هربرت هانکوک

هربرت هانکوک
هربرت هانکوک
هربرت هانکوک (Herbie Hancock یا Herbert Jeffrey Hancock) در تاریخ ۱۲ آوریل سال ۱۹۴۰ در شیکاگو آمریکا بدنیا آمد. وی یکی از برجسته ترین پیانیست ای سبک جز میباشد که همانند همتای دیگرش چیکوریا تاثیر بسیار زیادی بر موسیقی و نوازندگی جز داشته اند و همچنین جوایز بسیاری را در عرصه های بین المللی از آن خود نموده است.

وی اولین موزیسین جز میباشد که سینتی سایزر را وارد موسیقی جز نمود و خود نوازنده ای صاحب سبک میباشد.

قطعات بسیاری توسط وی ساخته و ضبط شده است که بسیاری از آنها توانسته است، در میان مخاطبین عام نیز مورد توجه قرار گیرد. او موزیسینی است که ساخته هایش جدا از ارزش هنری، توانست هم شنونده حرفه ای و هم مخاطب غیر حرفه ای را راضی نماید.

برخی از معروفترین آثار تکنوازی وی عبارتند از: “Cantaloupe Island”, “Watermelon Man” -“Maiden ،Voyage”, “Chameleon”, “Rockit.” آلبوم The Joni Letters او توانست در سال ۲۰۰۷ جایزه بهترین آلبوم سال را از آن خود نماید که در تاریخ جز وی دومین نفری بود که توانست این جایزه را از آن خود نماید.

وی در زمینه گرایشش به سمت موسیقی بیان میدارد که وقتی به موسیقی گروه Hi-Lo’s گوش میداد موجب شد تا وی با اشتیاقی عجیب، به یادگیری موسیقی بپردازد و بسان بسیاری از موزیسنهای خلاق جهان وی با گوش سپردن به قطعات موسیقی و اجرای آن توانست بصورت خود آموز به یادگیری بپردازد؛ از جمله نوازندگانی که تاثیر زیادی در وی داشتند میتوان به :Don Goldberg McCoy Tyner, Wynton Kelly اشاره نمود.

audio file بشنوید قسمتی از ساخته های هانکوک را

وی در دانشگاه Grinnell مشغول تحصیل بود که ناگهان بعد از دو سال به سمت موسیقی رفت آنهم زمانی که تنها یک دوره کوتاه برای اتمام تحصیل داشت. پس از آن به شیکاگو رفت و به همراه Coleman Hawkins و Donald Byrd شروع به فعالیت نمود و در همان دوره دروسی را نیز در دانشگاه Roosevelt گذراند.

جالب است بدانید که ۱۱ سال بعد دانشگاه Grinnell (همانجایی که درس را نا تمام گذاشت) به وی مدرک دکترای افتخاری Fine Arts را اعطا نمود!

وی بسرعت توانست به شهرت و اعتبار بالایی در محافل هنری و موسیقی شیکاگو برسد و باعث شد در طی دوره ای با Phil Woods و Oliver Nelson همکاری نماید. در سال ۱۹۶۲ اولین آلبوم تکنوازی خود را با عنوان Takin’ Off منتشر نمود.

audio file بشنوید قسمتی از نوازندگی هانکوک را

اما مهترین اتفاق در زندگی هنری هنکوک، پیوستن به گروه مایلز دیویس بود که این اتفاق با دعوت و آشنایی وی توسط Tony Williams درامر گروه به دیویس بود که با مشاهده نبوغ و خلاقیت هانکوک به سرعت او را بعنوان عضوی از گروه پذیرفتند. این گروه جدید با تفکرات تازه مایلز دیویس، جان تازه ای گرفت و این جز با همکاری اعضای گروه بالاخص نوازنده پیانواش یعنی هنکوک امکان پذیر نبود.

وی در زمانی که در گروه مشغول فعالیت بود فرصت این را یافت تا آثار خود را توسط کمپانی Blue Note labelبصورت مستقل و نام خود منتشر نماید که در این آلبومها نوازندگان دیگری نیز بعنوان نوازنده میهمان همکاری مینمودند که میتوان به افرادی چون : Wayne Shorter, Tony Williams, Grant Green, Bobby Hutcherson, Sam Rivers, Donald Byrd, Kenny Dorham, Hank Mobley, Lee Morgan و Freddie Hubbard اشاره نمود.

آلبومهایEmpyrean Isles 1964 و Maiden Voyage 1965 انقلابی در موسیقی جز بود. بیشتر از آنکه به تکنیک وی توجه شود هنکوک بخاطر ابداعاتش در ریتم و هارمونی جز مطرح میباشد چرا که هر یک از آثارش راهی جدید را بر روی نوازندگان باز مینمود.

او در طول دوران فعالیتش با گروهها و نوازندگان مختلفی فعالیت نمود اما وی همیشه با داشتن تفکر شخصی نتوانست مدت زمان زیادی را در این گروهها به نوازندگی بپردازد و بیشتر به دنبال علایق شخصی خود در نوازندگی و آهنگسازی بود.

en.wikipedia.org

3 دیدگاه

  • حامد
    ارسال شده در فروردین ۱۰, ۱۳۸۷ در ۷:۳۳ ب.ظ

    موسیقی زیبای فیلم Blow-Out (آنتونیونی) را هربی هنکاک ساخته است و گروه The Yardbirds هم دراین فیلم یک اجرای تصویری دارند.

  • ارسال شده در فروردین ۱۶, ۱۳۸۷ در ۵:۳۵ ب.ظ

    درود بر هربی هنکوک بزرگ و گفتگوی هارمونیک برای معرفی این نابغه پیانوجز .

  • مهيار
    ارسال شده در مرداد ۳۰, ۱۳۸۷ در ۸:۳۲ ب.ظ

    هربی هنکاک خداست.پیامبر جز فیوژن.کسی که الکتریسیته را به درون پیانو جز کشید!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

شناخت کالبد گوشه‌ها (IX)

حقیقت یافتن یکی از دو سوی این متناقض‌نما دیگر بستگی به مولف و کارش ندارد بلکه بیشتر مربوط به واکنش جامعه‌ی موسیقی است و آن کسانی که کتاب را می‌خوانند و به کار می‌بندند. احتمالا آگاه بودن بر این نکته که تحلیل ردیف به عنوان نوعی دستور زبان چه کاستی‌هایی دارد یا می‌تواند به بار آورد، همان کاستی‌ها را به نقطه‌ی قوتی در دگرگونی تلقی ما از دامنه‌ی خلاقیت در موسیقی دستگاهی تبدیل خواهد کرد، حتا اگر شده با مطرح کردن پرسش‌هایی درباره‌ی حدود تفسیر و … به بیان دیگر اگر دستاوردهای تحلیلی کتاب به عنوان یک حقیقت مسلم یا یک و تنها یک تفسیر قطعی درک شوند سوی اول روی می‌دهد و اگر به عنوان یک تفسیر خاص اما معتبر از میان بسیار تفسیرها، سوی دوم.

آثار مرتضی حنانه به نفع زلزله زدگان کرمانشاه عرضه می شود

برای اولین بار پارتیتورهایی از آثار آهنگساز بزرگ و صاحب سبکِ ایرانی استاد زنده یاد مرتضی حنانه به نفع زلزله زدگان غرب کشور عرضه می شود. امیرآهنگ آخرین شاگرد مرتضی حنانه اعلام کرد: به زودی ده پارتیتور از آثار استاد مرتضی حنانه توسط من و نظارت امیرعلی حنانه در اختیار علاقمندان آثار این آهنگساز برجسته و صاحب سبک قرار می گیرد.

از روزهای گذشته…

در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (V)

در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (V)

در این مقاله اگر از چاپ‌های متعدد یک اثر، یا بعضی آثار که با دو اسم چاپ شده‌اند صرفنظر شود، ۴۲ نغمه‌نگاری و ۳۹ ضبط ردیف فهرست شده است. نمودارهای آماری (۳۰) زیر چند نکته را آشکار می‌کند: اولین نکته که دور از انتظار هم نیست افزایش انتشار نغمه‌نگاری و ضبط‌های ردیف به نسبت سال‌های نیمه‌ی اول سده‌ی حاضر است، که آن را باید با تثبیت جایگاه ردیف به عنوان کارگان آموزشی موسیقی ایرانی و به تبع آن افزایش استفاده‌کنندگان چنین کالاهایی مرتبط دانست (۳۱). نکته‌ی دوم این‌که تقریبا هر دو به یک نسبت رشد داشته‌اند (میزان افت و خیز رشد ضبط‌ها کمی بیشتر به نظر می‌رسد نمودارهای سال انتشار را مقایسه کنید) و می‌توان این گونه نتیجه گیری کرد که احتمالا امروزه هر دو به یک اندازه در آموزش موسیقی ایرانی با اهمیت شمرده می‌شوند. افزون بر این تعداد ردیف های آوازی چه به صورت نغمه نگاری شده و چه ضبط به نحو چشمگیری کمتر از ردیف های آوازی است. شاید این پدیده را بتوان به توانایی های بیشتر نوازندگان برای نغمه نگاری نسبت داد که احتمالا خود حاصل به‌کارگیری تثبیت شده‌ی منابع مکتوب به عنوان یک ابزار آموزشی است.
سرک کشیدن به کمی دوردست تر (IV)

سرک کشیدن به کمی دوردست تر (IV)

تنها قطعه‌ای که از این تضاد برکنار مانده «ترقه» است. یک بخش از آلبوم شب، سکوت، کویر که تنظیم مجددی از آن ارائه شده است. قطعه‌ای که در آن کوئینتت به عنوان سه‌تار به کار گرفته شده است به طوری که حتا صدای سیم‌های همراه در سه تار نیز می‌توان در لحظاتی از حرکت بافت و رنگ کوئینتت شنید.
مصاحبه ای با دیلنا جنسون (IV)

مصاحبه ای با دیلنا جنسون (IV)

دیلنا:” اما پس از مدتی از پا نشستم، نباید خودم را به آن سادگی از دست می دادم. یک توصیه بسیار گرانبهایی که برنامه ریز به من کرد این بود که: تو نمی توانی به همه بگویی که ساز نداری چون اینطوری من نمی توانم هیچ کنسرتی برایت رزرو کنم…! حق با او بود، همه چیز خراب شده بود، شرکت ضبط از من عصبانی بود زیرا با آنان قرارداد داشتم که به مدت ۱۰ سال، سالی یکبار با آنان ضبطی انجام دهم. تقریبا همه از من دلگیر بودند زیرا نمی توانستم مشکلم را حل کنم و برای خودم ویلنی تهیه سازم.”
احمدیان: موسیقی کلاسیک در ایران درآمد کافی ندارد

احمدیان: موسیقی کلاسیک در ایران درآمد کافی ندارد

نوازندگی موسیقی کلاسیک در ایران حرفه درآمدزایی نیست. جدای از آن تصادف نسبتا شدیدی که با یک دستگاه مینی بوس خطوط درون شهری داشتم، ضایعه ای را در ناحیه گردنم ایجاد کرد که محرومیت مادام العمر از نوازندگی این ساز نازنین را برای من به همراه داشت.
شکافتن یک بافته (II)

شکافتن یک بافته (II)

در این‌جا هیچ برهم نهیِ آشکاری به‌جز کرسی شروع جمله، میان صدای نی و بقیه‌ی گروه نیست بلکه حرکت وارونه‌ی جمله‌ها هر بار به یک فاصله‌ (چهارم، پنجم یا سوم) در پایان منجر می‌شود تا از دو سوی مختلف هر دو آهنگ به یک کرسی جدید مشترک برسند.
آرشه و تاریخی بر پدیده های آن (II)

آرشه و تاریخی بر پدیده های آن (II)

از شرق تا غرب و با کمی تلاش و کوشش در مسیر شناخت تاریخ تحولات آرشه می توان بسیاری از سازها را نام برد و حتی تصاویری را نشان داد که استفاده از این عامل در آنها تعبیه شده است. البته این نمونه ها قطعا در حالت اولیه، سازهایی بوده اند که برای نواختن با مضراب و یا ناخن انگشتان تنظیم و ساخته می شده است اما کم کم و به مرور زمان فکر به اینکه وسیله و یا عاملی که بتواند بصورت ممتد صدایی را تولید کند دور از ذهن نبوده و یقینا مورد آزمایش و تجربه قرار گرفته است.
زندگی و آثار جهانگیر ملک

زندگی و آثار جهانگیر ملک

مرحوم جهانگیر ملک، در بیست و نهم بهمن ماه سال ۱۳۱۱ در تهران خیابان ری، کوچه آبشار، پا به عرصه وجود نهاد. علاقمندی ایشان نسبت به نوازندگی تنبک از همان دوران تحصیل در دبیرستان دارالفنون شروع شد. اکبر گلپایگانی، خواننده مشهور از دوستان مدرسه ای ایشان بود که در همان دوران تحصیل نیز با هم به تمرین موسیقی می پرداختند.
نمایندگان موسیقی بحران (II)

نمایندگان موسیقی بحران (II)

علیزاده نه ریتم را به صورت قبل می‌خواهد، نه ملودی و نه ترکیب را. او همه عناصر را نابود شده خواسته است؛ در واقع یافتن فراروی تاریخی به صورت استحاله. چرا که عبور محتوای معاصر از درون فرم‌های همان عصر، کنکاش صورت نوعی فرم هاست و فرارفتن از محتوای تاریخ معاصر و جست‌وجوی تاریخ، اجتماع، فرهنگ و نوع بشری است که تا آن لحظه نبوده. ماهیت و هویت اصلی موسیقی معاصر ما در تلا‌طمی از روزمرگی قرار گرفته که علیزاده از آن‌ها جهیده است.
نگاهی به اپرای مولوی (V)

نگاهی به اپرای مولوی (V)

عطار وارد شده و خطاب به مغولها میگوید: خسروا اول مرا گردن بزن تا نبیند این مذلت چشم من… امیر تومان جلو می آید و با خشم میپرسد :”کیستی تو؟” و عطار همین سئوال را از او میکند. در اینجا بین سئوال اول و سئوال دوم یک تفاوت وجود دارد که بصورت زیرکانه ای حالت گفتاری و منظور هر دو طرف را بیان میکند؛ این دیالوگ در گوشه شوشتری اتفاق می افتد و سئوال اول که سه سیلابی است به ترتیب روی فاصله ششم، پنج و چهارم مینور حالت سئوالی میگیرد و پاسخ عطار که در واقع همان سئوال را با حالتی طعنه آمیز به او بر میگرداند، فاصله های ششم، چهارم و ششم است؛ امیر تومان در جواب از قدرت و درجه مادی اش میگوید و عطار را تهدید میکند و در پاسخ عطار با ملودی دل انگیزی با ضدای میانه می خواند: “عارفان زانند دائم آمنون که گذر کردند از دریای خون” و سپس در اوج میگوید: “حق منزه از تن و من با تنم چون چنین باید بباید کشتنم”… او سر را پایین گرفته و به استقبال مرگ میرود.
اپرای متروپلیتن (IV)

اپرای متروپلیتن (IV)

تکنولوژی “عنوان متروپلیتن” داری سیستم خاموش روشن شدن، عوض کردن زبان (در حال حاضر به آلمانی و اسپانیایی نیز می باشد)، فیلتری که نور صفحه، حضار پشتی یا کناری را اذیت نکند. به دلیل ارتفاع صحنه نمایش سالن متروپلیتن، گذاشتن متن ترجمه در بالای سن مناسب نبود، در حالی که در بیشتر اپراها از این روش استفاده می شد. استفاده از آن به شدت توسط کارگردان موسیقی جیمز لوین منع شد و سیستم “عنوان متروپلیتن” به عنوان بهترین راه حل نمایش ترجمه، مورد قبول هنرمندان اپرا و حضار بوده.