اریک جانسون

اریک جانسون
اریک جانسون
اریک جانسون جدا از مهارتهایش در نوازندگی گیتار الکتریک به عنوان یکی از برجسته ترین مدرسان گیتار نیز شهرت یافته است. متدهای آموزشی وی و نکته سنجی اش در یادگیری تکنیک های مختلف گیتار در تمامی سطوح در دنیا محبوبیت خاصی در میان هنرجویان و علاقمندان به گیتار یافته است.

جانسون در ۱۷ آگوست سال ۱۹۵۴ در تگزاس آمریکا متولد شد.

علاقه اریک به موسیقی و نوازندگی از همان دوران کودکی در وی نمود داشت. داشتن خانواده ای علاقمند به موسیقی و همچنین توانمند در نواختن ساز، محیط مساعدی را برای وی بوجود آورد تا خلاقیتها و استعدادش را نشان دهد. وی و سه خواهرش در همان سنین کودکی شروع به فراگیری پیانو نمودند، برادر دیگرش در همان سنین جوانی برای خود گروهی تشکیل داده بود و پدرش نیز خواننده ای توانا بود، هرچند رشته و شغل اصلی وی فیزیک بود. در سن ۱۱ سالگی بود که او با گیتار آشنا شد و شروع به نواختن نمود و تا مدتها تحت تاثیر نوازندگانی چون : Eric Clapton, Chet Atkins, Cream, Jimi Hendrix, Wes Montgomery, Jerry Reed, Bob Dylan, and Django Reinhardt بود.

audio file بشنوید اجرایی از اریک جانسون را

اولین تجربه حرفه ای اش در زندگی در سن ۱۵ سالگی شکل گرفت، زمانی که به عنوان یکی از اعضای یک گروه راک محلی شروع به نوازندگی نمود. در سال ۱۹۶۸ اریک جوان آلبومی را به همراه گروه و با انتشار محدودی ضبط نمود که این آلبوم توانست توجه چند شرکت موسیقی را بخود جلب نماید.

اما او نتوانست این موفقیت را ادامه دهد تا اینکه بعد از فارغ التحصیلی از دبیرستان خانواده اش به آفریقا مهاجرت نمود و در نهایت وی به تگزاس بازگشت و در سال ۱۹۷۴ به گروه فیوژن Electromagnets پیوست.

همراه با گروه کنسرتهایی را در ایالتهای مختلف برگزار نمود اما به دلیل عدم استقبال از ساخته ها آنها این گروه بعد از سه سال منحل شد. در هر حال اریک جانسون بدون توجه به این اتفاقات به فعالیت خود ادامه داد و گروه خود را که شامل Kyle Brock بعنوان نوازنده گیتار باس و Bill Maddox بعنوان درامر تشکیل داد که توانست در سال ۱۹۷۸ آلبوم خود را باعنوان Seven Worlds منتشر نماید.

audio file بشنوید اجرایی از اریک جانسون را

موفقیت این آلبوم باعث شد تا شرکتهای مختلفی با وی مذاکره نمایند و این موفقیت تجاری موجب پیشرفت در کارش و همچنین کسب شهرت محدودی در جامعه نوازندگی آن زمان شد.

اما قرارداد های وی با گروه و سایر شرکت ها بعد از مدت کوتاهی برهم خود و وی به تنهایی و به عنوان گیتاریست در ضبط آلبومهای خوانندگانی چون: Cat Stevens -Carole King- Christopher Cross فعالیت مینمود.

اما تا این زمان تنها نامی که از اریک جانسون در محافل موسیقی برده میشد، عنوان نوازنده میهمان در آلبوم ها بود و چندان به عنوان گیتاریستی خلاق و ماهر به وی توجه نمیشد تا اینکه خواننده مطرح و پرطرفدار آن زمان Prince از یکی از اجرای های اریک در یک برنامه تلویزیونی استفاده نمود و این اتفاق موجب آشنایی وی با کمپانی برادران وارنر بود و در نهایت پلی برای رسیدن به موفقیتهای درخشان در آینده!

مجله Guitar Player magazine از وی بعنوان یکی از ارزشمندترین گیتاریستهای جهان نام میبرد! هر چند جدا از نوازندگی وی همچنین در خوانندگی و نواختن پیانو نیز مهارت دارد.

در سال ۱۹۹۱ وی بخاطر اجرای اثر Cliffs of Dover توانست جایزه گرمی بهترین اجرای ساز در شاخه راک را به دست آورد.

در سال ۲۰۰۴ وی از سوی اریک کلاپتون برای شرکت و نواختن در فستیوال Crossroads Guitar دعوت شد.

اما برخی از مهمترین آثار وی در زمینه آموزش میتوان به سه ویدیویی تصویری اشاره نمود که جزو پرفروشترین سری آموزشی های گیتار در جهان میباشد که نام آنها به این شرح است:
* Eric Johnson: Total Electric Guitar 1990
* Eric Johnson: The Fine Art of Guitar 1996
* Eric Johnson: The Art of Guitar 2005

audio file بشنوید قسمتی از کنسرت مشترک اریک جانسون، جو ستریانی و استیو وای را

وی با گیتاریستهای متعددی همکاری نموده است که میتوان مهمترین کار وی اجرا به همراه Joe Satriani و Steve Vai دو نوازنده شهیر دنیای راک تحت عنوان G3 نام برد که آلبوم تصویری این کار توانست فروش خیره کننده ای را از آن خود نماید.

4 دیدگاه

  • ناشناس
    ارسال شده در خرداد ۶, ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۰ ق.ظ

    SALAM AZ PADIDAVARANDEHAYE IN SITE KHEYLI TASHAKOR MIKONAM , FEKR MIKONAM AGE MUSICHAYE BISHTARI AZ NAVAZANDEHE DAR DSTRES BASHE KHEYLI BE MOKHATAB KOMAK KONE

  • سامان
    ارسال شده در خرداد ۱۷, ۱۳۸۷ در ۴:۲۰ ب.ظ

    سلام
    تو این دو سه سال اخیر که موسیقی رو به صورت تخصوصی گوش میکردم اریک جانسون جزوه کسانی بوده که همیشه مورد علاقم بوده
    لهجه ی خاص گیتار زدنش واقعا جالبه .
    سبک گیتار زدن و نوازندگیش مثل گیتاریستهای دهه ۷۰ تا ۹۰ هستش
    سبکی که الان تقریبا میشه گفت از یاد رفته

  • ali
    ارسال شده در آذر ۲۶, ۱۳۸۷ در ۱:۵۳ ب.ظ

    ba salam va khaste nabashid az padid avarandeye in site bande faghat mikhastam age momkene karhaye bishtari az eric johnson dain site hgarar dahid MERSI

  • ناشناس
    ارسال شده در مرداد ۸, ۱۳۹۱ در ۵:۳۰ ب.ظ

    salam mer30 az etelatetoon man masoudam az bandar chon bishtar kare فیوژن mikonan donbale ye seri az metodash hastam man akhe navazandeam mre30

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «سالنامه»

سالنامه در میان آثار فیاض، بیش از همه در مسیرِ «در گذر» است. علاوه بر مشابهت در فرایند آهنگسازی و نوعِ کنار هم نشاندنِ و برخورد با مواد و مصالح موسیقی، حضور صریحِ برخی نقش‌­مایه­‌های «در گذر»، مدگردی­‌های متنوع، استفاده از نوازندگانِ گروه در مقامِ خواننده و ساختار کلی مجموعه، این همانندی را پررنگ­‌تر می­‌کند.

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (III)

آنچه شونبرگ دنبالش می گشت، همان بود که باخ می جست: دست یافتن به وحدت کامل در یک ترکیب موسیقی. شونبرگ احساس می کرد که این روش نوین مبتنی بر ادراک کامل و جامع فضای موسیقی است. ولی به هر حال موسیقی نوشته می شد، با تمام شیوه ها، و شونبرگ اصرار داشت شنونده و آهنگساز هر دو باید شیوه ها را فراموش کنند، و موسیقی را به عنوان موسیقی بشنوند و قضاوت کنند. گفته است: «اغلب درست نمی توانم توضیح دهم: کار من ساختن موسیقی ۱۲ صدایی است نه ساختن موسیقی ۱۲ صدایی.»

از روزهای گذشته…

تحلیلی بر کتاب‌شناسی‌های موسیقی در ایران (V)

تحلیلی بر کتاب‌شناسی‌های موسیقی در ایران (V)

روش نوشتن اطلاعات مراجع (و اقلام اطلاعاتی که در این بخش ارائه می‌شود) در [۱]، [۴] و [۵] با تفاوت‌های کوچکی شبیه هم است، برای مثال روش مدخل نویسی برای کتاب در [۱] نویسنده‌ی کتاب: عنوان کتاب. مترجم. محل نشر، نشر (منظور ناشر است)، تاریخ نشر، شماره‌ی صفحه‌ها [۲] عنوان کتاب، نام نویسنده (نویسندگان)، نام برگردان کننده، محل نشر (م)، ناشر (ن)، صفحه شمار (ص)، موضوع، کتاب‌خانه [۴] نام پدیدآور (نویسنده، گردآورنده و …). نام کتاب. جای نشر: ناشر، تاریخ نشر، صفحات [۵] نام مولف. نام کتاب. محل نشر، ناشر، زمان نشر، تعداد صفحات، مشخصات دیگر چنین است.
از موسیقی شناسی زیستی تا آواز میکروتونال پرندگان (II)

از موسیقی شناسی زیستی تا آواز میکروتونال پرندگان (II)

Agelaius phoeniceus یا توکای بال قرمز پرنده ای است که از امریکای شمالی تا امریکای مرکزی گسترده است. جنس نر بالغ این پرنده در شانه های خود دارای مناطق قرمز رنگی است که مشخصه آن می باشد.
مهرداد دلنوازی: آثار منتشر نشده زیادی دارم

مهرداد دلنوازی: آثار منتشر نشده زیادی دارم

در هنرستان ما ارکستری داشتیم که بنده آن را اداره کرده بودم و در واقع یک ارکستر دانشجویی بود، پس از فارغ التحصیل شدن از هنرستان موسیقی ملی، با همکلاسی های که داشته ایم مثل آقای سعید ثابت، آقای حسین بهروز نیا، آقای ضرغامی و دوستان دیگر، ما علاقه مند شده بودیم که فعالیت های خود را گسترده تر کنیم؛ به گوشمان رسید که در رادیو میدان ارگ، امتحانی می گیرند برای نوازندگی و جذب نوازندگان برای صدا و سیما. آنجا رفتیم و در آزمون شرکت کردیم و خدا را شکر کارمان مورد قبول واقع شد و ارکستر در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی که وابسته به صدا و سیما بود تشکیل شد. نام این گروه خالقی بود که غالبا دوستانی که آهنگ خودشان را می آوردند، سرپرستی آن را به عهده داشتند و فعالیت از سال ۵۸-۵۹ آنجا شروع شد.
خود آموختگان و نقشگذاران افزایش ظرفیت آنها (I)

خود آموختگان و نقشگذاران افزایش ظرفیت آنها (I)

برای درک مفهوم خود آموختگی در قلمرو هنر در آغاز لازم است روند تحرک و زایش اثر هنری را مورد توجه قرار دهیم. در قلمرو هر شناختی، هر پدیداری را می توان از دو زاویه نگاه کرد. اولین نوع نگاه عقلانی و کاربردی است. این نگاه رو به منطق ها یا همان عقولی دارد که تابحال یافته شده اند یعنی از جنس گذشته است. این عقول را می توان به سهولت از مدرسین فراگرفت و بکار برد.
لئونارد برنشتاین

لئونارد برنشتاین

لئونارد برنشتاین (Leonard Bernstein) متولد ۱۹۱۸، آهنگساز، رهبر ارکستر، آموزگار و پیانیست آمریکایی و اولین رهبر ارکستر متولد ایالات متحده که شهرتی جهانی یافته است، به شمار می آید.
تکنیک نوازندگی بی مانند

تکنیک نوازندگی بی مانند

در ادامه مطلب قبل راجع به Wes Montgomery امروز به بررسی سبک کاری او در گیتار می پردازیم. از آنجایی که وس گیتار را بدون معلم و با استعداد خود شروع کرد نوازندگی او نحوه ای کاملا” خاص و یگانه داشت بگونه ای که همواره رقیبان خود در گیتار را شگفت زده میکرد.
پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (I)

پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (I)

سرآغاز سده‌ی بیستم پر بود از امیدواری. امیدواری به انسان، امیداوری به آینده‌ی او که پرتو دانش و فناوری روشنش کرده بود. خوشبینی در فضا موج می‌زد، که خرد سرانجام نادانی و جنگ و بیماری و همه‌ی نادرستی‌های دیگر را ریشه‌کن خواهد کرد و خوشبختی ماندگار خواهد شد. در چنین فضایی امروز از دیروز و فردا از امروز بهتر بود. در پندار مردمی که در این دوره می‌زیستند تغییر و دگرگونی مفهوم فَرگَشت (تکامل) و پیشرفت داشت.
نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XXIV)

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XXIV)

از ادامه دهندگان راه وزیری و خالقی در آهنگسازی، قبل از حسین علیزاده، حسین دهلوی و فرامرز پایور هم آثاری عرضه کرده اند که بیشتر آمیخته ای از موسیقی شرقی و غربی هستند و معروفیت و مقبولیت چندانی نیافته اند. از پویندگان تجدد و از نسل جوانترها، بعد از علیزاده باید از حمید متبسم نام برد. او که از همراهان گروه عارف و شیدا بود بعد از انقلاب در آلمان به فعالیت پرداخت. قطعه «ونوشه» ساخته او برای سه تار و ارکستر سازهای ایرانی نمونه ای ارزنده از موسیقی هارمونیک ایرانی بدون آواز و شعر، با سازها و در مایه ها و مقام های ایرانی است که با دوستان و همکاران سابق از نوازندگان عارف و شیدا اجرا شده است. (نوار «بامداد» انتشارات سروش) تجربه این کار نشان داد که تجدد راهی نیست که شخصی یا گروهی به تنهایی در آن راه افتاده و با موفقیت آن را ادامه دهد. این بخش اساسی از تجدد در موسیقی در تنگنایی گرفتار است، که چنین ویژگی هایی دارد:
موسیقی و معنا (VII)

موسیقی و معنا (VII)

تجربه‌ی موسیقایی برای تبدیل شدن به تجربه‌ای زیبایی‌شناختی، باید هر دو نوع تصدیق را داشته باشد. تنها در صورت وجود این دو شرط است که موسیقی فهمیده و معنای آن حاصل می‌شود. اسکراتون نیز معتقد است که تبلور احساس در موسیقی به شکلی کلی صورت می‌گیرد و نمی‌توان تعیین کرد که کدام ویژگی‌های موسیقی مستقیماً مسئول بیان یک احساس مشخص هستند (۱۹۸۷، ۱۹۹۷). او می‌گوید: «آدمی در واکنش به یک قطعه‌ی موسیقی به حالت هایی رهنمون می‌شود که مفهومشان را از کل مجموعه دریافت می‌کنند» (۱۹۹۷: ۳۵۷)، اما برای دریافت این وجه از معنای موسیقی، مخاطبان باید بتوانند موسیقی را به عنوان موسیقی بشنوند. بنابراین اسکراتون بر آن است که معنای موسیقی ریشه در دریافت استعاری آن دارد و این معنا در فرهنگ موسیقایی و خاصه در یک فرهنگ موسیقی تعریف می‌شود؛ این فرهنگ توانایی تفسیر شهودی مخاطبان را با طرح‌ها و اهداف آهنگ‌سازان و اجراکنندگان موسیقی همسو می‌کند.
آشنایی با اولین ساز الکترونیکی: <br>تصادفی که تاریخ موسیقی را متحول کرد

آشنایی با اولین ساز الکترونیکی:
تصادفی که تاریخ موسیقی را متحول کرد

همه ما الیشا گری (Elisha Gray) را به‌عنوان مخترع تلفن می‌شناختیم، اگر الکساندر گراهام‌بل یک ساعت قبل از او به دفتر ثبت اختراعات نرفته بود در عوض نام‌ گری در تاریخ «موسیقی الکترونیکی» به‌عنوان مخترع اولین ساز الکترونیکی ثبت شده است. حال اگر بخواهیم فهرستی از بدشناس‌ترین مردان تاریخ تهیه کنیم، نام الیشا گری (Elisha Gary) بعد از Remo Giazotto (آهنگ‌ساز و محقق موسیقی سبک باروک ایتالیا) در ردیف دوم قرار می‌گیرد. به هر حال در کنار این بدبیاری بزرگ، او اختراع اولین ساز الکترونیکی را مدیون یک اتفاق تصادفی است.