نوروز تو راه نیست!
ژورنال موسیقی
ثمین باغچه بان (تصویر از هادی شفائیه)
ثمین باغچه بان (تصویر از هادی شفائیه)
نوشته های اخیر
نوروز تو راه نیست!
به مناسبت درگذشت ثمين باغچه بان
در طول ایام تعطیلات نوروزی، بارها دوستان گرامی با منزل ثمین باغچه بان و همسر وفادارش ئولین تماس می گرفتند و بوق ممتد، تماس ایشان را بی پاسخ می گذاشت... در این مدت به کار بروی قطعه «دو زلفونت بود...» اثر ثمین باغچه بان برای پیانو و ارکستر کار می کردم و در نظر داشتم تا پس از اتمام کار تنظیم آن برای ارکستر، در تماسی با وی تنظیم مجدد آن را تقدیم این بزرگمرد موسیقی ارکسترال ایرانی نمایم. تلفن ها کماکان بدون پاسخ می ماند...

اندکی غریب می نمود. وی بیشتر به همراه همسر خود در منزل خویش واقع در کشور ترکیه بسر می برد. آن هم در ایامی که مشغله ی چندانی بر خلاف روزگار جوانی نداشتند. از بعد الظهر امروز بود که این وضعیت نگران کننده تر از پیش به نظر می رسید. نزدیک هشت شب بود که شایعه ای که از ساعت ها پیش به گوش رسیده بود، تایید گردید. ثمین باغچه بان درگذشته بود... دکتر سریر با لحنی سرد و اندوه بار در آن سوی خط خبر را به گوشم رساند!

با احمد پژمان و محمدرضا درویشی تماس گرفتم. هر دو بی خبر بودند. 29 اسفند هزار و سیصد و هشتاد وشش، درست در شب تحویل سال جدید ثمین ، زندگی را وداع گفته بود. ایست قلبی هدیه نوروزی هشتادمین سال زندگی به وی بود!

جامعه موسیقی پس از گذشت 15 روز از این حادثه خبر دار شد. جریان لاینقطع خیال مرا به فضای ملودیک گرم و پر احساس باغچه بان می برد. «شلیل» و «ویرانه» را بارها و بار ها شنیدم. موسیقی برای مولف خود سوگواری می کرد. ویولن اول ها سوگوار (doluo) و در دیویزه اکتاو به آرامی قطعه را شروع می کنند.

audio file بشنوید قسمتی از "شلیل" را

ترومولوی ویولن ها اندکی بعد بدان ها می پیوندد. موسیقی بر گسترش تم شلیل، تم محلی بختیاری بنا شده است. فورته پیانوهای متفاوت و نوانس های بجا، صورتی شکیل به قطعه بخشیده است. بی تردید این قطعه ی دوتایی (dual)، در کنار «بی‍ژن و منیژه» اثر حسین دهلوی، «کلیدر» اثر محمد رضا درویشی و ... در شاه نشین قطعات ایرانی که برای ارکستر زهی نوشته شده است، قرار دارد.

audio file بشنوید قسمتی از "ویرانه" را

ثمین باغچه بان در سال 1306 در تهران تولد یافت و پس از اخذ دیپلم هنرستان عالی موسیقی،‌ به همراه حسین ناصحی به عنوان شاگردان ممتاز هنرستان به منظور ادامه تحصیلات به کشور ترکیه اعزام شدند.(البته در ابتدا مصطفی کمال پورتراب به همراه مرحوم ناصحی بورس اعزامی را دریافت نموده بود اما پورتراب به دلایلی از این سفر سرباز زد و باغچه بان به عنوان جایگزین وی به همراه ناصحی راهی ترکیه گردید.)

در دوران تحصیل با ئولین دختری ساکن ترکیه و از تبار ارامنه آشنا شد و این آشنایی به عشقی جاودانه و ازدواج آن دو منتهی شد. ثمین به همراه همسر خود پس از اتمام تحصیلات، به کشور بازگشت و هر دو به آموزش موسیقی و فعالیت در عرصه ی موسیقی پرداختند.

در این دوران و تا پیش از انقلاب، باغچه بان آثاری را برای ارکستر نوشت که توسط رهبرانی چون مرحوم حشمت سنجری و دیگران توسط ارکستر سمفونیک تهران اجرا می شد. باغچه بان تا پیش از مراجعت مجدد به کشور ترکیه، آرام آرام از حجم فعالیت خود در زمینه ی موسیقی کاست.

این حاشیه نشینی جدای از روحیات خاص وی و همسرش، دلیل مهمتری نیز داشت؛ پس از به روی کار آمدن فرهاد مشکات و تصدی رهبری دائم ارکستر سمفونیک تهران و نیز پدیدار شدن همزمان سیاست های جدید هنری، گرایشی خاص نسبت به بین المللی کردن و به روز نمودن جریان موسیقی سمفونیک ایرانی فارغ از پیش زمینه های فرهنگی و چگونگی فرایند تحول و تحکیم، به قدرت در جامعه موسیقی حضور یافت که دیگر آثار هنرمندانی چون باغچه بان را بر نمی تابید! مشکات، آثار باغچه بان، حسین دهلوی، احمد پژمان، مرتضی حنانه، حسین ناصحی، حشمت سنجری و ... را واجد صلاحیت اجرای عمومی نمی دانست و به جای آن به آثار آوانگارد و مدرن معدودی از آهنگسازان ایرانی روی آورد!

audio file بشنوید قسمتی از "شرکو" را

باغچه بان دستی نیز در ترجمه و نگارش داشت. در سال های دور داستان هایی از عزیز نسین و یاشار کمال نویسندگان ترک زبان را برای نخستین بار به فارسی برگرداند. در سال های اخیر، باغچه بان کتابی از خود را با عنوان «چهره هایی از پدرم» در مورد فعالیت و زندگی پدر خود، جبار باغچه بان، در تیراژ محدود 1100 نسخه به چاپ رساند و با کمال تأسف استقبالی از این کتاب در میان جامعه کتاب خوان و تحصیل کرده جامعه به عمل نیامد.

audio file بشنوید قسمتی از "دوره گردها" را

یکی از آثار بسیار مطرحی که از باغچه بان زبانزد خاص و عام شد، آلبوم «رنگین کمان» بود که با همکاری همسرش، مرحوم داوید و مرحوم قصری ضبط گردید. ملودی ها و اشعار کودکانه این آلبوم، جایگاه قابل ملاحظه ای را در حافظه جمعی چندین نسل از کودکان ایران زمین را به خود اختصاص داده است. (عجیب آنکه دو سال پیش مقاله نوروزی این سایت به این اثر تعلق داشت!)

چندین سال پیش، دکتر منوچهر صهبایی رهبر برجسته ایرانی در اقدامی ارزنده در میان غبار فراموشی ها به سراغ باغچه بان رفت و چند اثر از وی (شلیل و ویرانه، دوره گردها، شرکو و آذرباییجانی) را توسط ارکستر سمفونیک پلودیو بلغارستان ضبط نمود و این تنها باری بود که یک موزیسین ایرانی آثاری را از این پیشکسوت فراموش شده خود ضبط و منتشر می ساخت.

...ثمین باغچه بان در فراموشی اهالی موسیقی و در افسردگی حاد درگذشت؛ یادش گرامی باد!
در این رابطه بخوانید

۲۹ نظر برای “نوروز تو راه نیست!”

  1. مهدی د. Says:

    کاش گرامی تر می داشتیمش. روانش شاد.

  2. رهگذر Says:

    جناب یحیی
    میشه دست از سر موسیقیدان های ایران برداری که دیگه داری یواش یواش برای همه مزاحمت ایجاد میکنی . آقای متقلب شما کی و کجا اون دکتری قلابی رو گرفتی در دانشگاه هیچ کس این رو تایید نمی کنه از سال ۲۰۰۰ تاحالا هیچ کس با این نام کیوان یحیی .پایان نامه ارائه نداده با همه آقایون در سراسر دنیا تماس میگیری مزاحم میشی و بهشون یه سری دروغ تحویل میدی . بهتر نیست یه کم فکر کنی و بدونی در دنیای امروز کسانی هستند که به راحتی خام حرفهای تو نمیشوند.
    شما کی آهنگسازی یاد گرفتی که به خودت این اجازه رو میدی که قطعه استاد را دوباره تنظیم کنی.من مجبورم دانسته هام رو در مورد گذشته موسیقایی شما ارئه بدم.

  3. پرند Says:

    دلم می خواد تو خواب ناز قاصدک شی…

  4. maria Says:

    ba salam va tashakor az nevisandeye in matlab.khoshhalam shoma sabab shodid in bozorgan az zehnha pak nashavand va nemishavand.yadeshan gerami ast va seday delnshine ostade bozorge avaz mrs evlin hamishe derakhshan va sababe eftekhar
    .

  5. الف.ي Says:

    خاموشي ِ شعله يا شعله هاي خموش،ديرگاهي ست در ايران
    اپيدمي شده دوست عزيز ..|:..

    برخيز كه داد از من ِ بيچاره ستاني!

    روحش آرام،آزاد…
    وطنش هم آباد!!!!!…
    همين/:

  6. الف.ي Says:

    راستي عنوان ِ نوشته خيلي تكان دهنده بود…
    تحسين مي كنم…

  7. TAHEREH Says:

    برای این بزرگ مرد موسیقی آرامش روح خواستارم امیدوارم نت های طلایی موسیقی همچنان در آن سوی کهکشان ها و آسمانها برای او موسیقی بنوازند

  8. tara Says:

    baray in bozorg marde mosigi arameshe roh khastaram.va omidvaram not hay talaee mosigi dar an soye asemanha va kahkeshanha barayash mosigi benavazand

  9. نگار کياني Says:

    چه خبر بدي……..من از بچگي کاراشو گوش ميکردم…واااي ترنم قشنگه توش پر از پلنگه…ترنم تو کوهه تو دشته تو راهه_ فلفل نبين چه ريزه بشکن ببين چه تيزه….

    .
    .
    .
    هنوز کتاب و نوارشو دارم….خيلي بچه بودم که برام خريدن….يادمه ۴ سال پيش ديگه کتابش پاره شده بود ولي هرطور که بود بابام درستش کرد

    :(:( خيلي ناراحت شدم…..روحش شاد

  10. محبوب Says:

    وافعا این حادثه رحلت این استاد باعث تاسف است و از همه بدتر با خبر شدن جامعه موسیقی بعد از چند وقت است.
    مطمینم که آدمهای دور و اطراف ایشان آدمهایی مثل این آقای رهگذر بودند که به جای گوش دادن به موزیک و حرفهای آنها کارشان سرک به زندگی شخصی آدمهاست.

    آقای رهگذر
    من نه شما را می شناسم نه آقای یحیی را.
    اما چیزی که از لحن شما مشخص هست یک غرض ورزی شخصی هست که هر آدمی را متعجب می کند.
    برای شما چقدر مهم شده این آقای یحیی.ایشان مطلب ارزشمندی نوشتند که جای خواندن دارد.اما شما که مثل شما حتما زمان آن مرحوم هم بودند کارشان تخریب اذهان هست و بس.
    خودتان بهتر از هر کسی می توانید حدس بزنید چرا جامعه موسیقی ما اصلا متحد نیست….
    حضرت علی (ع) می فرمایند.
    به آنچه گفته شده توجه کن نه گوینده

    از آقای یحیی هم به خاطر این مطلب تشکر می کنم.

  11. هستی نقره چی Says:

    خیلی خیلی از مرگش ناراحت شدم. بهترین خاطرات بچگیم همراه با باغچه بان بود

  12. ehsan Says:

    آقاي رهگذر ، واقعا براي شما متاسفم .شما از تبار همان تخريبگراني هستيم كه در رسانه هايي خاص ، سعيدي سيرجاني و پيروز دواني را به قتل رساندند.زبان غير بهداشتي شما و ميل به افشاگري و جايگزين كردن نقد روانشناسانه و نيت كاوي محض، به جاي پرداختن به متن و موضوع، بي گمان چهره ي مخوف نوشته هاي محمل هاي بنيادگراي دهه ي شصت را تداعي مي كند.برنامه هاي تلويزيوني هويت و سراب را به خاطر داريد؟آكنده از همين لحن و نوشتار بود.افشاگري و نيت كاوي و تخريب اشخاص…
    اين افراد سعادتمند نشدند.شما نيز… به خود بياييد.آقاي يحيي اگر بي سوادترين آدم روي زمين هم باشه، اگر پست ترين آدم هم باشه و اگر شارلاتان هم باشه، مقالاتشان ، نوشته هايي خوش قلم و بسيار بجا بودند.اين آقا هر كس كه باشه، يك جمله حرف بي جا و چرند هرگز ننوشت.
    به خود بياييد…نفرت را چه آسان مي خريد.متاسفم از اين برخورد.شرم باد دون مايگي.

  13. هوشنگ Says:

    قرين رحمت باد روح بزرگ اين مرد كه همه ايرانيان مديون او بوده و خواهند بود، حتي صدا و سيماي ناسپاس كه بيشرمي را به نهايت …
    .
    .
    .
    آفرين بر «محبوب» و تاسف براي «رهگذر»!

  14. آرمان Says:

    سخن استاد شاملو چقدر بجاست وقتی میگه:
    هراس من باری
    همه از مردن در سرزمینی ست
    که مزد گور کن
    از آزادی آدمی افزون باشد

    خبر خیلی دردناکی بود.

  15. نگين Says:

    :(

    روانش شاد
    از ته قلب ناراحت شدم..حيف…:(

  16. Anonymous Says:

    معلم موسیقی بچه ها هستم سالهابارنگین کمون زندگی کردم
    بچه هایم که الان نوجوان وموزیسین هستند.بارها رنگین کمان را حتی قبل از تولدشنیده اند.بارهاCD و کاست آن را تهیه کرده ام و به کودکان هدیه داده ام.صفحه گرامافون وکتاب آن با نقاشی های زیبای پرویز کلانتری را از جان دوست تر دارم .بی گمان “رنگین کمان” اولین ، بهترین ، ومتاسفانه آخرین اثر موثر موسیقی کودک در تاریخ
    ایران زمین است .شرمسارم در جامعه ای زندگی میکنم که قدر و منزلت مردان بزرگی چون باغچه بان تا این حد پست
    و خفیف است. هنر در شهر ما ننگ است آوخ.

  17. HG Says:

    رهگذر اگر جسارت داشتی خودتو معرفی میکردی

  18. علي كاملي Says:

    رنگين كمان تداعي كودكي از دست رفته ي انسان هاست.در جمواحع محدود دوره ي كودكي انسان ها نيز كوتاه تر مي شود.
    باغچه يان رفت.ئولين عزيز را در يابيم كه اينك تنهاست و بي يار.
    ممنون از هارموني تاك و نويسنده ي محترم مقاله.
    جا دارد كه بعضي از خوانندگان محترم، به ياد داشته باشند ، آن جه كه مي ماند هميشه تقدير و پيشتيباني انسانيت و حاميان آن است.
    كوبيدن نويسنده ي اين مقاله، جاي سوال دارد.نوشتن در اين فضا و صحبت از فراموش شدگاني كه نه سود معنوي و نه مادي براي احدي دارند، بي گمان از سو نيت و خبث طينت ناشي نمي شود.كمي بينديشيم.خداوند در نمي گذرد كه بنده ي خويش اين چنين مورد حتاكي قرار گيرد.

  19. چاقروند Says:

    در جواب احسان و محبوب باید بگم که من رهگذر رو تایید میکنم چون یحیی رو میشناسم و متاسفانه رابطه نزدیکی باهاش دارم.کیوان یک آدم دروغ گو و روان پریش هست که و زورکی دانشگاه آزاد اصفهان رشته ی ریاضی قبول شده هیچ مدرکی در زمینه ی موسیقی نداره ، همه این فعالیت هاش ناشی از نوعی کمبود هست…

  20. رهگذر Says:

    دوستان عزیز از این که موجبات ناراحتی شما عزیزان فراهم شد واقعا عذر می خواهم.
    انقدر این چند وقت آقای یحیی دروغ تحویل این جانب و دوستان دیگر دادند که حس احمق پنداشته شدن شدید بر من حاکم شده بود و متاسفانه جایی برای گفتن آن جز در این صفحه پیدا نکردم.
    عذر خواهی شدید من رو بپذیرید

  21. شهاب Says:

    سلام، من و آقاي يحيي در دانشگاه شهيد بهشتي هم كلاسي بوديم.ايشان هيچ گاه دانشگاه آزاد نبودند.ليسانس ايشان از دانشگاه اصفهان بود و استادان ايشان دكتر جعفر زعفراني و دكتر نقشينه ارجمند.بنده هم با دكتر نقشينه ارجمند كار كرده بودم.در دانشگاه شهيد بهشتي هم با خانم دكتر كرم زاده كار كرديم.آقاي چاقروند، شما چه دوست نزديكي هستين كه نمي دونين ايشان اصلا دانشگاه آزاد نبودند.ضمنا مدرك آموزش عالي مي تونه به دو صورت باشه.۱. به صورت reaserch كه با ارائه ي يك تز تحقيقاتي و اثبات موضوعي خاص بدست مي آيد.۲. به صورت گذراندن واحدهاي درسي به علاوه ي يك تز.
    آقاي يحيي، روي نظريه انتقالي كار كرده بودند كه ارتباطي در ميان رشته ي موسيقي و جبر مجرد(نظريه گروه هاست).مقاله ي فوق را از ايشان در سايت خود به زود خواهم گذارد.
    هم چنين تا جايي كه اطلاع دارم، تزي كه ايشان براي دريافت DMA روي آن كار مي كردند، همين بحث نظريه انتقالي و گروه هاي فاصله اي تعميم يافتهGIS بود.
    روان پريشي در مورد آقاي يحيي، كلمه ي شايسته اي نيست.

  22. كيوان يحيي Says:

    جناب رهگذر عزيز
    شما رهگذر نيستي ، شما عزيزي. از اين كه نسبت به مطالب علمي و هنري توجه ويژه اي مبذول داريد، بسيار سپاسگذارم.
    شما انسان فرهيخته اي هستين و از اين رو براي پايان يافتن تمامي سو تفاهم ها نكاتي چند را به سمع جنابعالي مي رسانم.
    نخستين مسأله اي كه جنابعالي به عنوان ايراد مطرح فرموديد، بحث مدرك بود و اين كه دانشگاه يورك بنده را نمي شناسد.
    حضور شما دوست عزيزم عرض مي كنم كه دكتراي بنده به صورت ارائه تز بود و در مركز پژوهش هاي موسيقي MRC وابسته به آن دانشگاه صورت گرفت.
    در لينكي جداگانه ، به صورت share تصوير مدرك تحصيلي و تاييديه ي دانشگاه و گواهي فارغ التحصيلي را تقديم خواهم كرد كه يك نسخه از آن نيز براي حراست تالار وحدت در نظر گرفته شده است.
    نكته ي دوم اين كه ، بنده در ايران به طور تجربي موسيقي را فرا گرفتم ، به دليل وضعيت نا بسامان مالي توان شركت در كلاس هاي بسياري از اساتيد را نداشتم .با اين وجود از راهنمايي هاي آقايان ميرزماني، روشن روان و فخرالديني بهره مند گرديدم.
    DIVERTIMENTO ، عنوان تزي است كه براي دريافت مدرك آهنگسازي ارائه نمودم و با تلاش يكي از دوستان، هفته ي گذشته اين قطعه در كشور فرانسه و با اركستر سمفونيك اجرا گرديد.
    مقاله ي دكترا، بررسي نظريه انتقالي و نيو ريمان بر مبناي گروه هاي حاشيه اي تعميم يافته بود كه به وسيله ي آن آناليز كنسرتو پيانو ي شوئنبرگ به سهولت ممكن گرديد.
    اين مقالاتي كه در سايت محترم هارموني تاك مي نويسم، فقط از آن رو بود كه خود در دوران نوجواني ، به طور مدام در پي مقالاتي ارزشمند و تكنيكي در باب موسيقي اركسترال، موسيقي ايراني، علوم آهنگسازي و … بودم و بهمنظور اداي دين و تكليف، دانش ناچيز خود را براي افزودن به مخزن كم حجم مكتوبات فني موسيقي ، قلمي مي نمايم.
    اگر نوازنده ي اركستر هستين، يا فارغ التحصيل دانشگاه در رشته ي هنر و يا … به خوبي بر اين نكته واقفيد كه موسيقي اركسترال كشور ، زير ضربه قرار دارد و از هر سو ناملايمات فراواني را به سبب فقدان درك مشترك موسيقي دان هاي كشور ، تحمل مي نمايد.
    نه به دنبال ارضاي پريشاني هاي رواني و سود جويي ، نه به دنبال كسب شهرت و اسم و رسم، كه براي خدمت بود كه به ان عرصه وارد شدم و اصراري نيز بر ماندن ندارم.زمان خود قضاوت خواهد كرد كه چه كسي چه كار كرد.
    موسيقي دان هاي ايراني مقيم خارج ، نكته ي ديگري بود كه فرمودين.بنده تنها با چهار موسيقي دان در خارج تماس دارم.هنرمند گرامي ، كاظم داووديان كه از برادر عزيز تر مي دارمش و رابطه ي بسيار نزديك و برادر گونه اي داريم، آقاي مشكات كه تنها دو بار با ايشان صحبت نمودم و سوال هايي را در مورد گذشته پرسيدم، آقاي شهرداد روحاني كه خود بر رابطه شان با بنده حقير واقفند و مكتوبات رد و بدل شده شاهد اين مدعا و استاد حسن يوسف زماني كه همواره بنده نوازي مي فرمايند.نه من كاري براي اين بزرگان صورت دادم و نه انتظاري از ايشان كه دستي در كاري ندارند ، دارم.
    اگر بنده را پيش از اين مي شناسيد، برادرانه مي خواهم كه در محكمه اي در برابر يكديگر حضور يافته و مسائل را يك به يك جهت روشن سازي اذهان ، مطرح نماييم.بي گمان درخشش موسيقي ايراني در گرو همكاري شما عزيزان و كنار نهادن اختلافات و مهربان بودن است. شايد قصور از بنده بود كه توضيحات كافي را خدمت شما ارائه ننمودم و در اين صورت از حضور محترمتان عذرخواهي مي نمايم.
    با آرزوي موفقيت فراوان و بهروزي

  23. هادی شفائیه Says:

    عکس را دیدم، آن روز که برای گرفتن عکس به آتلیه ام آمده بود در نظرم مجسم شد.
    کت چرمی بر تن داشت و مانند همیشه قیافه ای جالب!
    از سفر ترکیه او را می شناختم، من هم همراه همان گروه رفته بودم. او در دانشگاه آنکارا بود، من در دانشگاه استانبول. پس از بازگشت به ایران بیشتر همدیگر را می دیدیم. خانم من هم در استانبول تحصیل کرده بود. جورمان جور بود!
    پدرهامان هم از تبریز همدیگر را می شناختند.
    آن روز که برای گرفتن عکس آمد خیلی ناراحت و عصبانی بود. عصبانی از دست وزارتخانه ای که در آن کار می کرد. عصبانی از وزیرش!
    گفت می خواهم عکسی عصبانی بگیری برایش بفرستم.
    این عکس حاصل عصبانیت او و کار ِ من است.
    خانمش یونانی است، نه ارمنی،
    عکس های زیاد و خوب از او گرفتم که هیچ یک را ندارم.

    روان ثمین شاد
    و توان ئولین بیشتر.

    – هادی شفائیه

    دابلین، اوهایو

  24. صبا Says:

    عروسک جون، عروسک جون
    دیگه شب شد، لالا
    به قربون دو چشمونت
    لالا کن، لالا
    دلم می خواد تو خواب ناز
    بری باغ آسمون
    شب چراغون خدارو
    تو آسمون ببینی…

    سالها می گذرد اما کسی که در کودکی همراه ما بود هرگز نمی رود .

  25. bagheemande Says:

    ghalat nakonam aaghaae yahia meekhad dar in modat ke shoma sar e kar rafteed bere madrake doktorasho begeere!!!
    chon az dafei e ghabl ke gharar boud rou saitedaneshgash madrak bezare channdin mah gozashte!!

  26. یاشار Says:

    یادته با هم گوش میکردیم رنگین کمون؟
    زنده باد کیوان یحیی

  27. کامیار.محبی Says:

    کیوان عزیز:
    با زبان پارسی مینویسم.
    نظر این است که گذشت زمان همه چیز را روشن میکند. دوست عزیز رهگذر.کیوان یحیی ره گذار است در موسیقی این مرزو بوم و گمان میبرم که شما و فرزندانتان رهگذر این راه خوالهید بود اگر پاهاتان توان ایستادن بر گذر گاه را داشته باشد.چندی پیش با یکی از دوستان در مورد ترافیک دکترها در هنر ایران صحبت میکردیم و به این نتیجه رسیدیم که چون هنر ایران یا اصلاح میکنم اکثر هنرمندان ایران بیمارند احتیاج مبرمی به پزشک هست و احساس میشود که شما هم جزو همان اکثریت هستید. هنر کیوان در روحش است نه بر روی نسخه پزشک.میخواهم بدانم که ان شبها که تا سپیده دم خواب بر چشمان کیوان یحیی نیامد تا نغمه ای جدید و محکم بنویسد یا مقاله ای در مورد سستی های موسیقی به زبان بیاورد شما خواب بوقلمون میدیدید؟ در هر صورت من از کیوان عزیز پوزش میخواهم. باشد که بر بلندای هنر جهان بدرخشی و ایران را دوباره به همگان بشناسانی.

  28. david Says:

    این همه صحبت بی ربط به موضوع تو بخش نظرها واقعا آزار دهنده است. متاسفانه محدود به این صفحه هم نیست این دگماتیسم.
    مهم این که این نوشته یادآور سپنجی بودن بزرگ مردی است که ما بخش عظیمی از کودکی (و زندگیمونو) با او سهیم هستیم. یک انسان که مثل همه انسانها روزی جسمش فرسوده می شه ولی ثمین باغچه بان در وجود ما که بازماندگانش هستیم تا همیشه پاینده است.
    با تشکر از کیوان یحیی که فارغ از همه ی اون حواشی برای من هرگز چیزی بیش از یک دوست نبوده و مگر چیزی بیش از دوست هم می توان بود؟ به یاد شبهای “عروسک جون” زیر آسمان سالخورده ی اصفهان…

  29. آزاده Says:

    اينجا هم مثل كلاس مهندس شهشهاني و ارائه كنفرانس منطق فازي..يادته بچه هاچه كردن و كلامي گوش ندادن…مطمئنن دفعاتي بسيار بيشتر بوده…اينقدر ياسين به گوش ملت نخون!

فرستادن نظر

RSS / XML