محمدرضا شجریان و سه گانه ۶۹ (II)

همایون شجریان، محمد رضا شجریان، کیهان کلهر و حسین علیزاده
همایون شجریان، محمد رضا شجریان، کیهان کلهر و حسین علیزاده
پس از “یاد ایام” تا ۱۰ سال هیچ یک از کارهای شجریان با گروههای کوچک از ساختاری مانند سه گانه های ۶۹ برخوردار نبود، تا اینکه “بی تو به سر نمی شود” به انتشار رسید. سه گانه های شجریان و گروه جدیدش “زمستان است”، “بی تو بسر نمی شود” و “فریاد” مشهورترین کنسرتهای شجریان تا کنون بوده است.

این اتفاق دلایل متعددی دارد که مهمترین آنها، همکاری نوازنده و آهنگساز مبتکر و خلاق موسیقی ایران حسین علیزاده بعد از حدود ۱۰ سال با شجریان و همکاری کیهان کلهر که با انتشار “شب، سکوت، کویر…” و دیگر آثاری که در زمینه موسیقی تلفیقی منتشر کرده بود از محبوبیت بالایی برخوردار بود، ضمن اینکه کمانچه را نیز با لحنی خراسانی و مخصوص به خود می نواخت؛ همچنین همایون شجریان که به عنوان نوازنده و خواننده در گروه همکاری می کرد همواره مورد توجه علاقمندان موسیقی ایرانی بوده است.

در کنار این عوامل تبلیغات گسترده ای که روی این کنسرتها وجود داشته و مخصوصا” پس از انتشار VCD “همنوا با بم” که اولین فیلم تدوین و کارگردانی شده از کنسرتهای شجریان بود (که اقدام زیبایی برای کمک به زلزله زدگان بم بود) موقعیت بی نظیری برای این سه گانه فراهم کرد. ولی به عقیده نگارنده نه شجریان از تکنیک و آواز بی دغدغه سابق برخوردار بود، نه علیزاده از آن چشمه لایتناهی خلاقیت، نه کلهر از کمانچه ای خوش صدا و دقیق. شجریان از این جهت که به ۶۰ سالگی میرسید و در همین برنامه دچار بیماری سختی شد، علیزاده از سال ۱۳۷۶ که “راز نو” را به اجرا گذاشت اثر قابل توجهی همسنگ آثار گذشته خود عرضه نکرده؛ قطعات برجسته ای هم که در این سه اثر عرضه کرد مربوط به آثار گذشته او بودند. کیهان کلهر هم به دلیل نا معلومی نوازندگی کمانچه اش تغییر کرده و مملو از صدا های اضافه آرشه و انگشت گذاریهای غیر دقیق شده، در واقع فرق عمده سه گانه ۷۹، ۸۰ در همین است. برای نمونه تصنیف “مرغ سحر” این گروه را با اجرای قبلی مقایسه کنید:

audio file تصنیف “مرغ سحر” اجرای جدید

audio file تصنیف “مرغ سحر” اجرای سال ۱۳۶۹

“مرغ سحر” ۶۹ ماهور “دو” و اجرای سال ۸۲ ماهور فا است، پس در اجرای سال ۸۲ خوانندگان تا نت “ر” باید بخوانند که می خوانند، ولی شفافیت صدای گذشته را ندارد. همینطور نوازندگان قسمتهایی را برای زینت اضافه کرده اند، ولی کمانچه بوضوح فالش است! با شنیدن سه گانه سال ۶۹ اولین احساسی که به شنونده دست میدهد، زلالی و بی پیرایگی این آثار است. قطعات ضربی بیشتر ساخته پیرنیاکان و بعضی، از شجریان است، تصنیفها بجز “مرغ سحر” و “ای که به پیش قامتت” همگی ساخته محمدرضا شجریان است. یکی از مهمترین عوامل زیبایی این سه اثر تنبک مرتضی اعیان است که با دقت و هماهنگی مثال زدنی در این آثار نواخته، تنبک اعیان نه خیلی بم و نه زیر است و نتیجه همنوازی او با عندلیبی و پیرنیاکان، صدایی شبیه به حرکت آرام جویبار را دارد.

audio file به قسمتی از “رقص پروانه”ساخته داریوش پیرنیاکان توجه کنید.

داریوش پیرنیاکان در “دل مجنون” و “سروچمان” سه تار نواخته و نشان داده که غیر از اینکه تارنوازی تواناست به ادبیات سه تار هم تسلط زیادی دارد و به عقیده نگارنده، سه تار نوازیش کم از تارنوازیش ندارد. پیرنیاکان در این سه اثر بخوبی توانایی های خود را در نواسازی و نیز درک بالای خود را از فرمهای موسیقی ایرانی به اجرا گذاشته است.
 Andalibi Shajarian Pirniakan Ayan
مرتضی اعیان، داریوش پیرنیاکان، محمدرضا شجریان و جمشید عندلیبی
در سه گانه ۶۹ جمشید عندلیبی و پیرنیاکان در سئوال و جوابهای آوازی همکاری قابل توجهی دارند، که یکدست بودن و نزدیک بودن حس و حال و آشنایی به فضای نوازندگی یکدیگر موجب این امر شده. audio file به قسمتی از سئوال و جواب نی و سه تار از آلبوم ” سروچمان” توجه کنید.

در هنگام اجرای این سه اثر زمزمه هایی در میان اهل موسیقی شنیده میشد که چرا شجریان از نوازندگان با تجربه تر نی استفاده نکرده؟ ولی پس از انتشار این سه اثر عندلیبی موفقیتهای قبلی خود را تثبیت کرد و نشان داد با سبکی غیر از سبکهای قدیمی نی نوازی هم می توان اثری قابل توجه به اجرا گذاشت.

شرکت “دل آواز” سه گانه های ۶۹ را در یک جلد منتشر کرد که پس از مدتی “دل آواز” در یک اقدام عجیب، این سه آلبوم را با تغیرات اندکی در شعر و موسیقی بصورت مستقل و با همان نامهای قبلی منتشر کرد! که از کیفیت و نظم، آلبوم سه کاسته قبلی برخوردار نبود؛ البته انتشارات “دل آواز” برای منتشر کردن CD صوتی این کنسرتها باز از همان آلبوم سه کاسته استفاده کرد.

همچنین کنسرت “پیام نسیم” و “دل مجنون” بصورت فیلم ویدیویی چند سال بعد به انتشار رسید که پس از آن فیلم کنسرت “یاد ایام” در شور و “افتخار آفاق” در سه گاه هم در دسترس عموم قرار گرفت؛ البته “افتخار آفاق” (که از لحاظ آمادگی خواننده و نوازندگان و کلا” موسیقی به کیفیت کارهای قبلی نبود) بصورت صوتی منتشر نشد.

چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (II)

ایستگاه میدان انقلاب: در ایستگاه متروی میدان انقلاب، دو نقطه بیش از هر مکان دیگری محلّ تجمع نوازنده‌ها بوده است. اوّلی همکف ایستگاه دقیقاً پس از عبور از ورودی تنگ ایستگاه و پشت به سوپرمارکتی است که در یکی دوسال اخیر باز شده است. تنها دفعاتی که دیده‌ام نوازندگانی در این نقطه به اجرای موسیقی بپردازند دو نوازندهٔ دف و سه‌تار بوده است. این دو نوازنده یک زن و مرد حدوداً سی و چند ساله بودند. مرد سه‌تار می‌نواخت و زن هم دف. بعد از چند بار متوالی که آن‌ها را دیدم، دیگر هیچ‌گاه آن‌ها را ندیدم. ازدحام و سروصدای آن نقطه آن‌قدر زیاد است که نوازندهٔ سه‌تار همواره با میکروفون می‌نواخت و نوازندهٔ همراهش هم به‌جای آنکه مثلاً تنبک‌نواز باشد دف‌نواز بود؛ احتمالاً‌ هم برای آنکه صدای سازش راحت‌تر شنیده شود و هم اینکه ظرائف تنبک در آن فضا قابل شنیدن و درک کردن نبود.

قطعاتی برای آموزش موسیقی

پنج شش سال پیش مقاله ای نوشتم در ارتباط با این موضوع که در سایت گفتگوی هارمونیک منتشر شد. به طور خیلی خلاصه می توانم بگویم که هدف از نوشتن آن مقاله که مقاله حاضر نیز در ادامه آن است آموزش نکاتی در موسیقی از طریق قطعاتی بود که به همین منظور ساخته بودم. پس از چند سال فرصت، انگیزه دوباره ای به وجود آمد برای پی گرفتن دوباره این جریان که قرار بود به نوشتن کتابی با همین محتوا ختم شود و به نوعی این مقاله مقدمه ای بر مجموعه مقالاتی است که در نهایت –در صورت مثبت بودن شرایط- به صورت کتاب منتشر خواهند شد.

از روزهای گذشته…

گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (II)

گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (II)

من اغلب با گرفتن پرینتهایی از کتاب “روشهایی برای ویلنسلیت های جوان” (Pathways for Young Cellists) از اُلگا استائورت (Olga Stuart) با هنرجویان شروع می کنم. این کتاب شبیه کتاب اول پیانو است، در هر صفحه اطلاعات اندکی آمده و به هنرجویان حسی از یادگیری سریع را منتقل می کند. پس از آن با چندین کتاب روشها و تمرینها ادامه می دهم: روشهای فیلارد برای ویلنسلیست های جوان (Feuillard Method)، تمرینهای آرشه زدن سوچیک اپوس ۳ (Sevcik Opus 3)، کتاب دبیرستان ویلنسل نوازی پوپر (Popper High School of Cello Playing) و پیاتی کاپریسز (Piatti Caprices).
علینقی وزیری؛ ناسیونالیسم دولتی و روشنفکر موسیقی (I)

علینقی وزیری؛ ناسیونالیسم دولتی و روشنفکر موسیقی (I)

در دنیای موسیقی ایرانی بسیار از وزیری علینقی گفته شده است. او در پندارهای تاریخی متفاوتی قهرمان و ضد قهرمان بوده است؛ به گمان برخی نوآور و رهایی‌بخش و به گمان برخی دیگر تحریف‌کننده و گمراه؛ و به هر حال، نقشی تعیین‌کننده و منحصربه‌فرد در جریان‌های موسیقایی سدهٔ حاضر داشته است، چنان که بازیگر اصلی در بوجود آوردن دگرگونی‌های آغازین آن و شاخص‌ترین نمود نظم مستقری که معترضان در میانهٔ قرن در برابرش صف آراسته بودند، به شمار می‌آید.(۱)
بلندگو ، عامل مهم کیفیت پخش موسیقی

بلندگو ، عامل مهم کیفیت پخش موسیقی

در یک سیستم پخش صوتی جعبه بلندگوها۱ عامل تبدیل انرژی الکتریکی به صوتی هستند لذا بنظر می رسد انتخاب نا مناسب آنها با وجود کیفیت بالای دستگاه پخش و آمپلی فایر، می تواند بر نتیجه نهایی تاثیر نامطلوب بگذارد.
موسیقی آفریقای جنوبی (VI)

موسیقی آفریقای جنوبی (VI)

اجرای موسیقی، جز حتی در سالهای سرکوبی شدید، در آفریقای جنوبی نیز ادامه داشت و گروه هایی مانند پیشگامان جز آفریقای جنوبی (African Jazz Pioneers) و خوانندگانی مانند ابیگیل کوبکا (Abigail Kubheka) و تاندی کلاسن (Thandi Klaasen) بودند که سنت جز ماباکانگا را زنده نگه داشتند که خود باعث حفظ جان بخشین به محله سوفیا تاون شد. موزیسین های جز کیپ مانند بیزیل کوئتزی و رابی جنسن و هتپ ادریس گلتا (Hotep Idris Galeta) به گسترش سبک واگیردار کیپ ادامه دادند.
مغالطات ایرانی – اتنوموزیکولوژی (III)

مغالطات ایرانی – اتنوموزیکولوژی (III)

فریدون فرزانه، خطاب به سازندۀ عمیق ترین نغمه های تاریخ موسیقی ایران می نویسد: «موسیقی شما نه جنبۀ علمی دارد نه جنبهء هنری و نه جنبهء ملی حال از شما می‏خواهم بپرسم این سازهایی غربی در ارکستر شما چکار دارد؟» و جالب اینجاست کسی که خود تمام آثارش را برای سازهای غربی تنظیم کرده از خالقی (که ارکستر غربی را به طور کامل ملی می دید و با نگاهی مستقل و ایرانی، صدایی ایرانی از این ارکستر درمی آورد) بعد از زدن برچسب غیرعلمی، غیر هنری و غیر ملی بودن به آثارش می گوید، ساز غربی در ارکستر شما چه می کند!
سیستم فواصل تقسیم مساوی طول (II)

سیستم فواصل تقسیم مساوی طول (II)

فارابی * در کتاب “موسیقی کبیر” ، تنبور بغدادی را از انواع معروف سازهای گروه تنبور ذکر می کند. به گفته او این ساز را در شهرهای عراق و حوالی آن و نیز مغرب و جنوب آن می نواختند. تنبور بغدادی کاسه کوچکتر از تنبور خراسان داشته و ۲ سیم بر آن می بستند. برای پرده بندی آن نیز طول بین شیطانک و خرک را تقسیم بر ۸ کرده و پرده ای بر آن جا می بستند.
مصاحبه ای با رنه فلمینگ (I)

مصاحبه ای با رنه فلمینگ (I)

خانم رنه فلمینگ یکی از موفقترین ستارگانی است که در عرصه بین المللی در سالهای اخیر درخشیده است. او سه اثر خود را در شرایط بسیار مشکلی از لحاظ اجرا و تکنیک ضبط کرده، اجرای زنده وی بسیار موفقیت آمیز بوده و در ایفای نقشی بسیار دشوار نشان داده که توانایی های زیادی دارد. رنه فلمینگ استاد سبک موتسارت است، در نسخه جدید کوزی فان توته (Cosi fan Tutte) با رهبر درگذشته بزرگ، سر جرج سولتی (Sir Georg Solti) هیچ وحشتی از سبک پر خطر این اپرای قرن نوزدهمی نداشت و توانست، اثری رضایت بخش به اجرا در آورد. ضبط های جدید اپراهای موتزارت شامل آثاری است از هنرمندان متعدد و ناشناس. خانم فلمینگ یک استثنا در عرصه موسیقی می باشد، خود او می گوید دوست دارد زمانی اثرش را ضبط کند که صدایش توانایی بالا خواندن را داشته باشد.
Secret Garden

Secret Garden

“Secret Garden” گروهی ایرلندی-نروژی هستند که پایه و شیوه کار آنها بر اساس موسیقی سازی میباشد و آنرا برخی موسیقی Neo-classical music وعده ای دیگر New Ages مینامند. آلبومهای این گروه در سراسر دنیا مورد توجه و استقبال عموم مردم قرار گرفته است بالاخص با آلبوم Secret Garden که در ایران نیز این گروه با همین آلبوم محبوبیت خاصی در میان عموم علاقمندان به موسیقی پیدا کرده است.
ارتباط ساز و کامپیوتر با MIDI

ارتباط ساز و کامپیوتر با MIDI

همانطور که می دانید MIDI استانداردی صنعتی برای برقراری ارتباط میان دستگاه های مختلف موسیقی با یکدیگر و کامپیوتر است. مهمترین ویژگی MIDI که باعث موفقیت آن نیز شده است عدم ارسال محتویات صدا بصورت آنالوگ بین دستگاه های موسیقی است. در واقع در این استاندارد برای اجرای هر نت پارامترهای لازم کیفی و کمی، تهیه و بصورت دیجیتال به دستگاه های موسیقی ارسال می شود.
پاسخی به نوشته علیرضا جواهری در مورد خواننده سالاری (II)

پاسخی به نوشته علیرضا جواهری در مورد خواننده سالاری (II)

حال من مسئله‏اى دیگر را مطرح مى‏کنم آن آثار نه به خاطر علیزاده و مشکاتیان و لطفى و… و نه به خاطر شجریان و یا ناظرى و… ماندگار شد. بلکه به خاطر همدلى این هنرمندان با مردم بود. یعنى آنها آن چیزى را ساختند و خواندند که مردم نیاز داشتند نه آن چه را که دلشان مى‏خواست. این مردم هستند که آثار را باید ماندگار بدانند یا بى‏اثر.