blanton شرکت نمود که باعث شد نام گروه Blanton–Webster بر زبان بیافتد اما این موفقیت ها برای وی مشکلاتی را نیز بوجود آورد او بیشتر از آنکه یک عضو از گروه دوک الینگتون باشد، بیشتر به فکر فعالیتهای شخصی اش و کارهای خارج از گروه بود و همین اتفاق موجب دعوای وی با گروه شد که در نهایت منجر به جدایی وی از گروه در سال ۱۹۴۳ شد.

اما با توجه به شهرتی که در طی سالها نوازندگیش بدست آورده بود وی در نیویورک ساکن شد و مشغول ضبط و اجرا به عنوان تکنواز و در برخی مواقع به صورت میهمان با سایر گروه ها فعالیت مینمود، مانند همنوازی با Raymond Scott, John Kirby, Sid Catlett, Jay McShann’s band دیگر نام وبستر برای همگان نشانگر نوازنده ای برجسته در ساکسیفون بود و حتی باعث شد بصورت کاملا دوستانه ای بار دیگر برای همکاری با گروه الینگتون دعوت شود اما وی در سال ۱۹۴۸ برای چندین ماه با این گروه فعالیت دوباره ای نمود.

audio file بشنوید قسمتی از نوازندگی بنجامین وبستر را


در سال ۱۹۵۳ وی آلبوم King of the Tenors را همراه با اسکار پترسون (نوازنده پیانو) ضبط نمود که باید از آن به عنوان یکی از مهمترین آثار وبستر یاد نمود.

اما همکاری وی با دیگر نوازنده برجسته ساکسیفون Coleman Hawkins یکی دیگر از رخدادهای مهم آن زمان بود که ایندور به همراه نوازندگان دیگری چون : Herb Ellis (guitar), Ray Brown (bass), and Alvin Stoller (drums) و همچنین پیانیست همیشگی گروه اسکار پترسون، در اسل ۱۹۵۷ دست به ضبط قطعات مختلفی نمودند.

وبستر در سال ۱۹۶۴ از مهد موسیقی جز (آمریکا) خارج شد وی برای پیوستن به یک موزیسین آموریکایی جز به دانمارک رفت همان جاییکه وی دهه آخر عمر خود را با رضایت و آسودگی سپری نمود. در سال ۱۹۷۱ و به دعوت وبستر گروه دوک الینگتون به دانمارک رفت و همراه با وی دست به اجرای کنسرتهای متعددی زدند در حقیقت وبستر را باید یکی از اشاعه دهندگان اصلی موسیقی جز در اروپا دانست که فعالیتها و اجراهایش در نقاط مختلف اروپا نقش بسیار عمده ای برای گسترش این سبک از موسیقی داشت.

وی در سال ۱۹۷۳ در آمستردام هلند چشم از جهان برگشود و به پاس فعالیتهای این هنرمند بنیادی با عنوان بن وبستر در دانمارک و آمریکا تاسیس شد و هدف آن حمایت از حقوق مادی و معنوی اش و برپایی مسابقات و اعطای جوایزی به موزیسن های ناشناخته جز بود.

هر ساله بسیاری از نوازندگان جز برای تقدیر از یاد وی در دانمارک جمع شده و کنسرتهایی را برگزار مینمایند و قابل ذکر است که مجموعه شخصی از اجراهای بن وبستر در کتابخانه دانشگاه Odense نگهداری میشود.

en.wikipedia.org

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگاهی به غلبه موسیقی پاپ بر موسیقی کلاسیک در کنسرت «ارکستر سازهای ملیِ» جدید

به یاد می آورم پس از اولین کنسرت ارکستر سمفونیک تهران با عنوان جدید «ارکستر سمفونیک ملی ایران»، غوغایی در جامعه موسیقی به پا شده بود و طرفداران طرح علی رهبری (که تعطیلی ارکستر ملی و ادغام آن با ارکستر سمفونیک تهران و تغییر نام این ارکستر بود) و فرهاد فخرالدینی (که خواستار تشکیل ارکستری مجزا از ارکستر سمفونیک تهران به مانند سالهای گذشته با عنوان ارکستر ملی بود) در مقابل هم صف کشی کرده بودند؛ در نهایت برنده این بحث رهبر سابق ارکستر ملی فرهاد فخرالدینی بود و به سرعت طی برگزاری جلسه ای، ارکستر ملی تقریبا با همان ترتیب سابق شکل گرفت البته با این تفاوت که قرار شد با دعوت از رهبران میهمان، وضعیت تک بعدی ارکستر ملی که به شدت تحت تاثیر موسیقی سبک ارکسترال ایرانی بود تعدیل یابد. *

پویان آزاده: قصد ضبط «چهارگاه برای پیانو و ارکستر» را دارم

در اولین روز برگزاری جشنواره موسیقی فجر، ارکستر ملی به رهبری فریدون شهبازیان، اثری از حسین دهلوی را به روی صحنه برد که بر اساس قطعه ای از جواد معروفی ساخته شده بود. این قطعه که برای یک پیانو و ارکستر با نام «چهارگاه برای پیانو و ارکستر» تنظیم شده بود، با تکنوازی پیانوی پویان آزاده به اجرا رسید. به همین بهانه امروز با پویان آزاده گفتگویی کرده ایم که می خوانید:

از روزهای گذشته…

سال‌ها بدون وقفه کار و همکاری با سولیست‌های برجسته‌ی دنیا (IV)

سال‌ها بدون وقفه کار و همکاری با سولیست‌های برجسته‌ی دنیا (IV)

خب می‌دانید که من بیشتر از ۴۰ اثر اپرایی در بازار‌های بین‌المللی موسیقی دارم و خوانندگان این آثار هم معروف هستند. من مانند آقای کارایان اعتقاد دارم که کار یک رهبر در رهبری اپرا مشخص می‌شود. هیچ‌وقت اپراهایی را که ضبط کرده‌ام از بازار‌های بین‌المللی خارج نشده است؛ زیرا کارهای موفقی بوده است. با «گویری جونس»، «دکاناوا»، «گئو ادام» باریتون معروف و «ساردینرو» که با کارایان هم زیاد کار می‌کرد و با «آراگال» تنور معروف نیز کار کرده‌ام. خوانندگانی که با آنها کار کردم بیشتر از نسل جدید هستند چون آواز مانند ساز تا سنین بالا نمی‌تواند کیفیت عالی داشته باشد. البته «برامبری» خواننده‌ی سیاه‌پوست که هشتاد‌ساله بود با من هفت، هشت سال پیش در فستیوال اتریش خواند، ولی این اتفاق به‌ندرت می‌افتد. نام بسیاری از این سولیست‌ها را فراموش کرده‌ام و شما که یادآوری می‌کنید بعضی را به‌خاطر می‌آورم. بالاخره سال‌هاست بدون وقفه مشغول کار هستم.

امیرآهنگ: استاد حنانه متعصب نبود

امیرآهنگ: استاد حنانه متعصب نبود

هنرجویان و دانشجویان موسیقی در تمام دورانِ آموزش بطور دائم در گیرِ متدهای مختلف آموزشی هستند و البته هیچگاه هم این متدها توسط مدرسان بطور کامل آموزش داده نمی شوند!
موسیقی به مثابه ابزار ژست! (I)

موسیقی به مثابه ابزار ژست! (I)

یادداشت زیر نه قرار است نکته ای بدیع را در بر داشته باشد و نه در تکاپوی یافتن راه چاره ای است، بلکه بیشتر نوشته ای است که مروری اجمالی بر چرایی پدید آمدن وضع موجود موسیقی هنری در ایران بیندازد؛ این بار با تمرکز بر قشری خاص که می توانست بزرگترین حامی جریان موسیقی هنری کشور باشد و نیست.
هنر پدیده ای انضمامی (II)

هنر پدیده ای انضمامی (II)

آثار هنری زمانی که خلق می شود، به عنوان بخشی از نشانه ها در عالم هستی ترجمه می گردد. پس به دور مدلول خود حلقه زده و خود را به آن و مدلول را به خود منحصر می کنند. لذا اگر مدلول امری آشکار و بدیهی ست، پس اثر می تواند به موضوع بدل شود و اگر هم اثر غایی باشد، نتیجتا جستجو برای کشف آن به عنوان ناشناخته ای از هستی ضرورت می یابد.
گریت فول دد (I)

گریت فول دد (I)

داستان شکل گیری گروه گریت فول دد (Grateful Dead) به زمانی بر می گردد که جری گارسیا (Jerry Garcia) طرفدار پر و پا قرص موسیقی Bluegrass (سبک خاصی از موسیقی محلی غربی که بیشتر با بانجو نواخته می شود و ریشه در کشورهایی چون انگلستان، ایرلند، اسکاتلند و … دارد) از حدود پانزده سالگی شروع به نواختن گیتار کرد.
رامین صدیقی: گفتم که دیگر در جشنواره نیستم

رامین صدیقی: گفتم که دیگر در جشنواره نیستم

من تا پیش از نشست خبری از آمدن گروه اطلاعی نداشتم. اصلا اگر بهترین گروه دنیا هم بودند، باید مسئول بخش بین الملل از آن خبردار می شد. حتی اگر رایگان و بدون تحمیل هزینه به جشنواره آمده بوده باشند. این بدترین بی احترامی و ناهماهنگی اداری بود.
نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (VIII)

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (VIII)

به عبارت دیگر جمالزاده و نیما با «زبان خودشان» آثاری به وجود آوردند که در حرکت جهانی مدرن، نماینده فرهنگ و هنر ایران بود. پیشگامان و معتقدان به ادبیات متجدد نمی خواستند زبان جدیدی به وجود آورند و حتی (در ایران) در فکر تغییر خط فارسی هم نبودند و برخلاف ادعای برخی، به دشمنی با ادبیات قدیم هم برنخاسته بودند. (استثنای عمده در میان احمد کسروی بود که او هم بیشتر تاریخ نگار بود تا ادیب و «زبان پاک» اش هم سرنوشتی مانند «موسیقی نوین و علمی» پیدا کرد).
میخائیل پلتنف، سمبل ملی موسیقی روسیه

میخائیل پلتنف، سمبل ملی موسیقی روسیه

میخائیل پلتنف (Mikhail Pletnev) را بدون هیچ مبالغه ای و اغراقی باید نوازنده پیانویی با تکنیک بسیار بالا و نبوغ ذاتی در امر نوازندگی دانست. وی همچنین در عرصه های دیگری چون رهبری و آهنگسازی این خصوصیات را بهمراه دارد. پلتنف در Archangel روسیه بدنیا آمد و در همان دوران کودکی استعدادهای خود را بروز داد. در سن ۱۳ سالگی وارد مدرسه موسیقی شد و در سال ۱۹۷۴ وارد کنسرواتوار چایکوفسکی شد و زیر نظر اساتیدی چونJakob Flier و Lev Vlasenko تحت آموزش علوم مختلف موسیقی قرار گرفت.
درویش خان در گذار تمدن (III)

درویش خان در گذار تمدن (III)

درویش خان با زخمه های دل انگیز تارش، چهره های بسیاری از جمله روح الله خالقی را شیفته ی موسیقی و نوای تار می کند و اغلب شاگردان خود را که دوره های عالی را نزد ایشان طی کرده بودند را با نشانی به شکل تبرزین (طلا، نقره و برنز) مورد تقدیر قرار می داد و آنان را با لقبِ دوستانه ی “یا پیر جان” مورد خطاب قرار می دهد.
بررسی کوتاه در باب سنت و نوآوری در موسیقی ایرانی (II)

بررسی کوتاه در باب سنت و نوآوری در موسیقی ایرانی (II)

این مفاهیم در سایر هنرها از جمله نقاشی معماری، مشترک است. در نگاره های ایرانی مصادق این تفکرات موجود است. تفکر دایره وار و حضور مرکزیت مطلق در آن از ویژگی های یک تفکر سنتی است. در خط نستعلیق انتهای اکثر حروف به طرف بالا است که تداعی کننده یِ وصال است. اینها همگی خود نماد پردازی محسوب می شوند و هم جنبه بصری آن و هم مفاهیم آن قدسی است.