نگاهی به کنسرت ارکستر ملل در باغ ملی

کنسرت ارکستر ملل در میدان مشق
کنسرت ارکستر ملل در میدان مشق
ارکستر ملل پس از چندین ماه سکوت، برنامه خود را در محوطه سرباز باغ ملی به اجرا گذاشت. این برنامه ارکستر ملل در واقع یک کنسرت مستقل نبود، بلکه برنامه ای ویژه روز جهانی، محوطه ها و یادمانهای تاریخی بود، به همین مناسبت پس از قرائت بیانیه کمیته ملی موزه های ایران (ایکوم ایران) و بیانیه معاونت میراث فرهنگی به مناسبت این روز، ارکستر ملل به اجرای پنج قطعه بسنده کرد.

محوطه ای که این کنسرت در آن به اجرا گذاشته شد، به میدان مشق معروف است که جزو بناهای منحصر به فرد شهر تهران است و تاریخ ساخت آن به دوره رضا خان برمیگردد.

فضای اجرای این کنسرت بسیار مناسب برنامه هایی از این دست به نظر میرسد، هرچند از نظر آکوستیک مشکلاتی را برای صدا بردار بوجود می آورد ولی با بهره گیری از صدابرداری مناسب، میتوان از این فضا ها برای اجرای کنسرت استفاده کرد، البته امروز بخش اعظم این محوطه به وزارت امور خارجه تعلق دارد که رفت و آمد مخاطبین و همچنین عکاسی و فیلمبرداری در آن با مشکلاتی زیادی همراه است.

ارکستر ملل در این برنامه قرار بود از کیوان میرهادی، (نوازنده، آهنگساز و رهبر ارکستر کامراتا) به عنوان رهبر میهمان، بهره ببرد؛ ولی بیماری این هنرمند، موجب شد، پیمان سلطانی، خود رهبری کل قطعات این برنامه را به عهده بگیرد. میرهادی تا آخرین روز تمرین با ارکستر کار کرده بود و پیمان سلطانی فقط با یک تمرین روز اجرا، وقت داشت با این دو قطعه و اجرای آن آشنا شود که البته به خوبی از پس این مشکل برآمد.

پیمان سلطانی برخلاف کیوان میرهادی که در تمرینها و گاهی در کنسرت، به صورت بسیار واضع و با دستانی مشخص رهبری میکند، سعی میکرد در اجرا موزیکالتر و همراه با ظرایفی بیشتر از نشان دادن واضح ورود ها و تمپو، رهبری کند که البته در بعضی از قطعات (مخصوصا” در بخش مضرابیها) دیده شد مثل اینکه فعلا روش میرهادی کارسازتر است!

عجیب این بود که در این روز به غیر از رهبر میهمان، رهبر اصلی و دو سولیست برنامه (تنبک و آواز) نیز با تحمل کسالت روی سن آمدند و با این حال برنامه ای موفق را به اجرا گذاشتند.

ارکستر از نظر کوک، در این برنامه در کیفیت بهتری نسبت به کنسرتهای گذشته قرار داشت؛ البته قطعات اجرا شده در این برنامه نیز مشکل زیادی را برای پرده گیری سازها (مخصوصا” زهی ها) بوجود نمی آورد و قطعه “کاروان” ساخته کلنل وزیری هم که دارای ربع پرده بود، در تمرین ها مورد بررسی قرار گرفته و مشکل نوازندگان کلاسیک کار از این بابت حل شده بود. لازم به ذکر است که پارتیتور این قطعه به تازگی به کمیته موسیقی ایکوم تقدیم شده است.

البته دلیل دیگری که میتوان برای دقیقتر بودن کوک در این برنامه (با وجود اجرا در فضای باز) یاد کرد، کوچکتر شدن ارکستر ملل نسبت به برنامه های گذشته بود. ارکستر ملل در این برنامه از نوازندگان کمتر و بالطبع ماهرتری بهره میبرد، مخصوصا” در قسمت بادی چوبی ها تمام نوازندگان چیره دستی قابل توجهی داشتند و با قدرت تکنیکی بالای خود، صدای ارکستر را تقویت میکردند. در این کنسرت بسیاری از نوازندگان، عضو ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر کامراتا بودند.

در ترکیب ارکستر ملل، از دو کنترباس استفاده شده بود که با وجود تعداد ۴ عدد ویولا و ویولنسل، بالانس مناسبی برای ارکستر بوجود می آمد ولی در اجرا به خاطر عدم همکاری تالار وحدت فقط از یک کنترباس استفاده شد که آن هم بسیار مستعمل بود!

صدا برداری این برنامه شاید مهمترین نقطه ضعف این کنسرت بود؛ ارکستر بدون هیچ گونه تست صدا وارد صحنه شد و صدابردار برنامه نیز بدون توجه به بالانس ارکستر گاهی صدای بخشهایی از ارکستر را زیاد و کم میکرد، این مشکل به حدی بود که صدای بعضی از سازها به کلی حذف شود! همچنین صدای برای قسمتهای مختلف به صورت کاملا متفاوت شنیده میشد مثلا کسی که در صندلی های قسمت چپ نشسته بود صدای کنترباس را نمی شنید و به جای آن صدای گروه مضرابی خوب شنیده میشد ولی در سمت دیگر برعکس بود و عجیب اینکه بود که صدابردار برنامه بی توجه مشغول گفتگو با دوستانش بود!


کنسرت ارکستر ملل در میدان مشق
یکی از دلایلی که موجب گلایه نوازندگان شده بود نیز، نشنیدن صدای خودشان از اسپیکر مخصوصشان بود؛ در واقع اگر کمک های رهبر در نشان دادن ریتم و ورودها نبود، هماهنگی ارکستر کاملا به هم میریخت، همانطور که در مقدمه “از خون جوانان وطن” ساخته عارف قزوینی و تنظیم مهرداد دلنوازی، ارکستر هماهنگی خود را از دست داد و تا پایان قطعه هم این عدم اطمینان وجود داشت، البته در تکرار این تصنیف در بیز برنامه، این تصنیف به شکل بهتری اجرا شد.

بهمن رجبی هم در این برنامه با وجود کسالت، حاضر شد و پس از تکنوازی، مانند برنامه های گذشته ارکستر ملل، در جایگاه همنواز ارکستر نیز ظاهر شد و تصنیف حماسی عارف را با ارکستر و خواننده همراهی کرد. حسین علیشاپور، خواننده جوان نیز برای اولین بار در این برنامه با ارکستر ملل همکاری داشت.

علیشاپور، خواننده ای چپ کوک است که کمتر توانایی های خود را در کنسرت ها به نمایش گذاشته است، دلیل اتفاق هم چیزی نیست جز اوج گریزی او! حسین علیشاپور، مهمترین معلمی که دیده است منوچهر همایون پور بوده و بسیار تحت تاثیر لحن و استیل وی است؛ همایون پور خواننده ای است که بیشتر در قسمتهای بم آواز خوانده و تاکید زیادی روی این موضوع داشت که خوانندگان از اوج خوانی بی مورد بپرهیزند ولی این گفته بیشتر مربوط به خوانندگان باس و باریتون است که در موسیقی ایرانی با فشار زیاد، سعی میکنند در فواصلی بالاتر از سل (روی خط کلید سل) بخوانند و خوانندگانی مانند علیشاپور با بم خوانی فقط قسمت ضعیف تر صدای خود را به نمایش میگذارند.

همینطور علیشاپور میتواند، در اجراهای همراه با ارکستر از توانایی های ذاتی خود (چه در ولوم و چه در حجم) بیشتر بهره ببرد تا صدایش با وضعیت بهتری روی ارکستر بنشیند، هرچند استیل اجرای تکنیکهای آوازی ایرانی مخصوصا در مورد خوانندگان مرد، تاحدی با استیل معمول اجرایی خوانندگان آواز کلاسیک غربی متفاوت است و امکان اجرای تحریر ها در استیل یاد شده مشکل است ولی باز خوانندگان میتوانند از استیلی بینابین بهره ببرند.

شاید این سئوال در اینجا مطرح باشد که آیا در زمان ما که تقریبا هیچ کنسرتی بدون استفاده از امکانات تقویتی صوتی، برگزار نمیشود، هنوز بلندی صدا در آواز مطرح است ؟ در جواب این سئوال باید به این نکته اشاره کرد که اگر بلندی صدا از حدی کمتر باشد، تقویت آن با آمپیلی فایرها صدای های اضافی و نویز ایجاد میکند و اصوات بی اهمیت و اضافی را به گوش شنوندگان میرساند.

همانطور که اشاره شد، علیشاپور در این کنسرت بیمار بود و اجرای این برنامه هم معیار خوبی برای سنجش توانایی های او نبود، با وجود این مشکل تصانیف این برنامه را که همگی دارای نتهایی در اوج بودند (مخصوصا در تصنیف مرغ سحر) را اجرا کرد، که میتواند نشاندهنده تجربه او در اجرای زنده باشد.

6 دیدگاه

  • ارسال شده در اردیبهشت ۴, ۱۳۸۷ در ۱۰:۳۵ ب.ظ

    با تشکر از مطلب فوق ذکر یک نکته رو ضروری دیدم.
    شکی نیست که ارکستر ملل و جناب آقای پیمان سلطانی در این چند سال گذشته زحمات زیادی کشیدند.
    اما در رابطه با نگاهی که به اجراهای ارکسترها میشه انداخت فکر میکنم اگر نگاهی دقیقتر و منتقدانه تری به اجراهای ارکستر هایی که جدی کار میکنند(مثل ملل) بندازیم کمک بیشتری بهشون می کنیم تا سطح کمی و کیفی برنامشون بهتر بشه.
    همه خطاها یا کمبود ها رو نمیشه گردن صدابردار انداخت برای مثال…
    من چند مطلب به مطالب شما اضافه می کنم.
    ۱- اجرای ضعیف زهی ها در پاسا‍ژهای قطعات
    ۲- حفظ ریتم ضعیف و درک ریتم ضعیف در مضرابی ها
    ۳- عدم توجه به نوانس ها و علامات رهبر
    ۴- عدم نشان دادن درست ضرب ها و شروع ها از سوی رهبر
    ۵- عدم برنامه ریزی درست تمرینات و اجراها
    البته باز هم یادآوری می کنم که گفتن این مطالب بیشتر به کسانی مثل پیمان سلطانی و ملل کمک میکنه تا راهی رو که در پیش دارند با قدرت و کیفیت بهتری پیش ببرن.
    لازم به ذکر هست که من خودم به عنوان نوازنده در این ارکستر همکاری داشتم و از نزدیک شاهد فعالیت های این ارکستر هستم.
    با تشکر از سایت خوب و فعال گفتگوی هارمونیک

  • پردیس
    ارسال شده در اردیبهشت ۶, ۱۳۸۷ در ۲:۰۹ ب.ظ

    با سلام و تشکر
    امیدوارم که برنامه هایی از این دست بیشتر و در سطح وسیع تر برگزار شوند. ارکستر ملل در همین سطح و با این مشکلات به نظر من از ارکستر سمفونیک تهران با آن همه حمایت و … اجرای موفق تر و قابل قبول تری داشتند. حیف آن همه فضا، امکانات و هزینه که صرف باند بازی می شود.

  • فريد
    ارسال شده در اردیبهشت ۶, ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۶ ب.ظ

    با سلام و تشکر از آقای پور قناد و آقای نوید من هم این اجرا را دیدم و لذت بردم طبیعی است که در اجرای زنده در کنار حالی که وجود دارد به سبب فضای باز و اتمسفر اون فضا اشکالاتی هم به وجود میاد چه برای مخاطب وچه برای اجرا کنندگان اگر واقع بین باشیم و عادل می دانیم که اجرا به صورت زنده و در عین حال در فضای باز با مواردی رو در رو میشود که قابل پیش بینی نیست لذا ایراد گرفتن در چنین شرایطی به جا نیست چرا که بسیاری از موارد به دلیل همین موارد است و گر نه موضوعاتی که دوست عزیز نوید مطرح کرده اند فکر نکنم از حوزه دانش و شعور اجرا کنندکان این ارکستر به دور باشد.

  • old
    ارسال شده در تیر ۳, ۱۳۸۷ در ۹:۳۵ ب.ظ

    من در کنسرت ارکستر ملل در میدان مشق حاضر بودم و به نظر من ارکستر ملل با این اجرا دو چیز را به شنوندگانش (که اکثرا از نزدیکان و خانواده های کارمندان میراث فرهنگی و وزارت خارجه بودند) با تاکید فراوان نشان داد: اول اینکه این ارکستر با ۵-۴ جلسه تمرین می تواند برنامه اجرا کند و مسلما کیفیت آن برای آقای سلطانی کمترین اهمیتی ندارد.
    دوم، به هر قیمتی باید کنسرت اجرا کرد حتی اگر در برنامه ی مناسبتی، سفارشی و فرمایشی!
    به زعم من ارکستر ملل در این سومین اجرای اش با صدایی بلند گفت که من به شنونده ام اهمیت نمی دهم، من موسیقی را به ابزار تفریح و مجالس آقایان تبدیل می کنم و در آخر پیمان سلطانی و ارکسترش (به همراه رجبی، مردی که می خواهد شاگرد بهمن گونه و رجبی وار تربیت کند!) چه آسان می توانند در یکی از شب های فروردین ۸۷ نام دولتی-مناسبتی را به نامشان اضافه کنند.

  • ارسطو
    ارسال شده در تیر ۲۸, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۷ ق.ظ

    ایرانی ها هنوز بلد نیستند کنسرت بدهند
    کنسرت به اروپا تعلق داره

  • آرش
    ارسال شده در مرداد ۸, ۱۳۸۷ در ۱:۲۵ ق.ظ

    آقا یا خانوم الد باید به شما بگم که خیلی بی انصافی کردی در نظرت. اولا ارکستر سمفونیک تهران که ۸۰ درصد بچه های ارکستر ملل عضوش هستند در کنسرتهای یک ساعت و نیمه و حتی دو ساعته بیشتر مواقع ۵ یا ۶ روز بیشتر تمرین نمی کنن پس این داستان جدیدی نیست برای ارکستر های ایران تازه ارکستر سمفونیک تهران حقوق دولتی داره و …. دوما این برنامه برای روز “جهانی” محوطه ها و یادمانهای تاریخی بود و فقط مربوط به دولت ایران نبود. سوما ورود برای عموم آزاد بود نه فقط دولتی ها چهارما اگر سلطانی و رجبی اهل همکاری با دولت بودن در برنامه های جشنواره فجر شرکت می کردند که هیچ وقت این کار را نکردن ولی از مشکاتیان گرفته تا کامکارا همه در این جشنواره شرکت کردند.
    راستی فراموش نکن که در ایران داری زندگی می کنی و از سربازی رفتن تا گواهی نامه گرفتن و جواز دفن گرفتن بالاخره با دولتی ها سروکار داری نمی تونی هیچ وقت کاملا مستقل باشی وقتی مکان برنامه دست دولت هست می تونی بدون حضور رئیسش اونجا برنامه داشته باشی؟!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

حنانه: پدرم هارمونی زوج را به هیچ کس تدریس نکرده است

به تازگی شایعه ای منتشر شده است که رساله «هارمونی زوج» مرتضی حنانه در انتظار انتشار است. از طرفی افرادی نیز خود را صاحب صلاحیت در آنالیز و حتی تدریس هارمونی زوج معرفی می کنند. این مسائل باعث شد تا از زبان فرزند مرتضی حنانه، امیرعلی حنانه، موضوع را بررسی کنیم:

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (III)

عصر جدیدی است که خود محصول رنسانس و روشنگری در اروپا است؛ همراه با شکست نیروهای ارتجاعی در جنگ اول جهانی، فرهیختگان و هنرمندان اروپایی به خصوص دربرلین، پاریس و وین، با امیدواری و خوشبینی به آینده ای چشم دوخته بودند که ملت های رها شده از سلطه حکومت های خود کامه با استفاده از دانش و صنعت پیشرفته یک «نظام جدید جهانی»، شکل یافته از ایده های دموکراسی و سوسیالیزم، به وجود آورند. انگیزه و موضوع فعالیت های هنری یکسره دگرگون شده بود. برنامه «جهان نو» و «انسان نو» در دستور کار هنرمندان قرار داشت. درگیری و رویاروئی هنرمندان با ضابطه ها و معیارهای جدید آنها را در پی شیوه های جدید بیان به جستجو وا داشته بود. در تمام رشته های هنری به یک باره مکتب های مختلف و متنوع هنری، با برداشت های جدید و«مدرن» به وجود آمدند. برنامه «هنر مدرن»، پا به پای ایدئولوژی های جدید، آزاد کردن هنر از قیدهای تاریخی، سنتی، بومی، دینی و طبقاتی و قابل استفاده کردن آن برای عموم مردم دنیا یا همگانی کردن آن بدون تفکیک های نژادی، قومی و دینی و طبقاتی بود. به عبارت دیگر دو ویژگی مهم هنر مدرن، یکی «جهانی بودن» هنر در سطح جهان و دیگری «همگانی بودن» آن در عمق جامعه بود. سومین ویژگی هنر را می توان «پیراسته بودن» نامید. در ادبیات آلمانی، شروع ادبیات مدرن به مکتب ناتورالیسم موسوم شد. یعنی تعریف و توصیف هرچیز به خصوص انسان آن طور که «هست».

از روزهای گذشته…

سرک کشیدن به کمی دوردست تر (I)

سرک کشیدن به کمی دوردست تر (I)

یک گام بلندتر برای سرک کشیدن به کمی دوردست‌تر. کیهان کلهر را با گام‌های دوستانه‌اش به سوی همسایگان جغرافیایی می‌شناسیم. او می‌گوید: «فاصله‌ی ما با شبه قاره‌ی هند و فلات آناتولی تنها یک گام به راست و یک گام به چپ است.» (نقل به مضمون) و در نتیجه به دنبال همنشینی و تجربه‌ی موسیقایی با آن‌ها می‌رود. او با این جملات در حقیقت بخشی از ایده‌ی موسیقی تلفیقی امروز دنیا را بازگو می‌کند و نیز برخی بی‌توجهی‌های پیشین به فرهنگ‌هایی که شاید همسایگی‌شان با ما بیش از آن باشد که می‌پنداریم.
موسیقى رنگ ها (II)

موسیقى رنگ ها (II)

بنابراین، این سبک بسیار متنوع و متفاوت با سبک هاى رایج است. موسیقى موسورگسکى توصیف هاى روشنى دارد و لحن آوازهاى آن نشان دهنده محیط اطراف او است، بنابراین در بعضى از مواقع مهیب و شاید هم تا حدودى زننده باشد. شهرت بیشتر آثار او به خاطر رنگ آمیزى صوتى گسترده آنها است. او در آثارش از بسیارى از موضوعات قرون وسطایى در روسیه، استفاده کرده است. آرزوى او هر چه نزدیک تر کردن هنر به زندگى واقعى بود.
موسیقی کانتری (IV)

موسیقی کانتری (IV)

در سال ۱۹۷۷ خانم دالی پارتون (Dolly Parton) موسیقیدان برجسته سبک کانتری با آهنگ “اینجا باز هم تو” به عنوان بهترین آهنگ کانتری و در رده سوم بر روی بیلبورد بهترینهای پاپ آمریکا جای گرفت. همچنین کنی راجرز (Kenny Rogers) پس از موفقیت در پاپ، راک و موسیقی محلی با آهنگ “لوسیل” به موسیقی کانتری راه یافت و در رده پنجم بیلبورد بهترینهای پاپ آمریکا قرارگرفت. در حقیقت راجرز و پاترون هر دو این توانایی را داشتند که هم زمان هم در موسیقی کانتری و هم پاپ برترین باشند.
کلارا ویک شومان

کلارا ویک شومان

خانم کلارا جوزفین ویک شومان موسیقیدان آلمانی، یکی از پیانیست های برتر زمان، آهنگساز و همسر روبرت شومان (Robert Schumann) آهنگساز بود. کلارا شومان از سن ۵ سالگی از محضر پدرش، فردریش ویک (Friedrich Wieck) استاد مشهور پیانو، تمرین می دید. شروع یادگیری موسیقی او در حالی بود که کلارای جوان در سن ۴، ۵ سالگی تنها چند کلمه می توانست صحبت کند! در واقع همه چیز برای او تا سن ۸ سالگی کاملا بی اهمیت بود. تاخیر به گفتار آمدن کلارا و برتریهایش در زمینه موسیقی قابل مقایسه با پیانیست بزرگ آرتور روبنشتاین (Arthur Rubinstein)، فیزیکدانان آلبرت انیشتن (Albert Einstein) و ریچارد فینمان (Richard Feynman) و ریاضی دان جولیا رابینسون (Julia Robinson) در بین دیگر بزرگان می باشد.
نقشه‌برداری موسیقایی (III)

نقشه‌برداری موسیقایی (III)

از این‌رو در زمان اجرا می‌توان با بغل‌دستی گپی هم زد، چون صدا‌های مزاحم در فضای آکنده از صداهای بلند موسیقی محسوس نیستند. به‌عبارت دیگر، شنوندۀ چنین کنسرت‌هایی، حساسیّت لازم برای شنیدن و درک و دریافت موسیقی را به‌دست نمی‌آورند و برای ایشان ناشناخته است و این تأثیری ا‌ست که معماریْ می‌تواند بر درک موسیقایی جامعه بگذارد. به‌عبارت دیگر «کنسرت موسیقی ایرانی» تا حدودی به «دیسکوتیک» که محلّی ا‌ست برای شادی و رقص همراه با موسیقی، شبیه می‌شود؛ به‌ویژه این که سازهای کوبه‌ای همیشه عضو لاینفکِ هر گروهی یا تکنوازی هستند. این نبود حساسیّت در خصوص کیفیت صدا سبب می‌شود که دوستداران موسیقی ایرانی اغلب در خانه‌هایشان همْ از دستگاه‌های ارزان‌قیمت صدا‌دهی استفاده کنند و دغدغۀ کیفیّت صدا نداشته باشند؛ در‌ حالی‌ که کیفیّت صدا در تأثیرگذاری موسیقی سهم مهمّی دارد.
برندگان اعزامی جایزه پیانوى باربد به پاریس رسیدند!

برندگان اعزامی جایزه پیانوى باربد به پاریس رسیدند!

برندگان جایزه بین المللی پیانوی باربد، «اشکان لایق» و «محمدجواد بهرامی» که از سوی این فستیوال به فرانسه اعزام شده اند، به مقصد رسیده و هم اکنون در پاریس هستند. به نقل از آرش اسماعیلی، دبیرهنری فستیوال پیانوی باربد، حضور در فستیوال پلاژ موزیکال در بل ایل فرانسه و شرکت در مستر کلاس های پیانو و موسیقی مجلسی این فستیوال، بخشى از جوایز برندگان نهایى نخستین دوره جایزه بین المللى پیانوى باربد است که ٢٢ تا ٢۴ دى ماه سال گذشته (۱۳۹۵) در شهر شیراز برگزار شد.
تحصیل موسیقی در بلژیک

تحصیل موسیقی در بلژیک

مطلبی که پیش رو دارید، جهت آشنایی بینندگان “گفتگوی هارمونیک” با وضعیت تدریس موسیقی در دانشگاه های موسیقی بلژیک، توسط پرویز بزمی پور از هنرجویان یکی از این دانشگاه های بلژیک است که برای ما فرستاده شده است.
کنسرت مجید درخشانی با گروه سرو آزاد

کنسرت مجید درخشانی با گروه سرو آزاد

کنسرت گروه موسیقی سرو آزاد در تاریخ ۱۹ مهر ماه ۱۳۹۲ با حضور افتخاری استاد مجید درخشانی در تالار وحدت برگزار شد. این کنسرت در دو بخش اجرا شد که در یک بخش، آثار اعضای این گروه و در بخش دیگر آثار استاد مجید درخشانی به اجرا رسید.
Umbria Jazz Festival 2005

Umbria Jazz Festival 2005

فستیوال موسیقی جز “آمبریا” بدون شک یکی از مهمترین رخدادهای موسیقی Jazz در اروپا و آمریکا است. این فستیوال از سال ۱۹۷۳ همه ساله در حال اجرا است و در دهه هفتاد پذیرای بزرگانی چون Dizzy Gillespie و Miles Davis نیز بوده است.
مصائب اجرای دوباره (IV)

مصائب اجرای دوباره (IV)

به طور کلی در نی نوا نمونه‌های دیگری نیز از فیگورها وجود دارد که تاکیدگذاری یا بیان اجراییشان بر جریان موسیقی (پس از خودشان) تاثیر می‌گذارد. ممکن است بتوان شیوه‌ی بسط مواد موسیقایی را در نی نوا مسئول این قضیه دانست (۹). تکنوازی سازهای مختلف نیز یکی از ویژگی‌های نی نوا است که اجرا را گاه بسیار دشوار می‌کند.