نقد تئوری «دودانگی» در مقام شناسی موسیقی ایرانی (I)

تئوری «دودانگی» از دهه ۷۰ به بعد کم کم به جای تئوری «گام های موسیقی ایرانی» که توسط علینقی وزیری و بعد از او، با کمی اختلاف، روح الله خالقی، ابداع شده بودند، معمول شده است. در گام های وزیری و خالقی ساختار «دو دانگی» گام حضوری نسبتاً کمرنگ به عنوان عنصر سازنده گام دارد. اما در تئوری «دو دانگی» جدید، از «گام» نام و نشانی دیده نمی شود. در وهله نخست، چنین می نماید که اینک استادان موسیقی ایرانی، به یک تعریف مشترک از ساختار مقام های موسیقی ایرانی دست یافته اند و هر مقامی از «دو دانگ» ساخته شده است و «دانگ اول» چنین است و «دانگ دوم» چنان.

اما با کمی دقت، می بینیم که از یک سو هر یک از استادان، یک «دودانگی» خاص خودش ابداع نموده و معرفی می کند، و از سوی دیگر همانگونه که بررسی خواهد شد، مقام ها محدود به دو دانگ نیستند. به عبارت دیگر در وضعیتِ تئوری پردازیِ موسیقی ایرانی یک تشتت بی سابقه دیده می شود. در این نوشته به بررسی و نقد این وضعیتِ موجود می پردازم تا شاید راهی برای برون رفت از آن پدیدار شود.

بررسی با مقایسه و سنجش تئوری هایی که استادان موسیقی ایرانی نوشته و منتشر کرده اند، انجام میشود. این استادان و منابع عبارتند از:
• علینقی وزیری و دستور تار ۱۳۰۱
• روح الله خالقی و نظری به موسیقی ۱۳۱۷
• مجید کیانی و هفت دستگاه موسیقی ایرانی ۱۳۶۸
• داریوش طلایی و نگرشی نو به تئوری موسیقی ایران ۱۳۷۲ /چاپ ۲ ۱۳۷۸
• حسین علیزاده و دستور تار و سه تار دوره متوسطه ۱۳۸۲

مقایسه را با مقام مهم و معروف « شور» را آغاز می کنم. برای مقایسه، نت نویسی ها و کوک های مختلفِ منابع را، یک گونه کرده ام، تا با نشان دادن دقیقِ پرده ها و فواصل ونام نت ها، هم اشکالات پدیدار شوند و هم مقایسه آسان شود.

قبلاً لازم به تذکر است که «مقام» و «دستگاه» در این نوشته مفهوم های مختلف دارند و مترادف نیستند.

«مقام» یک سیستم صوتی است برای ساختن ملودی، که شامل تعداد معینی از صداهااست، با فواصل معین، و با نقش های معینی که در روند ملودی دارند. تعداد صداها، فواصل آنها و نقش هایشان، در مقام های مختلف، متفاوت است. مهمترین نقش ها صدا های شاهد و ایست هستند.

«دستگاه» در دو سطح متفاوت قابل شناسایی است، یکی مجموعه ای از ملودی ها یا «گوشه» ها است و دیگری – که در این نوشته مورد استفاده است – یک مجموعه به هم پیوسته از مقام ها است.

در دستگاه شور، مقام شور، مقامی است یا آن سیستم صوتی است که در آن سیستم، درآمد ها ی شور و گوشه هایی مانند کرشمه، نغمه، در همان مقام، اجرا می شوند، و بعد از هر تغیر مقامی ( به مقام هایی مانند شهناز، رضوی، و.. ) به مقام شور یا مقام درآمد فرود میشود. بنابراین مقام شور مقامی است که معرف دستگاه شور است، اما در دستگاه شور مقام های دیگری هم وجود دارند. در نوشته ها و تئوری پردازی ها، اغلب بدون تفیک مقام و دستگاه به طور مترادف مشاهده می شود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

حنانه: پدرم هارمونی زوج را به هیچ کس تدریس نکرده است

به تازگی شایعه ای منتشر شده است که رساله «هارمونی زوج» مرتضی حنانه در انتظار انتشار است. از طرفی افرادی نیز خود را صاحب صلاحیت در آنالیز و حتی تدریس هارمونی زوج معرفی می کنند. این مسائل باعث شد تا از زبان فرزند مرتضی حنانه، امیرعلی حنانه، موضوع را بررسی کنیم:

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (III)

عصر جدیدی است که خود محصول رنسانس و روشنگری در اروپا است؛ همراه با شکست نیروهای ارتجاعی در جنگ اول جهانی، فرهیختگان و هنرمندان اروپایی به خصوص دربرلین، پاریس و وین، با امیدواری و خوشبینی به آینده ای چشم دوخته بودند که ملت های رها شده از سلطه حکومت های خود کامه با استفاده از دانش و صنعت پیشرفته یک «نظام جدید جهانی»، شکل یافته از ایده های دموکراسی و سوسیالیزم، به وجود آورند. انگیزه و موضوع فعالیت های هنری یکسره دگرگون شده بود. برنامه «جهان نو» و «انسان نو» در دستور کار هنرمندان قرار داشت. درگیری و رویاروئی هنرمندان با ضابطه ها و معیارهای جدید آنها را در پی شیوه های جدید بیان به جستجو وا داشته بود. در تمام رشته های هنری به یک باره مکتب های مختلف و متنوع هنری، با برداشت های جدید و«مدرن» به وجود آمدند. برنامه «هنر مدرن»، پا به پای ایدئولوژی های جدید، آزاد کردن هنر از قیدهای تاریخی، سنتی، بومی، دینی و طبقاتی و قابل استفاده کردن آن برای عموم مردم دنیا یا همگانی کردن آن بدون تفکیک های نژادی، قومی و دینی و طبقاتی بود. به عبارت دیگر دو ویژگی مهم هنر مدرن، یکی «جهانی بودن» هنر در سطح جهان و دیگری «همگانی بودن» آن در عمق جامعه بود. سومین ویژگی هنر را می توان «پیراسته بودن» نامید. در ادبیات آلمانی، شروع ادبیات مدرن به مکتب ناتورالیسم موسوم شد. یعنی تعریف و توصیف هرچیز به خصوص انسان آن طور که «هست».

از روزهای گذشته…

این زمین بار امانت نتوانست کشید

این زمین بار امانت نتوانست کشید

ناصر فرهودی صدابردار و پیشکسوت موسیقی کشورمان جمعه ۱۳ مرداد به دلیل ایست قلبی درگذشت. فرهودی متولد ۱۳۳۱ دامغان و از جمله صدابرداران شناخته شده موسیقی کشورمان بود که تحصیلات خود را در رشته الکترونیک گرایش صدا از دانشکده صدا و سیما به اتمام رساند. او در سال ۵۱ همزمان با تحصیل در سازمان صدا و سیما به عنوان کارآموز فعالیت عملی خود را آغاز و پس از پایان تحصیل همکاری خود را با رسانه ملی آغاز کرد.
تار مرد (I)

تار مرد (I)

نوشته ای که پیش رو دارید شش ماه پس از تاسیس روزنامه اطلاعات در تاریخ دوم آذر ماه سال ۱۳۰۵ منتشر شده است. این نوشته درگذشت استاد بزرگ موسیقی ایرانی، غلامحسین درویش را خبر می دهد و در کنار آن به شرحی از ناملایمات زمانه در عصری که درویش خان می زیسته اشاره دارد.*
بزرگترین شخصیت Jazz سال ۱۹۸۳ (II)

بزرگترین شخصیت Jazz سال ۱۹۸۳ (II)

اولین حضور حرفه ای او در سن سیزده سالگی در فستیوال سالیانه جز در یکی از شهرهای فرانسه بود. در آن سال کلارک تری (Clark Terry) نوازنده ترومپت نیاز به همکاری یک نوازنده پیانو داشت. پتروسیانی در این باره گفته است:
بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده‌ حاضر (VI)

بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده‌ حاضر (VI)

از آن‌جا که تقریبا تمامی مراکز و شوراهای تصمیم‌گیری موسیقی در اختیار احیاگرایان بود، جنبش احیا -دستکم در آن سال‌ها- ماهیتی رسمی یافت. با توجه به تعریف لیوینگستُن از احیا، می‌توان گفت در ایران یک جنبش ذاتا مخالف خوان بر اثر اتفاقی که اصلا موسیقایی نبود و ربطی هم به خود جنبش نداشت، تبدیل به نگاه رسمی شد، در نتیجه برای این جنبش نیز احتمالا همان اتفاقی افتاد که برای دیگر جنبش‌های مخالف فرهنگی که در موضع رسمی قرار می‌گیرند، رخ می دهد۱۸؛ یعنی احتمال گم شدن هدف احیا، چرا که دیگر هیچ نیروی معارضی باقی نمی‌ماند که سنت در مقابل آن نیاز به حفاظت داشته باشد.
ضرابی: هر قطعه باید به زبان همان ساز دربیاید

ضرابی: هر قطعه باید به زبان همان ساز دربیاید

یکی از دلایل دیگر ساده تر کردن این قطعات بود برای هنرجویان سنتور که بتوانند به راحتی آن را اجرا کنند و در اجرای آن مشکلی نداشته باشند. این قطعات به خاطر زیبایی شان مورد علاقه هنرجویان است ولی اگر نت آنها نباشد شاگرد با گوش به شکل نادرستی آنها را مینوازد.
تارا کمانگر، پیانونوازی از دیار هاروارد (I)

تارا کمانگر، پیانونوازی از دیار هاروارد (I)

تارا کمانگر هنرمندی است که بیشتر به عنوان پیانیست شناخته شده در دنیای موسیقی، هر چند ویولن را هم از سه سالگی همزمان با پیانو آموخته، با رپرتواری وسیع که از باخ تا بهزاد رنجبران را در بر می‌گیرد. تارا فارغ‌اتحصیل ممتاز انسان شناسی است از هاروارد، و دانش آموخته بورسیه آکادمی سلطنتی موسیقی در لندن. او مثل هنرمند محبوبش حسین عاشق ایران است و شنوندگانش را با اجرای آثار کمتر اجرا شده از امین‌الله حسین، لوریس چکناوریان، گلنوش خالقی، و دکتر هرمز فرهت غافلگیر می‌کند. او هم‌اکنون ساکن کالیفرنیاست در ایالات متحد.
اصول کاربردی هارمونی (قسمت دوم)

اصول کاربردی هارمونی (قسمت دوم)

رویکردهای مبتنی بر بینش هانریش شنکر (heinrich schenker) از این امتیاز برخوردارند که بیش از روش های دیگر، بر پایه «شنیدن» تکیه دارند. خصوصاً این فرضیه که همه آکوردها از اهمیت ساختاری یکسانی برخوردار نیستند و این امر که معنای هارمونیک یک قطعه نسبت به زمینه ی خطی آن تغییر می یابد، از بینشی انتقادی خبر می دهد.
رسیتال پیانوی پوریا رمضانیان در شهر مشهد برگزار می شود

رسیتال پیانوی پوریا رمضانیان در شهر مشهد برگزار می شود

در تاریخ ۱۴ و ۱۵ مردادماه ۱۳۹۵ ساعت ۱۹:۳۰ با همکاری «انجمن پیانو مشهد» رسیتال پیانوی پوریا رمضانیان در شهر مشهد برگزار می شود. در این برنامه آثاری از چهار دوره تاریخ موسیقی کلاسیک از باروک، کلاسیک، رومانتیک و مدرن به از باخ، بتهوون، شوپن، راخمانیِنُف و پراکوفیِف به اجرا در می آید.
ویولون گوارنری ویوتام (II)

ویولون گوارنری ویوتام (II)

ویولون ویوتام سالهای زیادی ذهن علاقه مندان به ویولون را به خود مشغول کرده بود. در سال ۱۸۹۱، آرتور هیل، تاجر اهل لندن زمانی که می خواست این ساز را بفروشد در دفترچه یادداشت روزانه اش نوشت: «افسوس که آنقدر ثروتمند نیستیم که خودمان این ویولون را نگهداریم چون آهنگ و ویژگی های دیگر این ساز معرکه هستند».
ماریا آندرسون، صدای نژاد سیاه (III)

ماریا آندرسون، صدای نژاد سیاه (III)

آندرسون اگرچه در سال ۱۹۶۵ خود را بازنشسته کرده بود، اما هم چنان اجراهای عمومی داشت. در چندین مناسبت، “چهره لینکولن” اثر آرون کوپلند را خواند و همچنین چندین اجرا به همراه اپرای فیلادلفیا در ساراتوگا در سال ۱۹۷۶ ایفای نقش نمود. موفقیتهای وی به طور بین المللی شناخته و تقدیر شده، در میان جوایز و افتخارات بیشمارش می توان از جایزه سازمان ملل متحد در سال ۱۹۷۲، جایزه شایستگی دانشگاه پنسیلوانیا ۱۹۷۳، مدال جرج پئوبادی (Peabody Medal) در سال ۱۹۸۱، مدال ملی هنرها ۱۹۸۴ و جایزه آلمانی “پیروزی در دوران زندگی” (Lifetime Achievement) در سال ۱۹۹۱ را نام برد.